یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

مشخصات بلاگ
یا قاضی الحاجات

ای علم افراشته در عالمین / اکشف کربی بحق الحسین

بایگانی

۹۱ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است


نمایش ویدیو های ۱ تا ۲۸
آیه الکرسی امشب(شب لیله القدر)
۳۰ آذر ۹۴
۰ بازدید

با بی نه بی با نه با ...با   

  از حسی که نمونده چیزی بر جا ....

از من که شکستم و غربت سنگین

و    شب گریه های بی صدا

از فاصله حاصل حوصله سر رفت 

  از نعشی که بر باد تو هوا 

از آدمی که لش شده روی تختم و  

 رخوت سخت خیره توی چشمها

فقط یه دلیل بده واسه زنده موندن 

اما با من حرف نزن مث بقیه آدما

من هیچ وقت آدم نبودم و نمیشم

  تو هم دنبال یه آدم دیگه باش حوا

مریم قلب تو باکره نبود و 

  از من نخواه بشم که مث عیسی

من مصلوب گناه بودنمم 

از کدوم در نجات می گی کدوم خدا 

آرامش نیست این مسخی زشته 

  نسخی بی شباهت به نیروانا 

توی چرخش مبهم این بازی 

  هیشکی برنده نمیشه حتی بودا 

از من بترس از این هیچ مطلق 

من گم شدم توی کتابای کافکا 

از من چیزی نساز که نیستم  

 از این سوء تفاهم از این اشتباه

حالا منمو بار هستی و این عذاب

   سر در گم و مبهوت و بی جواب

تو هم دس بکش از این عشق رو به زوال دیگه هیچ چیزی مهم نیست بگیر بخواب

به این سایه(عیسایی) که به جای من داره مینویسه 

  بگو خط بزنه اسمم و از قصه...

من و سایم و سیگار پشت سیگار    

 شعر یعنی سرفه ی خشک خودکار

من و وسوسه ء نوشتن یه خواب  ...

    من و تصویر وارونم رو دیوار 

این شب دس نمیکشه دس از سرم  

 اگه از شب نگم از سگ بدترم

من راوی باقی قافیه عشقه    

 کافیه این زندگی مث قصه

من تیر آخرم از کمون آرش 

بذار رها بشم ببین تا کجا میرم من

چشمامو گره میزنم به ماه و 

دیگه فکر نمیکنم به راه و چاه و

من رفتنیم و رفتن رسمم 

تو میمونی  اما با حسرت نگاه و

این حوض جون میده واسه گندیدن و 

فقط یه راه مونده  رفتن  شک نکن

منو با کوتوله های اطرافت نسنج  

از لختی خشک این حرفام نرنج

اینا مردن یا زنده هایی کورن و   

کورایی که عصا از کور میدزدن

که هیچوقت منو نمیفهمن بسه  

 هر چی چشم تو چشم این دسته

دوختم و لب دوختم و بیصدا سر در گم و مبهوت و بی جواب ...

تو هم دس بکش از این عشق رو به زوال دیگه هیچ چیزی مهم نیست بگیر بخواب...


جهانو به دو قسمت اگه تقسیم کنی‌


یه مرز باریکی وسطش ترسیم کنی‌

حکمن یه عده خوبن و بقیه بدن

چند تا رفیقنتو بقیه همه دشمننطرف تو همه صافن و لوتی و با مرام

طرف دیگه حتما پلیدن و هیولان

ولی‌ دروغه وقتی‌ بفهمی یه جنسن

دوطرف این وسط فقط تورو بازی دادن

تو میشی‌ پله بقیه بالا میرن ازت

تو چشات نیگاه میکنن و بهت میخندن

میشه دائم باهات از امید و اعتماد بگن

تو باور میکنی‌ اونا تو رو به گور میسپارن

تو یه دستمال چرکی تو دستشون

همین لجن روحشون و با تو پاک میکنن

نگاه میکنی‌ به دورو برت میبینی‌ همه

گیر کمر و شکم اینه مرام رمه

هورا میکشن برات میشی‌ شاعر ملی‌

ارزش داری براشون آره خیلی‌

مثل تو اومدن و حالا اسمی

نیس دیگه ازشون هی پس چی‌؟

یعنی همه چی‌ دروغه فقط تویی و خودت

یعنی همه دروغه خودت و گول نزن

هر کی‌ دسته راستشو دراز کرده

توی دست چپش خنجر خوب ببین

یعنی همه چی‌ دروغه حتی تو حتی من

یعنی ببین و بمیر ولی‌ بیخود جوش نزن

حتی تو که تو بغلمی و از عشقی‌

دم میزنی‌ و اشکت دم مشکی

هست ولی‌ فکرت پیش کسیه که وقتی‌

گیج میشی‌ پولشو میبینی‌ آره مشتی‌

هر کی‌ دنبال یه چیزیه تو کسی‌ دیگه

رابطه یعنی یه معامله که سود بده

تا جایی‌ که مصرف بشی‌ ارزش داری

اینو میگن ارزش انسان آره حاجی

یعنی همه چی‌ دروغه عشقت حرف مفته

میفروشی راحت منو اگه پاش بیفته

دروغه همه چی‌ جز اشکای اون مردی

که تو آینه خودشو میبینه و گردی

نشسته رو موهاش همه چی‌ شو باخته

توی سلولی که دنیا واسش ساخته

یعنی همه چی‌ دروغه جز خون سعید

دامادی‌ که تو حجله عروسشو ندید

یعنی همه چی‌ دروغه جز خرمشهرو

مردای تیکه تیکه و زنای بی‌ شوهرو

دروغه اون که زیر تانک رفت رهبر نبود

رهبر در گوشش لا لا یی مرگ میخوند

همه چی دروغه جز شاعری که نیومده

همه چی دروغه جز شعری که کسی نسروده

همه چی‌ دروغه جز پاکت سیگارم

نتی که یه روز گم شده رو گیتارم

همه چی دروغه جز فصل سرد فروغ

یعنی همه چی‌ دروغه حتی دروغه این دروغ

یعنی همه چی‌ دروغه حتی تو حتی من حتی....

یه آینه از لجن پر از چهره‌های طاعونی ، یه سبد چشای کنده‌ شده تو دستایی خونی
بدن‌ها بی ‌سرو گردن و هق‌هق فواره ، شلاق داغ و چماق و بند و استفراغ خونی
یه ستاره آویزون به داره دوباره ، یه خورشید که خاموش میشه با حکمی آسمونی
زنایی که آویزونن ازسینه‌هاشون به سقف ، مردایی با بیضه‌هایی بریده شده تو جوونی
بوی حشیش و شیره پخشه از حاشیه‌های شهر ، صدای زدجه زنجیره آدمای زندونی
و رهبری که خطبه می‌خونه از دنیایی بهتر ، و مردمی خیره به آسمون با صورتای استخونی
کمرها خمیده ، رنگ صورتاشون پریده ، پدری گریونه ، کی سینه‌ی دخترشو دریده
تموم محله‌های شهر جلجتا شدن ، مسیح در نام پدر آدما رو به صلیب کشیده
نفسا حبسه تو سینه از ترس شقه شدن ، کسی اینجا کسی رو جز جلاد آزاد ندیده
ولی من خط بطلانم ببین زبون سرخو ، سرم سبز و مث سرو و ببین تنم سفیده
ببین معجونی از کوه و عقاب و آهن و سنگم ،  این آخرین زمانه ،
زمان آخرم رسیده
این آخرین زمانه
، زمان آخرم رسیده ...
توی شهر ما قلبا رو دارن ، توی شهر ما خنجر می‌کارن ...
توی شهر ما قلبا رو دارن ، توی شهر ما خنجر می‌کارن ...


وجودت نجس می‌کنه زمین و هوا رو ، صورتت سیاه می‌کنه تموم آینه‌ها رو
بکشم وسط مثله تو بازم پای خدا رو ؟ ، به گه می‌کشی تو شعر کلمه‌ها رو
تو کوتاهی با قد خودت می‌سنجی آدما رو ، با خط‌کش شیکسته‌ت می‌گیری فاصله‌ها رو
که از چاله به چاه می‌بری قافله‌ها رو ، عفونت لزجی که می‌سوزونه لاپا رو
خشم حمق بی‌عمقی که داره می‌کنه ما رو ، نماد موش و دم و سوراخ و دسته‌ی جارو
تو تو خلسه‌ای ، نشئه از قدرتی و می‌خندی ، منم اون ‌که می‌خواد جر بده چرت قصه‌ها رو
این یه سیله که آروم نمیشه چشاتو واکن ، ببین رد خط میلیونی خاشاک و خارو ...
بگیر و ببند و بزن بکش بدر و بدزد ، ببین میشه بازم پاک کنی حافظه‌ها رو ؟
تنها رسم تو و تبار تو سهراب‌ کشیه ، زمین چطور از یاد ببره خون ندا رو ؟
تا وقتی خون تو رگامونه نعره‌مون بلنده ، تا کی میشه آخه خفه کنی حنجره‌ها رو ؟
که از هر قطره خون یه زن و هر کلمه یه مرد ، جاریه ، ساریه ، کاریه بگو آقا رو ...
که مملکت با کفر می‌مونه ؛ اما نه با ستم ،  این اول کاره ، بشین بشمر حادثه‌ها رو ...
این اول کاره ، بشین بشمر حادثه‌ها رو ...
این اول کاره ، بشین بشمر حادثه‌ها رو ...
توی شهر ما قلبا رو دارن ، توی شهر ما خنجر می‌کارن ...
توی شهر ما قلبا رو دارن ، توی شهر ما خنجر می‌کارن ...

پ.ن : جلجتا = مکانی که مسیح را در آن به صلیب کشیدند !


امشب برای برگشتن از خونه خالی گفتن شب یلدایی بریم پیتزا بخریمو حالا ما هم اونجا یه مساله ای به ذهنم خورد از خودم باز مثل همیشه و بعدا که بیشتر وقت بود تو ماشین و ترافیک فکر کرد استاد مردی کمکم کرد که این درمورد بیماری های روحی بگیم بهنره لذا در مشکلات و یا بهتر بگیم مشکلات روحی شما اولا باید بدونی که مشکل روحیت چیست خوب حالا که فهمیدیم توجه کنیم ببینیم به کدامیک از صفات خدا میخوره و خدا چه جوری است بعدا ذکر بگوییم متناسب با همان این ذکر خوبی است و تاثیر خوبی داره مثلا من اگه برم پارک و بنشینم روی صندلی حس میکنم هر آدمی از کنارم رد بشه جاسوسه و یا داره با دوربین اصلا فیلم ازم میگیره بعدا این میشه ذکرم که خدا بصیره خدا خبیره خدا سمیعه خدا داره همیشه منو میدیده و اینا خوب این ذکر این مشکل منو حل میکنه و یاد خدا میافتم و ذکر خاص منه و دیگه آرام میشم و اگه فیلمم بگیرن دیگه فیلم بدی هم درنمیاد چون اینا ممکنه روانشناس باشن و بخوان اشکال بگیرن که این اینطوره مثال میزنیم ولی وقتی آدم یاد خداش باشه بهترین آدمه اصلا یعنی عرفا هم نمیتونن اشکال بگیرن ولی ما کلا اگر ذکر بگیم بعضی مواقع ها فتنه میکنن اگه در دل مثلا یاد خدا باشیم ممکنه آرامشمون و وضعیت بدن طوری بشه که مثل الان دارم مینویسم قلبم و نفسم و صدامو چیزولوژیک بدنم مثل موقع نوشتن بشه لذا اینا هشدار میزنن فورا و فتنه میکنن لذا بهتره که در این مواقع بلند ذکر بگیم اصلا و نترسیم حالا نمیگم تو خیابون ها تو خیابون شما ذکرم نگو و بگو خدا میبنتم فکر کن خدا چه جوره و مشکلت رو رفع کن ولی تو خونه آقا اگر دل نمیزارن نماز بخونی راحت باید نشست نماز مستحب خواند که اینا هر کاری بکنیم یه برنامه ای بلاخره میچینن که ما باید خودمون رو با خدا بسنجیم و تغییر روش بدیم و تکنیک گاهی حالا بیماری روحی زیاد تو ذهنم نیست مثلا من پشت سر هم زود با کامپیوتر کار میکنم و عجله دارم خوب میگیم یا حلیم مثلا این ذکرشه و این بیماری ها زیاده مثلا زود عصبانی میشم ذکر میشه یا رحیم و موقعی که میخوام عصبانی میشم باید یاد خدا کنم قبلش و یا بعدش تمرین کنم شناخت خودمون مهمه و باید شناخت خود را متصل به خدا کرد و از خدا خواست بیماری شخصیمون چیست و چه باید بگیم؟؟ و داستان پیامبران هم که گفتیم مثلا امام کاطم (ع) رو بشین تو خلوت در نظر بگیر و داستانش رو برای خودت بگو که اینطوری بود اینکارارو کرد یعنی من الان اگه بگن امام کاظم (ع) کیست و چه کرده الان در حال حاظر ممکنه هیچ اطلاعاتی از داستان هاش نداشته باشم پس بشینیم در خلوت داستان هاشون رو بگیم برای خودمون فکر کنیم بهشون حرفاشون که مهمتره اخادیث و خدا هم گفتیم داستان رسما تعریف میکنه و اینطوری میخواد خودش رو به ما بشناساند که بندگان خاص چه طور بودن و چگونه زندگی میکردن و چه کردن و یاد بگیریم و اونطور باشیم که اونا همه ی راه های خدایی رو طی کرده اند اصلا!وگرنه بدون اون ها ما هیچ ذهنیتی از خدا نداریم حالا کجا پیامبر صل الله علیه و آله وسلم مثل داعشی های سنی بودند ایشان رحمتا للعالمین بوده اند و هستند واقعا هیچ صفتی از خدا و رفتاریشون مثل پیامبر نیستش و نمیدونم شیطان بر سر زبانشون انداخته حکومت اسلامی و گفتن الله اکبر دیگه آزادی هرجنایتی بکنی!!

خوب ما در دنیاییم بحثه بحث غفلت نیست مگر غفلت از خدا که مشکل داریم اکثرا و بحث هرچی هست جز اینکه برای خدا نبست یعنی همین قلیون من و نوحه اگر به یاد خدا بود که بود و منو به امام حسین وصل کرد که کرد والا هیچ حالا اگر فکرم و عقلم در جز خدا و غیر امام حسین ع رفت که رفت که دیگه هیچ یعنی خدا در قرآن رسما قصه ی پیامبران و امامان رو میگه علیهم السلام که اونا منبع الهی و نور خدان ولی من نوحه گوش میدم در خلوت و اصلا در باغ نیستم پس این یه مساله که با یاد خدا و بزرگان باید بود و در دنیا همینه ما همش داریم از خدا دور و نورانیت رو از دست میدیم مخصوصا ما جوان ها سیستم اجتماعی هم خرابه اگر بشینی پای تلوزیون و حرف هر کس و مثلا اخبار گوش بدی ممکنه هرجایی ببرنت و بدزدنت از یاد خدا که این بده بعد هم خودمون رو میگیریم و میگیم و هرکاری میکنیم جز یاد خدا پس توسط یادآوری پیامبران و امامان و خلوت و تمرین تمرکز بر رب العالمین و روش هایی دیگر مثل دوری از گناه و یاد غیر خدا باید وصل باشیمذو دخالت دشمن و شیاطین فکر ماذو نبرد یعنی همه چیز هست جز یاد خدا و همه کار داریم میکنیم جز برای خدا خدا هم داستان پیامبران رو میگه و اینطوری رحمت و یاد خودش رو و شناختن خودش رو توسط این بزرگواران بدل ما انداخته پس تا کور نشده دلمون لااقل بشینیم پای سخنرانی بزرگان بشینیم ببینیم خدا در قرآن چه گفته خواسته و خودمون رو دور نکنیم وگرنه دغدغه ی مال و ثروت و دنیا و زن و بچه زیاده در کل و مارو میبرن و اگه دل بدیم به خدا لااقل مشکل شخصی روانی و درد و همه جور بدبختی را نخواهم داشت حالا اجتماع که نمیشه خعلی اوقات درستش کرد و کار ما نیست و حکومت و زور و پول میخاد مثلا که کار نداریم و بحث بحث اجتماعی نیست الان اجتماع رو نمیشه درست کرد مراقب خودمون باشیم و امام حسین ع در حال نوحه و قلیون به یاد تشنگی اش افتادم و الحق شما اگر تطبیق بدین داستان کربلا رو یا دیگر داستان هارو کل رو گفتن و میخوره به کل دین که دین و مسلمانی ما اگه هستیم مسلمان و میخایم خدارو اگر قراره غفلته که برویم از خدا جدا بشیم و هرچه خواستیم لذا بحث الان بحث دینه نه اجتماعی نه غفلت که امام حسین ع تشنه بود و میتونست دعایی کنه سیل بیاد در کربلا ولی تشنه ی دیدار حق بودند در واقع و هم یارانش وگرنه در دنیا آب نخوریم هم یقینا هلاک میشیم و قرار بر همون دعا بود که باران بیاد در کربلا ولی نیومد و خدا هم دید که چه بر سر امام حسین و یاران آمد و الانم در پیش خدا خوش خوش ان ولی ما در دنیا تشنه بشیم و امام حسینی بشیم و خدایی بعدش خدارو از یاد میبریم و اصلا پیش زنمون بخوابیم بیشتر بهمون میچسبه و نور داریم اگر مومنیم تا جایی میریم که افراط میکنیم و نورمون خاموش و تا اونجا که خدا هم از یادمون رفت ولی امام حسین در را خدا آب هم نخواست این نگاه محض به خداست در صورتیکه آب خواستن و رفع تشنگی هیچ چیزی رو کم نمیکرد اگه دعا میفرمود ابر بیاد و بارون در کربلا و این یعنی اخلاص کامل یعنی فرو رفتن در خدا حالا ما فرو که رفتیم در خدا یاد شهوات و قدرت و بهره از خدت مبکنیم در دنیا میکنیم ممکنه ببنید دنیا میبرتمون حتی به خاطر جسم و ما که فانی نیست پس دغدغه امام حسین از دنیا هنوز مشخص نیست چرا اینکه دنیارو نخواست و خدا رو دید فقژ مطلقا پس کار کنیم از فکر خدا غافل نشویم و نبرن ما رو حالا مجلس که خوبه همه جوره ما داریم از خدا دور میشیم و مشکل شخصی همه است نه فقط کسی که دنبال رفتن به مجلس و قدرته پس خعلی باید مراقب بود و شخص خودمون رو محکم کرد که پبش زنمون هم میخوابیم غذا میخوریم وهرکار برای خدا و از یاد خدا غافل نشویم و نور رو از دست ندهیم که من شخصا داغونم تو این مسائل و خعلی غفلت و دغدغه ی پوچ دارم و تمرکزم کم و به سراغ ارزش های دبن کم و شیاطین هم مدام میبرن مارو و متمرکزن یعنی نمیزارن شما دو صفحه قرآن بخونی طرف انگار میخوان جونش رو بگیرن که به فقرا کمک کنه که یه صفحه قرآن بخونه مثلا که یه سخنرانی مجتهد گوش بده خوب سخته دیگه و اینارو هم که گفتم منم همینطورم الان خلوت کردم در خانه ی خالی که اینارو میگم وگرنه وضع الهیم خرابه اصلا!

اینم بحث یه خورده سخته بعد ما یه حرفی میزنیم بعضی آخوندا ممکنه بدشون بیاد بگن کافر شده و اینا ببین من صادقانه ش اینکه داشتم قرآن میخواندم رسیدم به این آیه و رفتم کمی تو فکر که نکته داره و بعدش کمی فکر کردم و نظریه م اینه شما مخالفی و قوی تر استدلال خودت ردش کن و نپذیر الخلاص!

و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءکم من دون الله ان کنتم صادقین(23) فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوالنار التی وقودها الناس والحجارة اعدت للکافرین(24) 

خوب آقا اول تحلیل کنم فکرمو بگم یا نکته های آیه رو؟؟ اینکه آقا اولا این آیه مخاطبش کسانی است که در ریب و شک و کافران هست دوم خدا میگه شهدا و شاهداتون رو بغیر از خدا بیارین اصلا همین نکته یعنی شهدایی که از طرف خدا باشن میتونن مثل قرآن رو بسازن سوم خدا میگه مثل قرآن بگین نه دقیقا قرآن چهارم اینکه میگه اگه نتونستین و نمیتونین ای کافران پس کوتاه بیایید که آتش آماده کردیم یعنی کافران اولا به سیم خدا وصل نیستن دوم باید آزمایش کنن حتما که میتونن اینکارو بکنن یا نه بعد که فهمیدن ایمان باید بیارن حتما که اگه نیاورد جهنمی است و این مسیر باید طی کنه هرکافری و قرآن همه جاهست بفرما بسم الله نتیجه اینکه سخن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم همون سخن خدااست چه وحی باشه چه نباشه مثل قرآن هست دعاهای امامان گرچه در رده ی دومه ولی مثل قرآن هست و اصلا قرآن برای ما زمینی ها از آسمان به سمت زمین نازل شده و دعاهای امامان از زمین مارو میبره عرش و آسمان یعنی شما و من بعد مرگ میبینیم در آسمان ها فرشته ها و مردگان مثلا به جای قرآن دارن دعای صحیفه سجادیه ی امام سجاد علیه السلام رو زمزمه میکنن اصلا و ما قیامتی هم داریم مرگی همش که دنیا نیست و روز قیامت قرآن به صورت امام علی علیه السلام در میاد و خودشو نشون میده بله آقا چیزی مثله دقیقا قرآن نیست ولی مثل دعا که پایینتره و کلام امامان وجود داره خدا هم نگفته دقیق بیار بلکه اصلا خواسته کافران پژوهش کنن و کلام امامان رو هم ببینن حتی و مخاطب کافرانه که میگه پژوهش کنید و بیارید و میگه حتی نمیتونید پس کوتاه بیایید و پرهیز کنید از آتشی که ساختیم اینم اتمام حجت خداوند برای کافران حالا شما ممکنه بگی هیچکس چیزی مثل قرآن نمیاره و نخواهد آورد و نباید فکر اینکارم باشه بله درست ولی?!! ولی اصلا خدا خواسته مثل دستورات قرآن زندگی کنند و تطبیق بدن و بدیم اصلا

اینم بحث یه خورده سخته بعد ما یه حرفی میزنیم بعضی آخوندا ممکنه بدشون بیاد بگن کافر شده و اینا ببین من صادقانه ش اینکه داشتم قرآن میخواندم رسیدم به این آیه و رفتم کمی تو فکر که نکته داره و بعدش کمی فکر کردم و نظریه م اینه شما مخالفی و قوی تر استدلال خودت ردش کن و نپذیر الخلاص!

و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءکم من دون الله ان کنتم صادقین(23) فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوالنار التی وقودها الناس والحجارة اعدت للکافرین(24) 

خوب آقا اول تحلیل کنم فکرمو بگم یا نکته های آیه رو؟؟ اینکه آقا اولا این آیه مخاطبش کسانی است که در ریب و شک و کافران هست دوم خدا میگه شهدا و شاهداتون رو بغیر از خدا بیارین اصلا همین نکته یعنی شهدایی که از طرف خدا باشن میتونن مثل قرآن رو بسازن سوم خدا میگه مثل قرآن بگین نه دقیقا قرآن چهارم اینکه میگه اگه نتونستین و نمیتونین ای کافران پس کوتاه بیایید که آتش آماده کردیم یعنی کافران اولا به سیم خدا وصل نیستن دوم باید آزمایش کنن حتما که میتونن اینکارو بکنن یا نه بعد که فهمیدن ایمان باید بیارن حتما که اگه نیاورد جهنمی است و این مسیر باید طی کنه هرکافری و قرآن همه جاهست بفرما بسم الله نتیجه اینکه سخن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم همون سخن خدااست چه وحی باشه چه نباشه مثل قرآن هست دعاهای امامان گرچه در رده ی دومه ولی مثل قرآن هست و اصلا قرآن برای ما زمینی ها از آسمان به سمت زمین نازل شده و دعاهای امامان از زمین مارو میبره عرش و آسمان یعنی شما و من ببریم میبینیم در آسمان ها فرشته ها و مردگان مثلا به جای قرآن دارن دعای صحیفه سجادیه ی امام سجاد علیه السلام رو زمزمه میکنن اصلا و ما قیامتی هم داریم مرگی همش که دنیا نیست و روز قیامت قرآن به صورت امام علی علیه السلام در میاد و خودشو نشون میده 

107 تصویر           


نمایش ویدیو های ۱ تا ۲۸
آِیه الکرسی امشب
۲۹ آذر ۹۴
۰ بازدید

یه مساله ای هست که ما دو سال دوبار درموردش صحبت کرده ایم و گیر دادیم که در اجتماع بده ها یعنی من خودم امروز اصلا آهنگ شاد گوش دادم و تو باغم نیستم ولی تو تلوزیون زشته یعنی من به نتیجه رسیدم که امروز روز معجزه ای آوره ایه یعنی ما صحبی یعنی صبح تلوزیون میدیدم داشت عزاداری میزاشت که روز شهادت حضرت حسن عسکری علیه السلام است امشب تو اخبار ساعت 7 و بعدشم زدم شبکه ی دو یه مجری زن و شوهر با یه خانواده ی روحانیت با زن و بچه هاشون جشن تولد ولادت حضرت امام حجت گرفته اند ولی همین ماها اگه بابامون بمیره فحش میدونیم که فرداش مثلا جشن بگیریم و کراهت داریم حتی ممکنه سه روز که هیچی که باید در اسلام تا سه روز تسلیت گفت و بیش از این خوب نیست ولی تا چهلم و سالش هم عروسی نمیگیریم اگه بابامون بمیره و شرکت نمیکینم و اقوامم احترام میزارن چه برسه خودمون حالا مثلا امام زمان عج به امامت رسیده چه خوشحالی داره که بچه ی 5 ساله مخفی و عذابانه و بدون پدر و مادر در گوشه ای به اسارت در آمده و پنهان شده یعنی مثل پادشاهانن که نیست که حالا روز خوشی شون و آرامششون و قدرتگیریشون باشه بلکه پادشاهان هم برای باباشون اینکارا نمیکنن حالا ما که امروز خوشال بودیم و بیخیال ولی حتی پیراهن مشکی هم پوشیدم امشب بعد دیدیم که دارن جشن میگیرن گفتیم حالا بازم متذکر بشیم بد نیست و قبلا ها هم دوبار گفتم صحبت کردم و یادم نیست که دقیقا استدلال بهتری آوردم یا نه ولی در کل همه میدونن اینو حالا رعایت میکنن یا نه عیب نداره لااقل در اجتماعات مسکوت باشه امام حمینی ره هم میگن همین وضع براش پیش اومده اصلا شما نگاه کنید خبرنگار برده بودن داخل بیمارستان ایشان فیلم میگرفتن حتی بعد مرگش هم فیلم میگرفتن و این حالات خوب ننست حالا از موقعی که این خواننده ی مشهور به دیارباقی شتافت دیگه مشاهده میشه که جریانی پیش اومده گه مثلا برای آقای ججازی فیلم در بستر بیماری در بیمارستان به طور واضح و مصاحبه و نزدیک شدن و مزاحمت نشون نمیدن و با کیفیت و رعایت میکنن دیگه ولی برای امام خمینی ره نگاه کنیم این اتفاقات می افته که در عرف خوب نیست حالا شاید بعضی ها مرگ امام رو باور نمیکرده اند اصلا حالا بماند میگیم که داره چی میشه آقا! اگه اینطوره که شماها خوشین و شادین و میدونید دیگه برای امام حسین (ع) هم دهه و اینا نگیریم بعد از روز عاشورا دیگه قطع کنیم همه چیز رو به شادی بپردازیم که امام سجاد علیه السلام روز ولادتشونه نمی دونم والا خعلی بد شده وضع! و در طول تاریخ هم همین بوده گمونم.ولی در کل شما ممکنه بگی یه روز ممکنه شب ولادت امامان باشه علیهم السلام و فرداش روز شهادت امامی دیگر و اتفاق میافته ولی این روز اینطوری نیست یعنی نگاه کنید عوض شدن امام به معنای تغییر شاهنشاهی نیست ادامه راه پدر است و مثل پادشاهان نیست که حکومت تغییر کنه و چیزی کم و زیاد نشده بلکه اصلا قدرت یک بچه ی پنج ساله ممکنه در بین عموم کمتر و حتی پنهان شدنش محرومیت و عذابی برای امت است!!!

ببین بحث مفصلیه باید فقها و علما و دانشمندانی که علم و معرفت و آگاهی دارن بگن منم در حد خودم قبلا هم یه چیزایی الزاما گفتم دقیق نیست یه تبصره میاد همه ش خراب میشه اگه ندانی و بحث یه جلسه ای نیست خلاصه اینکه در حد عقل و دانش همینقدر اکتفاف و اکتفا که آقا شیطان نامرد سجده نکرد نه قدرت فرشتگان رو داشت و نه گفتن بر جبرییل که از آدم ع بالاتر بود سجده کن و نه جبرییل نبی ع جز اون فرشته هایی بود که باید بر آدم ع سجده میکردن حالا جریان مشکوک و غیرعادلانه و عقلانی است تا اینجا ولی لج کرد و الان دشمن خداست نه برای اون سجده نکردنش برای بی عقلیش نفهمیش شاید علمای بزرگ بگن آفرین سجده نکردی برو خلوت کن و اگرچه رانده شده ای باز سجده کن بر همان خدای احد اگر واقعا خداپرست بوده ای و فرشتگان را گول نزده بودی یا بگن مثلا ایستاده سجده میکردی و ذکر میگفتی ولی نافرمانی خدا نمیکردی ای شیطان یا چیزای دیگه اگه صادق بودی در عبادت خوب بحث این نیست به جاهای باریک نکشه وضع اینکه الان رو میگم که شیطان کاری مشکوک کرد و رانده شد و توبه هم نکرده هرچی و دشمن سرسخت خدا شد چون ظاهر کرا و منیت و تکبر و بی عقلی و قدرت طلب و حسود و هرچی بگی همینه ولی ما این همه گناه کردیم خوشم هستیم یعنی دستگاه جامعه ی ما شیطانی است شوخی نداریم یعنی چه من برم خونه ی فلان عالم جاسوسی کنم تا آرامش بگیرم فلان عالم رو اسیر کنم تا بارون بیاد و مجبور کنم و ساحر بشم اصلا این کارا شیطانی است و بدتر از سجده نکردنه حالا ما دستگاه جامعه رو میگم نه شخصی بله شخصی که وضع ما یقینا از اون نافرمانی خعلی بدتر است اگر عادل باشیم ولی الحمدلله امیداریم ما مومنین که دشمن خدا نشویم و توبه میکنیم ولی در جامعه خدا قبول نداره که سیستم شیطانی باشه مگر تبصره مثلا ما کفتیم زن میتونه مشرک باشه زنی که شوهر دارد چون خدای دومش شوهرشه میتونه با شرایطی مثلا نزدیک کنه خودش رو به بزرگان به صورت شرع نه کفر بلکه مشرکانه نه گناه ببین گناه هست شرک یا نه بماند ولی همه شرک دارن چون سیاهی قدم مورچه پنهانه این یک تبصره است پس زن میتونه جادو گری کنه که شوهرش دوستش داشته باشه میتونه تلوزیون ببینه راحت و اشکالی نداره ولی حد گناه رعایت یعنی حتی شاید بتونن اگه فقط قدرت زنی باشه درکار حتی جاسوسی کنن و بهترین جاسوسان زنانن الان میتونه فیلم بازی کنه اگه فاسد نشه ولی همش باید زیر نظر خدای اول یا دوم و اصلا برای خدا ولی اگه مثلا پشت دیوار اتاقم مردی بخوابه و تخت من متصل به دیوار خوب به قول شاهین با همجنسام خوابیدمو الانم داغونم اصلا حالا بحث رو خودمونیش نکنیم بحث عمیقی است که یه تبصره ش داستان رو عوض کرد چه برسه بازش کنن علما در سطح جامعه شناسی دینی بله زن ها میتونن اثر نور مردی رو بگیرن و از صداش خوششون بیاد ولی مردا قرار نیست اینکارا اصلا زن ضعیفه لذا باید دعا کرد شیطان میتونست در سجده دعا کنه آدم رو و ذکر نگه!!!مساله ی خدا نیست مسئله ی حسادت پیش اومد مسئله ی قدرت و اینا که دشمن خدا شد ابلیس وگرنه شما دعا کن بارون بیاد ولی اسیر نکن مومن رو نکوب که با زور و جادو ابنجور بشه ولی زن ها میتونن اینکارا رو بکنن اصلا ضعیفند و مشکل دارن در حد اعلی که عارف بشن مثلا و وظیفه شون نیست ولی خدا اجرشون خواهد داد بیشتر از همون عارفه اگر خدمتش کرده باشن و پرستیده باشندش اصلا ولی الان خرابه هم مردان دارن جادو گری و غیر از دین و دعا مثلا ابنطوری میکنن و همین باعث میشه ما یه حرفی میزنیم همه چیز بچه گانه میشه مثلا حرف از دندان درد میزنو اینجا یارو فردا دندونش درد میگیره و اینا هم میفهمن و خط مارو از خعلی وقت پیش گرفتن یا خرافه یا خدا بازی مبکنه با جامعه یا اصلا برکت میره و میشه جامعه ی غربیه بی دین یا هم کلا ازونطرف زنان میخان حکومت و فمینیستی کنن که اینم خراب میشه وضه هم مردان جامعه هم زنان دارن شیطانی اجرا میکنن بعد هم میگن ما مشکل آب داشتیم مجبور شدیم شما در خطر و اسیر کتیم اب عالم بزرگ که قدرتا جمع بشن و با صدای گرم البته جاسوس شده ی تو مگر رحمتی نازل بشه این یعنی شیطانی شدن و آسیب جدی جامعه و بازی خدا

یه اتفاقی افتاد دو مساله رو باز میکنیم یک زرنگ کسی است که سوال بیابه و مومن هم باشه یعنی مثل بچه ها همش سوال داشته باشه و اگه ارتباط با فرشتگان داشته باشه کمکش میکنن و ارواح ولی اگه نداشته باشه و عقل رو بکار نندازه همون سطح میمونه این یک دومین مساله که فهمیدم از این ماجرای نماز صبح امروز اینه که شناخت اولیای خدا خعلی مهمه که ما معرفت نداریم قبل از که باز  کنم مسائل رو و نمیدونم بشه مطلب رو به جای خوبی رساند یا نه و نتیجه و خط مشی داد یا نه ولی خلاصه امروز صبح الان از نماز صبح برمیگردم که تو قنوت پرسیدم یا خواستم یا راهنمایی شدم که کی رو دعا کنم؟؟ متناسب با احوالم البته دعاگوی شما هم هستیم و یه دایی جواد هم داره الان اومد تو ذهنم خدا رحمتش کنه خلاصه سوالی بود در ذهنم و سوال رو هم اصلا ممکنه عقل ما هم نرسه و هدایت باشه یعنی هم سوال میسازن در ذهن ما این فرشتگان خدا هم جواب بعد ما هم میگم چه عالمیم چون اگه سوال بپرسند شما فورا میگی بله من بودم و حالا فکرت مشعول میشه و اولش که جواب رو کشف نکردی دو تا نکته به ذهنت میرسه یا میای مثل من اینجا بنویسی که رحمت الهی نازل میشه کمکت میدن بعد هم حالا میگیم چه فاضل و عالمم خلاصه سوال کردیم که کی رو دعا کنیم یه فردی در ذهنم اومد که داستان داره و داستان اینه که ایشون رو ندیده بودم تا حالا  فکر میکردم یه آدم معمولی است بعد اومد خونه مون و دست دادیم و فهمیدم مومنه و و جذبه ی دست دادنش منو گرفت که قوی تر از خودمه یعنی مهذب تر بود همین بحث کافیه که بحثی باز کنیم و بفهمیم که عالمان بزرگ ما دیگه کی اند یک نکته اینه که هرچه شما عارفان بزرگان حتی آخوندان معمولی که صدا سیما نشون میده رو بزرگتر از خودمون و شان و مقامشون رو بالاتر از اونی که در ذهن داریم بدانیم این خعلی مفیده حالا مثلا من دعا که میکنم مثلا ادعام میشه و میگم بله حالا یه خیری هم بهشون برسونم و میگم چه خوبم و اصلا بزرگی طرف رو نمیبینم اصلا فکر نمیکنم که من که دارم دعاش میکنم درحقیقت بزرگی اونطرف رو اگه درک میکردم لااقل میفهمیدم که خدا به خاطر بزرگی اونه که داره رحمت به من میده درصورتیکه من مثلا صلوات بفرستم برای کسی انگار منت گذاشتم و عقل که نداریم لذا وقتی نزدیک بشیم به بزرگان میفهمیم از نزدیک چه جذبیت و بزرگی ای دارن و اون تلوزیون خوب نشون نداده یا ما نفهمیدیم البته اینجا چند نکته داره که بعضی بزرگان کاری میکنن که ما راحت باشیم و اصلا نشناسیمشون این یک دوم اینکه درتلوزیون هم خودشون رو نشون نمیدن و بزرگی خودشون رو ولی نکته ی اصلی همون بود که گفتم که اولیای خدا رو بشناسیم مثلا آیت الله بهجت ره کی بوده دیگه خدا میداند خدا میداند که چقدر بزرگه رهبر عظیممون حالا ما قهرمانانمون شه یه عده بازیگر و فوتبالیست مثلا شاید ولی نکته همون بود که شما و من هرچه قدر بزرگتر بدانیم بزرگان را معرفت بیشتری داریم هرچه قدر شناخت و مقام و ارزش و قدرشان را بیشتر بدانیم و مخلص تر و متواضع تر و ارادت بیشتر داشته باشیم یقینا حالا چی بگم یقینا؟؟ من که قدر نمیدونم بزرگان رو که چیزی بگم! خبر ندارم ولی میدونم وقتی گناه کرده ام و خوار شدم و از خودم و کارام بدم اومد اونوقته که به برزگان پناه میبرم و دعاشون ممکنه بکنم ممکنه بفهمم که چقدر بزرگ و خوبن ولی این راه درست نیست که آدم خوار بشه نا معرفت نسبت به اولیای خدا پیدا کنه لذا راهش چیه که معرفت و ادب و شناخت و تواضع پیدا کنیم نسبت به بزرگان دین و امامان حتی بله آقا اگه ادب داشتن سنی ها و میشناختن امام علی (ع) رو هیچ وقت از بزرگان سنی اصلا حرف نمیزدن اینارو ول میکردن نمیشه هم حب علی داشت هم حب عمر مثلا!!! این جنگه چندین هزار ساله است این موضوع پس!! کجا رسیدیم اصلا! خلاصه معرفت خدا همینه که بزرگان خدا رو بشناسی حتی مسجد که میرم یه پیرمرد بیاد کنارم میفهمم و فکرم اینه که چه آدم بزرگی است  و چشم دل که ندارم بدونم ولی خودم و نفسم خوار میشه و متواضع میشم ولی اینجا اینطوری نیست اینجا مغرور میشم و خودم رو بزرگ میدونم در خانه پس حالا راه شناخت و کسب معرفت نسبت به بزرگان که هرچه قدر بیشتر باشه خداشتاس تریم و دیندارتر و رحمت خدا بیشتر میشود چیست؟؟ مساله ی اول هم این بود که سوال داشته باشه طرف که مومنه و فکرش شیطانی نیست دنبال سوال باشه حتی امتحان کنه فرشتگان رو و سوالاتی بپرسه از آینده مثلا بگه من میخوام تلوزیون نگاه کنم چه شبکه ای؟؟ خوب این فکر کرد و حتی نمیدونه آینده رو ممکنه جوابش بدن من خودم جدیدا دارم یه روش رو امتحان میکنم در سایت لنزور که عکسام رو میزارم چون کسی نمیاد زیاد نظر بزاره حوصله م سر رفته بود و یه جنگی به پا کردم برای بچه هایی که روی مخمند و مثلا یک جمله رو از ذهنم از کسی هدیه میگرفتم و بعد میگشتم دنبال عکسی که به این جمله ی خاص که میخوام نظر براش بزارم پیدا بشه عکسش خوب این یک قدرتنمایی که همه جمع میشن که این آینده رو میدونه؟ حرف دلش چیه؟ نفوذ کنیم در دلش و این جنگ بپا شد و چندین شخصیت که خط فکریم رو دنبال میکردن مغلوب شدن اصلا و نتونستن خط ابالفضلی رو بگیرن که این جمله ی ذهن من چیست یا از کجا اومد یا چطور به عکسه میخورد که هنوز من ندیدمش؟؟ خوب سوال برام ایجاد شد و یک روش رو پیدا کردم یا مثلا به خودم میگم حالا میخوام برم توی صفحه ی یه نفر پس قبلش سوال میپرسم طرف چه نشانه ای داره مثلا میگه سرش پایینه یا موهاش زرده آقا ما میگردیم مصداقش اصلا وجود داره و روش کلیک میکنیم و عکساشو نگاه میکنیم پس باید فکرکنیم و سوال برامون ایجاد بشه مثلا من الان زیاد فکر نمیکنم و یه آدم متفکر نیستم بین بچه ها و میگن روانی است و خط فکریم رو از روش های بالا میدونن و اگه فکر کنم و سوال کنم از خودم جنگ درست میشه بین بچه ها که این خطش از کجا بود خط فکریم و دنیال کردنش ممکنه سخت باشه و همه میریزن تو فکر من و میخوان دخالت کنن و اینجا دیگه خودم نیستم که مثل الان وبلاگ بنویسم و شیاطین یا مامورا بتونن نزریق کنن بلکه به منبع بالا فکر میکنم و به ولی الله و از اونا میپرسم درصورتیکه در حالت عادی اصلا سراغشون ممکنه نرم و فکرم بهشون دیگه نمیکنم توجه داری یعنی با بچه ها و شیاطین سر میکنم و مزاحم بزرگان نمیشم ولی اونا خودشون بزرگان مامور دارن یه مسالی دیگه اینه که بستگی داره کارت چقدر مهم باشه الان وبلاگم امنیتی نیست به اون معنا ممکنه کار خطرناک و ریسک کنم و فردا قدرت اطرافیام کم بشه و خبرنگارا نفوذ کنن آبروم رو ببرن و حمایت نشم که پناه میبرم به خدا ولی هرچی هست نیاز نیست مثل سال 1388 به قبل فکرم عرفانی و نیمدونم امنیتی شدید و با مسولیت باشه لذا فکراباافضلی ندارم و بچه ها و مامورا قوی تر ازمنن و شناختن منو دیگه که چه آدم عوضی هستم و کاری هم ندارن و نه امنیت خراب میشه و نه امنیت خودم در خطره و نه چشم بزرگان براشون اهمیت داره لذا اصلا کارایی میکنم و نوشته هام طوری است که بچه های سوم راهنمایی هم میتونن بفهمن ولی اگر مخاطب من مثلا بچینن قضارو خوب رو اعصاب و روان من چیز داره یعنی مثلا اگر صدای حرف هایی که میزنم رو ببرن در پیش یک سرطانی ای که دکترها قطع امید کردن ببینن من چی میگم و مریض هم بشنوه خوب  من داغون میشم نمیشه خندید نمیشه زندگی کرد و اینکارارو کردن که میگم بعدشم میگن طرف غمگینه نمیدونم فلانه همه  کار میکنن اصلا شما اخبار رو که ببینی میفهمی یه متخصصانی هستن که کارشون 24 ساعته شیطنت و نفوذ ممکنه در قلب و دل و فکر و یعنی شما هرکاری بکنی متناسب با شما که مومنی مواضع و گارد و عکس العمل نشون میدن اگه بخوابی برات برنامه ی شیطانی دارن اگر هرکاری بکنی یه فتنه ای دارن انگار دشمنان قسم خورده که قصد جان و خونت رو دارن و روانشناسان شیطانی که 24 ساعته کمین کرده اند تا به هر نحوی نفوذ کنن و جالبه متناسب با ما هم پیش میرن و خدا که بهشون عقل نداده اینا باعث میشه ما قوی تر بشیم و مردتر ههه دیگه زیاد شد مطلب علی یارت!

نمایش ویدیو های ۱ تا ۲۸
آیه الکرسی امشب
۲۸ آذر ۹۴
۰ بازدید

نمایش ویدیو های ۱ تا ۲۸
آیه الکرسی امشب
۲۷ آذر ۹۴
۰ بازدید