خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اکانت باهم: حاج پلیسعلی

بایگانی

۱۹۱۶ مطلب با موضوع «تفکرات اجتماعی» ثبت شده است

dandon

شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۳۶ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

اصلا کلا خیلی نظام آموزشی کشور و مدارس جای گله داره و یه روز داشتم بهش فکر میکردم که بچه رو چی دارن به بار می آرن این نظام بگذریم.

امروز صبح نمازامو خوب خوندم بدون پشت کار خودش ذکر میومد لب دندونام و لب و لوچم و نمیخواست خودم سعی کنم و فکر  کنم و ذکری رو حتی متناسب به خودم و احوالاتم بگویم خودش داشت میومد حالا دعای شماست بماند!!!

خلاصه توی مدرسه میان میگن بچه درس بخون هی بخون بخون بخون انگار سیر و سلوک بچه توی اینه که تنبیه بشه و هی درس بخونه و خودش هیچوقت نباید از سر شوق بره یا باید عادت کنه خرخون باشه از اول تا دیگه بیمه بشه. خلاصه به دلش نمیاد که بره از شوق بخونه بعد که دنبال علاقه میره و درس رو طوری میخونه که علاقه داشته باشه و جذاب و شادی بخش باشه حالا به هر روشی که خودش میدونه خوشش میاد بعد که اینطوری میخونه یا نمره ش کم میشه یا روش غلطیه از نظر کلا همه یا هر گو دیگری پیش میاد و دوباره بچه درس بخون!!!

بعد بچه میبینه ازاین راه نمیشه سعی میکنه سر کلاس فعال باشه سوال های خوب بپرسه کلا دارند روی پشتکار بچه که درس بخونه و یا یه کار شیرینی بلد باشه و یه کاری  بتونه بکنه از پیش خودش کار میکنند سیستم ما این نشد بچه میگه یه جای دیگه پشتکار داشته باشم تو ورزش تو سوال خوب پرسیدن حتی توی خنداندن معلم و دانش آموزا تبحر داشته باشم چرا چون پشتکار میگه و سیستم آموزشی وگرنه من یه موجود به درد نخور خواهم بود در این صورت باید به طوری خودم رو نشون بدم دیگه.

در صورتیکه امروز من نمازم رو خودم تنها نمیخوندم به دلم میومد و ان شالله ادامه داشته باشه ذکر خدا بر لبم و خودش بیاد نه من برم سرچ کنم و دنبال استاد باشم و ... البته خوبه اینکارا ها ولی خوب شرط داره.همین

خلاصه شما نگاه بکن به عقب مونده ها این ها پشتکار دارند آیا؟ حرفی که میزنه ازکجاست. بله اگر خدایی نکرده کار زشنی کرد گناهی مرتکب شد این کار خودشه شاید اگه کار شیطان نباشه ولی صحبت هایی که میکنن زاری گریه هرچی اینا از سمت خداست من عمدا گفتم عقب مونده ی ذهنی که دلشون پاکه و حرف هایی میزنن که مورد قبول شماس نه مثل من و شما قبولش دارین و مدل بارز غیر پشتکاره..

dfsaf

جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۷:۱۶ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

بله خلاصه این تا بالا بیاد وبلاگ و آماده ی نوشتن بشه یه خورده وقت میگیره (کلاس نمیزارما) تو این وقتا دیدم اوضاع شلوغه بعد پرسیدم حسابرسی آخرت آسونتره یا حسابرسی دنیا؟؟ بعد جواب اینکه آخرت آسونتره(نسبتا به کسی که محاسبه میکنه) ولی سخترم هست(برای ما)!!!

خلاصه ی مطلب داشتم امروز از معازه ی ساندویچ فروشی چیزی یاد میکردم بعد گفتم به خودم فلانی(علی) (البته حالا دارم میگم چون دارم مینویسم میخوام قشنگ بشه) خلاصه اگر بخوای کار کنی حاظری توی رستورانی مغازه ای چیزی کارکنی یا یه جایی که مثل عروسی ها شام درست می کنن میدن به خورد مردم؟ کدومش رو انتخاب میکنی خوب مشهوریت توی مغازه ی بیرونه نه تو عروسی و عزا پختن یا جایی که دیده نمیشه و تبلیغ نمیشه هنرت خلاصه این شد که امشب هم خوابم نگرفت و در حال حاظر دارم تایپ می کنم بله مشهوریت ممکنه پول بیاره ولی ممکنه آسیب هایی هم داشته باشه اومدیم و بد مشهور شدی و در غیب کارکردن هم حقوق معینی داره و میزان معمولا ثابت تره البته اگر به عنوان کارگر ثابت حقوق بگیریم و در اون صورت مشهور شدن هم ثابت ندند یا مغازه مال خودمون باشه  خلاصه نمی دونم سر در آوردید از این جمله ی آخری یا نه ولی اصلا مهم نیست چون چیز مهمی نبود داشتم میگفتم اگه مغازه دار خودت باشی یا مغازه دار به عنوان ثابت هیشگی پول بهتون نده یعنی بستگی به مشتری ای که میاد کم و زیاد بده در اون صورت داشتم میگفنم خلاصه من که تو فکر مغازه باز کردن نیستم روال زندگی خودم رو میگم مغاز ه ی وبلاگ خودم رو میگم شاید فردا یکی خوشش اومد گفت بیا همکار ما شو اگه بیکاری برم مشهور بشم یا الان مشهورم اصلا. اصلا ولش کن یه شهیدی نوشته بود تو وصیت نامه شون که هرگاه خواستی مشهور بشی مشهور نشو وهرگاه دلت نمیخواد مشهور بشی برو مشهور شو. شاید اینجوری نوشته بود با کمی و کاستی ولی من موندم با این احوالاتم که اولا وبلاگ نویسی که میکنم مشهورم یا نه دوما مشهور بشم؟ سوم اصلا دلم چی بخواد باور کن گیر کردم توش.


cxzxc

جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۷:۰۷ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

ببین سیستم پیچیده است و درسته این و حالا میگم چرا پیچیده است ولی حالا ما نمیگیم کسی که شد مثل امثال ما بازگرداندنش دست حضرت فیله نه میشه دوباره کسی که دچار خودبینی و شرک خفی و گناه در خفا شده روزی برگرده و ما ننشستیم واقعیتش از ته دل با ندامت برخورد کنیم آخه کسی که نادمه و پشیمونه رو دیدی؟ نمیخوام زیاد توضیخ بدم شرمنده است داره خجالت میکشه حالا حتی خجالت کشیدنم توعی مرض حساب میشه شاید توی روانشناسی ولی نه یه حس دیگری داره و همین هم هست که سرش پایینه میگه ای خدا یعنی تو منو میبخشی تا یکی مثل من که میگه ببخش (دستور هم میده) و خداش رو یه طور دیگه در نظر داره خوب این یه دلیلش که میگم سیستم پیچیده است همین شد که خداش رو یه طور دیگه در نظر میگیره و خداش با خدای من و تو فرق داره (یا رب الحسین) خلاصه ی مطلب یه دلیل دیگرش هم اینه که طرف نشسته در خلوت گناه کرده پیش خداش و از خدا رد شده از بلوغشم رد شده نشسته عکس اونجوری نگاه کرده خوب این عادت کرده و شرک خفی ریشه زده حالا شما چی میگی؟؟ حرفی داری؟؟ این با خداش کنار اومده یعنی دعواش شده یا ممکنه بگه خدا منو میبخشه یا هر چیز دیگری بگوید ولی خلاصه این کارشو کرده دیگه حالا شما پاشی بیایی تو خلوتش خوب شما ممکنه خیلی خوب باشی مستجاب الدعوه باشی فشار بیاد روت که ببینی بنده ی خدا اول جونی داره چه زچر هایی میکشه آخه میدونی دوری از خدا و شرک خفی خیلی بده و خیلی بده که آدم توی گناهاتش با خدا کنار بیاد و خدای تو یه خدای دیگست همین دیگه چه باید کرد حالا؟؟ دعوا رخ میده این براش دعا هم بکنیم تا خودش نخواد عوض بشه میخوای شما چه کنی؟؟ میگم سیستم پیچیده است.

vnn

جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۵۶ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

دفعه ی قبلی که رفتم مسافرت پیش بابا بزرگم صحبت هایی شد میگفت داستان معراج پیامبر (ص) که چندین بار کم شد از مقدار خواندن نماز های یومیه تا اینکه دیگه پیامبر (ص) روش نشد که کمتر ازاین بکنتش خلاصه میگفت نماز شفع و وتر خوندن که خدا در قرآن با رمز آوردتش و فرموده والشفع و والوتر و یه گام کمتر از نماز صبح خواندتشون اقدر ثواب داره و خودش اون روز صبح دیدم با این پای دردش پاشده بود از خواب و با این گوشی که از 20 سالگی دچار مشکل شده بوده و ناشنوان الان چند دقیقه قبل از نماز صبح این سه رکعت رو خوندند و تعریف که می کرد میگفت من نمیشمارم و همینطور العفو میگم تا بتونم تو قنوت نماز وتر خلاصه این شد که ما امشب به خاطر اینکه زیادی روز قبلش که دیروز بشه خواب بودیم بیدار موندیم و گشتیم توی فیلترنت خلاصه این شدد که نمازه رو هم خوندیم:

بابا من دیگه خسته شدم از بس به گناه گذشته م فکر کردم و کاری هم از دستم بر نمیاد انگار راه بخشیده شدن از خودم نیست باید یه خورده خارج شد از خود برای گناه دیگران استغفار و توبه که نمیشه ولی دعا کرد که بخشیده بشن توی همچین نمازهایی بله به یاد یه آدمی که گناه کرده یا شکلش مثل گنهکاراست رو گیر آورد ترجیها از نزدیک و العفو یا استغفار رو به یاد اونا گفت. چه میدونم دیگه......................

شمام به یاد من استغفار کنید..


udrgfww

جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۳۹ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

الان وضع اقتصادی که هیچ منظورم سیاست اقتصادی الان با چندین سال گذشته رو در نظر بگیرید که چه وضعی داشتیم والان داریم آیا پیشرفت کردیم؟؟؟... خوب ببین سخته از نظر من و دید کلی کوچک من حرفهای گنده زدن اما میشه جند نکته رو به راحتی فهمید ضمن اینکه مجبورا به این وضع رسیده ایم و پیشرفت های بزرگی انجام شده و میگم که مجبور بوده اند دولت ولی شما در نظر بگیر

چند سال پیش افراد میگفتند که به به بریم مثلا یه کارخونه ای بزنیم یا یه شرکتی (حالا صرفا برای پولدار شدن) ولی الان اینطور نیست طرف که بیکاره مثل من اصلا امیدی نداره که خودش یه کاری پیدا کنه حالا نون و آبدارش بماند دیگه و خیلی امید کم شده در صورتیکه باید دولت با پیشرفته تر شدن فضا رو باز کنه برای شرکت خصوصی که نه برای مردم که هر کی از هر جا با هر رتبه ای بتونه پولدار بشه و همه ی سرمایه های کلان و بزرگ رو جمع نکنه یه گوشه البته ما میگیم مجبور شد دولت ما اینکارارو بکنه تا از مافیای شکر مثلا جلوگیری بشه و یه عده که پولدار شدن قدرت طلب نباشند والکی بازار رو بدست نگیرند ولی این راهش نبود که راه بسته بشه و یکی مثل من امید نداشته باشه که یه شغل خوبی بدون تحصیلات و نه شرکت عمومی و نه خصوصی و شغل آزاد شغل مناسبش رو به غیر از مافیای دولت آزادانه به صورتیکه وابسته به هیچ حزب و گروهی نباشه در مملکتی که آزادی موج میزنه پیدا بشه کاری براش و ما ناامیدیم یا باید ارتش باشه یا سپاه ما که اصلا سر در نمی آوریم از این چیزا و خبر نداریم.

بماند............

یادمه خانم معلمی داشتیم و اون وقت لباس مخصوصی می پوشیدیم مثلا آبی و شلوار خاکستری که از جاهای مخصوصی که گفته بودند میخریدیم و اونیفرم مخصوص خویش داشتیم. بماندیکی از بچه ها بود که شیطون هم بود همیشه دعوا میکردیم و از این حرفا پیراهنش از توی شلوارش بیرون میومد همیشه بعد اینو میخواستم دو ساعت بگم که خانم معلممون بش میگفت :که انگار هندونه فروشا است شلوارت رو درست کن.و اینطوری خطابش میکرد ولی خبر نداشت که برای یکی مثل من الان تو این زمون که شغل های کثیف و به درد نخور زیاد  شده و نه حالا شغل کثیف مردم دیگه به فکر جمع کردن سکه افتادن و شغل های کاذب و بانک ها هم که سودشون از وام دادنشونه و کاذبه کار وخلاصه اوضاع الی هست چقدر محترمه توی این اوضاع کساد کاری یه نفر وانت گرفته و هندونه داره میفروشه و چقدر با این کلک ها و دزدی ها و شغل های کاذب چقدرشریفه کارش و پر اهمیته کار یه هندونه فروش توی وضع فعلی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و یه دلیل دیگه هم که یادم اومد الان جنس چینی بود که بله مردم رو فروشنده به بار آوردن فروش جنس ارزان چینی خوب خوبه ولی کی کار میکنه پس و اونی هم که کار میکنه میگه چرا کار کنم با سرمایه ام میرم سکه میخرم حالا داری بابا تو هم؟؟ و مردم به کجا دارند میرند. جنس ارزون خوبه و من حسابش که میکنم میگم اگه بتونم جنس خوب تولید کنم اصلا خودم گران میفروشمش چرا ؟؟ چون زحمت کشیدم وقت گذاشتم چون شما کار نکردید به جای من عرق منو ندید که و نمیتونید قیمت بزارید اگر من کار کنم روی کارم و همینه که ارزش داره کسانی که کار میکنن توی این مملکت و عرق میریزند تا کسانی که پول میشمارند اگه همینطوری بزارنش زن چینی ارزون مهریه و قیمت مسلمون هم به بازار میاد.


ghsghf

جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۳۴ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

نه اینکه حوصلم سر رفتیده داشتم قرآن میخوندم بعد گفتم یه مطلبی و یه سری چیزایی باید در مورد یاد بگویم و حالا دقیقا نمی دونم چی میخوام بگم بزار یه کم فکر کنم..

البته یاد با اون یادی که میگویم فرق داره و یاد کردن رو باید یه وارسی و بررسی ای بکنیم دقیق!

از کجا بگم؟بله ما یاد خدا داریم می کنیم که نماز میخونیم و جز یادی چیز دیگری نیست یعنی هستا ولی خوب.

بعد اینکه ما قرآن که میخونیم در لحظه ای که میدونیم داریم پرواز میکنیم یا اصلا حالت عادی یا داریم اشک میریزیم یادی از امواتمون  می کنیم اینم یه نوع یاد کردنه که به واسطه اینکه یادشون کردیم و اسمشون رو بردیم در دل و نیتی هم داشتیم تقی به توق میخوره و میرسه بهشون.

پس ببین حالا که برخورد داشتیم خوبه اینطوری بگیم که نباید هر چیزی رو یاد کرد ما که برای خدا کاری نمیتونیم بکنیم خدا نشسته یعنی امام زمان (ره) نشسته روی صندلی و ما داریم یادی ازش میکنیم همین دیگه نه زورمون میرسه که دست خدا رو بگیریم نه بوسش کنیم نه ناز و نوازش فقط تنها کاری که توی نماز که بالاترین ذکر هست و معراج مومن هست داریم عمل می کنیم یه یادی هست و این شعله و یاد ان شالله از دل هیچکس خاموش نشه.

ولی بعضی مواقع هست که عمل صالح انجام  میدیم که اونم موجب رضای ایشان هست مثلا یتیم نوازی مهر و محبت گل دادن به کسی اینا دیگه عمله دیگه و یاد نیست.

گفتیم ذکر بهتره در مورد خدا اصلا یاد به کار نبریم همین ذکر خدا رو به کار ببندیم چرا؟ چون ممکنه شما تو خونه نشستی دلت با خداست و ذکر نمیگویی هم در ولی یاد خدایی خوب همین ذکره دیگه همش که نباید سبحان الله الحمدلله الله اکبر گفت البته دائم الذکر هم که باشیم دست خودمون نیست یعنی متقی باشیم میتونیم هر یادی بکنیم از خدا ولی اگه مثل من گنهکار باشی سیمت وصل نیست که بخواد متقی باشی.

اینم از این دیگه همین دیگه یه یادی هم هست که ما خودمون میکنیم که میشه = یاد ایامی که در گلشن صفایی داشتیم که اینم با ذکر فرق داره دیگه. حالا چه طوری تقسیم کنیم یادمون رو اگه وصلیم و دائم الذکریم و دائم الفضل و دائم الاجابه خوب کاری نداره در این صورت یه نگاهی به بنده ی رو سیاه بد اخلاق کثیف باندازید و یاد کنید از من دیگه این که دیگه کاری نداره تو فکر چی هستی آمریکا؟ اسرائیل؟ چرا یاد خدا رو ول کردی چسبیدی به 4 تا خبر نمی دونم چیز البته من از این دید نمیگویم که نخونید و وقتتون رو تقسیم نکنید ها نه از این جهت میگم که چرا برای من دعا نمیکنید!!!اینم آخرش به خودمون وصل شد انگار

البته اینو هم بگیم بعد از آخرش که چه بسا ذکرهایی رو که سبب خیر و منفعت و عمل و پشتکار و توبه و انابه و ثواب و همه چیز میشه با این نماز دیگه داشتیم ظاهرش رو میگفتیم که ذکره ولی اومدیمو عوض شدیم!حالا

hvgg

جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۲۶ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

امروز صبح البته هنوز صبح هست که دارم مینویسم اما خوب داشتم طبق روالی که یه مدتی هست همینطوری در پیش گرفتم ذکر قرآن مجید حالا بد نیست بگمش که نوشته است توی کتابی که : هرکس در صبح سه بار بگوید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و سه آیه ی سوره ی حشر را بخواند خداوند 70000 فرشته بر او موکل می گرداند تا او را از جمیع آفات نگاه دارندو تا شب بر او درود فرستند و اگر در آن روز بمیرد شهید مرده است در شب هم بخواند همین منزلت و ثواب به او داده شود.

و البته از روی حدیثه و کتابه هم معتبره و اون سه آیه آخر سوره حشره.

خلاصه ما گفتیم اعوذبالله من الشیطان الرجیم سه بار و یاد این ملعون فی الله و به قول الله افتادیم بازم!!!

کی چی؟؟

حالا میگم نوشتمش روی کاغذ و این بار لازم نیست که فکر کنم و تایپ کنم هر جا راحت بودم عوضش اگه خدا خواست میکنم ولی آماده دارمش:

آدم خوبه یه خورده قرآن بخونه الان شما نگاهی بکن به داستان انحراف شیطان که چه شدهمه چیز نفهته است میبینی یکی میگه مغرور شد یکی میگه حسادت ورزید یکی میگه متکبر شد یکی میگه خودبرزک بینی و صفات دیگه که یادم نیست مثلا دروغ خوبه؟ خلاصه همه هم راست میگن این چش شد شیطان لعین بالاخره در عرض ایکی ثانیه و هچنین بعد از ایکی ثانیه چش شد در دنبالش که به جای توبه کردنش و به جای اینکه سر به زیر بشه (پس تواضع هم نداشت!!!) و استفغار کنه(مستفغر هم نبود!!!) بود تو رو خدا یا نبود که من دارم میگم؟؟؟

خلاصه به جای اینکارا توهین کرد به خدا اصلا که بازش می کنم که چی گفت.

حالا گیرم بر حضرت آدم (ع) که یه بار گفتیم به منزله ی کعبه بوده ایشون برای شیطان که ما هم سجده میکنیم به طرف کعبه حالا گیرم سجده نکردی میر فتی به جای آدم همونجایی که 5 6 هزار سال سجده کرده بودی همونجا سجده می کردی و به همون رسم گذشته (پس ببین کینه هم داشت نسبت به آدم!!) خلاصه میبینی اومده گفته که من همشون رو گول میزنم حالا به جای اینکه بره توبه کنه ها(توهین هم کرده انگار!!!) بعد حالا که توهین کرد بود که خدا بهش گفت تو رانده شدی برو گمشو از درگاه ما بیافت(حالا چه افتادنی هم میوه هم اگه زمانش بیافته .... حالا بگدریم کار نداریم) خلاصه و خدا به ما بنده هایی که داریم ناامید میشیم می فرماید که ناامید نشید ای کسانیکه اسراف نموده اید در گناهان و بازگردید دیگه!!!  و به شیطان میگه تو رانده شدی برو گمشو (در قرآن میگه ها) خلاصه و حتی میبینی خودش رو عالم می دید شیطان عالمی متکبر که از عالم های دیگه بالاتره چون فرشته ها زیر دستش بودند یه زمانی عالمی که آدم (ع) رو که دید و فهمید چه خبره و گفت به خدا که همشون رو گول میزنم(بالا هم دید خودش رو!!!) حالا هنوز آدم زندگی نکرده که آزمایشش کنه ها ولی می دونست شیطان که چه خبره حالا یا از دیگر فرشته ها شنیده بود یا یه سری آدم های دیگه قبلش آفریده شده بودند اینم هست ولی چه طوری از بزرگترین سیستمی که خدا آفریده به نام بشر و انسان با خبر بود که میشه گولش زد جز مخلصین و خدا هم خودش قبول کرد که میتونه اینکارو بکنه ولی راندش از درگاهش بالاخره خوب عجیبه معلومه شیطان هم کسیه و ما چی بگیم بگیم جاهله؟ نه میگیم خدا از دستش ما رو نجات بده و از فریب و نیرنگش

توی همون کتاب (تحفه ی دانشجو) نوشته بود که  ده مرتبه این ذکر رو پیش از طلوع آفتاب بگویید و گمونم حدیثه و اعتبار داره چون تو اون کتابه هست:

((اعوذ بالله السمیع العلیم من همزات الشیاطین و اعوذ بالله ان یحضرون انّ الله هو السمیع العلیم))

vfdfs

جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۵۰ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

داشتم به دو نکته فکر میکردم اول اینکه جهان چه بزرگه و سیستم ما و دوم اینکه توی سخنرانی آیت الله فاطمی نیا تعریف می کردند قریب به این مضامین که بله جلسه ی روح و ارواج تشکیل میدادند جایی که یعنی ما روح احضار میکنیم بعد میگفتن یه جن هم میتونه اون نعلبکی رو تکون بده یا یک روح سرگردان در حالیکه میگفت (همون احضار کننده) که روح آیت الله حکیم رو احضار کردیم خلاصه سرتون رو در نیارم آقای فاطمی نیا رفتند تومجلس میگفتند من که میدونستم چه خبره رفتیم و یکی پرسید شاید تناسخ درسته؟ بعد آقای فاطمی نیا فرمودند وقتی زنده بودند گفتند نیست حالا میگین(حالا من نمیدونم تناسخ بود یا چیز دیگری و اشکال از ماست) خلاصه بعدش آقای فاطمی نیا گفتند حالا نوبت منه که پرسم (تو جلسه احضار ارواح بودیما) خلاصه میپرسند که فلان نسخه از کتاب فلان نفر(حالا یادمم نیست کی بود!) که چاپ نشده چیه اسمش شاید خلاصه جلسه به هم میخوره بعد آقای فاطمی نیا گفتم که میگغتند که به جن یا یه روح سرگردان هم میتونه اینکارارو بکنه.

حالا سیستم رو نگاه کن وقتی میگن کمک کن به یتیم به چه میدونم فقیر فکر کردی کار کوچکی کردی؟

اینا تو سیستم ارواح رومیخرند شاید اگه بتونننا میبینن این یارو با این کارهای زشتی که کرده (و حالا میخواد اعدام شه) میگن ما تو رو اعدام میکنیم ولی تو اگه خانوادت رو دوست داری و میخوای کمکشون کنیم (مالی ها ) بعد از مردنت و کشتند و که اعدام بشی برو برای ما کار کن مثلا برو ییش فلانی ها اخبار بیار برای ما با نعلبکی کار کنیم و ما هم در عوض از تو چیز زیادی نمیخوام فقط خانوادت در رفاه هستند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خوی حالا شما نگاه کن وقتی یه یتییم رو دلش رو شاد میکنی حالا ما بگیریم مادر شهید اصلا زن شهید اصلا بعد این چه تاثیری در عالم روت میزاره و چقدر ممکنه عوض بشی که دلشون رو شاد کردی اینا که دیگه با نعلبکی کار نمیکنن دعای شهدا مستجابه و سیستمشون خیلی پیچیده تر از این حرفاست و شهید زنده است اصلا..

حالا شما نگاه کن این اعدامی ها و اونایی که امید بهشون نیست بعد از مردن هم استخدام میشن در سازمان و کار میکنن به عنوان روح سرگردان با چند تا نعبلکی با چارتا نعلبکی، هم سیستم ما خرابه و الکیه هم عالم برزخ هنوز قیامت هنوز به پا نشده ولی سیستم شهدا چی؟ مجلسشون چی؟ اینا چی این ها یه عالم بالاتری دارند خیلی بالاتر که در عقل مانمیگنجه ما چه میدونیم شهید یعنی چه و چه کار داره میکنه اصلا؟

saf

پنجشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۲۴ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

امروز میخوام درمورد یه علت های دیگر (توجه دارید) از حزامی قمار صحبت نمایم و یا یه مثال توجه تان را جلب می نمایم شاید شما بگی ما که قمار باز نیستیم نه اصلا پولش مهم نیست من دارم به عینه میبنم که سیستم روی قماره

خلاصه سرتون رو در نیارم مثال اینکه نشتستند می گن یارو امروز تو نماز مغرب حالا ییین فرقی نداره که صبح باشه یا شب این مهم نیست مهم اینه که نشستند و جمع شدن میگن که من و امثال من (حالا داریم مثال میزنیما و در مثال جای هیج جی میگن؟مقایشه؟؟؟مناظره هر جی،نیست) خلاصه مطلب نشستند و میگن بعد از حمد این یاروهه حمدش که توی نماز تمام شد سوره ی حمد رو میگم ها خلاصه این بعد از حمد سوره ی فلق میخونه و گروه دیگه داره میگه نه بعد از حمد سوره ی ناس شاید هم گروه دیگه بگه سوره های دیگری مثل توحید حالا این مهم نیست این مهمه که دارند قمار میکنند و میخوان یا منو اسیر کنند یا اختلاف بین خودشون می افته مسئله ی پول هم که گفتیم و کلا سیستم غلطیه این کار پولم توش نباشه حالا که چهَ؟ و حرامه

vqwef

پنجشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۲۳ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

البته من نمیخوام نقد کنم چیزی که فهمیدم از فیلم رو میگم. داستانش از اول و حقه هاشو همه چیزشو بزاریم کنار در فیلم آلزامر آره دارم فیلم آلزایمر رو میگم دیگه هنوز نفهمیدی در مورد چیس خوب بگذریم:

این یارو مهدی هاشمی که خیلی خوب بازی میکنه و بازیگر میخوای ایشونه دیگه: خلاصه در این فیلم نکته های زیادی داشت و من یه بار بیشتر فیلمرو ندیدم و نکات زیاد داشت ولی خوب من به نظرم میرسه ایشون اصلا بازی نمیکردند بلعکس زنه که داشت همش بازی میکرد ایشون داشتند آموزش اصولی میدادند و بالاخره هر آموزشی مثلا چه تردستی چه آموزش عالبه افراد و اصلا فیلم جالبی بود و دل آدم اولاش میخواست بگیره ولی با بازی خوب اینا نمیگرفت برعکس بعضی و برخی فلوم که آدم یه طوریش میشه دعوای زن و مرد رو نگاه کنه و منم این فیلم نامزد اسکار رو اولش که دیدم دلم گرفت و هم ناامید شدم از پیرمرده و هم دعوا توش بود حوصله گوش دادن بهش و وقتشو نداشتم یه 10 دقیقه ای شاید نگاه کردم تموم گذاشتمش کنار و فیلم گنجشک و قناری اگر چه شاید بازیگری پیدا نشه و یا کم باشه که جای ایشون بازی کنه و صحنه های خنده دار بیافرینه ولی نتونست حقا مثل فیلم روزی روزگاری بودا که دو نقش بازی میکرد نتونست مثل اون به حد تامش بازی کنه ولی راضی کننده بود و میشد وقتشو گذروند ولی حالا ما نشستیم همینطور حرف میزنیم ولی چه فیلم پرمحتوایی و کارشده ای بود این فیلم آقا یوسف؟ نه آلزایمر رو میگم آخرشم جالب تموم شد و اصلا جالب و بحث برانگیز بود و این فیلما باید آدم آلزایمر داشته باشه تا بتونه فراموشش کنه که چی شد خود فیلم آلزایمر رو میگم و خلاصه زنه توش رفته بود تو حس و بازی و انگار نه انگار حقیقتی بود تا جایی که برادرش چادرشو میکشد و خوارش میکرد شاید و میکشوندش این ور و اونور ولی مهدی  هاشمی بازی تنها نمی کرد گفتم و من از این میخندیدم که این داره آموزش میده اون وافعا رفته تو حس زنه دیگه رقابته این نشد یه زن دیگه ولی کی دیگه میتونه مثل مهدی هاشمی تو این فیلم خوب بازی کنه و آموزشم بده...چقدر بگم؟؟؟

mchjf

پنجشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۱۳ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

البته یه کم شانس هم میخواد با جربزه شما الان جند تا کار میگم نکنه بری انجام بدی ها بالاخره راه بازه و خدا عزیزه و عزیز یعنی نفوذ ناپذیر در حالیکه سیسستم بندی و پیکره ی سیاسی معنوی ما رو نگاه کن یه سری آدم نشسته اند که فقط منتظر مریض پیدا کنن بفرستند بیمارستان یا مداوا کنند دیگه این اصل کارشونه خوب مدرک گرفتن دیگه اما من هنوز نمی دونم جواب بده یا نه شما کافیه فقط یه وبلاگ داشته باشی + حالا نری انجام وا کنی خلاصه سایت مستهجنات رو هم واز کنی کلی دوست پیدا میکنی در این صورت که میریزن تو خونه ات و میخوان درستش کنن از روانشناس که قزص میننویسسه تا اون پلیسی که علاقه داره بهت که چه موجودی هستی و هر روزم توبه کن از اینکاری که کردی بعد میتونی کلی رابطه بزنی و مخ بزنی در اون صورت البته این کارا مال آدمای مریضه ولی بالاخره جواب داده منم اگه ببینم بازدید کننده ندارم ممکنه شیطون گوولم بزنه و خر بشم به قول شما ولی نه دیگه از سن و سالات ما گذشته دارم میبینم این زنا چقدر عاضقند و نیازمندن در جامعه و شوهرشون جواب نمیده!!! و راحت میشه البته ما باید یه کم جوان هم باشی و نه به عنوان مخ زنی جلو بیای ها برای جلب توجه چون ممکنه طرفی که میبینتت کاری از دستش بر نیاد در اون صورت به دکتر بعدی مراجعه میکنیم و یکی یکی مشکلات جامعه را با هم رفع می کنیم ان شاالله تعالی. تا چی بخواد امام زمان!!!

ejtcs

چهارشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۳۲ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر


همین دیگه مثلا جوونه به زیبایی خودش می نازه همین.

میگن شیاطین علما خودشون عالم اند همین شیطوناش.

خوب حالا نگاه کنید که شیطان امام زمان دیگه باید کی باشه احتمالا خام و عالم و فریبنده عام پسند فریب یه همچی کسی که خودشم نمیدونه چه غلطی میکنه فقط سیمش به یه جایی وصله ولی عالمه ها نه که نباشه شایدتم یه چی بالاتر از عالم ولی هیچ گاه به پاش نمیرسه و همچنین هیچگاه شیطان همش که گثول نمیزنه طرف رو مثلا امام زمان رو یه کاری میکنن گروهی اینا فتنه درست میکنن به نام یه نفر یه مرتبه از طرف امام زمان یه نفر رو عزل کردن به نام امام زمان هم تمام بشه خوب اینو حلوش رو باید میگرفت! بله تو تاریخ نگاه کنید انگار قبل انقلاب ما با این حسابی که اسلام پیشرفت کرد کاری نشده بوده همش سلطانی پادشاهی زورگو بوده مردمم سرشون تو کار کسب و کشاورزی خودشون کو قیام حسینی خیلی کم بعد میگن هر کی قیام کنه زودتر از مهدی (عج) محکوم به شکسته!!! چرته زورشون نمیرسه اینارو میگن وگرنه امام خمینی بنیان گذار حکومت اسلامی ببینید چه کار کرد و ارواح هم شاید حسودیشون بشه به دوره زمونه ما که این همه فرصت پیشرفت و تکنولوژی داریم و آزادیم به قولی از یه طرف الحمدالله ولی شکرشو به جا نمی آریم وگرنه چه کار کردند عالم های بزرگ گذشته فقط یادی از امام حسین رو زنده کردند و چند تا کتاب و ... کار چندانی نکردند که این هم نیاز نبود یادش زنده بمونه خودش اتوماتیک میشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!پ

یه مشت روضه ی دروغکی هم اضافه ش کردند الان تازه رنسانس اسلام گرایی آغاز شده و ما میخوایم کار کنیم تازه اولشه حالا تازه یه عده مردم مسلمان دارن هشیار میشن که انقلاب کار کی بوده یه روحانی که قد علم کرد مثلا و خدا و امام زمان زیر دست و پاشو گرفتند و زنده نگه داشتند امت اسلامیشو امام ره رو میگم همین!

حتما باید دلی از امام زمان ویا اهل بیت شکسته بشه تا ما به هدف پلید نفسانیمون برسیم خوب نباید اینطور باشه عوام فریبی و ...

ما که انقدر ادعامون میشه اصلا قدرت طلبی مطرح نبوده که قدرت کی بیشتره امام حسین رو تماشا کن مضطر واقعی شد حالا ما نمیخواد بشه پارنی داریم از اهل بیت همین که گریه مون در بیاد چرا در نمیاد  و انقدر سنگ دل شدیم پس مضطر نیستیم و بهونه مونه و دنبال قدرت های الهیه هستیم در حالیکه به دردمونم نمیخوره امام حسین دنبال قدرت بود آیا که مثلا ذهن امثال منو هک کنه یا قدرت های دیگه؟؟چی میخواست؟یاور میخواست همین

ejt

چهارشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۲۸ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر


ما البته گفتیم یه چیزی که حرفمون رو  پس میگیریم البته نتیجه ی مهمی داره که پس میگیریما هیچی گفته بودیم که نیاز به بسیج و یا فرد بسیج نیست نه هست درسته که گفتیم موشکی میشه اومدیم دشمن وارد شد باید دست دوستی بدیم...! حالا ببین خدا هم تو قرآن میگه بر فلج و مریض و ... جنگ لازم نیست بیاد جنگ یا زن خلاصه اینطوری هام نیست شاید همون که گفتیم حوری لخت بهشتی دشمن پرت کرد تو مملکتمون و سگ ولگرد نیاز داشتیم تا خودش متناسب با صاحب اصلیش بگیره پاچشونو حالا نه آموزشش میخواد بدین نه امتحان خلاصه اینارو هم گفتیم ولی نتیجه نگرفتم که شد اینکه ما نباید یه قدرتی همش بالای سرمون باشه تا بسیجی مثلا بسیجی باشه یا سپاهی سپاهی بلکه باید جامعه به جایی برسه که خودش خودش رو امر به معروف کنه و این درسته نمیشه مگه ما خودمون تو خانه مون در این جنگ نرم اول مراقب خودمون باشیم تا بعد ببینیم چی پیش میاد...

ejtemaع

سه شنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۱۴ ب.ظ | پلیسعلی | ۱ نظر


من خودمم دفعه ی قبلی که تنها شدم تو خونه تو شبهه گیر کردم .

در خارج اغلب که اینکارارو میکنن به خاطر دوربین که دیده میشن عقل نصفه و کاری دارند گرچه کارشون زشته زشته مخصوصا ما ببینیم و ستایش نمی کنیم اصلا کارشون رو ولی بالاخره همین خشکی مقدسا تو رختخواب شب بدترشو میکنن و فحش میدن به هم در صورتیکه گفتن مست نشوید و باید عقلی داشته باشیم و به هوش باشید در حالیکه اگه بهوش هم نباشید در حالت سکس به حالی و حولی خواهید رسید بالاخره ولی مضراتش بیشتره اینم بدبختگی همیشه جامعه ی ما بوده که اینا فرزندان باشعورتری دارند نسبت به ما گرچه دارند اشتباه میرند به پیش!!!!!!!!!!!!!!!همین یا شاید مسخ شدیم و خبر نداره طرف مرتیکه...

TIMTIM & EJTI & SHAKHSIKOLAT

سه شنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۱۲ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر


در حین سکوت چیزایی به دهنم رسید هنوز در جیبم یه خورده پوست

پسته هست و لیکن ذهنیاتم رو از قبل موضوعش رو نوشته ام تا الان توضیح بدهم و شاید شما که همیشه از من جلوتر بوده اید بدونید و کنجکاو بودیدا ولی باور کن ارزش این چرندیات رو نداره...

فیلم السون و والسون که بود که دو تا آقا پسر بودند من همیشه به خودم میگفتم که این دوپرنده به منزله فرشته هستند و نمی فهمیدم هم که چه کار می کنند و کوچیک بودم انگار کاری نمیکردند...حالا یه دون دون هم بود که میگفت پسته رو با دندونات بیا و بشکن و همیشه انگار در حال اعفال طرف باشه و به منزله ی شیطان یا فرد جاهلی بود که قصد اغفال داشت و لیکن کارش برای از کار گذشته ها بود شاید که میگفت حالا که دندونات خرابه بگیر بشکن و بخور هر چی دلت میخواد حتی پسته رو با دندون! یا بادوم رو! همین دیگه بی کار نشسته بودم یه دونه پوست پسته کردم در دهان و شکستم و  خوردم انقدر تیکه تیکه کردم در حدود یک ساعت و با بزاق قاطی کردم یه چیز هضم شدنی دراومد که شد بحوریم برای امراض جدید!!!!!!!!!!!!!!!!! چون میدونید امراض جدید خدا نعمت هاشو زیاد کرده و داده در ضمن یکی بود داشت تلوزیون نگاه میکردیم میگفت من دور ریختنی و آشغال ندارم هندونه رو هم با پوسش میخورم که تعجب کردم!!

البته اگه خیالاتی نشده باشم که واقعا ریز ریزکردن مخصوصا با بزاق و دندون عامل کشنده ی بیماری جدید هست یا نه البته زمانیکه که از پودر استخوان استفاده می کنند و ژله می سازند میدن دست بچه ی مردم..

در مورد چیزای دیگه هم فکر کردم مثلا ریشم رو طبق آمار نتراشم ببینم خودش میریزه یا دست نزنم ببینم شیطان  پیداش میشه فقط دعا کنید کسی نیاد من قرصم رو نخوردم که بگم من روانی نیستم و زن رو میتونم بگیرم با خیال راحت شاید...دعا کنید که مثل دفعه ی اول حالا که قفل دارم و مثل اون دفعه قفله گم نشده نابود نشم و مثل دفعه ی اول که رفتم اونجا با زور و پلیس نیان دفعه ی آخر هم یه مامور شخصی اومد و بردم به اون تیمارستان ولی خوب خلاصه اومد تو تیمارستان گفت منو میشناسی گفتم همونی که که دستم روبست زبونش رو گاز گرفت که یعنی هیچی نشده و شتر دیدی ندیدی و منم همین کاروکردم..

بعد فکریات دیگه داشتم اینجا نوشته وقتی که اعتماد به من علی نبود که تو دیگه کی هستی که داری اینکارارو میکنی و نظام برای من شخصیتی تعریف نکرده بود فقط نکشینش همین.. اون موقع من چه باید می کردم؟؟ برای نجات خود و آینده...

اینجا  نوشتم که من دیشت تا حالا بلند با خودم صحبت نکردم و چون میدیدم که بله از بیرون فکرم رو میخونند و بلند هست نمازم رو زنونه و یواش خوندم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نمی دونم چی شد که در مورد زمین کشاورزی هم صحبت شد که باید شیب دار باشه که از بالا آب سر بخوره البته در روش غیر قطره ای ها...

ej & tim

سه شنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ۰۲:۴۶ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر


الان دیگه تموم شد ولی قبل اینکه فیلم تا ثریا تموم بشه داشتم نگاه میکردم که این زنه ثریا خانوم داشت چادرشو جلوی دهان مبارک گذاشته بود و  حرف میزد بعد من یاد خودم تو همون خانه خالیمون افتادم که فیلم هم بازی میکردم و اینا دیگه مهم نیست و از دست رفته است چون عالم بالا دیده حالا نمیدونم جن یا شما باخبر باشی خونه که خالی بود!!!

خلاصه چادر سر میکردم می انداختم روی دوشم و نه سر و صورت حرف که میزدم صدای ابلیس بیرون میومد من انداختم روی سرم به خاطر فیلم بازی ها بعد ادای مادر شهید ع در میوردم و صدام میشد پیرزن یعنی نقاشی میشدم به هر سبکی یه مرتبه میرفتم تو اتاق زیر چادر قلدر میشدم و یه نقش دیگه ی بود با چادره هم یه بلایی سرش اوردم که از گفتنش بگدریم که چه شد بی ادبی بود ولی توی تصورم تو حمام دیدم زنی رو که چادر داشت یه کمی هم روسری صورمعه ایش معلوم بود میخواستم ادای ایشون رو درآورم که تصور کردم میرفتم جلوی آینه و خودم رو عوض میکردم وقتی هم که بازیم تموم میشد چادر رو می انداختم و پهن میکردم رو زمین میدیدم که جلب توجه به چادرس نه من و انگار دارند نگاهش میکنن والا روح که دیگه چادر مقنعه فکر نکنم داشته باشه که ببینیم تو خیال چرا؟ من چه میدونم!!!خلاصه همین رو میخواستم بگم که تجربه کسب کردم که چادر رو جلوی دهان بزاریم و حرف بزنیم صدامون و در نتیجه نقشمون تغییر میکنه و اینا رو همونجام گفتم و از آب گذشته ست ها وگرنه هیچی و خلاصه بعضی زنا میکنن تو دهنشون چادر و حرف میزنن که چندش آوره برای مردا که نگاشون میکنن اینا اسراره بود که جلوی دهان بزاری و حرف برنی ها. و خلاصه تو فیلم قهوه ی تلخ هم بود که دستمال داشتند تو دست که یه مزایایش دوری چشم بد و چندش شدن طرف لامصب هست که باهاش بازی می کردند هنگام گفتگو اینم مثل اون سرشه بوای آمریکایی هم نگاه میکرد تو یاهو نشون میداد وقتی مسنجر رو باز کردم که فوکوله چیه پاپیون زده بودند و اوضاع الی بود قبل از جنبش 99%..


مجتمع ساختمان (اجتماعی)

سه شنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۵۸ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر


حالا که موضوع سرگرمی شد بد نیست بگیم که اگه یه روزم دیدیم یه مجتمغی تو شهرمون ساخته شده مدرن یقین میکنم که ار مردم میخوان پول بکنن و کار دولت و رئیس جمهور نیست مثلا همین بزرگترین مجتمع تفریحی استخری هست چیه که ساختن همش برای پول گرفتنه و هرجا هم پول گرفتنه باید به سیستمش بسازیم نه اون با ما درسته ایراد میگیریم ولی پشت پرده هایی داره که آدم راحت نیست مثل اینه که بری توی یه رستوران مدرن باید مثل بقیه مدرن باشی تا بری مثلا کبابی سنتی کازرون (تو شهر  ماها) بعد این یه معنی دیگه داره باید مردم احساس آرامش و راختی هم بکنن در این چور چیزا همین همشم میدونیدا ولی صبتشو نمیکنید...اصلا آدم میره همچین جاهایی یه آرامشی هم میگره برمیگرده که خبری از چیزی نیست که بخواد بگیره و زشت باشه مثلا و هرچی دیگه که وسواس دارند مخصوصا خانما که وسواسشون به حق هم هست میخوان پیش همسرشون باشن و دل به اون بدن تا کلاس طرف

اجتماعیش

سه شنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۴۵ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر


حالا میریم سراغ بعدیش تو کتابه البته مو نمیخوام کسی رو  موعظه کنم دارم رو کتاب میام بالا و خلاصه نویسنده اش کی بوده خدا میدونه همین استاد علی اکبر رو میگم شاید کار یکی دیگه باشه این فقط نوشته؟؟ها.

خلاصه خیلی حال کردیم با این کتاب و میدونی برای سن ماست دیگه گیر ندین چرا بالانر نمینویسی بلد نیستم همین

نمی دونم کی رو تو خواب دیدم سیدمون بود خودش بود یه گوشه نشسته بودم بعد اومد یه ذکری رو گفت و هنوز ملک الحق المبینش رو نگفته بود خوندم ذهنش رو که میخواد همین روو بگه و با هم توی دلم گفتم ببین چه تیز هوشم ولی نگاه تو همین کتاب میگه کار عقل و هوش نیست!!!!!!!!!!!!!

جهاد اکبر

"ای شهان کشتیم ما خصم برون         ماند خصمی زو بدتر در اندرون

کشتن این کار عقل و هوش نیست      شیر باطن سخره ی خرگوش نیست"

مولوی مثنوی

خصم که پرسیدم یعنی دشمن و سخره هم یعنی ذلیل و مقهور و زیر دست کسی شدن

یعنی ما دشمن بیرونی رو کشتیم و فتحشم شاید کرده باشیم اصلا ولی دشمن درون که بدتر

ببین میگه همون نفسی که کشتنش دست عقل و هوش هم حتی نیست یعنی ممکنه گمراهانه و کفرانه و نامشروع اصن باید کشته هم بشه تو سیستم غلط ما و همون نفسی که روانشناسا میگن راحت باش و اصلا میگن وجود نداره توهمه باید آزاد باشی این کار ما نیست کشتنش و باید از یه طریق بالاتر کشته شود و اون بیت هم که میگه شیر باطن سخره ی خرگوش نیست هم اینم به نظرم نکاتی داره که به ذهن من نمیخوره و باید مشورت هم کرد یعنی سخته شاید این معنی ش باشه ولی معنای دیگری هم باید داشته باشه خلاصه این روانشناسا مسخره میکنن شیر باطن رو!!!!

حالا همین کارشناسایی که مولوی رو قبول دارند و براش سیمنار چند میلیونی ترتیب می دن در ایران و خارج همین نظریه های پوچ رو دارند ها و انگار شعراشو نمیدونن وو میخوان جنگ تبلیغاتی علیه اسلام راه باندازن چرا؟چون برخی عرفا زیرکانه قبول نداشتند کاملا مولوی رو و ما هم نداریم ماهم به قول آیت الله  فاطمی نیا همه ی شعر های ایشون رو قبول نداریم و میگیم مثل هر انسانی ممکنه اشتبی هم کرده باشه مثل من و شما و تو..

یاد ذکر خدا(شخصی اجتماعی دینی روایی

دوشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۳، ۱۱:۲۳ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

هم داشتوم بری خودوما مرور می کردم یک چیزی را و هم میگفتوم باخودوم که بله یه چیزی مثل شهوت فتنه است اصلا فتنه و با خودوم میگفتوم که اگه شهوت داشته باشی بعضی مواقع بده اگه نداشته باشی هم بده باز اگه شهوتت برانگیخته بشه گناه میکنی از زیادی شهوت و اگه نداشته باشی میگی نگا کن شهوت نداره و مریضه اصلا و از این حرفا و همین که اگه با یه فیلم مورد دار با عکس زشت شهوتش گل کنه همین گناهی مرتکب میشه و میگن چقدر ضعیفه که با یه عکس اینطوری شد اگر هم نکنه میگه مثل سابق نیستم و از طبیعتش افتادم  خلاصه داشتم به این چیزا فکر می کردم و اینکه شهوت فتنه است و  پیش خودم همینطوری داشتم توی 10 20 ثانیه فکر می کردم تموم شد  بعدش اومدم یه کتابی باز کردم تا بخونمش چیز عجیبی دیدم همون اول کار و اولین مطلب درسش  و مشتاق شدم بیشتر این کتاب رو ورق بزنم حالا  و اونم اینکه نوشته بود توش که:

 

 

"هر عمل خیرى ، حدى از آن مطلوب است که اگر از آن حد گذشت ، ضدش حاصل مى شود، یعنى اگر انسان پایین تر از حد مطلوب انجام داد قاصر و یا مقصر است ، و اگر بالاتر از حد مطلوب بود، به صعوبت مبتلا مى شود، تا این که به حدى مى رسد که غیر ممکن و غیر مقدور بشر مى گردد. مانند نماز که بدن انسان طاقت زیاد نماز خواندن را ندارد، و یا مزاحم خیراتى است که به سبب نماز از انسان فوت مى شوند، به گونه اى که دیگر انسان نمى تواند آن ها را مثل گذشته انجام دهد . سایر خیرات و طاعات نیز این گونه است ، به جز ذکر الله چنان که در روایت دارد که حدى براى آن نیست"

 

خوب برام جالب بود شانسکی چه چیز خوبی رو یافتم و فکرم هم پلید نبوده ان شاالله چون به خوب چیزی رسیدم و ممکنه یه منشاتی داشته باشه اگه شانس فقط تو کار نبود اما جالب تر این شد که این جمله رو شنیدم که ذکر خدا حدی برایش وجود ندارد انگار هرچی خدایی میشه ماندگاره در ادامه در همین کتاب:

 

" در آن روایت از امام صادق علیه السلام - آمده است :

من اءشد ما فرض الله على خلقه ، ذکر الله کثیرا . ثم قال : لا اءعنى سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر و ان کان منه ، و لکن ذکر الله عند ما اءحل و حرم .(3)
از سخت ترین چیزهایى که خداوند بر خلق واجب نموده ، ذکر بسیار خداوند است . سپس فرمود: مقصودم سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر نیست ، هر چند این ها نیز از یاد خداست ؛ بلکه منظورم یاد خدا هنگام حلال و حرام او است .
یعنى ذکر قلبى محض . آیا واقعا سبحان الله است و اءشد تذکیرا؛ (بیشتر انسان را به ى اد خدا مى آورد) است ، و یا این گفتار حضرت یوسف - علیه السلام - که :
معاذ الله انه ، ربى اءحسن مثواى انه ، لا یفلح الظلمون (4)
پناه بر خدا!او پروردگار من است ، و جایگاهم را نیکو قرار داده است ، و ستمکاران هرگز رستگار نمى شوند.
بسم الله بفرمایید، کار گذشته بود که قرآن مى فرماید:
و هم بها لولآ اءن رءا برهن ربه (5)
حضرت یوسف - علیه السلام - نیز آهنگ او را مى کرد، اگر برهان و نشانه ى روشن پروردگارش را نمى دید.
آیا همه اش به اختیار او بود، یا خدا حفظ کرد؟ چه کار کرد؟ آیا کارى کرد جز این که برهان رب را دید. البته قطعا هزارها کار پیش از آن انجام داده بود تا اسباب برهان رب را در اوقات خلوت تحصیل کرده بود، که در آن موقعیت حساس برهان رب را دید."

 

 

البته باز برام درست جا نیافتاد که چه طوری ذکر خدا حدی براش نیست و حالی میده که خسته کننده نباشه چون درست و حسابی خودم تجربه اشو نداشته ام اما جالبه اینو یافتم توی متن کتاب که یاد خدا در هنگام حلال و حرام او یاد خدا در هنگام حلال و حرام او یعنی یاد خدا وقتی میخوای حلال خدا رو انجام بدی بکنی وقتی هم میخوای توی دام گناه بیافتی باز یاد خدا رو داشته باشی تا گناهی نکنی یعنی اصلا در همه حال یاد خدا باشی نه همش در ذکر و راز و نیاز نه همش مثل من که رفتی مسجد تو نماز جماعت تازه بگی کو خدا خدایا چرا بهم محبت نمیکنی چرا یه حال خوشی نداری در حالیکه الان که یاد خدا نیستیم فراموشش کردیم میخوایم مثل بچه کوچیکا هر وقت خواستیم متصل باشیم هر وقتم نخواستیم گناه و توبه و فراموشی و از این حرفا نمیشه کار کرد اینطوری خودش شرکه این نیست؟ (اینم یه نکته ی دیگه)

یه نکته دیگه میگه هزاران کار دیگرو کرده بود حضرت یوسف (ع) که گناه نکرد تو اون لحظه یعنی یاد خدا همراهش بود خدا هم یادش کرده بوده اینم از این خلاصه این کتابه نمیدونم اسمش چیه معرفی کنم اگه همین متن زو سرچ کنی میتونی پیداش کنی اسمشو شاید بعدا خودم سرچ کردم اگه بیکاری زد به سرم اما در مورد دوباره آیت الله بهجت هستش و بعد و قبل و حین درس دادن این چیزا رو گفته ایشان حالا اسمشو نمیدونم چیه بگردی پیدا میشه!

السلام علیک (روای اجتماعی دینی)

دوشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۳، ۱۰:۴۳ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

شاید سوالی که برای ما پیش بیاید این است که قیافه ی امام زمان (عج) شبیه کیست؟؟ لااقل شبیه ترین افراد مشهوری که ما می شناسیم البته نمیشه حدس زد و امام زمان (عج) هم شبیه زینب (س) است شبیه کیه؟ چه میدونیم شبیه پدر بزرگوارش!!!

 

اما چه کسانی شبیه ایشان هستند موهای ایشان تا چه حدی بلند است اصلا اگر ما چهره ی ایشان را ببینیم یه وقتی حالا می شناسیم؟؟ بیماری هم در ایشان نفوذ کرده؟؟ چهره ی ایشان بر اثر گناهان ما نورانیتش کمرنگ گشته؟؟آیا اگر مردم ناز پرور ما و این هایی که مدعی اند از صداو سیما تا رادیو و روزنامه ها تا آخوند ها هم اکنون فقط ظاهری ایشان را بشناسند قبول دارند (فقط ظاهر و قیافه)؟؟آیا ظاهر کسی که حبس کشیده و زندانی است در این دنیا را قبول دارند یا باید این زمانه ما بگذرد و ظاهرا تغییراتی صورت بگیرد؟؟آیا کسانی که امام زمان (عج) رو دیده اند با لباس روحانی بوده؟؟ آیا به هرکس متناسب با خودش لباس بر تن دارند؟؟ آیا آن کسانی که امام زمان (عج) رو یکبار در عمرشون دیده اند و داستانشان به گوش ما رسیده از آمدن آقا برای شفاعتشون از صحبت کردن هاشون با ایشان بیشتر دیدند یا ماها؟؟ آیا بازیگران تلوزیونی که انتخاب می شوند شبیه ایشان نیستند یا از نزدیک ندیده اند ایشان را یا می شناسند ایشان را اصلا یا نه مثل مایند؟؟آیا چند درصد مردم ایران ایشان را دیده اند؟؟ چند درصد حرف زده اند یا حداقل سلامی یا سرشون رو به زیر انداختن و رد شدند؟؟ چند درصد در ارتباط با دل اند؟؟آیا در کوچه ها وقت دیدار است یا فقط مساجد و حرم ها؟؟چند درصد دیده اند و می بینند و نمی شناسند؟؟ آیا نشناختن امام زمان(عج) عین مردن به صورت جهالت نیست؟؟

اینا که میگم برداشت خودمه چیزی که معلوم است این است که همیشه تاریخ در حال تکرار است فقط بسته بندی ها تغییر پیدا خواهد کرد پس اگر می گویند مثلا سفیانی می آید یا دجال هستند این ممکن است در تمام تاریخ بوده باشد یا سیدی خراسانی یمانی حسنی هم حتی نه فقط بد ها و تاریخ از زمان بدو تا به حال در حال تکرار است و امید به ظهور چنان است که این نشانه ها را داده اند وگرنه خیلی ها رد شده اند در حالیکه نفس زکیه مظلوم بوده اند و تو چه می دانی چند نفر پیام حضرت را دادند و کشتندشان!!!!!!!!!

 آیا می دانستید تا به حال که آیت الله بهجت فرموده اند:"اما کسانی که نه ظالمند و نه رفیق ظالمند و نه با ظالمین معاشرند و نه در خانه و محله ظالمین هستند آن حضرت از دیده ی آن ها محجوب نیستند"

خیلی مهمه این حرف شاید ما خبر نداشته باشیم که کیا امام زمان رو می بینند و چند درصد ولی ظلم خیلی مهمه وگرنه توی مناطقی خوب که ظالمین نباشند ممکنه ایشون اصلا خانه داشته باشه!!!

حالا آیا امام عصر که بیایند کشت و کشتار رخ میده؟؟ نه آیت الله بهجت می فرمایند:"بعضی خیال می کنند وقتی که حضرت ظهور می کند کشتار واقع می شود ولی چنین نیست بلکه کشتار قبل از ظهور آن حضرت است.

مرحوم حاجی نوری نقل می کند:سفیانی را نزد حضرت ولی عصر (عج) می آورند در حالیکه عمامه اش را دور گردنش پیچیده اند به حضرت می گوید:یابن رسول الله مرا نکش!بنابراین نقل اطرافیان می گویند کسی که این همه اولاد رسول الله (ص) را کشته او را آزاد می کنید؟در هر حال آنقدر به حضرت فشار می آورند تا اینکه می فرماید:"شانکم" یعنی هر کاری صلاح می دانید انجام دهید و بدین ترتیب گویا حضرت اجازه می دهند که او را بکشند و سرانجام او را می کشند.

از این معلوم میشه درسته یه سفیانی به هر حال در راهه و اونی که مردم میگن و میخوان میشه ولی سفیانی های دیگه هم هستند و بودند مثل دجال دجال کیه حالا و افرادی هستند و بودند که بدتر از سفیانی اند و تعجب نداره که حالا سفیانی رو بدترین آدم دنیا تلقی کنیم در خودت بنگر!!! خیلی ها هستند که بدند ولی امام زمان اون هارو به حال خودشون واگذار کرده نمونه اش خود بنده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آیت الله بهجت در ادامه"مرحوم مقدس مشهدی در عتبات از خدا خواسته بود که بفهمد آیا سفیانی هست یا خیر؟ در کاظمین در وسیله نقلیه ،عربی که کنار او نشسته بود وقت پیاده شدن به او فرمود، آری سفیانی هست! این داستان بیش از پنج، شش سال قبل واقع شده است."