یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

مشخصات بلاگ
یا قاضی الحاجات

ای علم افراشته در عالمین / اکشف کربی بحق الحسین

بایگانی

۸۹ مطلب با موضوع «تفکر روایی» ثبت شده است




یه بحثی میخوایم بکنیم در جایگزین کردن خودمون که نمیدونم چی دربیاد ولی قبلش اینکه ما دیشب دوتا خواب دیدم و الان هم رفتم یکی از کلیپام در روش تفکر به معشوقه ها رو که شیطان برام زیبا جلوه داده بود رو پاک کردم من چند وقت پیش رفتم حرم امام رضا(ع) گریه کردم روبروی ضریح و  توبه آخه من درمورد زنای ذهنی کلیپ ساختم و بزرگتر از اشتباه حرف زدم و مزه ی شهوت زیر دندونام بود یه حسی گرفته بودم گفتم فقط خودارضایی نکن ودوست شو با شهوت و حتی زنانی که شوهر دارن اینکارا بکنن و اینا خیلی بدجور چوبش رو خوردم و اصلا زندگیم پاشید و حتی مورد سوء الظن و گناه دیگران هم بر دوش من و فیلم هم بود که بدتر شد کار و مزه ی شهوت زیر زبونم بود گفتم فقط خودارضایی نکن بعد ما توبه کردیم تو حرم بعد اومدیم خونه شهوتمون بعدش گل کرد دیگه گفتم نباید فکر جنسی و ارتباط با معشوقه ها بزنم بعدش دیدم حالم بد شد و دارم بازم ناامید میشم لذا استخاره کردم دوبار خوب اومد دوباره ما این ارتباط پنهانی و بد رو شروع کردیم تا اینکه دیشب خواب دیدم که در حرم امام رضا(ع) هستم ولی شرت پام نیست!!! وای اقدر زشت بود که نگو لذا کلیپ رو بازم پاک کردم یه کلیپای دیگری هم بود اونارو هم قبلا برای حال بدم پاک کردم  ایشالا دوباره  توبه کنیم و شیاطین و نفس بدمون برامون تفکر به معشوقه ها و زنای ذهنی رو زیبا جلوه نده دیگه و جلوی خودمون رو بگیریم وگرنه من دیشب تو حرم بودم  ولی شرت پام نبودم و صف های اول بودم که نماز بخونما و کلی آبروم رفتش!!! که باید توبه کنم بازم دومین خواب هم شاید بعد از اذون دیدم که داشتیم نماز میخواستیم بخونیم یکی از دشمنان بهمون حمله کرد و تیر زد ولی انگار قیامت شده بود و گفتم دیگه فایده نداره نفاق و تیرهاتون و ما زنده میمونیم و هرچی تیر به طرف اومد بهم میخورد ولی طوریم نمیشد درصورتیکه قبلش همه میترسیدیم کشته بشیم و فضای نفاق بود!! تا اینکه حق از باطل جدا شد به صورت تتلیتی هم جدا شدا!! خیلی برام خودم هم ترسناک بود که دیگه وقتی قیامت بشه چطوره که منافقا آدم بدا هیچکاری نمیتونن بکنن و آدم  خوبا میخندن مسخرشون میکنن که دیگه مرگ مرد!!!و آدم یه لحظه به خودش میاد که نکنه منم بد باشم!؟؟

و اما موضوعی که میخوایم صحبت کنیم اینکه خودمون رو جای دیگران بزاریم حدیث داریم که آنچه برای خودت میپسندی برای دیگران بپسند یعنی خودت رو جای دیگران بزار مثلا اگر ما هم دختری داشتیم و تصادف میکرد خدایی نکرده بمیره بعد میخواستیم کل دنیا رو امن باشه ولی ما خودمون رو جای اون پدر دختر نمیزاریم و هرساله آمار تصادف بالاست اگر ما خودمون رو جای دیگران بزاریم دنیا آباد میشه اصلا و همه چیز درست میشه جای مادرمون بزاریم بدبخت چه گناهی کرده که این همه زجر و زحمت میکشه و ما میخوریم و میخوابیم جای پدرمون بزاریم خودمون رو و انقدر خودپسند وخودپرست نباشیم که پدرمون از صبح تا شب کار میکنه و زحمت میکشه بعد ما هیچی برامون مهم هم نیست تشکر هم ازش نمیکنیم پس یاد بگیریم خودمون رو جای دیگران بزاریم اگر ما یمنی بودیم فلسطینی بودیم چه انتظاری از مردم جهان داشتیم خودمون رو جاشون بزاریم لااقل همدرد و همدل باشیم لذا!دنیا آباد میشه اینکه ما خودمون رو جای دیگران بزاریم حرف بزرگی است و نمیشه تمامش کرد و درست بیان!

یه روایت بسیار جالبی هست که چندین مرتبه از آیت الله جوادی آملی شنیده ایم و نکته و حرف زیاد داره و در بحث کاری ما هم هست این روایته که کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِیرٍ در اینجا کم یعنی چه بسا یعنی این اتفاق نادر نیست قبلانا شیاطین و جادوگر زیاد بود الان رسما دستگاه های مخصوصا جاسوسی استکباری یا حتی دینی که همراه ما هستند و هیچکس تنها نیست و اینا طوری شده که آقا طرف که خنده ش گرفت این خنده یک روح یک جن یک همراه از اون ناشی شده مثلا میگه برم آب بخورم خوب این معلوم نیست چند نفر دست اندر کار داره حتی شیاطین و فرشته ها یعنی عقل اسیر یه جای دیگست حالا در روانشناسی میگن دوقطبی آدم رو دیوانه میکنن بعد میگن تو یه روز اینطوری خوشالی یه روز ناراحت خوب دیگه اگر ضعیف باشیم که بله اسیر شیاطین شدیم و بیماری هست اگر هم قوی باشیم طبیعی است همچین چیزی که یه روز خوشال یه چند روزی هم رو دور ناراحتی بگذره بله دنیا تلخی شیرینی داره و قبض و بسط بله آقا عقل ما و کسانی که درس میخونن و اینا اسیر یک مراجعی هست شما وقتی فکر میکنی تنها نیستی اصلا فکرت القا شده که در صورت بدش توسط شیطانی ما هم داریم اینجا مینویسیم داریم کنترل میشیم بلخره عقل اندازه ی فرشته ها نمیرسه و باید فضا و روح روحانی باشه که الحمدلله فضای ما خوبه! وگرنه اگر فرشته ها نباشن ما تحت لقا و اسیر شیاطینی میشیم که مدام وسوسه میکنن لذا اصلا بعضیا میگن عقل انسان یک فرشته هست که اینم گفته اند صحیح نیست ولی میخام اینو بگم که دیوانگان درسته پیرو اربابی هستند خدایی امامای رهبری ولی اون کسی که عقل داره یعنی منطقی و فلسفی هست این واقعا اسیر هست ولی اون دیوانه که بهش میگن جن زده هست اون ممکنه در راه عشق عشقشو ببینه یا اصلا چون نتوانسته اند شیاطین ببرندش و فکرش رو کنترل کنن دیوانه شده یا خودش رو به دیوانگی زده در صورتیکه ما برعکس فکر میکنیم ما میگم طرف دیوانه است جن زده شده نه این بیماره ولی ما ذیوانه  ی عاقل داریم مثل بهلول که به خاطر سیاست کاریهای الهی که داره اصل خودش رو نشون نداده رنده ولی عقلش اسیر شیاطین نیست ولی اون کسی که فلفسی و عاقله و درس میخونه این باید رو سرش سوار شن اینایی که خر خوانند همش حفظ میکنن اینا خرن دیگه دارن سواری میدن البته بعضیاشون ولی خعلی هاشونم باهوشند خلاصه اونی که عقل داره اونی که دکترا میگیره شما میبینی این فکرش رو تحت سلطه و اسارت برده اند و قانونش همینه که مطیع باشه و پیرو ولی اونی که دیوانه هست و از خدا میگه این یا خودش زده به دیوانگی یا اصلا سیاستشه یا اصلا طوری است که نتوانستند فکرش رو کنترل کنن یا فکر نمیکنه اصلا بعد بهش میگن مجنون! میخاستم جهت اطلاع اینو بگم که اشتباه فکر نکنید ما افکار که خوبه خنده ها و گریه هامون هم توسط عالم بالاست البته خدا آیه داره که خودش میخندانه  و میگریانه یعنی کسی که میخنده و گریه میکنه مریض نیست و اگر عقلش هم تحت کنترل کسی هست که امیر باشه که دارهم میخنده یاگریه میکنه درحالی است این اسارتش که اون کس فرشته صفت هست شما یه فرشته صفت ببینی که عقلش توسط فرشته ها کنترل میشه و خشمگین نمیشه فکر میکنی دیوانه است و ساده چون بلد نیست دزدی کنه پس رئیس هم نمیشه و همیشه سر کار هم اربابی داره بعد بهش میگی ساده لوح درصورتیکه این خدایی هست اصلا! البته در مورد حدیث هدف نبود صحبت بشه یعضیا ریاضت میکشند و امیر میشن بعضیا عالم اند و علم دارن که امیر عقل ما میشن بعضیا تجربه دارن که امیر عقل ما میشن و ما اسیرشون بعضیا قدرت دارن جن دارن ملکوتی ان قدرت خدایی یا شیطانی یا دم و دستگاه و زور دارن که اینا بحثش جداست!

ما بچه های دهه ی 60تی یه خصوصیات داشتیم که حتی بهمون نسل سوخته میگن و همه هم میدونن چقدر خوش بودیم اما یه نکته ای هم ما بگیم قبلا هم چیزایی گفتم یادمه ولی یادم نیست چی خلاصه ما اولا فشار روانی رومون زیاد بود حتی کتک میخوردیم در مدرسه و خونه و نهایت عشق و حالمون این بود که تلوزیون کلاه قرمزی و کارتون و برنامه ی کودک بزاره لذا ماهواره نبود یا کم بود و ما هم علاقه ی زیادی چون هم جذاب بود هم سرگرمی بود علاقه ی زیادی به فرهنگ اصیل ایرانی و کارتون های خارجی هم خعلیاش بیشتر از فیلمای ایرانی ارزش اخلاقی داشت خلاصه ما با فرهنگ تریم با ارزش های انقلاب و اساسی بالا اومدیم چون راهی نداشتیم ولی الان بچه های دهه ی 80دی لوس غالبا بعد همه نوع سرگرمی پای ماهواره اصلا فشار درس ندارن بعد تو خونه کارتون هم نگاه نمیکنن ما کلا خانوادگیانه فیلم میدیدم و همشم برنامه ی کودک نبود و خعلی بالاتر از سنمون رشد میکردیم ولی الان بچه های این دوره زمونه رو نمیدونم دقیقا چه طورن توی یه دنیای دیگری ان ولی ما خود به خود با فرهنگ میشدیم تموم عشقمون و نهایت عشقمون این بود مثلا فوتبالیستا چی میشه دیگه لذتی بالانر از این نداشتیم در ثانی توی مدرسه هم مجبور بودیم درس بخونیم و فشار زیاد روی مخمون بود یعنی اختیارات و امکانات و آزادی بچه های نسل جدید رو نداشتیم و به جرات میگم بهتر پرورش یافته ایم!و از نسل قبل هم بهنریم یعنی دهه ی 50 به پایین و هم ارزش اخلاقی خارجی ها هم طوری بود که پایبندی هایی داشتند و تربیت میکردن بچه ها رو و اخلاق مخلاق حالیشون میشد و هم اون موقع بچه زیاد بود و امیدشون به ماها بود که درست و با تربیت بزرگ بشیم تا جامعه رو اصلاح کنیم ولی کلا دردنیا وضع بدتر شده چه در پزشکی چه اخلاق و تکنولوژی جای خعلی جیزارو گرفته و عشق ها کم شده حتی به غیر خدا دیگه خودتون بهتر میدونید چه شده!یعنی میدونی زمونه ی ما تا همین ده سال پیشم همینطوری بودا یعنی یه فیلم که تلوزویون میزاشت اولا کلی بازدید کننده داشت دوما کل سیاست هارو میریخت بهم مثلا مردم شب یه فیلم میدیدند فردا برای هم تعریف میکردند و اصلا عوض میشدند بعضیا هم مثل ما خیالاتی میشدن که چقدر مثلا کارا درسته پلیسا کارشون درسته احترام میزارن و اگه مثلا پامون باز بشه خدایی نکرده بیمارستان چهارتا پرستار منتظر دم در بیمارستان که ما رو بزارن رو تخت و اینا با سرعت مارو ببرن به بخش  خاص برای درمان این فکرای خام تو ذهنمون بودا!!!البته با این فیلم ها سیاست اداره ها و مسولینم عوض میشدا بعضی وقتا و خوش رفتار میشدن اصلا در فشارهای فیلم ها و مردم بعد تو ادارات هم تلوزیون بود که برداشتنتش فکر کنم اداره ها هم مینشستن فیلم سرکار میدیند و قوانینشون عوض میشد آروم میشدن اصلا جمعی تلوزیون میدیدین الان معلون نیست لرستان با شیراز برنامه هاش چقدر فرق فوکوله!!

وَ اِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَ لا حِسابَ وَ غَداً حِسابٌ وَ لا عَمَلَ. (1).

امروز روز کار است و روز حساب نیست و فردا روز حساب است و روز کار نیست.

(1). نهج البلاغه  ،   خ 42  ،   ص 128.

در روز قیامت که روز حساب است حتی بعد از حسابرسی ما میخوایم نتیجه ی کارمون رو حساب کنیم و خودمون تا ابد باید بسوزیم و بسازیم که چرا و حسرتم میخوریم همش که میتونست بهتر بشه وقتی در دین میخان مثال بزنن برای روز حساب میگن مثل کشاورز و کشاورزی است که نتیجه ش روز آخرت معلوم خواهد شد البته اینجا عمل رو کار  ترجمه کرده و عمل رفتار خوب و بد ما است و ذکر و نماز و عبادت و هم عمل حساب میشه گرچه کارکردن و شغل هم بالاترین کار هاست و دقت میخاد که چیکار میکنیم اصلا شغل مرد جزء عبادتشه و عبادت جز خدمت خلق نیست! کفارکه خودشون قانون جذب گذاشتن که ما هرکار خیری بکنیم در دنیا برمیگرده و راستم میگن وقتی خدایی در کار نباشه و کافر باشیم همینگونه است دیگه ولی این یه هشداری هست بر ما مسلمانان که انتظار نتیجه رو نکشیم و آزمون الهی است که حتی میگه به کرامات هم دل نبند خعلی هم سخته در این زندگی دنیا آدم پیر میشه مریض میشه حتی داره خوبی میکنه ولی بازم آزمایشه سختی میبینه ولی بعد مرگ تازه میخان بهش بدن و نتیجه ی کارش تازه معلوم میشه و سخته دیگه آدم یه راحتی ببینه ترجیح میده دیگه و این کرامات هم که از بزرگان ما میبینیم اینا زنده کردن یاد خداست که خود خدا خواسته وگرنه ما اگر زنده ایم و زنده دل به خاطر شهداست که زنده ان اونا راهشون رو طی کردن از این دنیا رفته اند یا نرفته پرونده شون باز دستشون باز میتونن راهنمایی و کمک بدن و موجب خیرات بشن لذا اونا که زنده اند به نتیجه رسیده اند و میگن ای کاش ما هم پیششون می بودیم لذا میتونن دست مارو بگیرن و مملکت ما هم پر از شهید این به خاطر شهید شدنشون نیست که ما زنده ایم و پیروز بلکه به خاطر بعد از شهادتشون هست که هوامون رو دارن و به خدا رسیدند حالا چون زنده اند به ما خیرشون میرسه لذا چه زنان پرزحمت و زجر کشیده ای داشته ایم و اصلا گمنام که اعمال زیاد داشتند و پیر شدند اینا در خونه ساختند و سوختند پای شوهر و بچه بعد اینا اون دنیا وضعشون توپه توپه بلکه هیچ یادی هم ازشون نیست چون قرار نیست که ما هی یه کارخوبی بکنیم بعد خدا مستقیم نتیجه ی کارمون رو بده بلکه پس بدونیم اولا امروز روز کاره و پس دنبال و انتظار نتیجه نباشیم و تلاشمون رو برای خوب بودن زیاد کنیم و قوی کار کنیم دوما و وقتی می فرماید روز حساب امروز نیست یعنی بی قانونی و هرج و مرج و ظلم و فساد در دنیا فراوانه وحق به حقدار نرسیده گویی نخواهد رسید!! پس باید سالم بمونیم و فاسد نشیم سوما میفرماید فردا روز حساب است بلکه بعد مرگ مشخص میشه چه کاره ایم و باید پاسخ بدیم و حنی اگر پاسخ ندیم هم پشیمان خواهیم بود پس باید الان باید حسابرسی داشته باشیم و باید طوری زندی کنیم که فردای قیامت حسرت نخوریم که چرا خوب عمل نکردم و چهارما روز قیامت دیگه اعمال ما فایده ای نداره  و بدونیم که هرچی هست و نتیجه همین دنیا است بعد مرگ دیگه چه کار خوبی؟؟!! البته الان کارها گروهی شده و موضوع شفاعت شهدا هم همینه یه چیزی شبیه به گروهی کار کردنه دیگه که بچه ی دست گلش رو میده شهید بشه بعد بچه شفاعتش میکنه حالا ممکنه عمل خوب نداشته باشیم ولی چون حب امام علی (ع) داریم بهمون توجه و همه چیز بهمون میدن مثل یه نفره که هیچی نکاشته بعد پول داره که بره میوه ی خوبی بخره که اگه میکاشت خودش وقتش تلف شده بود نمیدونم زجر کشیده بود نمیدونم اصلا میوه هه خوبی درست نمیشد پس باید شیعه باشیم وقتی شیعه باشیم تمام اصول کار کردن رو داریم و میوه ی خوبی در میاد اگر بکاریم تازه اگر عمل خوبی هم نداریم شفاعت میشیم و در شفاعت لیاقت نعمات و میوه ها وحوری بهشتی نیست بلکه امامان دوستمون داشتن پس ببین دوست داشتن خعلی مهمه که خودمون رو به امامان وصل کنیم توسل کنیم ابراز کنیم و بخواهیم که نجاتمون بدن و در گروه هم همینه دیگه شما الان یه کار خوبی بکنی مثلا من وبلاگ مینویسم کارها گروهی شده تنها نیستم اگر بخوان به معلمی مثلا کمک بشه سیاست از روی گروهه میگن آقا کل معلم ها حقوقشون زیاد جمعه مثل قبلا نیست که بخوایم تک نفره به پیش بریم اینطوری بوده زمان علی (ع) الان ملموس تره الان شما اگر بخوای کشاورزی کنی باید کارشناس کشاورزی ای که درس خونده بالای سرت باشه اگر بخوای سم بخری کود بخری اینا همش باید جز گروهی باشی و نظارت میکنن کمک میدن بله اگر ما آدم بدی باشیم گروه های روانشناسی مارو جدا میکنن و برنامه ی خاص برای گروه های خاص دارن یعنی اعمال ما در همین دنیا گروهی شده دیگه! خوب اینجا پس مسئله ی شفاعت و حب امامان الان ملموس تره که شهدا بیان دستمون رو بگیرن خعلی وقتا سیاست مردم و گروه خرابه و سلطه ی ظالمانه طوری است که نمیشه حتی آدم خوب شد یا برعکس یه جاهایی روحانیون کار کردند حتی رومون نمیشه کار بد بکنیم

اِعْلَمْ اَنّ حِسابَ اللّهِ اَعْظَمُ مِنْ حِسابِ النّاسِ. (1).

بدان! حسابرسی خداوند از حسابرسی مردم سخت تر است.

(1). نهج البلاغه  ،   ن 40  ،   ص 955.

یه چندتا حدیث داشتیم میخوندیم رسیدیم به این حدیث یه چندتا تکته بدیم و بگیم الخلاص! اولا میفرماید اعلم یعنی آگاه باش یعنی هم میتونه خوف باشه هم رجا یعنی هم نگران کننده هست هم امید بخش دوما وقتی میفرماید اعلم یعنی ما نمیدونیم و غافلیم و باید توجه کنیم اعلم برمیگرده به حساب آخرت که حالا یا سختر میگره از حساب مردمی که میتونه فرشتگان باشه یا هم اعظم یعنی دقیق تر لذا حق امامان هنوز پایماله هنوز مظلومند و مثلا حضرت زهرا(س) دست حضرت ابوالفضل (ع) رو در روز محشر میاره برای شفاعت چرا الان نمیاره؟ چون یا نمیشه و نزاشته اند یا اصلا اونجا بحرانی است وضع و شفاعت لازمه اونجا معلوم نیست خدا رحم بکنه و یا نه یعنی با عالم برزخ فرق داره لذا اصلا شما میتونی بگی همه ی حسابرسی ها دقیق نیستند یعنی گروهی ممکنه در برزخ یعنی بعد مرگ عذاب ببینند ولی در آخرت بدون عذاب وارد بهشت بشوند توجه میکنی؟؟ یعنی یا عذابشون تموم شده یا اشتباه شده که در بهشت خدا بهشون میده البته درمورد بهشتیان هم حق تضعیف ضایع شده یعنی اون بهشتی که خدا میخاد بده هنوز در برزخ رخ نداده البته بهشت قیامتی وجود داره و ساخته شده ولی حکومت الهی هنوز وجود نداره به اون صورتی که خدا مالک یوم الدین هست لذا هم خوف زیادی داره حسابرسی آخرتی هم رجا داره الان خدا سپرده دست فرشته ها که چیز کنند حسابرسی کنند از طرف خودش ولی روز آخرت دیگه دست و پای ما به خدا جواب میده الان شما ممکنه زرنگ باشی به فرشته ها بگی من مومنم یا حتی فرشتگان کمکت کنند که جواب نکیر و منکر رو هم بدی حتی در قبر ولی اون روز آخرت اینطوری نیست حق به حقدار میرسه بدن خودش جواب میده مستقیم به خدا! حالا حسابرسی هم میشه دنیوی بگیریم که آقا آیا قیمت شیر همینی است که میدن درسته یا باید خدا بزاره! خوب خدا نمیازره قیمت مصوب داره همه استفاده میبرن همین قیمت مثلا شیر حسابرسی میشه اون دنیا که چرا دقیق نبوده یا کم یا زیاد که اینا رو ما بحث نمیخایم بکنیم ولی سر این موضوعات هم حسابرسی دارن یه عده حالا یه خونه ای بخای بخری نمیتونی چون قیمتش زیاده این حقه در جامعه؟ این ظلمه دیگه که نزاشتند جوان ها ازدواج کنن خعلی اتفاقات بد افتاده لذا اینجاها باید انصاف داشت دیگه که خعلی هاش برنمیگرده به مردم چون مردم قیمت کارشناسی شده دارن خرید و فروش میکنن خوب این کارشناسا حساب ندارن؟ جرا ارزون نمیشه؟ اگه ارزون بشه خدا تو حساب نمیگه چرا ارزون دادی و اتفاقا خوششم میاد و پاداشم میده لذا جامعه خدایی نیست!

آدم وقتی عاشق یه نفر باشه حقیقتا مخصوصا زنان دیگه از فکرش نمیتونه خارج بشه اگه دل ببنده لذا اصلا از هم فاصله دارن ولی بفکر همند و عاشق هم و دارن با هم لذا زندگی میکنن البته عشق زن و مرد به هوس ممکنه برسه ولی بلخره کسی که استاده و قدرت داره همه جوره امثال مارو هم میشناسه و خدایی است و خدا همه چیز بهش میده و میتونه در دل ها نفوذ کنه و حال ما رو عوض یا بدونه یا پیشرفت بده یا بهتر کنه همه چیز هست مخصوصا اگر دعامون کنه خوب حالا اصل مطلب همینه که میگما یعنی ما چند تا وجه و توضیح دادیم درمورد سخن حضرت زینب (س) که فرموند ما رایت الا جمیلا البته الان یادم نیست چی گفتیم و باید رجوع یا فکر کنم ولی یه  وجه دیگر قضیه همینه که میگیم که حضرت رینب سلام الله علیها حتی شرط ازدواجش رو گذاشته بود که من باید همیشه کنار امام حسین(ع) باشم و اینه که بعد از شهادت امام حسین(ع) همیشه حتی کنار بهشت و لقااللهی بودن حضرت امام حسین(ع) حضرت زینب (ع) شاید اصلا این سخن رو با یاد امام حسین(ع) گفته و توانسته این مصیبت بزرگ و عظمای اسارت رو تحمل کنند دیگه مثل دنیا نیست که امام حسین (ع) در سختی بود بلکه پیش خدا هم به یاد هم بودند و این عشق واقعی که درمان میکنه هر دردی رو همینه که دل آدم با خداییان و عرفا باشه دیگه چه غمی؟!! کی میتونه اسیرت کنه وقتی پیش خداییم؟؟!! لذا اسیر نبود فی الواقع وگرنه مومن که اسیر نمیشه! چون همیشه به یاد هم بودن دیگه خواهر برادر!!!داستان ولایت و شفاعت هم همینه دیگه که یاد محبانشون رو فراموش نمیکنن هرچند ما یادشون رو فراموش کنیم!!!

اونطوری که یادمه قبلنا درمورد دیدن عکسای مثلا اینستاگرام یه توضیحاتی دادیم که مثلا برای خودت عکس رو توضیح بده که مثلا اون گوشه کفشه و گزارشگر بشو و روی جزییات عکس توضیح بده یا بگو اون گوشه کفشه اونجا میله هست  یا  گفتیم دیدن عکس برای تازه کارا خعلی بهتر از خل و چلایی هست مثل من که نوشته ها اثر تخریبی داره استدلالشون ممکنه غلط باشه تاثیر بد بزاره ولی عکس راحتر هضم میشه و منم تو صفحه ی فیس بوک بودم که عکسامو آپلود کنم و اینا که اولش هوس کردم عکسای دوستامو نگاه کنم و منم کسانی که اد کردم بیشتر آسیایی ها مثل نمیدونم مالزی و اندونزی و اینا بوده و هستش هنوز و رفیق خاصی در فیس بوک ندارم فی الواقع زیاد هم سر نمیزنم شاید ماهی دو سه بار خلاصه یه نکته ای به ذهنمون خورد موقع دیدن عکس که جای تفکر داره و اون اینه که شما که فردی رو در عکس مشاهده میکنی خوبه که تصور کنی که فردی که تو عکسه اگر شما بودی چی؟ بعد جای شکر داره نمیدونم جای هزارتا چیز ممکنه داشته باشه مثلا طرف پیر و بدریخت باشه خوب آدم عوض میشه به خدا رجوع میکنه این دستور در اسلام هست که میگه هرچی برای خودت میپسندی برای دیگران بپسند یا شاید میگه خودت رو جای دیگران بزار و احساس داشته باش البته ممکنه طرف پولدار باشه قشنگ باشه ولی بازم ما امتیازاتی ممکنه بیشتر داشته باشیم که توجه نداریم من خودم داشتم یک زن میانسال رو میدیدم تو عکس که خعلی بدم اومد وقتی رفتم خودمو جاش گذاشتم که نه زیبایی نه عشقی همش کار کنی و کسی هم نباشه و دوست نداشته باشه و زجر کشیده خوب آدم میگه خدایا شکرت دیگه! البته دید من برای این عکس اینطوری بود در ظاهر ماجزا ممکنه هزاران برتری داشته باشه دنیا است دیگه همین دید خودم رو میتونم وقتی بجاش باشم عوض کنم میتونم یه طوری دیگه فکر کنم اینا همش جای کار داره میتونم اصلا سطح دید و توقعاتم رو بالا ببرم پایین بیارم وقتی که عکسی رو میبینم و خودم رو جای اون فرد میزارم البته نباید در عکس های زشت اینکارارو کردا خطرناکه بلکه مثبت باشیم آقا مثبت فکر کنیم! لذا این تکنیک که خودم رو بجای افرادی که تو عکس هست بزارم این خعلی جای کار داره و روی آدم تاثیر داره و توقعاتش ممکنه عوض بشه ممکنه یه آدم دیگه بشه ممکنه چیزی یاد بگیره من خودم وقتی عکس میگیرم از خودم اصلا مدلی در ذهنم نیست شاید چند تا عکس بوده خوب این بده این نشان ازتفکر پایین خودمه یعنی میگم تو همه ی زمینه ها میشه از این روش استفاده کرد دیگه و یادگرفت که من خودم در شرایط طرف چیکار میکردم چطور باشم و آدم میره تو فکر دیگه! آخه شما به این جنایات و تجاوزات و کودک کشی های سوریه عراق و یمن رو نگاهی بکنیم هیچ احساسی گاها ولی حاظر نیستیم 5 دقیقه بجاشون باشیم! خوب بر سر ما هم میاره خدا اگه به دادشون نرسیم لااقل حقگو باشیم یه دفاع لسانی کنیم یه دعا و یا لعنتی چیزی خدا میدونه چقدر سخته پدری مادری پسر دسته گل و عزیز تر از جان خودش رو با دستانش بفرسته به جنگ و بچه ی پاکش شهید بشه صبر عظیمی میخاد حاظر نیستیم حتی بهشون و شرایطشون فکرکنیم!!! حقا که اجرشون با خداست!

باید بحث بشه که چرا خودشناسی و نه دیگران شناسی؟!! علم روانشناسی اونجاش بده که شما میری روی مخ دیگران روی رفتار دیگران و شناخت دیگران!! چرا خودشناسی خداشناسی است حتی شما ولی خدارو بخوای روانشناسی کنی اگرچه همه نور است و نورانی میشیم در فضاشون باز اشتباهست یعنی شما اگر رفتار خوبی رو از ما یادبگیری تا موقعی که به خود روجوع نکنی حالا تقوا نداشتی ایمان برب نداشته باشی اصلا جاهایی برعکس میشه میبنی از ولی خدا بدت میاد یا حتی برعکس و دشمنشم میشیم و دشمن خدا همه چیز درون ماست یه عده اصلا از درون  و درد و نور خودشون میخوان مارو بشناسن یعنی طرف زنه نگاه میکنه ببینه چشه خودش بعد مارو اصلا قضاوت میکنن حالا این بحثش جداست علمشو دقیق ندارم که از درد خودمون دیگران رو قضاوت  کنیم که درستم نیست اگر علم نباشه و چیزای دیگر ولی بحث اینه الان که روانشناسی دیگران گرچه خبره باشی یک عامل شیطنت میتونه به حساب بیاد مگر اینکه تچربه شو از درون خودت داشته باشیم یعنی چه؟ یعنی من نگاه میکنم نوجوانی رو میبینم که خودم برام پیش اومده که برای توجه جلب کردن مثلا پیراهن گلگلی می پوشیدم یواشکی نوجوان که بودم تو آئینه خودم این مرض ها رو داشتم لیکن میدونم دقیق نوجوان چه وضعی داره و بیماریش چیه حتی ترقیش میدم چون درون ما همه ی بیماری های روانی بوده تجربه شده مخصوصا کسانی که ایمان دارن همه نوع جنگزدگی داشته اند لذا از درون تجربه و بیماری و همه چیز خودشان میتونن مخصوصا بچه ها و نوجوانان رو بشناسند یک استاد حوزه میدونه دقیق حتی از روی ظاهر من که من در چه  پله ایم خودش حتی اگر به مرض من دچار نشده نزدیک بوده فضای منو داشته و میفهمه اینه اصل پس که بریم خودمون رو بشناسیم نه که قانون بسازیم از رفتار دیگران که هرکه دماغش چاق شد مثلا فلانه اینا علم هست ولی شیطان که بیکار ننشسته همه جور احتلاف درست میکنه حال این بحث بحث بسیار پیچیده است که میگه اگر خود رو بشناسی خدارو شناختی!!! میکشه به درازا بحث که از توان من حقیر خارجه!! لذا بحث پیچیده است برای اصلاح جامعه باید خودمون رو اصلاح کنیم دیگه مثلا هرکس در قبر خودش میخوابه بهشت و جهنم خودش و معرفت خودشه حالا شما درسته منو یاری بدی قبرت نورانی میشه ولی اگه خرابمون کردی جه؟! اصلا بحث خداشناسی گفتم شما از بیرون نمیتونی معرفت داشته باشی مگر اینکه در درونت اثر بزاره وگرنه معرفت مورچه ی بی گناه باید در خداشناسی از هممون بیشتر باشه و داره شکرشم میکنه مورچه پس هدف خعلی بالاتره از خلقت لذا در علم روانشناسی باید شاخه اش با خیوان شناسی جدا بشه یعنی شما رفتار گربه رو چیز کنی نباید رو من پیدا کنی حتی علم پزشکی و روانشناسی موش که میگن خعلی به انس و انسان ها نزدیکه فیزیکش!!! البته چه کیم که بعضیا حیوانانن اکثرا مثلا تو غرب حیوانیت رایجه ولی تو ایران مومنینند مثلا من بعد مدت ها حمله ی شیطانی شد و محتلم شدم توی خواب و یه خواب وحشتناکم داشتم میدیم و با مومنین میجنگند شیاطین دیگه!!! حالا غرب رو باید با همون سیستم حیوانیت شناخت و مسلط  شد دیگه و روانشناسی مسلطه در ایران باید برای اوج دین داشت که خدا  اینو خواسته است!!!

من خودم تقوا ندارم و ممکنه گناه هر موقعی سر بزنه هم اخلاق خشم و شهوت و نفس ابنا هرچیزی مخصوصا اگر توجه نشه بهم محبت نشه خعلی تنها باشم خلاصه شما یک گناه کوچک به ما بگو؟! نداریم همه ی گناهان بزرگه حالا میخایم درمورد یک حدیثی صحبت کنیم که غوغا کرده فکر کنم حضرت علی (ع) گفته باشند که: بزرگترین گناهت گناهی است که  کوچک میشماریش!!! خلاصه دلیل میاره برای گناهش همه میکنن مام روش نمیدونم شهوت نیازه روح و  جان بود نمیدونم دلیل میارن دیگه و گناهش رو کرد و صبر نکرد  اصلا تنها موند و بی حوصله و خوشی ولی یارو گناه نکرده این دنیا برای مومنان زندانه توجه میکتی نمیگم خوش نباشیم خشک باشیم بلکه امتحانش سخته که خوشی بکنی ولی گناه نکنی مثلا دیگه افسرده بشی ولی گناه نکنی ،ما که تو مقدماتشم موندیم چه برسه امتحان! خلاصه گناه میکنه تقوا نداره حالا هرچی هم میخوای ایمان داشته باش نماز بخون و نور بگیری عقلت ناقصه لذا با گناه خودمونی بشی از چشم پیغمبر ص  و بزرگان میافتیم اولا طبق روایت صلاحیت نداره یارو که گناهی رو کوچک میشماره یا فرهنگ حجاب رو مثلا خراب میکنه مثلا میگه بزار آزاد باشن و گناهی نیست و نمیشه ایشالا لذا اهمیت کار فرهنگی هم هستا خلاصه کسی که گناه رو کوچک بشمارد میبینی صلاحیتش رو برای جهانبینی و خدا شناسی اصلا تفکرش غلط میشه از دانشمند بودن میافته عقلش ناقص میشه فکرش هرز میشه چرا؟؟؟ چون خدا داره میگه گناه کوچک تو بزرگترینه یعنی خودت ممکنه ندانی و برات اهمیت نداشته باشه نظر تو با نظر خدا یکی نیست و متفاوته هرچند آخوند باشی نظرت الهی نیست و صلاحیت نداریم! اصلا گناه کوچکمون رو گناه هم نمیدانیم این حالا صلاحیت داره بره مردم رو موعظه کنه!! جهانبینی ش غلطه اگر تقوا داشت میگفت گناه کوچک من کمااینکه پشیمانی هم نداشته باشه ناامید نشم و خدا ضرر و مجازاتم نکنه با این  وجود من بزرگ میدانم ولی اصلا ذهنش هک شده شیطانی شده پس بزرگترین گناه تو گناهی است که آن را کوچک بشماری!! خعلی حرف داره این حدیث عجیب! گفتم من خودمم تقوا ندارم موقعیت پیش بیاد تنها بشم و یا توجه نکنن و ... میرم سمت گناه بعضی وختا! لااقل دوتا نظر برامون بزارید بفهمیم زنده ایم! خلاصه برعکسشم هست اگر روی خودمون کار کنیم و حساس بشیم تقوا بورزیم مهم بدانیم و حسابرسی و مراقبت کنیم بر اعمال به طوریکه گناه کوچک رو هم بزرگ بدانیم حالا نمیگیم گناه نکنه بلکه بدانه و بدونه که گناه کوچکش بزرگ بود اگه اینو بفهمه فکرش بالا میره الهی میشه عقلش زیاد میشه خداشناسی بالا لذا باید از گناه کوچکمون شروع کنیم در راه و سلوک و حواسمون باشه ممکنه در جامعه گرانفروشی عرف باشه حالا همه میکنن باید ما هم بکنیم؟ حالا راه بازه باید ما هم بریم سمت دزدی؟ نه اگر قد مابلنده باید سیب بچینیم از باغ مردم؟ نه بعدش مهم نیست برامون و توجه بکن نکته ی بعدی توجه بکن  شخص چقدر تقوا داره یعنی تعریف تقوا که هرکس چیزی میگه مثلا میگن گناه نمیکنه باتقوا میگن ترس از خدا داره میگن ترمز داره و... یه تعریف دیگرش هم همینه که گناه رو کوچک نمیشمارد! باید از حسابرسی و مراقبه پس شروع کرد لااقل وقت گذاشت و تفکر درمورد گناه و ذکر و توبه بعدش و حسابرسی بازم !موفق باشیم !! دیگه وای بر امثال بنده که این همه شهید و تجاوز شد و کشته و زخمی و بدبخت و فقیر و بی پدر مادر شدن در عراق و سوریه هیچ برامون اهمیت نداره انگار مسلمون حتی نیستیم بحث سیاسی نیست بحثه وجدان بحثه اینه که انتظار داریم عالم بریزه بهم اگر شصت پامون بگیره به دیوار ولی در مقابل مومنان و مسلمانان هیچ کار کوچکی حتی!

یه حدیث بزرگی هست می فرمایند روز محشر شما سنگی رو هم دوست داشته باشید با همونی که دوست دارید مشهور میشید و آخوندان مثال میزدن ایام کودکی که اگه سازی مثل ویلون تار تنبک هم دوست داشتید با همون مثلا گیتار میدن دستت درمقابل خدا!! ما هم ترس داشتیم که ساز دست نگیریم و آهنگ فلانه حالا میگم چه عیب داره برای خدا و مردم یه گیتاری هم بزنیم اگر ساز خوبیه توجه میکنی؟! حالا درمورد ساز و آهنگ بعضی بزرگان دین میگن مثل نقاشی کشیدن یه نوع هنره و تبصره داره و اینا! ولی چیزی که میخوام بگم تقریبا درمورد آیه ی لیس للانسان الا ما سعی هست و چیزی که گفتیم هم قاطیش کنیم درمیاد که ما ممکنه هوس داشته باشیم و عاشق یه مرد یا زن بشیم! ولی اگه دوست شدیم مثلا اگه بریم تو خونه ی فلان بزرگوار استراق سمع کنیم اگه دشمنم باشیم اگه بفهمیم و بشنویم صداشو و اگه خدا بخواد و جونش درخطر باشه ممکنه محبت اون بزرگوار به دل اون زن که حتی اولش کینه داشت بنشیند! و اگه محبت باز بینشون بود یه مرتبه اون زن که بدبین بهش بود اگه قوی تر باشه اصلا استاد اون مرد میشه از راه دور البته باید بلخره یه قربتی و نشانه ای از هم داشته باشن مثلا من بعضی افراد رو که میبینم انگار صدساله میشناسمش ولی برای اولین بار دیدمشون! برعکسش هست روزی صد دفعه طرف رو میبینی هیچ محبتی نداری بهش که این برعکس مصداقش خیلی بیشتره لذا اینه که استاد باید بگه با کی ازدواج کنیم چون یه دلیلش اینه که حتما مهر خدایی باید داشته باشیم و یا اینو میخوام بگم که بعدا به وجود بیاد بین زن و شوهر یا استاد و دانشجوش لذا نکته همین بود که آقا اولش هیچ ارتباطی و خطی نیست بعدا یه مرتبه میبینی روانشناسه شده استادت حالا اگه توجه کنی زن ها کار اصلیشون روانشناسی مردشون هست بیشتر و هیچ عیبی هم نیست و اصلا برای همین ساخته شدن که حال مردشون رو بدونن و خوب کنن و بهش محبت کنن تا جایی که بچه هم یادگار بزارن ازش مثلا حالا چندتا! خلاصه اولش ممکنه عاشق هم نباشن یا اصلا برای هوس یه مرتبه از اندامش خوشش بیاد ولی بعدا اگر خدایی باشیم مهر و محبت ایجاد میشه و باید هم بشود محبت الهی باید فکر و ذهنشون با هم باشه من الان دخترانی هستن که در ذهنم میان نمیدونم زنه جنه دختره اصلا روحه چیه و دوستش هم دارم و به نظرم اگه بخوام ازدواج کنم اگه زنده باشه و بشه دلم میخواد با این دختره که همش رو مخمه و از نزدیک هم ندیدمش دوست باشم  و فکرمو میدونه ولی اصل این نیست که قبل از ازدواج بدونیم بلکه خدا بخواد محبت بینمون ایجاد میشه یعنی شما برای یک زن ساخته نشدی اسلام هم میگه 4تا زن رواست یعنی طرف 4 تا داره ناراضیه هنوز میگه میخوام طلاق بگیرم زن جدید! این دیگه خیلی پرته طرف ما داریم میگم قبل ازدواج همدیگرو میشناسیم اگرم نشناسیم ممکنه محبت الهی بینمون بعد از ازدواج رخ بده که فکر هم رو بخونیم ولی یارو به فکر زن پنجمه لذا دوستیهای خیابانی عاشقانه نیست دیگه اصلا عشق هم پریده و باید توکل ازدواج کرد و ایشالا محبت بمونه قبلا دخترا  ناز میکردن میگفتن تو عاشقم نیستی الان شوهر گیر نمیاد که مسئله ی اصلی اقتصاده الان ما وضعمون از دوران جنگ خیلی بهتره اقتصادی خیلی بهتره اقتصاد تا زمان های قبل و اقتصادمون رشد داشته و کشور فقیری نیستیم ولی یکی از دلایلی که خودمم الان که مینویسم فهمیدم که چرا همش رهبر عزیزمون اقتصادی فکر میکنن و سال هارو رو اقتصاد میچینن اینه که هیچ پسری نمیتونه خونه داشته باشه ماشین داشته باشه پولدار باشه و در سن ازدواجش ازدواج یعنی مشکل اصلی پسرا اقتصادی است برای ازدواج درصورتیکه وعده داده خدا و پیغمبر (ص) که به خاطر کمبود مالی ترک ازدواج نکنین که خدا ضامن هست ولی دخترا کوتاه نمیان که میخوای بدبختمون کنی! حالا دیگه بماند بقیه ش!!!

امام علی علیه السّلام فرمودند:
الْکَلَامُ فِی وِثَاقِکَ مَا لَمْ تَتَکَلَّمْ بِهِ فَإِذَا تَکَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فِی وِثَاقِهِ فَاخْزُنْ لِسَانَکَ کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ فَرُبَّ کَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً؛
سخن در اختیار تو است تا آنگاه که نگفته باشی، امّا اگر گفتی، تو در اختیار آن خواهی بود. پس زبانت را نگه دار همان گونه که زر و سیمت را نگه می داری. چه بسا سخنی که نعمتی را سلب کند.
نهج البلاغه، حکمت 373

به نوعی بازنشسته شدیم از اینکه باز جلوی دوربین و همه سخندانی سخنرانی کنیم تا کی باز خدا روزی بده  و تا کی علمم زیاد بشه حتی مطالعه ای هم بکنیم دست پر باز بیام ولی گمونم گندش درومده ها یعنی ما همینطور کارامون تا گندش در نیاد که ولش نمیکنیم لذا توی دلم خورد که حکمت 373 رو بخونم اولش فکر کردم یه روزی خوب باید باشه که درموردش فیلم بگیرم و سخنرانی کنم ولی وقتی نگاه کردم و بعد که توجه کردم دیدم انگار گندش درومده یعنی باید خفه بشم دیگه خوب باید دوباره سعی کنم وبلاگ نویسی کنم و سرم تو کلاه و کار خودم باشه و حدیث خطرناکی هم هستا توجه که میکنی میگه مثلا نعمت رو سخنانت ازت میگیره یا می فرماید امام علی (ع) که تو در اختیار زبانت و حرفات مثلا اسیرت میکنه حرفات مثل طلا که اگه خرجش کنی بلخره یه پشیمونی هایی هم داره پس معلومه کار خطرناکی داشتیم میکردیم و گندش دیگه درومده و قدرتمون کم شده قدرت خداییمون و شیطان زده شدیم دیگه حالا باز بسته که جلوی دوربین سخنرانی کنیم و روزیمون تموم شد از این به بعد سعی میکنم وبلاگ رو مثل سابق رونق بدیم و بنویسیم گرچه ممکنه کسی نخونه و چرت  و پرت بدونن ولی خوب زیان هایی هم داشته ایم و کاار درستی هم نبوده که جلوی دوربین همینطوری حرف بزنیم مگر اینکه کلاسی رفته باشیم علمی داشته باشیم استادی باشیم که هیچ شرایطی از اونا نیست تا اینکه گندش درومده !!! لذا کسی که حرف نزنه و بنویسه در دل قوی تره حالا ما گندشو دروردیم و خودمون رو خرج کردیم ولی فی الواقع باید نویسندگیم روش کار کنم وگرنه چرت و پرت رو هر ننه قمری میتونه بگه!باور کنید از راه نوشتن بزرگان که مطالبمو میخوندم چقدر دلم رونورانی میکردن و قوی میکردن و کمکم میدادن چه بزرگان چه فرشته ها و پله پله بالا بردن منو از روی نوشتن و قوی کردن دلم رو مثلا از روی یه متنی بخونم میبینی یه طور خاصی بعضی مواقع میخونم همشم لهجه نیست بلکه از بس نوشتم و روم کار شده قوی تر از هم سن و سال های خودمم و بهم توجه شده لذا سیروسلوکی داره نوشتن و خلاصه بچه ها زیاد اذیت شدن به خاطر سخنرانی هام حالا دوباره مینویسیم امیدواریم باز فضا خوب باشه و یاری بده خدا و فرشتگانش!

داشتم اخبار میدیدم اخبار شبانگاهی ساعت 9 جدیدا زیر بعضی اخبارا مثل قدیم مینویسند مثلا اخبار سراسری 22:30 شبکه ی دو معلومه پس سراسری نباشه بعضی اخبارا حالا بماند دو نکته داشت باید بگوییم یک درمورد خبر که آقا اخبار کذب نهادینه نشده باید جهانی یا از طریق سایتی جایی گفته بشه که فلان خبر کذب بوده یعنی نه آمریکا خبرهای مارو تکذیب میکنه نه ما اونارو و باید نهادی باشه که بگه حقیقت واقع رو انگار یه نوع معامله داریم که هرچی خواستین مخ بزنید و خبر کذب ما هم میگیم مخصوصا خبرهای جهانی وگرنه خبر داخلی باید مخ بزنن پس باید یک سایت ایرانی مثلا باشه مخصوص خبرهای کذب و حقیقت رو هم بگه دومین نکته این بود که در رامهرمز فکرکنم وزیر بهداشت بیمارستانی قشنگ افتتاح کردن که ایشان سرزده بود ببینه حالا چیزی که میگم یه حدیثه که میفرماید قدر سلامتی و امنیت رو نمیدونیم یا باید بدانیم و دو نعمته که قدرش رو نمیدونن که 1سلامتی 2 امنیت باشه حالا حدیث رو دقیقا یادم نیست واقعا همینطوره این موضوع رو زیاد درموردش بحث کردن و یه نکته ی دیگرش اینه که ما همیشه مشکل بیمارستان  و خدماتش رو داریم یعنی درست بشو نیست و قدرش رو نمیدانن لذا اونایی که درد میکشن و درد دارن باید مسول امر بشن در بیمارستان وگرنه طبق حدیث قدر امنیت و سلامتی دانسته نمیشود یعنی دوران جنگ که ما در حال جنگیدن بودیم همه پرستار همه دکتر و مشکل بیمارستانی و خون و دوا و اینا نبود گرچه وضع جنگی بود ولی وقتی امنیت نباشه و سلامتی در جنگ همه مشکلات بیماری حل میشه و اصلا دلسوز میشن دکترا!!! لذا سلامتی دکترا رو نگیریم اونایی که اذیت میکنن خدمت درست نمیدن لااقل امنیتشون باید سالم نباشه تا درست کار کنن نمیگم زندان یا اذیت بلکه باید بترسن برخورد بشه بالاسری داشته باشن!

یادم نیست ولی یکی از فرماندگان بزرگ سپاه میگفتن که ما تمام کسانی که موشک صادر میکنن یعنی میزنن از تسل سوم یا چهارمن یادم نیست خوبه ها ترس میندازه توی دل دشمن که همه ی کارای موشکی ما نوجوانان به بالا بکنن خوبم بکنن حالشو ببرن حالا ما گفتیم تا کلیپ بعذی آپلود میشه ولی یه تذکری بدیم برای بزرگان دین که بازیچه شدن اصلا کاری به رهبری و ریاست جمهوری ندارم پشتشون گرمه ولی مثلا آیت الله حائری ره همیشه دورورشون تو شیراز اول سپاهیان و فرمانده های نظامی بوده که حرف گوش کن بودن و اینا خوبه کار ندارم ولی میگم بزرگان وعرفا باید ما زیر نظرشون باشیم بدیش اینه که برعکس بشه یعنی یه سری جوان نادان حالا شما بگو عاقل حتی مستقیم و غیر مستقیم بخوان ائمه ی جمعه رو پشتییبانی که نمیکنن بلکه زور دارن میخوان خودی نشان بدن یعنی اینجا بچه بازی نباید کرد دستشون رو بست شما باید مثل اخبار تابناک که جدیدا در قسمت خبرای عکسیش چند تا ائمه جمعه رو سخنرانیشون رو بازیر نویس عکس گذاشت بنده شون باید باشیم قربونشون بریم نه که یه جوان شما حتی بگو باهوش بخواد جاسوسی یا خودی نشان بده تاثیر بد در زندگی عرفا و بچه بازی کردن حالا نمیگیم تحریم و بایکوت و اذیت بلکه باید سخنانشون بیشتر در جامعه بپیچه و ریسک نباید کرد اگر حتی تندروی کنن عاقل تر از ما هستن ائمه ی جمعه لذا میبینیم اصلا جوانان مثل مور و ملخ  مخصوصا بزرگان مشهور دورشون رو گرفتن سوالات بی مورد اذیت های خاص وقت گرفتن ها وقت کشور و اینا اینطوری هدر میره و به جای اینکه قدرتمندشون کنن حرف گوش کنشون باشن حتی قصد خیر داره ولی نه اینکه جاهلیم ما ضرر میزنیم یعنی طبق روایت جاهل میخواد سود برساند ضرر میزنه لذا هرکی از هرجا پیداش بشه توی خونه ی اینا و وقتشون رو بگیره نمیدونم اذیت  کنه اینا بده و ضرر میبینه دین و مملکن و مملکت مثلا من میرفتم مسجد خونه ی اولیمون تو شهرک جانبازان شیراز خوب اونجا نظامی ها بیشتر بودن شاید بعد رفیقم میگفت بابام با آقای حائری ره دوسته بعد توی مسابقه ی تفنگ با هم رقابت کرده اند و باباشم نظامی درجه یک باید باشه خدا رحمتش کنه مرد خوبیه حتما که نزدیکه خلاصه آقای خائری تو تیراندازی میباخند و بعدش تفنگش رو هدیه میده به بابای دوستم و کلی هم میخندیدیم و اینا جاهلیم دیگه حالا اینا چیزی نیست اینا نمیشه گفت بده و جنبه ی شخصی داره میگم دوربرشون رو شلوغ کنیم که نتونن حتی آب خوردن بخورن بد میشه!!!حرف زیاده در این زمینه که مخصوصا جوان ها میخواستن اذیت کنن حالا بهترم شده ها ولی بازم جاهایی بده مثلا همین آقای حاج منصور ارضی یا عرشی هرچی با جوانان در ارتباطن ولی نورانیتشون گرفته میشه به هر حال!!!جاهای مختلف فرق داره پس وضع!!! همه م شدن خیرخواه راحت  نور بزرگان رو میدزدند اصلا ببین فرشته ها هم مقام دارن تا مقام هرکسی اجازه نداره وارد بشه در جایگاهی که خدا نمیخواد اصول دارن حالا همه ی ما مدعی حتی بهشت هم درجه داره نمیشه همینطور سرت رو باندازی پایین وارد خیمه ی اباعبدالله بشی در بهشت حتی شهدا هم نمیتونن هرچقدر مقرب باشندا اینو قبلا هم گفتیم یادمه ولی دیگه گذشت زمانی که خیمه ی اباعبدالله حمله شد کسی دیگه اجازه نداره ببینه ایشان رو ختی دربهشت مثلا آیت الله آملی ره از قول بزرگانی میفرمودند اینطور نیست که بهشتیان بتونن امام حسین (ع) رو به سادگی مثلا ببینند بلکه هر از یک سال یکبار توفیق پیدا میکنن البته بازم مقامشون مهمه شاید!

ما هم هوایی دخترایی شده که میان تو ذهنمون و خاصیت سکسی دارن یا در حالت شهوات میخوان مام از خدا خواسته موقه خواب منتظرن اصلا!! ولی اینبار یه پرسن و سالشون اومه که چک میکنن چقدر سکسی هستیم راپورت بدن اصلا! یا میخوان خودمونی بشن لذا چکنیم ما هم با هم بودیم و اینا آرایش و اینا تا اینکه آخرین دفه محلم نمیزاشت میگفت من 4برابر تو میخوام وقتی چک کردم که چرا فرار میکنه میگفت من بیشتر میخوام!!! و میخواست و محلم نمیزاشت و میرقصید و ادا درمیاورد با وسیله هاش تا برقصیم با هم و آموزشم میداد که همیشه و همش سکس نیست و هوایی نشم تا دختری دیدیم توی ذهنما بودشا که همش آموزش میداد که مثلا اگر دختری اومه!!! خلاصه مام میل داشتیم اینم فرار میکرد ماهم دنبالش!! قوی بود دیگه تا یه کم خودمونی شدیم فاصله گرفت و فرار کرد اینطوری منم سکسی تر میشدم چون تاحالا فرو نکردم تحریکم میکرد مام شهواتمون قوی نیست و هم اون قوی و تا حالا فرو نکردیم چیزی در کسی مگر تو ذهن که اونم معلومه دیگه که اینکاره نیستم لذا باید جنبه داشت پیش دخترا اون موقع داشتم پریروز فیلم خنده دار لختکی که دوربین مخقیه نگاه میکردم و سوتی واقعی مردان رو تماشا وقتی یه زن لخت بشه میدیم و میخندیدم که دیدم نظراتش خارجیا گفته بودن ما که تا حالا دختر لخت شده مواجه نشدیم ندیدم ولی یو اف او ها رو دیده ایم این موجودات فضایی رو ولی!!!حالا ما از بس فیلماشون تو تلوزیون چیزه فکر میکردیم همشون هرزه ان 24 ساعته نگو قانون هایی هم دارن خارجیها و خواهان دارن و مرد هم دارن و گرفتاری و درد البته بازم دوربین همه چیزو نشون نمیده مثلاا دوربین مخفی هاشون میره سراغ پاکاشون ولی فیلم های پورنو دنبال هرزه ها که ما فکر میکنیم خعلی بدن یا خوب!!! ولی مشکلات دارن نه که چون به زن رسیده اند یا مرد مورد علاقه ش دیگه مشکلی ندارن روحشون کلا خرابه کسی ککه ایمان نداره و ما فکر میکردیم خعلی خوشالن دیگه و لااقل مشکل جنسی ندارن ولی همشم جنسی نیست و اونجا هم نمیتونن تجاوز کنن خعلی هاشون اونجا پوله که حرف میزنه شاید علاوه بر قانون مجازات برای اذیت!! این فیلما تو یوتیوب زیاده و واقعا تحریک میشن مردان وقتی زنی جلوش لخت بشه و گفتم این چه آبروریزیه ولی گفتم حالا لخت شده مثلا شبیه مجسمه شده لخت جلوی مردان و غیره که واکنششون چیه ولی هرچقدرم تحریک کننده باشه زنه خوار شده جلوی دوربینش و خواری که بدتره که لخت شده در مقایسه با تحریک پذیری مرد!!! تو ذهن وقتی نمیداد و فرار میکرد یه فحش بهش دادم کارساز شد و رام شد اصلا! لذا این دخترا که میان تو ذهن مومنن و فکرشون رو نمیتونن از ما و کارمون خارج کنن و آروم میشن نمیشه که شونصدتا زن گرفت ولی پیش اومده نمیشه زن گرفت تو این حال که بعدشم دشمنم بشه یعنی همینا میکنن بعدا!! لذا دختره خعلی قوی تز از منه که موقه خواب میاد هکمون کنه جنم نیستا ولی از دور قویه!!!عجب گرفتاری شدیما! اصلا اگه چک کنی صدا وسیما مجری هاشون و دستگاههای اداری شاید یه اتاق دارن که زنانی که رو مخ مردان میاد مثلا مجری ان میرن رو ذهن مردا و وسیله هاشم کامله پاکه ولی غلط اینکار!!!

لذا اینو میگم که با هیچ زنی از نزدیک سکس نداشتم مگر خیالی و ذهنی منحرف بشم ولی حس میکردم لختم کردن بدون هشیاری قبلا!! و برای سکس ذهنی هم زمینه ی انحرافش که بارها میشم اینه که باید همو بشناسند مثلا زنان با حرف ردن با نامحرم ارتباط میگیرن و مردان هم با چشم بیشتر که دیدنش میخوان!! و باید دوعامل باشه برای انحراف بیشتر که اولیای خدا از همین میترسند فقط!که در اینجا بیشتر تقصیر مرداست دیگه و زنان هم رو دادن ولی مرد باید کنترل کنه بیشتر و خواهان هم نباشن چون حرف زده باهاش و دلبری کرده و هم چشمش دیدتش تو ذهشه ولی زنان کشنده هستد میکشن  و جذابن خوشگلن دیگه اونم نه هر زنی باید دل بهم ببندن از دور!لذا زنان زود گول میخورن دل میدن و شهوتشونم بیشتره زود عاشق میشن ولی مردان زود منحرف اسلام میگه زن حیاش 10 برابر مرده لذا اگه دل زنی رو برد تقصیر مرده است نباید فضا باشه خودمونی شن نامحرمان!حالا که ما مسلمونیم یعنی و ذکر نامحرم شد یه دومورد متذکر بشیم خلاصه اینکه اولا یه ترسی والدین مسولین دارن که وقتی سکس کردن بچه هاشون گرگ میشن دوما بچه نباید معاشقه ی پدر و مادر رو ذهنی از دور و مخصوصا از نزدیک ببینه وگرنه اسلام گفته روایت هست یادم نیست ولی حتما منحرف میشه زنا میکنه همونکارو میره با نامحرم میکنه اگه ببینه سکس و معاشقه ی والدین رو حتی شیاطینم نباید گذاشت القا کنن!!جلوی بچه گفتن اینکارا نکنین حتی اگر منحرف بشه نوجوانه بره پنهانی ببینه خعلی ارزشش بیشتره تا ماهواره روشن کنن جلوی خواهر برادر فیلم پورنو ببینن یا مسول ما بشن بعد راحت هرکاری جلوی بچه تو خانه! دیده شده خواهر و برادر حتی با هم بد کردن جلوی این فیلما!!! لذا دم مغازه بری میگه فیلمه خانوادگی نیست!!! من خودم نوجوون بودم بنایی داشتیم یه شب بیدار شدم آب بخورم دیدم تجربه کردم بدبخت شدم دیدم والدینم رو زیر پتو!!! البته قبلاشم اینچیزای بدو نگاه میکردم منحرف شده بودم توسط دوستام مخصوصا مدرسه ای که اصلا فیلم نشونم دادن فیلم بد وسایت بد اون موقه هنوز فیلترشکن نبود رفته بودیم کافی نت بعدشم سی دی دادن خدا بیامرزتشون البته دو دوست صمیمی در دوبار فقط تو مدرسه ایمام وگرنه سکس که همه جا مطلبش نقل و نباته و جوکا یا سکسی یا سیاسی ان فقط دوبار اتفاث اقتاد که خودم لجنزار شدم البته قبل از فیلم و سایتم بودم ولی اینکاره ی قوی نبودم و گریه و توبه میکردم باز یادم نیست درست و بچه های خوبی هم بودن که رفیق بودیما ولی دیگه پسریم دیگه! اصلا من خودمم یه بار دایی جوادم اومه خونمون یه زن لخت پستانشون تو خلوت نشونش دادم آخه تو نوجوانی آخه میگفت سایت بد میری منم منحرف بودم خودمونی بودیم بعد از جاش جنب نخورد عادی بود براش ولی برای من همیشه تازگی داشت قبلا چون توبه میکردم همش و با همه نوع زن حال میکردم و من خودم هر موقه میدیدم با ربزش همراه بودش ولی اون اینکاره بود انگار بعدشم ماهواره گرفت و الانم سرکاره دور از جهرم خدا پشت و پناهش خعلی اذیت شد به خاطر کارام ولی پارتی داشتیم تو اقوام بردنش سرکار ولی دیگه یه سری نمیزنه و دل مادر و پدرش خونه خون!!

خواهر کوچیکم شاید تا توی دبستان کوجیک بودم هم میومد پیش مادر بزرگم ممه بخوره ومنم میدیدم که میخندن و شادن فکر میکردم کار خوبیه و زنان خوششون میاد قبل از که مسائل جنسی رو بفهمم لذا یه بار دست دست زدم به مامانم گفت دست نزن سرطان میگیرما!!! منظورش سرطان پستان بود که قطغ میکنن پستان هاشونو منم یادمه شنیده بودم که یکی از دوستام مادرش همینطوری شده خیلی میترسیدم لذا همینم هست در مسائل جنسی زنانه در تخیل اگه حمله کنی همینه یا سرطانی میشن یا هم برای شیر دهی خوبه یعنی دوعامل برعکس این زنان خارجی مثلا پستان هاشون درشته چون از بس نشون مردا دادن اصلا تاثیر داره علاوه بر تکنیک گنده کردن لذا شاید حق داریم تا پستان زن تجاوز کنیم در خیال اونم نه هر زنی و اونم نه هرکسی باشه تخیلش مثلا رفتم بخوابم امشب الانم اذون گفتن گفتم چه ذکری بگم که یه زن خوب بیاد احظارش کنیم! یادم به شیخ رجبعلی افتاد گه میگفت اگه رنی رو دیدید خوشتون اومد ذکری بگید خدا مثل حوری ای شبیه به اون بهتون میده ذکرشو میگم و داستانشو یادم نیست لذا ما هم مجرد گفتیم باید نقد بگیریم ذکر اینه(یا خیر حبیب و محبوب صل علی محمد و آل محمد) خوب خدا بهترین دوسته رفتم خط حبیب رو گرفتم رسیدم به زنی خلاصه بعد رفتیم جلو طرف لیوان آورده بود مثل فیلم سکسی که فلان میکنن یعنی مجهز آماده همه چیز تا ما فرو بپاشیم بعدا دیدم میخواد که شیر بدوشه بده بچه انگار اصلا! خلاصه وضع خفنه دیگه اگر خوبیم میتونیم شیر دوش بشیم گاوم شیرشو باید دوشید ولی کاری نیست که بشه درموردش حرف زد اینا رازه بیشتر چون مردم افراط میکنن فردا همین بلا رو سر خودمون و زنمون میارن که چرا شما اینکارو با زنم کردی خوب بدبین شده ولی حرف پیچیده و راز لو رفته میگه تو هم نباشی فلانی بود لذا مرد زنشو حفظ میکنه وگرنه سلمان ره حدیثه اگر اون چیزی که داشت رو میدونست اباذر میکشت سلمان رو اباذر میگن اگر زنده بود مراجع تقلید دستشو میبوسیدن! بله وضغ خرابه زن ممکنه فاسد بشه دیوانه شه اصلا !!منبع محبته اگه مرد داره که باید راضی نگه ش داره وگرنه میگن اگه زن ارضا نشه ها دوست داره حتی به یک سیه چرده چنگ بزنه وای وای وای نمیگم گناهش پای ما میافته بلکه مشکله قضیه هم قضیه ی ما اصلا..لذا ما گفتیم کی خیرحبیب منه؟! رسیدیم به زن مومنی و زنان دیگر هم استاد بودن ولی فعلا اون موقع خیرحبیب نبود لذا ما پیگیری اگه کنید میگیم که آقامردان بلخره به یاد زنی آبشون میریزه بله؟! یه آبی هم هست قبل آب منی نجس که پاکه و وسیله ی آزمایش و آرایش لذا این زنه هم میدونست ازعمد منو بازی داد که ببینه چی میشه یعنی فهمیدم زنان هم شیرشون از یاد مردانه میاد مثلا اگه موقع شیردهی مداحی حسین حسین بزارن شیرشون بیشتر میشه و حسینی میشه و گریه بکنن هم یه حالی میده به بچه  که حفظ و زیبا و بیمه و همه چی پس زنان هم دست خالی نیستن با شیر بچه چیز میشن! لذا زنه مومنه و آرایش زیبا در میاد آبی که قبل منی خارج بشه خوب ما هم ممکنه شیر یا چیزی شبیه ش خارج کنیم با ذکر مثلا یاصمد لذا اینجا هم شیرش یا چیزی شبیه ش میتونه جنبه ی آرایش برای اون زن داشته باشه!!

خوب موضوع رو شروع میکنیم در حالیکه تقریبا اینه که ما هیچی بلدنیسیم یعنی اینکه مثلا شما که مجسمه میسازی یعنی اونی که میسازه ها خعلی باید حرفه ای باشه تا حدی که کارشو شیطانی میگن که مجسمه ی کسی رونسازن یا حتی طرف مجسمه ی طرف رو میسازه بعد باهاش حال میکنه یا  اصلا جادوش میکنه دیگه عکسم نیست من خودم یکی از این اسباب بازی های آدمک دیدم یا خریدم که خعلی باهاش حال کردم یعنی گفتم چقدر طبیعیه پاهاشو که باز میکردم بازم طبیعی بود و انگار یک سرباز جنگی بیچاره کسی که چهره ش و هیکلش مثل این سربازه جنگی یا افسر باشه داغون میشه ها لذا موضوع اینه که شما که استاد زیبایی هستی یعنی اگه میخوای زنت رو زیبا کنی یا حتی کلا زنی و زیبا بخشی  و پخشی اول باید بدونی که مرحله ی زیبایی که میخوای بکنی چیه یعنی طرف چی هست وباید بشه نه البته خوبه همینطور صلوات بفرستی برای طرف تا طرف رو آب کنن فرشته ها از نو بسازن البته اینکاره اولیای بزرگ خداست وگرنه توبه قبول نمیشد شیشه ی دل ما بلخره میشکنه در دنیا همینطوره هرچی بری بالا بلخره باید بیای پایین هیج بلندی نیست که پستی نداره نداشته باشی یا راهش نباشه بلخره باید برگردی پایین و حالی میبری هم نمیشه که هی بگی خدا خدا اگه فنا هم بشی در خدا بری بالا بالاها وضعمون بحرانی میشه حالا ما گویی نیستیما ولی اطرافمون مارمولک  میجنبه یعنی هنوز خدایی نشدیم جمع میشن خدامون رو این افرادی مثل دکتر میگیرن قبلانا طرف یه مرتبه توبه میکرد اصلا ظاهرش میچیچید تو هم یک چهره ی جدید و تازه الان اصلا نگاه که میکنی نمیزارن توبه کنی اشک بریزی از قبل شیاطین دوره کردن پلیسن زور دارن نمیزارن جمع بشن گریه کنن و مجالس رو خراب و حالا تحت شدید امنیتی گریه بکنی میگن طرف افسرده است نمیدونن چه حالی میده آدم سبک شه برای دیگران حتی گریه کنه ما که خودمون گهی نبودیم و نیستیم هم! خلاصه شما که میخوای منو زیبا کنی اگه دعا میکنی که خدا بدادم برسه ولی اگه استادی که باید باشی باید بذونی کن من زیباییم باید چطور باشه که نیست این جوان جاهل باید مرحله به مرحله چطور باشه که نیست خوب نوجوانان و جوانان رو پدر و مادر خیرشو میدونه و ممکنه هم نگه و با صحبت باهاش میفهمند که باید چطور باشه و نیاز به  دکتر نیست خود بچه با پدر و مادر جنگ داره تو خونه بسه و خیرخواهش اول پدرومادرشن ایشالا ولی استاد اگر هستی میذونه طرف که باید من چطوری باشم و نیستم ما متعصفانه جوانیم خودمون تا یه روز گناه نکردیم میشیم پیغمبر و یادمون میره چه گندی بودیم و ادعامون میشه حرف ننه بابام میفرستیم پشت گوش که خیرخواه بودیم حالا بماند که مجردان لحظه ای فکر میکنن چون درگیری شهوته فکر میکنیم مثلا امروز دیگه از همه بالاتریم و مشکل فقط زنه که نیست اول بدبختیه حالا موضوع اینه که آقا مرحله به مرحله رو میدونه بابامون رفته راه مارو ولی انقدر رفیق نیستیم که بگه و نمیگه هم که باید تو اینطوری باشی عزیزم میگه ولی چون ما دوباره گند میزنیم طرف جوانه زود اعصابش خورد میشه الکی برای یک عصبیت الکی نوجوانه دیگه ممکنه گناه کنه خوب چش کنیم پدر و مادرم دارن میسوزن که جوانم داره پر پر میشه و شهوتش رو نمیتونه جاهل خان شده جاهل خان تو اون فیلمه هستا فیلم اتل متل توتوله  رو نمیگما کلا سن جاهلیته دیگه نوجوانی دیگه اگه جوان شدیم موقع زن وگرنه میکشه به درازا لذا چه کنیم اینکه استاد اگر استاده مانند پیکره تراش مجسمه طرح رو داره میدونه چی در میاد فقط استعدادش این نیست که با گل و خاک بازی کنه و هنر داره بلکه طرخ رو هم داره میدونه جز به جز باید چه کنه تا چهره ای زیبا از مجسمه درآره حالا ما مجسمه که بخوایم بسازیم یه دماغ که خوبه یه ابرو هم گیریم خوب این هم آموزش دید هم طرح داره بعد طرخ آخریه هم نیست مرحله به مرحله!!!یعنی در مرحله دوم نمیره به سمت مرحله ی آخر عرفان بلکه مرحله ی دوم آدمسازی در مجسمه البته زیبابی هم کار درون رو باید میگفتیم بیشتر بله ظاهر که خارجکی ها زیباترن مثلا آلمانی ها خوب چ کنیم نژاد پرست بشیم چون زیبایی رو دوست داریم؟ چون همیشه سفید از سیاه جذاب تره؟ اصلا بلال حبشی به پیامبر گفت که آیا من در بهشت سفید میشه پوستم و پیامبر مشتافانه وعده داد که بله حتما حالا نه اینطوری که ما گفتیم داستان رو ولی همه دوست دارن سفید باشن ولی ما زیبایی که میگیم طرف میگه من میخوام سفید باشم میگم بابا سفیدی خوبه ولی مثل بچه ها نباش! لذا زییایی ذرون رو باید میگفتیم که استاد میدونه حالا ظاهرم گول میزنه و به داخل ربط داره بلخره حالا فروختنی و حرچ کردنی نیست که زشت بشیم ولی دیگه!زیبایی درونی هم اخلاق خوشه در اسلام و بلخره پیامبر هم به ذوق بلال نزد که سیاه باش حالا سیاهی خوبه و دلداری نداد بلکه وعده داد هرچی بخوای هست پیش من!

شما اول دل مادرتو بدست بیار دل زنتو بدست بیار بعدا بیا بگو حدیثه که هرچی زن گفت رو برعکسش کنید!! توجه مینمونی؟! اینه که زن عموما و ظاهرا بیاد صحبت کنه حرفشم خیلی شیک و عاقلانه است ولی اگر زنت اومد تو ذهنت چون دوستت داره چون کار خوبی کردی اونم خدا میاندازه حالا یک موجود شیطانی نیست بلکه چون خدا انداخته و اینم زنته حالا برعکسش جواب میده یعنی یه نوع یادآوری معکوسه جذابه یعنی چون زن جذابه ولی وقتی به لقائش رسیدی چیزی ته ش نیست اینه که  خدا خواسته اگر روی فکرت اومد زنت برعکس نتیجه بده و بگیری مثلا من دیروز رفتیم پیش یک سید دعا نویس بعد مادرم گفت قرص قبلیش که شهوتم رو داغون کرد قرص خوبی بود ولی حالا مثلا بد شده حالش یعنی حال من خلاصه منم نو حونه که اومدیم بستمش به فحش که مگه من چکار کردم کردم و فکرکردم و میکنم  وخواهم کرد که حالم خوبتر شده و اصلا نباید دیگه قرص بخورم حتی اینم محض رضای ننمه خلاصه آقا ما رفتیم و برگشتیم صبح دیگه چیز شدرفتم آش خریدم و اومدم خونه دیگه مامانم خوشال شد که آش خریدم و دلش رو بدست آوردم و تمرکزش رو گرفتم و بیدارش کردم که پاشو نماز بخون و آش برام بیارو و مودبانه همین چند دقیقه پیش گفتم که آش برام بیار و تو باید بهشون بگی این حاالش خوب شده دیگه قرصش رو قطع کنید نه که بری بگی از اون موقه ای که قرصش عوض شده بدتر شده و اینا دیگه دوست شدیم وقتی رفتش دیگه منم تو ذهنم بلخره مامانم اومد یعنی یک ارتباط خرابی برقراره که هیچ وقت نمیاد و مامانم هم خیلی اذیت و کتک خورده چون مومنه و دبیر دینی هم بوده اینکه استاد منه ولی در ذهن من جایی نداره و تربیتم اینطوری اگه خوبه خلاصه آقا در ذهنم اومد و منو به یاد چیزی انداخت لب تاپم که تو آشپزخونه چند ساعت پیش فیلم گرفتم اینکه با دستش علامت داد در ذهنم که نرم برش دارم حالا بدبخت خودش چه میدونه لب تاب چه جوری کار میکنه اصلا اونجا هست یا نه بلکه خذا اینطوری نشان میده خلاصه دستی در ذهنم تکون داد که یعنی لب تابت رو برندار منم راحت برعکسش کردم و وقتی برداشتمش دیگه گفتم این درسو بدم که پس اولا این شدکه زن اگر استاد نباشه و زنت باشه برعکسش کن دوما اینکار کار خداست نه زنت یعنی زن بعضی وقتا قوی است میاد تو ذهن اصلا جن داره فرشته داره به یادته پیامی میرسوته ولی بعضی وقتا روحشم خبر نداره چون دلش رو بدست آوردی و  خودتم دوستش داری خالا خدا به صورت معکوس یاریت میده وگرنه لذت زنانه برذن آنی است ولی ما هیچوقت درس نمیگیریم لذا کار خداست و حدیثه که هرچی زن گفت معکوسش رو بکن اون موقع هنوز دم نکشیده بوده که بگن اگه تو خیالت اومد برعکسش رو بکن مگر اینکه واقعا زن اخمقی باشه و دوستی شما خیانت باشه و مومن نباشه که ظاهرشم که حرف بزنه شما باید برعکسش کنی شاید پس سوما اینکه باید دلش رو بدست آورد که توجه الهیش به ما باشه تا خدا توسط زنت یاریت بده!!!چهارم این روایت یک اصل هست لذا خعلیا توی شکن که باید برعکسش کنن یا نه مثلا من خودم لذا تا خدایی نباشیم مشکوکه قضیه ذهنی زن امیدوارم پس اول دلشونو بدست بیاریم بعد خدا یاوری برسونه!البته اینو هم بگیم که در مسند قضاوت که یارو قاضیه شیاطین میان رو مخش یا فتنه است و جنگ اینا ما کاری نداریم که قاضی رو تهدید کردن ترسوندنش حالا حکمش چیه نه این یک اصل الهیه عمومیه وگرنه گفتن قضاوت اصلا نکنید وقتی اصل کار خراب باشه پای زن رو نمیشه به عنوان یک اصل به قضاوت خعلی وقتا کشید بلکه باید قاضی عاقل یعنی عادل باشه که اینکارا میکنن قاضی وسوسه میشه چون مومنه و حتی از نیروی امداد غیبی زنانه استفاده میکنن که اگه وسواسی نباشه ممکنه جواب بده بلهره ارواح مومنه هم هست! باید بدونه یک قاضی چکار میکنه لذا!!لذا موضوع قضاوت گاهی اقدر پیچیده میشه که فرشته هام شک میکنن حکم اصلی دقیقا چیه همینه گرفتاریمون دیگه نمیشه از روی شهوت و هوا و هوس مثلا سه سال زندانی برای یارو نوشت کمااینکه تو کتاب قانون هم نگفته فقط یه حکمه!!چطور منو شما یک ساعت تو قرار منتظر بمونیم تا یارو برسه دنیارو میخوایم عوض کنیم یعنی چیز میکنیم بعد یارو یک ساعت الکی تو زندان با اون وضع خرابش آب خنک بخوره بیشتر کی میخواد حقشو بده حالا ما درمورد یک ساعت زمان و شرایط زندان بحث کردیم میدونی چقدر پیچیده است قضیه و قضاوتش؟!!!! باید کل عالم بهم بریزه که یک شهید کشته شده حکمش چیه خونش چقدر ارزش داره اخلاصش چقدر اصلا داریم بعضی کارای خوب رو کل فرشته ها جمع بشم نمیتونن ثوابش رو ثبت کنن حالا یارو عذاب  میبینه آیا حتما میره جهنم مثلا؟!! مثل نماز جماعت