لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

ای علم افراشته در عالمین / اکشف کربی بحق الحسین

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

ای علم افراشته در عالمین / اکشف کربی بحق الحسین

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَیُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ مَاذَا تَکْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ﴿۳۴﴾

۷۷ مطلب با موضوع «داستان بیمارستان کشیده شدن» ثبت شده است

عمو عمه

صدای ملکوتی

عقل داره و منطقی صحبت میکنه و چرت نمیگه

تسخیر نمیشه کرد فردی که اشهد بخونه

از صوت بد سنی ها بدش میومد داد میکشید

رفته بود قبرستان درحالیکه سنیا مرده پرستی و شرک

بعد از قرآن و قبلشم ازش این ملک یا روح جدا نشد

مستی تا حد تسخیر روح هستش 

گفته ها: کردی میدونی؟ نمیگه نمیدونم و سر تکان میده و راستشو میگه همینطوری میگه ارمنی

چکارش داری؟ میخام دخترمو بگیره .. داره شیخ سنی رو خر میکنه که داستان عاشقیه وگرنه با قبرستون رفتن و ندیدن دختر کی تسخیر شده

تو مگه کی هستی چقدر زور داری؟ با صدای ملکوتی میگه رئیس اجنه

میگه چی میخای بگو چی میخای...داره زمینه سازی میکنه که بگه بیا مسلمان بشو

من کاری ندارم اونا صدام میکنن این بنده هزار بار قسمم داد اومدم...حالا یا تو قبرستونی جایی فاتحه خوانده یا متوسل شده

من شاه شاهام

وقتی قرآن میخونه زورش میاد و فحش نمیده و میگه بسه بگو چی میخای چون بد قرآن میخونه

        اینی که میگی اینی که اسمشو میاری  اینی که این همه بنده هاش صدام میکنن نوچه ی نوکرام اونایی که جلوشون خم و راست میشن برام میفرستن چرا با من اینجوری میکنید من به دین خودمم با کسی مشکلی ندارم (شیعه) 

    میگه مسلمون بشو میگه به چه قیمتی میگه به قیمتی که نجات پیداکنی و بهشت خدا مالت بشه...  میگه کسایی که بامند چکارشون کنم(سنیا) میگه ولشون کن میگه نمیتونم من شاهم میگه میتونی کلشونو مسلمون کنی و...

اون کسی که براش خوندن اومدن اومدم دوسش دارم آدم خوبیه

  این همه شما میگن پس چرا انسان هایی که میگن خالق مخلوقاته چرا اونا این همه کتابی که شما بهش میگین برعکسش میکنن (منطق اعلا و خودشو میدونه و میشناسه در حال تسخیر )پیش صد نفر منو بردن چرا یکنفرشون اونو نخوند چرا تو میخونی(درگیر کردن سنیا)

عالیه انجام بدین من نفراتم بیشتر میشه (بدست ما میرسه)

میگه بسم الله الرحمن الرحیم میگه این کیه که اسمشو میارین نابود میشم (نابودی و فنا از عشق)

این کیه این بدنی که من توشم مگه چی داره که به من نمیدینش( جوابای سنی)

میخای بیا بیا میگه کجا بیام میگه قبرستون ارمنیا با خنده و سنی قرءان میخونه

با موسی و فرعون بودم!!! وقتی میگه داستانشو شندیدی

این کتاب چیزیه که بچه منو نابود کرده چیزیکه زندگی منو نابود کرده شما انسون ها میگید که زندگی خوبه میگید بچه هاتون شیرینه براتون پس ما چی پس بچه های ما چی(شیعهیان)

همونی که تو اسمشو میبری چیزایی گذاشته جلو روم که نمیتونم میگه چی میگه دیواری از نور

نه دقیقه






۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۴۴
علی

دیشب قبل خواب ناراحت بودم و فشار روم بود تصمیم گرفتم ذکر یا علی رو با شعر بگم و حتی توی خوابم تکرار میکردم و زنده بودم مثلا یا علی و یا علی و یا علی روی ریتم خاصی شعر مانند بعد خوابی از شهیدی دیدم که دارم تیر به سمت آسمان با چند نفر شلیک میکردم و کلا دو نکته رو فهمیدم یک اینکه شیاطین و در راسشون آمریکا توی خواب هم برنامه دارند برای مومنان دوم اینکه ما وکیل داریم ببینید نمیشه اسمش رو هم وکیل گذاشتا یعنی ما اگر خدایی باشیم از سیستم جهانی که حتی اسلام رو قبول داره ولی در کنار اسارت شیطانی اگر با خدا باشیم از این اسارت ها بیرون میایم و حتی در خواب هم ولمون نکرده اند اینا لذا کسانی که بتونن خدایی بشن و ازسیستمشون خارج بشن اینا میفهمند و هم دیگه لازم نیست از خودمون دفاع کنیم بلکه موکل داریم این ها مالک زمین میدونن خودشون رو اگر ما هفت آسمون داریم شیاطین در زمین خودشون رو مالک میدونن و درب آسمان ملکوتی رو بسته اند بر ماها که ناامید بشیم و تمام افکارمون رو میدونن حالا اگر ما از سیستم شیطانیشون به نحوی خارج بشیم اینجا یک گروه مومن یا روانشناس و یا موکل ما خارج شده ببینیند در دنیا ما گروهی کار  میکنیم و یک خط گروهی افکارمون هست لذا من جوابگو نیستم خودم که وبلاگ مینویسم اگر منو بخوان بفرستن بر فرض به تیمارستان نگاه میکنن که گروه افراد چه بر سرشون اومده و همه موکل داریم نه به معنای شغل وکیل بودن بلکه در آمریکا وکیل بسیار زیاده لذا من اگر خدایی بشم هزارتا نوکر دارم که بجام کار میکنن و اینا از همین میترسند لذا توی خواب هم برام برنامه دارن و لازم نیست من جوابی بدم بلکه خودشون پاسخگو ان اینا این شیاطین میگن خدارو بپرست ولی نوکر ما باش از حیطه ی ما بیرون نرو پیش خودمون باش!!! این که نشد اسلام یهود هم با فلسطینی ها همینن قرار رو داره اینکه خدا قبول نداره!!!! یعنی طوری اختیار مارو گرفتن که نه خدایی میشیم که جهان رو بدست بگیریم با گروه خدایمون کما اینکه هیچکاره ام باشیم هزازتا نوکرو وکیل ساخته میشه برامون نمیخاد که داد بزنیم و خودمون رو نشون بدیم این شیاطین جن میخان دنیارو کنترل کنن یعنی ما نمیبینمشون ولی باطن کار که کنننده ی کار باشه رو جنیان شیطان میخوان در دست بگیرن وکلی برنامه دارن الان توی آمریکا نگاه کنید همشون وسواسی شیطانی اند کسانی که در فیلم ها و تلوزیون میبینیم یعنی باید بنده ی شیطان باشن وگرنه اثری ازشون نیست! و ما نمیفهمیم که اگر خدایی باشیم اینا بنده مونم میشن لذا توی خواب هم ولمون نکرده اند من خودم گفتم دیشب به صورت شعر مانند حتی توی خواب ذکر یا علی گفتم و خارج شدم و دیدم تو خواب محفلی آمریکایی رو که برامون چیده شده و موکل دارم که پاسخگوی کارامه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۷:۰۴
علی

نظرات


    همه نظرات

    هرزنامه (۹)

    وضعیت ▾


[کاربر مهمان]

۱۵ اسفند ۹۵، ۲۳:۵۳ ویرایش حذف ناشناس در مطلب بسم الله الرحمن الرحیم

ایران آمار 188.209.8.72

شوخی ترسناک و بی مزه ایه.

تأیید شده ▾ ویرایش پاسخ گزارش هرزنامه

پاسخ توسط علی رضائیان در ۱۶ اسفند ۹۵، ۰۲:۱۲

تو به نظرت من برای چی قرص روان ده ساله میدن بهم؟؟ من یه کبریت روشن کردم و از دور انداختم روی بابام بعد بابام هم از این کارای وبلاگی من میترسید و قبلش هم روانشناسا اومده بودن پیشش خلاصه ما کبریت انداختیم روش وقتی افتاد روش اصلا خودش خاموش شد بعد بابام از سر جاش تکون نخورد و زنگ زد روانپزشک که داره آتیشم میزنه بچه م!!! یعنی من خودم همونجا بودم چاوی خودم از سرجاشم تکون نخورد بعد توی تیمارستان دکتره میگفت تو میخواستی بابات رو آتش بزنی!!!!!!!!! یعنی قرصی که به جنایت کارترین افراد میدن دارن میدن به من بدبخت اونم 10 سال خلاصه بابام هر موقه فضا خراب بود زنگ میزد به اقوام و اینا که من حالم بده و همینطوری میفرستادم تیمارستان والا من نمیدونم چی بگم توضیح زیاد دادم حالا شما رو هم ناراحت کردم و قتتون رو گرفتم ببخشید البته شما میگی شوخی ترسناک و بی مزه بله خودم هم یه لحظه به حودم گفنم اینکارو نکنما ولی میخواستم از اون حالت ترس بابام بیرون بیاد و البته تحریک شده بودم یعنی بهم میگفتن دکترا زندگی نباتی دارم و اینا میخواستم خودی نشون داده باشم و تحریکم کردن و منم 18 سالم بود دیگه البته قرص رو هم بار اول کمش میکردن دیگه وقتی نخوردم قرص بازم فرستادن تیمارستان و دیگه قطش نکردن تا حالا الانم هیچی دیگه واریکوسل درجه ی 1 و 2 دارم و از زنا خوشم نمیاد زیاد!! یعنی یکی از عوارض این قرصه خراب کردن دستگاه جنسی هست اگه بدونی!!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۵ ، ۰۲:۲۰
علی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۰۷
علی

دیروز پریروز یه روایتی آشنا از آیت الله طباطبائی گفته بودند که توی سایت اجنه بیشتر پیدا میشه چون من میخواستم ببینم این زنبورهای گاوی جن هستند یا نه!!! چون بار آخر سوم که تیمارستان بودم و مست مست شده بودم و فضا سنگین آقا ما رفتیم تو حیات و حالمم طوری بود که انگار ارواح و زنان روح و حوری دوروبرم بودن و من در محظر و این فضای به این سنگینی رو تا اون موقع نداشتم خلاصه لخت میشدم و کسی هم نبود تو خونه خالی و منم واقعیتش میگفتم تو بهشت لختن دیگه و انتظار داشتم مستی کنم خلاصه رفتم تو حیاط یادمه یه خورده خاک ریختم و لخت و البته با شورت خوابیدم کف حیاط اون موقع خیلی از نظر غیبی جاسوسی و اجنه و ارواح و فرشته حس میکردم نگام میکنن و اینم دلیلی بر لختی بود که ولم کنن و بلخره معذب شده بودم چه میدونستم فضا ملکوتی هست و همشم بهم ظن بود و فکر بد همه میکردن درموردم خلاصه رفتم توی حیاط مستم بود بعد یه مرتبه دیدم زنبورهای گاوی تو حیاط دارن میگردن آقا مام مست روز اول طوری نبود روز بعد دیدم که یکیشون اومد روی دستم نشست و منم ترسیدم ولی مست بودم و الان میگم خریت کردم خلاصه نشست روی دستم و من توی دلم ترسیده بودما و ذکری هم گفتم ولی تکون نخوردم ببخشید روی انگشت پام نشست شاید انگشت بزرگ پا انگشت شصت خلاصه نشست و خون پام رو با دندوناش مکید البته زنبور قشنگی بود و زرد روشن بود از این زرد کهربایی تیره بدم میاد و روزی ایم شده بود بیاد دیگه خلاصه پام خون اومد  و تکون نخوردم و بعد رفتش اگه نیش میزد باید میرفتم دکتر شاید ولی مادربزرگم بهش نیش زده این زنبورا و شاید دکترم نرفت خلاصه آقا از بحث خارج شدیم ما میخواستیم ببینیم جن هستن یا نه بعدا یه سایتی بود نوشته بود روایتی از رسول الله سلام الله علیه که زنبور نه جن هست نه انس و چهارتا حیوان رو نام برده بود که نکشیدش مثل پرستو و قورباغه و مورچه و یه توضیحات جالبی هم داده اند خلاصه ما فهمیدم که نه جن هست نه انس این زنبور ولی هنوز بازم تو زنبور گاوی شک دارم چون زنبور عسل نیست نه که بگم فرشته هستا نه فکر میکردم این حیوانات خطرناک که نیش میزنن و موذی ان یه ربطهایی شاید با اجنه دارن که حالا هنوزم تو شکم باز الانم که مینویسم متوجه شدم که برق رفته رو هوام هنوز ولی سیوش کردم توی جای دیگه خلاصه بازم خارج شدیم از بحث اینکه آقا توی یه سایتی دیگر درمورد اجنه یه جمله ای از آیت الله طباطبائی ره دیدم که فرموده اند که مشرکان سه دسته اند اول آنهایی که جن می پرستند دوم آنهایی که ملائکه می پرستند سوم آن هایی که مقدسینی از بشر را میپرستند!!! ببینید ما همه مشرکیم و رتبه داره تقوا حالا ما داشتیم خدایش فکر میکردیم خداییا و بعد گفتیم حالاا یه زن هایی مخصوصا شاید جن در ذهنم هست و اینا هم که باشن الکی نبومدن بلخره میخوان مارو کنترل کنن و مامور شیطان یا جایی هستن و منم که خداییش خدایی نیستم و باهاشونم اگرچه قوی اند ولی اگر جن هم نباشن یه مقدسینی هستند که من دلم میخواد شهوتی باشم و باهاشون ریلکس راحت بلخزه شرکه دیگه عزیز برادر به خودمم و مشاهده هم میکنم نمازم و ارتباط با خدا سست شده و کسانی رو هم که میبینم از روحانیون که انگار زورشون میاد نماز میخونن و وقتی پا میشن انگار کار بزرگی کرده اند و انتظارشون از خدا زیاده و اینا هم ممکنه برای شهوت و زن نماز بخونن و کارشون رو سنگین میدونن نه که برای خدا بخونن منم دیدم به این سمت دارم میرم که کارام ارزش الهی نداشته باشه خلاصه این زنهای جنگیر یا جن اینا وقتی حتی بهشون توجه هم میکنیما اینا میگن یارو چقدر جوان ضعیفی است که به ما توجه داره بعضیاشون واقعا همینطوری فکر میکنن اینا دوست دارند ما مثلا به یک زن های قوی جنگیر قوی و استاد بالای سرمون باشه تا بعدا بیان سراغمون و بهمون توجه کنن بعد ما هم که سبکیم کلا یعنی اصلا از فضای جن و شیاطینی که باهامون باشند وضعیتمون مشخصه یعنی اگر شیطاطین جن کنارمون باشن خوب قضاوت میکنن که ما بدیم و مجرم شاید یا گناهکاریم و چرا فرشته ها جدا نکرده اند آیا چه کار کرده باشیم که اینطوری است فضا که شیاطین با مان و در قرآن هم میگه او و قبیله اش از جایی که شما نمی بینید یا نمی دونید دارند شما رو میبینند لذا میفهمیم که علاوه بر نکاتی که قبلا گفته شد اینکه آقا قبیله داره و یک رئیس همشون همینطورند بعد یه فبیله بره و یه قبیله ی دیگر بیاد کلا وضعیت روحی ما بهم میریزه دیگه خنده داره ها!! خلاصه ما هم مشرکیم دیگه یا تقوامون کمه ببین تشنگی جنسی مثل آب نیست بلخره زن ها که میگن اگر ارضاشون نکنه شوهرش به مرد سیاه چنگ میزنه که این حدیث غوغا کرده در مبحث جنسی ولی بلخره ما مردا احتلام داریم کسانیکه تقوای بالایی دارند حاظر نیستند به زنی فکر کنن و راه بدن و توجه کنن مگر محرمشون و بلخره این آب خودش میریزه و باید طوری باشه که زنها مارو بخوان و به سراغمون بیان نه اینکه ما فکر و دلمون رو بدیم یعنی حتی اگر زن غیبی روح یا حوری هست اگه جن نیست و شیطان پس باید ما ذکر لااله الا الله بگیم نه بریم با زن مردم توی ذهن دوست بشیم که بعدا بخوایم مشرک بشیم و متهم یعنی باید اولا از طرف زن باشه دوما ما یاد خدا باشیم اینطوری حتی جن ها هم حساب دستشون میاد و بازیمون نمیدم وگرنه مگر میشه با شهوت بازی کرد؟؟ الان شارژ لب تاپ تموم میشه اخطار داد بسلامت!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۵ ، ۱۳:۳۰
علی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۲
علی

سلام دکتر احمد فکور خعلی خعلی من از شما ممنوم که آن نامه را برای دکتران شیراز در هجده نونزده سالگیم نوشتید و یکباره چنین سرنوشت رویایی را برمن رقم زدید چنانچه اگر تیمارستانم نمیفرستادید مرا الان گوشه ی زندان باید خاک میخوردم و هیچکس نمیدانست که چه کار بزرگی کرده ام و میکنم و اصلا پرورش نمیافتم طبق مکتب ایرانی اسلامی که همه خواهانشند و من اصلا قصد فیلم گرفتن نداشتم وقتی دیدم که مرا باز هم به تیمارستان میبرند هروقت هوس کردند و فشار رویم آمد و سیستم خرابشان بهم خورد لذا گفتم باید شکایت و اعتراض آشکارانه ی خویش را بدین وسیله خدمت شما و تمامی بینندگان عزیز روا بدارم تا شاید بین این همه زن قوی کسی دلش برام بسوزد و اینقدر دست مرا نبندند و به تیمارستان بفرستند چون هر موقه کشور بهم میریخت مرا بستری میکردن و چشم امید مسولان بوده ام !!!خدا میداند فشار اجنه ارواح چقدر زیاد بود در قبل از تیمارستانم که شکرخدا با قلیان و نوحه ی اباعبدالله رفع شد!و شما مرا نجات دادید از چنگ طاغوت لذا خعلی خعلی متشکرم چون در شیراز هیچکس جرات نمیکرد نگاه چپ به من کند ولی دکتر فکور شما دکتری کردید و بدین وسیله جان خود را بخطر انداختید و من باز چند هفته پیش درس عبرت نگرفتم که با جان شما و جان شما را به خطر نندازم و پیش شما آمدم تا مگر قرصم را کاهش و اعصاب و روانم را برگردانید تا درس عبرتی برای دکترین دیگر شوید ولی شما تشخیص دادید که قرصی بر قرص دکتران شیراز اضافه و بدین جهت لطف خود را بیشتر کردید و گفتید که این قرص ها بدنم مثل آب بهشان عادت کرده لذا قرص جدیدی دادید لذا من صمیمانه از شما متشکرم که وقتتان را تلف کردم خدا حافظتان بای بای


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۵ ، ۲۳:۵۵
علی

تو ای بازیگر مبادا در هر نقشی از نقشهایت فرو روی و غرق شوی ما جدی جدی نقش بازی کردیم اینا شوخی شوخی بازی مارو جدی گرفتن واقعی دانستن حکم دادن قرص دادن تیمارستان الان بابا نمیتونم زن بگیرم شغل خوب پیدا کنم درس بخونم حتی کتاب هم نمیتونم بخونم چون جدی بازیگری کردم فقط در محدوده ی خانه تا چه رسد بیرونم نبودم!!!!

تو ای تماشاگر مبادا با دیدن فیلمی چیز بدی یاد بگیری و تحریک یا باور یا عبرت بد بگیری مثلا من از تو فیلم ها دیدم موقع شام سفره رو کشید بازیگره خونه رو بهم ریخت و هیچی نشد ولی من در نقش او تیمارستان کشیده ام!!!!

و البته تیمارستان بار اول اینگونه بوده بار دوم و سوم کار بدی و عصبانیتی و چیزی نبود جز فضای شیطانی! و قبل از این وبلاگ و وبلاگ قبل تیمارستان برای بار آخر بودم و از موقعی که عکس و فیلم گذاشتم طعم تلخ بدتر از زندان نکشیدم تا بحالا!! امیدوارم هیچکس هم نکشدش!!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۳۵
علی

دو تا کلیپون ره از تو آپارات امروز حذفیدن یکیش کلیپ حضرت مریم (س) که دوباره آپلود کردم یکی هم درمورد سکس تزریقی بود و میخاستیم درمورد کلیپ اولی صحبت کنیم کلیپ دومی هم حذف کردن یه دو سه روزی هست همش بوی گند گناه میاد اه همین الانم داره میاد باور کن البته من یه عمره زنان همرام بودن خعلی باهام پشت کامیپوتر حال میکردن لذا از بوی گناهشون خوشم میاد مثل یک مامور زباله که از بوی گند آشغال خوشش میاد وعادت کرده یه بویی مثل بوی گند ماهی فروشی ایه نمیدونم حسش کردی یا نه تا حالا بعد دیگه بازم چیزای دیگری هم گفتیم تو کلیپ که انگار حس میکنم با هر کلیکی که میکنم نشستن اعصاب سنجی کردن و متناسب با حیطه ی فکری و روانی ای که دارم با موس و کلیک هام و با نوشته هام یک دستگاه جنسی یا تراشه ای چیزی ساختن و زنان ارضا میشن متناسب با کارای لب تاپم خوب اینکارا چیه من بدبخت مدام میرینن رومون و نورما در راه کثیفی خرج میشه و باعث شد یه فحش آبداری به این آخوندان بدم در دلم چون اعصابمون خورد شده بود از این کارا و حذفیاتشون البته فقط در دل دادما بعدم که دیوانه شدن مارو میفرستن تیمارستان محکوممون هم میکنن یعنی بار دوم تیمارستان یادمه آقا ما کاری نکرده بودیم دلمون گرفته بود برای بار یعنی بار اول تو عمرم نشستم بشکن زدن البته همراه با آهنگ دیشددی درنگ دلی دلی دلیلی درنگ همون آهنگ عروسی هستا که بادا بادا مبارک بادا یا یه آهنگی شبیه به همین تو اتاق بودم زدم  آقا دیگه بعدش نمیدونم چی شد دیگه فرستادن الکی الکی تیمارستان البته قرصام کم شده بود و نمیخوردم ولی هنوزم نمیدونم دکترا چرا اینکار غلط و از این گوه خوریا و غلطکاریا کردن انگار ما بنده شونیم مثلا گیرم که عاشق شده باشم حق نداره کسی به خاطر عاشقی مگر اینکه طرف شکست عشقی خورده  و میخواد خودکشی کنه اگر اینطوری هم بودما دیگه تا یه سال بعدش فوقش قرصام رو قطع میکردن ولی اینا عقده دارند!تقریبا نه ساله قرص مصرف دارم!! البته قرصام خعلی کم شده بودا بعد نه که همش به خاطر اینکه مامانم پیداش میشد دلم براش بسوزه که قرص میاورد بلکه اتفاقا مزاحمم میشد و همیشه دکتر میگفت نصف ولی تموم نمیشد فکر کنم تکرار میکرد که نصف نصف نه که بگه نصفه مقدار قبلی!! دیگه بار سوم که رفتیم تیمارستان که آزارم به مورچه نرسیده بود وما خلوت کرده بودیم تو خونه خالی البته مست الهی بودم و فضا بسیار سنگین بود و تجربه و تحمل فضا رو نداشتم رفته بودم خونه ی دیگه مون و جذبه و نورانیت هم گرفته بودم خلاصه بار سوم رفتیم و دیگه قرص هامو کم نکردن و دوبرابرشم کرده اند و منم توی تیمارستان دیگه نورانیتم خوابیدا یعنی دیگه مثلا اون مامورای غیبی قوی دیگه نیومدن تیمارستان و طوریم نبود که بخوان رو سرم سوار بشن ولی تو خونه خالی صدام عوض میشد یاد گرفتم چه طوری فیلم بازی کنم انگار همه داشتن نگام میکردن و حالت شیدائی داشتم و زیادی رفته بودم نزدیک یعنی بهم نزدیک شده بودن و مورد توجه خاص خدا و نورانیتش بودم دیگه تاب نیاوردم لخت میشدم توی خونه خالی اوضاع بد بود ولی اوضاع من نبود اوضاع فضا بد بود اون موقه لب تاپ جدید که گرفتم و مورد دید همگان و جاسوسان شدم این طوری جذبه گرفته شد و وبلاگ هم داشتم و مسولیت وبلاگ نویسی الان آزادم مسولیت ندارم و هرچی بگم با زور و اینا قاطی نمیشه و ممکنه مهم هم نباشه یا مهم ندادنند ولی اون موقه مگه میشد حرف زد همش زور بود!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۲۲
علی

اینایی که عمل جراحی میکنن واجبه که مومن باشند اصلا دست خودش نیست مومن اینه که من خودم میخواستن بفرستنم تیمارستان هنوز یادمه بار اول بعد من خودم نمیومدم بعد دیدم ول کن نیستن یه آبولانس رفت دیگه کار به پلیس کشید ولی من قبلش یه کارد بزرگ تو آشپزخونه زیر پتویی چیزی قایم کردم رو تخت رفتم با لب تاپ کار کنم که یعنی حالم خوبه و این چاقوی بزرگ رو برداشته بودم که اگه با زور خاستن ببرندم بگم جلو نیاین وگرنه خودمو میکشم آقا پلیس اومد تو اتاق دیگه دست خودم نبود نمیتونستم کارد رو بردارم اصلا تا جایی که پلیسه اومد رو تختم گفت دوتا بودن اون یکی هم گفت علی آقا ما مخض خودت اومدیم و پلیس دیگر هم نشست کنارم گفت یا با زور میای یا این آمپول رو باید بزنی خلاصه نشست روی کار زیر پتو خلاصه منم دست خودم نبود که اینکاره نبودم حتی گفتم آقای پلیس شما روی کار نشستی!!! خلاصه خنده داره ولی میگم کسی که مومنه که نمیتونه اسلحه بر بی گناه بکشه دستش کار نمیکنه اینا خغلی شقی هستند که سر میبرند تو عراق و سوریه البته نه اینکه مومن باید دست به اسلجه نزنه بله زن میترسه و البته اگر خشم و غضب نداشتیم که نمیتونیم اصلا به دشمن الله حمله ور بشیم! و حضرت علی (ع) مهربانترین آدم و بشر و کیف بشر ایشان در جنگ به ذات طرف نگاه میکرد که بچه ای نسلی که خوب باشه و به دنیا خواهد آمد مثلا تو روزگار ما در وجودش هست این بعدا میکشتش یا زنده نگه ش میداشت اصلا این چیز اتفاق نیافتاده یعنی بجه ی این کافر در تقدیر الهی ثبت نشده پیش فرشتگان اگر قراره کشته بشه خوب اگر بمیره که فرشته ها شاید بدونن ولی دیگه نسلی وجود نداره که فرشته ها خبر داشته باشن یعنی اگر کافره بمیره خوب اینجا فرشتگان ممکنه بدانند ولی وقتی در آینده نسلی وجود نداره که بخواد باشه الان حقیقتا دیگه فرشته از کجا میدونه اون چیزی که امام علی (ع) میدانست!!!؟ چقدر دقیق است امام علی(ع) این معجزه ی بزرگی هم هست!! یعنی عالم تو دست امام علی (ع) هست و بوده و خواهد بود همه تحت نظریم و گواهی میده ایشان! راحت میتونه مارو عوض کنه میتونه کار کنه که هیچ فرشته ای کما اینکه قراره عذابمون بده  نده و خواستن از ما امامان را دوست بداریم برای رستگاری خودمون لذا طرف نطفتا و ذات خرابش اصلا نمیزاره حبی نمیمونه اینه که میگن با علی(ع) باش قدر علی زمانه یغنی رهبر عزیزمون رو بدان که ظاهری و باطنی شبیه به حضرت هستند بعد ما ول کردیم که ولایت فلانه این نیست اینکه نمیشه امام علی(ع) هم در زمان خودش دست بسته بود و اختیار الهیش رو گرفتند اصلا دستش رو بستند هم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۵ ، ۰۴:۴۸
علی

ما متاسفانه یه بحثی کردیم که هتاکیم به ناموس امام زمان (عج) و زن نداریم حقیقت اینه که زیادی خودمونی شدیم و چون میترسم که از دستش بدم این ناموسان رو و زنان رو یا بی بهره بمونم از لطفشون باز میگیم که درست بشه و اون اینه که آقا زن اگه اومد زوی ذهن جوانی غیر متخصص میگه اگه اومد تو ذهنت حق داری گناه کنی اگر روی ذهن من مثلا نیان خووب دچار مشکل روانی میشم لذا راه و چاره رو ما گفتیم که اولا خودارضایی نکنیم که هتاک میشیم دوما برای اون زن دعا کن مثلا بگو خدایا ارضاش کن لذا یه ماده ای به غیر از منی برای آرایش صورت مثلا بیرون میاد اگر خدایی باشی و این زن هم چون خدایی و مومنی همراته ار دور و شایدم جن و پری باشه لذا معشوقت رو از دست نده این زن از تمام خوشی ها و وقتش گذشته لذا دعا کن که ارضا بشه شاید اون این لذتی که دعات میگیره رو هم نخواد ولی نکته اینه که خودت راحت میشی لذا از راه دور اگر لیاقت داشته باشیم دو طرف زن میاد و فدایی همیم اینه که اگر توجه به من نکنن این زنان من اشتباه میرم بلخره نفسه نمیگم حتما باید با زنی خودمونی بشیم شما نگاه کنید این روانشناسان و پزشکان که زن ها میان پیششون خعلی مورد لطف الهی ای قرار میگرند که دست خودشونم نیست حالا به گمراهیشون کار ندارم میگم اگز زنی رو از نزذیک ببینی ممکنه فتنه بشه حتی دختر اگر دختری رو به چهره اش نگاه کنی یا زنی یا نشانه ای از زن داشته باشی این زن که ولت نمیکنه مخصوصا اگر دلسوز یا حالا زیبا باشی توی دلش جا باز میکنه مخصوصا دختران خعلی زود گول میخورن و دل میدن لذا همین نکته رو میگیم که دعاش کن که خدایا بخق  مخمد و آل مخمد ارضاش کن میبینی خودت داری چیز میشی چون ما اسیریم یه دعایی هم یکنیم اگر زن قوی باشه میخواد تمام فکرامون رو از پیش میدونه نه اینکه ما کند فکریم بلکه اون قوی هست و نیات مارو میدونه ولی ممکنه در نوجوانی که اصلا نوجوان نباید فکر جنسی بکنه خودش رو این زنان نشان نمیدن بهش ولی در جوانی اگر نشان نده خوب ما هر زنی دیدیم و دختری میخوایم بهش تجاوز کنیم یا زود دلمون میره دیگه زود گول میخوریم منم مشکل دارمم نمیتونم ازدواج کنم و مشکل عالب جوان هاست و مثل سابق هم اون منی ای که اگه بیرون بیاد نمیاد یعنی نبایدم بیاد ولی خدای نکرده گناه بکنم میبینم مثل سابق داغون  نمیشم و هم ماده ی منی خاصی وجود نداره به خاطر قرص ها و بسته شدم و نمیدونم اول دوباره سالم میشم و دوما اصلا وقتی منی من جهشی بیرون نیاد امیدوارم مسخره نکنید غسل لازمه یا نه طبق رساله ولی ختما گناهی سر بزنه غسل میکنم و توجیه نمیدم اشتباه و ندانم کاریم رو ولی خوب با  گناه هرکس تغییر و ذلیل میشه و ارتیاط اون زن ممکنه از طرف خودم لااقل خراب بشه چون دیگه دل الهی نیست و تنزیل رتبه پیدا میکنم! ما قبلانا که قرص میخوردم و شهوتم خراب نبود یعنی بود ولی خودم شهوت داشتم و خراب بودم قبل از هجده سالگی یادمه فقط کافی بود زنی رو بخوام و منم همش از فیلتر برای زنان خارجی گناه میکردم ولی الان خودم با پای خودم چه بخوام چه نخوام یعنی اصلا قوی هم نیستم ممکنه اگر شهوتم رو به راه نباشه غمزده بشم ولی داستان من و این زنان مومن محبتی شده و دوستشون دارم و اونا هم خیرخواه منن لذا تو رختخواب هم میخوان خوش باشم ولی دیگه مثل سابق نیست که حتما زنی رو بخوام با زور بهش فکر بد کنم و بعدش خدا دلش بسوزه و همه رو سکسی کنه نه اینطوری نیست دیگه خرابکار نیستم!دیگه صادقانه همه چیرو گفتم امیدوارم مسخره مون نکنید! لذا ریدن تو زندگانیمون و اگه همراهیمون کنین و حالا درسته گناه سرمیزنه بله ما بلخره یه روزی به قدرت میرسم دلم نمیخواد از الان سر کسی رو بزنم ولی خوب گناه هم زیاد برای خودم پیش اومده باید جبران کنند فی الواقع و درست کنن الان میخوان مارو محکوم کنند و ظلم میکنن که آقا شما روی ذهن منی در صورتیکه ما گفتیم اینطور نیست که عاشق زنی بشیم به این راحتی اگه ادعا داری که درمورد تو فکر جنسی کردم و میکنم خوب پست بعدی من رو باید بتونی از الان بگی لذا محکوم میکنن زندگیمون رو خراب میکنن بعد انتظار دارن سرشون رونزنیم نمیشه که ما از الان داریم میترسم که یه روزی اینکارو بکنم و سرشون رو بزنم لذا باید برگرده توبه کنه که این همه همین الان به ما ظلم کرده و زندگیمون رو خراب و دست برنداشته پیش از موقعی که دیگه کاری نشه کرد! راستی گفتیم بحث کنید ولی از این موضوع اعتقادی نیست!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۴:۲۰
علی

شما اول دل مادرتو بدست بیار دل زنتو بدست بیار بعدا بیا بگو حدیثه که هرچی زن گفت رو برعکسش کنید!! توجه مینمونی؟! اینه که زن عموما و ظاهرا بیاد صحبت کنه حرفشم خیلی شیک و عاقلانه است ولی اگر زنت اومد تو ذهنت چون دوستت داره چون کار خوبی کردی اونم خدا میاندازه حالا یک موجود شیطانی نیست بلکه چون خدا انداخته و اینم زنته حالا برعکسش جواب میده یعنی یه نوع یادآوری معکوسه جذابه یعنی چون زن جذابه ولی وقتی به لقائش رسیدی چیزی ته ش نیست اینه که  خدا خواسته اگر روی فکرت اومد زنت برعکس نتیجه بده و بگیری مثلا من دیروز رفتیم پیش یک سید دعا نویس بعد مادرم گفت قرص قبلیش که شهوتم رو داغون کرد قرص خوبی بود ولی حالا مثلا بد شده حالش یعنی حال من خلاصه منم نو حونه که اومدیم بستمش به فحش که مگه من چکار کردم کردم و فکرکردم و میکنم  وخواهم کرد که حالم خوبتر شده و اصلا نباید دیگه قرص بخورم حتی اینم محض رضای ننمه خلاصه آقا ما رفتیم و برگشتیم صبح دیگه چیز شدرفتم آش خریدم و اومدم خونه دیگه مامانم خوشال شد که آش خریدم و دلش رو بدست آوردم و تمرکزش رو گرفتم و بیدارش کردم که پاشو نماز بخون و آش برام بیارو و مودبانه همین چند دقیقه پیش گفتم که آش برام بیار و تو باید بهشون بگی این حاالش خوب شده دیگه قرصش رو قطع کنید نه که بری بگی از اون موقه ای که قرصش عوض شده بدتر شده و اینا دیگه دوست شدیم وقتی رفتش دیگه منم تو ذهنم بلخره مامانم اومد یعنی یک ارتباط خرابی برقراره که هیچ وقت نمیاد و مامانم هم خیلی اذیت و کتک خورده چون مومنه و دبیر دینی هم بوده اینکه استاد منه ولی در ذهن من جایی نداره و تربیتم اینطوری اگه خوبه خلاصه آقا در ذهنم اومد و منو به یاد چیزی انداخت لب تاپم که تو آشپزخونه چند ساعت پیش فیلم گرفتم اینکه با دستش علامت داد در ذهنم که نرم برش دارم حالا بدبخت خودش چه میدونه لب تاب چه جوری کار میکنه اصلا اونجا هست یا نه بلکه خذا اینطوری نشان میده خلاصه دستی در ذهنم تکون داد که یعنی لب تابت رو برندار منم راحت برعکسش کردم و وقتی برداشتمش دیگه گفتم این درسو بدم که پس اولا این شدکه زن اگر استاد نباشه و زنت باشه برعکسش کن دوما اینکار کار خداست نه زنت یعنی زن بعضی وقتا قوی است میاد تو ذهن اصلا جن داره فرشته داره به یادته پیامی میرسوته ولی بعضی وقتا روحشم خبر نداره چون دلش رو بدست آوردی و  خودتم دوستش داری خالا خدا به صورت معکوس یاریت میده وگرنه لذت زنانه برذن آنی است ولی ما هیچوقت درس نمیگیریم لذا کار خداست و حدیثه که هرچی زن گفت معکوسش رو بکن اون موقع هنوز دم نکشیده بوده که بگن اگه تو خیالت اومد برعکسش رو بکن مگر اینکه واقعا زن اخمقی باشه و دوستی شما خیانت باشه و مومن نباشه که ظاهرشم که حرف بزنه شما باید برعکسش کنی شاید پس سوما اینکه باید دلش رو بدست آورد که توجه الهیش به ما باشه تا خدا توسط زنت یاریت بده!!!چهارم این روایت یک اصل هست لذا خعلیا توی شکن که باید برعکسش کنن یا نه مثلا من خودم لذا تا خدایی نباشیم مشکوکه قضیه ذهنی زن امیدوارم پس اول دلشونو بدست بیاریم بعد خدا یاوری برسونه!البته اینو هم بگیم که در مسند قضاوت که یارو قاضیه شیاطین میان رو مخش یا فتنه است و جنگ اینا ما کاری نداریم که قاضی رو تهدید کردن ترسوندنش حالا حکمش چیه نه این یک اصل الهیه عمومیه وگرنه گفتن قضاوت اصلا نکنید وقتی اصل کار خراب باشه پای زن رو نمیشه به عنوان یک اصل به قضاوت خعلی وقتا کشید بلکه باید قاضی عاقل یعنی عادل باشه که اینکارا میکنن قاضی وسوسه میشه چون مومنه و حتی از نیروی امداد غیبی زنانه استفاده میکنن که اگه وسواسی نباشه ممکنه جواب بده بلهره ارواح مومنه هم هست! باید بدونه یک قاضی چکار میکنه لذا!!لذا موضوع قضاوت گاهی اقدر پیچیده میشه که فرشته هام شک میکنن حکم اصلی دقیقا چیه همینه گرفتاریمون دیگه نمیشه از روی شهوت و هوا و هوس مثلا سه سال زندانی برای یارو نوشت کمااینکه تو کتاب قانون هم نگفته فقط یه حکمه!!چطور منو شما یک ساعت تو قرار منتظر بمونیم تا یارو برسه دنیارو میخوایم عوض کنیم یعنی چیز میکنیم بعد یارو یک ساعت الکی تو زندان با اون وضع خرابش آب خنک بخوره بیشتر کی میخواد حقشو بده حالا ما درمورد یک ساعت زمان و شرایط زندان بحث کردیم میدونی چقدر پیچیده است قضیه و قضاوتش؟!!!! باید کل عالم بهم بریزه که یک شهید کشته شده حکمش چیه خونش چقدر ارزش داره اخلاصش چقدر اصلا داریم بعضی کارای خوب رو کل فرشته ها جمع بشم نمیتونن ثوابش رو ثبت کنن حالا یارو عذاب  میبینه آیا حتما میره جهنم مثلا؟!! مثل نماز جماعت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۶:۲۷
علی