یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

مشخصات بلاگ
یا قاضی الحاجات

ای علم افراشته در عالمین / اکشف کربی بحق الحسین

بایگانی

۹۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۳ ثبت شده است

همین دیروز توی حرم مهمان برادرشون مهمان آقا بودیم و خوش گذشت بعد دیگه امروز آقا رو تجسم کردم چند دقه پیش که یه آیه ای که به درد وبلاگم بخوره برسه!!! اولش که گفتن قرآن کارتو چیز میکنه میسازه و جور میکنه و اینا و هم تو دلم چک کردم مسجد رفتن بود که من یه مدته نرفته ام متعصفانه بابام هم میگه بهم که یه گروه زیر دستمه بیا بریم مسجد تا کامپیوتر بدم دستت منم از مسجد خاطره ی بد دارم تو اون مسجد خونه قبلی بسیج نداشتیم و انصافا ولی به جاش کارای فرهنگی میکردیم حالا من که کاری نداشتم خلاصه دعوا شد و روحانی متولی مسجد رو بردند بچه ها رو هم کتک زدن خوب دو طرف اشتباه کردن خلاصه شما این آیه رو در نظر بگیر که مثلا من بسیجی بشوم انشالا ولی برنامه ی سخنراانی یا لباسم آماده نباشه یا دلم نخواد برم یه گناهی کردم روم نمیشه میخوام با خدا تنها باشم اگه به بهانه ی بسیج در مسجد جلوی منو بگیرند و گیر بدن هرچند کار فرهنگی بالایی است موشکل داره عزیز چون مسجد اول خانه ی خداست

این آیه هم آیه ی 114 سوره ی بقره راستی به بابام گفتم اگه بیام مسجد بسیج میکننم رئیس تو!! هخخخ آقا نخند عذاب خطرناکیه در دنیا و آخرتا  ما که نباید برای رفتن به مسجد با کسی بسازیم هماهنگ بشیم بلکه یاد خداست و گرفتاری داریم و الحق نوره تو مسجد و خیلی هم خوب ولی نباید گرفتاری داشته باشه که.


  1. وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَن یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِی خَرَابِهَا أُوْلَـئِکَ مَا کَانَ لَهُمْ أَن یَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِینَ لهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ

.کیست ستمکارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیرى کرد و سعى در ویرانى آنها نمود؟! شایسته نیست آنان، جز با ترس و وحشت، وارد این (کانونهاى عبادت) شوند. بهره آنها در دنیا (فقط)رسوایى است و در سراى دیگر، عذاب عظیم (الهى)!! (114)

بله درسته دستور آقاست که باید محل فرهنگی و کانون اینا باشه بله من نمیدونم ولی یه روضه ای چیزث بزارید صدتای اینچیزا جواب میده بس کنید آقای من انگار برای همه برنامه دارن بله اونموقع بحران بود ولی آیا طرح اقتصادی بسیج شکست نخورد که مردم جمع بشن مثله ایام جنگ پس چیچی میگین دارن مردم مردمو چپاول میکنن دولت مردم رو مردم هم مردم رو حالا بهتر شد میگم از راه صحیحش درست نشده بود امید هم نبود معلوم نمیشد کمک مردمی بسیجی در راه حق خرج شه یا چپاول گروهک ها ی مفرطانه و برنامه های چپاول های بی بازده هشون آیا اینه حکومت علی وار؟تو فیلم امام علی اینجوری بود و اینطوری درست نمیشه تا زور و سلطه سلاطین در مسجد ها باشه که مثلا فرمانده هم حتی زنگ بزنه به مای نوکر که بیا نماز بخون برنامه بسیج هم کاریت نداره اینا کافی نیست مگه مهر خدا جز از محبت اوست مگه اشک دست خودمونه اشک خودش میاد خنده کار خداست نه زور یه عده که برامون برنامه دارن و ولی امر یه عده شدن در مساجدشون نه خانه ی خدا

امشب داشتم با یکی از دوستام صحبت میکردم و چرت و پرتام رو تصحیح که پایین چت روم عکس یه زن دکتر دیدم و یاد قدیما افتادم اون موقه من از این زنا خوشم نمیومد و فکرم جنسی بود بعد توبه میکردم و همه چیزم از اول باز میشد و عاشق میشدم باز دوباره بعد یه مدت هورمونا به سراغ زنان لخت میرفتم و چون بعدش توبه و گریه و نوحه بود مشکلی نبود حتی شهوتم هم از نو میومد و با تمامی زنان حال میکردم  و محرک بودن نه حتما نوع خاصی از تصویر مستهجن حالا چون تو هوای قبل نیستم و توبه کردم راحت حرفشو میزنم و باکی نه از آبرو دارم نه از زن چون پیمان بستم به خاطر گناه افتضاح گذشته هم زن نگیرم !!! قرص هم میخورم روم فشار نیست آقای فاطمی نیا هم خیالم رو در اپن سخنرانی راحت کرد که متمرکز نشویم روی این تصاویر و تجسم بد خلاصه بزرگان هم از دستم راضی نمیشدن و دل امام زمان برام نمیسوخت چون وفا نداشتم هرچی درمورد امام حسین مینوشتم خرج شهوتم میکردم و قوی تر و نوتر از گذشته میشد و میرفتم از فیلتر رد شدن یه جورایی دست خودمم نبود و باید قطره ای میشد و باید قرص میخورم مثل الان و بعد هم برای احساس گناهم عرفان و حرفایی که دست خودم بود و نبود رو میزدم ینی این داستان ماله قبل از هیجده سالگی حدود هفت سال پیشه که ناامید بودم و پام به تیمارستان باز نشده بود آقا مورد تیر دشمن خارجی چون حرفاش متناسب اونا نبود و جاسوسی هم اون زمان برای وبلاگنویسی زیاد و نظارت مهم نبود اون موقه و هم دشمن داخلی برای اینکه هردفعه از فیلتر رد شدم لذا خدا محبت زنان رو انداخت و زنان منو از صدام ازکارام از دلنوشته هام خوششون میومد و بدجور هوامو داشتم و میدونید دیگه شهوت هم یه عامله برای جمع شدن شیاطین و جن زن و منم تجربه نداشتم نمیدونستم چی شده و بچه بودم و خعلی ناامید و دلشکسته و امام حسینی از یه ور از یه ور دیگه فشار شهوت کنترل و قطره ای نشده خلاصه بد گذشت به ما و چون احوال خوشی نچشیده بودیم چشما باز مبهوت من و قدرتمندان تمرکز روی من و شیاطین هم نمیدونستن من بدم یا خوب و عامل فتنه ولی محبت خدا منو تو دلشون میانداخت که خعلی کاربه کار من نداشتن درسته خواهرام و مامان و بابام خعلی اذیت شدن ولی بود دیگه خلاصه چون حس فشار رو بزرگان تحمیل کرده بودن و بختم رو بسته بودن و کارام و درسام نتیجه نمیداد حس خودکشی نداشتم یه موقه یه ساحر بختت رو میبنده وای به حالت اگه امام زمان بخواد دورت کنه از باغ و محض بعضی مسائل و انتظارات وخرابی ها و نوقع ها روی خوش بهت نشون نده که مثلا ظرفیتت بالا بره و کاریشم نمیشد کرد بحران بود مام عروسک خیمه شب بازی البته چند نکته دیگه که هیچی مثل اولین توبه نمیشه و خعلی حال میده مخصوصا اگه با توسل بر امام حسین باشه جواب میشنوی توی دلت و برای منم پیش اومد که درختان خیابون بهم سلام میدادن بعد گریه و توبه برای بارهای اول که دیگه اون مستی به خاطر اینکه غرق گناه شدم و دسته چندم شدم و قلبم سوراخ شد و دعای توبه حضرت امام سجاد دیگه تنم رو نلزوند و اشکم نیومد و مفرط شدم محض همین دیگه نتونستم به حالت اول برگردم ولی هرچه که باشد نوحه ها و‌روضه های حاج محمود کارای دیگرم رو درست کرد و نورانیت دیگه داد هرچند مثل اولش نشد و شایدتم رسیده باشی و خبر نداشته باشیم ولی درختا و نورانیتی که هرکی برسه نگات کنه مثل اپل دبیرستان و نشستن بر منسب قدرت الهی دیگه با تفریط بدست نیومد اینو هم محض این تکرار کردم چون نوشته بودم اول پست که با نوحه گوش دادن مشکلی نیست ولی دیگه نتونستم حتی الان تنم بلرزه و دعای توبه امام سجاد بخونم نکته ی بعدی منت کشیدن از خارج بود ما که نمیدونستیم تلوزیون داره میبنه مارو تو خلوت جلوی همه و مانیتور حالا ببینید سیستم مجبورم کرد از زنای لخت خارجی بدم بیاد و به اونا نگاه جنسی داشته بشم درحالیکه اسوه ی حسنه امام زمان هست طبق قرآن نه اسوه ی احسن یه پسر ینی اگه فقط امام زمان الگوت باشه غلطه باید ناموس امام زمان نظارت کنه بر پسران و بچه ها و دختران مخصوصا وگرنه گمراه میشی و نمیتونی و رندیت رو مخصوصا لذا ناموس امام زمان وقتی فهمید من خل نیستم دیونه شد و من هم تو دلم بد بود و فکر بد درموردش کردم و اینبار درمورد زن مومن فکر بد و خیانت به امام زمان کردم و چون بچه بودم امام زمان بخشید و همون بیوفایی که خبر داشت از قبل و من ادعام میشد رخ داد و این زنه و من روحمون یکی شد وقتی بلند از روی کتاب خوندم و فهمید عقل دارم ولی دیگه خونمون جابه جا شده بود و لذا از همدلی به امام زمان برگشتم به زن مردم حالا بشیینین مجری زن بزارید برای مملکت که بعدا خواهید فهمید!!!