یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

مشخصات بلاگ
یا قاضی الحاجات

ای که به دور کعبه و منکر حیدری / کعبه ولادتگه اوست دور حیدر مگرد

بایگانی

۹۱۷ مطلب با موضوع «تفکرات اجتماعی» ثبت شده است

و اما قضیه ک.خلی یه روز یه پسری داشت رد میشد چند تا بچه کوچیک دوره ش کرده بودن میگفتن بهش ک.خل بعد اونم همینطور میرفت من فکر کردم معتاده و زن نداشت آخرش بهش گفت بچه هه تو ک.خلی بعد جوانه گفت آره من ک.م خله تو کو.ت خله!! 

من کوچیک که بودم وقتی میگفتن بچه ها ک.خل میگفتم میخاد تاکید کنه که خله حرف زشت میزنه!!

یه سال پیش گفتم نع یعنی از بس خودارضایی کرده ک.خله و اونجاش حالت طبیعی و زیبا و نرم و تنگ نداره!! آبروش رفته مثلا..

اما الان داشتم میگفتم ک.خله یعنی اگر خوشش اومد نمیتونه تحمل کنه و باید ارضا شه در مردها هم هست ولی طبق چیزایی که دوران جاهلیت دیده ام که زنه شکنجه میشد ولی از یه جایی به بعد به شکنجه گرش که دست و پاشو بسته بود  میگفت بده فاک بده تمومش کن و حتی میخندید الکی و دیوانه بار خوب این شکنجه بود خیلی زجر آوره ولی اگر تحریک شد چی؟!! آیا اگه خوشش بیاد میتونه کنترل کنه؟؟!

حالا اگه بتونه کنترل کنه و خودارضایی نکنه باده بیرون میاد که بیشتر ماده ی آرایشی هستش و زیبا میکنه و چون مجرده و زن نداره زنی که در ذهنش زیبا هست میاد که این ماده بیرون اومده و به یاد اون زنه ساخته شده فورا پس تاثیر معجزه گری داره و زنان مختلف باده ی مختلف میدن یه چیزی شبیه عسل هست قضیه ولی اگر نتوانست خودش رو کنترل کنه خدایی نکرده منی بیرون میادش که نجس هم هست باید بره غسل کنه!!

آقا ما میخابیم بیدار میشیم میبینیم هر چی پنبه رشته کرده بودیم رو درو کردن نه فرشته ای هس نه نوری بعد میگیم چی شده میبینیم فضا سازی پشت سرمون شده خوب البته اینا باعثم میشه جانمون حفظ بشه و حسادت نکنن ولی ارتباط با مراجع تقلید قطع شده یعنی در این حد فاجعه است بعد خودمونم که نمیدونیم چی شده پشت سرمون که از خودمون دفاع کنیم یعنی یه سری متخصص شیطانی بگیم نمیدونم جاسوسی یک تخصصاتی دارند که طرف رو از چرخه ی رقابت و شاخ بودن خارج و تو چاه فاضلابی چیزی نجسش میکنن حالا شایدم لخت که نظرات دوستان و همراهان کلا بدتر از نظرات بی تفاوت ها میشه انگار ما مثلا رفتیم تجاوز کردیم که اینطوری حالمون گرفته ست خودمونم جالبه نمیدونیم چی شده فقط میدونیم یه سری فضا سازی و حسادت هست که باعث میشه قوی بشیم و ناخودآگاه قدممون رو محکمتر برداریم یعنی میدونی یه بحرانی دوباره کشور رو میگیره نیازشون به ما میافته بیام درستش کنیم و شهدا هیچ وقت نمیمیرن فقط یادشون ممکنه فراموش بشه که خودمون ضرر میکنیم!البته بگما چندین و چند فحش رکیک دادم دیروز پریروز تو خونه که گوش شیطون کر شنیده حتما!!البته بعد از ظهر هم خواهرم از بیمارستان چلو کباب آورد برام خوردیم خوشمزه بود ولی قبلش خواب بودم نمیتونم شک کنم به غذاشون ولی گور باباشون!!

نمی دونم تا حالا چقدر دیدین کسانی رو که زیاد گریه میکنن و چشمشون ورم میکنه و مظلوم و زیبا میشن گریه شون دست خودشون نیست و به هر دلیل میتونه باشه که دکتران روان بدشون میاد روانپزشک حتما قرص مینویسه در حالیکه این یه بی وزنی و حال خوب و لذت زیاد داره گریه حالا ممکنه بخاطر کشته شدن و مردن فردی باشه و من آهنگ هایی رو که برای مردن کسی ساخته شده رو زیاد به یاد ندارم الان دوتا آهنگ یک میرن آدما از اونا فقط و دومیشم این آهنگه که میگه که همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو مردی دروغه دروووغه یعنی اصلا فکر کنم گیر میدن بهشون اگر به یاد مرگ کسی آهنگ ساخته بشه و شعر ولی من با نوحه زیاد حال میکنم ایشالا هیشکه مصیبت نبینه ولی اگه خواستین گریه کنید حتما نوحه های حاج محمود کریمی رو بزارید و حال کنید سبک شید برای امام حسین علیه السلام باید گریه کنیم اگر حال داریم اینطوری سبک میشیم وگرنه عقده میکنیم ینی من طرفدار اشک ریختنم و امام حسین علیه السلام کشته ی اشک هست قتیل العبرات که حالا یادم نمیاد که منظور چیه از کشته ی اشک شدن ولی خیلی اوقاتم به خاطر ترس از خدا باید اشک ریخت و خیلی خوبه یعنی ما که بهشت نرفتیم میگن باید طوری بترسی که اگر بهترین آدم هم باشی خدا میخاد عذابت کنه و گیر بهت بده و طوری امید داشته باشی به خدا که اگر بدترین آدمم باشی خدا میبخشه تورو و میفرستت بهشت یعنی به نظر من اگر امید و ترس از خدا نداشته باشی حالت نرمال نداری و غفلت داری لذا باید اشک داشته باشی و از ترس گریه کنی برای خدا حالا چی میخایم بگیم اینکه آقا در آمریکا اگر ببینن که دختری گریه کرده کمی و چشماش زیبا و ورم کرده مثل بازیگرای فیلم شهرزاد بود که چشمشون صورتی میشد اگه اینطوری شد تو غرب میرن باهاش سکس و تجاوز میکنن اینطوری آرومش میکنن تا بیخیال شه تو ایرانم قرص مینویسن و بستری آخه ببین نمیزارن آروم بشیم لذا روزی اشک نداریم و زیبا شدن!!

بعضی وختا دلم میگیره از خودم ایراد میگیرم که چرا نمیتونم مثل قدیم نشاط آور باشم مثلا ما کلی درس و مشق داشتیم و کتک هم خورده بودیم در ایام بچگی و همه کیف میکردن اذیتم کنن و کشف شده بود برای مامورا که چه لذتی داره صدای گریه م تو خونه بلند شه ولی وقتی یه برنامه کودک و کارتون میدیدیم در اون فشار و ظلم خیلی خوشال کننده بود انگار ۵۰ رکعت نماز با گریه خونده باشی چقدر سبک میشی و شاد و دلم میخاد کلیپای منم مثل برنامه های کودک اون زمان که تنها شادی و راه امید بود باشه ولی اصلا در حدش نیست به خودم میگم اون چه حسی و شادی داشت برنامه های کودک میبینم از یه طرف ظلم زیاد بود تو جامعه و سیستم نظام هنوز ساواکی بود ۲۰ سال پیش و پلیسا هم دزد بودن اونموقع و جنایت زیاد بود و نمیشد کنترل کرد البته بعضی شهرها هم بهتر از الان بود ولی کلی میگم فشار زیاد بود و این برنامه های کودک امید بودن و جهان سبز و ایده آل رو با نقاشی نشون میدادن که درونش همش خوبی بود و فرشته ها هم جاهایی که خوبیه همراه ما میشن و نظر خدا خوب میشد و ظلم ها فراموش و راه نجات باز و از طرفی میدیدی که انگار ارواح که دارند عذاب میبینن عذابشون قطع میشد وقتی ما بچه های اون زمان برنامه کودک میدیدیم و شاید به خاطر اینم هست که نشاطش زیاد بود و من درس نمیخوندم و همش برنامه کودک و خوب جاسوسان هم بودن که مراقبت میکردن و دلشون میخاست از تلوزیون مارو ببینند و اونا هم از طرفی خدا محبتشون رو توی دلم و محبت مارو توی دلشون گذاشته بود وگرنه در امان نبودیم خلاصه صفا و صمیمیت بیشتر بود با اینکه ظلم بیشتر و مردم به خونه های همدیگه میرفتن الان اونطور صمیمیت نیست و مردم غریبه ان با هم و خونه ی هم نمیرن و نمیشینن با هم یه سریال ببینن شاید شما میگی سریال و سینما افت کرده ولی باید اونور رو دید که ارواح مردگان انتظارشون چیه و جامعه رو نباید اسیر کرد که آقا هدف اینه شما باید فلانطور باشی و غربی مثلا و فشار آورد روشون بلکه باید یه دهاتی هم بتوته راحت بیاد شهر کارشو بکنه نه اینکه کل سیستم درگیر موضوعات فرعی بشه من خجالت میکشم بگم اهداف اینا امام زمانیه و ذره ای برای ظهور آقا کار میکنن و در خیال و فکرشون میگذره بلکه برای خودشون حریم ساختن به خیال اینکه امنیت رفته بالا!!

خیلی اوقات برای رسیدن به مقصود باید آدرس دهی کرد من و شما ممکنه دشمن و شیطانمون رو نشناسیم که کی مثلا جادو میکنه اینا آثاری هم معمولا از خودشون نمیزارن و میرینن رو زندگی الفرار شما از کدوم جن میتونی شکایت کنی؟! نه دادگاهی نه چیزی وجود داره پس اولا باید پناه برد به خدا از شرشون و میبینی سوره ناس همش درمورد وسوسه ست آخرش میگه من الجنه و الناس دقت کنی هم جن وسوسه میکنه هم انس ولی سوره به نام ناس هست یعنی وسوسه ی آدما با دستگاه که الان تو دوره زمونه ما حس بیشتر میشه حس بیشتر میشه و این جنا هم که اذیت میکنن یا انسان نمایی پشت قضیه است یه جادوگر بیشتر اوقات که پروازشون میده خلاصه باید آدرس داد و ما دوست و دشمن رو نمیشناسیم ولی نماز خون هستیم و دلی که خونه ی خداست اگه فحش بزاره برای کسی که اذیتش کرده ممکنه شیطانش رو پیدا کنه مثلا میگه ای خدا هر کی پسر من رو جادو کرد اونجای خر تو اونجاش خوب دل بلخره جهان نماست پیداش میکنی توی دلت اگه خونه ی خدا باشه و دقیق بهش ضربه میزنی نه همینطور الکی اوقات خودت رو تلخ کنی از یه طرف میشناسیش که کیه از یه طرف میترسه که پیدا شده از یه طرف تمرکز میکنی روش که بهش برسه درد و لعن ما پس آدرس دهی مهم که با یه سوال ساده از خدا پیدا میشه قضیه و حل اگه مومن باشی من خودم کلی عکس و فیلم دارم و بیخودی جادو و فحش میخورم چون توی چشمم دیگه و اینا حسودن این خودش خوبی ها و بدی هایی داره و باید پناه برد به خدا چون آدرسم مشخصه براشون الکی مورد لعن شمام البته بر عکسشم هست تو یه سوال میپرسی یا آدرس میدی که ای خدا کی منو بیشتر از همه دوست داره و طرف میاد تو ذهنت میگه من بستگی داره البته چقدر قوی باشی و چکار کرده باشی و حتی زمان و مکان و حال خودت متفاوته البته همش برای ارتباط جنسی ذهنی نیست اینکار چون میدونید اگه حال ندارید جنسی و ذهنی معشوقه نیست باید اون معشوقه که بی تابتر از همه ست و بیشتر برات گریه کرده و دوستت داره رو توی ذهن پیدا کنی وگرنه معشوقه های عادی جواب و حال نمیده حتی ممکنه بعضی وقتا اونی که جادوت کرده و وقت گذاشته روت یا پول خرج کرده تا عاشقش بشی و یا دعات کرده رو باید دریابی البته ما میگیم اونی که بیشتر به یادته و فکرته و بیشتر میشناستت و اگه کمی مشهور باشی بلخره اگه اونی که دلش بیشتر باهاته رو پیدا نکنی که همیشه یکی هست که بخاد حال بده حتی اگه مشهور نباشی اگه اونو که بیشتر میخادت رو پیدا نکنی با معشوقه های دیگرم نمیتونی حال کنی و همه ی مردم معشوقه هایی دارن که حتی ممکنه نشناستش ولی چون یه راه میرن و یه خدا دارن به هم ممکنه برخورد کنن!!

تجربتا عرض میکنم تا فراموشم نشه که بعضی جاها هست نباید نظاره گر بود و مثل بز نشست و تماشا کرد و با چشم فیلم گرفت و هیچ نگفت مثلا جایی که طرف شیطانه اومده تو زندگیت باید حتما بگی اعوذ بالله من سعیده حنایی مثلا یا جایی که جنایت رخ داده اخبار نشون میده باید اگه توی دل هم نگفتی بیزاری بجویی و زبانت باز بشه داعش و صهیونیسم و آمریکا و آل سعود مثلا وقتی اخبار رو میشنوی ترامپ گوه خوری میکنه لااقل یه مرگ بر آمریکا حقشه اینو اگه نگی نمیگم مشارکت کردی بلکه حسابت جدا نیست و ممکنه داخلت بشن و شیطان زشتی رو زیبا یا شیطان خودش دسته هاش نفوذ کنه درونت و روی سرت سوار بشه بلکه بعضی مواقع دشمنان حتما باید لعن و نفرین بشن وگرنه تو رو جز همونا خودشون مینویسن اگر خوشت بیاد یا همراهی کنی ترامپ گور به گور شده میخنده ما هم میخندیم شاد میشیم نه؟!!! همه ی ظلم ها فراموش دل الهی بهش دادی آرومشم میکنی درصورتیکه باید روانی باشه از فحش لعن حالا رفتی میگی که اینا که تقصیر ترامپ نیست!! پ تقصیر ننه ی منه دیگه!!!پس حتما شیطانت رو در نظر داشته باش و نام ببر ازش در دل مثلا اعوذبالله من الفلانی!! وگرنه شیطانت هکت میکنه باید بتونی پیداش کنی در دل و بگی لعنت بر تو حرومزاده تا فاصله حفظ شه وگرنه میرینه تو زندگیمون!!

خیلی اوقاته که بزرگان دین در چشم ما کوچکند مثلا ما اگه امام زمان عج رو ببینیم به عنوان امام و سرورمون و آقامون یه امر کوچکش رو هم قبول نمیکنیم چون معرفت و لیاقت نداریم ایشان خودش رو نشان نمیدهد وگرنه همینکه اینجا صحبت آقا شد ایشان میتونه تصرفی کنه خودش رو در دل و ذهن من و شما نشان بده حتی بله میشه لذا مثلا نترسیدا ولی احضار روح بزرگان دین همش روشش مهم نی شما عکس صورتشون رو هم در ذهن حتی موقه نماز داشته باشی کافیه منتهی معرفت بهش نداری و خدارو و دین رو مسخره گرفتیم لذا باهامون اون عکسشون که در ذهنمون هست و یه خطی و اون نشانه ای که ازشون داریم در ذهن باهامون صحبت نمیکنه لذا مثلا رهبر عظیم الشان شک نکنید از دور با آقا امام زمان عج در ارتباطه و دلی و ذهنی نه اینکه خدمت هم برسن از نزدیک پس میشه این ارتباط هارو داشت ولی اگر گناه کنیم خدایی نکرده دل کثیف میشه پس انتظاری نیست یه شبه با امام علی علیه السلام خودمونی بشیم بلکه باید یک عمر راه طی کرد و مراقبت کرد و اشک ریخت و دوستشون داشت این اشک مهمه شما اشک که میریزی سفر میکنی به عالمی که خودتم خبر نداری و دوستی و عشق هم مهمه که نمیشه خدارو گول زد باید از جان مایه بزاریم!!

همه چیز با توجه الهی و دعا درست و حله چون میدونید من تو ویسگون هستم و جدیدا مطالب وبلاگ رو اونجا میزارم بعد یه موقعی هست شما کلا اصلا برای کی کار میکنی برای خدا؟؟ یه موقه ای هست شما برای یک آیت اللهی نماز خوندید چون میدونید که خود نماز مثلا از پرستاری کردن خیلی ثوابش کمتره و اینو از یه جمله ای از آیت الله طباطبایی ره فهمیدم که میگفتن من حاظرم ثواب کل نماز شب هامو با پرستاری کردن یک شب از بیماری عوض کنم بله یه همچین جمله ای رو هفته ی پیش خواندم که طرف نمیتونه دسشویی بره و مراقبتم میخاد ببین چه ثوابی داره حالا داشتم میگفتم مثلا من برای یک بزرگواری نماز میخونم اصلا اون احتیاج نداره ولی توجه میکنه ینی ثوابش هیچه براش ولی همین نماز باعث ترقی میشه نه خود ثوابش باعث ترقی خلاصه اون بزرگوار که از دنیا رفته یا شهید شده تصمیم میگیره در بهشت اعلا پیگیر کار من باشه که دو رکعت هدیه کردم نمازی رو بعد این عکسایی که هر روز من میگیرم میزارم ویسگون قراره که امروز ایشون تماشاش کنه در بهشت لذا خدا منو ممکنه دوست نداشته باشه ولی به بزرگی اون مجتهد چون قراره عکس من دستش بیافته ببینتش دربهشت خوب عکس خوبی درمیاد منم پیشرفت میکنم حالا این مثال کوچکی بود بلکه شما اگر دعا کنیم هم رو به یاد هم باشیم پیروزیم بلکه دلشون خونه بزرگان دین و احوالشون بد شده اذیت شدن ممکنه دعا نکنن مورد رحمت خدا نباشیم پس باید خودمون رو نشون بدیم و لبخندی و رضایتشون رو کسب کنیم تا دعامون کنن به همین سادگی!!

گاهی اوقاته که بعضیا یه سری هنجار و قانونایی برای کنترل تیم دانش آموز و اداره ی مخصوصا جوان ها دارن یعنی اصول کار اینه که تماشاگر باید مثلا لیدر داشته باشه خوب اینا خط میدن به تماشاگر لیدرها و جوانان و یه سری حکمفرمایی هایی هم دارن مثلا میگن توی اروپا تیم ها پزشک مخصوص برای مثلا هر فرد دارن و ما هم باید یه سری کارها رو بکنیم یه سری کارهای تشریفاتی نمایشی برای کنترل افراد یعنی اعتقاد داره که بازیکن باید دو پا شوت بکشه اگر بکشیش هم میگه برو روی پای چپ کار کن وگرنه رات نمیدم حالا من از دستگاه هایی که وسواس دارن و سخت میگیرن به جوان ها شناختی ندارم ولی بعضیا یه اصولات فنی دارن که باید رعایت بشه و یه سری وسواسیت ها ما میگیم نه که باید بیخیال بود نه که باید گیر داد به جوان روش فشار روانی آورد بلکه باید آزاد باشه خودش تصمیم بگیره مثلا کسی که نماز میخونه سر خم نمیکنه سجده کنه بر هیچ احدالناسی این دیگه نباید نگران این باشی که بره آدم بکشه و سخت بهش بگیری و مراقب ویژه و تحت مراقبت شدید قرارش بدی چون نماز خونه ولی تو خارج افراد بلانسبت حیوان اند اصول و سبک خداشناسی و بندگی و زندگی رو نمیدونن و تعریف درستی از زندگانی ندارن که هدف چیه این ها باید مامور بزاری مراقبتم بشن زندان هاشون و مراکز روانیشونم پره در خارج ولی ما دین داریم که آزاد باشیم تفکر کنیم اگه خوبی میکنیم نمایشی نباشه بلکه از ته قلب و برای رضای خدا باشه تا موفق شویم!

امشب که از خواب بعد از ظهر بیدار شدم میخاستم برم دستشویی که دیدم دارن اذان مغرب میگن منم رفتم تو فکر همونجا که چه خواب خوشی بودیم ولی باید وضو بگیرم و خوابمو ادامه ندهم بعد یاد قدیما افتادم که تو کوچه یه بچه ای میگفت برادرم خوابه و نمیتونه بیاد فوتبال و اگه از خواب بیدارش کنیم کتکمون میزنه و دعوا میکنه منم اون موقه ها دوران نوجوانی میگفتم منم خواب باشم بدم میاد کسی از خواب خوش بیدارم کنه تو همین فکر و خاطره ها بودم که گفتم این قضیه داره و اینکه اولا ما دهه ۶۰تیا از حال هم باخبر و همدل بودیم دوما زندگیمون مثل هم بود یعنی هممون باید درس بخونیم مدرسه بریم و تلوزیون نگاه کنیم برنامه کودک یکسان و اوقات فراغتی که همه جا مثل هم بود بازیامون اسباب بازیامون یه مرتبه یه اسباب بازی مد شد در سراسر کشور و الان هم باید بچه و کودکان بیشتر پیش هم باشن و از حال هم باخبر و باید شهربازی مجازی ساخته بشه اگرم نمیشه شهربازی حقیقی ساخت و مشکل داره یعنی باید بچه ها جمع باشن یه جا همشون حالشون و برخورداشون مثل هم الان شما نمیتونی یک چت روم ساده ایجاد کنی که بچه ها جمع باشن ریسکه اینکار و سیاست میگه دور باشین و در خفقان و برای ما دردسر و هزینه نیارین نمیگم بازی نیست خیلی بازی ها مشهوره مثل کلش و اینا ولی باید داخلی کار کرد و اگر مثلا برای چندتا بازی مخصوص که یه جا جمع بشن و بچه هارو هم جمع کنیم جایزه و امتیاز و پول خرج بشه برای قهرمان هاش خوب بچه ها برای امتیازشم شده جمع میشن و شاید جذابیت خاصی هم بازی نداشته باشه و اون کیقیت لازم ولی میگم باید بچه ها حتما یک جاهای مخصوصی جمع بشن و تخلیه بشن حالا شما میتونی بگی سالن بازی مجازی و شهربازی مجازی یا از تو خونه با هم در ارتباط باشن و هم بازی کنن هم چت و پلیس هم باید همکاری کنه و نظارت کنه!!

اگر جنس نامحرم به شخصی ایمان بیاره و خوشش بیاد البته ایمان آوردن بیشتر میره تو سیستم آخوندی و مذهبی که دو طرف باید نور داشته باشن و حریم باید حفظ بشه یعنی شوخی ندارن با هم و اگه همدیگر رو هم دوست دارن در دوستی الهی همدل با همن و نام همدیگرو نمیبرن چه بسا همدیگرو از نزدیک ندیدن و مثلا فلان آخوند رو دیده توی تلوزیون و عاشقش شده گفتم این محبت الهی میخاد و نور حسینی مثلا اینطور نیست که بخان از نزدیک به هم برسن بلکه یه نوع حق استادی یا همراهی دارن که از هم خوششون میاد و ما رو هم که میبینید عقیم هستم وگرنه مگه میشد با این کلیپ و عکس ها اینکارا کرد حالا ما خیلی کار به روش دوستیابی نداریم چون خبره نبستیم ولی میبینیم که در تویتشر مثلا نام میبرن از یارو گریه الکی میکنن به خنده میارن شوخی میکنن با طرف و دست زدن خوشکلای خارجی رو نشون میدن تا دل مخاطب رو ببرن که این روش ها بس خطرناکه برای خانم بازی اگر باشه و جزء اون روش های مذهبی نیست که حق استادی و دعا کردن بر گردن هم دارن و ممکنه اصلا این نوع عشق که خدایی نیست به گناه بکشه گرچه برنامه ی تویتشر برنامه خوبیه و من خودم دنبال میکنم ولی الان دیدم که داره مخ میزنه انگار جدا از جذابیتش که خود مجری هم جنبه شو داره و هدفشون مخ زنی نیست خلاصه آقا یهو دیدی تو رختخوابی و شهوتت گل کرد چون یکی به فکرته و دوستت داره و بهت ایمان آورده و به یادته و تونستی جا واکنی در دلش و رفته ای روی مخش اونم از تو خوشش اومده و هکت کرده یعنی نمیتونه بهت فکر نکنه خوب اگه عشق الهی باشه اگرچه جنسی هک شیم یه نوع دوستیه مثبته ولی هدف از اینکارا نباید جنسی باشه یعنی آخوندان گل باید برای خدا کار کنن دیگه خود شهوت هم گل میکنه مثلا چه بسا شده نوحه خوان یا دعا خوان و یا سخنران در مسجد شهوتش ناخواسته گل میکنه خوب این رحمت الهی است ولی جاش نیست اونجا وسط مردم و زن و مرد تو مسجد ولی رحمت خداست بله یه نوع محبت و رحمت خداست به شرطی که به گناه خودارضایی نکشه و باید جنبه داشت در صورتیکه اگر ظاهرا خوشکل باشی و مستقیم خدایی نکرده با نامحرم دوست شی و حتی تلفنی و مکالمه یا نام ازش ببری تو صحنه از عشقات و اینکارا هم باعث میشه معشوقه ت از راه دور تحریکت کنه و شهوتت گل کنه ولی حتما به گناه میافتی چون جنبه نداری و حرمت الهی رو نگه نداشتی این همه خدا ارواح مومن و حوری داره یه دونه ش مارو دوست نداره اگر خدا رو دوست داشته باشیم؟! آیا باید تنها بمونیم و بمیریم حالا که نمیشه راحت ازدواج کرد؟! نه خدا کرم داره و میبخشه خلاصه برای این روابط باید شخص یک سری برجستگی ها و تفاوت هایی منحصر بفرد داشته باشه که مثل بقیه عادی نیست شایدم یه سری استعدادها و هنرها حالا خوشکلی خوش صدایی کلام خوب رفتار خوب و یه چیزی باید داشت تا در دل مخاطب جا باز کنه و گاهی ماموریت ماموریت الهی است که باید مخاطب جذب بشه و خدا حوریان و ارواح رو نمیفرسته تا بنده ماموریت الهی در دنیا رو بر روی مردم عادی پیاده کنه چون ماموریت خدا داره باید زن های دنیا دوستش داشته باشن!!! و اصلا دوستی های الهی دست ما نیست چه بسا زن هایی باشن در کار که ارزش و جنبه ندارن و مهرشون به دل نمیشینه بلکه باید یکی بود و پاک!!

آقا ما دوران نوجوانی که وبلاگ میزدیم و فوران و جولان میدادیم همیشه مقصر رو خودمون میدونستیم و جوان بودیم که بله تقصیر منه که فلانطور شد چون من مثلا شهوترانی و از فیلتر رد شدم آقا مومن ها هم پشت سرمون بودن این درسته که تقصیر منم بود و بار رو نمیتونستم بکشم و انتظارات الهی و مسولین مومن رو برطرف کنم و خوب حالمم بد میشد بعد هرگناهی و اونها هم از ما سواستفاده و هربدختی رو روی دوش ما میانداختن که منجر به عذاب الهی میشد و خطرناک شدن ما در چشم پلیس ها و بازی خوردن یه عده!!ولی الان میبینم که پشت قضیه یک سیاست ها و گروه و قرآن میگه امت بله امتی هست حالا یا شیطانی یا جاهل یعنی باید بدونیم که آمریکا برنامه ریخته در خارج برامون و در داخل هم گروه و حتی قوانینی هست برای مجرمان و یا حتی کسانی که بسمت جرم میرن و روایته جاهای بد نرین که مورد سوءالظن نباشید درگیر بشین یه وخت البته الان مانند ۱۰ ۱۵ سال قبل نیس و گناه عادی تر شده بین جوانان و مثلا همین اینستاگرام در صفحه سرچ میبینی علانا دارن توطئه میکنن آبرو میبرن و نمیشه هم پوشاندش در صورتیکه وظیفه ی حکام پوشاندن عیب و زشتی مردم هست اونطوری که از نامه ی امام علی علیه السلام یادم میاد به مالک اشتر خلاصه توطئه ی آمریکایی و سیاست غلط پشت هر بدی و فساده نه اینکه جوان های ما فاسد باشن بهترین و پاکترین جوانان رو ما داریم ولی شیاطین و آمریکا برنامه ریختن و پول های هنگفت خرج کردن برای ما که بزنن زمین و جوان ناخواسته رفته توی گروه فساد ببینین ما باید جوان هامون جمع باشن و نمازخوان یعنی وقتی از فیلتر رد شد ناخواسته باشه وگرنه میره به سمت سیاست های شیاطین و گروه منزجرین یعنی میبرنش باید همیشه توبه کنه جوان و نمازش رو ترک نکنه الان شما نمیتونی با زنت رابطه ی محبت و نوازش داشته باشی اولا برای اینه که یاد خدا نیستیم دوما جز مومنان که باید همدیگرو پوشش بدن و دعا و کاور و پشتیبان هم باشن و قوی کار کنن نیستیم و مثلا فاصله گرفته ایم از هم سوما سیاست غلطه یعنی شما رو یهو میبرن جز افراد فاسد بله یاد خدا مهمه شما میخوابی بیدار میشی میبینی دنیا رو سیل برد و ایمانت رو دزدیدن و نورت خرج شد نه یادی از خدا و نه حالی خوب دیگه همینه دیگه وضع آخر الزمان باید حداقل سه بار در روز رجوع کنی به خدا نمازت رو بخونی وگرنه مورد حملات شیاطین و سیاست هاشونی حالا اگر خودت دامن بزنی به گناه دیگه بدترتر میشه وضعت ما نمیگیم در چنین وضع خطرناکی نماز بخون و بس بلکه یاد خدا باش و بس چقدر یاد خداییم این قرآن خواندن که ما هیچ می انگاریمش داره سیاست شیاطین رو به هم میزنه پس اگر حتی مومن هم باشیم و ساپورت بشیم و خونمون وسط مسجد باشه بازم ایمانمون رو میبرن مهم ذکر و یاد خداست تا محبت بین فرزند و پدر و زن و شوهر برگرده و آرامش الهی بیاد و فرشته ها دوستمون داشته باشن پس بنگریم چقد یاد خداییم و ذکر خدا میگیم بله نماز ذکر اکبر خداست ولی نماز میخونه ولی روحش و فکرش هزار جای دیگست خوب شیطان بردتت دیگه پس قانونی وجود نداره جز یاد خدا و بندگی نابش!

کلاس بازیگری ماع طبق خوابی که دیدم مانند کلاس درس بود درس مدرسه و دانشگاه البته نباید زن شرکت کنه فقط دختر و پسر و طوری خورد و شکسته ممکنه بشه زیر آزمون که شخصیتی براش باقی نمیمونه در خواب من مهران غفوریان اول بود و من هم از شخصیتم بیم داشتم اینجا هدف درس خواندن نبود بلکه قوی شدن و در موقعیات مختلف خورد شدن یا قوی شدن شخصیت مطرح بود اصلا درس میداد استاد ولی استادی بود که یهو وسوسه میکرد میگفت بیا تخم مرغ بخور و یه استاد دیگه همزمان میگفت نخور شاید توی دلش میگفت نخور و اینجا آدم دچار دوراهی میشد یا مثلا داشتی میرفتی یه چیزی بخری از یه جای خلوت نصف شب یهو جلوتو میگرفتن که مگه نمیدونی اینجا حکومت نظامی است و کلی با شخصیت و روانت سر مسئله ای ساده بازی میشد در حالیکه اصلا حقیقت جای خود رو داده بود به قدرت یا مثلا علم آموزی تبدیل به شخصیت سازی شده بود و دیگه مثلا زنگ میزدی ۱۱۸ میگفتی این شماره ی منه که افتاد حالا بهم بگین آدرس خانه ام کجاست و کلی بازی میخوردی و بازی میدادی و آخرش هم تو کلاس بودیم توی کلاس استاد مثلا در مورد اسکیزوفرنی بحث میکرد و فورا مهران میگفت مگر افراد اسکیزوفرنی دانه هایی در کنار پاشون نمیزنه؟!! استاد میگفت کجا؟؟ شلوارش رو میکشید پایین و دانه های کنار شرتش رو نشون میداد در صورتیکه دقت بکنی همش بازی بود و الکی و اینجا ما نیومده بودیم 20 بگریم بلکه کار کردن روی قدرت شخصیت و قوی شدن بود همون چیزی که بچه های تنبل سر کلاس دنبالشن یعنی مسخره بازی ولی زیر نظر استاد نه اینکه هرکاری صورت بگیره و هر حرف زشتی و تسلطی معلوم نبود کی عاشق کیه و شخصیت صاف چیه و چه طور میشه پاس کرد باید به نحوی استاد قانع میشد که  درس زندگی و عقل رو فهمیدی و اون چیزی که استاد میخواد و یا وسوسه کرده و یا روی شخصیتت کار کرده رو متوجه و پیشرفت کردی نمیگم شخصیتت خورد شدحتما فحش خوردی نه بلکه باید خیلی موقعیت ها کوتاه بیاییم در زندگی و سختی رو تحمل کنیم و پا روی خواهش نفس بزاریم نه اینکه قدرت طلب صرف باشیم معلوم نیست دوست مطلق کیه معلوم نیست خوبی یعنی چه معلوم نیست طرف چه نقشی داره تو باید شخصیت خود و دیگران رو بسازی با بازی خوبت نه اینکه فیلم نامه ای در کار باشه باید طبق عقلت بازی بدی و بازی بخوری ممکنه اصلا تا مدتی حبس بشی در خانه ای نه که قاروقور کنی بلکه باید شرایط مختلف و عضو گروهی بشی در خانه و بجنگی و طبق خیالات جلو بیای گفتم که بازی با روان هست باید اینا رو بلد باشی شرایط بازیگری و تعامل رو در چنین کلاس ها و اوضاعی!!! اصلا معلوم نیست کی خیرخواهته کی دشمنت یعنی عقلت نمیرسه باید خدا یاوریت بده شما عضو هیچ گروهی نیستی و باید فقط بازی کنی اینجاست که درس زندگی بعد ازدواج رو میفهمی! بیشتر دیوانه بودن در پیشرفت عقل مطرح بود!

اولین اشتباهم این بود که سقف رو دنیا گرفتم دوم اینکه دل به دنیا و دلبستگیهاش دادم 

...

بله اگر برای دنیا کار میکنی چه بسا کافر بشی و خدا هم دنیارو بهت بده ولی قرار نیست در این دنیا به اوج کمال و نتیجه ی اعمال برسی چه بسا بد باشی و لیاقت عذاب مثلا هیتلر هم مشهوره در دنیا ولی بکجا رسید؟! معلوم نیست در چه جهنمیه ولی خیلی از بزرگان دین در دنیا مشهور نشدن و قرار هم این نیست ما قرار نیست برای دنیا به جایی برسیم وقتی زنده ایم یعنی هم هدف نباید باشه هم نمیدن مثلا بری خدایی بشی و عبادت خدا بکنی که لذت جنسی بیشتر ببری این هدف اشتباهی است چون خدا براش این دنیا مد نظر نیست حتی اگر به هدفتم برسی و لذت ببری از امور دنیا آخرش تموم شدنیه و حتی میل زیاد انسان اونرو ممکنه به گناه هم بکشه که ای خدا من که خوبم چرا خوش نیستم در دنیا و بیمارم هستم و رنج میبینم همش چون قرار نیست اینطوری باشه در دنیا قرار نیست در دنیا به اوج کمال و لذت و خوشی برسی و هرچی تکنیک روانشناسی بگن خوبه برای کفار نه ما پس این دنیا برای خدا هیچ ارزشی نداره و ما نمیفهمیم تا زمانیکه بمیریم و عذاب و جهنم خدا رو ببینیم که یه عده ی کثیری دارن عذاب میشن و اصلا کمالات هم همینطور ما در دنیا قرار نیست که فهممون و درجاتمون بزنه بالا و شاید مصلحت اینه که بعد از مرگ خیلی چیزهارو بفهمیم مهم عبادت و بندگی خداست اول بعدش پیشرفت علمی وگرنه قدرت درک علمی غربی کفار در صنعت مثلا خیلی بیشتر از ماست و این خجالت نداره برا ما حتی غربی ها فلاسفه ای دارن که تدریس میشه در ایران ولی قراره خوب بندگی کنیم نه که به اوج برسیم قراره اون دنیا پولدار باشیم مشهور باشیم خوش باشیم و این منافات داره با امور دنیوی ما و اهداف دنیوی حتی ممکنه ظاهر و وجهه خوب هم داشته باشن و گناه هم نباشه ولی لذت این دنیا هیچه در مقابل با اون دنیا  اول باید هدف و نیت رو اخروی کرد و به یاد اونور بودش!!!

راستش را بخواهی داستان حبس ما از حسادت گوجه شروع شد او تمام معشوقه ها و دوستان مارا گرفت و با قدرت شیطانیش مرا حبس و تمام دوستانم را دور به بهانه های مختلف او قبلا خواستار ازدواج من بود او دختر عمویم هست من هم نتوانستم دوریش را تحمل یا هرچه و خانه ی مادربزرگه اومدم و ترک کردم اونجارا چون در حد امامم نیست ولی چنان قدرت جادویی دارد که میتواند هر چ کند او جاسوس است و بعضی مواقع میگویم نکنه جن او مرا بدبخت و تمام دوستانم را رد کرد در خانه ی مادربزرگه دوستام بیشترن و حال میکنم ولی ممکن است زیاد حرف بزنم و مادر گوجه که استادش است یک لحظه اختیارم را بگیرد و باعث شود سرم را به باد دهم این همه قدرت عجبا من خواستار حوری هستم ولی میخاهند کنار زنان دنیوی از راه دور باشم و شاید جن چون اوضاع اونا خرابه من باید به آتیش اونا بسوزم و لیکن هر چه قرآن بخوانم باید زنان دنیوی دوستم داشته باشند نه حوری و پری چون اوضاع گیر است ولی غم این است که محبت دورادور زنان نه تنها کم بلکه دشمن هم شده اند ولی احساس زن دست خداست شاید خدا خواست و علاقه شان بیشتر از پیش شد خدا را چه دانی.

خوب یک صحبت هایم هست که ما توی فیلم گرفتن ناتوانیم و ناچارا مینویسیم و در خانه از محبت ماموران و لطف و کرمشان و توجه بیش از حد لب به سخن در خلوت در خانه ی مادربزرگه به سخن در میاییم و انشای خویش به سخن میکنیم که اگر بخواهیم در فیلم بگوییم ناچارا شما ممکن است دچار توهم شوید و یا سخت است که در فیلم و جلوی دوربین گفته شود و لیکن مینویسیم در وبلاگمان تا مگر آرام شویم و شوند و مثالا ماموران هم خوابشان جفت و جور گردد ولیکن از کجا بگویم که دلامان پر شده از محبت شما و نه زنان چرا اینکه فضای ما خراب شده و زن ها توجه شان به ما و شوهرشان مورد بازی شیاطین و غر و آمریکای پلید جلب شده و مثلا در خانه مادربزرگه که همه بچه های پیش دیده اند سه بچه بود ولی اینجا دایی ما که بلا نسبت خروس غیرتمند است یک بچه دارد و بچه گلش تنها حدود ده شبی است اینجارا اشغال کرده و من نیز که مخمل مادر بزرگم نقشم را خوب نمیتوانم بازی کنم از خیر برنامه ی تلوزیونی دهه شصت که چه کلاه قرمزی باشد و چه خانه مادربزرگه و چه هر فیلم و سریالی که مارا از قبل پیشبینی و بازی و بازیگر کرده اند و پولمان ندهند... من خود مورد نظر امامم هستن و لیکن چنین اوضاع پیچیده ی خانه ی مادربزرگه که رحمت الهی نازل بوده را قبول نمیکنم و سرسختانه میکوشم که جلب نظر آخوندان بزرگ کنم تا مگر پدربزرگه دوباره دعا بخواند و من فیلمش را بگیرم و خلاصه چنین نورانیت اندک و وضع خراب مملکت را که اثر شگرفی بر دین و دنیای مردم نهاده و نارضایتی افسوسانه را دشمنم و اعتقاد داریم دایی باید یک بچه حداقل بیاورد و فورا این خانه را ترک کند تا مخمل واقعی را نمایش و بجای اینکه شب ها پیش من در خانه ی مادربزرگه بخوابد باید در خانه ی خودش بفکر بچه دار شدن باشد که نشانگر اوضاع وخیم و بدرفتاریه زنان در حق شوهرشان است که محبت کم شده و دایی ما بفکر زندگی و خوشی خویش نیست و مکر شیطان را نشان میدهد که خواستار ماساژ دادن من بر روی کمر خودش است و هیچ علاقه ی جنسی ندارد که ما این اوضاع وخیم زنان که اگر رحمت الهی دوباره شامل حال و ما شما شود مارا بیشتر دوست خواهند داشت زنان و دست خودشان نخواهد بود که بیشتر بزایند والسلام 

میگن سلام میگم علیک میگن چه خبر؟ میگم سلامتی میگن از اونور چه خبر میگم هنوز زنده ایم میگن نه سیاسی حرف بزن از دولت بگو علم رو بشکاف بکبونشون میگم الهی شکر همین که شکممون پره و سیره جای بسی شکر داره از خدا و دولت!!!!

چی بگیم والا داعش با شکم پر و شغل و هزار ادا و اطوار بیش از 1000 تا شهید از ما نگرفته که آره پر توقعیم فکرم نکنم به سادگی تو عراق و سوریه داعشیا بتونن پیتزا بخرن بخورن جای بسی شکر داره که دولت مارو از پیتزا محروم نکرده یا تخریم بین المللی نشدیم چه از طرف آخوندهای درون چه آمریکای خبیث دیگه چی میخای از این دنیا پیتزا هم داریم !! منکه مزه ی پیتزا زیر زبونم بلغزه ها حاظرم داعشی براش تارومار کنم!!

اوروز بازیگره پشت فرمون نشسته میگه اشتباه کردم این همه آدم جمع کردم برای رای دادن به روحانی آهای ملت ببخشید معذرت میخوام اشتباه کردم قبلا دیده بودمش تو دبی بود یا هرجا کنار دختر مردم عکس و سلفی میگرفتن بازیگر خوشگل و خوبیه ها ولی آدم به ذهنش میخوره وقتی میگه دلار گرون شده مثلا 6ت شده و دولت عذر خواهی نمیکنه آدم ناخودآگاه یاد سفرهای خارجی این بازیگرا میافته نه بدبختی بیماری یا دانشجویی یا هرچیزی میگه آخه ی چه کنیم که دیگه خارج نمیتونیم بریم راحت و خوش بگذرونیم حالا بیا ضد روحانی تبلیغ کنیم وگرنه دل هیچکه برای این ملت و مملکت نمیسوزه!!

بنام خدای قشنگ!!!خوب لطف الهی صادر شد و ما پست نوشتاری زدیم و الانم میتونستم فیلم بگیرم مشهوریتم رو داغون کنم بیام جلو مردومردونه ولی درسته بنفعمه ها ولی اومدیم و این فکر برای نوشتن روزیش بوده خوب حالا ما دو نکته از پست قبل داریم یه جا گفتیم مثلا رحمت الهی جنسی و هم اینکه ما حس میکنیم جاهایی موجوده که غیر رسمی ما نشر پیدا میکنیم خدا خیرشون بده و هم دوتا نکته باهم هم اینکه فحشم میخوریم پس نکته ی اول که روزی نوشتن داریم فحش جنسی و رحمت خدا و نکته ی دوم هم اینکه ما خیال کردیم خودمونیم و خدا و یه عده ولی پخش میشیم مثل اینکه چون فضای بعدش که خوندم متن پست نوشتاریمو بلافاصله دیدم افرادی هستن که مطالب مارو بخونن و خفقان نیست بصورتیکه باید جمع بشن یه عده یا فقط مامورا مثل قبل در خدمتشون باشیم حالا بحث اینه که در چنین فضاهایی ما دو نوع از انواع فحش هارو میخوریم اول بگم که موضوع اینه که آیا ما میتونیم رابطه ی جنسی رو الهی کنیم؟؟؟ خوب اسلام میگه با نام خدا شروع کنیم بسم الله الرحمن الرحیم بگید که شیاطین نیان و همین اسلام میگه در همه حال یاد خدا باشید در همین اسلام متقیان شهوتشون نابود میشه پس شهوت میتونه چیزی باشه که از خدا فاصله میگیریم و شاید الهی نشه کرد آیا این نظریه درسته؟؟؟ خوب شما بعدش میگی اگر من موقع رابطه جنسی ذکر بگم مگه نعوذبالله میخام با خدا بازی کنم خدا که جای حیوانیت نیست مرتبه اش لذا اصلا بعضیا گمراه میشن چیزی که یه لحظه که ما فکر کردیم به ذهنمون خورد این آیه هست که بهشتیان حالا یا هم رو میبینن یا عاشق هم میشن یا هرچی کلا بهشتیان حرفشون با هم اینه که قالوا سلاما سلاما یعنی خدا نگفته قالوا یاالله یا الله بلکه سلام میکنن لذا شما مجردی عاشق زن یا حوری شدی باید احوال پرسی کنی توجه بهش کنی خود اینکه این زن در ذهنت هست یا تحریک شدی این رحمت خداست تبدیل به گناهش نکن و شکر گذار باش خودارضایی نکن بله اگه زن هم داری باید سلام و عرض ادب و احوال پرسی و حتی بگی دوستت دارم حالا در اینجا مشاهده میشه فحش بله فحش هم من نمیدونم چند دسته است سه تاش رو میگم یک فحش الهی دو فحش بسته شدن شهوت سه فحش باز شدن شهوت مثلا امام حسین علیه السلام در کربلا فرمود مادرت به عزات بشینه خوب این باعث شد رحمت الهی نازل بشه تحریک بشه حر بن ریاحی و به مادر خودش و مادر امامش فکر کنه و اینطوری بیدار بشه نفس سرکشش این میشه فحش الهی چون همه روی مادر حساسن مثلا خوب یه فحش هست که طرف بهش میدن تو صفحات مجازی و فکرها به سمتش روان میشه و شهوتش بسته میشه که ممکنه اگر یه زن یا دختر همون فحش رو میداد نتیجه برعکس میشد چون توی خیال طرف نقش میبنده تصویر میشه و تصور هیولایی و خیالی در ذهن ایجاد میشه و فحش ها هم که به ما میدن رکیک و ایرانی هم فحشاش فحشه بدیه دیگه خوب اینجا طرف به اونجاش تصور کنن یا تحریک میشه یا بسته میشه لذا اینطوریه دیگه حالا طرف اصلا خبر نداره فحش خورده ولی اثراتش وجود داره چون فحش دادن یه نوع اثر لعن داره و لعن هم اثرات خودش لذا خدا و ملائکه رو بازی میدن و بعد گناه سختی براشون مینویسن و از رحمت الهی دور میشن برای فحش دادن باید متخصص بود مدرک داشت چون اصلا طرف رو داری بازی میدی و با احساساتش که بازی میکنی و خدا بدش میاد هیچ بر روی بخت طرف اثر مثبت و منفی میزاره یه مرتبه از زن فاصله میگیره یا اصلا به طور کاذب تحریک شیطانی یا هر طور دیگه میشه لذا با رحمت خدا دارن بازی میکنن اگر یه موقع بود طرف رو شهوتش رو با جادو میبستن الان عکسش رو میزارن فحش بهش میدن و بازدیدها هم زیاده و اثر مثبت و منفی داره طرف خودش نیست احوالاتش و باید پلیس برخورد کنه به فحاشی ها و فحاش ها که تحت کنترل نیستن و باید جرم شناخته بشه که راحت با آبروی طرف بازی میکنن باید جز بیماری اخلاقی روانی دانست فحاشی هارو نه که بترسن ازش یا زرنگی و باهوشی و اینا بدونن بعد ما که فحش نمیدیدم رو ترسو و مریض اونایی روانین که هر فحشی میدن و کنترل ندارن و باعث دعوا و اختلاف و همه جور بدی میشن ولی در کل ابومسلم تو لیگ نیست هوای مشهد خوبه بارونم اومده !!!

دلم گرفته گفتم یه پست شخصی بدم بلکه آروم شم یا یه فکری به حالم شه داغونم میدونم مثل قبلا تو راس نیستم در نوشتن و الان بهتر میدونن چه مارمولکیم با فیلمام و تاثیر نوشتن چه رسه نوشته هام هم رنگ ملکوت نداره و هم مخاطبا پخشن هم دم و دستگاه وبلاگ قوی نیست و بچه ها هم جمع نیستن و گروه دقیق قبلی والا خودمم حوصله ی خواندن وبلاگ خودمو ندارم حتی دیدن فیلمام و سخندانی ها و چه برسه دیگران دلشون بسوزه وقت بزارن و از خودم متنفر میشم گاهی چون اگر قوت باشه زود هرچی به ذهنم رسید رو پیاده میکنم بعد پنچر میشم صحبت زیاده و منم نمیدونم شما دنبال چه بحثی هستی گفتم بحث شخصی است و اخبار ملکوت و سرزنش و نصیحتم نمیخام بکنم میخام بعد از مدت ها بنویسم شاید آروم شم همین بعدشم با این سخندانی ها مجال خودمونی شدن و درد شخصی و کم شده و راه بسته شده خودمونی راحت حرف بزنیم دو کلوم وقتی مطالب وبلاگم رو چند وقت پیش میخوندم میدیدم چه اسرارهایی رو چه سرهایی رو که لو دادم و شاید شرمم میکردم که اینارو من گفتم یا نباید میگفتم یا کسی که فیلمارو میبینه و این مطالب رو بخونه اگه کسی پیدا بشه که وقت بزاره روم زشته ولی دیگه گفته ام و وبلاگ نویسی هم مخاطب و مامور و دلسوز میخاد که به فکر باشه با مخش بازی کنیم تا مگر خود به خود از پاکی چشم و دلش دعایی نسیب شه پیشرفتی حاصل و باید جمع باشن وگرنه تیری است خطا در سیاهی شب اگه نباشن ولی خوب الحمدلله مامورایی هستن چه غیب و چه زنده که بفکرمن و نمیخام اذیتشون کنم الان و مخشون رو درگیر مسایل و سرزنش و اخبار و فرهنگ و سیاست و از مخشون کار بکشم فقط کمی دلم گرفته و حال ندارم حوصله مم سر رفته دلم گرفته و نمیدونم این متن بدستشون کی برسه و مفید باشه و نمیخام رسانه ایش کنم چون رسانه هم با تلگرام داغون شد جوون ها حوصله ی ما رو ندارن نمیدونم مخاطب های قبلانم چی شدن و آیا فیلم ها رو دیدن و حجم اینترنتی باعث شد که باشن ولی میدونم دخترهای خام کمتر شدن و دیگه چون مدتی نبودم نوشته هام کهنه شده و نوشته های قبلی در حد و اندازه ی زنده کردن نیست و همیشه فکر میکردم سطح بالا مینویسم و راه گشا ولی وقتی مطالبمو بعد از مدتی بخونم چیزی توش نیست آخه حساس میشدن رو جملاتم اهل فن و کار میکردن روش محض همین نوشتن ما تاریخ مصرف داره و نمیدونم به جز مامورا چه کسانی دنبالم میکنن تا مگر ادامه بدم نوشتن رو و آروم میکنه وضع رو یا نه و دیگه بزام مهم نیست که لای نوشته هام دو نکته از ملکوت جلب نظر کنه و مخاطب رسانه ها بشه چون حرف ملکوتی زیاد شده و ذهنا پره باید خیلی قوی باشی که شاخ بشی و بتونی دوباره جمعشون کنی پای بساطت خلاصه میخاستم حال و احوالم رو بدونی چون نوشتن از دله و دلی که توش خدا باشه بهتره تا فیلمی که مردم گیر کنن در چهره ت و ظاهرت و حالمم اینه که دیروز چندتا فیلم گذاشتم پنچرم و فکر میکردم و مشکلم این بود که توجه الهی جنسی بشه بهم تمام مشکلات و غمام برطرف میشه ههه باز ما نوشتیم جنسی یه گروه و تیپی مشکوک میشن میان وبلاگمون رو چک کنن از این مامورا چ کنیم؟؟ مگر دوستی زیاد بشه آخه میدونی که توی سیستمشون به بعضی کلمات حساسن دیگه اتوماتیک و غیرانسانی فعال میشه هشدار میده و اینا مثلا بعضی بازیگرا اگر اسمشون رو بنویسم اینجا دستگاه خبر میرسونه به بعضی جاها یا شایدم بدستشون برسه اگه مفید باشه و اینه که نوشتن خصوصیت خوبش اینه که میشه گروه هارو جمع کرد دو کلوم حرف زد و هماهنگ شد و دوست پیدا کرد که بیشتر از فیلم ملکوتی بشیم گاهی و خوب البته مارو میشناسن مامورا ولی دیگه حساس شدن و تاکید و اینا دست ما نیست که چی بیرون میاد باید مراقب بود دیگه که سرمون رو به باد ندیم از نوشته ها و حالا من نمیدونم از نوشته ها سود میبرم که بازم بنویسم و کار خوبیه یا نه فیلم بگیرم فیلمم باید اوج گرفت ومخاطب خاص خودش رو داره اینجا دستت بازتره در نوشتن ولی خوب حوصله ی خواندن نیست اگرچه بعضیا مجبورن مارو چک کنن و ما موظفیم که حالشون رو بد نکنیم اگر خوب نمیکنیم امیدوارم دلشون شاد شه اگر دلتنگ نبودم شاید  نمینوشتم پس همین پنچر شدن از فیلمای آپارات سبب شد دو کلوم بیایم بالا فردا ایشالا با لب تاپ میام بالا الان با تبلتم لب تاپم درست شده ولی سیم شارژش تو‌ مغازه جا مونده دیگه حتی حوصله ی علامت تعجب گذاشتن ندارم چون اهمیت مطلبچنان و چنین نیست خیلی دلم میخاد بدونم اثر کارهام تو کجاها خرج میشد تا مگر به خودم افتخار کنم ولی دیگه برام مهم نیست مهم هست ولی خوشالم نمیکنه چون باعث توجه یه عده شدم که دلشون دریاست و کوچک فکر نمیکنن نمیدونم باید چه طوری باشم که نیستم شاید حرفارو زدم و ننگش مونده که نمیتونم وضع الان رو آروم کنم خودمم آروم نیستم دلم گرفته الان حوصله ی کلیپ های خودم و هیچی رو هم ندارم گفتم بنویسم حالم رو‌بدونی سبک شم شاید خیلی تو چشمان رفته ام و باید موقتا این حال رو تحمل و‌بچشم ولی فردا باز دوباره شروع میکنم فیلم گرفتن این حرفا رو نمیشه تو‌فیلمها زد باید بیای بنویسی تا خط رو پیدا کنی و باب سخنت رو بدر بیارن و بنویسی تا بنویسندت! امیدوارم بارون بیاد!! اینم علامت تعجب که میخاستی!

انَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ
خوب ما تو پست نوشتاری قبلی دیشب درمورد تقوا صحبت کردیم ولی نگفتیم باید یاد خدا باشیم و ذکرم بگیم یعنی یه فضاهایی است شیطانی میشه مثلا اگر افراد جدید که بویی از خدا نبردن در فضاهای ما بیان روی ما تاثیر بد میزاره و از خدا غافل میشیم بعد هر حرفی مثلا سر زبونمون اومد رو میگیم و هرکاری ما هممون موج و فاز خاصی داریم و موج شیطانی ممکنه درجاهایی قوی باشه یا حمله بشه گروهی افراد خاصی بیان تو زندگیمون آیا ما باید در شرایط شیطانی عوض بشیم تا یه فشاری اومد رومون آدم بدی بشیم؟؟ خوب حمله است دیگه لذا درباره ی فضای شیطانی که افراد قوی میان در زندگی ما و کلا مارو بد میکنن و میتونن هم بکنن این آیه به ذهنم خورد ببنید آیه میگه کسانیکه گفتند خدا رب ماست و استقامت ورزیدند یعنی هم ذکر خدا گفتن که تسلط شیطانی از بین بره یعنی هم یاد خدا کردن هم استقامت و تحمل کردن این فضای بد رو و جا نزدن که شکست بخورن و ناامید بشن پس اینا که یاد خدا کردن در فضای بد و تحمل کردن فشار روانیش رو و مثلا گناه نکردن در این فضاهایی که اختیار آدم رو میگیرن شیاطین بعد آیه میگه ما براشون فرشته هارو میفرستیم به یاریشون که نترسید و غمگین نشید و بشارت بهشون میدیم بهشت رو پس ما تا موج شیطانی اومد که تسلط الهی رو بگیره باید یاد خدا بیافتیم و این شرایط رو هم تحمل کنیم بیراهه نریم تا کار درست بشه یعنی مثلا جاهایی پیش میاد که تحت تسلط شیطانه و یا حمله بهمون میشه و افراد جادوگر و شیاطین میخان ببرندمون که باید حتما یاد خدا کنیم و ذکر بگیم سر زبونمون و منحرفم نشیم و زود نبازیم البته این آیه ی بزرگی است ما از جهت خودمون معنا کردیم که توجه بشه! آقا حالا بماند ولی گاهی اوقات هیچ راهی جز یاد و ذکر خدا در این فضاهای شیطانی وجود نداره وگرنه میبرندمون این موج های شیطانی و میشیم زبان شیطان حتی با لحن خودشون صحبت میکنیم!!!