یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

مشخصات بلاگ
یا قاضی الحاجات

ای که به دور کعبه و منکر حیدری / کعبه ولادتگه اوست دور حیدر مگرد

بایگانی

۴۴ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است



پخش آنلاین صدا:

دانلود صدای اسارت:
http://s5.picofile.com/file/8152765442/khatere.mp3.html

منبع خواندن مطلب:
http://khaterat-m.blogfa.com/post-924.aspx

متن خاطره:


میهمان نوازی میزبانان ما!!

بارها مسئولین رده بالا ونگهبانان عراقی می گفتند شما میهمان ما هستید!!!!(انتم ضیوفنا)

آخه کی میهمانش را داخل گودال فاضلاب میندازه وبعد وسط حیاط رو خاک می غلطاندش؟کدوم میزبان ؛میهمان را با کابل؛نبشی؛چوب؛فانسقه و...میزند یا با اتو می سوزاند؟کدوم میزبان درب توالتش را برروی میهمان میبنده وبدترین غذایش رابرای میهمان میبرد آنهم به اندازه ای که یکطرف شکمش را نگیرد؟؟!!!

کدام میزبان میهمانش را به اجبار وادار می کند که محوطه خاکی اردوگاه را هر روز صبح با کف دست از ابتدا تا انتها جارو کند؟! چه کسه بر روی میهمانش برق وآب را قطع میکند؟!

شایدبرای این بوده که قدر عافیت را هر چه بهتر بدانیم وشایدوشاید این هم از لطفشان بوده وما درک نمیکردیم!!!!!

این بود میهمان نوازی میزبانان ما!!

عجب با میهمانهای خود رفتار کردید که هنوز بعد از سالهای سال خاطره ی آن میهمانی را به یاد داریم.هیچ آزاده ای نیست که کادویی از آن میزبانان مهربان !!! به همراه نداشته باشد.

من که از سالمترین بچه ها هستم حداقل روزی دو یا سه قرص می خورم .قرص فشار ؛معده و...میهمان نوازیتان در تاریخ حتما ثبت خواهد شد ای میزبانان بی وفای ما.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت 19:37  توسط محمد سلیمان زاده  |  یک نظر

سه تا نکته موند از مطالب پست نوشتاری قبل که نمیشد یا یادم نبودش که بگم و موضوعش عوض میشد اولا من حرم رفته بودم دوما فضای تبلت و لب تاپ سوما قفل شکن قرآن اما مطلب قبل رو که نوشتم چه الان در ذهنم مرحوم پاشایی اومده تصویرش که انگار میبینه و نگام میکنه گفتم شاید مثل من اسیر شده بوده و یا الکی گفتن مرده که دست از سرش بردارن جاسوسا و اومده تو گروه ما ولی آنتنم اون قدر قوی نیست که به شکیات و وهمیاتم یقین کنم خدا رو چه دانی شاید چند سال پیش که رو آنتن بودیم مرگ منو هم ساخته باشن که افراد دور شن و تجمع نکنن خوب فضا خراب بود ما هم بدجور کنترل نشده روی آنتن بودیم و خداوکیلی نگیم خداوکیلی بهتره به جاش میگم احمدی نژآدی هرکی قیام میکرد میریختن تو خونه ش جاسوسا که قوه قضیه قوی شد و فتنه کم شد تو شهر ما ولی بریم سراغ مطلب خدا بیامرزتش حتما روحشه دیگه که اومده تو خیالم و قوی هم هست اگه بشه کلیپ هم باید از اشعارش بسازم.

و اما نکته اینکه به ترتیب که نوشتم که یادم بمونه اولین نکته این بود که ما حرم رفته بودیم که پست قبلی دلمون گرفت که اومدیم خونه و دیدیم فضای حرم شاهچراغ و برادران بزرگوار حضرت امام رضا(ع) دلنواز و دلمون باز شده بود حتی تو خیابونا ولی تو خونه حوصله نداشتم و اون پست رو نوشتم و فهمیدم یه جای کار لتگه و وقتی هم برم حرم دیگه شیاطین نمیتونن خوابم کنن و سرخال میشم ولی باز فضای خصوصی تنگ بود و باید یه کاری میکردم.خلاصه یه چند روزی رفتیم حرم که اینم نکته ای داره که آقا ما که تقوا نداریم ولی وبلاگ داریم و مداحی هم کرده ایم حالا یه گناهی هم بیشتر از یکی کردیم دیگه باید تحویلمون بگیرن تو حرم ولی اینطوری نیست بعضی های غافلتر که میگن اصلا آقا جوابمون نداد ولی ما میگیم گناه کردیم روسیاهیم داشتم به این فکر میکردم که چرا اونروز تو حرم بلد نبودم با حضرت صحبت کنم و توجه نشد بهم در فضای نورانی و بازش ولی در اتوبوس که میومدم خونه خوشحال بودم چرا اینطوری شده بود که داشتم شعر کلیپ جدیدمو با خودم میخوندم و خوش حال بودم تو اتوبوس ولی تو حرم انگار توجه خاصی نشد دیدیم که بله حالا ما متقی نبودیم درست مداحی هم کردیم ولی اگر قرار باشه به اسم شیعه یا محب اهل بیت هرکاری بکنیم و تحویلمون بگیرن برای گذشته این در دنیا اینطوری نیست در دنیا یه روز گرمه یه روز سرده یه روز سختی یه روز آسانی یه روز حتی گناه یه موقع ثواب و خیر ما که معصوم نیستیم ولی اگر قرار باشه به خاطر گذشته تا ابد تحویلمون بگیرن حوب پیشرفت نمیکنیم علاوه براون نظام به هم میریزه نه نظام جمهوری ها بلکه الهی بله 4تا کارخوب کردیم حالا تا ابد عاشق چشم و ابرومون بشن دیگه پس برو هرکاری دلت خواست بکن و تو هر لجن زاری برو آدم هم خواستی بکش که این نمیشه توجه می فرمایید؟ لذا تو حرم که میریم ما بی تفوا ها ممکنه رزق الهی و حال خاصی نداشته باشیم و سختی هم بکشیم که 4تا نماز و 4تا اشکم بریزیم حالا درمورد اشکم میخوام صحبت کنم که اشک جز سختی نیست به نظر من بلکه رحمت الهی است یعنی اگه دیدی برای غیردنیا اشک داری حالا یا از گناه یا  توبه و امام حسین من این اشک رو دوست دارم و صورتم هم قشنگ میشه علاوه بر صفای باطن و سبک میشم و دورم جمع میشن و توجه بهم میشه که خدا روزی اشک رو بده بلکه تا این اشک بیاد این عذابه که حال اشک بیاد و در نوجوانان زمان رسیدن به اشک واقعی نه تمساح این زمانش کمه و فورا گریه شون میگیره و زن که جای خود دارد ولی مرد هم باید گریه کنه وگرنه دق میکنه و شکست میخوره خلاصه یه کم سختی ببینیم و چند رکعت نماز بخونیم و دعا بخونیم در حرم حتی اگر حال و اعصابمون خرابه از گناهمون باز فشار بیاریم این بهمون بعدا توجه میشه وگرنه لوس میشویم و مثل داعش افراط میکنیم اگر گناه کنیم و توجه بشه لذا اصلا برای گناه اول نباید دیگه توجه امام زمان بهمون میشده از قبل ولی ما بندگان بد خداییم و بدی از خودمونه و دعای شما و امام زمان پشتمونه این نکته ی یک که یه خورده سختی بکشیم و حوصله به خرج بدیم و بریم سراغ دعاها و گدای سمجی باشیم که شاید بخشیده بشیم و انتظار نداشته باشیم که مثل کودکان فورا نظز خدا عوض شه بلکه میریزن توی کیسه و کاسه مون بعدا حتی شاید بعد مرگ تازه بفهمیم و دلزده نشیم و ناامید نباشیم که این شد تکته ی یک

نکته ی دوم اینکه ما گفتیم تبلتم خراب شده و دیگه بازش نکردم که تا بخوایم بیایم با لب تاب بالا فضاش بده و گرفتاری داره برای جاسوس و خودمون و این چیزا تا اینکه یه تبلت بخری و آزاد باشی همین الان که تایپ میکنم نظارت ممکنه قوی باشه و مطلب به جز از درون خودم و اطراف از داخل لب تاپ هم ممکنه شاکی داشته باشیم ولی در تبلت فضا بازتر بود و ما هم اسبمون رو تاختیم در میدان که سخت بود وبلاگنویسی با شرایط گوناگون بین لبت تاب و تبلت که همزمان که مینویسم کنترل میشه و القا میکنن و اثر دارن در نوشتن و تاختن من

نکته ی سوم این بود که آقا ما قرآن خواندیم بلند و مذکر هستیم این صدای بلند قرآن خواندن در خانه سحر و جادو و شیاطین رو دور میکنه و علاوه بر این نورانیت و حالی هم بهمون میده من مثلا صدام میخواستم قشنگ باشه و کیف کنم ولی از قرآن  دور بودم لذا با ترتیل و قرائت قاطی پاطی شروع کردم خواندن قرآن ولی تازه بعد از 100 تا آیه خدودا صدام و ترتیلم قشنگ شد و اون چیزی که میخواستم ارتباطش برقرار شد یعنی انتظار نداشته باش آقا پسر که مثلا همون اوایل و بدون تمرین و تکرار ارتباط دلیت برقرار شه و دلت نرم بشه و صدات قشنگ بشه بلکه دل جای خدا هست و ما شیطان رو راه دادیم اگر بیش از صد آیه بخونیم مثل من دلت تازه نرم میشه یعنی من توجه داشتم که آقا اصلا سخت بود اوایلش آیات رو بخونم و دلم پس میزد و بلند داشنم میخوندم میخواستم قشنگ بخونم ولی دست خودم نبود بعدا که آیات رو به انتهای سوره رسیدم تازه موج رجمانی به سمتم اومد و منم سوره ی جدیدی رو آغاز کرده بودم سوره ی طه که درمقایسه با سوره های دیگر غصه مانند هست و میشه ترجمه ش رو خوند و تا حدودی داخل شد و بله باید دل نرم باشه وگرنه اگر سنگ باشه هرچی زور بزنی فایده نداره و باید هرروز قرآن خوند وگرنه قاری های مشهور از اول دلشون نرمه و از بس قرآن و دعا میخونن از اول طوری که میخوان مبشه و به نظر من نباید در قرآن خواندن زیرکی و رندی به کار برد و همبشه باید سعی کرد حتی جلوی دشمن و جاسوس قشنگ قرآن خوند نه که صداتو عمدا عوض کنی که مثلا من قرآن خواندن بلد نیستم تا نشناسنت و ولت کنن و دلیلشم اینه که می فرماید که قرآن رو با سوز بخوانید خوب سوز خوندن یه حکمش اینه که فیلم بازی نکنی حالا اگر سعی میکنی با سوز بخونی و نمیشه که حرف جداست ولی به گمانم بعضی ها یه طور دیگه بخونن مخصوصا در انظار عمومی در مساجد در ماه رمضان که شناسایی نشن که خدایی اند و اینا که اینا میتونن یواش بخونن و به مفهوم توجه کنن  و همین که صدات در آد از صدای خودت ممکنه تازه بعد از بالا اومدن صدا نکته ی قرآنی رو بفهمی!!خدافظ

وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَکَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا ﴿۵۸﴾

و توکل بر خداوندی کن که هرگز نمی‏میرد، و تسبیح و حمد او به جای آور، و همین بس که او از گناهان بندگانش آگاه است. (۵۸)

---------------------------------------------------------------------------

خوب هوس کردم امشبی یه کم قرآن گوش بدهم اما قبل از اینکه نکته مو بگم چیزی توی دلم بودش که مثلا سیاست هر دوره ای فرق میکنه و دل ها ممکنه زنگ بزنه و یا اسیر بشویم و راه هارو می بندن بر ما یا هم یه عده چشمشون به ما هست که مشهور نشویم و دوستمون دارن یا یه عده چشمشون به ماست که کارهای ما اون ارزشش رو نداره یا داره به هر حال سیاست عوض میشه و ما که بیکاریم و یا روحانیون که انتظار بالاست و سر کار خاصی اگر نروند خلاصه به طریقی که بزرگات میخوان انتظار بالا میره یه مرتبه ما دلمون میگیره میرفصیم برای شما و نورانی میشویم با این کار یا مثلا تو دلمون خدا روزی میده دلمون میگیره اگه این مطالب رو ننویسیم و خلاصه یه موقع باید شعر گفت تا سبک شی یه موقه ای هم دیدیم مثل امروز باید تقاشی بکشم براتون چون دلم گرفته بود البته تصویر خاص قبلیه ای نبود ولی راه ها بسته بود و تکراری شده بودیم به دنبال نوریم خلاصه وقتی بیکار نباشی و یا انتظارات بالا بره از شما و یا از خدا حوائج داشته باشی میبینی که نمازت نورانی تره تا ایتکه اصلا توکل نکنی و از خدا چیزی نخای من امروز شانسکی هدایت شدم یه نقاشی کشیدم بعد اذان گفتن تو نماز چون هدف داشتم و بیکار نبودم و راهی بود که باز گذاشته باشن و بشه کار کرد تو نمازم نورانی تر شده بود!!! و حالم عوض شد و حال داشتم که ذکر بگم چون دغدغه ی نقاشی کشیدن و گذاشتن برای شما داشتم و هدف خاص که از خدا چیزی بخام لذا اینو میگم که باید استاد هدایتمون کنه که الان شما چه باید بکنی که در راه الهی سبیل و راه درست رو نشون بده تا انجام بدیم  و نورانی بشیم و از غم وبار مسولیت در بیایم لذا استعدادت رو باید بشناسی و ما بیشتر کارهایی که میکنیم ماشینی نیست بلکه هنری است و شغل هنری که ثابت نباشه تعدادش کمه و خسته کننده میشه یه موقع خوانندگی میکنیم یه موقع میرقصیم یه موقع شعر میگیم یه موقع ورزش و فوتبال حتی یه موقع درس میدیم برای خودمون یه موقع عکس میگیریم از خودمون اینا آدم رو سبک میکنه و راه هارو گفتم میبندن شیاطین یا انتظارها بالا میره از ما و تکراری میشیم یا طرف عاشقه باید یه کاری کرد تا دلنگرون نباشه که به فکرش نیستیم حالا کی باشه هم خدا میدونه فضای انترنته نکته ی دومی هم که اتفاقی خارج از مسایل بهش فکر میکردم به جز این اسارت ما درخانه که باید راه جدید بریم و مطلب جدید بگیم این بود که سیاست هم فرق داره یعنی یه موقع مملکت دست یه عده ی جبهه ای بود بعد فیلم لیلی با من است رو میساختن که داشت خشکی مقدسی میشد و مملکت میرفت و رزق و روزی زمان خودش بود الان دیگه در زمان ما این فیلم رو نمیتونن فیلمنامه ش کنند و بسازند که طرف از جبهه بترسه و فرار کنه بلکه الان باید برعکس شجاعت و دلاوری رو در فیلم نشون داد که بیان در صحنه ی نبرد بچه ها یعنی سیاست راه هم فرق میکنه الان سیاست ما شده رقاصی مثلا و ده سال پیش این نبوده حتی چتد سال پیش!!

خلاصه بریم سراغ مطلبمون امیدوارم دلتون نگیره و به مطالب من عادت نکنید که مجبور بشم از راه های دیگه مشتری و شما رو جلب کنم چون بالاخره اگه دل شما بگیره رو منم تاثیر داره و اسیر میشم و بگذریم آقا ما امروز باز دیدیم راه بسته است و دلمون نمیکشه کارهای همیشگی بکنیم و باید قفل بشکنیم اولش یه کم قرآن خوندم شیاطین سکته شون زد و انتظار نداشتن همراهان که صوت عجیب و بلند من برنامه شون رو بهم بزنه یعنی هدفم همینه که طرف که تو رو شناخته و اسیرت کرده رو بریزی بهم لذا الان اصلا برنامه برامون نیمسازند از پیش و حرفی نداره دکترروان پزشگ چون میدونه به حول قوه ی الهی خارج از پیشبینی و برنامه ش که اسیر کردن و شناخت من باشه رفتار میکنم و حال هم میکنم که برخلاف گفته اش یه آدم دیگه ای باشم لذا گفتم دیدم اگه بشینم کلیپ هامو مثلا بخونم نه حال جمعی اجازه میده و تبلتم هم خراب شده و باید با لبتاپ بیام بالا رفته تعمیرگاه به دعای شما نیاز داره خلاصه دیدیم بهتره کلیپ نگاه نکنیم تو اوقات درخانه ونمیچسبه و منم بیشتر سرم تو کارای خودمه و وبلاگ خوندن هم چنگی به دل نمیزد خوابم هم نمیومد با اینکه قرصام رو خوردم و منم همیشه به عنوان یه تهدید میشناختنم و هنوزم که کارام خطرناکه و به روان دیگران آُسیب میرنه درصورتیکه یه عده این وسط دارن گولشون میزنن و کار من نیست و فکرارو خراب میکنن ما که فیلم از خودمون گرفتیم مهربانانه تر شد دیدشون وگرنه قلم وبلاگ نویسی من که جر و دعوا نیست که یه طور دیگه خونده میشد و طبل جنگ و هشدار و اینا میدن و هرچی جنایت میشه رو به ما ربط تا جایی که فکر کردن ما داریم دیوونه میکنیم فرستادنمون تیمارستان یعنی میگم زنگ هشدار دادن جاسوسان که جاسوسی میکردن نه اینکه حالا هرکی از فیلتر رد شد باید بره تیمارستان و عقیم بشه چون حالا یه وبلاگی هم داره و از فیلترم رد شده که این ظلمی بوده که ضعیف بودن حالا هم که مارو برخلاف گذشته که جدی میگرفتن حالا که فیلم گذاشتیم و کلیپ ها بیشتر مسئله سیاسی و طنز شده و در سیاست هم خوب فریب افکار در نوع بدش وجود داره 

باز بگذریم اینکه آقا کاش اول نکته رو میگفتیم نکته ی قرآن این آِیه ی 58 فرقان هست که گوش دادم چندی پیش این جمله رو نگاه کنید(و همین بس که او از گناهان بنده اش با خبر است) خوب نمیدونم روانشناسانه بحث بشه با چه علمی صحبت باید کرد یعنی ما همه گنهکاریم و بدون اینو و کافیه بدونی که خدا گناهاتو میدونه این اولا کافی برای ما رو در نظر گرفتم که من بدونم یه موقعی برای عظمت خداست که خدا عظیم است پس کافیه بدونیم و با خبره و اگر بدانیم ممگنه یه فرجی بشه درست؟چه جیز کافیه  داشتم فکر میکردم به عبارت (کفی به) که این به( کفی به) اینکه ما بدونیم که خدا آگاهه بسه؟ یا نه این (کفی به) برمیگرده به ما گنهکاران و بندگان که آقا شما اگر میخوای کافی باشه و گناهات بخشیده بشه باید از راهش وارد بشوی و راه رو این (به) نشون میده و (به) برمیگرده به نظر من به اول آیه که باید توکل کنیم به خدایی که هرگز نمیمرد و تسبیح و حمد کنیم خدا رو برای گناهان و دکر بگیم یعنی هم راه رو نشون داد خدا به کفی به هم چیزای دیگری مثلا در روانشناسی بحث میشه که (به)بر گرده اینبار به خدا که بله خدا هم باخبره پس هم راه رو نشون داد هم برداشت دیگری میشه کرد که حالا که با خبره همینم کافیه برای بندگان البته من تفسیر باز نکردم فقط برام جالب بود راه رو نشون داد و اگر ختی مقصود اول آیه نبود هم و روانشناسانه بحث کرد اونم درسته برای شناسایی خدا که همینقدرم که خدا از گناه ما با خبر باشه بسته دیگه هیچی پس که دقیقا حالا من نتونستم برداشت روانی رو بگم از آِیه و باید مراجعه هم کرد به تفسیر گه بهویی شد داشتم قرآن گوش میدادم و تمیدوتستم چه کنم یهویی شد.


-----------------------------------------------------------------------------------

یه کم باید در باب غفلت در مورد خودمون و کارامون در قرآن و نهج البلاغه و احادیث صحبت کرد ولی شیطان رو هم فراموش نکرد مخصوصا از این جادوگوگوگولی هاش یعنی جادوگره انس که اینا اگر به سراغت بیان از ده فرسخی اش دیگه بوی خدا نمیاد آقا ما دیشب تا صبح داشتیم خواب چرت و پرت میدیدم لذا جدی میگم نمی دونم اینا چه کار میکنن یا وظیفه ی من چیه من باید چه کنم که دوباره خدا بیاد تو قلبم مثلا من هر موقع میرم خونه ی بابا بزرگم جهرم یک فضای خوب معنوی آدم حال میکنه بشینه نماز بخونه میره تو فضا لامصب نمیدونم چرا صدامم خوب میشه بعد هرچی میایم اینورتر تاشیراز و تا خود تهران میبینی انگار وجود اینا و ساختن باهاشون اصلا جرمه یعنی نمی دونم خودم چه کنم که خدا بیاد یعنی آنتی خدا هستن این کثافتا مثلا یه نگاه به چهره ی علی دایی باندازی و خشمش و حرکاتش خوب معلوم میشه شیطان تو وجودش رخته داره حالا هرچی هم نماز بخونیم این یاد خدا نمیاد آقا زوری که نیست خدا بدش میاد اینا پیشت باشن دست خودتم نیست یا نمیدونی باید چه کرد ولی از بس اینا کثیفه کارشون و تجسسشون و بودنشون به پنهانی حتی در زندگیت بوی خدایی هم میره لذا در حرم ها هم خوبه بریم پس یه چند تا کار میکنم اول یه برنامه میزارم برم حرم دوم عبادتم رو بیشتر میکنم و دعا میخونم همین دعا خوندن منما همین دعا یه کاری در نفس درونمه نمی دونم یا این شیطان که طمع دارم از خدا و خدا رو هم میفروشم برای کارهای پایین همین الان که نماز صبحم رو خونده ام و دارم مینویسم داشتم یه لحظه تو نماز فکر میکردم که تقصیر خودمه که طمع دارم بعد سه تا زن شیطان که میشناسم از ذهنم گذشت که اینان!!! الله اکبر حالا یکی بود خوب بود تازه اینارو میشناسمشون الله اکبر!! اینم شد زندگی؟ لذا باید با خدا دوست شم و منم بندگی بلد نیستم نمی دونم چه طوری بنده ی خوبی بشم آهان یادم اومد مثلا شما اگه بگی بابا جان چشم حرفتو گوش میدم این شیطان جادوگر انس یک فضایی ضدت میسازه اگرم گوش ندی یک فضای دیگری ضدت میسازه یعنی اینا دشمنتن و ضد من و شما هر کاری کنیم قسم خوردن ولی جلوی روت عجیبه آقا حالا من میترسم دعوای قوم و خویشی درست بشه وگرنه لوشون میدادم ولی روشاشون هم بلد نیستم ولی به عیته دیدم با چشم خودم که مامانم دقیقا حرف خودشون رو میزد یعنی فکر نمی کردم که کاری کرده باشن که مامانم رو هم اسیر کرده باشن ینی دیگه بدتر از این حالا ما هرچی هم میریم بالا اینا میگن کار ماست پیشرفت ما لذا ما پیشرفت که نمیکنیم رقاص هم شدیم باز میبینیم که بله خدا نیست و اصلا فضایی که شیطنت اینا باشه فضای نجس شیطانی و دور ار محبت خداست و ما در پست قب گفتیم فرشته ها و ارواح که هستن خوبه و ایتا و اینا به خودشون گرفتن و پیداشون شد و حالا نماز ما بالا نمیره متعصفانه من خدا رو گم کرده ام این بده یعنی من تو روز و شب دو کلوم با خدا حرف نمیزنم و آشتی نیستم الان قهقه ش داره میاد این جادوگر که اسمشو نمیگم حالا ما چه بکنیم؟!! پس دعا میخونم و عبادتم رو بیشتر میکنم و واگذارشون میکنم به خدای کریم نه خدای منتقم.

یکی از ایرادهایی که بحمدالله دارم و فهمیدمش و امیدوارم روش بیشتر تحقیق کنم در درونم و یادم بمونه همیشه خود بزرگ بینی و کوریم بوده که آقا همش میخوایم خودمون رو بزرگ کنیم و توسط نفس نافصمون کارا رو درست و به پیش بریم و نفس پلید ما بگویم که پلیده دیگه آقا شما هرکاری که بکنی پلیده و یک نفس بوده که خعلی کارش عجیب بوده و هنوز توش مونده اند ملائک اونم نفس حضرت عباس(ع) بوده که رفتتد لب تشنه لب آب فرات و آب نخوردند یا نقس حضرت یوسف(ع) که اونم خدا میگه ما خواستیم که حضرت یوسف اونکارو نکرد دیگه بریز دور نفس مارو بله من امروز صبحی داشتم شانسکی سخترانی آیت الله فاطمی نیا (ره) رو که نشون میداد تلوریون گوش میدادم میگفتن برای محبت مثلا باید خودمون رو شبیه به حضرت یوسف کنیم تا حب خدا بیاد تو قلبمون بله باید تلاش کرد نه که ناامید بوداا ولی اینو میگم که بدونیم که اگه ما نمازمون بالا میره اگه استعداد ربانی داریم حالا شعر میگیم یا حالمون خوبه و اینا این به خاطر همراهی شهدا و ملائکه اینو در نظر داشته باشیم بله مست میشیم که آقا بله در مستی عقل نزول پیدا میکنه بعد به خودش میگه ما که چشم برزخی نداریم پس هنوز وصل نیسیم درصورتیکه طرف وصله سیمش بعد چون مسته نمیفهمه نمیشینه دعا کنه بعدا شاید بفهمه که اشتباهه من بحمدالله بزرگان بهم نظر دارن و نمیزارن غم بخورم و باید بشینم دعا کنم قرآن بخونم و اینا ولی شما بدون مثلا حافظ میگه غم نخور و دنیا دوروزه خوش باش خوب ما هم اگر مثل حافظ سیممون به عالم بالا توسط ملائک و شهدا وصل شده بود که بشینیم شعر بگیم مثل حافظ خوب باید خوش هم باشیم و بهمون خوش هم میگذره ولی خدا وکیلی اگر حافظ رو به حال خودش و نفسش گذاشته بود امام زمان (عج) میگفت غم مخور و خوش باش و عیاشی کن؟؟!! لذا اگه ما نمازمون قبول میشه محض نفس گنهکارمون نیست آقا دارن ارواح خوب و شهدا همراهمونند و به آبروی اوتا دو روز میگه خوش باش و عم نخور که آقا میمری بعد اینا هم میرن سراغ افراد دیگه و دست به دست میشه برو خوش باش که این همه نظر بهت دارن نگو بده بله آرامش جنسی یکی از اون آرامش های روانی و جسمانی است که همه رو گول ممکنه بزنه که چه حالی میده ولی بدون که آخرش نیست و سرافکندگی و پشیمونی هم داره لذا اگه ما حالمون خوبه از توجه ائمه است دیگه ایراد نگیر و روز خوشت رو در دنیا به هم نریز دو روز دارن باهات حال میکنن چیز نباش و اینا بعد مرگ میرن سراع بچه ت مثلا و ما هم اونموقه بعد مرگه که با ابی عبدالله آیا محشور بشیم یا خیر پس کاری نکنیم که پشیمون بشیم پس استعداد الهی بهمون میدن و آبرو و بزرگمون میکنن و اینو هم بگیم گه اونور بعد مرگ میگن چقدر زندگی کردی میگه مثلا 4روز خوب دروغ نمیگه زمان اون موقه فرق داره هرچه سختی بکشی این دنیا چیزی نیست و می ارزه و ما سختی اون دنیا و خوشیش رو ندیدیم و همش در آرامش و امنیتیم بحمدالله که چیزه باید درست شه

حالا ما یه کم از فتنه های گذاشته گفتیم این به معنای بد و فتنه گری نیست بلکه اصلاح اموره مثلا رهبر بزرگوار و عظیم الشان ما بیشتر مشورتی دستوراتشونه نه به صریحا بگن که فلان دستگاه عزل بشه یا اینکارایی که من دستور میدم باید توجه بشه بلکه ما قدرتمون کم شده و اگر به حرف ایشون عمل نشه هم مشکلی نیست اگر عمل شد بهتر در صورتیکه ایشون ولی خداست و جانشین ولی میبینیم یا دستشون بسته است برای فزمان دادن یا فتنه درست میکنن یه عده یا جیزای دیگر که ایشون امر مستقیم و صریح لااقل علنی صادر نمیکنن و ابهت و هیبیت ایشون رو آورده ایم پایین که به عنوان شخص اول مملکت از ایشون حرف شنوی کنیم بله درمراجع هم داره همین میشه متعصفانه و خوبان ما که حرفشنو ان عموما فتنه میکنن چه برسه بدان لذا باید حلقه زد و مخلصان گروه و مجلس خاصی تشکیل بدن و داشته باشن که خواست رهبری محقق بشه نه اینکه دور ریخته بشه و هدر بره الان شما در نظر بگیر در زمان پیامبر ایشون قدرت داشت و بین مردم دستور الهی میداد و مردمم گوش میدادن ولی این شرایط رو نداریم ما و ضعیفیم ولی باید یک دستور فصل الخطاب داشته باشیم که رهبری عزیزمون مشاوره ندهن بلکه بدون فتنه فضا رو یه گروه مخلص باید آماده کنن که ایشان امر دهند و ایشان را حرف شنو باشن متعصفانه روزنامه نگار میگه حرف حرف منه و تحلیل تحلیل منه نه حرف حرفه مقام معظم و خودشون برای خودشون استدلال و حکم فرما هستن و فتنه درست میکنن و از حرفای ایشان سو استفاده نه به عنوان حرف شخص اول بلکه ما باید فضا بچینیم که ایشان قدرت نمایی کنه و حرف حق پذیر باشیم متعصفانه ضدش داره عمل میشه و فتنه میکنیم و شلوقش میکنیم و هرکی فکر میکنه خودش مخه و قدرت داره و قدرت دست یه عده خاص افتاده نه هرکس جای خود البته قدرت درحاهای مختلف کشور فرق داره و رسانه هم ابزاره و یکی از این فضاهاسات که باید اصلاح بشه وقتی ما فضا نمیدیدم به ایشون و اذیت هم میکنیم خوب دچار مشکل میشیم و ایشون مجبور میشن کوتاه بیان و عقب میمونیم ولی اگر فضارو بچینینم که آقا حرف حرف رهبری اون موقه ایشون از منبع الهی یاری میرسونن بیش از پیش لذا فضا خرابه.

صحبت درمورد اعجوبه کردیم یاد چیزی کردیم که همونطور که گفتیم سایت آپارات کار جالبی کرد و مسابقه گذاشت تا افراد استعداد خودشون رو نشون بدن اولا میتونست کاری کنه که فضا برای قرآن خوان ها هم فرا بشه و انتخاب بشن ولی نکته ای که به ذهنم خورد اینه که با توجه به اینکه خعلی از استعداد ها حقشون ضایع شد و کارهای خوبی کرده بودن که بلخره همینکه اولا خودشون رو نشون بدن خودش خعلی اعتماد به نفس میخاد و خودشون رو جلو دوربین در مسابقه بزارن گرفتاری داره چه برسه به یه امیدی بخوان بیان وسط یعنی این نکته رو میخام بگم که مثلا کارشناس خوانندگی باید علاوه بر نفرات برتر کارشناسانه بیست نفر اول رو توضیح میداد و اشکالشون رو میگفت و حتی همینکه توجه کنه کارشناس همین اهمیت داره و یه امیدی میده که منم شرکت کنم تا اینکه بخوام دنبال جایزه و به امید جایزه بیام بالا خوب من میدونم که اول تا سوم نمیشم و باید دستشون رو گرفت و صحبت کرد درمورد کارشون (درقالب فیلم )حتی غیر تخصصی صحبت هم کنه همین توجه کارشناس معروف و مشهور خعلی خوبه.

بله آقا روانشناسی خودش علمه ولی سواستفاده و قانون گذاری و قضاوت روی افراد زیاده و ما مثلا اولا قرص های زیادی که تخصص داشته باشه برای روان نداریم و یه عده زیادی با جنبه ی مختلف روحی با قرص خاص درمان میشن که چونکه قرص هم اثر جسمانی داره مگر مستی و خواب و بی دردی و شهوت که اینا حالا من نمیدونم اینجور چیزا لااقل من که خودم تجربه دارم والا کسی که وسواس داره مثلا یا دروغ میگه باید شاید کتکش زد نه شوخی کردم خلاصه آقا اینجا بگم که من خودمم درگیری داشتم با این زنانی که بالخره شقلشونه و زورشونم میرسه دکترها و متخصصین ولی دکتر روح بزرگان عرفا و امامانن که راه رو نشون میدن که حالا میخای شاکر بشو یا نه میخای کفر بورز یا نه دیگه اختیارش دست خودمونه یعنی دکتر روان به درد کسی که اختیار نداره میخوره مثلا معتاده یا عقب مانده ذهنیه وگرنه نمیشه که طرف رو مومن کرد این وظیفه ی دکتر روانپزشک نیست که الان دخالت کنن تو وبلاگ ما و میکردن و منم روحتا عکس تفکر و برنامه و نقشه ای که ضد من ساخته بودن عمل میکردم بعد اینا دیدن نمیشه گفتن این یارو دوقطبیه و هروزش چیزه حالا کار نداریم به قبل میگیم  آقا که تا چمد ده سال پیش که دکتر روان زور نداشت و تلوزیون و مخ زنی و همگان و یکسان سازی زور و قوانین روحی و جبر قدرت روان که باید همه اینطوری که ما میگیم باشن نبود اصلا مرض ها زیادتر بود یعنی آدم های پیچیده با مشکلات خاص بود قبل از تلوزیون یعنی اگر شما برین تو شهرهای کوچک که به فرهنگ شهرهای بزرگذو مشکلاتشون نیست آدم های عجیبی میبینی که روحشون خعلی یپیچیده است و شایدم کترهای عجیبی میکنن که افراد روز به روز با توجه به سیستم مدارس و یکسان سازی روان و جبرش از بین میره و جلوشون رودمیگیرن یه مرتبه اگه اعجوبه پیدا بشه میگن روانیه و قدرت نداره پیدا بشه یعنی قبل از تلوزیون آدم های پیچیده و ناشناخته زیاد بود و چیز دیگری که میگم اینه که عصر و اصل روانشناسی کم که نشده بیشترم جای داره در آینده بشه با این همه کتاب یعنی شما دردانشگاه مثل غرب میروی تا مثلا درس چهره شناسی یاد بگیری و از روی چهره افراد قضاوت میکنن که این علم هنور علنی باز نشده در کشور ما و علم خطرناکی هم هست که از روی چهره بگی فلانی شخصیتش فلانه ولی عرفا از روی چهره روح طرف رو میشناسن و مشکلشو میدآنن نه که فقط شناسایی و مثلا بزرگان اصلا به چهره افراد کم نگاه میکنن و غیره که صحبت بشه در این موارد خوب است

نمی دونم چی شد که مطلبی به دلم خطور کرد الان به جز دشمنی با داعش فضای جنگ موشکی و نوشتاری و فرهنگی است و به قول بابا بزرگم اگر اینا یعنی ترروریستای سوریه که اونموقه ها تیلیویزیون نشون میداد پاشون به ایران وا شه با مسلسل تکه تکهشون میکنن حالا حرفم این نبود یه موضوعیه که باید توجه بشه و به دلم خورده و اون اینه که با توجه به اینکه داداش خط فکری مارو ول کن شیکار داری خلاصه آقا با توجه به اینکه فیلم های ایام جنگ میسازیم تا مگر جنگی شویم و با فرهنگ میخایم درستش کنیم و کارتی فرهنگی ولی نکته اینجاست که آقا جهادی که مثل ایام جنگ تحمیلی همه همه دل بودن که برن جبهه و تشویق میکردن چرا نظام ما طوری شده که چه در سیاست چه در روان چه مذهب فرهنگ شهادت طلبی که نه یعنی آقا کسی اگر به صورت جنگ تحمیلی بخواد جهاد کنه از مردان رو میگوییم اینا وقا اولا فضاشون فرق داره و لزوما اسلحه گرم تو دستشون نیست دوما چرا نظام اینارو معاند و تکفیری و ضد منافع و یا روانی میدونه یعنی من اگر وبلاگ دارم و شلوق کنم و اگه راهم حتی حق باشه در دید نظام یه آدم معاندم یا روانی که آقا یاددیدگاه ها خرابه یا یه عده دارن چپاول میکنن یا عده شغلشون جنگه و جهاد بر همه نیست یا ما که جنگی هستیم آقا اصلا روانمون رو روانپزشک در سیستمش نیست جهاد و شهادت حالا من حاظر نیستم و بلدم نیستم با آمریکا و داعش بجنگم و میترسم و سوسکم بچه هارو میگم چرا در ایام جنگ تت حالا تحقیق بشه که آیا دیدگاه هست که عوض شده آیا دین رفته آیا غرب اومده در کشور آیا ایده عوض شده آیا صحنه عوض شده آیا ما خلیم آیا چه شده...و همش با فیلم نمیشه درست کرد فیلم جنگی اوضاع رو آروم و مسکن هست در درجه اول وگرنه معراجی ها چی میگه آقا در جنگ طرف سرش می پرید شهید میشد جای بازی نبود اونیکی دست میداد و این فرهنگه که جانباز بشیم و شهید نه که فیلم ها بخاد گول بزنه که بفرما جنگ خوشه نه بابا جنگ‌تلخ و ترس و سخته و فضای زشت و نکبت باری داره که در واقعیت نمیگنجه و ما باید سعی کنیم که نجنگیم

یکی از ایرادایی که بنده خبر دارم بحمدالله از خودم و خعلی های دیگر دارند و خبر ندارم و خودشونم ندارند در همه زمینه ای جهاد خوردن اصلا نمیشه جهتگیری کرد خود کلمه ی صبر و صبرداشتن خودش عامل و زمینه است که نمیخاد بگی مثلا توی عامل خوردن صبر داشته باش بلکه باید گفت صبر داشته که تو خوردن هم صبر خوبه مثلا آروم بخور و عجله نکن صبر رو من چند سال پیش شاید معناشو باز کرده باشم که معنای متفاوتی داره هرجا اینجا تو خوردن یعنی هنگام خوردن شاید یعنی تند نخور و شمرده شمرده و لقمه به لقمه بعد قبل از نهار صبر میتونه معنای متفاوتی بده ولی عموما یه نوع درنگ و توجه تمرکز و یا حتی حواس پرتی و تفکر و اندیشه و مکث هست یعنی الان شما به ذهنت یهو میخوره خواهران غریب رو دانلود کنی این کار رو در هنگام جنگ تفکر و شلوقی شتابانه انجام نده چون یه گروه باید برسن یه گروه دیگه دارن مبدا فکرتو میخونن وشغلشون اینه که افراد رو شناسایی کردن میگن اون وسوسه ش کرد که اینکارو کنه و بعد فتنه و کوبیدن و در جنگ هم باید صبر کرد هم عجله یعنی در کار خیر اگه یادت میره بنویسذیا عجله کن که اینو میخاستم بگم ولی برعکسشم هست و خطورات شیطان هم هست ینی شیطان میگه امروز آش بخر آقا شما اصلا گول میخای بخوری و دلت کشیده و گناه هم نیست ولی خودتو لو نده و زود اقدام نکن چهارتا دلیل بتراش برو بگو به خاطر خودم نه بخ خاطر فلانی  مامان من میخام برم آش بخرم نه که زود لباستو بپوشی اصلا در الهام شیطانی مسله ی وسوسه هست شیطان اگه دید نوکرشی ولت نمیکنه ولی اگه صبر داشته باشی و حتی اقدام بکنی هم ولی صبر کنی اول فضات به نفعت عوض میشه و به آشتم میرسی نهایتا که دلت کشیده بود ولی اگه صبر نکردی پشت سرت حرفردر میارن و شیطانم قوی تر میشه ولی من اگهذصبر کنم خعلی از مسایل یادم میرهذچون قرص میخورم و هوامو هم دارن از شیطان دورتررم و قرصه کارش اینه که خط فکری منو بخونه که از کی دستور میگرم وگرنه الان اگه قرص نمیخوردم رند بودم و همش حالت کسالت و بدبختی گرفتم صبر خعلی خوبه و حدیث زیاد اومده و بحث درموردش زیاد شده اصلا آیه ی صریحه که اصلا اگه من عالم بودم صبر رو در احکام و جز فروع دین میکردم مساله سیاسیه که خوبه در این مورد صحبت بشه در مورد صبر به جا من خودم اگر تحقیق میکردم و فکر میکردم و مینوشتم و پاکنویس میکردم صحبتم رو یه مقالهذی خوب میدادم بیرون میگن فکر کن و صحبت کن یعنی صبر کن و صحبت کن