یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

مشخصات بلاگ
یا قاضی الحاجات

ای که به دور کعبه و منکر حیدری / کعبه ولادتگه اوست دور حیدر مگرد

بایگانی

۴۹ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

یکی از خوش خیالترین افراد به حکومت اسلامی ما خود بنده ام ولی الان موندم که خوشبین باشم به حکومتمون یا بدبین!!! یعنی انقدر کشور ما تحت سلاطین شیاطین و حکومت آخوندی و شیطانی هست که بعضی چیزا گم میشن اصلا!!! یعنی باید یک رزمنده بدونه و اطلاع داشته باشه و خوشبین نباشه به حکومت جمهوری الان جنگه اینجا اینو باید دانست ما تحت ولایت برخی بزرگان قائم شدیم اینجا وضع خوبه نمیشه بدبین بودو ناشکری کرد ولی آقا روزنامه ها دست کیه؟ پلیس دست کیه در اینجا و جهان؟ تاکسی؟؟ شهر دست کیه بله دست شیاطین هست اینا بیشتر از حکومت آخوندی و حق هستند شیاطین الان و نمیشه انتظار داشت در سرتاسز جهان که مثل ما نیست اونا ظاهرا ادعای حق میکنن و همه نوع فساد دارن و بهترین کشور کشور ماست ایران ولی جنگی ترین و خوبترین ها و بدترین آدم هم پیدا میشن در ایران چون بیشترین جنگ های اینا با ماست یعنی الان من باید بدونم که رزمنده ام و اگر حتی خوبان احاطه ام کرده اند مغرور و خوش خیال نباشم یه مرتبه میری مسجد وضع یه طوره توی خیابونا حکومت چیز دیگری میشه مخصوصا شیاطین جن که آقا شما که تعلیقی اینجا صدات بسته است خودت پشت سرت یه سری چیزا دارن میگن که خبر نداری اصلا و طوری فضای حتی بازیگرارو در مطبوعات و سر زبان ها هست که اصلا اونطوری نشده و ما داریم باور میکنیم و خوش خیالیم در شایعات و حرفای مردم آقا حرفای مردم اصلا شیطانی است اونا فکرمارو که عوض کنن بعدش کاری میکنن و فضایی شباطین ایجاد میکنن که سوژه خودش به سمت اهداف شیطانی و اون صحنه سازی دروغین اینا مجبورا و بدون اینکه بخاد خودش و صحنه سازی پشت صحنه رو بدونه تغییر میکنه ولی ما خوشخیالیم به اخبار و فرق خبر خوب با خبر شیطانی ومسموم رو هیچ وقت نمیفهمیم!!!من خودم ایام کودکی تو کوچه یه خبری نادرست از بازیگری شنیدم که با بازیگر زن مشهور دیگر در استخر بوده اند و پلیس گرفتتشون و هنوز یادمه این خبر رو و نظرم اصلا کلا به این بازیگر مشهور عوض شد دست خودمم نیست ولی حق طلبان آمریکا چشمشون به ماست و روی ما فشار میارن و مسخره میکنن در حالیکه حرفشون ممکنه کاملاا درست باشه ولی کاری میکنن که ما به پا خیزیم نه اینکه کشور خودشون اونا به کشور خودشون چشم امید اصلا ندارن و تمرکز روی ایرانه که نجاتشون بده درست؟ خرفا درسته؟؟بله ما یه مرتبه یه حرکت میکنیم کل سیاست آمریکا عوض میشه و کل سیستمشون میریزه بهم و دست ماست اونا غلطی نمییتونن در مقابل حق و حکومت الهی اگر باشه انجام بدن  بله اقا من نشستم تو خونه اقا خبرم ندارم داره چی میشه بیرون هم نمیرم و فضای خونه برای من که آخوندا رو دوست دارم پس هوامو دارن ولی خبر ندارم تو شهر شما خبر ندارم که تو امریکا حکومت شیطانی است نه الهی و بعضی شهرها یا خعلی شهرها انقدر بده و وضع خرایه که ولایت فقیه در ایران نیست بعد اونجا شیطان داره طغیان میکنه بله؟؟ خوب حالا میخوای چه کار کنی لذا اینجا دارن میجنگند این پاسدارا اینجا ما میگیم ما قدرت شیطانی پلیس رو نمیخوایم الان کل دنیا پلیساشون قدرت شیطانی دارن همین اجنه کل روزنامه هاشون دارن مردم رو گول میزنن و حقایقشون بسته و تعلیق شده ما خودمون داریم از این قدرت استفاده میکنیم منتهی بازیگرای خوبی داریم و خوب بازیگر داریم ولی باید توجه کرد که همین صدا وسیما که اگه برانمش قطع بشه مردم قیام میکنند همین خعلی خوش خیاله بلکه باید جوان ها رو متدین طوری به بار بیاره که اقا شما وظیفه داری مسولیت داری باید بفهمه جوان که توی جنگه درست؟؟ من خودم قرص میخورم و باید آروم باشم و اینجا توی جنگ باخته ام از قبل و از ما گذشت ولی بدونیم که حقایق پنهانه در کشور ما و همین در کشور ما جنگ بدتر رخ داده یعنی اگر جایی شیطانی باشه از حکومت ما این جکومت شیطانی برخی نقاط ار آمریکا تفریطش بدتره چون کله گنده های آمریکا روی مردم ما کار میکنن و واقعیتش ما همه میدونیم که خعلی از ما میخوایم ولایت آخوندان رو از بین ببریم و توجه به جنگ نداریم در خالیکه خبر نداریم چه بر سرمون خواهد آمد و چنان شکستی میخوریم اگر جکومت الهی از بین رفت که و جکومت اسلامی که دیگه قطعا پشیمان خواهیم گشت و مهر و محبت بزرگان بر سر ماست و شکر نمیکنیم یعنی شما بری آمریکا از ایران باور کن چند هفته شاید نتونی دوام بیاری اگر از کودکی در ایران بودی مخض بوی خاک نیست مخض فرشته هاست و رحمتی است و نوری است که در بین ماست و اون صفایی است که داریم و هیچ کجا پیدا نمیشه پس حفظ نظام مهمترین وظیفه ها است که اصلا ما جوان ها توجه نداریم و خوش خیالانه در پی ظواهراتی هستیم که یارو دینش رو داده و خدا رو هم فروخت و به اون صفایی که عرض شد و آرامشش نرسید لذا حکومت الان جنگه و معلوم نیست شیاطنی است یا روحانی البته روجانی نما هم هست مثلا اگه زبان و دست روحانیون بسته بشه کاری نمیشه کرد اگر روحانیون خودشون رو اصلاج نکنن جامعه به جایی نمیرسه ولی حق تعدادش خعلی کمتره ولی بله ادم ریشی و متدینی که ظاهرش متدین باشه زیاده که داره خراب میکنه کارو و اول انقلاب بدتر بود متدین نما ها و اصلا گروهک منافق درست میشد ونمیشد کنترل کرد ما قوی شدیم ولی جنگ تموم نشده من خودم وضع انقدر خرابه وضعم که جنگ رو حس نمیکنم ونمیدونم کی خوبه فقط خوشبین هستم مثل صدا و سیما و صدا و سیما هم باید باشه وظیفه شه خوشبینی باشه چرا چون یه طرف بعضی جاها خعلی خدایی هست بعضی جاها نیست!! و نمیشه استرس وارد کرد و آرامش مردم رو بهم زد و ما هم به شبکه های ماهواره ای که درمورد شیعه و سنی اختلاف و جنگ هست دسترسی نداریم و خبر نداریم اینم بده و جبهه برای ما از بالا تعیین نکرده اند یا خودمون نفهمیم که آقا در کشور شما باید در این زمینه ها بجنگی آقا من که جنگ رو نمیبینم باید مشخص کنه که جوان شما باید در این زمینه بجنگی باید استاد داشت و این جنگ سیاسی کار هرکسی نیست باید عقل داشنه باشه که من ندارم و هم سیاست ممکنه عوض شه و اینا منافق تولید بشه که داره الکی میجنگه ولی در سپاه دشمن پس باید مراقب فتنه  ها بود و بصیرت داشت و فهم داشت که آقا جنگ فرهنگی اینه که شما ممکنه یه لحظه اینور باشی یه لحظه اینور خراب بشه و نمیشه حزب داد  و نمشه نشون داد  خط داد به جوان که آقا جنگ دقیقا در فلان جا است بلکه فورا یا فتنه میشه یا رئگ عوض میکنن بعضی ها و باید ار پایین مردم درست کنن وگرنه کار مراجع و برزگان ما درسته از بالا

اوشب تو جهرم یه دوتا سخنرانی از سایت راسخون از آیت الله فاطمی نیا ره گرفتم که داشتن از چند آسیب و صفت بد حرف میزدن و مخصوصا از یک پدیده ی ویرانگر صحبت کردن به نام حب ریاست که از حسد و خشم و شهوت میتونه بدتر باشه حالا کار نداریم اینکه حسادت آقا جالب بود که شنیدم که میگفتن که حسادت ریشه اش رو نمیشه درست کرد یعنی مثلا آدم حسود به سختی میتونه کاری کنه که ریشه ی حسادت از دلش بیرون بره ولی باید ترتیب اثر نده و روایتی میفرمودند که حسادت میخواد تقدیر رو عوض کنه!
خوب  حالا همین نکته ی حسادت رو داشته باش که یه موقع اینا مارو میبینن و حسادت میکنن یه موقع دیگه مظنون میشن و جاسوسی میکنن یه موقع دیگه ترتیب اثر که چه عرض کنم علاوه بر حسادت و جاسوسی جمع میشن گروهی از راه دور چشم میزنن یه صورتی که صدات منفور چهره ات زشت و حالت گرفته میشه یعنی اینا دیگه از حسادت و ترتیب اثر دادن و جاسوسی گدشته دیگه دشمنی آشکار دیگه اینارو کاسه و کوزه ی این سحر و جادو ها و خاله زنک بازی ها باید چیز شه یعنی آقا طرف نمیتونه توی خونه ی خودش نمازش رو با صدای زیبا بخونه تمیتونه یه آواز بخونه طرف جمع میشن پدرشو در میارن!!! اینا رو بدونید یه موقعی هم هست که خودت باید کاری کنی که حسادتشون کم شه مثلا چی بگم الکی سیگار بکشی چه میدونم خودتون واردید دیگه اصلا من خودم بخوام معنای حسادت رو بفهمم باید فکر کنم و قبلا هم وقتی کوچیک بودم تو مدرسه از بچه هایی که خوشکل بودن حسادت داشتم ولی الان میان این زنا توی زندگی طرف و دیگه تخصصی نکن مثلا فلان شاعر صداش خوبه بله حسادت که باید فکرش کرد تا فهمید معنیشو یعنی که یه چیز زیبا یا باارزشی داره که ما دلمون میخواد داشتته باشیمو بالاتر بریم ولی من کودکی از خدا میخواستم حالا ولی ترتیب اثر نده یعنی خوردش نکن یعنی این خواننده اگر با زنش حرف میزنه دیگه تخصصی نرو جاسوسی بکن که چی به زنش میگه و خودت رو حلق آویز بهش نکن ونرین روش و خرابش نکون و تخصصی کار نکنید یعنی اینا اگه فهمیدن کسی نور داره یارو نماز نمیخونه ها خودش ولی میچسبه به صدای نماز ما و حالم میکنه و آرامش میگیره یعنی ترییب اثر میده خودش رو به ما خوب اینکارا خعلی اثرات بدی داره و داغون و روانی میکنه مارو ببخشیدا که میگم و همچنین اگه روانی کنی کسی رو دیه اش کامله ولی دیگه کشور ما بله توش حسادت زنانه مخصوصا زیاده و آدم خوبا یهو معتاد میشن وارونه بله نمیشه شکایت کرد و صاحب نداره بعضی امور خلاصه تخصصی نکن و ترتیب اثر نده و نیو تو زندگی خصوصی و جاسوسی یه نوع جاسوسی دیگه هم هست که آقا اینا 24 ساعته به ما مظنون میشن یعنی ما مشکوک میشیم اینم میان جاسوسی جنایی میکنن که یه مرتبه ما از جاسوسی حسادت یه جاسوسی مظنونی پناه میبریم یا برعکس و روان ما هم رو آب دیگه دوران حسادت از دور گذشت برای قدرتا یارو زن ها رو هم دوست داشته باشه یهو شهوتش رو ازش میگیرن و قدرت دارن و ترتیب اثرش خعلی قویه که از راه دور باشه اینبار دیگه میسپارنش به دکترهای روان دیگه اونا خودشون خبره اند.بله این روانشناسی هایی که دخالت میکنن در زندگی مرد وزن و اختلاف نظر و عقیده و همه ی اختلافا درست میکنن خعلی هاش اشتباهه محضه و تازه کار خودشون رو هم خوب میدونن یعنی میگن ما خیرخواهیم و اینا درصورتیکه نباید رفت تو جزییات من حتی نباید تو خبر داشته باشی که من از چه غذایی بدم میاد دیگه چه برسه تو مهمونی درست کنی برام حالا اینا مهم نیست بلکه میرینن رو آدم به وضع خفنش.

دیروز دو تا آلبوم عکس دادیم بیرون دوباره شیطان حمله کردن شیطان زده شدیم و این شیاطین رو هم که میدونید چه کار میکنند؟ ما که اینارو نمیبینیم اینا طوری افسارمون رو در دست میگیرن که نفهمی ایمانت رفت بلکه باید در کمال راحتی و آرامش بری به سمتشون و ایمانت رو میدزدند و تو نمیفهمی حالت چرا بدشده اصلا نمیفهمی چه شد بلکه خودشناسی که همون خداشناسی است یه علم پیچیده میخواد و یقینا روانشناسان منو بهتر از خودم میدونن لذا اصلا نفهمیدیم چی شد؟ فقط دیدیم کسل شدم و هی میرم به سمت خوراکی و اینا منو هم که میشناسی همینکه بهم توجه بشه و بتونم وقتشون رو تلف کنم و تنها نباشم و همینکه بزرگان رو ول کنن شیاطین و بچسبند به من همین خوشم میاد یه نوع مرضی دارم اصلا یعنی اگر نباشن و جنایی و پلیسی و متهم بودن و اذیت و اینا نباشه یه نوع کمبود دارم ولی اگر ظاهرا یعنی مثلا بابام باهام بحث کنه زود عصبانی میشما ولی اگر شیطانی و پنهانی اعصابم رو خورد کنن و نفهمم و جاسوسا و روانشناسی فضا باشه و روحم رو بخراشند از خودم میدونم و کارام و گناهام غم رو و  و اگه نباشن مثلا چت که میکنم یا تو خونه یه حس دوری و غریبی دارم و نمیدونم اخلاقمو شاید مثلا ساکت شم یا وبلاگ ندم یا متوجه خدا نشم یعنی اگر بفهمم ایمانم رو دزدیده شیطان واکنش میدم ولی اگر نفهمم که نفهمیدم و هنوزم نمیدونم واکنشم دقیقا چیه و یه نوع غفلت دارم و قرصم میخورم لذا امروز یه علائم پرخوری دیدم که قبلانا که میخوندم یه نفر زن که جن ها اذیتش میکردن میگفت همش چیز میخوردم و متوجه شدم جن زده شده ام و کسل هم بودم و به این کسالت هم عادت دارم و عکسامم میبینید که مرد هزار چهره شدم و بعضی موقه ها خعلی افسرده ام و بعضی وقتا خعلی خوشال لذا اینا قبض و بسط هم هست اگر عرفانی نباشه شیطانی و حسادت هست وگرنه نورانیت باید حفظ بشه اگر عرفانی باشه یعنی شما باید نورت حتی در افسردگی بیشتر از خوشالی باشه بر حسب مصلحت ولی یه موقع گناه کرده یارو افسرده شده یه موقع مثل ما ریاکار شده گناه کرده ضایع شده و شیطان های قوی ولش کردن حالا خوشالترم شده روح و روانش!!! یعنی این شیطاین ما اگه ما به سمت گناه بریم ولمون میکنن خعلی باحالن اینا وقتی هم نری یعنی افسرده و ریا و کبر و همه چیز میکنن داخلت دیگه حسادته دیگه خلاصه حال بود الغرض اینو میخوام بگم که نشستم قرآن باز کردن و متوجه بودم که شیطان داره وسوسه میکنه و شروع کردن و برنامه دارن و یکی دوتا نیستند و ریختن رو ما شکایت هم نمیشه کرد اینا تعدادشون زیاده و هستن و اگه خدا نخواد نمیشه کاری کرد جن هستن دیگه جن که نمیشه شکایت کنی به کی شکایت کنی باید پناه برد به خدا خلاصه اینو میخوام بگم البته تخصص ندارم و کار خوبیه که کردم یعنی آقا این قرآن همه کار میشه کرد یعنی الان اصلا حسش نبودا آقا ما باز کردیم برای سیاحت و تماشای قرآن و نه برای همینطوری خواندن وقتی خداوند متعال مهمانش بشی در ماه رمضان میبینی برای هر آیه ش ثواب یه بار ختم قرآن میده بله مهمان باشی الان هم وضع همینه حساب و کتاب نیست که حنما سوره ای رو بخونی بلکه همین تماشای آیات خودش هرازتا رندی داره مثل درس نیست که فشار بیاری به خودت جمله به جمله حفظ کنی و همه ی بچه ها درکشون رو مشترک کنند و کارخونه تولید شه در اشتراک سازی فهم و یکسان سازی عقیده در مدارس و نباید حتما فشار آورد که 100 درصد نکاتو فهمید و 20 بگیری بلکه همین که تماشا کنی قرآن رو فرشته ها جمع میشن اگر شیاطین باشن و تو تماشای آیات کنی و نفهمی هم ولی بنا بر معرفته ولی چرا نفهمیدی؟؟ بله فرشته ها عصبانی میشن دور میکنن شیاطین رو ازت پس سعی کنیم تماشا کنیم و همین که چشم آیات رو ببینه خوبه همین که معنی رو نگاه کنی خوبه همین که نگاه نکنی هم خوبه همینکه بفهمی چی رو میبینی خوبه همنکه نفهمی چی میبینی هم خوبه آقا هر چیزی یه جایی داره یه شرایطی داره شما ممکنه مشکل داشته باشی فکرت درگیر باشه و اصلا به جای دیگه فکر کنی ولی حالابرای کمک شدن یا تکسین و آرامش یا برای هزار دلیل دیگه داری متن قرآن رو تماشا میکنی مثلا خودش خدا القا میکنه چیزایی رو البته در القا باید استاد داشت وگرنه القای شیطانی هم هست که هرچی به دلت خورد نباشه من خودم اولش میخواستم عادی بخونم بعد گفتم معناشو نگاه نکنم بعد چند آیه خوندم گقتم مشکل من شیطانه همون بسم الله الرحمن الرحیم اولی بسه فعلا آقا ما دیدیم همین که بسم الله هم نگاه میکینم این شیاطین دارن کنترل میکنن لذا رواینه که اگه مثلا راه مختلف هست به محل کاری جایی مثلا رفتن به خونه راه های مختلف داره راه جدید رو این دفعه برو البته روایت رو یادم نیست دقیق ولی روانشناسان و شیاطین میخوان تسلط پیدا کنند لذا راه جدید هم نبود اینکه ایندفعه به سبک و روش جدید راه و طریقت رو طی کن نه همون روش قبلیت و هر روز نو باش! البته من مخالف با شیطانم نه با زن و بچه و دوستان که حالا بخوایم ادیتشون کنیم خلاصه ما راه جدید رفتیم یه بار چشممون به بسم الله الرجمن الرحیم بود و خوندیم یه بار دیگه گیر داد چشم به الرحمن که خود الرحمن که گیر دادم فهمیدم که نام خداست قبل از اینکه معنای خاصی داشته باشه و خود الرجمن که داشتم تماشاش میکردم خودش اسم اعظم خداست میگن خلاصه آقا الرحمن رو نگاه کردم و توی دلم بسم الله الرحمن الرجیم گفتم و همین طوری بازی کردم در حالیکه چشم به الرجمن قرآن بود ذکر بسم الله الرجمن الرحیم گفتم و دیدیم درگیری درون زیاده و نمیخواد حتما اینبار تموم کنیم بله گفتم من تخصص ندارم هنوز اول راهم در این سیاحت قرآن ولی همینکار هم توجه فرشته ها رو جلب کرد و حالم خوب شد و اومدم نوشتم بعدشم تماشا کردم آیات رو و از اینکه چیزی نفهمیدم و تماشا گردم صرفا هم خوشالم !!! حتی اگر مشکلی داشتم و یا فکری یا ختی میخواستم وبلاگ نویسی کنم و به معنا و متن قرآن توجه نکنم و فقط آیات رو تماشا کنم تا رحمت خدا نازل شه بازم از این روش که امتحان نکردم هم خوشحال و راضی  و خرستد خواهم بود!!!

58

63 تصویر

دو تا مطلب بود یکی اش فررار بود فرار کرد چند روز پیش میخواستم بگم یک درمورد آهنگای مردونگی دوم اخبار شاد این رو نوشتم که یادم نره تو خیابون بودم که این دو موضوع تصمیم گرفتم بدم بیرون ولی یادم رفت و فشارم آوردم درست نشد اما اول اینه که قبلا گفتیم خعلی میخواد که یه مرد الگوش مزد دیگری باشه مثلا من که انقدر فکرم زنونه است میتونم و خوبه که در ذهنم بیرون و داخل خونه و همه جا اگه فکر آزاده و وقت هست یا مثلا میریم بیرون همش نگاه به زن میخواد بکنه چشم و نفس اینه که خوبه به فکر یه مرد خوب باشیم مثلا من خوبه به فکر تتل باشم ولی من بیشتر توجه ام به زنااست و دید داخلیم هم زنه اصلا سخته که یه مرد بیشتر به مرد دیگری فکر کنه و بیشترتر از زن مردم به مردی متمرکز باشه مخصوصا جاهایی که خلوت نیست تو خلوت که دیگه فکر درگیر نباید باشه ولی وقتی چک میشه میبینیم رفتارمون زنانه است لذا باید مردانه باشه بینش و رفتار برای یک مرد و زن هم زنانه به زنان فکر کنه و همه ی خوانندگان مرد که شعر میخونن برای یک مرد دیگه نمیخونن ولی زن لازم و احتیاج داره به یه مرد تکیه کنه ولی بده که الگوی مرد زنونه باشه مگر 4 زن اصلی جهان و اما دوم نکته که اونروز فکر میکردم این بود که اخبار ما یه زمانی بر حسب شادی ها بود یعنی اگر مثلا درخت بادمی چیزی قبل از بهار شکوفه میداد اخبار تلوزیون خوشال بودن مسولاش و شادی هاشون رو با مردم دخیل میکنند ولی این روزا همش میگن بچه دار بشید و اینا و کاری نیست نکنن تو تلوزیون فقط مونده فیلم پورنو بزارند و کسانی که ازدواج میکنن دیگه این فیلما هم گمونم براش جاذبه نداره بلکه همین غیر مستقیم بفهمه و برنامه و فیلمای ایرانی بدترن ولی ما جوانان نمیفهمیم و حتما همونجاشوو میخوایم خلاصه کار ندارم میگم که اخبار قبلانا شادی میدید شادی میزاشت و شاد میکرد الان برف و بارون هم نشون بدن باز سیاسی است گمونم!

چندتا نکته ی درونی میریتاریسمی رو باید در نظر گرفت  اول اینکه آقا تعداد دفعاتی که به یه نکته ای یا یه چیزی بلخره فکر میکنی مهمه یعنی تاکید و دنباله روی و نه همش تمرکز بلکه تمرکز رو میفهمند اینا بلکه تعداد رجوع به موضوع فکریت بررسی میشه و روانشناسان میفهمند که ما چی برامون مهمه و من الان چی میخوام بگم و روی چه چیزایی حساسم البته صدای قلب و نفس هم مشخص میکنه موضوع رو ولی بررسی و پی گیری اینکه واقعا هدف عقلی و فکری و میزان عقل و درکیات اینا یه خورده کار میبره بلخره دومین نکته رو یادم رفت هرچی فکر میکنم حالا بینم چی میشه و اما سوم اینکه شما اگر کاری بکنی یعنی فکری ذکری چیزی داشته باشی که هیچکس نفهمه جز خدا اون موقع تاثیرش زیاده اون موقع خدا خوشش میاد اون موقع مستجاب میشی یعنی حتی فرشته ها هم نفهمه فکرت چی بوده و یا به خدا چی گفته ای و همین اگه رازی داشته باشی که فرشته ها هم ختی نفهمند این خعلی مهمه و ارتباطت رو قوی میکنه با خدا و خداهم خوشش میاد ولی بلخره میفهمند فوقش مقرب ترها میفهمند حالا اگه از نکته ی دومم بگذریم چون اسم روانشناس آوردم فکرم مختل شد!!! خلاصه یه چیزی بود که آقا ما مثلا میگفتیم این زنا که پشت کامپیوتر مینشستم قبلا واقعا جذبه داشتما یعنی دوری از این زنا یعنی دوری اینا از من غیر قابل تحمل بود ولی ما دوربینی چیزی نمیدیدم که اینا دارن تو اتاقم جاسوسی میکنن بعد میگفتم ای بابا حتما دوربیناشون تو میله و سرپیچ و اینا است بعد دیدیم نه بعد گفتیم حتما از دیوار رد میشه دوربیناشون چون با کیفیت خوب و رنگی توی شکم مادر حامله شده رو میبینن!!! بعد گفتیم امواج میفرستن و تا همین روزا هم تو کفش بودیما ولی و سوالم میکردیم و حل نمیشد موضوع برامون و حتی تو وبلاگم گفتم که آقا سرویس جاسوسی چطوره بلاخره این دستگاه ها دیدیم توروز امسال تلوزیون شبکه های مختلف توی فیلما و حتی امروز که چند دقه پیش اذان صبح میگفتن یه شبه یا شبح سیاهی رو نشون میده از جسم حالا من نمیدونم اینا رنگی هم میبینن مارو و اخم کنیم متوجه میشن ولی ما اخمم نمیکردیم اون موقه ها روی آنتن و ترس داشتیم حالا شیطان هم هست ولی بلخره میگن راحت باش تا روان خودت و بابات و همه رو بچینیم اینکه آقا بعضی وقتا هم ممکنه عینکی چیزی بزنن یا دستگاهیی که اصلا شبیه و فنی هم مشابه با دوربین نیست مثل رد شدن از چیزه فرودگاه که امواج داره خوب اسکلتت رو هم چک میکنن که  آقا دیگه از بس مسخره شده فیلم مهران مدیری دیگه اینا اول اسکلت تشون میدن بعد سیاهی بدن رو یعنی همینم داره نشون میده که میتونیم ما فوتو شاپ اسکلتت رو بلخره حالا توی هایپر ها هم دوربین نیست آنجنانی بلکه اسکلت و داخل بدن گمونم چک بشه همین سیاهی ای که مثل سایه هست توی تیتراژ فیلم در حاشیه یا فیلم فوق سری نشون میداد همین فکر کنم اینجوری میبنن مارو ولی باز حالت چهره هم میتونن بفهمند علاوه بر اجنه ...چقدر شرهارو الکی بیخودی انداختیم بر کول اجنه ما اصلا فکر میکردم توسط جن ها میشه فیلم ضبط کرد گذاشت تو تلوزیون با این همه گناه ما!!! آهان نکنه ی دوم توی نمارصبحی فکر میکردم و یه کم شبهه داشت که یادم رفت اینه که آقا تمرکز شیطان بر ما جایی است که شما ممکنه بفهمی ولی یه موقع رحمانی و شیطانی طوری هک میشیم که فکر نیست بلکه به زبان ما برخورد داره البته شیطانی بیشتر رخ میده و خدا اختیار و عقل و یاد خودش هست که متصل میکنه ولی بدونیم که گاهی فکر نیست که وقت باشه تصمیم بگیریم بلکه مستقیم میاد میخوره به زبان ما یعنی مستقیم بدون اینکه متوجه بشیم داریم حرف شیاطین میزنیم و عمل میکنیم و خودمونم نمیدونیم نکته ی سومم هم  همین بود که اینا متوجه نشن که شما چی کار میکنی و چی گفتی به خدا و از سیستمشون خارج شیم

بلخره اومدیم شیراز کلی زخمت دادیم به جهرمیا اومدیم اینجووو داشتم فکر میکردم ما آقووو فکر میکردیم اینا هستن که کنترلمون نمیکننا؟؟!! اینا آقو ما هنوو فکر میکنیم که ای رناها عاشق چشم و ابرومونن البته اون موقه ها یه  خورده دلمون نرمتر بود دوران مدرسه یعنی ما تو همون فضاییم از بس سنگین بود و ما رو حساب نمیکردن اینا اصلا حالو که داشتیم نمازم میخوندیم همین براشون جرم بود لذا ما آقو اووقتا تو خونه از صدتا بدبختی عبور کردیم و خدا خواست نابود نشیم و مهرمون رو همی ننداخت تو دل این زنا همین دیگه ما فکر میکنیم هنوز همونان که از دور کنترلمون میکنن و سطح دیدمون پایینه و خبرم نداریم دیگه لذا همش فکر میکردم اینا عاشق چشم و ابرومن و ظاهرم و نگو اینا شغلشونه این زنا مخصوصا اگه باشه  که 24 ساعته دارم وقتشون رو تلف میکنم و ما اوموقع ها هرچی گناه  نمیکردیماا خوشکلم میشیدیم و جذاب میشیدیم ولی الان که ئگاه میکنیم حاال این وضعوم که هست که دارمااا اینطوریه که ظاهر گرام تا درون گرا و یه خورده میخوام رند بشم گولشون بزنم اما غافل از اینکه زن سالاری رو اینا خفه کردن و خاله زنک بازی دیگه لااقل تو گروه ما نیست که هی چیششون به دنبال ما باشه و حسادت دیگه. حسادتی که کشنده است و تقدیر و آینده رو تغییر میده یعنی میخواد تغییر بده ینی میبینی بازیکونوو ها بازیش خوبه ولی تماشاگرا چیشش میزنن نمیتونه اصلا اون انتظارات نیست من خودوما کاکو فوتبال مگه ایطوو بازی میکردم تو کوچه ولی تو مدرسه ها که میرفتم حالا کار نداریم ولی افتضاح بودم زنگ ورزش در مقابل با کوچه.

به تظرت چرا ائمه نتونستند حکومت کنند؟ چون یکی از شرایط گناهکار بودن بشر است که اونو از فرشتگان بالاتر میبره اگه خدا بخاد ببخشه و م مرذم حاکم خودمونی که گناه و اشتباه داره ممکنه رو دوست دارند اصلا یکی از صفات خوب خدا که همه محتاجیم غفار بودن است که باید مثل شهوات ما از کار نیافته یعنی خدا دوست داره که ببخشه دوست داره ما گناهی داشته باشیم برای اینکه ببخشه وگرنه گناه خودش بده ها ولی خدا غفوره لدا من خودم ادمین بودم وقتی شهوتم زیاد بودا و نمیشد روی سرم سوار شد و تند و کوبنده میزدم مینوشتم و همه ی این سپاهیا ازم میترسیدن چیز... یغنی حساب میبردن همین که گفتم وقتی میگم جاسوسی نکن یه علت عمده ش اینه که میخوام یقه ی زن و بچه ی تو رو نگیرند که اگه خواستیم به دکترا فحش بدیم مدخل نباشی اینجا 60 نفر دارن متو کنترل 24 ساعته میکنن و لازمه و نمیشه کاری کرد حرف زد و کوباند و منم دیگه از عالم بالا بالاها چیز میز نمیگم و مغرورم شده ام اصلا و مهارم کردن اینا اختبارمو چیز کردن کوبوندن زدن رو بند رخت و میشناسنم و هم کنترل شده کار میکنم یعنی مسولیتم قبول وتحت کنترل حرف میزتم نه بزنم تو جاده خاکی مثل الان که اوضاعم بیریخته از حمام میام اتفاقا و شدیدا به زن نیاز دااشتیم که کوبوندنمون و حالا بکشیم با هم!آخه عزیز من تو باید چیزی داشته باشی ببری پیش خدا قدیما گوسفند قربانی میکردن و رسمه خودش اصلا جاهلیت آدم میکشتن برای خدا مام گناه داشتیم ناقابل تهویل میدادیم میپریدیم هوا

تبلتم خراب شده با لب تاپ اومدم تایپ می کنم بعد دفعه ی قبلم که خراب شد سوکته شارژش خراب شد و دفعه ی قبل سیم کشی هم شد و بدتر شد و کلی پول گرفتن و صاحب نداره دیگه هرچقدر خواستن میگیرن خواستم این جمله رو در آیدی چتیمیتی ایم بنویسم گرچه کسی نمیاد و اعلامم کردم و تحریمیم ولی حالا برای سرکاریم شده مینویسیم ولی شارژ نداشتم اینجا مینویسم اینکه: در بعضی کشورها در قوانین اساسی باید نوشت ای مردم ما این ظلمی که به شما میکنیم را پذیرا باشید وگرنه ظلم های بیشتر در انتظار شماست و اجبارا باید پذیرایی کنید و پذیرفته شوید و پذیرا باشید! مثله قضیه هسته ایه ها البته امام حسین (ع) برای دین قیام کرد وگرنه اگر آمریکا برنامه شو باندازه روی تلوزیون ها و آنتن صدا و سیما رو هک کنه و فیلمای بد و زشت نشون بده اون موقه باید برای دین قیام کرد و حمله کرد به خانه ی مردم و تلوزیون رو شکست و لازمه اینکار ولی الان که مردم ما آمریکایی شدن بعضیاشون و ماهواره فیلمای زشت میبینن که کاری نمیشه کرد خودشون آمریکایی اند! البته ماهواره جنبه ی خوبم داره گفتیم چیزا

آقا داشتم به این سریال در حاشیه فکر میکردم که دکترا حکومت دارن در بیمارستان مسولین و ختی مغازه دارا حکومت دارن بر خیابان و جایی که کار میکنند و دیگه شما نمیتونی بگی قواتین ما اینه و من خودمم مامانم خواست عمل جراحی کنه به دلم بد خورده بود که شب بدیه ها ولی خبر نداشتم فردا عمل داره ولی شب قبلش اوقاتم تلخ بود صبح که شد گفت علی هول نشی ها من عمل دارم منم گفتم به دکتره بگو که آقای دکتر من میدونم بعد عمل میمیرم ولی نگفت دروغم نیست جمله هه بلکه آدم بالاخره میمیره ولی نگفت و عمل کرد و شوخی هم با کمک دکترا کرده بود و بگو بخند خلاصه عمل کرد بعدش اومد خونه بعد از مدتی خون توی پاش لخته شد خود مامانم میگفت بعدعمل باید یه آمپول بزنن توی شکم که خون لخته نشه و به من نزدند این جمله هم که میدونم میمرم رو از یه سخنرانی یاد گرفته بودم بگیم یه بارم گفتم اینارو خلاصه نمیتونست راه بره حتی و بردیمش بیمارستان دوباره اونجا هم خائن بودن تشخیص ندادن و رفتیم یه بیمارستان دیگه و بستری شد و تشخیص دادن اینبار در فیلم یا عکس که خون لخته شده و مورد آمبولی هست و اصلا وضع بیمارستان ها قتلگاه هست اولش که رفتیم به عنوان مورد اورژانسی قبول نکردند و بابام دعوا کرد خلاصه و دیگه مادرم حالش بد شد و وایفارین میخوره هنوز خلاصه خون بالا آورد و تحت مراقبت ویژه بردنش نمی دونم کجا و حالش بسیار بد شد و خدا بخیر کرد لخته هه چیز شد خلاصه معلوم نیست دارن چکار میکنن این دکترا داشتم فکر میکردم به ابن فبلم الغرض اینارو گغتم که اینو بگم که در فدبم دکتر ها متخصص و در خانه مریض رو می پذیرفتن ولی الان بیمارستان هست و نمیشه گفت که آقا شما خیانت نکن و دکتره دیگه درس خونده انتظارش اینه که مثل قاضی ها پول زیاد در اره خلاصه مثل فیلم ها نیست وضع که دکترها جمع بشن و دلسوز باشن و نگران و همه بریزن و جمع بشن که بیماری رو درست کنن و دیگه وضع بیمار هم خودش به بستری بکشه خرابه گرچه خعلی امید هست به خدا ولی سکته و سرطان و اینا مثل شکستگی نیست که امید به زنده موندن باشه و شاید خعلی وقتا امید نیست حالا نمیگم هرکی بستری شد یه مدت طولانی مردنی هستا نه مرگ دست خداست بلکه باید چه کنیم الغرض اینکه قدیما تو خونه شون می آوردن و دکترها تمرکز زیاد و دلسوز اینکه باید خانه ی دکترها اجبارا پیش هم باشه و همه شون در یک مجتمع خاص باشند و با برنامه ها و روش تربیتی و مساجد و زن و زندگی شون کنار هم در واحد های خوب و جای خوب شهر واقعیتش این برای خودشونم خوبه که دقدقه ی تربیت فرزندانشون خوبه دیگه نظارت براشون آسونه دیگه خدمتکار خوب و ارزان میتونن مجتمع داشته باشه غذاهاشون و رستوران ها کنترل خاص و همه شون با هم مشکلاتشون حل میشه و ما هم دکترا رو میشناسیم در صورتیکه دعدعه است که تمام نظامی ها خانه ای در یک مجتمع خاص داشته باشند ولی برای دکترها الزامی باشه بهتره و همدرد دارن دیگه خعلی خوبه و کنار همند و خونه شون کنار ما مردم عادی نیستن که ما رو بی فرهنگ بدونه ولی ما اصلا تو شهرمون کمبود بیمارستان داریم که اینم بده و اگرم خونه شون کنار و نزدیک بیمارستان باشه بهتره اینطوری تخلفات کم میشه تا اینکه مثل یه حیوون رهاشون کنیم توی شهر و خونشون کنار هم و نزدیک بیمارستان باشه بیماران براشون خودمونی ترند و هم خود دکترا آشناتر میشن با هم و غریبه هارو راه نمیدن بین خودشون با قصد بد و کارشون شناخته شده است و باید هم کنار هم باشن چون دکترا حساس تر از ما هستند البته من خواهرم دکتره ها و میخواد تخصص بخونه هه

داشتم فکر میکردم خعلی از ما ها هرکاری میخایم بکنیم با این زبانه و این خودش خطرناکه یعنی میخاد قهر کنه از زبانش کمک میگیره میخاد فحش بده با حرف زدن میخاد علاقه شو نشون بده دوباره زبان حتی میخواد لذت هم ببره با استفاده از حرف زدن میبره و خودشو در دل زنش با صحبت جا میده و هرکار دیگه نمیگم خوبه یا بد ولی شناسایی میشیم و عیبمون و رازمون کشف میشه و دشمن سواستفاده میکنه میشه از طریق دیگه هم استفاده کرد و گل خرید میشه خندید میشه گریه کرد حالا نه حتما واقعی و صدا در دنیا موثرتره تا تصویر ولی ما تلوزیون نگاه میکنیم و نمیفهمیم و متوجه نیستیم به این نکته البته در فیلم چون نقش بازی میکنن و حرفه ای نیستن در اصل کلام خوب بدون تصویر که نمیشه و اثر تصویر زیاده و اخلاص حرف کمتره گرچه کلامش و دیالوگ خعلی زحمت کشیده شده تا ادا و اطفارا بیاییم یه کم کمتر از زبان استفاده کنیم اگر پرحرفیم البته که کلام آرامشش بیشتره اگر مثبت باشیم و زنان مخصوصا دوست دارن کلام رو و از صدای ما بیشتر خوششون میاد و ما موش آزمایشگاهی و بچه و مارو از روی کلام خوب میشناسند و اگر حرف بزنی رندی هم مشخص میشه که الان در چه حالی و توجه ات و اندیشت چیه و کجاییم!من خودم قبلانا که درس میخوندم اینجور نبود ولی الان که قرص میخورم اگه برزبان بیارم مطالب کتاب رو بهتر میفهمم اگر صدام درآد و بیشترین عذاب الهی و بیشترین عضو از نظر گناه همین زبانه که کنترل و مهارش سخته و عامل فتنه همین زبانه مثلا فتنه ی هشتاد و هشت عاملش و عاملگرانش با زبان بود گرچه به نظر من اگر حرفم نمیزدن جوانان فتنه جو کار خودشونو میکردن و مسئله سر انتخاب رئیس جمهور نبودکه و فتنه های اینا برای مسولین و پلیسا فتنه شد که انتظار داشتن ازشون وروی اونا تاثیر داشت که تزلزل نظامی در حکومت داشت تشکیل و ناشی میشد و آتیششون رو زیاد کرد عاملان فتنه وگرنه همیشه یه عده آشغال جمع کن هستن که سطل آشغال آتیش بزنن و قبل از انتخاباتم جوانان کار خودشونو میکردن به هرحال حالا سیاسیش نکنیم ما

امشب دو نکته به ذهنم خورده البته صبحه یک اینکه من صدای خرخر و خروپف رو بدم میاد و تنفر دارم و اذیت میشم چون ذاتا از غفلت ناشی میشه و ازنابیداری و ناهشیاری حالا داشت صداش میومد گفتم بگم گرچه خودمم بعضی وقتا میگن خروپف میکنم هنگام خواب و حتی صداشو هم ممکنه بشنوم و بیدار شم از صدای خودم ولی اگر یه نفر که بیدار باشه نقش بازی کنه قابل تحمله برام صداش البته وسواسی و حساس نیستم که نخوابم جنبه ی دیگر داشت شاید سیاسی!!! نکته ی بعد اینکه حدیثه که نمک طعامتون رو هم از خدا بخواین ولی من مشکل داشت تبلتم و از خدا یادم رفت دعا کنم و بخوام درست شه بعد یاد حضرت زکریا افتادم که تازه در پیری از خدا فرزند خواست و بعدم چک کردم گفتم همینو که نمک یددار! هم حتی باید از خدا خواست بعد چک کردم که یعنی این پیامبر بزرگ غافل بوده مثل من که یادش رفته از خدا فرزند بخواد و تازه تو پیری خواسته و خداهم نامردی نکرده نداده؟؟؟!!بعد گفتیم نه بلکه این پیامبر اونقدر حیا داشته که شاید نیاز زناشویی رو شرم میکرده حتما پیش خدا و شاید یه نوع غفلت و نیاز بد میدانسته نیاز جنسی رو وخودش و فرزندش هم شنیدیم بدجور شهید میشوند !!!

یه حدیثی رو چندروز پیش یافتم که الان دیدم شاید بشه به موضوعمون که فضاشناسی و مشورته ربطش بدم حدیث اینه:امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: خداى تعالى به شعیب پیامبر وحى فرمود: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد: چهل هزار نفر بدکار را، شصت هزار نفر از نیکانشان را. 

شعیب عرض کرد: پروردگارا! بدکاران سزاوارند اما نیکان چرا؟ 

خداى عزوجل به او وحى فرمود که: آنان با گنهکاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نیامدند.

بله میفهمیم که غضب خودش حالا حتی یه واکنش و اخم حتی و نساختن با اینا چقدر خطرناکه ساختن با بدکاران دوم اینکه الان نگو عذاب نازل وضع خوبه نه الان ما به پیامبر دسترسی مستقیم نداریم و وضعمون خرابتره و ممکنه عذاب بشیم حالا نکته رو درست نرسوندم ولی اینو میگم که شنیدم پیامبر ص مشورت میکردن وحتی مشورت غلط مردم رو مثلا درجنگ پذیرفتن خوب ماها اولا وظیفه داریم با بدکاران غضب و واکنش کنیم اگر خودمون فاسد وبدکار نباشیم سپس اینکه باید فضا ساخت یعنی من آقا مورد توجه دکترام درست؟دارندروی من کار میکنن و روی آنتنه وبلاگ من خوب بزرگان توجه میکنن و یه نوع مشورته دیگه یعنی من حتی اگر غلط صحبت کنم اگر قوی باشم ونفوذ داشته باشم حتی ممکنه رئیس جمهور حرفاش به من ربط بده حالا من دارم مشورت غلط میدما ولی روی حرف ایشان و رزق و روزی الهی ایشان در صحبتشون نقش داره لذا باید گروه های قوی ساخت که اشتباه کم باشه وگرنه بچه بازی میشه و اشتباهات من اجبارا گران تمام خواهد شد یعنی وقتی یه حقگوی نادانی مثل من بحث کنه وموردتوجه باشه روی بالا دستگاهای الهی تاثیر داره و نیازه پس فضای قابل اعتماد و خوب ودرست دکتران رو بازی بدهیم و هم نباید جلوی خشم مارو گرفت و مطالب مارو مثل قبل فیلتر و مسدود کرد بلکه باید نخبه ترها فضاشون مثل ما بشه و گروه های آمر به معروف قوی رخ بده که ماهرترازما هستن و مورد توجه فرشتگان پس باید فضا چید وگرنه اگر از پایین ومردم صحبت نکنند بعد ازبالا فایده نداره و حرکتی رخ نمیده پس یه کم باید حساس بود و همت داشت و مسدود و تحریم نکرد گروه های مردمی رو و باید فضا داد وقتی میگم بایدفضا داد گوش بده و توجه کن یعنی الان ما یک فیلسوف مشهور برای مردم نداریم و معرفی نکردیم که آقا شما جوان در نیاز و سوالات نو به او مراجعه کن کی فیلسوفه مدرنه کی فضا داره هیشکه همه مسدودن و تحریم و باید همش به قبل و دوران گذشته پرداخت و می پردازن درصورتیکه خعلی دانشمندان ما در بحث دین و اینا پیشرفت کردن و الان قوی ترند از گذشتگان ولی گمنام یا زبان بسته یا بدون فضا و تحریم و حتی دشمنی هم میکنیم باهاشون

یه مشکل که باید حالا یا سر به سنگ بخوره یا تربیت بشیم یا تمرین و خعلی دشواره همین خودبزرگ بینی هست دوباره و همین که متوجه هم بشی که خودت رو همه کاره و بزرگ میدونی و عجب داری همین هم باید آگاه باشی و درحالت عادی ممکنه نفهمی و انقدر خودم رو بزرگ کرده بودم در پیش خودم که نفهمیدم حتی اینکه این صفت خطرناک رو دارم ولی ایندفعه سرم به سنگ نخورد و فهمیدم یعنی توی نماز نه که عرفانی ها بلکه همینطور یاد بقیع و قبرهای مطهر کردم بعد دیدم خودم رو و احوالم رو یزرگتر از این قبور میدانم یعنی باز خودم فهمیدم که گنده کردم خودم رو ودیدم خودمو مهمتر میدونم و ربط میدم بزرگی کاذبم رو به این قبور مطهر و متوجه شدم بله آقا کسی که خودش رو بزرگ کنه زیبایی ها رو نمیبینه و نکات رو نمیگیره و انتظار بیجا داره و درمقابل حق و مظلوم کور میشه و اینارو حقیقتا رخ داده و فهمیدم ولی هزاران آفت داره اینکه خودت رو بزرگتر از دیگران ببینی به سمتی که فقط خودتی فقط و دیگه کور میشیم و گمراه میشیم و راه درست رو از دست میدیم و رحمت نازل نمیشه و سرمون به سنک میخوره و جلوی پیشرفتمون گرفته میشه این همه فیلم این همه نصیحت انگار کوریم و انتظار داریم که مارو ببینند اگر فحش بشنویم و‌ خردمون کنند و‌ یا گناه کنیم ولی بفهمیم بهتره تا انقدر گنده کنیم خودمون رو و توهمی بشیم تا بترکیم و جهنمی شویم!!! بعدش هم مثل من هیچی جز خودش رو نمیبینه و هرچه هم دید به این خود پستش ربط میده و شیطان اینطوری بزرگت میکنه ها

دیشب یه سخنرانی مهمی خطیب نماز جمعه تهران کردند که حین تماشا گفتم زیاد تمرکز کردن روی موضوع پیمان ولی وقتی توجه میکنم دلم میخاد میتونستم درمورد پیمان منم حرف بزنم ولی تقوام اونقدر نیست و بهتر بگم انگار بی بند و بارم و ممکنه شرایط باشه گناه کنم و تقوا اونقدر نیست و محض همینه گمونم که نور ایمان ندارم دیگه حتی در ظاهرم ولی شما دیده اید آیا برعکسه آمریکا نظامی های ما چهره ی خدایی تر نسبت به ارگان های دیگر اداریمان دارن چرا چون یه دلیلش همین مقید بودن به مسولیتشون و پابرجا بودن به قوانین نظامی و الهی ای است که پیمان بستن و وظیفه دارن انجام بدن و تعهد دارند عموما ولی ما نه با خدا نه بین دوستامون و خانواده پیمان محکم نبستیم حتی با امام زمان و انگار وقتی پیمان بستن به امام زمان عج رو با خودم توجه کردم الان انگار یک شوخی بود و اگر گناه کنم میشه دروق یا مسخره بله من دیگه مثل جوان های اول انقلاب نیستم و روزگار بد به سرمون آورده و خودمونم گند زدیم به خودمون کی دیگه با اشک و یاد خدا و با ذکر یا حسین میخوابه و با خدا مناجات میکنه من که خودم شورشو درآوردم با کارام، امام جمعه آیه ای میخواندند که روز قیامت این پیمان ما به صورت یک آدم متجسم میشه و خوده مسول و میاد دفاع و یا گله میکنه و اینطوری تفسیر میکردن نمی دونم ولی کسی که پیمان ببنده با خدا و بر سر پیمانش باشه خعلی مرده من یادمه کوچیکیام اگه کار بدی میکردم با خدا حرف میزدم و توبه میکردم ولی الان طلبکارم هستم اصلا وارونه شده اگر گناه کنم ،نمیدونم چرا نمیشنوه خدا و نمیشه یه پیمان جدی باهاش بست انگار حظور نداره و امروز داشتم فکر میکردم حین نماز که به بیرون فکر کردم و گفتم صاحب شهر و درختان و مناظر بیرون خداست بعد از نماز فهمیدم اگه من اگر قدرت خدا رو بیشتر از قدرت خودم بدونیم خعلیه نمیخاد قدرتش رو بیشتر از آمریکا و شیاطین بدونیم تو خود حجاب خودی!!!دیروز دیگه داشتم به یه بازیگری فکر میکردم از چهره اش خوشم میاد وقتی نگاش میکنم به خودم میگم حتما شباهتی ظاهری به امام رضا ع داشته که بهش نقش مامون دادند در سریال امام رضا خوب تو فیلم فوق سری هم بودن در نقش منفی خلاصه گفتم امام رضا ع هم بین مردم بودند ولی مردم نشناختن و الان مردم ما زیاد حرم میرن ولی اگه دربین ما ظاهرا امام رضا بود کما اینکه امام زمان هستن بین ما پلی نه خبری نه چیزی و برامون تفاوت نداره و انگار چیزای مهمتری داریم در زندگیمون و بهم نمیریزه زندگانیمون و مردم درزمان امام رضا هم خعلیاشون نه سراغی میگرفتن و نه چیزی بعد گفتم منم یقینا مثل همین مردم بودم و بیخیال بزرگان و یاران و خود امامان ولی برآورد و محاسبه و انتظار که پیش میاد الکی میشیم یار اول امام زمان ولی در واقعیت و عمل هیچ بابا حاظر نیستیم خار تو دستمون بره در راه امام زمان درسته امام زمانم دلش نمیخاد و انتظاری نداره از ما بچه ها حالا کار به خار ندارم دیشب تو همین سریاله افسره تیر خورده بود گفتم من اگه پلیس باشم و خار بره دستم چیز میشه طاقت ندارم چه برسه تیر بخورم خلاصه بله ما پیش خودمون بهترین آدما و یارانیم و باید بریم بهشت محشور بشیم با امام زمان و پیامبر اکرم ولی در عمل هیچی نیستیم بله شما نگاه کنید در نظر بگیرید آدم های راسخ و محکم با تقوا رو همیشه دریاد خدان و محکم سراعتقادشون قوی وایسادن وحتی خبره ترین زنان حالا نمیگم فاسدتریناشون چون ممکنه از زن فاسد بدمون بیاد خلاصه نمیشه درونشون و درون قلبشون نفوذ کرد یه دلیلش همیپ تعهد الهی و پیمان با خداست که از یاد خدا غافل نمیشن یه چیز دیگری که فکر میکردم دیروز همین بود که موقع وسوسه و چند قدم مونده به گناهی شهوانی که آدم لذت و آرامش زود گذر و دنیوی داره و البته پشیمانی اخروی داره این گناه اون موقه اگر کتاب دعا رو باز کنی اون موقه خوبه و انتظار خداست نه حالا که طمع داریم چون دیشب یه هوا به سرم زد دعا بخونم کمی

سه تا موضوع فرار به ذهنم خورده زود بگم تا یادم نرفته و ربطش میدم به هم یک فضای اخبار شهری دو بازیگری فیلمی سه روش برخورد با پلیس خوب حالا ربطش میدم بهم و مقاله مو میسازم ببین چی درمیاد این درمورد برنامه های تلوزیونیه باز که اولا ما تو اخبار تلوزیون متعصفانه فضا همش سیاسی و غیر اعتمادی و بازیگری و اطمینان کم مردم و حتی امنیتی و دردسراش و فضای غیره طوری هست که درمورد شهر مشهد یا اصفهان و شیراز یا یاسوج و اینا خبری نداریم و انگار هیچی نشده تو اخبار و همش سیاسیه و مردمم خوششون نمیاد و بدبینن هم به اخبار هم به مصاحبه و دلشون نمیخاد جاسوسی و فضولی رخ بده در زندگیشون این یک که باید توجه شه چون بسیاری از بیننده ها فقط اخبار رو دنبال میکنن و اصلا فضای بدی درست میشه وارد زندگی کسی توی شهری بشیم که مردم بی اعتمادن و بدبین و یارو خراب میشه خودش و فردا هرچی بدی دید رو هم از ما میدونه ولی اگر گروهی باشه در شهرها که مردم خودشون وارد خبر ساعت نه بشن و خودشون به اتفاق و اکتفاف هم مردم این گروه رو در شهر بیارن که شما بیا خبر درست کن و شورای مردمی باید غلطی میکرد و فرصت بده نوبتی به شهرهای دیگه اینطوری خوب بود خبر تولید کرد که ارزش خبری شدن هم باید داشته باشه طبق شورا مردمی و هم مشکلات زیاده و مهمه و اتفاقات جدید زیاده و هم هماهنگی بین شهرها رخ میده و رقابت در همه ی زمینه های فنی تا اقتصادی و هنر و دیگه که هرشهری نوبتی پنج دقیقه خبر بده مثلا در اخبار ساعت نه ولی اخبار های ما سیاسی و تهرانی و سازمانی مخصوصا سازمان صداوسیمایی هستش و انگار اتفاقی رخ نداده در شهرها و میترسن خودشون و نظامی اش میکنن قضیه رو و جر و دعوا رخ میده که باید قوی بود حتی در سطح بین الملل هم زیبایی ها و اخباری هست که مردم ترجیح میدن سر بزنن به اینترنت و اعتماد به اخبار تلوزیون ندارن وگرنه از صبح تا شب داره شفکه ی خبر خبر میزاره دومین نکته درمورد بازیگر شدن هست که اینم مثل نکته ی اول نمیدونم خوبه کارشون یا نه یعنی ریسک میکنن و نمیتونن واقعیت رو نشون بدن از جاسوسی ها یا اتفاقات و پیام بازرگانی یا برنامه هایی به ظاهر واقعی و مصاحبه هایی میکنن که طرف حرفش همونه ولی همشون بازیگرند و اگر شخص واقعی هم نشون بدن  اینم خعلی بده و مردم مشکلات زیاد دارن و همه رو بازیگر کردن و مثل اولا نیست که بازیگرا فقط در فیلما معلوم باشن بلکه در هر لباسی مخصوصا تو تلوزیون ظاهرند و خوب اطمینان کم میشه و با درست تفهمیم نمیشه و مشکل حل نمیشه نه تنها بلکه یه پولی هم باید خرج بازیگر کرد لذا باید با مردم رو راست بود که میشه نکته ی سوم  و ربطش میدیم یعنی اگر پلیس خواست مثله این فیلمه منو بگرده من بدبخت چه کار باید کنم خوب بلد نیستم تا حالا بهم نگفتن متعصفانه بعضی دکترا و مسولین مرض دارن و هرکار درستی هم شما بکنی میرینن روت به یه بهونه ای دیگه و کینه و دشمنی دارن انگار اگر پلیس بیاد و بگه اگر آمپول زن بیاد بگه اگر اداره جات بیان بگن اینطور باش و دعوا نکن و تکلیف مشخص کنن ممنون میشیم مستقیم خوب تو فیلما و بازیگری که نمیشه من هنوز بلد نیستم کار اداری کنم و حتی تو بانک برم یکی بیاد تکلیف دو طرف رو روشن کنه با برنامه ی تیلیویزون که وظیفه مسول اینه و شما باید اینکارو کنی و اگر اینکارا کنین خط قرمزه و حتی میشه شاید شکایتم کرد