لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

ای علم افراشته در عالمین / اکشف کربی بحق الحسین

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

ای علم افراشته در عالمین / اکشف کربی بحق الحسین

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَیُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ مَاذَا تَکْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ﴿۳۴﴾

۴۴ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۳ ، ۰۸:۴۶
علی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۳ ، ۰۷:۲۹
علی

پخش آنلاین صدا:

دانلود صدای اسارت:
http://s5.picofile.com/file/8152765442/khatere.mp3.html

منبع خواندن مطلب:
http://khaterat-m.blogfa.com/post-924.aspx

متن خاطره:


میهمان نوازی میزبانان ما!!

بارها مسئولین رده بالا ونگهبانان عراقی می گفتند شما میهمان ما هستید!!!!(انتم ضیوفنا)

آخه کی میهمانش را داخل گودال فاضلاب میندازه وبعد وسط حیاط رو خاک می غلطاندش؟کدوم میزبان ؛میهمان را با کابل؛نبشی؛چوب؛فانسقه و...میزند یا با اتو می سوزاند؟کدوم میزبان درب توالتش را برروی میهمان میبنده وبدترین غذایش رابرای میهمان میبرد آنهم به اندازه ای که یکطرف شکمش را نگیرد؟؟!!!

کدام میزبان میهمانش را به اجبار وادار می کند که محوطه خاکی اردوگاه را هر روز صبح با کف دست از ابتدا تا انتها جارو کند؟! چه کسه بر روی میهمانش برق وآب را قطع میکند؟!

شایدبرای این بوده که قدر عافیت را هر چه بهتر بدانیم وشایدوشاید این هم از لطفشان بوده وما درک نمیکردیم!!!!!

این بود میهمان نوازی میزبانان ما!!

عجب با میهمانهای خود رفتار کردید که هنوز بعد از سالهای سال خاطره ی آن میهمانی را به یاد داریم.هیچ آزاده ای نیست که کادویی از آن میزبانان مهربان !!! به همراه نداشته باشد.

من که از سالمترین بچه ها هستم حداقل روزی دو یا سه قرص می خورم .قرص فشار ؛معده و...میهمان نوازیتان در تاریخ حتما ثبت خواهد شد ای میزبانان بی وفای ما.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت 19:37  توسط محمد سلیمان زاده  |  یک نظر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۳ ، ۰۶:۴۱
علی

سه تا نکته موند از مطالب پست نوشتاری قبل که نمیشد یا یادم نبودش که بگم و موضوعش عوض میشد اولا من حرم رفته بودم دوما فضای تبلت و لب تاپ سوما قفل شکن قرآن اما مطلب قبل رو که نوشتم چه الان در ذهنم مرحوم پاشایی اومده تصویرش که انگار میبینه و نگام میکنه گفتم شاید مثل من اسیر شده بوده و یا الکی گفتن مرده که دست از سرش بردارن جاسوسا و اومده تو گروه ما ولی آنتنم اون قدر قوی نیست که به شکیات و وهمیاتم یقین کنم خدا رو چه دانی شاید چند سال پیش که رو آنتن بودیم مرگ منو هم ساخته باشن که افراد دور شن و تجمع نکنن خوب فضا خراب بود ما هم بدجور کنترل نشده روی آنتن بودیم و خداوکیلی نگیم خداوکیلی بهتره به جاش میگم احمدی نژآدی هرکی قیام میکرد میریختن تو خونه ش جاسوسا که قوه قضیه قوی شد و فتنه کم شد تو شهر ما ولی بریم سراغ مطلب خدا بیامرزتش حتما روحشه دیگه که اومده تو خیالم و قوی هم هست اگه بشه کلیپ هم باید از اشعارش بسازم.

و اما نکته اینکه به ترتیب که نوشتم که یادم بمونه اولین نکته این بود که ما حرم رفته بودیم که پست قبلی دلمون گرفت که اومدیم خونه و دیدیم فضای حرم شاهچراغ و برادران بزرگوار حضرت امام رضا(ع) دلنواز و دلمون باز شده بود حتی تو خیابونا ولی تو خونه حوصله نداشتم و اون پست رو نوشتم و فهمیدم یه جای کار لتگه و وقتی هم برم حرم دیگه شیاطین نمیتونن خوابم کنن و سرخال میشم ولی باز فضای خصوصی تنگ بود و باید یه کاری میکردم.خلاصه یه چند روزی رفتیم حرم که اینم نکته ای داره که آقا ما که تقوا نداریم ولی وبلاگ داریم و مداحی هم کرده ایم حالا یه گناهی هم بیشتر از یکی کردیم دیگه باید تحویلمون بگیرن تو حرم ولی اینطوری نیست بعضی های غافلتر که میگن اصلا آقا جوابمون نداد ولی ما میگیم گناه کردیم روسیاهیم داشتم به این فکر میکردم که چرا اونروز تو حرم بلد نبودم با حضرت صحبت کنم و توجه نشد بهم در فضای نورانی و بازش ولی در اتوبوس که میومدم خونه خوشحال بودم چرا اینطوری شده بود که داشتم شعر کلیپ جدیدمو با خودم میخوندم و خوش حال بودم تو اتوبوس ولی تو حرم انگار توجه خاصی نشد دیدیم که بله حالا ما متقی نبودیم درست مداحی هم کردیم ولی اگر قرار باشه به اسم شیعه یا محب اهل بیت هرکاری بکنیم و تحویلمون بگیرن برای گذشته این در دنیا اینطوری نیست در دنیا یه روز گرمه یه روز سرده یه روز سختی یه روز آسانی یه روز حتی گناه یه موقع ثواب و خیر ما که معصوم نیستیم ولی اگر قرار باشه به خاطر گذشته تا ابد تحویلمون بگیرن حوب پیشرفت نمیکنیم علاوه براون نظام به هم میریزه نه نظام جمهوری ها بلکه الهی بله 4تا کارخوب کردیم حالا تا ابد عاشق چشم و ابرومون بشن دیگه پس برو هرکاری دلت خواست بکن و تو هر لجن زاری برو آدم هم خواستی بکش که این نمیشه توجه می فرمایید؟ لذا تو حرم که میریم ما بی تفوا ها ممکنه رزق الهی و حال خاصی نداشته باشیم و سختی هم بکشیم که 4تا نماز و 4تا اشکم بریزیم حالا درمورد اشکم میخوام صحبت کنم که اشک جز سختی نیست به نظر من بلکه رحمت الهی است یعنی اگه دیدی برای غیردنیا اشک داری حالا یا از گناه یا  توبه و امام حسین من این اشک رو دوست دارم و صورتم هم قشنگ میشه علاوه بر صفای باطن و سبک میشم و دورم جمع میشن و توجه بهم میشه که خدا روزی اشک رو بده بلکه تا این اشک بیاد این عذابه که حال اشک بیاد و در نوجوانان زمان رسیدن به اشک واقعی نه تمساح این زمانش کمه و فورا گریه شون میگیره و زن که جای خود دارد ولی مرد هم باید گریه کنه وگرنه دق میکنه و شکست میخوره خلاصه یه کم سختی ببینیم و چند رکعت نماز بخونیم و دعا بخونیم در حرم حتی اگر حال و اعصابمون خرابه از گناهمون باز فشار بیاریم این بهمون بعدا توجه میشه وگرنه لوس میشویم و مثل داعش افراط میکنیم اگر گناه کنیم و توجه بشه لذا اصلا برای گناه اول نباید دیگه توجه امام زمان بهمون میشده از قبل ولی ما بندگان بد خداییم و بدی از خودمونه و دعای شما و امام زمان پشتمونه این نکته ی یک که یه خورده سختی بکشیم و حوصله به خرج بدیم و بریم سراغ دعاها و گدای سمجی باشیم که شاید بخشیده بشیم و انتظار نداشته باشیم که مثل کودکان فورا نظز خدا عوض شه بلکه میریزن توی کیسه و کاسه مون بعدا حتی شاید بعد مرگ تازه بفهمیم و دلزده نشیم و ناامید نباشیم که این شد تکته ی یک

نکته ی دوم اینکه ما گفتیم تبلتم خراب شده و دیگه بازش نکردم که تا بخوایم بیایم با لب تاب بالا فضاش بده و گرفتاری داره برای جاسوس و خودمون و این چیزا تا اینکه یه تبلت بخری و آزاد باشی همین الان که تایپ میکنم نظارت ممکنه قوی باشه و مطلب به جز از درون خودم و اطراف از داخل لب تاپ هم ممکنه شاکی داشته باشیم ولی در تبلت فضا بازتر بود و ما هم اسبمون رو تاختیم در میدان که سخت بود وبلاگنویسی با شرایط گوناگون بین لبت تاب و تبلت که همزمان که مینویسم کنترل میشه و القا میکنن و اثر دارن در نوشتن و تاختن من

نکته ی سوم این بود که آقا ما قرآن خواندیم بلند و مذکر هستیم این صدای بلند قرآن خواندن در خانه سحر و جادو و شیاطین رو دور میکنه و علاوه بر این نورانیت و حالی هم بهمون میده من مثلا صدام میخواستم قشنگ باشه و کیف کنم ولی از قرآن  دور بودم لذا با ترتیل و قرائت قاطی پاطی شروع کردم خواندن قرآن ولی تازه بعد از 100 تا آیه خدودا صدام و ترتیلم قشنگ شد و اون چیزی که میخواستم ارتباطش برقرار شد یعنی انتظار نداشته باش آقا پسر که مثلا همون اوایل و بدون تمرین و تکرار ارتباط دلیت برقرار شه و دلت نرم بشه و صدات قشنگ بشه بلکه دل جای خدا هست و ما شیطان رو راه دادیم اگر بیش از صد آیه بخونیم مثل من دلت تازه نرم میشه یعنی من توجه داشتم که آقا اصلا سخت بود اوایلش آیات رو بخونم و دلم پس میزد و بلند داشنم میخوندم میخواستم قشنگ بخونم ولی دست خودم نبود بعدا که آیات رو به انتهای سوره رسیدم تازه موج رجمانی به سمتم اومد و منم سوره ی جدیدی رو آغاز کرده بودم سوره ی طه که درمقایسه با سوره های دیگر غصه مانند هست و میشه ترجمه ش رو خوند و تا حدودی داخل شد و بله باید دل نرم باشه وگرنه اگر سنگ باشه هرچی زور بزنی فایده نداره و باید هرروز قرآن خوند وگرنه قاری های مشهور از اول دلشون نرمه و از بس قرآن و دعا میخونن از اول طوری که میخوان مبشه و به نظر من نباید در قرآن خواندن زیرکی و رندی به کار برد و همبشه باید سعی کرد حتی جلوی دشمن و جاسوس قشنگ قرآن خوند نه که صداتو عمدا عوض کنی که مثلا من قرآن خواندن بلد نیستم تا نشناسنت و ولت کنن و دلیلشم اینه که می فرماید که قرآن رو با سوز بخوانید خوب سوز خوندن یه حکمش اینه که فیلم بازی نکنی حالا اگر سعی میکنی با سوز بخونی و نمیشه که حرف جداست ولی به گمانم بعضی ها یه طور دیگه بخونن مخصوصا در انظار عمومی در مساجد در ماه رمضان که شناسایی نشن که خدایی اند و اینا که اینا میتونن یواش بخونن و به مفهوم توجه کنن  و همین که صدات در آد از صدای خودت ممکنه تازه بعد از بالا اومدن صدا نکته ی قرآنی رو بفهمی!!خدافظ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۳ ، ۰۴:۴۰
علی
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۳ ، ۰۰:۲۵
علی
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۳ ، ۲۳:۱۲
علی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۳ ، ۲۱:۱۷
علی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۳ ، ۰۴:۲۰
علی

وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَکَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا ﴿۵۸﴾

و توکل بر خداوندی کن که هرگز نمی‏میرد، و تسبیح و حمد او به جای آور، و همین بس که او از گناهان بندگانش آگاه است. (۵۸)

---------------------------------------------------------------------------

خوب هوس کردم امشبی یه کم قرآن گوش بدهم اما قبل از اینکه نکته مو بگم چیزی توی دلم بودش که مثلا سیاست هر دوره ای فرق میکنه و دل ها ممکنه زنگ بزنه و یا اسیر بشویم و راه هارو می بندن بر ما یا هم یه عده چشمشون به ما هست که مشهور نشویم و دوستمون دارن یا یه عده چشمشون به ماست که کارهای ما اون ارزشش رو نداره یا داره به هر حال سیاست عوض میشه و ما که بیکاریم و یا روحانیون که انتظار بالاست و سر کار خاصی اگر نروند خلاصه به طریقی که بزرگات میخوان انتظار بالا میره یه مرتبه ما دلمون میگیره میرفصیم برای شما و نورانی میشویم با این کار یا مثلا تو دلمون خدا روزی میده دلمون میگیره اگه این مطالب رو ننویسیم و خلاصه یه موقع باید شعر گفت تا سبک شی یه موقه ای هم دیدیم مثل امروز باید تقاشی بکشم براتون چون دلم گرفته بود البته تصویر خاص قبلیه ای نبود ولی راه ها بسته بود و تکراری شده بودیم به دنبال نوریم خلاصه وقتی بیکار نباشی و یا انتظارات بالا بره از شما و یا از خدا حوائج داشته باشی میبینی که نمازت نورانی تره تا ایتکه اصلا توکل نکنی و از خدا چیزی نخای من امروز شانسکی هدایت شدم یه نقاشی کشیدم بعد اذان گفتن تو نماز چون هدف داشتم و بیکار نبودم و راهی بود که باز گذاشته باشن و بشه کار کرد تو نمازم نورانی تر شده بود!!! و حالم عوض شد و حال داشتم که ذکر بگم چون دغدغه ی نقاشی کشیدن و گذاشتن برای شما داشتم و هدف خاص که از خدا چیزی بخام لذا اینو میگم که باید استاد هدایتمون کنه که الان شما چه باید بکنی که در راه الهی سبیل و راه درست رو نشون بده تا انجام بدیم  و نورانی بشیم و از غم وبار مسولیت در بیایم لذا استعدادت رو باید بشناسی و ما بیشتر کارهایی که میکنیم ماشینی نیست بلکه هنری است و شغل هنری که ثابت نباشه تعدادش کمه و خسته کننده میشه یه موقع خوانندگی میکنیم یه موقع میرقصیم یه موقع شعر میگیم یه موقع ورزش و فوتبال حتی یه موقع درس میدیم برای خودمون یه موقع عکس میگیریم از خودمون اینا آدم رو سبک میکنه و راه هارو گفتم میبندن شیاطین یا انتظارها بالا میره از ما و تکراری میشیم یا طرف عاشقه باید یه کاری کرد تا دلنگرون نباشه که به فکرش نیستیم حالا کی باشه هم خدا میدونه فضای انترنته نکته ی دومی هم که اتفاقی خارج از مسایل بهش فکر میکردم به جز این اسارت ما درخانه که باید راه جدید بریم و مطلب جدید بگیم این بود که سیاست هم فرق داره یعنی یه موقع مملکت دست یه عده ی جبهه ای بود بعد فیلم لیلی با من است رو میساختن که داشت خشکی مقدسی میشد و مملکت میرفت و رزق و روزی زمان خودش بود الان دیگه در زمان ما این فیلم رو نمیتونن فیلمنامه ش کنند و بسازند که طرف از جبهه بترسه و فرار کنه بلکه الان باید برعکس شجاعت و دلاوری رو در فیلم نشون داد که بیان در صحنه ی نبرد بچه ها یعنی سیاست راه هم فرق میکنه الان سیاست ما شده رقاصی مثلا و ده سال پیش این نبوده حتی چتد سال پیش!!

خلاصه بریم سراغ مطلبمون امیدوارم دلتون نگیره و به مطالب من عادت نکنید که مجبور بشم از راه های دیگه مشتری و شما رو جلب کنم چون بالاخره اگه دل شما بگیره رو منم تاثیر داره و اسیر میشم و بگذریم آقا ما امروز باز دیدیم راه بسته است و دلمون نمیکشه کارهای همیشگی بکنیم و باید قفل بشکنیم اولش یه کم قرآن خوندم شیاطین سکته شون زد و انتظار نداشتن همراهان که صوت عجیب و بلند من برنامه شون رو بهم بزنه یعنی هدفم همینه که طرف که تو رو شناخته و اسیرت کرده رو بریزی بهم لذا الان اصلا برنامه برامون نیمسازند از پیش و حرفی نداره دکترروان پزشگ چون میدونه به حول قوه ی الهی خارج از پیشبینی و برنامه ش که اسیر کردن و شناخت من باشه رفتار میکنم و حال هم میکنم که برخلاف گفته اش یه آدم دیگه ای باشم لذا گفتم دیدم اگه بشینم کلیپ هامو مثلا بخونم نه حال جمعی اجازه میده و تبلتم هم خراب شده و باید با لبتاپ بیام بالا رفته تعمیرگاه به دعای شما نیاز داره خلاصه دیدیم بهتره کلیپ نگاه نکنیم تو اوقات درخانه ونمیچسبه و منم بیشتر سرم تو کارای خودمه و وبلاگ خوندن هم چنگی به دل نمیزد خوابم هم نمیومد با اینکه قرصام رو خوردم و منم همیشه به عنوان یه تهدید میشناختنم و هنوزم که کارام خطرناکه و به روان دیگران آُسیب میرنه درصورتیکه یه عده این وسط دارن گولشون میزنن و کار من نیست و فکرارو خراب میکنن ما که فیلم از خودمون گرفتیم مهربانانه تر شد دیدشون وگرنه قلم وبلاگ نویسی من که جر و دعوا نیست که یه طور دیگه خونده میشد و طبل جنگ و هشدار و اینا میدن و هرچی جنایت میشه رو به ما ربط تا جایی که فکر کردن ما داریم دیوونه میکنیم فرستادنمون تیمارستان یعنی میگم زنگ هشدار دادن جاسوسان که جاسوسی میکردن نه اینکه حالا هرکی از فیلتر رد شد باید بره تیمارستان و عقیم بشه چون حالا یه وبلاگی هم داره و از فیلترم رد شده که این ظلمی بوده که ضعیف بودن حالا هم که مارو برخلاف گذشته که جدی میگرفتن حالا که فیلم گذاشتیم و کلیپ ها بیشتر مسئله سیاسی و طنز شده و در سیاست هم خوب فریب افکار در نوع بدش وجود داره 

باز بگذریم اینکه آقا کاش اول نکته رو میگفتیم نکته ی قرآن این آِیه ی 58 فرقان هست که گوش دادم چندی پیش این جمله رو نگاه کنید(و همین بس که او از گناهان بنده اش با خبر است) خوب نمیدونم روانشناسانه بحث بشه با چه علمی صحبت باید کرد یعنی ما همه گنهکاریم و بدون اینو و کافیه بدونی که خدا گناهاتو میدونه این اولا کافی برای ما رو در نظر گرفتم که من بدونم یه موقعی برای عظمت خداست که خدا عظیم است پس کافیه بدونیم و با خبره و اگر بدانیم ممگنه یه فرجی بشه درست؟چه جیز کافیه  داشتم فکر میکردم به عبارت (کفی به) که این به( کفی به) اینکه ما بدونیم که خدا آگاهه بسه؟ یا نه این (کفی به) برمیگرده به ما گنهکاران و بندگان که آقا شما اگر میخوای کافی باشه و گناهات بخشیده بشه باید از راهش وارد بشوی و راه رو این (به) نشون میده و (به) برمیگرده به نظر من به اول آیه که باید توکل کنیم به خدایی که هرگز نمیمرد و تسبیح و حمد کنیم خدا رو برای گناهان و دکر بگیم یعنی هم راه رو نشون داد خدا به کفی به هم چیزای دیگری مثلا در روانشناسی بحث میشه که (به)بر گرده اینبار به خدا که بله خدا هم باخبره پس هم راه رو نشون داد هم برداشت دیگری میشه کرد که حالا که با خبره همینم کافیه برای بندگان البته من تفسیر باز نکردم فقط برام جالب بود راه رو نشون داد و اگر ختی مقصود اول آیه نبود هم و روانشناسانه بحث کرد اونم درسته برای شناسایی خدا که همینقدرم که خدا از گناه ما با خبر باشه بسته دیگه هیچی پس که دقیقا حالا من نتونستم برداشت روانی رو بگم از آِیه و باید مراجعه هم کرد به تفسیر گه بهویی شد داشتم قرآن گوش میدادم و تمیدوتستم چه کنم یهویی شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۳ ، ۲۳:۳۳
علی


-----------------------------------------------------------------------------------

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۳ ، ۱۹:۳۰
علی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۳ ، ۱۵:۱۱
علی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۳ ، ۱۰:۰۳
علی