یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

ای علم افراشته در عالمین / اکشف کربی بحق الحسین

بایگانی

۵۱۴ مطلب با موضوع «تفکرات شخصی» ثبت شده است

راستش را بخواهی داستان حبس ما از حسادت گوجه شروع شد او تمام معشوقه ها و دوستان مارا گرفت و با قدرت شیطانیش مرا حبس و تمام دوستانم را دور به بهانه های مختلف او قبلا خواستار ازدواج من بود او دختر عمویم هست من هم نتوانستم دوریش را تحمل یا هرچه و خانه ی مادربزرگه اومدم و ترک کردم اونجارا چون در حد امامم نیست ولی چنان قدرت جادویی دارد که میتواند هر چ کند او جاسوس است و بعضی مواقع میگویم نکنه جن او مرا بدبخت و تمام دوستانم را رد کرد در خانه ی مادربزرگه دوستام بیشترن و حال میکنم ولی ممکن است زیاد حرف بزنم و مادر گوجه که استادش است یک لحظه اختیارم را بگیرد و باعث شود سرم را به باد دهم این همه قدرت عجبا من خواستار حوری هستم ولی میخاهند کنار زنان دنیوی از راه دور باشم و شاید جن چون اوضاع اونا خرابه من باید به آتیش اونا بسوزم و لیکن هر چه قرآن بخوانم باید زنان دنیوی دوستم داشته باشند نه حوری و پری چون اوضاع گیر است ولی غم این است که محبت دورادور زنان نه تنها کم بلکه دشمن هم شده اند ولی احساس زن دست خداست شاید خدا خواست و علاقه شان بیشتر از پیش شد خدا را چه دانی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۷ ، ۱۵:۳۶
علی
خوب یک صحبت هایم هست که ما توی فیلم گرفتن ناتوانیم و ناچارا مینویسیم و در خانه از محبت ماموران و لطف و کرمشان و توجه بیش از حد لب به سخن در خلوت در خانه ی مادربزرگه به سخن در میاییم و انشای خویش به سخن میکنیم که اگر بخواهیم در فیلم بگوییم ناچارا شما ممکن است دچار توهم شوید و یا سخت است که در فیلم و جلوی دوربین گفته شود و لیکن مینویسیم در وبلاگمان تا مگر آرام شویم و شوند و مثالا ماموران هم خوابشان جفت و جور گردد ولیکن از کجا بگویم که دلامان پر شده از محبت شما و نه زنان چرا اینکه فضای ما خراب شده و زن ها توجه شان به ما و شوهرشان مورد بازی شیاطین و غر و آمریکای پلید جلب شده و مثلا در خانه مادربزرگه که همه بچه های پیش دیده اند سه بچه بود ولی اینجا دایی ما که بلا نسبت خروس غیرتمند است یک بچه دارد و بچه گلش تنها حدود ده شبی است اینجارا اشغال کرده و من نیز که مخمل مادر بزرگم نقشم را خوب نمیتوانم بازی کنم از خیر برنامه ی تلوزیونی دهه شصت که چه کلاه قرمزی باشد و چه خانه مادربزرگه و چه هر فیلم و سریالی که مارا از قبل پیشبینی و بازی و بازیگر کرده اند و پولمان ندهند... من خود مورد نظر امامم هستن و لیکن چنین اوضاع پیچیده ی خانه ی مادربزرگه که رحمت الهی نازل بوده را قبول نمیکنم و سرسختانه میکوشم که جلب نظر آخوندان بزرگ کنم تا مگر پدربزرگه دوباره دعا بخواند و من فیلمش را بگیرم و خلاصه چنین نورانیت اندک و وضع خراب مملکت را که اثر شگرفی بر دین و دنیای مردم نهاده و نارضایتی افسوسانه را دشمنم و اعتقاد داریم دایی باید یک بچه حداقل بیاورد و فورا این خانه را ترک کند تا مخمل واقعی را نمایش و بجای اینکه شب ها پیش من در خانه ی مادربزرگه بخوابد باید در خانه ی خودش بفکر بچه دار شدن باشد که نشانگر اوضاع وخیم و بدرفتاریه زنان در حق شوهرشان است که محبت کم شده و دایی ما بفکر زندگی و خوشی خویش نیست و مکر شیطان را نشان میدهد که خواستار ماساژ دادن من بر روی کمر خودش است و هیچ علاقه ی جنسی ندارد که ما این اوضاع وخیم زنان که اگر رحمت الهی دوباره شامل حال و ما شما شود مارا بیشتر دوست خواهند داشت زنان و دست خودشان نخواهد بود که بیشتر بزایند والسلام 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۷ ، ۱۵:۰۸
علی

میگن سلام میگم علیک میگن چه خبر؟ میگم سلامتی میگن از اونور چه خبر میگم هنوز زنده ایم میگن نه سیاسی حرف بزن از دولت بگو علم رو بشکاف بکبونشون میگم الهی شکر همین که شکممون پره و سیره جای بسی شکر داره از خدا و دولت!!!!

چی بگیم والا داعش با شکم پر و شغل و هزار ادا و اطوار بیش از 1000 تا شهید از ما نگرفته که آره پر توقعیم فکرم نکنم به سادگی تو عراق و سوریه داعشیا بتونن پیتزا بخرن بخورن جای بسی شکر داره که دولت مارو از پیتزا محروم نکرده یا تخریم بین المللی نشدیم چه از طرف آخوندهای درون چه آمریکای خبیث دیگه چی میخای از این دنیا پیتزا هم داریم !! منکه مزه ی پیتزا زیر زبونم بلغزه ها حاظرم داعشی براش تارومار کنم!!

اوروز بازیگره پشت فرمون نشسته میگه اشتباه کردم این همه آدم جمع کردم برای رای دادن به روحانی آهای ملت ببخشید معذرت میخوام اشتباه کردم قبلا دیده بودمش تو دبی بود یا هرجا کنار دختر مردم عکس و سلفی میگرفتن بازیگر خوشگل و خوبیه ها ولی آدم به ذهنش میخوره وقتی میگه دلار گرون شده مثلا 6ت شده و دولت عذر خواهی نمیکنه آدم ناخودآگاه یاد سفرهای خارجی این بازیگرا میافته نه بدبختی بیماری یا دانشجویی یا هرچیزی میگه آخه ی چه کنیم که دیگه خارج نمیتونیم بریم راحت و خوش بگذرونیم حالا بیا ضد روحانی تبلیغ کنیم وگرنه دل هیچکه برای این ملت و مملکت نمیسوزه!!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۷ ، ۰۷:۵۱
علی

یک دو سه امتحان میشه یک دو سه ما برگشتیم یه چیزی بنویسیم حالا چی بگم براتون؟! شهوت خوبه؟؟ داغونه وللش مخ بزنم؟! موجسواری رو مخ ها چطوره؟ داشتم کلیپ های گذشته م رو نگاه میکردم میدیدم شهوت هست و فشار زیاد هم ملائکه بیشتر در محظرشون بودم هم شاید اجنه و ارواح ولی راه و رسم عشق بازی رو بلذ نبودم الان مست نیستم اون موقه چه کلیپ هایی که نمیساختم انگار یه بیمار روانی همش سره این شهوت کوفتیه اگه آروم هم باشه شهوت و ازش استفاده نکنی و بهره نبری بدتر پاپیچت میشن جن و روح اگه هم ارضا بشه که خودارضاییه چون ازدواج نکردیم الان هم که کلا معشوقه ها پریده و فضا رو کنترل کردن و منتظرن کوچکترین اشتبی از ما سر بزنه سرمون رو ببرن مثلا یک ویدیو ساده درپیت نمیشه مثل چند سال پیش گذاشت که توش راحت بود باید مراقب باشم سرم رو به باد ندم الان معشوقه هام کمتر شدن انگار یعنی فشارشون رو میگم وگرنه هستن گفتمکه اگه شهوت هم بهره نبری بدتر ممکنه دیوانه ات کنن چون از شهوتت جن ها نیرو میگیرن لذا الان شهوتم ندارم میلم کم شده اگرم تحریک بشم میتونم از عهده ی خودم بدون خود ارضایی بر بیام روش هاشم گفتم و زنای ذهنی هم نیست بلکه میبینیم تو ذهن و لذت میبریم نه اینکه برای خودمون خیال ببافیم آخ که چقدر دلم درد میکنه باید برم دستشویی خدافط!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۷ ، ۰۶:۰۶
علی

دلم گرفته گفتم یه پست شخصی بدم بلکه آروم شم یا یه فکری به حالم شه داغونم میدونم مثل قبلا تو راس نیستم در نوشتن و الان بهتر میدونن چه مارمولکیم با فیلمام و تاثیر نوشتن چه رسه نوشته هام هم رنگ ملکوت نداره و هم مخاطبا پخشن هم دم و دستگاه وبلاگ قوی نیست و بچه ها هم جمع نیستن و گروه دقیق قبلی والا خودمم حوصله ی خواندن وبلاگ خودمو ندارم حتی دیدن فیلمام و سخندانی ها و چه برسه دیگران دلشون بسوزه وقت بزارن و از خودم متنفر میشم گاهی چون اگر قوت باشه زود هرچی به ذهنم رسید رو پیاده میکنم بعد پنچر میشم صحبت زیاده و منم نمیدونم شما دنبال چه بحثی هستی گفتم بحث شخصی است و اخبار ملکوت و سرزنش و نصیحتم نمیخام بکنم میخام بعد از مدت ها بنویسم شاید آروم شم همین بعدشم با این سخندانی ها مجال خودمونی شدن و درد شخصی و کم شده و راه بسته شده خودمونی راحت حرف بزنیم دو کلوم وقتی مطالب وبلاگم رو چند وقت پیش میخوندم میدیدم چه اسرارهایی رو چه سرهایی رو که لو دادم و شاید شرمم میکردم که اینارو من گفتم یا نباید میگفتم یا کسی که فیلمارو میبینه و این مطالب رو بخونه اگه کسی پیدا بشه که وقت بزاره روم زشته ولی دیگه گفته ام و وبلاگ نویسی هم مخاطب و مامور و دلسوز میخاد که به فکر باشه با مخش بازی کنیم تا مگر خود به خود از پاکی چشم و دلش دعایی نسیب شه پیشرفتی حاصل و باید جمع باشن وگرنه تیری است خطا در سیاهی شب اگه نباشن ولی خوب الحمدلله مامورایی هستن چه غیب و چه زنده که بفکرمن و نمیخام اذیتشون کنم الان و مخشون رو درگیر مسایل و سرزنش و اخبار و فرهنگ و سیاست و از مخشون کار بکشم فقط کمی دلم گرفته و حال ندارم حوصله مم سر رفته دلم گرفته و نمیدونم این متن بدستشون کی برسه و مفید باشه و نمیخام رسانه ایش کنم چون رسانه هم با تلگرام داغون شد جوون ها حوصله ی ما رو ندارن نمیدونم مخاطب های قبلانم چی شدن و آیا فیلم ها رو دیدن و حجم اینترنتی باعث شد که باشن ولی میدونم دخترهای خام کمتر شدن و دیگه چون مدتی نبودم نوشته هام کهنه شده و نوشته های قبلی در حد و اندازه ی زنده کردن نیست و همیشه فکر میکردم سطح بالا مینویسم و راه گشا ولی وقتی مطالبمو بعد از مدتی بخونم چیزی توش نیست آخه حساس میشدن رو جملاتم اهل فن و کار میکردن روش محض همین نوشتن ما تاریخ مصرف داره و نمیدونم به جز مامورا چه کسانی دنبالم میکنن تا مگر ادامه بدم نوشتن رو و آروم میکنه وضع رو یا نه و دیگه بزام مهم نیست که لای نوشته هام دو نکته از ملکوت جلب نظر کنه و مخاطب رسانه ها بشه چون حرف ملکوتی زیاد شده و ذهنا پره باید خیلی قوی باشی که شاخ بشی و بتونی دوباره جمعشون کنی پای بساطت خلاصه میخاستم حال و احوالم رو بدونی چون نوشتن از دله و دلی که توش خدا باشه بهتره تا فیلمی که مردم گیر کنن در چهره ت و ظاهرت و حالمم اینه که دیروز چندتا فیلم گذاشتم پنچرم و فکر میکردم و مشکلم این بود که توجه الهی جنسی بشه بهم تمام مشکلات و غمام برطرف میشه ههه باز ما نوشتیم جنسی یه گروه و تیپی مشکوک میشن میان وبلاگمون رو چک کنن از این مامورا چ کنیم؟؟ مگر دوستی زیاد بشه آخه میدونی که توی سیستمشون به بعضی کلمات حساسن دیگه اتوماتیک و غیرانسانی فعال میشه هشدار میده و اینا مثلا بعضی بازیگرا اگر اسمشون رو بنویسم اینجا دستگاه خبر میرسونه به بعضی جاها یا شایدم بدستشون برسه اگه مفید باشه و اینه که نوشتن خصوصیت خوبش اینه که میشه گروه هارو جمع کرد دو کلوم حرف زد و هماهنگ شد و دوست پیدا کرد که بیشتر از فیلم ملکوتی بشیم گاهی و خوب البته مارو میشناسن مامورا ولی دیگه حساس شدن و تاکید و اینا دست ما نیست که چی بیرون میاد باید مراقب بود دیگه که سرمون رو به باد ندیم از نوشته ها و حالا من نمیدونم از نوشته ها سود میبرم که بازم بنویسم و کار خوبیه یا نه فیلم بگیرم فیلمم باید اوج گرفت ومخاطب خاص خودش رو داره اینجا دستت بازتره در نوشتن ولی خوب حوصله ی خواندن نیست اگرچه بعضیا مجبورن مارو چک کنن و ما موظفیم که حالشون رو بد نکنیم اگر خوب نمیکنیم امیدوارم دلشون شاد شه اگر دلتنگ نبودم شاید  نمینوشتم پس همین پنچر شدن از فیلمای آپارات سبب شد دو کلوم بیایم بالا فردا ایشالا با لب تاپ میام بالا الان با تبلتم لب تاپم درست شده ولی سیم شارژش تو‌ مغازه جا مونده دیگه حتی حوصله ی علامت تعجب گذاشتن ندارم چون اهمیت مطلبچنان و چنین نیست خیلی دلم میخاد بدونم اثر کارهام تو کجاها خرج میشد تا مگر به خودم افتخار کنم ولی دیگه برام مهم نیست مهم هست ولی خوشالم نمیکنه چون باعث توجه یه عده شدم که دلشون دریاست و کوچک فکر نمیکنن نمیدونم باید چه طوری باشم که نیستم شاید حرفارو زدم و ننگش مونده که نمیتونم وضع الان رو آروم کنم خودمم آروم نیستم دلم گرفته الان حوصله ی کلیپ های خودم و هیچی رو هم ندارم گفتم بنویسم حالم رو‌بدونی سبک شم شاید خیلی تو چشمان رفته ام و باید موقتا این حال رو تحمل و‌بچشم ولی فردا باز دوباره شروع میکنم فیلم گرفتن این حرفا رو نمیشه تو‌فیلمها زد باید بیای بنویسی تا خط رو پیدا کنی و باب سخنت رو بدر بیارن و بنویسی تا بنویسندت! امیدوارم بارون بیاد!! اینم علامت تعجب که میخاستی!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۶ ، ۰۴:۳۵
علی

عمو عمه

صدای ملکوتی

عقل داره و منطقی صحبت میکنه و چرت نمیگه

تسخیر نمیشه کرد فردی که اشهد بخونه

از صوت بد سنی ها بدش میومد داد میکشید

رفته بود قبرستان درحالیکه سنیا مرده پرستی و شرک

بعد از قرآن و قبلشم ازش این ملک یا روح جدا نشد

مستی تا حد تسخیر روح هستش 

گفته ها: کردی میدونی؟ نمیگه نمیدونم و سر تکان میده و راستشو میگه همینطوری میگه ارمنی

چکارش داری؟ میخام دخترمو بگیره .. داره شیخ سنی رو خر میکنه که داستان عاشقیه وگرنه با قبرستون رفتن و ندیدن دختر کی تسخیر شده

تو مگه کی هستی چقدر زور داری؟ با صدای ملکوتی میگه رئیس اجنه

میگه چی میخای بگو چی میخای...داره زمینه سازی میکنه که بگه بیا مسلمان بشو

من کاری ندارم اونا صدام میکنن این بنده هزار بار قسمم داد اومدم...حالا یا تو قبرستونی جایی فاتحه خوانده یا متوسل شده

من شاه شاهام

وقتی قرآن میخونه زورش میاد و فحش نمیده و میگه بسه بگو چی میخای چون بد قرآن میخونه

        اینی که میگی اینی که اسمشو میاری  اینی که این همه بنده هاش صدام میکنن نوچه ی نوکرام اونایی که جلوشون خم و راست میشن برام میفرستن چرا با من اینجوری میکنید من به دین خودمم با کسی مشکلی ندارم (شیعه) 

    میگه مسلمون بشو میگه به چه قیمتی میگه به قیمتی که نجات پیداکنی و بهشت خدا مالت بشه...  میگه کسایی که بامند چکارشون کنم(سنیا) میگه ولشون کن میگه نمیتونم من شاهم میگه میتونی کلشونو مسلمون کنی و...

اون کسی که براش خوندن اومدن اومدم دوسش دارم آدم خوبیه

  این همه شما میگن پس چرا انسان هایی که میگن خالق مخلوقاته چرا اونا این همه کتابی که شما بهش میگین برعکسش میکنن (منطق اعلا و خودشو میدونه و میشناسه در حال تسخیر )پیش صد نفر منو بردن چرا یکنفرشون اونو نخوند چرا تو میخونی(درگیر کردن سنیا)

عالیه انجام بدین من نفراتم بیشتر میشه (بدست ما میرسه)

میگه بسم الله الرحمن الرحیم میگه این کیه که اسمشو میارین نابود میشم (نابودی و فنا از عشق)

این کیه این بدنی که من توشم مگه چی داره که به من نمیدینش( جوابای سنی)

میخای بیا بیا میگه کجا بیام میگه قبرستون ارمنیا با خنده و سنی قرءان میخونه

با موسی و فرعون بودم!!! وقتی میگه داستانشو شندیدی

این کتاب چیزیه که بچه منو نابود کرده چیزیکه زندگی منو نابود کرده شما انسون ها میگید که زندگی خوبه میگید بچه هاتون شیرینه براتون پس ما چی پس بچه های ما چی(شیعهیان)

همونی که تو اسمشو میبری چیزایی گذاشته جلو روم که نمیتونم میگه چی میگه دیواری از نور

نه دقیقه






۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۴۴
علی
شاید چند روز پیش بود که داشتم میومدم شیراز یا بعدش سرچ کردم why iranian میخواستم ببینم چی میاد چند تا گزینه اومد یکیش این بود که why iranian people are so beautiful  بعد رفتم توی اولین گزینه سایت سرچ شده عکس همین ریاضیدان مشهور که مرده هست اومد و هنوز ایشون نمرده بود یا خبرش بهم نرسیده بود این زن ریاضیدان الان دوباره رفتم تو همون سایت نبود ولی همین نوشته رو اگه سرچ کنی تو عکس گوگل هست و این عکس میاد
Image result for why iranian people are so beautiful
خلاصه منم یکی دو ساعت پیش تو خواب و بیداری بودم رو تختم و داشتم به این موضوع فکر میکردم که طرف میگن سرطان داشته و اینا و تو فکر بودم یهو تو خواب با هوشیاری رفتم تو سایت گوگل و همین عبارت رو سرچ کردم و رفتم قسمت ایرانی ها یه فیلم رو نگاه کردم و رفتم داخل فیلم یعنی خوابم بودم محو شدم فیلم هم درمورد شهادت چند تا هموطنانمون بود حالا مردم رفته بودن تشیع جنازه شون و آخراش داشتیم ذکر میگفتیم با مردم و راه میرفتم  و جلو میرفتم و میدونستم هم تو فیلم هستم دوتا مداح هم داشت میگفتن یا حسین و یاحسین یا جان جانانم حسین و منم تکرار میکردم تا اینکه یه نفر اومد پیشم تو خواب و گفت چی میگی و بعد بیدار شدم!! 
حالا میخواستم بگم که در دنیای مجازی در آینده همچین اتفاقاتی میافته یعنی اولا طوری ضبط میشه که کل مراسم و همه ی افراد و جزئیات ضبط میشه نه یک گوشه ای دوما شما هرجا خواستی میتونی بری و پیش هرکس سوما پیش هرکس رفتی صداشو منحصرا میفهمی و نزدیک بهش میشی چهارم شاید اتفاقی بتونی باهاش صحبت کنی پنجم شاید شهرهایی ساخته بشه که ما توش راه بریم از فیلم ساخته شده ی مجازی که جلوی چشمانمون هست  و کاوش کنیم و بریم اینور و انور ولی خودمون میدونیم مجازی هست ولی عین واقعیت برامون باشه و پیش هرکسی بتونیم با دنیای مجازی که  همه ی گوشه هارو مانند بازی کامپیوتری که هرجا خواستی بری ضبط شده بریم یعنی موضوع جدیه!!! البته من در خواب رفتم و صحبت میکردم ولی تو خواب حواسم بود که فیلمه و مکاشفه بود برام ولی موضوع جدیه برای دنیای مجاز! 
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۶ ، ۱۹:۰۸
علی

یه بحثی میخوایم بکنیم در جایگزین کردن خودمون که نمیدونم چی دربیاد ولی قبلش اینکه ما دیشب دوتا خواب دیدم و الان هم رفتم یکی از کلیپام در روش تفکر به معشوقه ها رو که شیطان برام زیبا جلوه داده بود رو پاک کردم من چند وقت پیش رفتم حرم امام رضا(ع) گریه کردم روبروی ضریح و  توبه آخه من درمورد زنای ذهنی کلیپ ساختم و بزرگتر از اشتباه حرف زدم و مزه ی شهوت زیر دندونام بود یه حسی گرفته بودم گفتم فقط خودارضایی نکن ودوست شو با شهوت و حتی زنانی که شوهر دارن اینکارا بکنن و اینا خیلی بدجور چوبش رو خوردم و اصلا زندگیم پاشید و حتی مورد سوء الظن و گناه دیگران هم بر دوش من و فیلم هم بود که بدتر شد کار و مزه ی شهوت زیر زبونم بود گفتم فقط خودارضایی نکن بعد ما توبه کردیم تو حرم بعد اومدیم خونه شهوتمون بعدش گل کرد دیگه گفتم نباید فکر جنسی و ارتباط با معشوقه ها بزنم بعدش دیدم حالم بد شد و دارم بازم ناامید میشم لذا استخاره کردم دوبار خوب اومد دوباره ما این ارتباط پنهانی و بد رو شروع کردیم تا اینکه دیشب خواب دیدم که در حرم امام رضا(ع) هستم ولی شرت پام نیست!!! وای اقدر زشت بود که نگو لذا کلیپ رو بازم پاک کردم یه کلیپای دیگری هم بود اونارو هم قبلا برای حال بدم پاک کردم  ایشالا دوباره  توبه کنیم و شیاطین و نفس بدمون برامون تفکر به معشوقه ها و زنای ذهنی رو زیبا جلوه نده دیگه و جلوی خودمون رو بگیریم وگرنه من دیشب تو حرم بودم  ولی شرت پام نبودم و صف های اول بودم که نماز بخونما و کلی آبروم رفتش!!! که باید توبه کنم بازم دومین خواب هم شاید بعد از اذون دیدم که داشتیم نماز میخواستیم بخونیم یکی از دشمنان بهمون حمله کرد و تیر زد ولی انگار قیامت شده بود و گفتم دیگه فایده نداره نفاق و تیرهاتون و ما زنده میمونیم و هرچی تیر به طرف اومد بهم میخورد ولی طوریم نمیشد درصورتیکه قبلش همه میترسیدیم کشته بشیم و فضای نفاق بود!! تا اینکه حق از باطل جدا شد به صورت تتلیتی هم جدا شدا!! خیلی برام خودم هم ترسناک بود که دیگه وقتی قیامت بشه چطوره که منافقا آدم بدا هیچکاری نمیتونن بکنن و آدم  خوبا میخندن مسخرشون میکنن که دیگه مرگ مرد!!!و آدم یه لحظه به خودش میاد که نکنه منم بد باشم!؟؟

و اما موضوعی که میخوایم صحبت کنیم اینکه خودمون رو جای دیگران بزاریم حدیث داریم که آنچه برای خودت میپسندی برای دیگران بپسند یعنی خودت رو جای دیگران بزار مثلا اگر ما هم دختری داشتیم و تصادف میکرد خدایی نکرده بمیره بعد میخواستیم کل دنیا رو امن باشه ولی ما خودمون رو جای اون پدر دختر نمیزاریم و هرساله آمار تصادف بالاست اگر ما خودمون رو جای دیگران بزاریم دنیا آباد میشه اصلا و همه چیز درست میشه جای مادرمون بزاریم بدبخت چه گناهی کرده که این همه زجر و زحمت میکشه و ما میخوریم و میخوابیم جای پدرمون بزاریم خودمون رو و انقدر خودپسند وخودپرست نباشیم که پدرمون از صبح تا شب کار میکنه و زحمت میکشه بعد ما هیچی برامون مهم هم نیست تشکر هم ازش نمیکنیم پس یاد بگیریم خودمون رو جای دیگران بزاریم اگر ما یمنی بودیم فلسطینی بودیم چه انتظاری از مردم جهان داشتیم خودمون رو جاشون بزاریم لااقل همدرد و همدل باشیم لذا!دنیا آباد میشه اینکه ما خودمون رو جای دیگران بزاریم حرف بزرگی است و نمیشه تمامش کرد و درست بیان!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۶ ، ۰۵:۲۸
علی

یه بحثی تخصصی میخواد درمورد شیطان زدگی یعنی شما گناه هم نکردی خوب داری زندگی میکنی حالا یا مشهوری یا حسادتی یا شیاطین بدشون اومده ازت این فرصته شیاطین ضد هرکسی فتنه نمیکنن که بخوان غمت بدن و ناامیدت کنن بلکه خیلی وقتا خودمونی میشن و از راه دوستی وارد میشن ولی ما فیلم میگریم قرآن میخونیم دعا میخونیم این دعای صحیفه رو که  من خواندم تو خواب یک خواب های شیطانی و احتلامم رخ داد غسل کردم ولی کلا جادو شدم و حال روحانیم خراب شد و حمله کردن بهم شیاطین و تو خواب خواب میدیدم رفتیم تو صف غذا بگیریم بعد سگ پخته میاوردن و از این مارمولکای گنده ها که  پخته بودنش و تکون هم میخورد ما رفته بودیم این چیزا بخوریم یعنی کلا بعد از دعای قبلی که فیلم گرفتم خوندم ریختم بهم حالا بحث اینه که آیا شیطان زدگی وجود داره و شیاطین جن از نزدیک و انس با دستگاه از راه دور میتونن مارو از خدا و دین جدا و غم بهمون بدن مثلا منکه قرص روان میخورم بخاطر همین جن زدگی است دیگه البته چند ماهه نخوردم ولی دکترای روان عقیده دارن شما از شیطان مخصوصا اگر جمع بشن شکست میخوری و دیوانه میشی باید قرص جنون بخوری خوب این دکترا به جنگ مومنانه و خدایانه با شیاطین اهمیت نمیدن که آقا تقصیر شیاطین هست نه من بلکه اگه من گناه کنم تقصیر خودمه ولی حالا بلخره شیطان زدگی وجود داره سحر و جادو که آدم رو میخوان از راه بدر کنن به هر دلیل یعنی راحت میتونن دعوا درست کنن بین ما ها و حالمون رو بد و مایوس کنن من دیشب حالم بد بود صدتا صلوات برای یه نفر بزرگی فرستادم و قبل از خواب هم 4قل و آیت الکرسی و اینا رو خواندم خوابیدم الان حالم خوبه الحمدلله یعنی روانی ترین حال هم داشتی و بیشترین فشارها هم روت بود 100 تا صلوات مثلا برای مقام معظم رهبری بفرست ایشان هم دعات میکنن فرشته ها میان نجاتت میدن ما که مشهور شدیم بین بچه ها بلخره حسادت و دشمنی زیاد میشه حالمون ممکنه دست خودمون نباشه و مورد حمله قرار بگریم و کلا صلوات فرستادن خیلی مفیده و اثر داره اندازه یه تسبیح از این تسبیا صلوات بفرست حالت خوب میشه ایشالا و یه جنبه ی خوبی که صلوات داره اینه که میشه وصل شد به کسی که صلوات براش میفرستی یا اگه قوی باشی به پیامبر (ص) اصلا یعنی جنبه ی وصل دادن داره یعنی مثلا صلوات برای عارفی اگر بفرستی اولا میتونی بهش وصل بشی دوما حالت رو بهش گزارش میدن فرشته ها و ارتباطی دلی از راه دور داری حالا اگر حالمون خوش بود برای معشوقه ها هم میشه صلوات فرستاد!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۶ ، ۰۵:۵۴
علی

الان خواب بودم تو پاتوقم خونه ی بابابزرگم بودم و مکان آشنا بود ولی خرابه بود چون خونه ی بابابزرگم تو جهرم قبلا حمامش رو خراب کرد کردش مغازه داعیم که به دایی جهرمیا میگن عادی این تتلو هم میگفت عادی ت نیستم میگفت نه عادیم ولی اشتباه تلفظ میکرد خلاصه ما طرفای پاتوق بودیم توی خونه بابابزرگم ولی بابابزرگمم نبودش حمامش خراب توی خواب اونجا بودم و چندتا بچه ی کوچیک هم بودن بعد آقای پاک نیت و زن محترمش پیداش شد منم کنار بچه های دبستانی بودم تاریک بود خلاصه داشتم بیسکویت پتی بور میخوردم و به بچه ها میدادم که یه مرتبه آقای پاکنیت که بازیگره تو خواب کنار بچه ها گفت و منم فاصله داشتم که چنگال و مثلا قاشق رو بگو بکنه تو ک..نش آقا ما هم شنیدیم به خودم گفتم برم بگم آخه قربونت برم فدات بشم کی بکنه تو کو..نش بعد اومدم بگم مستم بودم یهو اشتباهی رفتم پیش زنش همین جمله رو که در نظر داشتم که کی بکنه رو گفتم بعد زنش دیدم داره لب خودش رو میگزه که یعنی زشته این حرفا بعد فهمیدم اشتباه کردم رفتم برای خود آقای پاکنیت تو خواب توضیح دادم که من حواسم نبود اشتباهی به زنت این جمله رو گفتم یعنی میخواستم بگم اشتباه شده و ببخشید و جسارت نشه ها!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۶ ، ۰۶:۴۲
علی
ببین من اگه گلایه ای از رئیس جمهور محترم میکنم حقشه دلسوزم اینکه ما چند ساعت پیش خسته از مشهد برگشته بودیم پست قبل هم خونه ی مادربزرگه نوشتم مطلبم رو بعد بابام دیر کرد اعصاب خورد شد دیر اومد دنبالمون زیارتمون هم قبول اعصابم خورد شد خسته بودم و یه چیزایی به مادربزرگم گفتم گوش شیطون کر باید بازش کنیم چون زبونم باز شد و بلخره ملکوت دعوا داره ولی قبلش یه چیزایی عرض شود که اولا بابام همرامون به زیارت امام رضا علیه السلام نیومد و یه مسائلی پیش اومد اطلاعاتی که نمیشه بازش کرد چون من هنوز عقل درست و حسابی ندارم از این مسائل بگذریم که چی شد تو هتل و مشهد و تاکسی و هواپیما و اتوبوس شرمنده که وقت گذاشتن رو ما ولی ما درموردشون حق نداریم صحبت کنیم چون متخصص نیستم فقط اینو بگم که مومن تا موقعی که امامش رو داره خوار نمیشه این هدیه ی زیارت به من بود من الان دایی ام اگر تو دلش با یه لقب خاص بد منو صدا بزنه بدنم میلرزه چون مومن نیستم ولی مومن تا موقعی که امامش رو داره خوار نمیشه که باید این بررسی بشه چون مدت طویلی است که شیاطین دور و نزدیک میخوان ما ننویسیم خفه بشیم خوار بشیم و نابود ولی الحمدلله امام داریم و به دادمون میرسه و مارو فراموش نکرده حالا یه بخشیش اصلا باید فیلم بازی کرد که خوار نشد یه ببخشی ایش باید رند بود که خوار نشد ما دوکلوم که با بابامون صحبت کنیم ماشالا شیاطین از سروکله مون برای حسادت و اینا یه عمره بالا میرن ولی هنوز زنده ایم خوب متخصص نیستم که باید چه کرد ولی نوری دارم و از زیارت برگشتم فقط همین که تا امامت رو داری خوار نخواهی شد حتی اگر بلد نبودی فحش توی دلت بدی بلد نبودی نقش بازی کنی دست باباتو ببوسی یا هر کاری حتی اگر فرستادنت تیمارستان و اخته تم بکنن بازم جا هست برای زندگی بهتر و با عزت عزت مومن تا مادامی که امام داره حفظه آبروش حفظه بیمه است حتی اگر همه ی جاسوسا برنامه و نقشه بچینن و وفت بزارن روت به هر دلیل بعضی چیزا هست که عزتی است که خدا داده یعنی اگر بلد نباشی چه طوری رفتار کنی خودت خوار میشی ولی گفتیم تا امامت رو داری غم نخور حتی اگر بلد نباشی و بچه باشی بچه هارو روانی میکنن و وقتی میرن مدرسه بلانسبت خنگ میشن و انقدر دیونه شون میکنن که دیگه هیچی ولی باز نمیدونن که این بچه ممکنه ضدضربه بشه و اگه خدا بخواد تحمل و صبرش زیاد دیگه ما که کمتر از بچه نیستیم هستیم؟ نادونتریم؟؟ این یه نکته و اما بابام دیر اومد دنبالم و اعصابم خورد شد و اینا که داشتیم میگفتیم اینکه اعصاب خورد شد و یه حرفایی زدم باید بازش کنم
 وقتی که زبان روحانیت رو خفه دارن میکنن این خطر رو برای شخص رئیس جمهور کسی نیست باز کنه اصلا آقا هرچی آقای روحانی بخواد بفرما مگه نیمخواد رهبر بشه مزه ش زیر زبونه شه من از قبل میدیدم خوب مجتهد هم هست خودش هم در فیلم  جواب دادن به آیت الله مکارم حفظه الله گفت که رهبر رو امام گفته بود شاید عیب نداره که مرجع تقلید نباشه ولی این خطر رهبری شدن بعد از 120 سال عمر آیت الله خامنه ای حفظه الله رو ما حدس میزدیم که زیر زبونش باشه بعضی ها برخلاف آیت الله خامنه ای (ره) وقتی آیت الله روحانی رو دیدن بهش همون اول گفتن مجتهد که ما هم میگیم و دیگه حجت الاسلام هم صداش نکردند بگذریم مزه ی ریاست دیگه شما برو فیلم آیت الله مکارم حفظه الله در مورد صحبت اخیر آقای روحانی درمورد یک صفحه نهج البلاغه بلد بودن ایشان و هم جواب آقای روحانی رو ببین در سایت آپارات این خطر برای خود آقای روحانی است وگرنه نوش جونش رای دادن حالا ولیه مومنان باشه هرچی مثل امام خمینی  ولی اگه اینطوره که رای مردمه ابوبکر هم بهش مردم رای دادن که قبلا هم درمورد این بحث شد اتفاقی هشدار دادیم گوش نکردین که سهل انگاریم در امر سنی هایی که دارن جنایت میکنن و فرق شیعه تا سنی هرچه هست اینکه خوشبین نباید باشه آقای روحانی به ریاستش بله روحیه و قدرت روحی بالاتری در مقابل هجمه داره در مقایسه با احمدی نژاد که ناامید شد یه مدت و کشور خوابید ولی دیگه نباید به عنوان ولی مومنان خودش رو حساب کنه وقتی زبان روحانیت بسته بشه همینه دیگه برای ریاست این حرفا رو  هم میزنه بله آقای روحانی خیلی سطح صبحتش بالاست که واقعا مجتهدانه و تخصصی صحبت میکنه ولی آقای مکارم حفظه الله کجا روحانی کجا بله وقتی دست بدن به آمریکایی ها انتظار نیست که برای رهبر شدن که ته دلش گرفته دوستی برقرار کنه با ایشان یعنی آمریکا در صورتیکه رهبر شدن جامعه نوش جونش اگه حقشه ولی این همه از پشتوانه ی رهبری است که حفظ و دعا و حمایت کرده اند ایشان آقای روحانی رو که میتونه ریاست جمهور خوبی باشه وگرنه خطری است بس بزرگ که به فکر رای آوردن و رهبر شدن در پیش نیت خودش باشه که ما از قبل از این نیت که برای خودش خطرناکه ریاست طلبی و فکر میکنه میتونه و عزیر میشه و راه بازه  مردم همینطور که رئیس جمهور شده رو فکر میکنه میزارن رهبر هم بشه وقتی زبان روحانیت بسته باشه از این امیال بسراغش میاد به ناچار که رهبر هم بخواد بشه و این خطر رو احساس نمیکنه که در چه گندابی خواهد افتاد!
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۱:۴۷
علی

امروز تو حرم نشسته بودم یه مرد حدود شصت ساله رو دیدم که یکی از دستاش فلج بود و لاغر و انگار مادرزاد اینطوری بود بعد یه مهر رو برداشت و رفت یه گوشه نماز خواندن منم رفتم تو فکر که ما کجاییم اونا کجان ما به چه چیزا فکر میکنیم اونا به چی یعنی خدا بخاد ببره بهشت یکی از مادوتا رو یقینا اورو میبره که یه عمری با چه سختی ای زندگی کرده و شاکر خدا هم هست حالا ما طلبکار و دنبال خوشی بیشتر دنیوی و ناسپاس و دنیا چشمم رو پر کرده طلبکار هم هستم ولی دنیای اون مرد درسته سختره ولی خدایی و با آرامش و رستگارانه با آبرو و آدم از خودش بدش میاد حتی تا زمانیکه خودش رو بیشتر نمیتونه ببینه و کور شده و احساس نمیکنه و همدرد با دردمندان نیست وضع رو بدتر میکنه!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۶ ، ۲۱:۰۱
علی

ناشکری یه نوع مرامه که به این معنا که حتی ممکنه جزء مقربان باشی و مورد رحمت خاص خدا و امامان ولی مرامت از یه آدم معمولی در تشکر از خدا و بنده هاش کمتر باشه بله یه مرامه تشکر به این معنا که باید ادب داشت و درمورد ادب میگن ادب از که آموختی؟!! یعنی ادب رو باید از دیگران یاد گرفت و ذاتی نیست یعنی ممکنه آدم خیلی خوبی باشی ولی در مقابل امام رضا علیه السلام هنوز بلد نباشی مثلا چطور باید صحبت کرد خیلی از دعاهای معصومین مودبانه به ما یاد میده چطور با خدا صحبت کنیم هم چی بگیم هم ادب رو و تشکر هم خودش یه نوع مرام و ادب میخاد اینطور نیست که هرکه بهره مندتر و نزدیکتر به خدا باشه حتما حتما بیشتر یادشه تشکر کنه بلکه آدم باید به خودش بیاد من الان تو حرمم حرم امام رضا علیه السلام یه آدمایی رو میبینم که اصلا حدس نمیزنی نمازم بخونن ولی مودب تر از ما یه گوشه تو شلوغی ها مودبانه نشسته بدون ریا به یه امیدی داره زیارت میخونه در صورتیکه ضایه است که لطف آقا امام رضا علیه السلام نسبت به امثال من خیلی بیشتر از امثال یارو است ولی مرام و ادب ما کمتر!!!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۶ ، ۱۹:۲۱
علی

ببنید چقدر غرق در دنیا و گناهانم که خدا بهم بشارت و نذارت نمیدهد!!! یعنی اخطار بهم نمیده خدا تا موقعی که گناه کنم اشتباه برم خودم بفهمم که اشتباه کردم تازه اون موقع هم بیخیالم و توبه نمیکنم ببنید اگر ما توبه کنیم واقعا و متقی و مومن باشیم قبل از گناه خدا بهمون اخطار خواهد داد که بنده یادته در قرآن اون آیات رو میخوندی اگر فلان کار رو بکنی میشی مثل فرعون ها مثلا یا اگر  فلان کار رو بکنی امامان از دستت راضی میشن ببنید مسئله پیچیده است خدا در قرآن کلی داستان تعریف کرده خدا میتونه صحنه هارو باندازه جلوی ذهن و دیده مون که مثل شمر نباشیم یعنی اگر فلان کار رو بکنیم میشیم در گروه شمر و یزید و ابوبکر اینا ما داستان هاشو بلدیم ولی چرا خدا در ذهنمون نمیاندازه؟؟؟ چون تقوا نداریم متذکر نمیشیم هرکاری خواستیم میکنیم پس این  همه میگن داستان های گذشته عبرت آموز هست همش این نیست که ما خودمون بشینیم فکر کنیم بلکه خدا هم صحنه هایی رو میاندازه جلوی ذهن مومن و متقی که اینطوری نباش یا اینطوری باش من در کودکی همچین صحنه هایی زیاد یادم میومد و در ذهنم بود ولی الان از بس گناه و افراط کردم کسی بشیر ونذیر نیست تا موقعی که به گناه آلوده میشم و خودم با دست و پای خودم جهنمی بشم و خدا هم فرصت داده تا خوب غرق بشم الان داشتم استغفرالله میگفتم بدون اینکه گناهم رو زشت بدونم اگر برام مهم بود و واقعا توبه کرده بودم خدا کمکم میکرد و برای دفعه ی بعد همین استغفرالله گفتن هایی که الان میکردم رو یادم می انداخت منتهی من کفران کردم و خدا در کمینه که عذابم  کنه و منو به خودم واگذار کرده اینطوریه پس توجه داشته باشیم این قضیه رو و با خدا واقعا دوست بشم نه اینکه بخوایم کلک بزنیم!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۶ ، ۰۶:۱۱
علی

یه نکته ی آموزشی رو باید بگم که برای همه خوبه ولی مخصوصا اونایی که مورد تمرکز مامورین و پلیس ها هستند مثلا من وبلاگ نویسم یه مرتبه هیچی هم نشده ولی مامور گذاشن که تمام ورودی های ذهنی چشمی و فکری من و اوهام داره کنترل میشه بعد من کار خاصی هم نکردم یهو افسرده میشم و شیاطین غلبه میکنن یا مثلا آدم های معروف همینطورند چه باید کرد؟؟ اول بزار بگم یه قصه شنیدم که زنی دیوانه میشده و لباس هاشو میکنده و لخت میشده و خانواده ش هم نمیدونستن چکارش کنن مثلا ببندنش چیکار کنند بعد اونطوری که یادمه یه بزرگی خودش میگه یا بهش میگه که بگه شاید این آیه رو که (ءامن بالله و رسوله..) و دستش و شصتش رو در طشت آبی میکنه و خوب میشه ببنید آیه ای است برای جنزده ها وقتی بهتون حمله شد این قسمت از آیه رو میشه تکرار کرد آدم سنگین میشه افسرده میشه وشیاطین انس و جن میخوان فکرش رو کنترل کنند و کاری می کنند که این هرچه شیطان گفت باید بگه و تسلط شیطانی رخ بده حالا در این وضعیت بگی ایمان بیار به خدا و رسول شیطان دور میشه و نمیپذیره و تسلط رخ نمیده ایشالا البته خدا نکنه وضع اینچنین بشه که به تیمارستان بکشه و مخصوصا زن هم باشه لذا ما داریم کنترل میشیم و جنگی هم هست ماموران ما هم ترتیب به اثر میدن یعنی اگر حسود باشن هم هیچ ابایی ندارن که حسادت کنن و قهقه بزنن و خوار و زارمون کنند البته بعضیاشون اینطورین و آبرویی هم برامون نزاشتند مخصوصا اونایی که نزدیکند و حسود و خودمونی اصلا فضای شیطانی رو دوست دارن فکرم میکنن عقل کل و صاحب کرامتند که مارو خورد کنند لذا  روشی که میخواستیم بگیم اینه که آقا باید وقتی حالت بد میشه اولا موقع خواب مثلا چهارقل بخونیم که خیلی اثر داره دوما روش اینه که 15 دقیقه با خدا صحبت زیبا و عقلانی پشت سرهم حرف بزن در دل تا اینا بخوان کنترل کنن تو چی داری میگی در ذهنت و حرف دلت رو بست بدن به دستگاه و همه بفهمند بعد میبنن داری با خدا صحبت میکنی ازقضا اینا شیطانی اند و بدشون میاد با خدا صحبت کنی دلشون میخواد گناه کنی لذا سرشون به سنگ میخوره ناامید میشن ازت و البته ما هم نورانی میشیم پس پشت سرهم با خدا یا امامان حرفای خوب خوب و درد دل کنیم و صحبت کنیم و خودمون رو ابراز و نمایش بدیم به خدا و به امامان خودمون رو نشون بدیم صحبت کنیم ایشالا مشکلی پیش نمیاد و اونا میرن به دنبال نخود سیاه والا اقدر سخته که تمام گفتار و دیدارو نوشتار  و همه چیز مارو کنترل میکنن و البته گفتم جنگه دیگه نمیشه از بعضی مامورا ایراد گرفت!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۶ ، ۱۲:۲۱
علی

یه چیزایی رو من باید اعتراف کنم که اگه نکنم میمونیم توش متاسفانه جدیمون نمیگیرید و بازی گرفتید نمیدونید من کلیپ رقص میزارم تا کنار آیت الله ها با آبروشون بازی نکنم و در میرم بعد شما فکر کردی چی؟ من امام زمان رو میشناسم خوب؟!!! افتخارم میکنم که میشناسم خوب؟!!! بارها خواب ایشان رو دیده ام و در بیداری هم اگر از نزدیک یا فیلم و عکسشون رو نشونم بدن میشناسم امام رو خیلی از این فازهایی رو هم که تو نماهنگ ها میگیرم فاز امام زمانی است از خیالاتی که از ایشون دارم و از حالاتی که در قلبمه از ایشون میگرم لذا حواست باشه من ارتباطم امام زمانی است و تنها هم همش مینویسم و میام اینجاها تو خونه ی بابام نشسته ام و اینکارارو میکنم و جز هیچ گروهی نیستم گرجه دیگران منو میبرن یا دلشون میخواد یا بلخره دسته دسته داریم لذا قدرم رو بدونید بارها شده در حالت بیداری ارتباطم امام زمانی بشه و راهنمایی بشم از دل این یک اعتراف بود که خیال خیلی هارو راخت کردم که امامم رو میشناسم تا دلشون بسوزه!!!ولی یه نکته هست که کسانی که امامشون رو میشناسند اگر از امامشون دور بشن انگار امام زمانی در کار نبوده یعنی امام زمان خودش رو مستقیم معرفی نمیکنه بلکه اگر بخواد نشون بده در دل ما خودش رو نشون میده یعنی این همه آهنگ ساختن که منم توش بودم ولی بازم انکار میکنم امام زمانم رو اگر دور بشم از خدا!!! و انگار گویا کس دیگری جامو پر میکنه و آهنگ و فیلم میشه مخصوص و برای او مثل فیلم سینمایی کلاه قرمزی که اگه الان ببینم چندان احساسی بهش ندارم با این وضع و حال و بچه های دیگر جامو میگیرن مسابقه است!!!

یه اعتراف دیگه اینه که ما از نوجوانی وبلاگ نویس بودیم و دست اجنبی اون موقع زیاد بود در کشور لذا من خودم خیلی خرابکاری کردم که به پای امام زمان نوشته شده از فیلتر رد میشدم و گناه میکردم و دیگه درست نشد اون موقه ها شهوتم قوی بود و بر روی چهره ام اثر و گریه هم زیاد و  نوشتن وبلاگ لذا درسته همیشه تنها بوده ام ولی واقعا مخلصانه گروه ها بود اون موقه ها 10- 15 سال پیش گروه های مومن و همایش و افراط و خورده گیری و گیر دادن و اینا زیاد بود دیگه منم وبلاگم امام حسینی یعنی امام زمان خیلی به خاطر من اذیت شد و با آبروش بازی کردم که دیگه اصلا اون اعتماد قبلیه به من باز نگشت یعنی من مسجد میرفتم یه بار شنیدم یکی گفت این امام زمان رو میشناسه!! یعنی کار من گرفته بودا ما رفته بودیم در خط مقدم بعد زدیم خرابکاری و از فیلتر رد شدن لذا امام زمان خیلی اذیت شد به خاطر کارای من و با آبروش طوری بازی شد که عده ای اصلا فکر کردن راه درست اینه که تصاویر مستهجن ببینند و این دیگه درست نشد اگر ما میتونستیم درستش بکنیم و جلوش رو گرفته بودیم حتی در نسل های آینده درست میشد یه بی توجهی و سهل انگاری در سیستم و خود دغدغه ها به وجود اومد و یک شبهه ای که با آبروی امام زمان بازی شده من خودم توبه میکردم وقتی رد میشدم ولی جاسوسی زیاد بود و نمیشد از اونطرف درستش کرد قضیه رو!! اینم یه اعتراف دیگه بود که زدیم خراب کردیم الان شغال ها شدن رئیس مومنان و دیگه مثل سابق اهمیت و نورانیت و جمعیت مومنانه جمع نمیشه که از خرابکاری های بنده است که در جمع گروه مثلا اونا حس میکردم در یک سالن نشسته اند و کارهای منو مخصوصا با لب تاپ رو چک میکنن جلوی این همه آدم که دنبال اعتماد  و حقیقت هستند از فیلتر رد شدن بلخره تبعات سنگینی داره که درست بشو نیست چند ماه پیش هم باز جمع میشدن من آهنگ نجفی رو گوش میدادم و خیلی این تجمعات سخته که یک آدم هایی که قوی دل هستند از دور کنترلت کنن من نمیدونم باید چه کرد درسته رحمت الهی برای نوشتن و اینا زیاد میشه ولی باز بلخره آدم نمیدونه در این بار سنگین چه کنه و مست میشه دیگه قابل کنترل نیست و یه مرتبه یه کاری میکنه که نظرها به اون قوی دل ها هم برمیگرده بعد دچار مکافات میشیم درصورتیکه اگه دعام هم نکنن باز شیطانی میشم و نمیتونم خودم تنهایی فضای شیطانی وکلا شیاطین رو دور کنم چه برسه تور بپاشم به فضاع!!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۳۱
علی

دیشب والا ما شب قدری فیلم فروشنده رو دانلود کردیم از سایت دوستیها دیروزهم فیلم گشت دو خلاصه دلمون باز شد و زبون باز شدم زبون بیرون آوردم و بیشتر توخونه صحبت میکردم با مامان بابام و دلم شاد شد و روحم دراز مثلا خلاصه بعد ما رفتیم بعد از نماز صبح و سحری اینکه اینترنت خراب شده بود الانم با فیلتر شکن اومدم خلاصه رفتم تو فکر از یه حدیثی از حضرت علی(ع) که هرکس همتش خوردن باشه قیمتش به اندازه ی چیزی است که از شکمش بیرون میاد بعد من خودم وقتی دستشویی میرم اگه گلاب به روتون اگه چسبناک باشه یا حالا خلاصه دوست دارم مدفوعم خشک باشه تا راحت بیرون بیاد و شسته بشه و داشتم به حدیث قکر میکردم گفتم میشه جنبه ی پزشکی رو در نظر گرفت و به عکس به حدیث نگاه کرد؟؟ دیدم نمیشه چون قیمت مدفوع انسان هیچه و همه فراری مثلا میخواستم بگم میشه مثلا اونایی که درد کلیه دارن رو در نظر گرفت و بلخره خروجی هاشون با ارزش هست مدفوع و ادرارشون خوب حالا ارزش رو در خوردن هرچی قکر کردم که به خوردن ربطش بذم چیزی به ذهنم نخورد بعد دیدم که نمیشه حدیث رو تفسیر کنم گفتم برم کتاب حدیث از نرم افزار سایت GHBOOK دانلود کنم بعد دیدم که کتاب امام خمینی شرح 40 حدیث که علما سنتی دارن که 40 حدیث رو شرح میکنن خلاصه گفتم چرا من فکر کنم به حدیث برم از این کتاب ارزشمند بهره ها ببرم و خیلی کتاب خوبی بود و 44 صقحه ایش رو هم خوندم از رو موبایل و حذ کردم و خدایی خیلی کتاب خدایی بود و من از آقای فاطمی نیا ره توی سخنرانی شنیدیم که میگفتن که هنوز دم نکشیده که بگم که انسان های شیطانی بعد مرگ چی میشه ولی در این کتاب از صورت های ملکوتی که تو عالم برزخ که میگفت امام خمینی ره که به صورت انسان صورت ملکوتی ممکنه نباشه و از عذاب خدا صحبت میکرد درمورد نفس غضب شهوت به صورت امروزی و به زبان عام خیلی کتاب خوبیه از دست ندین 40 حدیث امام خمینی(ره) خلاصه تموم که شد دلم باز شد  یه عکس از خودم در ویسگون گذاشتم و نوشتم برام دعا کنید که من 3 بار تیمارستانی شدم و اینا بعد اومدم بخوابم که دیدم حالم خوب نیست دلم گرفته گقتم همینطوری خوابیدنی از روی گوشی دعای جوشن کبیر بخونم و تا 20 فرازش رو خوندم و نکته ای به ذهنم خورد که یکی از علما هم در ذهنم دیدم که فعال شد وقتی این نکته رو فهمیدم و معلوم میشه دارن روی ما کار میکنن یا وقتی به امام زمان ع فکر میکردم حس میکردم دکترهای روان دارن کنترلم میکنن  و روم متمرکزن بله استاد ها هم متمرکز زیاد میشن که 24 ساعته بهم فکر میکنن و تمام حالاتم رو  میدونن و بلخره ما وبلاگ مینویسم و شمارو درگیر میکنیم شما هم حق میدیم تمرکز کنین روی ما تا بحران نشه و هرچی ولی این حالم رو بد میکنه اخلاقم عوض میشه تسخیر میشم و ازکنترل خارج باید دعام کنن تمرکز روی ما واقعا افتخاره چون من خودم اصلا حال و خوصله ی تمرکز روی عشقام هم ندارم و حتما باید حال بده ولی حالا هرچی هست نکته رو میخواستم بگم مقدمه تمام بگیم بریم آقا ببینید ما خط بهمون ممکنه امام زمان بده ولی اختبارا هم خودمون باید اما م زمانی باشیم یعنی خط امام زمان یا جانشینانش رو بگیریم یعنی مثلا جوشن کبیر که میخونی باید هم به دعا فکر کنی هم به خدا و امام زمان (ع) به اینکه دعا چی میگه بعد ربطش بدی به امام زمان عج یعنی خط امام زمان رو باید بگیری که خیلی اوقات نمیشه یعنی دست ما نیست شاید من چند جمله توانستم هم به امامم فکر کنم هم به معنای جوشن کبیر به این صورت که ربطش بدم به امامم یعنی معرفتی هستا شما وقتی میخوای معرفت کسب کنی نسبت به امامت تمام اون صفت های خدا که میشه در انسان باشه امام زمان عج به طور اکمل داره لذا باید معرفت کسب کنی بعضی ها میگن تا ما امام زمان رونبینیم نمیتونیم خطش رو بگیریم و این همه صفت رو ربطش بدیم به آقا خوب اشتباه میکنن باید یک انسی درد دلی اشکی چیزی باشه دیگه باید امام زمان رو پیدا کنی ذر قلب خدا در قلب ماست خدا با چشم دیده نمیشه و ارتباط دلی قوی  تر از چشمی است باید دوست شد حتی اگر نمیشناسیم مثلا مقام معظم رهبری که خودشون هم ولی و جانشین خدان و میشه این صفات رو به ایشان هم ربط داد خوب امام زمانی هستند چیزی بر خلاف میل ونظر امام زمان نمیگن خلاصه هرچی هست هم به خدا هم به جانشین خدا که همون صفات خدا رو داره هم به اینکه چی میخوانیم  در جوشن کبیر باید فکر کرد یعنی مثلا وقتی میگیم یا غفار الذنوب باید امام زمان رو در نظر بگیری یا ولی خدا رو که اون هم گناهان مارو میبخشه وباید باهاش دوست شی و خدایی در نظرت باشه ولی خدارو وگرنه معرفت کسب نمیکنی باید صفات خدارو در ولی خدا ببینی تا خدایی بشی و قدرشون رو بدونی وگرنه معرفت کسب نمیکنیم!! و این در مسجد مثلا نمیشه باید خودمون خلوت کنیم و قبلانا هم یادمه انقدر جوگیر شده بودم که درمورد جوشن کبیر میگفتم از روی متن بخونیم و مردم رو در نظر بگیریم به نوعی دعاشون کنیم خوب نور و حال داشتم برای دعا کردن نمیشه ایراد گرفتش!!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۶ ، ۰۹:۰۵
علی
قبلنا یادمه وبلاگم اقدر معروفیت و اعتبار داشت که منبع سوالات و جواب دانشجویان و دانش آموزان بود تبلیغات بازرگانی شایدم تو حوزه ولی الان دارن شخصیتم رو ترور میکنن میگم چه طوری صبر کن آقا عقلشونم اندازه ی نخود فقط به خاطر حسادت از ما و لذا اون دنیا این طراحان سوالات 4گزینه ای رو ریششون رو میکشن سوال 4 گزینه ای میپرسن که عمر بهتر بود یا ابوبکر؟؟ حالا بیا جواب بده!!! بله سوال سخت پرسیدن مخصوصا با منابع بالا و حجم اطلاعات سوالات مخصوصا دینی اینا براشون راحته دکان ما رو تخته کنن دیگه قبلانا ما جواب سوالاتشون رو مینوشتیم تو وبلاگ نه اینکه واقعا جواب بنویسیم بلکه جوابش میکردن و کلی مشتری داشتیم کلی دانشجو همدل با ما بود اقدر اعتبار داشتیم الان چیکار میکنن یه سوال طرح میکنن بعد نیمه ی خرداد بوده مثلا از امام خمینی یک جمله اش رو در جواب تست مثلا گزینه ی دال میزارن اصلا ربطی به امام خمینی هم شاید نداشته باشه طرف به عشق امام خمینی و مناسبت نیمه ی خرداد گزینه ی دال رو پر میکنه بعد جوابش غلط میشه بعد کلا از امام خمینی بدش میاد و هرچی امتحان و منابع هست اینطوری ترور میکنن مارو ها مراقب باشید بعد ما مورد نفرین  و لعنت یه سری دانش آموز و دانشجو میشیم که وبلاگمون رو خوانده است جملات مارو که غلط یا صحیح باشه از وبلاگ ورمیدارن در گزینه ی جواب غلط میزارن توجه بشه جواب صحیح دیگه ما نیستیما دیگه کسی خیرخواه ما نیست مامورد لعن و نفرینیم!!چون ما بروز صحبت میکنیم درگیری زیاد داریم مارو بازی میدن منتهی قبلا مشکل داشتن جواب صحیحه بودیم الان حسادت دارن توجه داشته باشید!!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۲۵
علی

خدایا شکرت!!! یادمه چند روز پیشم بازم غیراتفاقی برنامه ی ماه عسل رو نگاه کردم که درمورد زندگی خوب و عاشقانه ی پیرمرد و پیرزنی بود که ارتباط ماهواره ای از قدیم داشتن و به ماه نگاه میکردن و نامه مینوشتن از دور اونجام میخواستم بنویسم که بعضی چیزا هست که با اخلاق خوب درست میشه یعنی هزارتا ذکر هم بگیم فایده نداره باید اخلاق خودمون رو با خانواده و اطرافیان درست و خوب کنیم تا شر فتنه گرا و شیاطین از بین بره ولی اگر هزارتا ذکر هم بگیم حالمون خوب نمیشه خلاصه امشب هم ماه عسل رو دیدم درمورد یه مردی بود که در فقر زندگی کرده بود و هفت تا بچه بودن پشت سر همی میدونی؟ ما فکر میکنیم که بدبخترین آدم ها هستیم از فقر و درد و بیچارگی دیگران خبر نداریم و یه شب گرسنه نخوابیدیم درد نکشیدیم بعد ناشکر هستیم من این برنامه ی امشب رو که دیدم ارتباطم با خدا درست شد امید و توکلم درست شد امیدوارم که موقتی نباشه از صد تا فیلم بهتر بود در فیلم ها ممکنه بازیگر درد کشیده نباشه و پولدارم باشه داره نقش بازی میکنه ولی واقعیت رو دیدم و امیدم به زندگی زیاد شد آدم با امید زنده است دیگه نه محض اینکه سرانجام این مرد بزرگ پولدار شد و موفق شد که اینم نکته داره که خدا بلحره دست آدمارو میگیره بلکه به خاطر اینکه چه بسا آدم هایی که چه سختی ها کشیدن و الان ما ناشکریم در حالیکه زندگی خوبی داریم و فکر میکنیم از همه بدبختریم و خدا بهمون توجه نداره در صورتیکه یکی از دردهای اون هارو نداشتیم یعنی خدا بخواد بهشت خوبی بده به کسی ما الان فهمیدیم جز اون ها نیستیم وباید شاکر باشیم و الکی خودمون رو بزرگ کردیم بله همه مشکل دارن ولی مشکلات این مرد رو که دیدم امید در دلم زنده شد که من که کسی نیستم اتفاقی نیافته دارم زندگی خوب خودم رو میکنم ولی ناشکرم هستم طرف از تو اشغال ها باقیمونده های میوه جمع میکرده نمیدونم هر بدبختی ای رو کشیده بود دست فروشی گاوداری میوه فروشی کشاورزی نگهبانی همه کار کرده من تو خونه دارم میخورم و میخوابم تازه با هزار مشکلات و فقز خوب خدا که همش خدای ما  نیست که حالا مشکلی هم داشته باشیم خدا نظر به همه ی بندگانش داره ماییم که سخت گرفتیم ما که مورد آزمایش سخت و دردناک خدا نبوده ایم و رنجی نداشتیم و کسی نیستیم  باید این برنامه هارو ببینیم و گوش بدیم تا دلمون زنده بشه امیدوار بشیم حق طلب باشیم از صدتا فیلم بهتره اثرش در ما!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۲۶
علی

آهان تازه فهمیدم چقدر من نفهم بودما که فکر میکردم روزی عیش و زن مومن و حوریان کم شده پس لطف خدا بهم کم شده و نظر خدا بهم برگشته اینجاست که فرق عارفی که در بهشت از حوریان هم فاصله گرفته و نماز میخونه با ما مشخص میشه!! گرفتی چی شد؟!! هیچی بابا این ماه یعنی ماه مبارک رمضان مگه این همه نگفتن که ماه خداست؟؟ یعنی از حتی زن هم باید فاصله گرفت و مثلا قرآن خواند و  در روز موقع روزه داری که حتما باید فاصله گرفت ولی کلا رزق و روزی زن ها کم باید بشه تا جایی که ماه مخصوص خداست ما نفهمیدیم از اینکه ماه خدا هست یعنی چه!! یعنی دوری از عیش و دنیا دیگه یعنی بشین ذکر بگو قرآن بخوان اخلاص داشته باش و ارتباطت رو مخصوص و خدایی کن نه اینکه انتظار داشته باش محبت زنان که افسردگی میاره اگه دور شیم زیادتر بشوند!! این ماه خود به خود از ما میخواد که خدایی باشیم مطلقا مانند همون عارف حالمون میشه که در بهشت از حوریان فاصله گرفته و نماز میخونه خدا خود به خود اون حال رو به ما میده ولی حال اون عارف متقی اختیاری است در بهشت ولی ما لطف خدا شاملمون میشه در دنیا در این ماه  ما اینو نفهمیدیم که حل شد حتی بزرگان دین شعر هم نمیخوندن در این ماه و همش قرآن و ذکری  چیزی لذا توجه بشه که ایراد نگیریم از این وضع و ماه شعبان هم ماه رسول الله صلوات الله علیه بود اون ماه هم همینطوری بود تقریبا برای ما و ما فکر میکردیم خدا قهرش اومده که زنان رو به طرف ما نمیفرسته که مستمون کنه عجب نفهمی بودیما!!

البته یه روایتی هم هست که شیاطین در ماه مبارک رمضان در غل و زنجیر هستند که قبلا اثبات کردیم روایت ضعیفی باید باشه و مهمترین راه اثبات این بود که در صحیفه ی سجادیه آقا از خدا میخواد اگه اشتباه نکنم که شیاطین رو در این ماه از ما دور کنه و پناه میبرن به خدا از شر شیطان که  عبارتش رو یادم نیست میشه نگاه کرد ولی هرچه هست این زنان حوری و مومن هم ممکنه منظور باشه هرچیزی که رقیب خدا باشه و جای خدا رو پر کنه در مراتب بالای عرفانی میتونه اله و شیطان باشه یه نکته ی دیگر اینکه ماه ماهه لا اله الا الله هستش که معناش رو ما نمیفهمیم یعنی چه ولی نیست اله ی جز خدا؟؟؟ یعنی این همه بت و زن خوشکل مشکل اله نیستن؟ فقط خدا اله هست پس چرا دل ما به اینا خوشه؟؟! و بت مان اینا؟؟؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۰۹
علی