یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

مشخصات بلاگ
یا قاضی الحاجات

ای علم افراشته در عالمین / اکشف کربی بحق الحسین

بایگانی

۹۱۰ مطلب با موضوع «تفکرات اجتماعی» ثبت شده است

همه چیز با توجه الهی و دعا درست و حله چون میدونید من تو ویسگون هستم و جدیدا مطالب وبلاگ رو اونجا میزارم بعد یه موقعی هست شما کلا اصلا برای کی کار میکنی برای خدا؟؟ یه موقه ای هست شما برای یک آیت اللهی نماز خوندید چون میدونید که خود نماز مثلا از پرستاری کردن خیلی ثوابش کمتره و اینو از یه جمله ای از آیت الله طباطبایی ره فهمیدم که میگفتن من حاظرم ثواب کل نماز شب هامو با پرستاری کردن یک شب از بیماری عوض کنم بله یه همچین جمله ای رو هفته ی پیش خواندم که طرف نمیتونه دسشویی بره و مراقبتم میخاد ببین چه ثوابی داره حالا داشتم میگفتم مثلا من برای یک بزرگواری نماز میخونم اصلا اون احتیاج نداره ولی توجه میکنه ینی ثوابش هیچه براش ولی همین نماز باعث ترقی میشه نه خود ثوابش باعث ترقی خلاصه اون بزرگوار که از دنیا رفته یا شهید شده تصمیم میگیره در بهشت اعلا پیگیر کار من باشه که دو رکعت هدیه کردم نمازی رو بعد این عکسایی که هر روز من میگیرم میزارم ویسگون قراره که امروز ایشون تماشاش کنه در بهشت لذا خدا منو ممکنه دوست نداشته باشه ولی به بزرگی اون مجتهد چون قراره عکس من دستش بیافته ببینتش دربهشت خوب عکس خوبی درمیاد منم پیشرفت میکنم حالا این مثال کوچکی بود بلکه شما اگر دعا کنیم هم رو به یاد هم باشیم پیروزیم بلکه دلشون خونه بزرگان دین و احوالشون بد شده اذیت شدن ممکنه دعا نکنن مورد رحمت خدا نباشیم پس باید خودمون رو نشون بدیم و لبخندی و رضایتشون رو کسب کنیم تا دعامون کنن به همین سادگی!!

گاهی اوقاته که بعضیا یه سری هنجار و قانونایی برای کنترل تیم دانش آموز و اداره ی مخصوصا جوان ها دارن یعنی اصول کار اینه که تماشاگر باید مثلا لیدر داشته باشه خوب اینا خط میدن به تماشاگر لیدرها و جوانان و یه سری حکمفرمایی هایی هم دارن مثلا میگن توی اروپا تیم ها پزشک مخصوص برای مثلا هر فرد دارن و ما هم باید یه سری کارها رو بکنیم یه سری کارهای تشریفاتی نمایشی برای کنترل افراد یعنی اعتقاد داره که بازیکن باید دو پا شوت بکشه اگر بکشیش هم میگه برو روی پای چپ کار کن وگرنه رات نمیدم حالا من از دستگاه هایی که وسواس دارن و سخت میگیرن به جوان ها شناختی ندارم ولی بعضیا یه اصولات فنی دارن که باید رعایت بشه و یه سری وسواسیت ها ما میگیم نه که باید بیخیال بود نه که باید گیر داد به جوان روش فشار روانی آورد بلکه باید آزاد باشه خودش تصمیم بگیره مثلا کسی که نماز میخونه سر خم نمیکنه سجده کنه بر هیچ احدالناسی این دیگه نباید نگران این باشی که بره آدم بکشه و سخت بهش بگیری و مراقب ویژه و تحت مراقبت شدید قرارش بدی چون نماز خونه ولی تو خارج افراد بلانسبت حیوان اند اصول و سبک خداشناسی و بندگی و زندگی رو نمیدونن و تعریف درستی از زندگانی ندارن که هدف چیه این ها باید مامور بزاری مراقبتم بشن زندان هاشون و مراکز روانیشونم پره در خارج ولی ما دین داریم که آزاد باشیم تفکر کنیم اگه خوبی میکنیم نمایشی نباشه بلکه از ته قلب و برای رضای خدا باشه تا موفق شویم!

امشب که از خواب بعد از ظهر بیدار شدم میخاستم برم دستشویی که دیدم دارن اذان مغرب میگن منم رفتم تو فکر همونجا که چه خواب خوشی بودیم ولی باید وضو بگیرم و خوابمو ادامه ندهم بعد یاد قدیما افتادم که تو کوچه یه بچه ای میگفت برادرم خوابه و نمیتونه بیاد فوتبال و اگه از خواب بیدارش کنیم کتکمون میزنه و دعوا میکنه منم اون موقه ها دوران نوجوانی میگفتم منم خواب باشم بدم میاد کسی از خواب خوش بیدارم کنه تو همین فکر و خاطره ها بودم که گفتم این قضیه داره و اینکه اولا ما دهه ۶۰تیا از حال هم باخبر و همدل بودیم دوما زندگیمون مثل هم بود یعنی هممون باید درس بخونیم مدرسه بریم و تلوزیون نگاه کنیم برنامه کودک یکسان و اوقات فراغتی که همه جا مثل هم بود بازیامون اسباب بازیامون یه مرتبه یه اسباب بازی مد شد در سراسر کشور و الان هم باید بچه و کودکان بیشتر پیش هم باشن و از حال هم باخبر و باید شهربازی مجازی ساخته بشه اگرم نمیشه شهربازی حقیقی ساخت و مشکل داره یعنی باید بچه ها جمع باشن یه جا همشون حالشون و برخورداشون مثل هم الان شما نمیتونی یک چت روم ساده ایجاد کنی که بچه ها جمع باشن ریسکه اینکار و سیاست میگه دور باشین و در خفقان و برای ما دردسر و هزینه نیارین نمیگم بازی نیست خیلی بازی ها مشهوره مثل کلش و اینا ولی باید داخلی کار کرد و اگر مثلا برای چندتا بازی مخصوص که یه جا جمع بشن و بچه هارو هم جمع کنیم جایزه و امتیاز و پول خرج بشه برای قهرمان هاش خوب بچه ها برای امتیازشم شده جمع میشن و شاید جذابیت خاصی هم بازی نداشته باشه و اون کیقیت لازم ولی میگم باید بچه ها حتما یک جاهای مخصوصی جمع بشن و تخلیه بشن حالا شما میتونی بگی سالن بازی مجازی و شهربازی مجازی یا از تو خونه با هم در ارتباط باشن و هم بازی کنن هم چت و پلیس هم باید همکاری کنه و نظارت کنه!!

اگر جنس نامحرم به شخصی ایمان بیاره و خوشش بیاد البته ایمان آوردن بیشتر میره تو سیستم آخوندی و مذهبی که دو طرف باید نور داشته باشن و حریم باید حفظ بشه یعنی شوخی ندارن با هم و اگه همدیگر رو هم دوست دارن در دوستی الهی همدل با همن و نام همدیگرو نمیبرن چه بسا همدیگرو از نزدیک ندیدن و مثلا فلان آخوند رو دیده توی تلوزیون و عاشقش شده گفتم این محبت الهی میخاد و نور حسینی مثلا اینطور نیست که بخان از نزدیک به هم برسن بلکه یه نوع حق استادی یا همراهی دارن که از هم خوششون میاد و ما رو هم که میبینید عقیم هستم وگرنه مگه میشد با این کلیپ و عکس ها اینکارا کرد حالا ما خیلی کار به روش دوستیابی نداریم چون خبره نبستیم ولی میبینیم که در تویتشر مثلا نام میبرن از یارو گریه الکی میکنن به خنده میارن شوخی میکنن با طرف و دست زدن خوشکلای خارجی رو نشون میدن تا دل مخاطب رو ببرن که این روش ها بس خطرناکه برای خانم بازی اگر باشه و جزء اون روش های مذهبی نیست که حق استادی و دعا کردن بر گردن هم دارن و ممکنه اصلا این نوع عشق که خدایی نیست به گناه بکشه گرچه برنامه ی تویتشر برنامه خوبیه و من خودم دنبال میکنم ولی الان دیدم که داره مخ میزنه انگار جدا از جذابیتش که خود مجری هم جنبه شو داره و هدفشون مخ زنی نیست خلاصه آقا یهو دیدی تو رختخوابی و شهوتت گل کرد چون یکی به فکرته و دوستت داره و بهت ایمان آورده و به یادته و تونستی جا واکنی در دلش و رفته ای روی مخش اونم از تو خوشش اومده و هکت کرده یعنی نمیتونه بهت فکر نکنه خوب اگه عشق الهی باشه اگرچه جنسی هک شیم یه نوع دوستیه مثبته ولی هدف از اینکارا نباید جنسی باشه یعنی آخوندان گل باید برای خدا کار کنن دیگه خود شهوت هم گل میکنه مثلا چه بسا شده نوحه خوان یا دعا خوان و یا سخنران در مسجد شهوتش ناخواسته گل میکنه خوب این رحمت الهی است ولی جاش نیست اونجا وسط مردم و زن و مرد تو مسجد ولی رحمت خداست بله یه نوع محبت و رحمت خداست به شرطی که به گناه خودارضایی نکشه و باید جنبه داشت در صورتیکه اگر ظاهرا خوشکل باشی و مستقیم خدایی نکرده با نامحرم دوست شی و حتی تلفنی و مکالمه یا نام ازش ببری تو صحنه از عشقات و اینکارا هم باعث میشه معشوقه ت از راه دور تحریکت کنه و شهوتت گل کنه ولی حتما به گناه میافتی چون جنبه نداری و حرمت الهی رو نگه نداشتی این همه خدا ارواح مومن و حوری داره یه دونه ش مارو دوست نداره اگر خدا رو دوست داشته باشیم؟! آیا باید تنها بمونیم و بمیریم حالا که نمیشه راحت ازدواج کرد؟! نه خدا کرم داره و میبخشه خلاصه برای این روابط باید شخص یک سری برجستگی ها و تفاوت هایی منحصر بفرد داشته باشه که مثل بقیه عادی نیست شایدم یه سری استعدادها و هنرها حالا خوشکلی خوش صدایی کلام خوب رفتار خوب و یه چیزی باید داشت تا در دل مخاطب جا باز کنه و گاهی ماموریت ماموریت الهی است که باید مخاطب جذب بشه و خدا حوریان و ارواح رو نمیفرسته تا بنده ماموریت الهی در دنیا رو بر روی مردم عادی پیاده کنه چون ماموریت خدا داره باید زن های دنیا دوستش داشته باشن!!! و اصلا دوستی های الهی دست ما نیست چه بسا زن هایی باشن در کار که ارزش و جنبه ندارن و مهرشون به دل نمیشینه بلکه باید یکی بود و پاک!!

آقا ما دوران نوجوانی که وبلاگ میزدیم و فوران و جولان میدادیم همیشه مقصر رو خودمون میدونستیم و جوان بودیم که بله تقصیر منه که فلانطور شد چون من مثلا شهوترانی و از فیلتر رد شدم آقا مومن ها هم پشت سرمون بودن این درسته که تقصیر منم بود و بار رو نمیتونستم بکشم و انتظارات الهی و مسولین مومن رو برطرف کنم و خوب حالمم بد میشد بعد هرگناهی و اونها هم از ما سواستفاده و هربدختی رو روی دوش ما میانداختن که منجر به عذاب الهی میشد و خطرناک شدن ما در چشم پلیس ها و بازی خوردن یه عده!!ولی الان میبینم که پشت قضیه یک سیاست ها و گروه و قرآن میگه امت بله امتی هست حالا یا شیطانی یا جاهل یعنی باید بدونیم که آمریکا برنامه ریخته در خارج برامون و در داخل هم گروه و حتی قوانینی هست برای مجرمان و یا حتی کسانی که بسمت جرم میرن و روایته جاهای بد نرین که مورد سوءالظن نباشید درگیر بشین یه وخت البته الان مانند ۱۰ ۱۵ سال قبل نیس و گناه عادی تر شده بین جوانان و مثلا همین اینستاگرام در صفحه سرچ میبینی علانا دارن توطئه میکنن آبرو میبرن و نمیشه هم پوشاندش در صورتیکه وظیفه ی حکام پوشاندن عیب و زشتی مردم هست اونطوری که از نامه ی امام علی علیه السلام یادم میاد به مالک اشتر خلاصه توطئه ی آمریکایی و سیاست غلط پشت هر بدی و فساده نه اینکه جوان های ما فاسد باشن بهترین و پاکترین جوانان رو ما داریم ولی شیاطین و آمریکا برنامه ریختن و پول های هنگفت خرج کردن برای ما که بزنن زمین و جوان ناخواسته رفته توی گروه فساد ببینین ما باید جوان هامون جمع باشن و نمازخوان یعنی وقتی از فیلتر رد شد ناخواسته باشه وگرنه میره به سمت سیاست های شیاطین و گروه منزجرین یعنی میبرنش باید همیشه توبه کنه جوان و نمازش رو ترک نکنه الان شما نمیتونی با زنت رابطه ی محبت و نوازش داشته باشی اولا برای اینه که یاد خدا نیستیم دوما جز مومنان که باید همدیگرو پوشش بدن و دعا و کاور و پشتیبان هم باشن و قوی کار کنن نیستیم و مثلا فاصله گرفته ایم از هم سوما سیاست غلطه یعنی شما رو یهو میبرن جز افراد فاسد بله یاد خدا مهمه شما میخوابی بیدار میشی میبینی دنیا رو سیل برد و ایمانت رو دزدیدن و نورت خرج شد نه یادی از خدا و نه حالی خوب دیگه همینه دیگه وضع آخر الزمان باید حداقل سه بار در روز رجوع کنی به خدا نمازت رو بخونی وگرنه مورد حملات شیاطین و سیاست هاشونی حالا اگر خودت دامن بزنی به گناه دیگه بدترتر میشه وضعت ما نمیگیم در چنین وضع خطرناکی نماز بخون و بس بلکه یاد خدا باش و بس چقدر یاد خداییم این قرآن خواندن که ما هیچ می انگاریمش داره سیاست شیاطین رو به هم میزنه پس اگر حتی مومن هم باشیم و ساپورت بشیم و خونمون وسط مسجد باشه بازم ایمانمون رو میبرن مهم ذکر و یاد خداست تا محبت بین فرزند و پدر و زن و شوهر برگرده و آرامش الهی بیاد و فرشته ها دوستمون داشته باشن پس بنگریم چقد یاد خداییم و ذکر خدا میگیم بله نماز ذکر اکبر خداست ولی نماز میخونه ولی روحش و فکرش هزار جای دیگست خوب شیطان بردتت دیگه پس قانونی وجود نداره جز یاد خدا و بندگی نابش!

کلاس بازیگری ماع طبق خوابی که دیدم مانند کلاس درس بود درس مدرسه و دانشگاه البته نباید زن شرکت کنه فقط دختر و پسر و طوری خورد و شکسته ممکنه بشه زیر آزمون که شخصیتی براش باقی نمیمونه در خواب من مهران غفوریان اول بود و من هم از شخصیتم بیم داشتم اینجا هدف درس خواندن نبود بلکه قوی شدن و در موقعیات مختلف خورد شدن یا قوی شدن شخصیت مطرح بود اصلا درس میداد استاد ولی استادی بود که یهو وسوسه میکرد میگفت بیا تخم مرغ بخور و یه استاد دیگه همزمان میگفت نخور شاید توی دلش میگفت نخور و اینجا آدم دچار دوراهی میشد یا مثلا داشتی میرفتی یه چیزی بخری از یه جای خلوت نصف شب یهو جلوتو میگرفتن که مگه نمیدونی اینجا حکومت نظامی است و کلی با شخصیت و روانت سر مسئله ای ساده بازی میشد در حالیکه اصلا حقیقت جای خود رو داده بود به قدرت یا مثلا علم آموزی تبدیل به شخصیت سازی شده بود و دیگه مثلا زنگ میزدی ۱۱۸ میگفتی این شماره ی منه که افتاد حالا بهم بگین آدرس خانه ام کجاست و کلی بازی میخوردی و بازی میدادی و آخرش هم تو کلاس بودیم توی کلاس استاد مثلا در مورد اسکیزوفرنی بحث میکرد و فورا مهران میگفت مگر افراد اسکیزوفرنی دانه هایی در کنار پاشون نمیزنه؟!! استاد میگفت کجا؟؟ شلوارش رو میکشید پایین و دانه های کنار شرتش رو نشون میداد در صورتیکه دقت بکنی همش بازی بود و الکی و اینجا ما نیومده بودیم 20 بگریم بلکه کار کردن روی قدرت شخصیت و قوی شدن بود همون چیزی که بچه های تنبل سر کلاس دنبالشن یعنی مسخره بازی ولی زیر نظر استاد نه اینکه هرکاری صورت بگیره و هر حرف زشتی و تسلطی معلوم نبود کی عاشق کیه و شخصیت صاف چیه و چه طور میشه پاس کرد باید به نحوی استاد قانع میشد که  درس زندگی و عقل رو فهمیدی و اون چیزی که استاد میخواد و یا وسوسه کرده و یا روی شخصیتت کار کرده رو متوجه و پیشرفت کردی نمیگم شخصیتت خورد شدحتما فحش خوردی نه بلکه باید خیلی موقعیت ها کوتاه بیاییم در زندگی و سختی رو تحمل کنیم و پا روی خواهش نفس بزاریم نه اینکه قدرت طلب صرف باشیم معلوم نیست دوست مطلق کیه معلوم نیست خوبی یعنی چه معلوم نیست طرف چه نقشی داره تو باید شخصیت خود و دیگران رو بسازی با بازی خوبت نه اینکه فیلم نامه ای در کار باشه باید طبق عقلت بازی بدی و بازی بخوری ممکنه اصلا تا مدتی حبس بشی در خانه ای نه که قاروقور کنی بلکه باید شرایط مختلف و عضو گروهی بشی در خانه و بجنگی و طبق خیالات جلو بیای گفتم که بازی با روان هست باید اینا رو بلد باشی شرایط بازیگری و تعامل رو در چنین کلاس ها و اوضاعی!!! اصلا معلوم نیست کی خیرخواهته کی دشمنت یعنی عقلت نمیرسه باید خدا یاوریت بده شما عضو هیچ گروهی نیستی و باید فقط بازی کنی اینجاست که درس زندگی بعد ازدواج رو میفهمی! بیشتر دیوانه بودن در پیشرفت عقل مطرح بود!

اولین اشتباهم این بود که سقف رو دنیا گرفتم دوم اینکه دل به دنیا و دلبستگیهاش دادم 

...

بله اگر برای دنیا کار میکنی چه بسا کافر بشی و خدا هم دنیارو بهت بده ولی قرار نیست در این دنیا به اوج کمال و نتیجه ی اعمال برسی چه بسا بد باشی و لیاقت عذاب مثلا هیتلر هم مشهوره در دنیا ولی بکجا رسید؟! معلوم نیست در چه جهنمیه ولی خیلی از بزرگان دین در دنیا مشهور نشدن و قرار هم این نیست ما قرار نیست برای دنیا به جایی برسیم وقتی زنده ایم یعنی هم هدف نباید باشه هم نمیدن مثلا بری خدایی بشی و عبادت خدا بکنی که لذت جنسی بیشتر ببری این هدف اشتباهی است چون خدا براش این دنیا مد نظر نیست حتی اگر به هدفتم برسی و لذت ببری از امور دنیا آخرش تموم شدنیه و حتی میل زیاد انسان اونرو ممکنه به گناه هم بکشه که ای خدا من که خوبم چرا خوش نیستم در دنیا و بیمارم هستم و رنج میبینم همش چون قرار نیست اینطوری باشه در دنیا قرار نیست در دنیا به اوج کمال و لذت و خوشی برسی و هرچی تکنیک روانشناسی بگن خوبه برای کفار نه ما پس این دنیا برای خدا هیچ ارزشی نداره و ما نمیفهمیم تا زمانیکه بمیریم و عذاب و جهنم خدا رو ببینیم که یه عده ی کثیری دارن عذاب میشن و اصلا کمالات هم همینطور ما در دنیا قرار نیست که فهممون و درجاتمون بزنه بالا و شاید مصلحت اینه که بعد از مرگ خیلی چیزهارو بفهمیم مهم عبادت و بندگی خداست اول بعدش پیشرفت علمی وگرنه قدرت درک علمی غربی کفار در صنعت مثلا خیلی بیشتر از ماست و این خجالت نداره برا ما حتی غربی ها فلاسفه ای دارن که تدریس میشه در ایران ولی قراره خوب بندگی کنیم نه که به اوج برسیم قراره اون دنیا پولدار باشیم مشهور باشیم خوش باشیم و این منافات داره با امور دنیوی ما و اهداف دنیوی حتی ممکنه ظاهر و وجهه خوب هم داشته باشن و گناه هم نباشه ولی لذت این دنیا هیچه در مقابل با اون دنیا  اول باید هدف و نیت رو اخروی کرد و به یاد اونور بودش!!!

راستش را بخواهی داستان حبس ما از حسادت گوجه شروع شد او تمام معشوقه ها و دوستان مارا گرفت و با قدرت شیطانیش مرا حبس و تمام دوستانم را دور به بهانه های مختلف او قبلا خواستار ازدواج من بود او دختر عمویم هست من هم نتوانستم دوریش را تحمل یا هرچه و خانه ی مادربزرگه اومدم و ترک کردم اونجارا چون در حد امامم نیست ولی چنان قدرت جادویی دارد که میتواند هر چ کند او جاسوس است و بعضی مواقع میگویم نکنه جن او مرا بدبخت و تمام دوستانم را رد کرد در خانه ی مادربزرگه دوستام بیشترن و حال میکنم ولی ممکن است زیاد حرف بزنم و مادر گوجه که استادش است یک لحظه اختیارم را بگیرد و باعث شود سرم را به باد دهم این همه قدرت عجبا من خواستار حوری هستم ولی میخاهند کنار زنان دنیوی از راه دور باشم و شاید جن چون اوضاع اونا خرابه من باید به آتیش اونا بسوزم و لیکن هر چه قرآن بخوانم باید زنان دنیوی دوستم داشته باشند نه حوری و پری چون اوضاع گیر است ولی غم این است که محبت دورادور زنان نه تنها کم بلکه دشمن هم شده اند ولی احساس زن دست خداست شاید خدا خواست و علاقه شان بیشتر از پیش شد خدا را چه دانی.

خوب یک صحبت هایم هست که ما توی فیلم گرفتن ناتوانیم و ناچارا مینویسیم و در خانه از محبت ماموران و لطف و کرمشان و توجه بیش از حد لب به سخن در خلوت در خانه ی مادربزرگه به سخن در میاییم و انشای خویش به سخن میکنیم که اگر بخواهیم در فیلم بگوییم ناچارا شما ممکن است دچار توهم شوید و یا سخت است که در فیلم و جلوی دوربین گفته شود و لیکن مینویسیم در وبلاگمان تا مگر آرام شویم و شوند و مثالا ماموران هم خوابشان جفت و جور گردد ولیکن از کجا بگویم که دلامان پر شده از محبت شما و نه زنان چرا اینکه فضای ما خراب شده و زن ها توجه شان به ما و شوهرشان مورد بازی شیاطین و غر و آمریکای پلید جلب شده و مثلا در خانه مادربزرگه که همه بچه های پیش دیده اند سه بچه بود ولی اینجا دایی ما که بلا نسبت خروس غیرتمند است یک بچه دارد و بچه گلش تنها حدود ده شبی است اینجارا اشغال کرده و من نیز که مخمل مادر بزرگم نقشم را خوب نمیتوانم بازی کنم از خیر برنامه ی تلوزیونی دهه شصت که چه کلاه قرمزی باشد و چه خانه مادربزرگه و چه هر فیلم و سریالی که مارا از قبل پیشبینی و بازی و بازیگر کرده اند و پولمان ندهند... من خود مورد نظر امامم هستن و لیکن چنین اوضاع پیچیده ی خانه ی مادربزرگه که رحمت الهی نازل بوده را قبول نمیکنم و سرسختانه میکوشم که جلب نظر آخوندان بزرگ کنم تا مگر پدربزرگه دوباره دعا بخواند و من فیلمش را بگیرم و خلاصه چنین نورانیت اندک و وضع خراب مملکت را که اثر شگرفی بر دین و دنیای مردم نهاده و نارضایتی افسوسانه را دشمنم و اعتقاد داریم دایی باید یک بچه حداقل بیاورد و فورا این خانه را ترک کند تا مخمل واقعی را نمایش و بجای اینکه شب ها پیش من در خانه ی مادربزرگه بخوابد باید در خانه ی خودش بفکر بچه دار شدن باشد که نشانگر اوضاع وخیم و بدرفتاریه زنان در حق شوهرشان است که محبت کم شده و دایی ما بفکر زندگی و خوشی خویش نیست و مکر شیطان را نشان میدهد که خواستار ماساژ دادن من بر روی کمر خودش است و هیچ علاقه ی جنسی ندارد که ما این اوضاع وخیم زنان که اگر رحمت الهی دوباره شامل حال و ما شما شود مارا بیشتر دوست خواهند داشت زنان و دست خودشان نخواهد بود که بیشتر بزایند والسلام 

میگن سلام میگم علیک میگن چه خبر؟ میگم سلامتی میگن از اونور چه خبر میگم هنوز زنده ایم میگن نه سیاسی حرف بزن از دولت بگو علم رو بشکاف بکبونشون میگم الهی شکر همین که شکممون پره و سیره جای بسی شکر داره از خدا و دولت!!!!

چی بگیم والا داعش با شکم پر و شغل و هزار ادا و اطوار بیش از 1000 تا شهید از ما نگرفته که آره پر توقعیم فکرم نکنم به سادگی تو عراق و سوریه داعشیا بتونن پیتزا بخرن بخورن جای بسی شکر داره که دولت مارو از پیتزا محروم نکرده یا تخریم بین المللی نشدیم چه از طرف آخوندهای درون چه آمریکای خبیث دیگه چی میخای از این دنیا پیتزا هم داریم !! منکه مزه ی پیتزا زیر زبونم بلغزه ها حاظرم داعشی براش تارومار کنم!!

اوروز بازیگره پشت فرمون نشسته میگه اشتباه کردم این همه آدم جمع کردم برای رای دادن به روحانی آهای ملت ببخشید معذرت میخوام اشتباه کردم قبلا دیده بودمش تو دبی بود یا هرجا کنار دختر مردم عکس و سلفی میگرفتن بازیگر خوشگل و خوبیه ها ولی آدم به ذهنش میخوره وقتی میگه دلار گرون شده مثلا 6ت شده و دولت عذر خواهی نمیکنه آدم ناخودآگاه یاد سفرهای خارجی این بازیگرا میافته نه بدبختی بیماری یا دانشجویی یا هرچیزی میگه آخه ی چه کنیم که دیگه خارج نمیتونیم بریم راحت و خوش بگذرونیم حالا بیا ضد روحانی تبلیغ کنیم وگرنه دل هیچکه برای این ملت و مملکت نمیسوزه!!

بنام خدای قشنگ!!!خوب لطف الهی صادر شد و ما پست نوشتاری زدیم و الانم میتونستم فیلم بگیرم مشهوریتم رو داغون کنم بیام جلو مردومردونه ولی درسته بنفعمه ها ولی اومدیم و این فکر برای نوشتن روزیش بوده خوب حالا ما دو نکته از پست قبل داریم یه جا گفتیم مثلا رحمت الهی جنسی و هم اینکه ما حس میکنیم جاهایی موجوده که غیر رسمی ما نشر پیدا میکنیم خدا خیرشون بده و هم دوتا نکته باهم هم اینکه فحشم میخوریم پس نکته ی اول که روزی نوشتن داریم فحش جنسی و رحمت خدا و نکته ی دوم هم اینکه ما خیال کردیم خودمونیم و خدا و یه عده ولی پخش میشیم مثل اینکه چون فضای بعدش که خوندم متن پست نوشتاریمو بلافاصله دیدم افرادی هستن که مطالب مارو بخونن و خفقان نیست بصورتیکه باید جمع بشن یه عده یا فقط مامورا مثل قبل در خدمتشون باشیم حالا بحث اینه که در چنین فضاهایی ما دو نوع از انواع فحش هارو میخوریم اول بگم که موضوع اینه که آیا ما میتونیم رابطه ی جنسی رو الهی کنیم؟؟؟ خوب اسلام میگه با نام خدا شروع کنیم بسم الله الرحمن الرحیم بگید که شیاطین نیان و همین اسلام میگه در همه حال یاد خدا باشید در همین اسلام متقیان شهوتشون نابود میشه پس شهوت میتونه چیزی باشه که از خدا فاصله میگیریم و شاید الهی نشه کرد آیا این نظریه درسته؟؟؟ خوب شما بعدش میگی اگر من موقع رابطه جنسی ذکر بگم مگه نعوذبالله میخام با خدا بازی کنم خدا که جای حیوانیت نیست مرتبه اش لذا اصلا بعضیا گمراه میشن چیزی که یه لحظه که ما فکر کردیم به ذهنمون خورد این آیه هست که بهشتیان حالا یا هم رو میبینن یا عاشق هم میشن یا هرچی کلا بهشتیان حرفشون با هم اینه که قالوا سلاما سلاما یعنی خدا نگفته قالوا یاالله یا الله بلکه سلام میکنن لذا شما مجردی عاشق زن یا حوری شدی باید احوال پرسی کنی توجه بهش کنی خود اینکه این زن در ذهنت هست یا تحریک شدی این رحمت خداست تبدیل به گناهش نکن و شکر گذار باش خودارضایی نکن بله اگه زن هم داری باید سلام و عرض ادب و احوال پرسی و حتی بگی دوستت دارم حالا در اینجا مشاهده میشه فحش بله فحش هم من نمیدونم چند دسته است سه تاش رو میگم یک فحش الهی دو فحش بسته شدن شهوت سه فحش باز شدن شهوت مثلا امام حسین علیه السلام در کربلا فرمود مادرت به عزات بشینه خوب این باعث شد رحمت الهی نازل بشه تحریک بشه حر بن ریاحی و به مادر خودش و مادر امامش فکر کنه و اینطوری بیدار بشه نفس سرکشش این میشه فحش الهی چون همه روی مادر حساسن مثلا خوب یه فحش هست که طرف بهش میدن تو صفحات مجازی و فکرها به سمتش روان میشه و شهوتش بسته میشه که ممکنه اگر یه زن یا دختر همون فحش رو میداد نتیجه برعکس میشد چون توی خیال طرف نقش میبنده تصویر میشه و تصور هیولایی و خیالی در ذهن ایجاد میشه و فحش ها هم که به ما میدن رکیک و ایرانی هم فحشاش فحشه بدیه دیگه خوب اینجا طرف به اونجاش تصور کنن یا تحریک میشه یا بسته میشه لذا اینطوریه دیگه حالا طرف اصلا خبر نداره فحش خورده ولی اثراتش وجود داره چون فحش دادن یه نوع اثر لعن داره و لعن هم اثرات خودش لذا خدا و ملائکه رو بازی میدن و بعد گناه سختی براشون مینویسن و از رحمت الهی دور میشن برای فحش دادن باید متخصص بود مدرک داشت چون اصلا طرف رو داری بازی میدی و با احساساتش که بازی میکنی و خدا بدش میاد هیچ بر روی بخت طرف اثر مثبت و منفی میزاره یه مرتبه از زن فاصله میگیره یا اصلا به طور کاذب تحریک شیطانی یا هر طور دیگه میشه لذا با رحمت خدا دارن بازی میکنن اگر یه موقع بود طرف رو شهوتش رو با جادو میبستن الان عکسش رو میزارن فحش بهش میدن و بازدیدها هم زیاده و اثر مثبت و منفی داره طرف خودش نیست احوالاتش و باید پلیس برخورد کنه به فحاشی ها و فحاش ها که تحت کنترل نیستن و باید جرم شناخته بشه که راحت با آبروی طرف بازی میکنن باید جز بیماری اخلاقی روانی دانست فحاشی هارو نه که بترسن ازش یا زرنگی و باهوشی و اینا بدونن بعد ما که فحش نمیدیدم رو ترسو و مریض اونایی روانین که هر فحشی میدن و کنترل ندارن و باعث دعوا و اختلاف و همه جور بدی میشن ولی در کل ابومسلم تو لیگ نیست هوای مشهد خوبه بارونم اومده !!!

دلم گرفته گفتم یه پست شخصی بدم بلکه آروم شم یا یه فکری به حالم شه داغونم میدونم مثل قبلا تو راس نیستم در نوشتن و الان بهتر میدونن چه مارمولکیم با فیلمام و تاثیر نوشتن چه رسه نوشته هام هم رنگ ملکوت نداره و هم مخاطبا پخشن هم دم و دستگاه وبلاگ قوی نیست و بچه ها هم جمع نیستن و گروه دقیق قبلی والا خودمم حوصله ی خواندن وبلاگ خودمو ندارم حتی دیدن فیلمام و سخندانی ها و چه برسه دیگران دلشون بسوزه وقت بزارن و از خودم متنفر میشم گاهی چون اگر قوت باشه زود هرچی به ذهنم رسید رو پیاده میکنم بعد پنچر میشم صحبت زیاده و منم نمیدونم شما دنبال چه بحثی هستی گفتم بحث شخصی است و اخبار ملکوت و سرزنش و نصیحتم نمیخام بکنم میخام بعد از مدت ها بنویسم شاید آروم شم همین بعدشم با این سخندانی ها مجال خودمونی شدن و درد شخصی و کم شده و راه بسته شده خودمونی راحت حرف بزنیم دو کلوم وقتی مطالب وبلاگم رو چند وقت پیش میخوندم میدیدم چه اسرارهایی رو چه سرهایی رو که لو دادم و شاید شرمم میکردم که اینارو من گفتم یا نباید میگفتم یا کسی که فیلمارو میبینه و این مطالب رو بخونه اگه کسی پیدا بشه که وقت بزاره روم زشته ولی دیگه گفته ام و وبلاگ نویسی هم مخاطب و مامور و دلسوز میخاد که به فکر باشه با مخش بازی کنیم تا مگر خود به خود از پاکی چشم و دلش دعایی نسیب شه پیشرفتی حاصل و باید جمع باشن وگرنه تیری است خطا در سیاهی شب اگه نباشن ولی خوب الحمدلله مامورایی هستن چه غیب و چه زنده که بفکرمن و نمیخام اذیتشون کنم الان و مخشون رو درگیر مسایل و سرزنش و اخبار و فرهنگ و سیاست و از مخشون کار بکشم فقط کمی دلم گرفته و حال ندارم حوصله مم سر رفته دلم گرفته و نمیدونم این متن بدستشون کی برسه و مفید باشه و نمیخام رسانه ایش کنم چون رسانه هم با تلگرام داغون شد جوون ها حوصله ی ما رو ندارن نمیدونم مخاطب های قبلانم چی شدن و آیا فیلم ها رو دیدن و حجم اینترنتی باعث شد که باشن ولی میدونم دخترهای خام کمتر شدن و دیگه چون مدتی نبودم نوشته هام کهنه شده و نوشته های قبلی در حد و اندازه ی زنده کردن نیست و همیشه فکر میکردم سطح بالا مینویسم و راه گشا ولی وقتی مطالبمو بعد از مدتی بخونم چیزی توش نیست آخه حساس میشدن رو جملاتم اهل فن و کار میکردن روش محض همین نوشتن ما تاریخ مصرف داره و نمیدونم به جز مامورا چه کسانی دنبالم میکنن تا مگر ادامه بدم نوشتن رو و آروم میکنه وضع رو یا نه و دیگه بزام مهم نیست که لای نوشته هام دو نکته از ملکوت جلب نظر کنه و مخاطب رسانه ها بشه چون حرف ملکوتی زیاد شده و ذهنا پره باید خیلی قوی باشی که شاخ بشی و بتونی دوباره جمعشون کنی پای بساطت خلاصه میخاستم حال و احوالم رو بدونی چون نوشتن از دله و دلی که توش خدا باشه بهتره تا فیلمی که مردم گیر کنن در چهره ت و ظاهرت و حالمم اینه که دیروز چندتا فیلم گذاشتم پنچرم و فکر میکردم و مشکلم این بود که توجه الهی جنسی بشه بهم تمام مشکلات و غمام برطرف میشه ههه باز ما نوشتیم جنسی یه گروه و تیپی مشکوک میشن میان وبلاگمون رو چک کنن از این مامورا چ کنیم؟؟ مگر دوستی زیاد بشه آخه میدونی که توی سیستمشون به بعضی کلمات حساسن دیگه اتوماتیک و غیرانسانی فعال میشه هشدار میده و اینا مثلا بعضی بازیگرا اگر اسمشون رو بنویسم اینجا دستگاه خبر میرسونه به بعضی جاها یا شایدم بدستشون برسه اگه مفید باشه و اینه که نوشتن خصوصیت خوبش اینه که میشه گروه هارو جمع کرد دو کلوم حرف زد و هماهنگ شد و دوست پیدا کرد که بیشتر از فیلم ملکوتی بشیم گاهی و خوب البته مارو میشناسن مامورا ولی دیگه حساس شدن و تاکید و اینا دست ما نیست که چی بیرون میاد باید مراقب بود دیگه که سرمون رو به باد ندیم از نوشته ها و حالا من نمیدونم از نوشته ها سود میبرم که بازم بنویسم و کار خوبیه یا نه فیلم بگیرم فیلمم باید اوج گرفت ومخاطب خاص خودش رو داره اینجا دستت بازتره در نوشتن ولی خوب حوصله ی خواندن نیست اگرچه بعضیا مجبورن مارو چک کنن و ما موظفیم که حالشون رو بد نکنیم اگر خوب نمیکنیم امیدوارم دلشون شاد شه اگر دلتنگ نبودم شاید  نمینوشتم پس همین پنچر شدن از فیلمای آپارات سبب شد دو کلوم بیایم بالا فردا ایشالا با لب تاپ میام بالا الان با تبلتم لب تاپم درست شده ولی سیم شارژش تو‌ مغازه جا مونده دیگه حتی حوصله ی علامت تعجب گذاشتن ندارم چون اهمیت مطلبچنان و چنین نیست خیلی دلم میخاد بدونم اثر کارهام تو کجاها خرج میشد تا مگر به خودم افتخار کنم ولی دیگه برام مهم نیست مهم هست ولی خوشالم نمیکنه چون باعث توجه یه عده شدم که دلشون دریاست و کوچک فکر نمیکنن نمیدونم باید چه طوری باشم که نیستم شاید حرفارو زدم و ننگش مونده که نمیتونم وضع الان رو آروم کنم خودمم آروم نیستم دلم گرفته الان حوصله ی کلیپ های خودم و هیچی رو هم ندارم گفتم بنویسم حالم رو‌بدونی سبک شم شاید خیلی تو چشمان رفته ام و باید موقتا این حال رو تحمل و‌بچشم ولی فردا باز دوباره شروع میکنم فیلم گرفتن این حرفا رو نمیشه تو‌فیلمها زد باید بیای بنویسی تا خط رو پیدا کنی و باب سخنت رو بدر بیارن و بنویسی تا بنویسندت! امیدوارم بارون بیاد!! اینم علامت تعجب که میخاستی!

انَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ
خوب ما تو پست نوشتاری قبلی دیشب درمورد تقوا صحبت کردیم ولی نگفتیم باید یاد خدا باشیم و ذکرم بگیم یعنی یه فضاهایی است شیطانی میشه مثلا اگر افراد جدید که بویی از خدا نبردن در فضاهای ما بیان روی ما تاثیر بد میزاره و از خدا غافل میشیم بعد هر حرفی مثلا سر زبونمون اومد رو میگیم و هرکاری ما هممون موج و فاز خاصی داریم و موج شیطانی ممکنه درجاهایی قوی باشه یا حمله بشه گروهی افراد خاصی بیان تو زندگیمون آیا ما باید در شرایط شیطانی عوض بشیم تا یه فشاری اومد رومون آدم بدی بشیم؟؟ خوب حمله است دیگه لذا درباره ی فضای شیطانی که افراد قوی میان در زندگی ما و کلا مارو بد میکنن و میتونن هم بکنن این آیه به ذهنم خورد ببنید آیه میگه کسانیکه گفتند خدا رب ماست و استقامت ورزیدند یعنی هم ذکر خدا گفتن که تسلط شیطانی از بین بره یعنی هم یاد خدا کردن هم استقامت و تحمل کردن این فضای بد رو و جا نزدن که شکست بخورن و ناامید بشن پس اینا که یاد خدا کردن در فضای بد و تحمل کردن فشار روانیش رو و مثلا گناه نکردن در این فضاهایی که اختیار آدم رو میگیرن شیاطین بعد آیه میگه ما براشون فرشته هارو میفرستیم به یاریشون که نترسید و غمگین نشید و بشارت بهشون میدیم بهشت رو پس ما تا موج شیطانی اومد که تسلط الهی رو بگیره باید یاد خدا بیافتیم و این شرایط رو هم تحمل کنیم بیراهه نریم تا کار درست بشه یعنی مثلا جاهایی پیش میاد که تحت تسلط شیطانه و یا حمله بهمون میشه و افراد جادوگر و شیاطین میخان ببرندمون که باید حتما یاد خدا کنیم و ذکر بگیم سر زبونمون و منحرفم نشیم و زود نبازیم البته این آیه ی بزرگی است ما از جهت خودمون معنا کردیم که توجه بشه! آقا حالا بماند ولی گاهی اوقات هیچ راهی جز یاد و ذکر خدا در این فضاهای شیطانی وجود نداره وگرنه میبرندمون این موج های شیطانی و میشیم زبان شیطان حتی با لحن خودشون صحبت میکنیم!!!

ببینید ما دو تا قدرت طلبی دستگاه ها داریم  یکیش منافقانه و آمریکایی هست یه نوع الهی و مومنانه اگر مثلا بزرگان دین مارو دعا نکنند و توجه خوب قدرت الهی کم و جامعه و ما مورد فشار قرار میگیریم ولی یه نوع دیگه آمریکایی و منافقانه ست اینجا منافقا راه ما و خدا رو سد میکنن به بهانه ی حقوق بشر و بهانه های خوب مثل غیرت خوب ما ضعف داریم ولی شقی نیستیم که نابود بشیم اینا فضا میچینن برنامه میچینن که مارو در دام بیاندازن و نابود کنن یعنی مثلا من اینجا نزدیک میشم به زنی به بهانه غیرت حالا ما هم روانی بهانه هم زیاد و فضا هم به نفعشون بعد مارو متهم میکنن اینجا شیطانی است حواستون باشه طرف اصلا غیرت نداره ولی چون حسوده راه مارو میبنده در صورتیکه مومنان اگر دعامون نکنن و توجه میخواهند ما آدم بشیم برگردیم به راه حق!!! لذا به این توطئه ها توجه کنید خیرخواه باشیم نه به بهانه حجاب حسادت کنیم و به بهانه امر به معروف و اینا زنی رو مثلا ساقط کنیم از هستی اینا توطئه ی منافقا هست که باید دستگاه ها توجه داشته باشن این منافقا هیچ وقت توی دلشون اصلاح سازی ما و جامعه نیست هیچ وقت کسی رو در پنهان دعا نمیکنن و دنبال شر و فتنه اند که آمریکا که معلومه بین خودمون میگم!

خوب ما چند پست پیش گذرا درمورد جایگزین کردن خودمون جای دیگران اجمالا صحبت کردیم و سخت هم هست یکی دیگر از چیزایی که غفلت داریم و میشه خدایی شد و راحت و توجه نداریم یاد کردن است یاد کردن دیگران درمورد یاد کردن فورا یاد شهدا میافتیم که مگر زنده کردن یاد شهدا کمتر از شهادته یا یاد حضرت امام حسین(ع) که فرمود به خواهرش که در نماز شب منو یاد کن و دعا کن یا ارتباط با امام عصر عج که توسط یاد کردن از راه دور هست این یاد کردن خیلی مهمه که دل ها با هم باشه مگر ذکر گفتن چیزی جز یاد کردن خداست؟! مگر محبت به کسی داشتن فراتر از یادکردنشه؟! مگر تشکر کردن چیزی جز یادکردن خوبی هاشه؟! مگر اشک ریختن جز همراه با یاد و اتصال به صحنه و فضا و کسی است؟!پس این یاد کردن مهمه که گاهی خودکار یادمیکنیم گاهی قصد داریم گاهی توی چشممون هست مثلا ما بازیگرهارو که میبینیم داریم دعاشون میکنیم اگر مومن باشیم توی چششمون هستن و ممکنه بازیگر شاد بشه ولی دشمنی و حسادت هم هست من خودم فیلم میگرم که دعام کنن از خودم فیلم میگرم که زنده باشم و دیگران ببینند ولی حسادت و جادو هم میکنن خلاصه جاهایی هست که نزدیکانمون مریض شدن ما ذهنمون درگیر میشه دعاش میکنیم یعنی به فکرشیم خودکار ولی مادرمون داره روز و شب مثل کلفت کار میکنه یا شما مادرت اون دنیا منتظر خیراته ولی هیچ توجه نداریم این رحمت خدارو کم میکنه لذا توجه بشه حتی در نماز باید شما مثلا در سجده و قنوت و رکوع باید صلوات بفرستی به یاد مادر و پدر و اینا تا خدا ازت راضی بشه حالا این یاد کردن چطوره؟ یعنی ما باید چی رو یاد کنیم بزرگان دین و عرفا نگاه به عرش میاندازن میدونن که بهترین افراد یعنی زیباترین کارها چیه مثلا فرشته ها میدونن اخلاص ترین کارها چیه  و میسنجن بعد دعامون میکنن ولی ما نه ما آقا چهره ی ننمون رو در نظر میگریم تو نماز براش صلوات میفرستیم بعد خدا راضی میشه از دستمون به همین راحتی!!

شاید چند روز پیش بود که داشتم میومدم شیراز یا بعدش سرچ کردم why iranian میخواستم ببینم چی میاد چند تا گزینه اومد یکیش این بود که why iranian people are so beautiful  بعد رفتم توی اولین گزینه سایت سرچ شده عکس همین ریاضیدان مشهور که مرده هست اومد و هنوز ایشون نمرده بود یا خبرش بهم نرسیده بود این زن ریاضیدان الان دوباره رفتم تو همون سایت نبود ولی همین نوشته رو اگه سرچ کنی تو عکس گوگل هست و این عکس میاد
Image result for why iranian people are so beautiful
خلاصه منم یکی دو ساعت پیش تو خواب و بیداری بودم رو تختم و داشتم به این موضوع فکر میکردم که طرف میگن سرطان داشته و اینا و تو فکر بودم یهو تو خواب با هوشیاری رفتم تو سایت گوگل و همین عبارت رو سرچ کردم و رفتم قسمت ایرانی ها یه فیلم رو نگاه کردم و رفتم داخل فیلم یعنی خوابم بودم محو شدم فیلم هم درمورد شهادت چند تا هموطنانمون بود حالا مردم رفته بودن تشیع جنازه شون و آخراش داشتیم ذکر میگفتیم با مردم و راه میرفتم  و جلو میرفتم و میدونستم هم تو فیلم هستم دوتا مداح هم داشت میگفتن یا حسین و یاحسین یا جان جانانم حسین و منم تکرار میکردم تا اینکه یه نفر اومد پیشم تو خواب و گفت چی میگی و بعد بیدار شدم!! 
حالا میخواستم بگم که در دنیای مجازی در آینده همچین اتفاقاتی میافته یعنی اولا طوری ضبط میشه که کل مراسم و همه ی افراد و جزئیات ضبط میشه نه یک گوشه ای دوما شما هرجا خواستی میتونی بری و پیش هرکس سوما پیش هرکس رفتی صداشو منحصرا میفهمی و نزدیک بهش میشی چهارم شاید اتفاقی بتونی باهاش صحبت کنی پنجم شاید شهرهایی ساخته بشه که ما توش راه بریم از فیلم ساخته شده ی مجازی که جلوی چشمانمون هست  و کاوش کنیم و بریم اینور و انور ولی خودمون میدونیم مجازی هست ولی عین واقعیت برامون باشه و پیش هرکسی بتونیم با دنیای مجازی که  همه ی گوشه هارو مانند بازی کامپیوتری که هرجا خواستی بری ضبط شده بریم یعنی موضوع جدیه!!! البته من در خواب رفتم و صحبت میکردم ولی تو خواب حواسم بود که فیلمه و مکاشفه بود برام ولی موضوع جدیه برای دنیای مجاز! 

یه بحثی میخوایم بکنیم در جایگزین کردن خودمون که نمیدونم چی دربیاد ولی قبلش اینکه ما دیشب دوتا خواب دیدم و الان هم رفتم یکی از کلیپام در روش تفکر به معشوقه ها رو که شیطان برام زیبا جلوه داده بود رو پاک کردم من چند وقت پیش رفتم حرم امام رضا(ع) گریه کردم روبروی ضریح و  توبه آخه من درمورد زنای ذهنی کلیپ ساختم و بزرگتر از اشتباه حرف زدم و مزه ی شهوت زیر دندونام بود یه حسی گرفته بودم گفتم فقط خودارضایی نکن ودوست شو با شهوت و حتی زنانی که شوهر دارن اینکارا بکنن و اینا خیلی بدجور چوبش رو خوردم و اصلا زندگیم پاشید و حتی مورد سوء الظن و گناه دیگران هم بر دوش من و فیلم هم بود که بدتر شد کار و مزه ی شهوت زیر زبونم بود گفتم فقط خودارضایی نکن بعد ما توبه کردیم تو حرم بعد اومدیم خونه شهوتمون بعدش گل کرد دیگه گفتم نباید فکر جنسی و ارتباط با معشوقه ها بزنم بعدش دیدم حالم بد شد و دارم بازم ناامید میشم لذا استخاره کردم دوبار خوب اومد دوباره ما این ارتباط پنهانی و بد رو شروع کردیم تا اینکه دیشب خواب دیدم که در حرم امام رضا(ع) هستم ولی شرت پام نیست!!! وای اقدر زشت بود که نگو لذا کلیپ رو بازم پاک کردم یه کلیپای دیگری هم بود اونارو هم قبلا برای حال بدم پاک کردم  ایشالا دوباره  توبه کنیم و شیاطین و نفس بدمون برامون تفکر به معشوقه ها و زنای ذهنی رو زیبا جلوه نده دیگه و جلوی خودمون رو بگیریم وگرنه من دیشب تو حرم بودم  ولی شرت پام نبودم و صف های اول بودم که نماز بخونما و کلی آبروم رفتش!!! که باید توبه کنم بازم دومین خواب هم شاید بعد از اذون دیدم که داشتیم نماز میخواستیم بخونیم یکی از دشمنان بهمون حمله کرد و تیر زد ولی انگار قیامت شده بود و گفتم دیگه فایده نداره نفاق و تیرهاتون و ما زنده میمونیم و هرچی تیر به طرف اومد بهم میخورد ولی طوریم نمیشد درصورتیکه قبلش همه میترسیدیم کشته بشیم و فضای نفاق بود!! تا اینکه حق از باطل جدا شد به صورت تتلیتی هم جدا شدا!! خیلی برام خودم هم ترسناک بود که دیگه وقتی قیامت بشه چطوره که منافقا آدم بدا هیچکاری نمیتونن بکنن و آدم  خوبا میخندن مسخرشون میکنن که دیگه مرگ مرد!!!و آدم یه لحظه به خودش میاد که نکنه منم بد باشم!؟؟

و اما موضوعی که میخوایم صحبت کنیم اینکه خودمون رو جای دیگران بزاریم حدیث داریم که آنچه برای خودت میپسندی برای دیگران بپسند یعنی خودت رو جای دیگران بزار مثلا اگر ما هم دختری داشتیم و تصادف میکرد خدایی نکرده بمیره بعد میخواستیم کل دنیا رو امن باشه ولی ما خودمون رو جای اون پدر دختر نمیزاریم و هرساله آمار تصادف بالاست اگر ما خودمون رو جای دیگران بزاریم دنیا آباد میشه اصلا و همه چیز درست میشه جای مادرمون بزاریم بدبخت چه گناهی کرده که این همه زجر و زحمت میکشه و ما میخوریم و میخوابیم جای پدرمون بزاریم خودمون رو و انقدر خودپسند وخودپرست نباشیم که پدرمون از صبح تا شب کار میکنه و زحمت میکشه بعد ما هیچی برامون مهم هم نیست تشکر هم ازش نمیکنیم پس یاد بگیریم خودمون رو جای دیگران بزاریم اگر ما یمنی بودیم فلسطینی بودیم چه انتظاری از مردم جهان داشتیم خودمون رو جاشون بزاریم لااقل همدرد و همدل باشیم لذا!دنیا آباد میشه اینکه ما خودمون رو جای دیگران بزاریم حرف بزرگی است و نمیشه تمامش کرد و درست بیان!

یه بحثی تخصصی میخواد درمورد شیطان زدگی یعنی شما گناه هم نکردی خوب داری زندگی میکنی حالا یا مشهوری یا حسادتی یا شیاطین بدشون اومده ازت این فرصته شیاطین ضد هرکسی فتنه نمیکنن که بخوان غمت بدن و ناامیدت کنن بلکه خیلی وقتا خودمونی میشن و از راه دوستی وارد میشن ولی ما فیلم میگریم قرآن میخونیم دعا میخونیم این دعای صحیفه رو که  من خواندم تو خواب یک خواب های شیطانی و احتلامم رخ داد غسل کردم ولی کلا جادو شدم و حال روحانیم خراب شد و حمله کردن بهم شیاطین و تو خواب خواب میدیدم رفتیم تو صف غذا بگیریم بعد سگ پخته میاوردن و از این مارمولکای گنده ها که  پخته بودنش و تکون هم میخورد ما رفته بودیم این چیزا بخوریم یعنی کلا بعد از دعای قبلی که فیلم گرفتم خوندم ریختم بهم حالا بحث اینه که آیا شیطان زدگی وجود داره و شیاطین جن از نزدیک و انس با دستگاه از راه دور میتونن مارو از خدا و دین جدا و غم بهمون بدن مثلا منکه قرص روان میخورم بخاطر همین جن زدگی است دیگه البته چند ماهه نخوردم ولی دکترای روان عقیده دارن شما از شیطان مخصوصا اگر جمع بشن شکست میخوری و دیوانه میشی باید قرص جنون بخوری خوب این دکترا به جنگ مومنانه و خدایانه با شیاطین اهمیت نمیدن که آقا تقصیر شیاطین هست نه من بلکه اگه من گناه کنم تقصیر خودمه ولی حالا بلخره شیطان زدگی وجود داره سحر و جادو که آدم رو میخوان از راه بدر کنن به هر دلیل یعنی راحت میتونن دعوا درست کنن بین ما ها و حالمون رو بد و مایوس کنن من دیشب حالم بد بود صدتا صلوات برای یه نفر بزرگی فرستادم و قبل از خواب هم 4قل و آیت الکرسی و اینا رو خواندم خوابیدم الان حالم خوبه الحمدلله یعنی روانی ترین حال هم داشتی و بیشترین فشارها هم روت بود 100 تا صلوات مثلا برای مقام معظم رهبری بفرست ایشان هم دعات میکنن فرشته ها میان نجاتت میدن ما که مشهور شدیم بین بچه ها بلخره حسادت و دشمنی زیاد میشه حالمون ممکنه دست خودمون نباشه و مورد حمله قرار بگریم و کلا صلوات فرستادن خیلی مفیده و اثر داره اندازه یه تسبیح از این تسبیا صلوات بفرست حالت خوب میشه ایشالا و یه جنبه ی خوبی که صلوات داره اینه که میشه وصل شد به کسی که صلوات براش میفرستی یا اگه قوی باشی به پیامبر (ص) اصلا یعنی جنبه ی وصل دادن داره یعنی مثلا صلوات برای عارفی اگر بفرستی اولا میتونی بهش وصل بشی دوما حالت رو بهش گزارش میدن فرشته ها و ارتباطی دلی از راه دور داری حالا اگر حالمون خوش بود برای معشوقه ها هم میشه صلوات فرستاد!

ما دو تا چیز رو نباید قاطی کنیم در دنیا در رحمت خدا یک حال بد و فضای شیطانی دو یاد کردن نام بردن و دعا کردن  ولی در اون دنیا بعد از مرگ رحمت خدا اینطوره که اگه خوب باشیم مستدام و مثلا  کسی که در بهشته همیشه در بهشته ولی اینجا نه اینجا رنج میاد میره غم میاد میره باید صبر کرد باید دعا کرد و اینا خوب حالا بازش کنیم اینکه من متخصص نیستم که وقتی شیاطین دارن توطئه میکنن و فضا شیطانی شده کی هست و باید چه کرد ولی وقتی حال روحانیم خراب شد فورا فکر میکنم که فضا شیطانی شده در صورتیکه ممکنه دعات نکرده باشند که  پنچر شدی لذا صلوات کارسازه باید صلوات فرستاد اگر حالمون بد شد خوب میشه باید صبر کرد واگر حتی فضا هم شیطانی شد با صلوات بازم خوب میشه و اما یاد کردن اینکه بعضی مواقع طرف از ما اسم میبره ولی بعضی مواقع داره دعامون میکنه ببنید وقتی دعامون کرد اگر مومن باشه حق داره برگردنمون اون بزرگوار باید پس بدیم چیزی بهش باید ما هم دعاش کنیم یعنی صلوات براش مثلا بفرستیم وگرنه پنچر میشیم لذا تا اینجا رسیدیم به اینکه صلوات چقدر مهمه در حال بد یاد کردن دعاکردن و فضای بد شیطانی یعنی در کل موضوع این بود که بیشتر دعا کنیم یعنی صلوات بفرستیم در اون دنیا ما رفتگانی داریم اون دنیا اینطوره که اگر ما دعا نکنیم مخصوصا نزدیکانمون رو اونا ناراخت میشن مثل ما نیستند اونجا رحمت خاص خدا وجود داره یعنی اگر رحمت خدا بر مردگان نباره یعنی مورد نظر خدا نیست مرده ی ما و مثل دنیای ما نیست اگر رحمت خدا نباره حتما مصلحتی نمیدونم دلیل منطقی وجود داره لذا مرده ناراحت میشه که چرا براش خیرات و صلوات نفرستادی لذا  ما پنچر میشیم دوباره پس صلوات رو فراموش نکنیم برای هم و مومنان باید با هم باشه دلهاشون باید برای هم دعا کنند حتی اگر نیروی امنیتی نمیزاره از نزدیک عیب نداره از دور دعا و یاد کنیم در یاد کردن هم گفتیم نام بردن کجا و دعا کردن کجا ولی اگر ما یاد کنیم بدون دعا اگر خدایی باشیم همینکه طرف رو یاد میکنی در مغز این هم اگر نور داشته باشی خیرش میرسه ولی اگر میخوای ذکر بگی و صلوات براش بفرستی سالمتره و بهتر لذا اصلا بعضی آدمای غیر مومن که میان در فضای ما از گندشون حالمون بهم میخوره و فضا شیطانی و نور کم میشه که نمیدونم باید چه کرد باید حتما مومنان دلشون باهم وصل باشه وگرنه توطئه میکنن نابود میشیم حواسمون باشه!

ما حصر تولید رو نتونستیم بشکنیم و چون داره روز بروز وضع تولید مردمی بدتر میشه عرض میکنم اینکه باید بدون وابستگی نظامی بشه مردم کارهای تولیداتی بکنن بله  قاچاق هست ولی باید لااقل چیزهای کوچک مثل قیچی ناخنگیر اینا اوایل کار وارد کشور نشه از چین باید قحطی چاقو مثلا چه میدونم ناخنگیر باشه تا خود مردم این چیزهارو با دوهزارتومن قیمت بیشتر به مردم بفروشن یعنی خود ایران باید مجبور بشه تولید حالا یه چیزایی مشابه خارجیش رو نمیشه تولید کرد یا سخته این هارو در اولویت بعد بزارن باید مردم خودشون جمع بشن و جمعشون کنند که آقا شما کارگاه کوچک بزن و تولید کن اصلا وضع تولید خیلی خرابه و بدتر هم شده بازارش نیست یعنی اگر شما بخوای تولید کنی باید حتما پشتوانه ی نظامی مثلا داشته باشی نظامی ها هم که میگن ما میسنجیم ببینیم میشه و اگه بخوان تولید کنن درحد کیفیت بالا و انبوه و استاندارد طوری توضیع میشه که بازار پر میشه از این کالاها و خودشون و خودشون در صورتیکه مردم عادی باید چکار کنن کارگر نداریم کارگری داره خورد میشه تولیدات خوراکی موفقه چون مردم به خوراک و مزه اهمیت میدن و بازار داره ولی در زمینه های دیگر وضع خوب که نشده بدتر هم شده که زبان مارو باز میکنه بدتر شدنش لذا باید واقعا جلوی واردات مثلا سینی و بشقاب و ناخنگیر و قاشق اینارو بگیرن تا مردم خودشون بسازن و حتی اگر گرون هم بشه عیب نداره در مراحل بالاتر اجناس بالاتر باید الان یه برنامه ای بزارند بگن ما از پایین شروع میکنیم آی مردم آی تولید کننده بجنبید ما از فردا قاشق نمیزاریم وارد بشه چطور مواد مخدر و بعضی کالاهارو انحصاری وارد میکنن مثلا موبایل هرکسی نمیتونه وارد کنه حتی از طریق قاچاق پس واقعا باید همه ی درهای قاچاق رو لااقل در اوایل کالاهای ساده و ارزان ببندند!