خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اکانت باهم: حاج پلیسعلی

بایگانی

۱۹۱۶ مطلب با موضوع «تفکرات اجتماعی» ثبت شده است

dipcal

سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۳۵ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

واقعا من قصد خاصی ندارم که اینچیزا رو می نویسما.

آقا ازدواج رو در فیلم های غربی و ایرانی مقایسه کنیم البته خوبه ها که در فیلم ها کم اهمیت و آسون گرفته میشه در فیلم های ماازدواج ولی براساس واقعیته؟ یعنی خوبه که باشه یا نه؟ گناه نیست... خلاصه شما در نظر بگیر در غرب آسون یارو و یاره در فیلم هاشون ازدواج می کنند و بعد بوس و... ولی تو ایران که در واقعیت ازدواج نمیکنند و یه جور گول زدن مردمه و حاظر نیستند دو تا جوان که واقعا میخوان ازدواج کنند اصلا فیلمشون گرفته بشه چه از لحاظ امنیتی فیلمی که در خواهد اومد و چه از لحاظ خوب مثلا مهریه ش پس ما فیلم درست و حسابی هم بیرون نمی دیم و 100 ایراد واقعی داریم فیلم ما که ترجیح میدیمپنهانش کنیم در فیلم البته من فیلم های ایرانی که درش ازدواج رخ بده نمیگم بده ولی این همه فیلم که دیگه موضوعش خواستگاری و ازدواج باشه مشکل اصلی ما نیست این و غیره و الان دیگه بازیگرا دارن بالای 40 سال میشن و ازدواج می کنند  و ازداج در وقت اضافه که نمی دونم خوبه این موضوع البته یا نه..


ybaldrt

سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۳۲ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

به یه موردی برخورد داشتم در زندگی که خوب شد فهمیدم هیچی نیستم دوباره و تا یه سنی شاید خوب باشه از اون سن به بعد باید زرنگ باشی اینجاشو داشته باش تا بگم.

اگه شما بهتون احترام بگذارند 24 ساته جن و شیطان و رحمانی طرفدار داشته باشی و کسی از گل نازک تر نگه هر چی بخوای در اختیارت باشه و محبت بشه کسانی باشند که اگه خدایی نکرده حقت کم ونابود بشه خلاصه شما توجه داشته باش که محبت و احترام رو بهت بدند یعنی فضات طوری باشه که همه احترامت بزارند خوب این برات بده و خوب نیست و تو طغیان خواهی کردو....

گاهی آدم لازمه تو خونه وشاید جامعه به جز خوار شدند تواضع داشته باشه و اگه شده 3 4 تا فحش روزانه بشنوه نه روی پر قو بزرگش کنند گفتم شاید جامعه چون شاید تا حالا جامعه بهت بد نشده باشند و نکشیده باشی و شیاطین جامعه بیشتر ازخانواده است گرچه جنگ نرمه و ممکنه خوانواده هم بدتر باشه و بشه وضعش خلاصه آقا ما یه محبت هایی می بیینیم یا بهمون بیرون یا داخل خونه احترام میزارند اگه نزارند بده؟؟؟ نه نتنها به خاطر زیاده خواهی های ما بد رفتار نشده بهمان بلکه خیلی خوب شده جامعه گرگ صفته فردا که پیر شدی خوارتر میشی اون موقع میفهمی نه باید 24 ساعته هم حتی محبت الهیه بشه حسود داری گناه کردی و... و این شیاطین باهات میسازند اگه بر ضررشون باشه میان میگن یارو خوبه و 24 ساعته برای که ابهت پوشالیت بهم نخوره ازت حمایت میکنند یا نفعشون اینه که دشمن آشکارت باشند و نهان و ازت 24 ساعته حمایت که نمی کنند دشمنت میشن که به زمینت بزنند لذا می بینی نمیشه دل داد به اینا و باید انتظار محبت و احترام نداشت حتی به خاطر یک گناهی که ازت سر زده هم دلیلش باشه و باید متواضع بود و خوار پای مادر و پدرت بود از همین خانواده شر.ع کرد نه اینکه انتظار داشت که یارو که 24 ساعته محبت می کرده سهمیه ی محبتش تموم نشه نه جامعه اینطور نیست وگرنه یه سلام و علیک در نهایت نخواهی توانست با یه غریبه که نمیشناسی در جامعه کیه و مثلا پیره یا پیرمردی خیرخواهی برام پیش اومد داشتم میگفتم این پیرمردا که به هم احترام میزارند و هم رو نمشناسند چه طور اینطوری با هم هم صحبت می شن!!! بعد دیدم اشکال از خودمه چه برسه جامعه بخواد یه تیپا بهت بزنه باید جنبه شو داشته باشی آخه در دنیای ما که هنوز وارد بهشت نشدیم که موسیقی و شعر و خواننده از بهترین نوعش که خدا تلاش نکرده در زمین باشه مرد بهنرینش نیست شوهرو میگم زن بهترینش نیست که قشنگی و زیبایی بهترینش نیست که خدا گذاشته هنرشو و کمال محبتش رو در بهشت نشون بده یا یه طور دیگه بگم ما که در این دنیا فرصتش نیس که بهترین خونه ماشین و ... داشته باشیم یا اصلا قانعیم هم بهش و میگذره میره . حتی اگه از یه پیری و استادی محبت الهیه توجه کن که میگم  محبت الهیه ها!! ببینی اگه لایق نباشی داره خیانت میشه لذا استادان بعضی موقع ها کم محلی می کنند و جوابتو نمیدن یا دستت رو نمیگیریند تا تو هچل بیافتی زن که گرفتی از این حرفا که نیست زنه 1000 تا قر و بر داره باید از همین کودکی و جوانی بفهمی که 24 ساعته توی پر قوی خدا نباشی و حمایت نشی و زرنگ بشی وگرنه شکست میخوری در زندگی پس چی شد تواضع در خانواده دست پدر و مادر رو بوسیدن و هیچ و هیچ عباییی نداشتند خود را برای پدر (حالا اینجا ما میگیم پدر ولی خدا هم مد نظره) لوس کردن و کوچک کردن و حتی جای گذاشتند برای فحش شدنیدن صرفا برای اینکه تواض بره بالا و لگد نخوریم بعدا در جامعهو.....

و اینو هم در نظر داشته باشیم که شاید برای دختری خوب باشه همونما ولی خلاصه خوب باشه که شوهری در ذهنش برای خودش انتخاب کنه و باهاش زندگی کنه و عروسک بازی ولی برای مرد خطرناکه و ممکنه اصلا به گناه بیافته که دختری رو به عنوان زن در زندگیش جا بده و در خیالش باشه چون اصلا به همون زنه هم اومدیم و رسید بعدش که تیپا میخوره میخوره مهمه چون اصلا معلوم نیست این زنا چه اعجوبه ای هستند...

پس چی شد برای زن و دختر شاید خیلی فرق نمیکنه روی پر قو بزرگ بشه یا نه اما برای پسر یا اونی که میخواد فرق بکنه هم.

cc,mu

سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۲۴ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

شاید فکر غلطه بله باشه اما نه معنی اینکه در دسترس نباشه.حالا بحث چنه(چیه؟) آقا داشتیم در مورد جناب آقای فاطمی نیا صحبت شد خوب بالاخره ایشون خودشون میگفتن که همه چیز مبتذل شده و الان سی دی اومده و اینترنت و از این حرفا و اگه حالا یادم نیست که گفتن سی دی های ایشون یا کلا معارفی که تعریف می کنن (درسته برای یه عده ای خاص باید باشه) و اگه اومد روی اینترنت و سی دی واویلا(نگفتن وایویلا ها خودم میگم)

اما بالاخره باید در دسترس باشه یا خیر! الان نوار ایشون رو سخنرانی هاشون رو حالا گذشته از اینکه عمل نمی کنیم خلاصه سی دی شو من دارم و من شاید طالب باشم اگه شیطانی نباشم و روحانی ام اما باید ها و نباید ها آقا نباید سی دی سخنرانی ایشون حالا سی دی هم نه نباید رو نویسی بشه و املا بشه در اینترنت سخنرانی های ایشان؟؟ مراجع هم خودشون سایت دارند من میگم نباید یه منبعی باشه که سخنرانی های آقای فاطمی نیا چه رهبر عزیزمان همه در اونجا نوشته باشه داریم کم کاری میکنیم و استفاده نمی بریم بابا شیاطین و دشمن بیشتر استفاده میکنند ضد ما و درسته ایشان اسرار رو با احتیاط و طبق آینده و جمع و شنونده میگن و محفل خصوصی و عمومی دارند مثلا آقای فاطمی نیا میگفتند یکی از همین افرادی که داشته باهاشون بحث می کرده گفته به ایشون که توی سخنرانی های عمومی مثلا در مورد ملاصدرا این مباحث رو که گفتید نگید ومیترسم که بگید و ایشون هم میگفتن که ماکه کسی رو نمی پرستیم و بدشم نمیگیم و...

حالا شاید جایی درسته که سخترانی های ایشون ثبت بشه ولی کو در دسترس...شاید شما مامور گمنام حضرتش باشید خوب داشته باشید شاید هم نه (همین رو نویسی و مکتوب سخنرانی ایشان ها) اما چه قدر غریبند اینا که در درسترس نیست برای علاقه مندان الان فلان آهنگ از فلان خواننده رو هر کی رو بخوای دانلودم نشه یا فیلترم باشه بالاخره هست ولی یعنی میخوای بگی ثبت نشده سخنرانی ایشان؟خوب چرا نشده یامیخوای بگی ثبت نشده؟؟(گفتم که) خوب این خیلی بده چی میخوای بگی خلاصه؟؟اینا غربت این افراده ها و داره ضد نطام به نطاممون آسیب وارد میشه. من صرفا برای علاقه مندان میگم شاید شما گوش دادی و رفت پی کارش ولی آیا فرصت برای بچه ات هم فراهمه مثلا...همین دیگه خلاصه خون خودم رو سیاه نکنم بیش از این.

پس چی شد ثبت طبقه بندی سخنرانی به صورت مکتوب از رهبرمان برای سنین مختلفه افراد مختلف و ثبت سخنرانی مکتوب (حالا تو بگو صوتی هست نرو بخودا؟) در قالب یه سایت خوب صرفا برای علاقه مندانی که نه روحانی اند نه مامور خاصی در ملا عام.

حتی ایشون نقل می کرد از قولش که بعد از من حتی کسی این نکته رو به شما نخواهد گفت (اقدر مهم و ضروری است و دروغ که نمیگن و برای اهمیت موضوع هم اینو گفتند...) یا مثلا حتی از قول استاد آقای بهاالدینی نقل می فرمود که آقا «مبدا میلش عوض میشه » حالا به خاطر یه کاری که کرده این رو فقط آقای بهائ الدینی نقل کرده اند و قبلا گقته نشده الان هم گفته نشده و اگه کسی بگه و نگه آقای بهاالدینی گفته و من گفنم دروغه آقا.


rooze

سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۳، ۰۴:۲۲ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

امروز تصمیم گرفتم به یمن قضای روزه های گذشتم روزه بگیرم بعد اتفاقا بیرون که رفتم مسجد ظهری میدیدم که بچه ها چیز میخوردند و همینطور آب میخوردند و به فکر رفته بودم که چرا ماه رمضان روزه خواری حتی شلاق داره ولی تو ماه های دیگر نه یعنی مثلا خدا استغفرالله زورش نرسیده؟؟؟

بعد همینطور مرور میکردم که اولا ما که گشنه و تشنه نیستیم مثل بچه ها (اونایی که روزه برشون واجب نیست) دوم اینکه تازه اگه روزه خواری کنند که نمیمیریم اجرشم اگه فراط نکنند و نظرمون در مورد شکم عوض نشه و غالبا همینطوره ودستور خدا روانجام میدهیم خلاصه چرا اینکه اینطوریه قانون خدا

بعد دیدم چه کوته فکرم خدا محض خودشون که خجالت بکشند جمعی (البته منکر این نیستیم که با یه نیر چند تا نشون زده) که روزه نمیگیرند و بگیرند ومنزوی بشوند در ماه رمضان و یا رجا و امید نداشته باشند که عرف بهم خورده ها ولی بهم نخوره و نخورند خلاصه و روزشونو بگیرند دیگر!!

البته مسافر و بحثش که پیش میاد یه کم چیز میشه همونام بر اساس عرف عمل می کنند و شما اگر دوربین مخفی هم تو هتلشون جایی بزاری میبینی دارن روزه خواری میکنن مسافرها!!! نزاری ها زشته برای تثبیت حکم دارم میگیم.

خلاصه همین امروز که ما روزه گرفتیم اینطوری شد و جلویمون آب میخوردند مرتب که میدیدم از شانسمون.

bambbo

دوشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۵۹ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

امروز شب یا امشب رفتیم مسجد و خطوراتی داشتم وقتی به خودم نگاه می کردم و اطراف که قبل از اینکه اینو بگم آقا شما نگاه کن به رندان عالم سوز یه قسمتی از شعر رو شنیده تا آخرشو برات میخونه نه شعر کهنه ها شعر جدید الان شما می تونی یه فیلمنامه بسازی؟ الان تو رو خدا فیلمنامه های ما بعضی هاشون قوی اند و مشکل گشا و راه واز کن جامعه دیگه گذشته که جمشید  خان بر اساس نیاز روزش فیلم قاچاقچی ای بازی کنه الان شما یه فیلنامه رو که نگاه میکنی میتونی اول فیلم رو ببینی و تک تک جزییاتش رو پیشبینی کنی با خنده ها و گریه ها و غم ها و کاستی ها اکشن و چه میدونم هر کوفت زهر ماری تا آخرشو خوب ما که نه یعنی من که نمیتونم چرا؟؟ چون اینا با امام زمان در رابطه ان فیلم مزخرف رو نمیگم که توش هزل باشه و ... که بشینی هزل ببافی و رندم که نیستی بدتر بشی جاهل محله نه بالاخره کسی که رنده یه چیزایی رو هم میتونه پیشبینی کنه حتی یه صاحب نظره خدا رحمت کنه آیت الله فاطمی نیا و آقای مطهری رو که ایشون از قول آقای طیاطیایی توی سخنرانی ای میگفتند که آقای طباطبایی فرموده اند که مطهری صاحب نظره بله اینا که رندند میان میگن اگه فلان چیز رو کرده بود در فیلم یا فلان حرفو به جای فلان چیز گفته بود این بهتر بود یا به جای فلان بیت فلان چیزو اگه شما بگی بهتره بله صاحب نظرند و میدونن رندند بعد اینا میان میگن  نایب خاص نبوده امام خمینی و نایب عام بوده!! بابا دیگه تکنولوژیکی هم حساب کنی بالاتره ایشون بعد میگن تازه نایب خاص بوده امام نه نایب عام خوب برای حال خودمونه که عامیم ما همه چرا؟ چراشو برو از چراغ علی بپرس تو به فکر این بهتره باشی که آیا میتونی یه دونه از این فیلنامه ها بسازی و مثل ما بازی نگیری دنیای مدرن امروزی رو میتونی خودت تنها؟ آیا سخنرانی های امام خامنه ای(ره) برات کهنه است یا نوه؟ همین نه ما دنیا رو مسخره گرفتیم و زود میگدریم من بابا بزرگم رنده ولی میگفت طی بحثی که سر چیز جزئی هم بودا که حرف منو گوش نمیده کسی!!! حالا که پیره و خوبه تعریف کنم که یه روز رفته بودم پیشش دید موهایم بلند شده گفت بیا بریم آرایشگاه بعد درست نمینونه راه هم بره چه برسه راه دور از خانه بعد خلاصه سوار موتور شد و تا خیابان انوری رفت و منم که نمیدونستم چی کار کنم و نکنم مجبورا دنبالش راهی شدم و از روی محبت حتی توی آرایشگاه موند و گفت به آرایشگره که موهاشو خوب بزن و از این حرفا تا تمام شد و برگشتیم من حین اینکه داشتن روی موام کار میکردند توی ذهنم حالا خیلی هم فکر نمیکنم حتی توی آرایشگاه میترسم اینا فکر آدم رو بخونن دیگه کمتر فکر میکنم چون در معرض دید یاروام (آرایشگر)نه دشمن!!! خلاصه به خودم گفتم که بگم به این آرایشگره یا نه که جلوی موهامو کوتاه کنه طوری که نخوام شانه اش بزنم و توی همین فکرا بودم خلاصه دو سه بار میخواستمم یا بیشتر که بگم نشد بعد تموم شد و نگفتم و روم نشد که بگم شاید چون تنها نبودم و بابا بزرگمم پام نشسته بود البته خودشم گفت به آرایشگره که من مزاحم نیستم آیا که کسی بخواد بیاد وموهاشو کوتاه کنه (که یعنی تو صف بایسته و منصرف بشه و از این حرفا) خلاصه من چیزی نگفتم تا اینکه اومدم خونه و آرایشگره هم چون ما جوونیم کوتاه نکرد و نپرسید هم خلاصه بعد از حمام رفتن اومدم پیش بابا بزرگم تو خونه شون و سوال کرد در مورد اینکه جلوی موهاتو هم میخواستی کوتاه کنه گفتم بله گفت خوب بهش میگفتی خوب بهش میگفتی با صدای قشنگش که هنوز تو گوشمه و آروم هم میگفت و با آرامش خاصش خدا عمرش رو دراز کنه فیلمشون رو هم خودم گرفتم و گذاشتمش تو وبلاگ دیدید چه زبر و زرنگند؟؟ یه چیزی هم که از این داستان یادم رفت اینکه آقا بابابزرگم قبلش که بریم آرایشگاه میگفت زیاد پول نده و منم هر چی میگفتم خلاصه بعد گفت ببینم چقدر پول داری ومنم که عیدی هامو از خودشون گرفته بودم و پولدار بودم یه خورده هم شاید از مامانم گرفته بودم خلاصه نشون دادم و همشو ورداشت تا رفتیم دم مغازه اش و گفتش که هرچقدر میخوای بهت پول میدم(آقای آرایشگر) فقط خوب براش موهاشو کوتاه کن آخرشم بیشتر از اونی که خواسته بود بهش پول داد و خلاصه پولهای ما رو هم فراموش نشه که پس داد!

و اما خطورات امشب مسجد رفتنم اولا اینکه به حظور شما عرض شود داشتم نگاه میکردم و تعجبم برده بود که گاهی خدا انسان رو برتری میده و بالا میبره خوب این چه گناهی کرده که دچار تکبر نشه و خیلی سخته که خودش رو بالاتر از بغلدستیش که وایساده نماز ندونه تا اینکه یه نفر رو دیدم خدایی و متکبر تر از من بود شاید و راضی شدم و خیالم راخت شد!!! نمی دونم چه کار کنم این تکبر که این وبلاگارو مینویسم میاد سراغم و خودم رو بزرگ می بینم قبلانا گناه میکردم و شکسته میشدم دفعه ی بعد با امید بیشتر میومدم حالا شدم خنثی!!!نه مرد نه زن.

دوم اینکه دل کسی رو اگه بشکانید! کار خیلی بدی کردی و ممکنه حتی اگر بگی خدایا من رو ببخش نمازمو قبول بکن میرم دلشو بدسنت میارم بعدا این دیگه فایده نداره و مثل توبه ای که برای اولین بارت باشه که گناه کردی نیست که گناهت بخشیده بشه و فرصت نماز خواندن در مسجد رو از دست دادی شما مثلا دست باباتو نبوسیدی که برام پیش اومد و نمازم رنگ و بو نداشت تا اینکه اومدم زود خونه از مسجد و دستشو بوسیدم!!!آخه قبلش تو خونه روی شون رو بوسیده بودم بعد دیدم یه عکس العملی نشون داد تا اینکه گفتم شما هم روم رو ببوس دیدم نه بابا انتطار میرفته که به جای اینکه بگم شما هم روی من رو ببوس باید میگفتم که بزار دستتو ببوسم اصلا فهمیدی چی شد این موضوع بوس بوسیمون؟؟ دو سه بار بخون میفهمی!!!

asr

دوشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۵۰ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

حالا که صحبت بازیگران شد این همه روانشناسا ایراد میگیرند ما هم یه خورده توضیح بدیم همین

آقا خلاصه شما یه فرد معصوم به نام امام زمان رو در نظر داشته باش که ایده آل و کوه تعادل هستند ایشون بعد شما مثلا میگی این همه فیلم میسازند یعنی اینا با امام زمان در ارتباط نیستند و چرت میسازند البته کلی گویی نمیکنم اما نقش انتخاب بازیگر فیلنامه کارگردان در همه نباشه در بیشتر فیلنامه ها تحت اشراف آقا امام زمانه وگرنه با این همه شیاطین و دشمن و تهدید و ارعاب و غیره باور کن بیشتر از یه فیلم خیلی از این بازیگرا نمیتونستند کار کنند حالا یا مثلا خارج فساد یا نه خیال یا نه چیز دیگری که خردشون کنه از جمله کار شیاطین تا این ها بقیه ی زندگانی نحسشون رو در زندانی یا تیمارستانی بگدرونند نه اشرافیت امام زمان بوده لذا میبینی زن ها تحت آسیب بیشترند حالا از دلیلش بگذریم گلشیفته کم بیرون ندادیم حالا من اصلا اینا ها رو نمیخواستم بگم داشتم میگفتم آقا فرد ایده آل ما رو در نظر بگیر در این دنیا امام زمان باشه حالا ما اندکی از ایشون با خبریم ولی میبینی که همین اندک چه ها داره میکنه چه برسه ایشون ظهور کنند خلاصه یه بازیگر هست آقا احساساتش نه که بیشتر باشه از حد تعادل یه انسان کامل بیشتره آقا دستشو میگرن بازیگر میشه یکی هست غیرتش از تعادل خاص نه که بیشتر باشه از تعادل خارجه دستشو میگرند و بازیگردانش میکنند یا چیزای دیگر مثل زیبایی حالا من نمیدونم شاید تعادل میگه مرد ها باید کچل باشن ا ا  چی دارم میگم حالا من کار ندارم ولی تعادل شاید مریض شد همه ی بازیگرا میریزند به هم. برای اثبات وجود یه همچین منابعی که بازیگر شده اند که مثل زیباتر از تعادل بودند نه زیباتر از خود امام زمان ها نه من اینو نگفتم تعادل جامعه رو دارم میگم در عصر ما!!! خلاصه صداشون قشتگ تر از تعادل بود محبتشون بیشتر بود خوب اینا باید دستشون رو گرفت و هدر میرن

الغرض یه مثال میزنم که خوب جا بیافته آقا شما در نظر بگیر امام زمان چقدر میخنده و خوشحاله ایشون؟؟؟؟ مثل روزی چند دقیقه حالا اگه من بیشتر از ایشون بخندم در ایام خاص نه محرم ها خلاصه از تعادل زدم جلو از امام زمانم بیشتر تر خندیدم پس مثال من درسته نیست؟ خوب من میشم یه گلوله نمک برای خندوند و مسخره ی عام و خاص میشم طبق سیستم بازیگر شناسی و میشم بازیگر مثلا چون میتونم بیشتر از تعادل بخندم دیگه جا افتاد؟

الغرض حال ما متناسب به خودمون نیست و خیلی امام زمان به ما رحم کردند همین

البته اینو هم بگم که ما باید بنگریم ببینیم دلمون دست شیطان نیست؟ یا دست ائمه است و طرف میبینی حال نداره اصلا من چی کار کنم؟؟ ایام محرمش مثل ایام دیگست مثل من

البته حالا که محرم شد حرفمون اینکه یه مداح محترمی که نمیخوام نام ببرم اسمشونو ولش کن اینکه میگفت توی عاشورا آقا امام زمان اشرفیت داره (حالا اشرفیتش رو خودم میگم یه چیز دیگری گفتن) و اشراف داره که هر کاری کنی بغضت میگیره ولی انگار قبضی و نمیزاره و ولت نمیکنه به هر حالی که اشک مثلاا بیاد یا چیز دیگر. حالا بیا و درسش کن اینارو که گفتم

پس طبق این چیزایی که گفتم جمله ی"من مجنون حسینم(ع)" از امام زمان (عج)  از صاحبش اولین بار نازل و صادر شده چرا؟؟ سند میخوای؟ میفرمایند صبح و شام برات یا حسین گریه می کنم و اگر اشک هام تمام شود خون می گریستم یعنی می گریم از تعادل خارج شده آقا دیگه.

ببین من کی گفتم بازیگرا آدم های نامتعادلی اند این دروغ محظه اگه بگی ها یارو آسمونش خورشیدی بود منطقه ی گرم بوده یه کم سیاهتر از تعادله من چه کارش کنم یکی خمش بیشتره ولی ساخته به این و نباید سر این موضوعات چه الان چه وقتی اماممون ظهور کنه دعوا بشه باور کن این علما سر ظاهر امام زمان  بیشتر دعوا می کنند اگه بیاد چون اصلا باطنا نشناخته اند ایشان را!!!!!


dankolak

دوشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۳۴ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

واقعا چه گذشته در مذاکرات هسته ای داشتم تیتر مقاله شون رو روزنامه ی خبر جنوب دیروز میخوندم نوشته بود:

ایران:غنی سازی را متوقف نمی کنیم.

خلاصه آقا چی گذشته در مذاکرات...

آقا اگه من بودم نه فقط من باب اینکه بازیشون بدم متوقفش می کردم اگه زور داشتم حالا که غنی سازی انجام پذیرفت و رسیدیم  به اونجاش ولی از برق هم خبری نیست مام که نمیخوایم بمب هسته ای ان شالله بسازیم خوب بازی میکنییم در زمین حریفمون میگیم ما متوقفش می کنیم تا زمانیکه شما به وعده ها و وعید هایی که دادید عمل کنید ما هم به انداز ه کافی فکرکنم اورانیوم ضعیف شده داریم برای این کار خودمون و دیگه بیش تر نتونستیم جلو بریم و برق مثلا جاری کنیم و یادمه گفتیم ما دلمون میخواد و میخوایم انقدر وقت کشی بشه و بکنیم تا چی؟ تا خودشون مثل ســگ پشیمون بشن و بیافتن به پامون و برامون نیروگاه بسازند که حالا خیلی من کار به این کارا ندارم و سیاست هم پدر و مادر نداره البته و صد البته تا زمانی متوقف میشه و در نتیجه ما بازی میکینم با هم که خبری از توقف در جامعه بین الملل نباشه و شرطها و شروطها و الا اگر خبرش که توقف باشه در ایران و جهان باشه طیق معاهده ی بین المللی درصد غنی سازی میره بالاتر از این حرفا

حالا من نمیدونم اینا چی چی گفتن و قرار چی شده ولی خوب میشه یه کارایی کرد نمیشه؟؟

zanaann

دوشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۳۰ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

حالا که بحث این شد آقا مگه دست خود ماست که پنهانی و توی خلوت بگیم مثلا یا زینب(س) خدا غیرت داره چرا زنی که پیغمبر باشد هیچگاه نازل نشد چون خدا شرم داره غیرت داره نسبت به زنا چون هر چی پیامبر اومد به غیر از پیامبر خاتم النبیین(ص) همه ضایه شدند و مردم تکفیرشون کردند یا کشتندشون حالا من نمی دونم همین ایمان نصفه و نیمه هم که داریم در جامعه از همین زناست یا نه البته زن های مومن ها وگرنه زن اگه نبود مرد به بهشت میرفت حدیثه اینو خوندم توی کتابی و بعضی مردها هم خیلی نامردند طفلکا به نظر من هر کاری میکنند می سپارند به مادر شهید یا زنشون که براشون دعا کنه اینا میرن سرکار و دنیا پرستیش  و دنبال پول زنه باید براش دعا کنه که اعصاب درست و حسابی و تعادل داشته باشه مرده که از بیرون خونه میاد  و از کوره خارج نشه و غیره.البته زن تا زن داریم ها گفتم که

 


folm

دوشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۱۲ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

البته من نمی دونم هدف از این چیزایی که میخوام بگم چنه (چیه)اما خوب بیخیال.

الان اگه به شما بگن مهم ترین کار سینمایی یعنی ساخت فیلم نامه رو (به نظر من) بر عهده بگیر چی میسازی البته منکر این نیستیم که همش ممکنه به احتمال قوی کار یه نفر نباشه اما خوب البته فیلمنومه تا فیلمنامه داریم بستگی داره چچی بخوای بسازیم و هم اینکه بسیاری از کارهاست که ما می کنیم که یا ابرجدش یا هم برعکس قسمتی کوچک از یه فیلمنومه است اما خوب ما چه چیزی در چنبره ی از علم و دانش و آگاهی و فهم و شعورمون و غیره روی هم چه داریم که بسازیم درسته که دیگه مجبور نیستیم بعضی فیلم های سینمایی بسازیم و میتونیم حتی بعد این جند ساله فیلم خیالی بسازیم اصلا اما باز چه داریم که متناسب با نیاز روز باشه و فرهنگ روز رو در چنگال بگیره و عوض کنه مثل اکثر فیلم های سینمایی که میزنه همه چیز رو داغون میکنه و البته یه سری بازیگر و نقاش کارمون.

زن ها که مثلا اگه بخوان فیلنومه بنویسند مثلا اگه 85% تقلیدی از یه سری سوژه ها باشه در مورد مردهای فیلنمامه نویس هیچگاه اینطور نیست مثلاا45% از دیگرانه بقیه اش حساب کار خودشه و تقلیدی هم باشه از سوژه های واقعی اما به نسبت خلاق کارند و خوبندا ولی زن ها طبق طبع زنانگی باید از یه سری مدها تقلید کنند و پیروی کنند از یه سری افراد به همین دلیل میگم خوبه کارشون ولی نمی تونن خط بدن به یه سری جوون مگر تقلیدی باشه در فیلنامه شون وتقلید سوژه دیگه حرف اول رو نمیزنه بلکه شاید باید یه راه رو نشون بده و یه سری چیزایی که خلاق هم باشه و گول نخوره وگرنه زنا همیشه تو روانشناختی گیرند.و آیا ما حرفی فیلمنامه ای برای نسل جوان و خط دادن به جامعه داریم یا نه از خود؟


resumminggame

يكشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۳۴ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

resuminggame.blogfa.com

اینم یه وبلاگ دیگرم که میدونی من از بازی های کامپیوتری که خوشم اومده رو گزاشتم توش البته جای کار زیاد داره ولی یادمه یه خواب خوش دیدم و بعد هم اسم این وبلاگ اومد لب زبونم که ثبتش کنم هم خوش گدشت تو خواب کاش دوباره از این خوابا ببینم خیلی وفته شاید که خواب خوش ندیدم!!!

یادمه بچه بودیم و شیرشاه بازی می کردیم بعد این خیلی تاثیر فکری و الهامی و ... داشت چون فکرت متمرکز می شد و بعضی موقع ها دیگه  حفظ بودی بازی رو و شیاطین نمیتونستن وسوسه ی قبلی رو که از این راه رد میشدی تو بازی تکرار کنند و دائم داشت فکر کنترل می کردیم و میفهمیدیم شیطونه داره کار میکنه و گفتم دوباره که رد میشیدم تو بازی بعد از اینکه سوخته و باخته بودیم یه خاطراتی که چه وسوسه هایی رو داشته تکرار نمی شد ین یا وقتی دعوا می کردیم یا اذیت مامان بابا یا کار زشتی الهامات و وعده و بشارت ها قطع میشد ولی اقدر شقی بودم که ادامه میدادم بازی رو میخواستم از اون موقع ایام کودکیم(حالا بازی شیرشاه رو دارم میگم که فضای سبز و خوبی داره) میخواستم با زور مثل پدرم همه ی کارارو درست کنم اونم بنده ی خداست و دعوا بود بین الهامات الهیه و شیطانیه تو بازی و ما نمی دونستیم حواسمون به چی باشه فقط بازی می کردیم ولی خود به خود و تا خودآگاه در بازی شیرشاه سخته میشدیماهمش میسوختیم او یه چیزایی عجب آموزش میدیدیم چه ایام خوبی بود وبازی جالبیه! بازی های دیگرم هرکول و از این حرفا بود که دیگه بزرگ تر شده بودیم ولی باز بچه.

-------------------------------------------

البته همین الان که دارم شیرشاه (lionking) بازی می کنم نکاتی دیگر از این بازی در ذهنم اومد یادگار دوران کودکیم اینکه آقا ما تنها که نبودیم تو فضای بازی حالا نمی دونم جن و روح هم داشتند از همون موقع نظارت می کردند در کار ما و این بازی یادمه شیره وقتی کوچک بود و هنوز بزرگ نشده بود آخه در مراحل بالاتر بزرگ میشه و من تا عموش هم رفتم که بکشمش ولی نشد و جان و جون کم آوردم و باختم خلاصه آقا وقتی این کوچیک بود و عادی داشتیم مثلا مرحله  ی یک رو بازی می کردیم این یهو نر بودا از دید دیگرون ماده به نظر میرسید و جاش عوض میشد و ما میفهمیدیم این شیره رو یکی داره بازیمون رو نگاه میکنه البته وحی و الهام هست و حتی درس به بچه ها میده اما جون دیدنی نیست و بزرگترا یا کمک نمیکنند یا البته دورند از عالم بچگی و الهامات اون موقع که ما تا بزرگسالی معمولا نگه نمیداریمش و گناه میکنیم و آموزش های الهیه رو که آروم و کاری نداره از طرف امام زمانه رو  در قالب جنین بازی هایی رو نگه ش نمیداریم و حالا که بازی می کنم چیز خاصی تو این سن دیگه مثلا یاد نمیگرم فقط خاطرات زنده میشه و چه چیزایی یاد گرفتیم این درست اما بچه ها فرق داره خلاصه ی مطلب نکته ی بدی که یادداشت کردم اینکه وقتی گناه می کردم صدا ها اذیت کننده میشد درسته که آهنگ بازی شیرشاه همیشه آروم کننده و تسکین بخشه آهنگ ضمینه ولی وقتی یه پشه ای رو مثلا میکشتم چون گناه کرده بودم صداش اذیتم می کرد یه خورده که یعنی گناه کردیها نکته ی بعدی بعضی موقع ها بود انگار کار دست ما نبود و الهام که اقدر دوست بودیم که اصلا در نظرش نمیگرفتیم و عادی شده بود برامون و در موردش صحت کردم که بزرگ تر ها و بزرگ میشیم خلاصه الهام بعضی موقع ها دخل و تصرف میکرد تو بازی میگفت :«باید اینجاشو میسوختی اما رد شدی!!! اما دیگه مثلا فکرت مشغول نباشه !!!» یه همچین آموزشایی میدیدیما و خودمون هم نمی فهمیدیم روی فکرمون کار میشد و زندگیمون و سوختن که آقا زندگی سخته و از این حرفا و... که توی همه ی بازی ها هم البته سوختن هست ولی این بازی شیرشاه یه طور دیگست مثلا مرحله ی 3شو ببینید(من که دوباره بازی کردم توی 3اش گیرم مرحله ی 3 البته رد میشدم اما یه غفلت میشد و اینا هم دارند دلیل اشتباه منو یادداشت میکنند!!!) خلاصه مطلب مرحله ی 3ش البته همه مراحلش روش فکر شده اما مرحله ی 3ش تا آخرش برو بعد یه پرشش رو اشتباها آخر نپر بعد میای اول بازی یعنی نمیسوزی از اول باید شروع کنی تا آخرش بری این طراحی جالبش عجیبه البته کسانی که نتونستند یا نمیتونن برن ببخشند مرو که یعنی به مرحله ی 3 ش نرسیده اند.یه گریزی هم بزنیم دیروز داشت بابام توی یه سایتی یه مطلبی رو میخوند که یه نفر دانشمندی  چیزی گفته بود که من کارهای سخت رو به تنبل ترین ها میدم تا اینا با آسونترین و راحنترین راه های خودشون اون رو حل کنند و منم تنبلم خیلی ها ولی شما فکرکنی شاید من کار بزرگی و خسته کننده ای می کنم نه بابا این چیزا نیست. خلاصه در مورد انشتین هم بود فکر کنم یه جمله که میگقت درس منو یا چیز دیگری رو هیچگاه یاد نگرفته ای تا بتونی برای مادربزرگت تعریف کنی. خداییش من بعد توضیح میدم؟؟

 ---------------------------------------

الان نکات دیگری از بازی یادم اومد حالا یا چون الان که صبحه دیشب زیادی بازی کردم یا شما بازی کردید خلاصه یکی دیگر از نکات داخل خود بازی اونجاس که از بالای درخت و شاخه اش باید خودت رو باندازی پائین در مرحله ی یک و یه سوسک قرمز رنگ رو حتما بخوری این کارو بکن حتما چون برای خودت جان خودت و ظرفیتش حتی اگر بسوزی در مرحال بالاتر مفیده این و اینو من همین الان یعنی امروز کشف کردم و روزای دیگر یادم نبود یعنی یادم شاید رفته بود (مرحله ی یکه و خشت اوله که تا ثریا ادامه داره ها) این یک دوم اینکه داد زدنش هم قدرت و ظرفیت داره که با یه سوسک دیگری اگه بخوری ظرفیتش میره بالا و ما هم از همون موقع به این نکته که ظرفیتامون بره بالا بالاخره توجه داشتیم نه همش جنسی ایم ها!!! خلاصه گناهه این ولی نمی دونستم که این داد زدن در ایام کودکی شیر که ظرفیت نمیخواست برای چیه این بعد بازی رو اون موقع ها که پنتیوم کامپیوترمون 2 بود و بازی رو هم از یکی از همسایه های محترممون روی یه سی دی به نام پاورگیم که توش پر از بازیه(خدایش 2/14  مگ آهنگشم نمیشه ها توش جا داد) خلاصه ی مطلب آقا گرفته بودیم و بازی قشنگیه (شیرشاه) نکته ی بعدی اینکه آقا این یوزپلنگه کفتاره که باید بزاری خسته بشن و جاخالی بدی بعد بپری روی سرششون و بکشیشون اینا یه خنده  ی مرموزی دارند و داشتند و ما میگفتیم اینا حیوانن ما هم گاهی حیوان میشیم این درست و گناه میکنیم این درست ولی خنده اشون یه طوری بود انگار دیوانه ها که آدم بزرگواری هم باشه و دنیا و جهان اون موقع و سال ها این بلا رو سرش آورده بود که اینطوری میخندید و مریضش کرده بودند ایشون رو...

نکته ی بعدی اینکه وقتی جوگیر میشدیم و خنده ام میگرفت که یعنی کار بزرگی کردم  و یعنی اینکه از خودمون خوشم میومد و خوشحال میشدیم و شاید مغرور از خود بعد یه  آن یه غفلتی مشکلی پیش میومد میسوختم(باخت لحظه ای نه که بعدا فکر کنم چی شد اون نکته ی بعده) که مثلا رد شدم از اینجای سختش و اینا داشتند نگاهمون میکردند و بازیمون این باعث میشد بالاخره نگاهشون یه تاثیری داشت و جو گیر میشیدیم معمولا اینجاش می سوختیم و یه دلیلی داشت که سوخته بودیم غیر از اینکه سخت باشه ها سخت بودنش به کنار!

نکته ی بعدی اینکه آقا اینا ما رو از روی عشق و امتحانی که داشتند هر کاری میکردیم ایراد میگرفتند تا اونجا که باعث شد اصلا فکر نکنیم و بازی کنیم و همین باعث شد سرعت بازیم بره بالا و از حفظ بشم بازی رو آخه اگه میخواستم به اینا گوش بدم یا شک کنم زیاد اینا(جو مخفی بازی) ایراد می گرفتن ولی وقتی میسوختیم به این فکر بودیم که چه اشتباهی کردیم یا از خود راضی شده بودیم یا مغرور یا غفلت یا خندمون گرفته بود و جوگیر وخودبینی و از این حرفا مثلا یکی از ایرادها این بود که باید تو همه ی این ها رو بکشیشون وگرنه مثلا ضعیف هستی باید تک تکشون رو بکشی و من عادت کرده بودم ولی بازی پسر همسایه مون رو که دیدم که توی مرحله ی 3  بود و فکر میکردم خیلی قوی هستم و کسی نمیتونه(بعد بچه ی همسایه مون میگفت که من تا اخرش رفتم و عموشو کشتم که من تعحب می کردم که یعنی قوی تر از من بوده ایشون...) دیدم اینکه اون و ایشون اصلا این ها رو نمیکشد و فرار میکرد بیشتر ازشون و کار درستی هم میکردا ولی من ازم ایراد گرفته بودند چون یا گناهی کرده بودم یا داشتن میپیچوندندمون که بعدها ایرادها زیاد میشه و از این حرفا که ناخواسته تن میدهیم ولی نباید اصلا گوش شنیدن داشته باشی و بازیت رو بکنی حتی اگر وحی رو میشنوی دارن امتحانت میکنن که مقامت بالا بره و نیش میزنن و... شما هم همینطور ممکنه باشید نسبت وبلاگ من مخصوصا این زنا و دخترا که قبلا نیششون کم نبود و ایرادات که دیگه بسته شد بابش و حالا محض ترسه یا سیاست بماند و جو روزگاره و اگه میخواستن بازی رو دوباره بسازند یه جور دیگه میشد حالا...

---------------------

الان که داشتم بازی می کردم رسیدم به مرحله ی 5نجش و مرحله ی 3 و4 رو رد کردم شما شاید هنوزا نتونین اما دیگه ماییم دیگه... خلاصه آقا این مرحله یه آن یاد کوچیکیم افتادم و هنوز از حفظم شاید بیش از 10 سال باشه این مرحله رو بازی نکرده باشم اما از کوجیکی از بس بازی کردم حفظ بودم و از خودم نپرسیدم کجا باید برم شاید برای چنین روزی از حفظ شدم ولی یه سوال برام همیشه وقتی کوجیک بودم بود که آیا من باید این بازی رو یواش و با صبر بازی کنم یا تند و بدون فکر وقتی به این مرحله رسیدی میفههمی که باید تند بازی کرد و بدون فکر اگه تند بازی نکنی حالا شاید این مرحله اینجور باشه و هنوز هم شما حفظ نباشید اما اگه در مرحله ی 5 تعلل کنی یه کم سنگ از آسمون میافته روی سرت و جانت کم خواهد گشت و باید یه طوری بازی رو از حفظ باشی و خودت رو برسونی با جان اولت به جایی که عکس شیر هست حالا اگه سوختی عیب نداره و با جان های بعدی که بازی دیگه اینبار از اونجا (عکس شیر) شروع مییشه آغاز خواهد شد یعنی توجه میکنی در این مرحله باید حداقل دو جان داشته باشی و یه نکته ی دیگه که قبل از اینکه این بازی در این مرحله از حفظ بشم خیلی اعصابم خورد میشد چون من نمی دونستم کجا باید برم و با زور مرحله ی 4رش رو هم رد کرده بودم بعد اینم از آسمون هی سنگ میومد شانسکی میخورد به سرت و جانت کم می شد و اعصاب من هم خورد میشد خلاصه کنم من اولش وای میسدم  برای که حالت تعادل اون موقع نداشنم خلاصه اولش که هنوز وارد بازی هم نشدی همونجام سنگ میاد خلاصه میزاشتم و جاخالی میدادم تو (مرحله ی 5 ) تا اینکه یه سنگ بخوره توی سرم حالا که خورد اصابم خورد میشد و تند میرفتم و تند تند که دیگه هیچی فکر نکنم تا برسم به عکس شیر و از این حرفا یه جاش هست که 100% باید فکر نکنی اصلا و اونجایی است که داری صخره نوردی میکنی و زیر پات یا خوار هست یا هیچی نیست و دره هست یعنی اونجا دیگه باید فقط به فکر پرش درست باشی الان داشتم فکر اضافی میکردم میسوختم ولی آخر نتونستم فعلا مرحله ی5 رو رد کنم ولی میدونم مرحله ی6 آبشاری هست.

بگذریم بچه ی همسایمون بازم یه دفعه ی دیگه که من رفتم خونشون علاوه بر کامپیوتر پلی استیشن داشتند و بازی تکنویه چیه همون موقع میکردیم و بازی توی استوری(toy story) اون موقع و خوش میگذشت...و اونا حرفه ای بودند ولی من بلد نبودم بازی کنم پس بازی نمی کردم یا اگر کردم میسوختم زود...

-----------------------------

ضمن اینکه اگر مشکلی در بازی بود تا این مراحلی که مو رفته ام میتونید در میان بزارید مثلا مرحله ی دو میمونها چه طوری رد میشن نظر بدید تا بگویم ضمن این موضوع اینکه آقا این بچه شیره تا بزرگ بشه خیلی رنج داد به باباشا الان شما نگاه کن در مرحله ی دوم پیش باباشه خوب چرا رها میکنه میره جنگل یعنی میخوام بگم یه جرمی داره این بازی کردنش و اگه بچه ها علاقه ندارند اصلا مهم نیست و من همیشه نگاه میکردم در کودکی که این باباشو رها کرده رفته بازی میکنه و جنگ خاصی هم نیستا یعنی کسی رو نمیکشه حشره هه که چیز میشه از درونش بعد میترکه خود وقتی روش بپری و یه نوع ماجراجویی کرده بچه شیره بعد سوسماره هم که زبونش رو در آورده و مانند بقیه مزاحم هست بعد این کفتاره هم خودش رو میزنه به مردن و اگه بین بازی ها توجه کنی یه بار از کنار عمویش رد میشه یه کفتاری انگار پیکش هست و حشره هم که میخوره نوش جان اما کارش به جایی میرسه که با عموش دعواش میشه در نهایت و باید بکشتش اینو...یعنی باباش رو رها کرده که اینطور ماجراجو شده حالا شاید دلیلی داشته باشه و بابا رب هست و الرب هم که خدا الرب

تو مرحله ی دو باید هر میومن صورتی رو سرش دادد بکشی و بابام وقتی کوچیک بودم یه طوری که باورم شده بود میگفت بهم که بزار که این قدرت فریادش زیاد بشه بعد سرش داد بکش و مام باورمون شده بود تا دیدیم بچه ی همسایه اینکارو نمیکنه فهمیدیم نه خلاصه اونایی که صورتی هستند میمون ها رو باید سرشون داد کشید بعد دو تا درخته بعد باید از درخت دوم پایین اومد و رفت توسط روی جلبک ها به درخت اول فقط یه میمون هست در درخت اول که پایینه و دو بار باید سرش داد کشید و فریاد این نکته شه فقط اگه تونستید سوسکه رو بگیرید بخورید تا بتونید به مرحله ی بین 3 و2 یه فضایی هست برای جمع 10 تا سوسک که یا جون میده یا خورشید...

--------------------------

ضمن اینکه میخواستم یعنی گفته بودیم و خواسته بودیم که یه مدتی در مورد این بازی ننویسیم دیگر!!! اومدم چون چند مرحله ای رو رفته بودم دوباره از 5 اینکه این مرحله نکته ای که داشت اینکه آقا به ما چه...یعنی یادم رفت تا یادم بیاد میریم مرحله ی 4 در اونجا باید از کنار رد شد و پاتوقم کودکیا سمت کناره بود که جلو این حیوانات و وحوش نباشیم ولی الان که فکر میکنم باید جلو سنک ها هم بیایم و جایی که از رویشان بپریم ولی پاتوق هنوز همونجاست...مرحله ی 3 آقا این کفتارا دوباره وحشی و دیونه شدند و حمله می کردند چون من درموردشون صحبت کردم اینجا و هی میسوختم اینبار!!! و انگار صحبت می کنند و دیونه تر از اینا هیچ بچه ای نیست...مرحله ی دو آقا این اسب آبی ها به دلیل کثرت رد شدند از روی شون دیدم که هاشور هایی زیر صورتشون و روی پاشون هست که دقت نمی کردم بهشون و کودکیم هم دیده بودمشون بعد دیدن این ها رو به فال نیک میگرفتم و میگیریم دیدن هاشورها رو...مرحله ی 1 هم که هیچی مرحله ی 5 چی شد؟ از بس طول کشید اومدنمون اینطوری شده والا...ولش کن یه نکته ی دیگه اینکه اگرچه گفتم این بازی یه نوع جرم برامون توی دوران کودکی جرم خفیه داشت که یعنی از زندگی و ننه باباش جدا شده بود ما هم میرفتیم جای ساکت و هنوز با سر و صدا ساختن عادت نکرده بودیم برای تمرکز و ما هم از ننه و بابا و مامان و پدر یعنی جدا میشدیم اینکه ماجراجویی داشت و از این حرفا درست ولی این حیوان شیره یه عزتی داششت و هیچ وقت خوار نمیشد مگر خودمون بباخیم و خواری معنا داشته باشه وبعد سوختن میمونه تیز هوش و پیری میومد که آقا بعضی موقع ها نا امید میشد ولی اینبار از بس رفتم صداش عوض شد و نکه اذیت  کنه ناراحت بشه ها آخه من تو مرحله ی 3 هی خورشید میگرفتم هی میسوختم بعد اینطور نیست که ناامید بشیم از اینکه ظرف جان کم بشه و هی برخورد کنیم به پرنده ها و چی میگن بهشون یادم رفته خلاصه آهان لاشخورا بعد عیب نداره ظرفیتش کم بشه یه سوسک درست وحسابی یا معمولی بخوری پر میشه پر پر مثل بازی های دیگر نیست که یه کم پر بشه کامل ظرفیت جان پر میشه و عیت نداره یه کم جونت کم شد آهان یادم اومد مرحله ی 5 هم در مورد جانش شاید میخواستم صحبت کنم که سوسک نداره که بخوری باید بدوی وگرنه میباخی و قیامتیه برای  خودش...

-----------------------------------------------------

آقا خلاصه ما و ما خلاصه ردش کردیم تا رسیدیم به مرحله ی 8 و فکر کنم 9 تا مرحله ای داشته باشه و دیروز که بار اخیر و آخرین بارم بود که داشتم بازی می کردم 5 تا خورشید داشتم که میشه 10 تا جوون که میشه به 15 تا هم کشوندش یا بیشتر حتی 20 تا یا شایدتم اگه خیلی حرفه ای باشی 25 تا جوون خلاصه حواسم نبود 5 تا خورشید داشتم و میمونه آخرش اومد تو فکر بودم yes و no  نزدم بعد خودش اومد بیرون البته وقتی کوچیک بودم اینطور میشد و یادم میرفت یس و نو بزنم خودش میرفت بیرون ولی خلاصه اینکه آقا نکته ی بازی اینکه وقتی شیره بزرگ شد سرعت بازی کند میشه یعنی تند نمیشه بازی کرد خود به خود و سرعت بازی محتاطانه میشه و مرحله ی 7 آسونه ولی باید دقت کرد و شانس مهم نیست زیاد ولی در مرحله ی 8 طوری شد که به عموش نرسیدیم متاسفانه و سوختم یا خورشید ها رو از دست دادم که گفتم چی شد و حالم گرفته شد نکته ی بعدی که یادم اومد نباید به شیره نگاه کرد و بازی کرد اینم وحی میشد و باید به بازی و شرایطش نگاه کنیم همین دیگه.

--------------------------------------------------

داشتم بازی شیرشاه می کردم باز بعد مدت ها و به یه نکته رسیدم درهمون مرحله ی اولش که بودم یه بار بازی کردم و سوختم در مرحله ی دو و ادامه ندادم دیگه بعدش در مرحله ی بین دو و یک سوسک مخصوص خورده بودم و یعنی اینکه می تونستم سوسک های بیشتری بخوری در بین دو مرحله ی دو و یک و حتی خورشید بگیرم یا جون اضافه اما نگران بودم در دور جدید نتونم زیاد مثل دفعه ی قبل که 35 بار خوردم سوسک و خورشید و جون هم گرفتم نتونم برسم بعد یاد کودکی افتادم که در کودکی حالا دو نفر بودیم با خواهرم سرانجام ضایه میشدیم یا حتی فضای دیگر ساخته شده اینکه همین موضوع برام پیش اومده یعنی همین دیگه که مثل اولش نتونم زیاد سوسک بخورم و ضایه بشم و یه نگرانی ای داشتم اما یادم میاد تو کودکیم که بازی میکردم این خودش اصلا وقتی میرسیدم یا توجیه میشد مشکلم یا اصلا یادم میرفت چنین نگرانی داشتم و درس خوبی بود برای زندگیم اما حالا نه الان نگرانی ضایه شدن جاسوسی بود که اسرائیل مثلا ضایه بشم میخوامم ضایه بشم و اینترنتم هم وصله که بازی میکنم و خوب آنتی ویروسم دارم!!! خلاصه این شد که بازی رو ادامه دادم تا مرحله ی یک تمام شد و توجیه اینکه سوسک اشتباهی خوردم و اگه نمیخوردم و از توی هوا نمیگرفتمش هم میسوختم پس ناچار بودم بخورم گرچه ضایه شدم اما دیگه برام مهم هم نبود!!!

khaste

يكشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۲۷ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

حالا دوست دارم فیلم های جمشید هاشم پور رو ببینم و مجموعه فیلم هاشو گرفتم توی 4 تا دی وی دی هست جمشید (آریا) خیلی باحال بازی میکنه و اگه چشم داشتی روزی مامور گمنام امام زمان رو ببینی ایشون رو تصور کن به جز روحانی عزیزانی که وزیر میشن.چون ایشون امام زمانی است و واقعا مرده.

 

 

دقت کنید که اینا همشون کچل و تاس و بی مو میشن طبق روال جامعه و ریش هم ندارند!!!!!!طبق هدایت امام زمان اصلا و باید برای سلامتی و دوری امام زمان خوبه دعایی بکنیم در فراقشون البته گفتم که در وبلاگ جیگرار هم که آقا عجل لولیک الفرج شاید یعنی بیاد روز قیامت و فوزت برب الکعبه ی امیرالمومنین باشه و اینکه امام زودتر شهید بشن و دقت هم که کردم آقای فاطمی نیا می فرمودند که عجل و سهل لولیک الفرج..البته به ایدوئولزی خودمون بستگی داره این همه ما گفلتیم نشده ولی خوب تا کی میخوای این دنیای پلید رو بکشونیم و شاید و حتما برای ما خوبه این واقعه ی پردرد و بد شاید چون حدیثه که برای خود ما هم هست فرج خواسنن حالا این همه مردم خواستند و فرج برای خودشون حاصل نشد و خدا نخواسته نباید به هر حال به قول ایشان نا امید شد!!! البته من ضد حضرت نیستم که این حرفا رو میزنم و همچنین این عجل لولیک الفرج هم معنیش برام القا شده بود شاید چه میدونم واقعا دارم چرت میگم دیگه؟؟اشکال نداره امروز زیادی فشار آوردم و خسته شدم شاید ولی روزهای پرکارتر هم داشته ام.خدایا کی ما رو شهید میکنی بره اگه نفس زکیه هم یکی نیست (اگر نداشت) خلاصه مثلا شما در نظر بگیر شهید فداکار نوجوان که رهبر امام امت ما خوانده شد و نارنجک بست خوب کی بالاتر از این و خلاصه زمان تا زمان داریم و آدم تا آدم تا ظهور چه معنایی داشته باشه گفتم تیان حالا بدزدنم؟؟؟ ها؟؟


saggggggggg

يكشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۲۲ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

بابا سگم سگ قدیم الان دیگه گوشت و استخوون هم براشون باندازی ناز میکنن و به نظرشون نمیاد دیگه البته مو در سایت که نه وبلاگ جیگرارم در مورد سگ ولگرد زیاد که نه تا حدودی صحبت شد باز ...اینا اگه ولگرد باشن و شاید دیده باشین در بیابون هاکه علفم اگه باشه میخورند دیگه چه برسه نان خشک و گفتیم که سگ ولگرد نیاز داره نه من باب اینکه بترسونه مردم رو سگ ولگرد از باب اینکه آقا بولخره یکی باید پیدا بشه در مقابله با زن های آموزش و اسیر شده و آموزش دیده ی در آزمایشگاههای اسرائیل که چیزی برای خوردن ندارن و در یه سالن هایی جمع و  اسیرند و لختند و قاطی و لشکر سفیانی که حدیث وارد شده که مردان در آن زمان در خانه بمانند و بر زنان عیبی نیست و یا باید زنای با غیرت ما بیان جاو در مقابله با حوریان لخت سفیانی که چیزی جز چیز ---نمیفهمند و از گوشه و کنار اروپا چه زنان فلسطینی اسیر مظلوم جهش یافته به سمت پوچی خلاصه یکی باید مقابله کنه و سگ ولگرد صاحبش امام زمانه اینا و اینا پلیس میشن امتحانشم مجانیه حالا مرده اگه چاوی خودش رو بگیره و وارد خیابون نشه تا با این حوریان که گفنیم بعضی شون واقعا حیوان بوده اند به این صورت که از زندگی سیر شدن رفتن تو جزایری لخت شدن و پوچ گرایی بعضی هم جهش یافته و اسیر و ناچار و مظلوم مظلوم مظلوم ایتا رو اسیر کردن بعدش و داشتم میگفتم مردا میخوان چه جوری برخورد کنند؟؟؟ درصورتیکه حالا یه پلاستیک هم روشون بندازن فرداش چی... اینارو یه بار گفتما باور کن دیگه حس نوشتن هم ندارم امروز دیگه ولی خوابم نمیبره و داشتم مطلبمو مرور ذهنی می کردم که در مورد سگ چیزی نوشته بودم گفتم کاملش کنم شب و روزتون بخیر..


zandegi

يكشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۳، ۰۷:۲۱ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر


darya

يكشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۳، ۰۷:۱۱ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یادمه یه بار در مورد اینکه چه آسیب هایی میزنه مدرسه و چه بلایی دارن سرمون میارن و گفتم یه موقعی داشتم فکر می کردم در این مورد اما چی فکر میکردم................................................................................

البته دید کلیه و مهم اینه که تقوا داشته باشی نجات پیدا میکنی اما بالخره چیزیه که هست.خلاصه ما درمورد نفوس مستعد میخوایم به اصطلاح شما افشا گری کنیم که آقا شما اول در نظر بگیر میخوای بری یه لیوان آب نوش جان کنید خوب اولش به خودت طبق سیستم مدارس صحبت میکنی همین درسی هم که شما داری توی دلت میخوانی همین صحبت رو یه عده حالا من نمی دونم جن حساب کنم یا روح سرگردان حسابش ببرم یا حتی اداره اطلاعات خلاصه نفس مستعد گفتیم چون شیطون هم با خیلی ها کار نداره و شیطون میخواد من و تو رو اسیر کنه و برنامه ی امروز تو را که اگر مستعد هستی را ریخته که آقا این فلان کارو تمام میکنه امشب.

خلاصه ی مسئله اینکه درس خوندن از یه طرف اسارت به بار میاره که یه عده ای که معلوم نیست برای من که خدایی ان یا شیاطانی روی سرت سوار بشن یا اصلا دوستت شوند و با هم درس بخوانیم مخصوصا اینکه مجردم که هستیم شیطونه هم رفیقه بالاخره و دوستمون داره بیشتر از خدا خلاصه شیطونه هم یه سری دوست بالاتر داره که رئیسشونه و بهت خیانت میکنه اینه که من میگم هرجور بچه دوست داره بزار درسش رو بخونه و باید بزارن وگرنه صدا و سیما؟؟ نه همون مدرسه با یه سری افراد در بعضی مدارس که ول نیستند و رتبه دارند توسط معلمین کار میشه که مثلا از روی نوشته بخونن خوب داری کنترل عزیز از طرف شیاطین وحرف دلتو میشنون و گفتم باید متقی باشی ومتقی هم نشانه داره یکی به خودش میگه برم آب بخورم بعد پامیشه میره یکی دیگه میگه بریم آب بخوریم و پا میشه میره و اگه میخوای گولشون هم بزنی نمیشه چون اینا روانشناس های خبره ای هستند و میفهمند که چند درصد درسته چون یه عمری به چشمات و رفتارت نگاه کرده شیاطین و یکی هم مثل من یه بلایی سرش میاد که اصلا با خودش حرف  نمیزنه دیگه (اینا رو گفتم از مدارس آموخته اند جه در کتب چه از بچه ها و معلم ها که باخودشون صحبت کنن) خلاصه من با خودم حرف نمیزنم و روال کارم فرق میکنه و دشمنی ایشان و اینان هم با من بییشتر میشه قاعدتا چون نمیوتنن از این روش سوار شن بزرگان رو تهدید میکنن وباعث میشه یکی مثل من وقت بزرگان رو بگیره تا بالاخره اینا روی سر من هم سوارشن طبق ریاضت هایی که ککشیده اند یا اصلا الهی اتد و خدایی و خیر منو هم بخوان ولی با شیاطین که قدرت دارند دست دوستی میدن چون شیطان تهدید میکنه اگه بر فرض روی نفس مستعدی مثل من سوار نشه فلان میشه.خلاصه شما هر کاری که میکنی به خودت قبلش حرفی میزنی ذهنی و درد دلی داری با خودت لذا میبینی بعضی ها اصلا بلند فکر میکنن که بریم حالا سر فلان کار و بلند میگن حالا یا غرض دارن که ما هم همینطور بشیم یا نه بیچاره واقعا گرفتاره ولی معمولا اونایی که بلند میگن که برم مثلا توی مهمونی یا جای عمومی که برم فلان کار رو کنم دارن خط میدن به بچه که با خودش صحبت کنه و این که صحبت کرد دیگه یه نوع اسارته حالا من روایات رو نمی دونم ولی میشه در این زمینه تحقیق بیشتر کرد!!!

دو نکته ای که جاموند اول اینکه وقتی میگه به خودش و تو فکرش و حرف دلش که مثلا ما بریم بیام این ما که میگه خیلی با یکی که داره نمیگه و من میگه و میگه برم فرق داره این اول داره اظهار دوستی میکنه و شیطونه هم فکر میکنه با اون دوست شده و هم اینکه شاید منظورش با دوست فرشته ها یا مخصوصا شهدا باشه که داره توضیح میده به خودشون و اگه لو بره افکارش این متناقض نماست دوم اینکه در حالت فعلی که الحمدلله داریم برای یکی مثل من زشته قرآن بخونه وقتی کنترل میکنم با تقوای نصفه و نیمه ام اینکه زشته که آقا مثلا قرآن بخونه حواسشم در بیرون باشه  یا فکرش منظورمه ها که یه جای دیگه باشه اونی که فکرش پیش دختر مردمه که هیچ دیگه اینو کار ندارم نه فکرش یه جای دیگری باشه و قرآن بخونه این دیگه زشته بعد از سنی و دیگه اصلا رحمتی نازل نمیشه و هم قرآن رو بد میخونه طبیعتا هم ممکنه چیزی عایدش نشه البته نمیگیم اگه فکرمون جابه جا شد گناه کردیم یا اگه نکته ای از قرآن رو نفهمیدم عیب داره نه قرآن تمامش نکته است.و یکی مثل من تو قرآن خوندن اگه فکرش جای دیگه رفت غیر از چیزی که میخونه میفهمه اشتباه است و معمولا این رخ نمیده من معمولا اگه بخواد حواسم توی قرآن خوندن پرت بشه به غیر از لغزش انحراف فکر میرم در حالت فکر نکردن به هیچ چیز مثل روال زندگیم که فکر به چیزی موقع زندگی عادی نمیکنم مثلا بخوام غذا بخورم دوساعت نمیشینم فکر کنم که چه کار باید کرد اتوماتیک انجام میدم ولی همین حالت خلسه و بی فکری هم مضره برای هنگامی که قرآن میخونه و باید حواست جمع باشه  که خدا چی داره همین الان میگه.

نکته ی بعدی اینکه اگه بخوام یه نکته به دو نکته ی قبلیام بگم مثلا پیرمرده بابا رنده عالم سوزه اینم با  خودش که بخواد طبق روال زندگیش و از نظر سقلجیشی و انفورمانیک ممکنه یه سری حرف های دلی رو با خودش بزنه به غیر از ذکر ها ذکر بحثش جداست داره مثلا فیلم بازی میکنه و گنول شیاطین بر حسب رندی اش میزنه این بحثش با ما جداست که فکر نکنیم نه جوانیم زورمون میرسه فکر نمیکنیم عمل می کنیم و منتظر و آماده خوریم که یه چیزی بریزند از بالا توی کاسه مان و بیام برای شما مثلا بگیم وگرنه میگن خوشا آنان که دائم در نمازند.

و یه چیز دیگری که محاسبه می کردیم شنیدیم که یکی میگفت در مدارس عادی بدتره حالا اگه من اشتباه کردم و گفتم بعضی مدارس و همه ی مدارس شیطانی اند و بچه ها شیاطنی میشن.............

 

bazar

يكشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۵۱ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

من میدونم شماها آگاه تر از مایید برای دلگرمی میگم این چیزارو و دیدم بازار گرمه و حرف دل زیاد گفتم اینو هم قبل مرگم به یادگار برای شما بزارم چون ممکنه تا قیام قیامت بر حسب نظام نوین حضرت زهرایی بعضی چشم های گنهکار حالا بدل امام زمان (عج) که امام خمینی بدون ریش باشد را دیده باشند ولی خوب نبینند..................

خلاصه آقا بگذریم بزار حرفمون رو بزنیم اگرم دزدیدنش جایی چه میدونم به خودش و نفس خودش واگدار میکنم. ببین من یه خورده جو گیر شدما و ممکنه تند برم ولی خوب داشتم وبلاگ jigrar مو میخوندم بعد یه سخنرانی از آیت الله فاطمی نیا رو وارسی کردم که نوشته بودمش و رونویسی کرده بودم بعد حرف دلم باز شد متاسفانه و باید بعضی چیزا رو بگویم ولی گفتم یه کم تند ممکنه بگم ولی من ضد انقلابی نیستم حقیقتیه خودش اما از کجا شروع کنم از سخن آقای فاطمی نیا یا از استاد آیت الله خمینی(ره) بله حالا که نزدیکتره میگیم ولی اینو که میگم گفتم ضد انقلاب نیستم و دید شهدا رو هم ندارم و دیدم تا چند متر اونورتر بیشتر نیست و اینو که میگم میخوایم یه نتیجه ای بگیریم برای خودمان...

خوب بگیم آیت الله قاضی (ره) امام خمینی را که دیدند گفتند این جوان انقلابی میکنه که موفق میشه(و چرا بسنده کردند به همین جمله موفق شدن ایشان؟؟؟) و شد هم و درست در اومد چرا بیشتر نگفتند که انقلابش مثلا ختم به مهدی میشه و خلاصه با این علمی که من داشنم اگر جای آقای قاضی بودم هزارتا بشارت ناب میفرستادم که آقا خدایا خدایا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما و هزار تا مقدس نمایی بیش از حد این سوالی بود که همیشه توی ذهنم بود. البته پیرمرده ها رو نمیدونم ولی برای ما نسل جدیدیا و سومی ها شاید خیلی خوب شد انقلاب و بچه های خوبی تربیت شدند نسبت به قبل ه ه  کمیت رو نمیگم کیفیتو میگم ولی خلاصه بگذریم هنوز حرفم مونده نوشته بودم تو وبلاگم از قول آقای فاطمی نیا (ره) که خواجه ی طوسی عبارتی داره که می فرماید "وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منا".

حالا بنویسم چی گفتن تا کم کم جلو بریم و بازش کنیم:

اعوذبالله من الشیطان الرجیم (قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَن یَأْتِیکُم بِمَاء مَّعِینٍ) این آیه ای بود که دیشب مطرح کردیم و خدمت عزیزان مانوس شدیم آیه ی 30 از سوره ی مبارکه ی ملک سوره ی ملک از سوره های بالخصوص قرآنه و بر حسب روایات و تجربیات اولیاء اسرار زیادی در بر دارد که اگر مباحثمون در آینده اقتضا کرد چیزایی خدمت شما خواهیم گفت و حالا دنباله ی بحث دیشب رو خدمتون عرض می کنیم إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًاگفتیم که تاویل آیه امام است امام معصوم علیه صلاه و السلام إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا یعنیاذا فقدتم امامکم  فماذا تصنعون؟ حدیثه امامتون رو اگر نیافتید چه می کنید بعد عبارت خواجه ی طوسی را برای عزیزان عرض کردیم خواجه می فرماید وجوده لطف , بودن امام لطفی است و تصرفه لطف آخر تصرف امام که بیاد و عرض کنم به حظورتون تصرف کنه امر کنه نهی کنه این لطف دیگری است و عدمه منا یعنی نبودن تصرف هم از ماست ماها اهلیت نداریم و اگر اهلیت داشته باشیم اونموقع حضرت ظاهر میشه و در ما تصرف میکنه خوب این عدمه منا رو یه قدری صحبت بکنیم( و...)

 

خوب این رو کپی کردم از وبلاگ قبلیم خوب یعنی چه یعنی یکی مثل آیت الله قاضی و عرفا اینا با امام زمان در ارتباطند و مثل ما گیچ نیستند که تا انقلاب مهدی خمینی رو نگه دار بلکه ما میخواهیم که امام زمان بیاید (این یک) ما دستور دهیم(این دو) مسلط شویم بر او (این سه) و در نهایت شهیدش کنیم طبق روایات . خوب بابا مگه امام خمینی نیومد؟؟؟ چه کار کردیم همون میشه دیگه در صورتیکه شاید مادرش حضرت زهرا این تصوراتی که ما داریم رو نخوان ایجاد بشه در مورد حضرت بله ما امید داریم ولی چشمان گنهکار و آدم فاسد فاسق اگر هم توبه نکند اگر هم امام را ببیند میبینی یه عمریه دربه در کوچه ی تنهایه ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر و ازاین چروت ولی نخواهد شناخت ان شالله تعالی...

یعنی چه؟ یعنی وجودش لطف اسنت و عدمه منا یعنی نبودن تصرف از ماست بیا و با دل دوست شو با امامت اینا که رفتند یه عمری دنبال امام زمان گشتند که ببینند برای این داستانش تعریف میشه که امام زمانی زنده هست وگرنه اینا همشون اشتباه کردند وگرنه امام ظاهره عدمه منا. حالا نمیخواد زیادی خونم رو آغشته کنم.همین دیگه گفتم نکته ی دیگری به ذهنمم نمیرسه تا اینکه هرجا امام ظاهرشد بین مردم شهیدشون کردند و دوستی دل قوی تره عزیز و اگر طبع زن دارید یا چهره شناس زن مانند هستید چون زنا که میدونی تو زیبایی شناسی و توی ظاهرند بیشتر از مردا  و طبع زنانگی بهتره اگر چشممون کوتاه شده از دیدار امام زمان آخه بعضی از بچه کوچیکا محله ی خوبی داشتند پدرشون خوب بوده امام زمان رو دیده اند و اینا دیگر چهره ی زیباتر و مرد بالاتر را طبغا نمی پذریرند چون حقه حق را دیده اند خلاصه میتونید به عکس های امام خمینی مراجعه کنیم چون امام خمینی رو به همه جا کشیده اند و چهره های واضح و خوبی داره با حالت های درونی مختلفه ولی درسته عدم امام هست گفتم برای زن ها چون زن دیگه باید شوهرش رو بشناسه زیاد خارج نشم از بحث و کسی که دختر میمونه و عغتش رو حفظ میکنه ممکنه امام زمان رو ببینه و بشناسه ولی زن دیگه باید پیش شوهرش باشه...دیگه بیشتر ازاین نخندونمتون خدا نگه دار.و حالا حرف زن  که شد ما نمیدونیم اصلا چند درصد مردم امام زمان رو دیده اند حالا حتی نشناخته باشند هم من خبر ندارم ولی یه پیر زن و یه پیر مرد حقشه دیگه و زن پیر شد دیگه مثل زن جوان نیست که همه چیزش مردش باشه و زن های جوان مظلومترند حالا ما هم سگی نیستیم ولی اگه بخوان ببینند امام زمان رو حتی حالا میخوان چه کار کنند مثلا دستش رو ببوسند... خلاصه تصرف هم ایجاد میشه که زیاد جلو نریم ولی گفتم چه بسا آدم هایی که می بینند و ما هم خبر نداریم و کنار شوهرشون هم زندگی میکنن. دیگه بسه خندوندن بای.

nbmkj

شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۳۶ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

خلاصه ی مطلب حالا که کارمون به اینجا کشید داشتم فکر میکردم که یکی مثل من اگه جرایم اینترنتی هم داشته باشه بوالخره کار کیه که یقه بگیره من خودم میترسم که گیر بیافتم پلیس سایبری که میگه مگه شوخی داریم پرونده دنیا دنیا مجازیه  پلیس راه که به من چه پلیس میگه مگه شوخیه باید کار از بالا و دستورش صادرش بشه از از اونجا و خلاصه وقتتون رو نگیرم قاضی میگه مگه شوخی بازیه هر چی پرونده ی شوخی بازی بود میارن برای ما بازی و دروغ بازیه.

توجه میکنید؟؟؟ شوخی نقش مهمی بازی میکنه اصلا در مسولین کشور و هیچ کس به هیچ کس اعتماد نداره در دنیای ما و کار هیچکس درست نیست چرا؟ چون شوخی گفتم نقش مهمی بازی میکنه در بین مسولین و جدی نمیگرند و معلوم نیست بینشون که رهبرشون باید اجازه بده اول تا یکی مثل من بدبخت بشه و رهبرش هم محرومش میکنه با دعاش اگه داره یکی مثل من خلاف میکنه ... این مطلب رو هم (هنوز ننوشتما) در راستای شعری که میخوام بنویسم و گفته امش در وبلاگ reza.bloglor.com می نویسم که بفهمیم ما ها هم محروم میشیم و مورد شماتت قرار میگیریم ولی فعلا از دست یه سری تیمارستانی گیر بودیم که بفرستنمون اونجا و بازی کنیمو امروز داشت آی فیلم فیلم شهریار رو میذاشت جو گیر شدم گفتم شعر بگویم!!!! به قول آقای فاطمی نیا حضرت امام حسین(عمنبع فیض رسانی به عالم هستی اند و حضرت ابو فاضل هم (نفهمیدم) چی کاره شان.

hehe..

شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۳۳ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

داشتم به یه مساله ای فکر می نمودم بعد یاد نمودم از کسانی که یعنی دختران منظورمه که دماغشون رو عمل می نمایند (حالا کار به دختر و زن ندارم تو فکرم دختر بود ای بابا) خلاصه داشتم میگفتم به خودم که خوبه یا بده و از این حرفا بعد یه نکته ای به ذهنم رسید یه کم خندم گرفت که اینا با عمل کردن بینی شان و دماغشون خلاصه خودشون رو می پوشونن(حالا من نفهمیدم منظورش از پوشاندن این بود که فکر می کنند که خوشکل و قشنگ شدن و محل کمتر میزارند و خودشون رو به حسابا بیشتر میگیرند و بالا و تکبرم که برای زن قربه الی الله خوبه خلاصه نفهمیدم که منظورش این بود یا خیر.)

rahekaj

شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۲۷ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

نمی دونم والا چی بگم حرف تو مجامع از امام زمان (عج) غیر از اون دروغ ها ها حرف شعر مانند رو میگویم که خیلی کم شده و دیگه کسی صرف نمیکنه براش مثل جناب مرحوم آغاسی شعر بگه و پا به میدون بزاره و خلا وجود نداشتند یگانه ی عالم رو پر کنه در بین ما و امام ما شک نکنیم که تنهاست بالاخره و عاشق که نه ولی منتظراش کیان؟ و اصلا غیر تخصصی شده حالا یا میخواد وقتش رو پر کنه طرف با یه داستان سر هم کردن یا قصد و غرض داره یا هر چیز دیگری جزراه باز کردن که در مورد امامش صحبت می نماید انتظار چیه؟ انتظار شاید یعنی همین راه بازکردن برای یه  نفراینکارهم تخصصی است یعنی راهی که بازمیکنم برفرض مثال بنده باید بااون راهی که شما میخوای باز کنی برای خودت یکسان باشه  و هدف آمدن یک عامل معصوم در میان ما باشه نه اینکه راه خودمون رو باز کنیم متاسفانه کاری که داره انجام میشه به نام حضرت.

و جناب آغاصی میگفت که نام تو بردم لبم آتش گرفت این دروغ نمیومده تحویل ما بده این داشته از عشق میسوخته و برای خودشم مهمه  اینو هم حالا میگیم گفته تا اهمیت کارش رو برای ما بازگو کنه که حقیقی است ولی امثال آغاسی چه شدند شده اند یه سری آدم های کثیف الان و دیگه صرف نمیکنه امام زمانی هابراشون که پاشن بیان برای ما شعر امید بخونند و ما هم گمشده ایم و این خلا پر نشده برای ما نبودن امام در بین خود و اصلا داریم رو به سوی جایی میریم که بگیم آمدنش افسانه است در صورتیکه باید امید ها خیلی بیشتر باشه. الان در ایران خودمون عرض میکنم نه اینکه جهان شاید توی سوئدی سویسی جای باشه برای ایشون که در بین مردم عادی توجه کنید که میگویم مردم غرض دارم که میگم نه مرض ها جایی باشه خلاصه که تا حدی امام زمان رو قبول کنن نه تا حد جان ها تا حدی که غیر مسلمونا می پرستند و عقلشون اگه شراب نخوردن بکشهخلاصه ولی توی ایران ما نه توی ایران ما کسی حتی امام زمان حق نداره قدرت نمایی کنه و گفتیم امام زمان متاسفانه تنهاست بنابر این باید اقدر ما بکشیم دوری و ظلم و ستم را تا بپذیریم که امامی لازم داریم الان نگاه کنید کشور عراق آماده تر از ماست و قدرت بیاد توش سرکوب نمیشه و به خاطر از یه طرف ضعفه ولی خوب تا آقای خامنه ای رو داریم غم هم نداریم که سرکوب بشه حکومت مهدی (عج) ولی بالاخره شوخی نداریم میشه دیگه بین مردم و اگه بخوایم حکومت مهدی (ع) رو در ایران خودمون پیاده کنیم باید جلوی چشم عراق و نیروی مسلح کشورمون یه انقلاب دومی بین خودمون رخ بده که فقط توی ایرانی که این همه ادعا داره حکومت عدل بر قرار بشه.و خلاصه اتتظارها به فساد کشیده شده همشم روضه و گریه نیست بله بخش عظیمی از انتظار عشق بازی است بین ما ولی خوب بچه ای که نمیفهمه چی و سنش کمه و رابطه ی خودش با امامش رو فقط از طریق فساد و گناه جامعه درک کرده این باید یه سری اردوهای فرهنگی بره به نظر من تا اینکه از روش های دلگیر که اگه باقی مونده باشه در مورد انتظار بشه باش صحبت کرد و صدا و سیما هم مبتذل شده اصلا یه جای تنگ و تاریک در نظر گرفته میشه برای برنامه های امام زمانی و درک نمیشه.

gonah

شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۰۴ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

ایام ایام شهادت حضرت زهراء(س) است و من حس بدی نسبت به خودم دارم در مجالس که شرکت می کنم انگار پرتم هم تو مجلس هم توی زندگانی اصلا مخصوصا و اشرفیت نداره حضرت در کارم انگار و خیلی رنجودمشون حس میکنم خدا ازم بگذره  و انگار اصلا فاطمی نیستم و زیبنبیم بیشتر اصلا دور افتادم از درگاه حق تعالی و رابطه نمیدم یا هم به خاطر خوبی های بچه هاس که خیلی بالاتر از منن و پاکتر و مومن تر و من مثل اونا پذیرش نمیشم یا هم اشک های جوان ها رو دیدم و غبطه خوردم ولی هیچ احساس مادری نسبت به حضرت در مقابل من ندارم و برعکس میگم نکنه جز دشمن هاشان باشم خدایی نکرده وشده باشم آخه من خیلی گناه کردم و جدای از گناه بعضی چیزا هست که جبران شدنی نیست و آدم نمیتونه حتی اگه توبه هم کرد مثل اون جوان پاک و نوجوان که تازه وارده نیست و مکتب حضرت زهرا به نظر من مکتب حر شدن نیست که بتونیم برگردیم و با یه شهادت کار تمام بشه بره پی کارش و امام حسین (ع) دستش بازتره برای ما مردای گناهکار رده خارج همین

radical

شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۵۲ ب.ظ | پلیسعلی | ۱ نظر

ما که شوخی نکردیم عده ی زیادی از افراد جامعه توی دنیای سیاست شما و از لحاظ حکومت داری که نه ولی دولت داری که دولت هم خیلی بدش نمیاد ظاهرا حکومت داری کنه و دستش تو کاسه ی وزارت خونه ها مثلا اطلاعات بره و از جنبه ی قدرت وارد بشه بگذریم شوهی نداریم که عده ی زیاد از مردم سست ایمانند و باید گول بخورند و راهی هم نیست بگذریم از اینکه دیگه بصیرت و مصیرت سیر سعودی داشته و افراد خودشون یه سری آدم های بصیرتی پرورش دادن و فردا پس فردا اسم بچه شون رو هم میخوان بزارند بصیر خلاصه دولت ما ماشالله با رهبری جناب رئیس جمهور یه سری آدم های زیرک و رند هستند و رندی هم مرتبه داره یه موقع نباید بزاری که دیگران از کارت با خبر بشن و نقوذ کنند داخل و هرچی داری و نداری رو بربایند باید شیره بمالی که جلو نیان ولی گفتم مردم ما بصیرتشون رفته بالا و با این بادها نمیلرزند و حزب الهی ها هم زیاد تفریط کردند چطور یه موقع بود که امید و چشم امید ما حالا بگدریم هنوز توی آمریکا حتی و اون سری عادم عایی که عقلی مقلی دارند هنوز تو آمریکا حالا ما میگیم آمریکا مردم های دیگر جهان هم چشم امیدشون به رئیس جمهور فعلی ماست هنوز حتی با تیلیغات ضد ایرانیولی چه شد عده ی زیادی حالا یا منافقانه و پنهانی یا آشکارا کمر همت به زمین زدن و دشمنی با دکتر محمود خودمون بستند؟ یعنی دیگه از حق دفاع نمیکنه؟ یا موضوع چیز دیگری است خوب گفتیم عده ی زیادی رو باید سرشون شیره مالید چون اگه امام زمان (عج) هم تشریف بیارند ان شالله جمع کثیری همت میکنند به دشمنی با ایشان و نباید ایشون(رئیس جمهرویا) انتطار داشته باشند با توجه به بصیرتی که بدم جا افتاده اصلا بگذریم اینکه ما باید زیر پر وبال رئیس جمهور فعلی رو بگیریم و اگه اشتاباهی چیزی هم پیش اومد باهاش باشیم و با هم درستش کنیم درسته دیگه یه خورده عقلمون رفته بیشتر شده جمعی ولی نباید به فردی با این سابقه خوب کاری بزنیمش زمین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این نظر منه حالا که خودش خواست 4 سال دیگه رئیس جمهور بمونه خوب خودش خواسته دیگه که رنج بکشه حالا ما ضدش نباشیم چون خیلی ایشون مخصوصا تو جهان ما رو سربلند کرد حاظری شما حرب اللهی پاتو بزاری تو آمرییکا و جلوی دشمنان ضد سیاستشون حرفی بزنی به نظر من یه دستشویی هم نمیتونی اونجا بری نه کارهای بزرگی کرده ایشان به نظر من.