لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

ای علم افراشته در عالمین / اکشف کربی بحق الحسین

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

ای علم افراشته در عالمین / اکشف کربی بحق الحسین

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَیُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ مَاذَا تَکْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ﴿۳۴﴾

۱۲۴ مطلب با موضوع «تفکر قرآنی» ثبت شده است


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۶ ، ۰۱:۴۵
علی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۶ ، ۰۳:۰۵
علی


۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۶ ، ۰۶:۱۷
علی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۶ ، ۱۵:۵۷
علی
انَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ
خوب ما تو پست نوشتاری قبلی دیشب درمورد تقوا صحبت کردیم ولی نگفتیم باید یاد خدا باشیم و ذکرم بگیم یعنی یه فضاهایی است شیطانی میشه مثلا اگر افراد جدید که بویی از خدا نبردن در فضاهای ما بیان روی ما تاثیر بد میزاره و از خدا غافل میشیم بعد هر حرفی مثلا سر زبونمون اومد رو میگیم و هرکاری ما هممون موج و فاز خاصی داریم و موج شیطانی ممکنه درجاهایی قوی باشه یا حمله بشه گروهی افراد خاصی بیان تو زندگیمون آیا ما باید در شرایط شیطانی عوض بشیم تا یه فشاری اومد رومون آدم بدی بشیم؟؟ خوب حمله است دیگه لذا درباره ی فضای شیطانی که افراد قوی میان در زندگی ما و کلا مارو بد میکنن و میتونن هم بکنن این آیه به ذهنم خورد ببنید آیه میگه کسانیکه گفتند خدا رب ماست و استقامت ورزیدند یعنی هم ذکر خدا گفتن که تسلط شیطانی از بین بره یعنی هم یاد خدا کردن هم استقامت و تحمل کردن این فضای بد رو و جا نزدن که شکست بخورن و ناامید بشن پس اینا که یاد خدا کردن در فضای بد و تحمل کردن فشار روانیش رو و مثلا گناه نکردن در این فضاهایی که اختیار آدم رو میگیرن شیاطین بعد آیه میگه ما براشون فرشته هارو میفرستیم به یاریشون که نترسید و غمگین نشید و بشارت بهشون میدیم بهشت رو پس ما تا موج شیطانی اومد که تسلط الهی رو بگیره باید یاد خدا بیافتیم و این شرایط رو هم تحمل کنیم بیراهه نریم تا کار درست بشه یعنی مثلا جاهایی پیش میاد که تحت تسلط شیطانه و یا حمله بهمون میشه و افراد جادوگر و شیاطین میخان ببرندمون که باید حتما یاد خدا کنیم و ذکر بگیم سر زبونمون و منحرفم نشیم و زود نبازیم البته این آیه ی بزرگی است ما از جهت خودمون معنا کردیم که توجه بشه! آقا حالا بماند ولی گاهی اوقات هیچ راهی جز یاد و ذکر خدا در این فضاهای شیطانی وجود نداره وگرنه میبرندمون این موج های شیطانی و میشیم زبان شیطان حتی با لحن خودشون صحبت میکنیم!!!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۱۵
علی

أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ ﴿۷۱﴾
آیا آن آتشى را که برمى‏ افروزید ملاحظه کرده‏ اید (۷۱)
أَأَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِئُونَ ﴿۷۲﴾
آیا شما [چوب] درخت آن را پدیدار کرده‏ اید یا ما پدیدآورنده‏ ایم (۷۲)

این دو آیه از سوره ی واقعه هست که داشتم گوش میدادم قرائتم رو رسیدم به این آیه و نکته ای به ذهنم خورد که چرا خدا میگه چوبش رو شما پدید آورده اید یا ما؟! داره درمورد آتش صحبت میکنه مثلا چرا نمیگه که سوختن آتش ما داریم میسوزونیم یا شما غذا رو گرم میکنید اینو نمیگه ولی میگه که شما چوبش رو درست کرده اید یا ما! اولا وقتی خدا سوال میپرسه دو جنبه ی سوالی که با ام اومده رو باید در نظر گرفت یعنی یک قصد وجود نداره که حالا بخواد بگه ما چوب رو آفریده ایم نکته ی دوم همینه که آقا ما با اعمالمون داریم چیز میز میکاریم و مثلا رفتار خوب ما شکل ملکوتی و جامدیت میگیره یعنی هر رفتاری که میکنیم یک شکل ملکونی داره و چیزی ازش ساخته میشه لذا هم ما کاشتیم هم خدا ولی آتش که سوختن هست درخت بدی هست و کار خودمون هست جهنم از اعمال خود ماست ولی بهشت از رحمت خاص خدا و خدا بهشت رو آفریده ولی جهنم ساخته ی بشر هست لذا خدا میگه در سوختن که کار بزرگی هست دوجنبه داره اگر شما و بنده کار بد کردیم خودمون آتش جهنم رو ساخته ایم برای خودمون نتیجه ی کاشته ها و اعمال خود ماست این آتش ولی در کل آتش از درخت به وجود میاد چه نفت و گاز چه چوبی که باید بسوزه تا آتش باشه این نوع آتش ظاهری مسببش خداست خوب ما در صنعت و خیلی جاها از آتش داریم استفاده میکنیم دیگه 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۲۹
علی

سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ ﴿۳۶﴾

منزه است کسی که تمام زوجها را آفرید، از آنچه زمین می‏رویاند، و از خود و از آنچه نمی‏دانند! (۳۶)

در این آیه ی 36 سوره ی 36مین یعنی یس خدا میفرماید از چیزی که نمیدانید خلق شده اید یعنی نمیشه اصلا بدون اذن خدا چیزی خلق بشه یعنی در آزمایشگاه نمیشه نطفه و اسپرم مصنوعی ساخت نیاز به مادر و پدر هست حالا میشه قلب مصنوعی زانوی مصنوعی ساخت ولی اسپرم مصنوعی نمیشه قدرت خدا رو که ساده ترین چیزهایی که در بدن وجود داره و ساختار پیچیده ای نداره اسپرم هست که به فراوان در نطفه ی مردان ریخته ولی نمیشه همین رو کپی کرد و بدون اسپرم مرد در آزمایشگاه تولیدش کرد ولی قلب مصنوعی هم ساخته اند در علم پزشکی ولی یه چیز به این سادگی رو نمیشه ساختش!!!الان علم بشر میگه میشه در بیرون از بدن مادر بچه در دستگاه شبیه رحم بچه تولید کرد ولی همون بچه هم حتما پدر و مادری داره و وقتی خدا میگه از یه چیزایی خلقتون کردم که نمیدانید همینه یعنی علم بشر نمیرسه به جایی که بدون پدر و مادر بچه ای خلق کنه!!!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۴۲
علی

أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ.

ببنید اون خدایی که ماروآفریده و از همه چیز ما باخبره داره میگه فوز العظیم و رستگاری اعظم ما اینه که وارد بهشت بشیم یعنی ما در دنیاییم اول و هنوز وارد نشدیم و انتظاری هم نیست باید صبر بدیم اگر بهشتی هستیم دوما خدا بهترین حالت مارو که رحمت نازل کرده و میکنه در بهشته یعنی قشنگترین چیزها لذت بخش ترین لذت ها و راحترین حالات و خوشمزه ترین غذاها در بهشت خواهد بود با اون قدرت خدایی که خدا خواسته یعنی در بهشت هیچ کم و کاست و نارضایتی ای نیست ولی در دنیا اینطوری نیست در دنیا قهرمان کسی است که مدال بگیره برای کشورش اینه فوز العظیم در صورتیکه ما تا در دنیاییم باید به فکر جهنم و بهشت باشیم وقتی خدا بخواد و بگه فوز العظیم بهشتیه که من واردتون اگه بکنم این بهشت چطوری ساخته شده و چه خوشی هایی داره فقط خودش میدونه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۰۹
علی

اعلموا انما الحیات الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکَاثُرٌ فِى الْأَمْوَ الِ وَالْأَوْلاَدِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرّاً ثُمَّ یَکُونُ حُطَاماً وَفِى الْأَخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَ انٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَآ إِلَّا مَتَاعُ الْغَرُورِ 

خوب ما در دنیاییم و این همه در قرآن همون قرآنی که بر ما که در دنیاییم نازل گشته  این همه از عذاب دوزخ یا بهشت صحبت شده تا بیدار بشیم گویا فقط بعد از مرگ بدون اختیار ما یا عذاب داریم یا رحمت ولی در دنیا ما توجه نداریم به اولویت خدا بلکه خدا دلش میخاد ما جهنمی نباشیم ولی به ناچار یا میریم به جهنم یا بهشت بعد از مرگ و این همه آیات متذکر هست که دنیا دو روزه اینجا میگه اعلموا یعنی نمیفهمیم ما که دستور میده که بفهمید یعنی ای دنیویان بفهم بفهمید که دنیا بازی و لهو و زینت هست خدایی که با اون شان بزرگش میگه بفهمید یعنی ما دنیویان نخواهیم فهمید به آسونی مگر بعد از مرگ و قیامت و توجه نداریم به زندگی موقت دنیا اینجا در قرآن زیاد از جهنم و بهشت خدا حرف زده و میخاد بهمون رحمت بفرسته ولی در دنیا هدف بهشت ساختن که نیست در دنیا ما سختی هم میبینیم و فرسوده و پیر میشیم ولی باز هدف ما ممکنه بهشت بعد از مرگ نباشه!!! یعنی ما چنان غافلیم که نمیدونیم که خدا بهشت و جهنمی بعد از مرگ ساخته که در اولویت هم هست یعنی ما ناچارا یا بهشتی خواهیم بود یاجهنمی اون دنیا هر کاری کردیم در ترازو میسنجن بهشت میدن و‌ خیرات یا عذاب بعد ما توجه نداریم یعنی کلا سیستم دنیا با سیستم جهنم و بهشت بعد از مرگ کاملا فرق داره ما در دنیا به جزا و عذاب کارهامون نمیرسیم حالا یکی اختراعی کرد در دنیا بعد میشه قهرمان ملی ولی برای خدا بهشت رفتن ما ارزش داره و برای همگان خواسته توجه کنیم که بریم بهشت و اعمال خوب انجام بدیم همینه که این همه از دوزخ و بهشت صحبت میکنه خداوند متعال در قرآن گویا ما خوابیم بهشت و حهنمی به ناچار هست ولی در دنیا ما به زندگی ابدی توجه نداریم و خدا مد نظرمون نیست و اولیوت ممکنه پول و همین متاع دنیوی باشه که باید از غفلت در بیاییم و بدونیم که دنیا زودگذر و ناچارا عذاب و رحمتی در کار هست خدا براش مهم نیست که ما چیکاره بودیم در دنیا یعنی شغلمون چی بود خدا اعمال مارو میسنجه و دلش میخواد بهشتی باشیم و هدف رو بهشت گذاشته که حتی اگه شده بعد مرگ لذت ببریم در صورتیکه لذت دنیوی یه لذت زودگذری هم هست که بیشتر غافلانه هستش!!



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۷:۰۸
علی
یکی از قضیه هایی که سنی ها نتونستن منکرش بشن قضیه ی غدیر خم هستش ولی منتها پیامبر(ص) که می فرماید من کنت مولا فهذا علی مولاه رو اون سنی ها این کلام معروف که در کتاباشون هم اومده رو مولا رو دوست میگیرند ولی شیعه مولا رو سرپرست میگیره خلاصه ما امروز داشتیم قرآن میخوندیم سوره ی مریم رسیدیم به کلمه ی (ولی) آیه اینه:
وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِیَ مِنْ وَرَائِی وَکَانَتِ امْرَأَتِی عَاقِرًا فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا﴿۵﴾
و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آئین تو را نگاه ندارند) و همسرم نازا است، تو به قدرتت جانشینی به من ببخش. (۵)
یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا ﴿۶﴾
که وارث من و آل یعقوب باشد و او را مورد رضایتت قرار ده. (۶)
در اینجا کلمه ی ولی اومده به معنای جانشین و کلمه ی ولی از مشتقات همند ولی و مولا منتهی حضرت زکریا (ع) که نمیتونسته بگه ای خدا برای من مولا قرار بده چون خودش پیامبر بوده میگه ولی قرار بده ولی پیامبر ما(ص) می فرماید برای ما مردم بعد از من علی مولا هست هرکس که من مولاش باشم این علی ای که دستش رو بالا آورده ام مولاش هست!! بعد در آیه ی بعد هم میفرماید وارث من و آل یعقوب باشد یعنی هر مقامی که من  دارم رو بعدا ادامه بده پس چنین مقامی داره امام علی (ع) و ظلمه که معنای مولا رو دوست بگیریم مانند سنی ها!!



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۷:۰۳
علی
فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَکُنْتُ نَسْیًا مَنْسِیًّا ﴿۲۳﴾
درد وضع حمل او را به کنار تنه درخت خرمائی کشاند، (آنقدر ناراحت شد که) گفت ای کاش پیش از این مرده بودم و به کلی فراموش شده بودم. (۲۳)
فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا ﴿۲۴﴾
ناگهان از طرف پائین پایش او را صدا زد که غمگین مباش ‍ پروردگارت زیر پای تو چشمه آب (گوارائی) قرار داده است. (۲۴)
وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًا جَنِیًّا ﴿۲۵﴾

و تکانی به این درخت نخل بده تا رطب تازه بر تو فرو ریزد. (۲۵)

آقا ما داشتیم گوش میدادیم این قرآن سوره ی مبارکه ی مریم (س) رو بعد نکته ای به ذهنمون خورد که در حد خودم و عقلم جالبه بگیم اینکه حضرت مریم درد زایمان میگیرتش و آرزو کرد که ای کاش مرده بودم و به کلی فراموش شده بودم خوب ایشان دو درد طبیعی و یک درد اختصاصی داشت درد زایمان که بد دردی هست و خعلی سحته درد دوم حالت لخت شدن هست که آدم ضایع میشه درد سوم هم درد اینه که بچه اش حالا ننگ بهش میزنن که پدرش کو پس؟!!! حالا اینجا من داشتم گوش میدادم به چیزی که قرائت کردم به ذهنم خورد بعد از آِیه ای که میگه کاش مرده بودم و به کلی فراموش شده بودم حضرت مریم (س) میفرماید بعد خدا میگه ناراحت نباش که چشمه ای زیر پات هست و یه تکونی هم به این درخت بده رطب بخور اینکه در اینجا به ربان خودمون خدا میگه بیخیال این طبیعیه این دردها و خدا مردونه رفتار میکنه به این زن هایی که هی وسواسی میشن و زود ناراحت میشن التبه درد سختیه ولی خدا میگه بیحیال رطب بخور نمیشینه همدردی کنه باهاش میگه رطب رو بچسب خرما بخور اینم چشمه آب بخور دیگه بیخیال بابا ناراحت نباش همه همینطوری ان تو تنها اینجوری نیست که میگی کاش مرده بودم از این درد ها بلکه خدا اصلا معلومه حاملگی و بچه به دنیا اومدن و حتی ممکنه سکس رو کراهت نمیدونه میگه بیخیال این دردها طبیعی است برای همه زنان و نمیشینه همدردی کنه که حالا مثلا عیب نداره میگه رطب رو بخور بیخیال شو!!! 

البته خدا همدردی هم میکنه و میگه لاتحزنی ولی گیر نمیده به این مساله و براش رطب و چشمه میلره که باید مردان یاد بگیرن این چیزارو که بخوان زن هارو بیخیال و آرامش بدن باید چیز میزم بخرن نه بشینن پاش در مواقع درد و سختی همش غصه بخورن و ناامیدی تزریق کنن!!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۱۷
علی

ما یه بحث پژوهشی قرآنی میکنیم اگه غلط بود و یا نقضشو پیدا کردید خبر بدید شاید بپذیریم و متخصص فن نیستم همینطوری میگم چون داشتم سوره ی یس رو در مفاتیح کوچکی میخواندم بعد رسیدم به ازواجهم بعد رفتم فورا صفحه ی بعد بعد پیش خودم گفتم ازواجهم روی حرف ج فتحه بود یا ضمه؟ بعد قبلا هم برخورد داشتیم که فتحه رو میشه ضمه کرد پیش خودمون ولی قانونی ساختم که اولا در جاهایی که میشه پیش خودمون ضمه رو فتجه کنیم یا برعکس و دوما دوتا حرف حرکات دار مثل فتحه و ضمه پشت سرهم اومده باشه در قرآن دراینجا اگر فتحه اومد مخصوص خود کلمه هست مطلب و اختصاص به خودش داره فقط ولی اگر ضمه اومد اختصاص به بیرون هم داره مثلا ما در لهجه شیرازی داریم لباسو کفشو یعنی آن کفش ولی در قرآن دقیق تر هست حالا چند تا مثال میزنیم از همین سوره ی یس تا مشخص بشه اول مثال خودم رو میزنم که بهش رسیدم یعنی آیهی 56 بعد از اول شروغ میکنم اونایی که دوحرکت ضمه یا فتحه پشت سرهم دارند یا اونچاهایی که میشه ضمه رو پیش خودمون فتحه کرد و طاهرا معنا تغییر نمیکنه رو مثال میزنیم ببینیم چی در میاد پس اول آیه ی 56 یس:

هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِی ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِکِ مُتَّکِئُونَ ﴿۵۶﴾

آنها با همسرانشان در زیر سایه ‏ها بر تختها تکیه مى‏ زنند (۵۶)

خوب در این ایه در ازواجهم همونطوری که میبینیم دوتا ضمه اومده و نگفته ازواجَهم بلکه ازواجٌهم خوب اگر ازواجَهم رو میگفت طبق قانونی که ساختیم این همسرانشان متعلق به خود طرف بهشتی بود فقط بلکه تعلق به خدا هم داره اولا دوم ممکنه زنه بهشتی باشه و کلی شوهر دیگه هم داشته باشه لذا این زن ها خاصه متعلق به بهشت مردی نیستند و خودشون بهشت دارند!!!

لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ﴿۶﴾

تا قومى را که پدرانشان بیم‏ داده نشدند و در غفلت ماندند بیم دهى (۶)

در اینجا اباوهم منظور پدر واقعی خودشون نیست چون ضمه داره اگر ضمه فتحه داشت اختصاصا  پدر خودمون یا خودشون منظور بود بلکه سنت رو میگه و اجداد رو!!! و بحث سیاسی است نه اجدادی!!!


إِنَّا جَعَلْنَا فِی أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِیَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ ﴿۸﴾

ما در گردنهاى آنان تا چانه ‏هایشان غلهایى نهاده‏ ایم به طورى که سرهایشان را بالا نگاه داشته و دیده فرو هشته‏ اند (۸)

در اینجا در اعناقهم دوتا کسره اومده و فتحه نیومده یعنی اولا گردنشون مشکلی نداره  و ایراد از گردنشون نیست بلکه با زور به گردنشون انداخته شده که کسره گرفته یعنی شکسته شده با کسره  و ضمه هم نگرفته!!!

وَسَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ ﴿۱۰﴾

و آنان را چه بیم دهى [و] چه بیم ندهى به حالشان تفاوت نمى ‏کند نخواهند گروید (۱۰)

خوب در اینجا طبق قانونی که ساختیم در انذرتهم چرا دونا ضمه نیومده یعنی اگر مخصوصا و به طور خاص هم انذارشون کنی حتی بازم ایمان نمیارن یا حتی با جانت و از تمام وجود هم اندازشون بدی بازم فایده نداره چون انذرتهم فتحه گرفته یعنی مخصوص کسی است که انذارش کنه و هم در یومنون کسره اومده یعنی و چون فتحه نیومده یعنی که ایمانی ندارند و نمیارند هم یعنی بازور هم صاحب ایمان نمیشن یعنی اصلا ایمان آوردن دست خودشون نیست و چیزی از ایمان ندارند با انداز تو تغییر نمیکنن و شکسته نمیشن!!!


إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَخَشِیَ الرَّحْمَنَ بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ کَرِیمٍ ﴿۱۱﴾

بیم دادن تو تنها کسى را [سودمند] است که کتاب حق را پیروى کند و از [خداى] رحمان در نهان بترسد [چنین کسى را] به آمرزش و پاداشى پر ارزش مژده ده (۱۱)

در اینجا یک تنذر هست که شکسته شده به کسره میگه اندار تو صاحبش خودت نیستی و از طرف خودت نیست بلکه از طرف هدفدار هست اگه ضمه داشت میشد بگیم از طرف خداست ولی کسره داره یعنی نه کار مطلق خداست نه مطلق پیغمبر بلکه اولا خودش باید تغییر و شکسته بشه دوما مخصوصا افراد خاصی است که کتاب حق رو پیروی کند و از خدا نهان بترسد 

دوم بمغفره هست که کسره  گرفته که یعنی اینا بازور مورد غفران خدا قرار گرفته اند و خدا بخشیده و شکسته شده به کسره که یعنی تغییر کرده وضع که شکسته شده به کسره اگر فتحه داشت خودشون استغار کرده بودند و حق خودشون بود که بخشیده شدند بلکه تغییر کرده اوضاع که بخشیده شده اند!!!

إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ ﴿۱۲﴾

آرى ماییم که مردگان را زنده مى‏ سازیم و آنچه را از پیش فرستاده‏ اند با آثار [و اعمال]شان درج مى ‏کنیم و هر چیزى را در کارنامه‏ اى روشن برشمرده‏ ایم (۱۲)

در اینجا دو تا داریم یک نکتب که در نکتب دو تا ضمه اومده یعنی مخصوص نویسنده نیست هم خدا هم فرشته ها نوشته اند دوم آثارهم هست که فتخه داره یعنی این آثاری که ما نوشته ایم مخصوصا طرف بوده است چون فتحه داره یعنی کم و کاستی نیست!!

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْیَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿۱۳﴾

[داستان] مردم آن شهرى را که رسولان بدانجا آمدند براى آنان مثل زن (۱۳)

در اینجا جاءها داریم که فتحه داره یعنی این پیغمیبران مخصوصا اینا بودن که اومدن و برای گروه دیگری انذار نشده بودند!!

قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنْزَلَ الرَّحْمَنُ مِنْ شَیْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَکْذِبُونَ ﴿۱۵﴾

[ناباوران آن دیار] گفتند شما جز بشرى مانند ما نیستید و [خداى] رحمان چیزى نفرستاده و شما جز دروغ نمى ‏پردازید (۱۵)

در اینجا به پیمبر در انزل میگن که خداوند مخصوص ما چیزی نفرستاده چون انزل فتحه داره 


قَالُوا إِنَّا تَطَیَّرْنَا بِکُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّکُمْ وَلَیَمَسَّنَّکُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۱۸﴾

پاسخ دادند ما [حضور] شما را به شگون بد گرفته‏ ایم اگر دست برندارید سنگسارتان مى ‏کنیم و قطعا عذاب دردناکى از ما به شما خواهد رسید (۱۸)

در اینجا لم تنتهوا مخصوص پیغمبران هست که با پیغمبر به طور خاص هشدار میدن و میگن اگر خودتون دست برندارید فقط دوم لترجکمنکم هست که روی ج ضمه هست یعنی اونا میگفتن همه ی ما افراد جمع سنگسارتون میکنیم و در لیمسنکم هم فتحه هست که احساس درد مخصوص کسانی میگفتن خواهد شد که دست ورندارند یعنی هرکس که با شما پیغمبران و رسولان باشه عذاب مخصوص اوست و عذاب مخصوصی هم بهش میدیم!!!

قَالُوا طَائِرُکُمْ مَعَکُمْ أَئِنْ ذُکِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ ﴿۱۹﴾

[رسولان] گفتند شومى شما با خود شماست آیا اگر شما را پند دهند [باز کفر مى ‏ورزید] نه بلکه شما قومى اسرافکارید (۱۹)

در طائرکم شکست کسره هست یعنی اولا شما تغییر ممکنه کرده باشید دوما این فال شما از طرف خودتون نیست از فال شیطانی هست که گرفته اید وگرنه فتحه میگرفت یعنی خودتون هم شک دارید و هم شیطانی اشتباه گرفته اید!!!

وَمَا لِیَ لَا أَعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۲۲﴾

آخر چرا کسى را نپرستم که مرا آفریده است و [همه] شما به سوى او بازگشت مى‏ یابید (۲۲)

در اینجا ترجعون فتحه داره که بازگشت ما مخصوص خودمون هست و فرق داره بازگشت من با شما!!!

أَأَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ یُرِدْنِ الرَّحْمَنُ بِضُرٍّ لَا تُغْنِ عَنِّی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا وَلَا یُنْقِذُونِ ﴿۲۳﴾

آیا به جاى او خدایانى را بپرستم که اگر [خداى] رحمان بخواهد به من گزندى برساند نه شفاعتشان به حالم سود مى‏ دهد و نه مى‏ توانند مرا برهانند (۲۳)

شفاعتهم ضمه داره و شفاعت خاص امامان نیست بلکه شفاعتی که همه میشند منظوره و لاینقذون یعنی کسره ی شکست داره یعنی دیگه تغییری نمیکنه رهایی!!!

إِنِّی آمَنْتُ بِرَبِّکُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿۲۵﴾


من به پروردگارتان ایمان آوردم [اقرار] مرا بشنوید (۲۵)

در اینجا پیغمبران میخوان که به طور مخصوص گوشاشون رو باز کنن به حرفای امامان و از ته دل مخصوصا بشنوند و کمی گوش بدن بعد!!!

قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ یَا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ ﴿۲۶﴾

[سرانجام به جرم ایمان کشته شد و بدو] گفته شد به بهشت درآى گفت اى کاش قوم من مى‏ دانستند (۲۶)

در اینجا اگر یعلمون کسره داشت یعنی هنوز راه داشتند تغییر وشکست پیدا کنند ولی میگه کاش همون موقع خاص قبل از اینکه مارو شهید کنند میدانستند که بهشت چیه!!!

بِمَا غَفَرَ لِی رَبِّی وَجَعَلَنِی مِنَ الْمُکْرَمِینَ ﴿۲۷﴾

که پروردگارم چگونه مرا آمرزید و در زمره عزیزانم قرار داد (۲۷)

در اینجا معلومه که جزء مکرمین بوده اند و شکست و تغییر نداده خدا و کسره نداره مکرمین بلکه از اول بوده اند ولی در بهشت خدا نبودند و در زمین بوده اند!!  یا میتونیم بگیم وقتی غفر انجام شد دیگه مکرمین شدند چون غفر هم مخصوص خدا است چون دوتا فتحه داره

 خوب دیگه من خسته شدم دارم آنلاین تحقیق میکنم امیذوارم پژوهش درستی باشه و بقیه اش رو خودتون تفسیر و تحقیق کنید متشکرم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۲۹
علی