خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اکانت باهم: حاج پلیسعلی

بایگانی

۱۴۷۸ مطلب با موضوع «تفکرات شخصی» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۳۳ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیم(8)

مشئله اینه که مرجع بزرگ تقلیدی همچون آیت الله جوادی آملی(ره) چقدر حالا چی بگیم؟ ارزش؟ چقدر قدرشناس؟ چقدر به یادشونیم و من خودم مثلا یه مرتبه یک آدم های دیگر برام جذابیت دارن و حتی در خلوت که ذکر میگم یه مرتبه فکرم جای دیگست یه لحظه ممکنه یاد بزرگان دین بیافتما بعد یه آدم دیگه میاد ذهنم رو پر میکنه و اونقدری که این آدم به یادشم اون مرجع تقلید رو فراموش میکنم این مشکل اینه! که بت ها مارو برده اند و باید کار هم کرد انتظاری نبوده و نیست و نمیگم باید حتما حواس جمع کرد بلکه من داشتم ذکر میگفتم و خلوت کرده بودم که خدایی بشم بعد ذهنم جای دیگر بود وگرنه این طور نیست که کار کرده باشم روی خودم چون قسمتیش اختیاری است و حتی با تمرین میشه تمرکز کرد قسمتی هم باید تهذیب النفس کرد و دست ما نیست فی الواقع بعد شما توجه کنی این افراد بزرگ دین نعمت هایی هستند که اگه قدردان نباشیم خودمون ضرر کردیم و میفرماید آیه که امروز از شما سوال میشه درمورد نعیم و خود آیت الله هم در سخنرانی روایتی عرض کردند که نعیم یعنی امامان!! شاید اصلا هر روز داره از ما سوال میشه و حجاب ما همینه که قدر شناس نیستیم چون سوره ی تکاثر که نگاه کنید در مورد آخرت همش نیست و زمان حال هست که میگه شما رفتید قبرستون خوب یعنی حجاب همه روزه ی ما اینه که قدر امامان و بزرگان دین رونمیدونیم الان مثلا امام کاظم(ع) چقدر ما انس داریم چقدر به یادشونیم حالا در خلوت میگم نه مثلا موقع تلوزیون دیدن!!! اصلا آشنایی نداریم و زندگانیشون هم بلد نیستیم در صورتیکه اگر در قبر بعد مرگ بتونیم نامشون رو هم ببریم نجات پیدا میکنیم! پس فهمیدیم که یک جچاب ظلمانی قوی ای که نمیزاره ما پیشرفت کنیم همین سوالی است که فرشتگان از ما در مورد نعیم میپرسند که آقا چرا قدر نشناختیم چرا نرفتیم وسخنرانی ایشان رو گوش و نگاه نکردیم و اصلا بی توجه بودیم؟!بعد انتظار چه اصلاح شدنی داریم دیگه بعدش؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۲۸ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۲۴ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر
بازم باید عهد خود رو پابرجام بمونم و نشکنمش که صبح بستیم البته از صبح اومدم خونه ی بابابزرگ اینا ولی دیگه جنسی فکر نکردم به زنی و خدا هم یاریم داد اگه بخوایم چند نکته بگیم اینه که اگه مردیم باید زن بگیریم سختیش رو هم بکشیم و فرقی بین کسی که در پیش خیال زنا میکنه با کسی که آشکارا میکنه در بعضی زمینه ها نیست و این روابط پنهانی هم که به خود ارضایی میکشه بلخره و ما قبلا که همه مشکوک بودن جرات نمیکردیم به زنی فکر کنیم الان پررو شدیم جنسیشم کردیم لذا اونطور نیست که تقصیر زنه باشه ها بلکه ما خودمون اون شلوارمون رو پایین کشیدیم و اجنه رو حالا روحه جنه هرچی رو راه دادیم ولی امروز پاک پاک موندم و ذکر هم گفتم و تجسم کردم ذکر رو و گاهی اوقات تبصره زدم که این زنه مثلا زیباست و من عاشق هر دختر خری نمیشم و اینطوری خوبه ولی بازم در دام شیاطین بودم یا گاهی تبصره زدم که باید زنه بیاد به ذهنم ولی بعدش خودم رفتم به سمتشون و غرق شدم تا جایی که شیاطین رو به کل بدنم راه بدم و تسخیرشون بشم ولی فکر کردم چند دقیقه پیش دیدم که آقا ما باید طوری با تقوا بشیم که اگر زنی لخت هم شد نپذیریم بعد اگر حتی با زور هم خواست بیاد به سمتمون و وادار کنه بعد با ذکر شهوتمون رو بخوابمونیم و اگر حتی به سمتمون اومدن چون ازدواج نکردیم باید ردشون کنیم نه که فرو بریم در ذهن و تجسم و حال البته اینا سخته ما به این مراحل تو خوابم نمیرسیم و حتی پیشنهاده که تمرین هم نکنیم یعنی اصلا به سمت زنی نریم حالا درسته که با زن خودمونی میشیم و رازمون رو اینجا مینویسیم و راحتریم و اینا ولی واقعیتش همینه که دوست بشی و بخوای ارتباط بزنی و خدا رو فراموش کنی غرق میشیم دیگه!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۲۸ آبان ۱۳۹۵، ۰۷:۰۲ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

در این ایام خوبه باز مثل قدیما زینبی بشیم و تکلیف مرد بودن خودمون رو مشخص کنیم که زن یک بت برای شهوت نبوده و نیست و ما اگه یک زن آفریقایی زشت هم داشته باشیم عاشقتره حالا که زنان پاک و زیبا رو گذاشتن مراقب ما چرا ما باید کج بریم؟؟؟ متاسفانه در راه خدایی هرچه قدر خدایی تر بشیم زنان حساس تر میشن روی ما و ما هم جوانیم دیگه فکر میکنیم مشکل فقط زن نداشتنی شهوتی است و پررو هم شدیم و انتظارات بد داریم در راه لا اله الا الله خدا ممکنه جدامون کنه از معشوقه و آن چیزای دنیوی ای که سد راهمون و اون خیالات خام رو هم بگیره با این ذکر و اونچه داشتیم هم کمتر بشه ولی راه خدایی است دنیا زودگذر و ما نیومدیم این دنیا که بدتر بشیم ما الان نمیتونیم توی چشم امامان نگاه کنیم از بس داریم کج میریم لذا بازم باید توبه کنیم بازم باید مرد بشیم و میدونیم هم هرچه خدایی تر بشیم زنانی هستند که بخوان همدم ما باشن و قرین ما همینجاشم که رسیدیم و اومدیم توسط همین زنان بوده ولی برای خدا نبوده و مشکل اینه که ما خدایی که نشدیم هیچ گمراه و شهوتمنش هم شدیم! و راهمون کج شد بله دیگه دنیاست دیگه ما قدرت زنان بالای سرمون بود جنسیش کردیم و خواستیم بهشون جنسی فکر کنیم ولی نمیدونستیم در راه شهوت هم غرق شدنی هست که تمامی نداره و هرچه بخوای راه هست که توسط زن تو چاه عمیق بیافتی و ادامه داره لذا اونایی که زن گرفتن که الان پشیمانند ما هم که داریم گمراه میشیم اینجا کی به داد میرسه؟ خدا و خدا کجاست؟ میگن همه جا ولی ما نمیدونیم لذا میخاستیم از راه زنان بیاییم بالا میبینیم راه رو گم کرده ایم غرق شدیم و خدا تنها نشسته و به ما نگاه میکنه و میخنده که ما بازم میخوایم خدایی بیایم بالا و میگه بنده ی من میگه من خدایی میخام بالا بیام ولی هرچه خدایی باشم زنان حساس تر میشن روم و بنده ی خل من بجای که مرد بشه داره در احساسات و زنانگی غرق میشه! چه کنیم برمیگردیم آیا؟؟؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۵، ۰۶:۴۰ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

ببین یه سیاست درست هست که میگه شما گروه خودت رو حفظ کن و عوام رو راه نده به کارت در سینما هم همینه و صدا و سیما فیلم سینمائی ایراتی رو کم پخش میکنه در تلوزیون چون هم فضا خراب میشه هم گروه خاص و در علم و دانشگاه هم همینه شما یه رشته میتونی دکترا بگیری و علامه ی دهر که نمیشه بشی  و سیاست هم نیست حالا شاید در سیستم حوزوی بشه عوام رو راه داد ولی اندازه ی عقل خودشون اگر یک مجتهد رو بازی بدن و بر سر گروه فاسدی باندازن خوب خودشم ضرر میکنه و اوج نمیگیره در ثانی اون گروه متعهد مومن هم خراب میشه و بچه بازی میشه قضیه و عوام رو نمیشه درست کرد گاهی حیوانند و بدتر از حیوان شما نگاه کنید مثلا حضرت توح(ع) یه هزار سالی عمر کردند بعد شما میبینی که بجز گروه کمی از مردم نتیجه نداد کارش و اون گروه زنده مانند ما هم نسل همون هاییم ولی گمراهیم هنوز یعنی متوجه میشی یا نه؟؟!! اینطوره وضع شما باید اون گروه مومن رو حفظ کنی که جدا نشن از دین و خدا همینطوری هرجا نمیشه رفت با هرکس نمیشه دوست شد باید خعلی مراقب بود در گروه های مردمی یه عده ای جز منافقینن اینا براشون برنامه ی جداگانه داریم تا اونایی که نماز میخونن نمیشه برای همه کار کرد البته در قرآن باز اومده که خدا فرشته هایی رو میفرستاد که علم سحر  و جادو یاد مردم بدهند پس در علوم و علم دانشگاهی بلخره نمیشه بد و خوب رو جدا کرد خعلی اوقات و سیاست غلطی هم میتونه باشه ولی مراقبت باید کرد از کسی که خدایی است که منحرف نشه عوام نشه گمراه نشه به خاطر اینکه همه جا دارن اشتباه میکنن و سیاست ها غلطه بازیچه نشه کارش محافظت از مومن خعلی سخته دیگه ما باید خودمون رو قوی کنیم الان ما میریم خیابون وسط شهر و برمیگردیم کل سیستممون میپاشه خوب چه کنیم؟!البته این در قضیه ی پیامبرانی همچون نوح(ع) اتمام حجت بر همه شد که بچه و پیر و جوان غرق میشن یعنی باید برای همه استعداد دینی پرورش و دسترسی و آگاهی درمورد حق و خدا وجود و زمینه ی رشد  و پرورش همگان وجود  و هم اتمام حجت رخ بده برهمگان ولی ما درمورد نتیجه صحبت کردیم که گاهی خوشایند احوال نیست و باید همون گروه اندک رو تقویت کرد! این در اسلامه که پروفسوران جاهل و کثیف بیرون داده که ائمه رو یک به یک شهید کردند و شبیه ترین افراد به پیامبر رو کشتند و دل پیامبر خون یعنی عذاب نازل نشده دلیل بر این نیست که عذاب ابدی شامل پروفسوران کثیف نشه!

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۵، ۰۶:۲۱ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

عذاب حقه و حقمون و به خاطر کارامون عذاب ما اینه که اقدر بد بشیم که محبت امام حسین(ع) و یارانش رو نداشته باشیم عذاب اینه که نوحه گوش بدیم ولی هیچ محبتی نداشته باشیم و لذت دنیوی مارو گرفته باشه به طوریکه محبت اهل بیت نداشته و نوحه ها مسخره بشن پس اگر نوحه در خلوت گذاشتیم و فضامون شیطانی خودمون تسخیر شیاطین آخه بعضی ها نوحه رو با آهنگ اشتباه گرفتن و اگه ما هم محبت نداشته باشیم همینه اینه که اماممون مظلومه هنوز اینه که عذاب ماست که مارو نمیخواهند البته ماه صفره درست که ماه مصیبت هست و ماهی است که ذلت دیدن اصحاب رسول ولی اگر ما حقیم باید بیشتر زینبی میبودیم نه که نوحه گوش بدیم و هیچ محبتی نداشته باشیم و مسخره هم به نظرمون برسه اینه عذاب ما و دوری ما! با زور هم نمیشه ما دور شدیم و اون انتظاری که ازمون میرفت رو نداریم و خدایی نیستیم و تسخیر شیاطین شدیم لذا حتی اگر به خاطر گناهمون از نوحه و زاری خوشمون بیاد خعلی بهتره تا اصلا محبتی نباشه در کار پس عذاب و غم گناه حقه ما بازی گرفتیم نوحه ی علی اکبر(ع) رو هم و دور شدیم و چه یه آهنگ مزخرف غربی گوش بدیم گاهی که بدیم چه یه نوحه ی عاشورایی برامون فرق نداره البته ما خودمون خلوت کردیم نه که در هر حالی دیدم که بازیچه گرفته ایم مثلا در کافی شاپ و هر فضایی نمیشه نوحه گوش داد بلکه فضای دیگران رو هم خراب کرده ایم که وقتی خلوت هم کردیم مسخره بازی درومد اینه عذاب یه مومن خلاصه که نخوانمون شهدا اینه که امام  حسینی نیستیم و نوحه ها البته نه هر نوحه ای بلکه نوحه ی خوبی که قبلا گوش میدادیم گریه میکردیم الان مسخره شده اینه که هنوز مظلومند و آنچه میخواستن شهدا بهش نرسیده اند  و ما بدتر شدیم حتی جهنم هم نریم وقتی شهدا نخوان مارو چه غذابی بدتر که بینشون جا نداریم  و به خاطر کارای غلط ببین نمیشه بازی کرد با شهدا نمیشه الکی خوب بود و فیلم نیست که زندگی ما شده فیلم!اگه بخواد فضای مخ زنی و فیلمی باشه و همه مسخره کنن و سبک باشن و فضامون رو خراب خوب باشه  ما هم اگه آهنگ شاعین نجفی بزاریم بهتره بعد نگو چرا!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۸:۱۹ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

در عشق به زن ما چیزی که رسیدیم و تجربه کردیم و فهمیدم اینه که عشق بزن گاهی هوسه که زود تموم میشه و علاقه نیست گاهی عشق بزن وصاله و عادت کرده اند بهم و بجه هم تو زندگی اومده گاهی هجرانه که میسوزن به پای هم و بینشون فاصله است و درد و رتج میکشن و هنوز هوسی یا وصالی نشده اند گاهی هم اصلا عشق خرکی هست این عشق خرکی داره رخ میده باید مواظب باشیم عشق خوبی هم هستا اگه مراقب هم باشیم در این عشق خرکی دختر آبادانی بیقراره عاشق شده و خبر نداره نه هجران هست گاهی وصاله گاهی اصلا به گناه و هوس می افتن و خلاصه عشق خرکیه از راه دور که طرف ممکنه یه لحظه به یادش باشه ولی بگه این خیاله یا از راه دور همدیگر رو میخوان و به فکر همند در این نوع عشق خرکی نه عشق پایداری وجود داره حتی ممکنه همدیگر رو بدبختا از راه نزدیک تا حالا ندیده باشن حالا یا جنه یا روح و حوری حالا اینجا چه باید کرد؟؟ ببینید بهشت وجود داره الان ما اگر خوب باشیم و بهشتی و لطف خدا شاملمون بشه کلی معشوقه داریم پس در عشق خرکی ذهنی اینجا شما میتونی کلی معشوق داشته باشی که اگه از این خسته شدی بری سراغ یکی دیگه اگر ارتباطت قوی نبود یه جای ذیگه ببنید شما وقتی درعشق خرکی هستی به یاد همید ولی ممکنه هجرانی نباشه یعنی اگر تو اونو دوست داری اونم دوستت داره اگر خسته شدی ازش اوتم خسته است اینجا ارتباط قوی نیست ما مجردیم و هر لحظه یه کاری میکنیم ولی وابستگی ازدواجی نداریم و زن کرفتن کرفتاری داره  و گاهی اسارت هم و بعد از مدتی خسته میشیم ولی اینجا در عشق خرکی که خدا گذاشته اون زنی که بهت میده و ارتباط ذهنی داری این زنان از خودت قوی تر و پیشرفتت میدن و همیشه هواتو دارند و بهشت همینطوره دیگه اینطور نیست که بد بگذره لذا کسی که بهشتی است خودارضایی نمیکنه و اون زن هم که دوستت داره به اندازه ای بهت فکر و  حال میذه که به گناه نیفتیم و این زنان زنان بهشتی ان ذیگه مومن اند پیش همیم و میتونیم همفکر بشیم وبلاگ بنویسند تازه قوی تر هم هستند از خود ما و به نحوی پیشرفتمون میدن و استادمون هستند ولی اینجا عشق خرکیه یعنی ما  یه مرتبه میریم سراغ کاری و کلا تا یه مدت فراموشش میکنیم  بعد هر وفت که خواستیم اینا هستند مگر اینکه خودمون جدا بشیم و رحمت الهی کم بشه بلخره خدا سلطنت میده به بعضیا! خرکی از این جهت میگم که آزادیم در عشق به زنه معشوقه ولی اون رو اسیر کرده ایم  برای خودمون و عشق واقعی تر و پایدارتری درسته هست ولی تا هدف چی باشه! آیا باید من همش بهش فکر کنم؟؟ آیا باید همش شهوت باشه؟؟ آیا چون اون قوی تره و ما خلوچل باید طوری کمکم بده که خودمم نفهمم چی نوشتم؟؟؟! چون در عشق خرکی اون زن قوی تره و ما اسمشو نمیدونیم متناسب با ما هست که جوابمون رو بده در عشق خرکی اون زن رو نمیشه سوال پیچ کرد بستگی داره دغدغه ی کاری چی باشه کمکت میده نه که بخوای بشنی مکالمه کنی مگر اینکه کلمات عشقی و اینطور نیست که حالا شما خیالاتی شدی و چه عشقی هست که مستقیم بهت حرف نمیزنه بلکه اگر مستقیم باشه که میشه مثل جنگیری و آزادی دو طرف از بین خواهد رفت و ارتباط سست میشه اون اندازه ی عقلت کمکت میده  و قوی تره!مگر اینکه حرفای عاشقانه  بزنی وگرنه اینطور نیست که ارتباطت وصل باشه و سوال پرسش کنی که خانم فلان اینجا چه طوره نه ما یه مشکلی و سوالی که پیش اومد غیر مستقیم کمک میده و همه ی فکر مارو میدونه این زن ولی ما اصلا ممکنه هیچ اطلاعاتی نداشته باشیم ازش!! البته بستگی داره چقدر دوستی قوی باشه مثلا من یه آدم خطرناکیم هرچی یاد بگیرم میام میگم و اسرارمون رو لو میدم لذا ارتباط کلامی بهم نمیدن میگن این شیرین عقله!!برای که شما خوشت بیاد من حتی میرفصم درصورتیکه کسی که زن داره اینطوری نیست و هرکاری نمیکنه!!ولی عشق ما خرکیه دیگه!

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۵:۱۵ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

در دنیا یه کارایی هست که باید مومنین بکنند حالا شما میتونی اسمش رو بزاری همبستگی اینه که شهدا با مان ولی ما با اونا نیستیم لذا هرچی هم بخوای حتی گریه کنی بر امام حسین(ع) نباید اصل و قرب و حد و حدودت رو فراموش کنی یعنی یه کاری که باید بکنیم تا گناهمون اشتباهمون راهمون درست و بخشیده و تصحیح بشه اینه که باید همدیگر رو دعا کنیم تا هرچه میتوانیم بلخره در این عالم در خط من خعلی ها چشم انتظارند من وبلاگ مینویسم ولی اون ها خواسته و یاوری داده اند لذا تا میتونیم باید دعا کنیم مردگان رو شهدا رو و یه تکنیکش همینه که اگر گریه کن باشیم یا بوده ایم قبلا برای امام حسین(ع) گریه میکردیم نباید انتظار داشت اولا که راهمون بدن همیشه اشک بریزیم و گریه کن باشیم بلکه باید با شهدا طی کنیم یعنی اگر هرچقدر هم مخلص باشیم در حد راه یافتن به مقام حسینی نیستیم یعنی اگر امام حسین(ع) رو هم در خواب ببنیم باز مزاحم کارشیم لذا باید با شهدا طی طریق کرد با ارواح مومن و زنده یکی از راه هاش دعا است بهترین دعا صلوات فرستادن هست ما صلوات اگر برای شهدا بفرستیم لازم ندارن ولی تکنیک اینه که چهره مون شهیدی میشه یه مرتبه اون به یادته و مقام شهید هم بالا بعد داری برای مرده ای صلوات میفرستی بعد میاد رو ذهنت میگه بی معرفت برای منم بفرست میگی ای خدا این کیه که چهره ی من و فکر من رو تسخیر کرده میبینی یک عالمی شهیدی مومنی هست که به یادت بعد به یاد هم و با هم صلوات میفرستیم اینجا اگه خوب پیش بریم همون اشکی که میخواستیم رو با یاد هم میفرستیم و هم رو دعا میکنیم و دعای برای هم بهتر از دعای برای خود و حتی حسین حسین کردن بی هدف هست و مومنیم باید قوی بشیم باید با هم باشیم حالا ما خلوت کرده بوده ایم و قلیانی حتی ولی بلخره باید شهدا یاری بدن باید به یاد شهدا صلوات بفرستیم تا جایی که اشک بریزه بعد چهره ی شهید رو میگیریم بعد حمایت شهیدی داریم و میتونیم اوج بگیریم یعنی هر چقدرم ما گنهکار حتی اگه هستیم که هستیم میتونیم با دعا و صلوات بر اموات خودمون و اموات دیگر بخشیده بشیم و حتی کمکمون هم میدن بلخره در این عالم دنیا و برزخ یه سری آدم هستند که به یاد مان ولی ما اونارو حتی نمیشناسیم و اسمشون هم بلد نیستیم این شهدا گاها از زن ها و حوریا جدا میشن و غم مارو میخورن و میخوان کمک بدن حتی ولی راهی نیست دل ما هست که زنگ زده و باهاشون نیستیم با صلوات بر هم راه اتصال به شهید وصل میشه شما اگه اشکی بریزی به یادش رنگ شهید داره اگر اشک نمیتونی بر امام حسین (ع) بریزیم و ارتیاطمون سخت شده باید اشک از پایینتر و توسط شهدا بریزیم شهدا مظلومند حتی آب شهوت که قبل از منی هست و پیشاب و نجس نیست و وسیله ی آرایش میتونه باشه رو به یاد زنی میریزیم ولی اشک دیده که آدم رو زیباتر میکنه و داروی همه ی درداست و شفا است بر درد اینو باید توجه الهی داشت لذا تکنیک همینه که اول به یاد مردگان خود و نزدیکان صلوات بفرستیم براشون بعد اگه مومن باشیم ممکنه رنگ شهیدی بگیریم و چهره مون تغییر کنه بعد میگیم چهره من یعنی یاد من و ذهن من کجا رفت و رنگ چه کسی گرفتم میبینی غافلی میبنی به یادتند و تو به یادشون نیستی لذا اشک امام حسین (ع) قطع میشه و ارتباطت اگر به یادت باشند و دعات بکنن و وقت روت بزارن حتی تو نشناسیشون!؟لذا با صلوات فرستادن به یادت کسی که به یادت هست و قوی تر از تو هست و دلش برات میسوزه ولی تو به یادش نیستی یه مرتبه ممکنه حتی صلوات بفرستی بعد به یاد هم بیفتیم و دوستیمون پایدار بشه و انحرافاتمون کم و گناهمون بخشیده فقط باید به یاد هم باشیم و برای هم!

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۶:۲۵ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

ما عجالتا طرفداری خود را از دونالد ابراز و معترضان  به خانه ی خود برگشته  و روی ما یکی رو زمین نندازند!!! آمریکا پلید لطفا این یکی رو دیگه نکشینیش!!! 

از طرف گروهی از بچه های پایین!


(مدت ماندگاری آپلود عکس دوم 6 ماه پس از آپلود مجدد!!)

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۳:۵۰ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

خوب ما یه بحثی گفتیم در پست قبل که کارشناسی کنن و این آقای ترامپ میتونه مارو خراب و پا بزاره روی حق و شیعیان میتونه هم واقعیت بگه من خودم این بلا سرم اومده الان سیستم مغز من روزهارو فراموش و ساعت هارو هم بلکه ما مغز خوبی داشتیم نمیگم محض قرصه فجایع بدتر از اینه که ما بخوایم یه بحثی بکنیم و من خودمم بیدار نبودم اصلا بیهوش بودم اصلا هیپنوتیزم اگر بخوایم یه راست بریم سراغ اصل مطلب و من میخام که واقع گرا باشه ترامپ برای این بحث چون خودش هم درگیر بوده  و معلوم نیست کی انتخابش کرده ولی ما اصل مطلب اینکه ما رو فروختن حمایتمون که نکردن محکوم شدیم و از کودکی هیپنوتیزم و حتی خطر وجود ما برای شما تا جایی که تست مرگ گرفتن در این تست شما ممکنه دکتری بگیری از انگلیس ممکنم هست که حتی جانت رو بگیرن اگر تست رو جواب ندی ما الان بیداریم بیهوشمون نکرده اند تست که بگیرند اصلا انگلیسی هم فول نیستیم ولی اگر بیشهوش کنن این حالا ما میگیم  کارشناس چون هنوز میترسیم شما بگو مدیوم حتی جنایتکاران ببین اینجا بازی مرگه شما یه سنی رو بیهوش کنی سوال بپرسی موکلی نداره کسی یاریش نمیده خدایی نیست ولی یک خدایی نکرده شیعه رو بیهوش هیپنوتیزمی کنی حتی میتونه سوالات دشوار جواب بده ما الان بیداریم و هوشیاری و بیداری کامل یعنی مرجع تقلید بفرما بکش نه ما سیممون وصل نیست اصلا سوال رو نمیشناسیم ولی وقتی بیهوشت کردن و فیلم گرفتن  و سکسم باهات کردن و بعدشم اطلاعاتت رو حذف کردن اون مال دوران نوجوانی بوده الان تو چنگشون بیافتیم دیگه تست مرگ نمیگرن میرن به سمت مرگ اصلا توجه میکنی اینه که از آینده با خبرن چون موکل داریم و اگر غلط جواب بدی مثل سنی ها میکشنت زندان گوانتانامو هم میری اینجا ما نمیخایم بحث رو بکشیم به سمت میدوم ها و جادوگران و بگیم کارشون درسته میخوایم تکه از کاراشون رو بگیم که میگم این ترامپ میتونه حق رو به ما بده میتونه نده ما یه چیزی لاو هستیم تو این مایه ها و کاری هم بکسی نداریم ولی موکلین دوروبرمونن حالا دکترا گرفتیم در بیهوشی خوب یک ناجی بودیم که زنده موندیم ولی خعلی ضررها هم کردیم شاید اصلا نفهمی چی میگیم ما اگه بچه ای همین بسته که بدونی ما آقا چندین سال پیش خواب که میرفتیم معلوم نبود چی سرمون میاد و یا چند روزی نبودیم دنیا یا هم چند ساعتی از ما استفاده میکردن برای جواب گرفتن و خبر و حالا تا استعدادمون چی باشه و آیا میتونیم آینده رو از فرشته ها یا ارواح یا حتی اجنه بستگی به فضا داره خلاصه توی این فشار ها دیوانه مون کردن و شکنجه ی روحی تا جایی که فیلمم  و آتوی سکسی هم ممکنه در دام باشیم ولی ندانیم ولی میگم اگه اینبار به چنگشون بیافتم دیگه آخرش که تست مرگ هست که یا جواب بده یا غلط گفتی در میان بلکه واقعا میکشندمون دیگه اگه چنگشون بیافتیم لذا ما یه چند روزیه فیلم نگرفتیم نگرانمونن یاد قدیما افتیدیم که وقتی از خواب بیدار میشدیم یک سیر بزرگی شیطانی ارواحی و یه آزمونی داده بودیم حالا چد روزه فیلم نگرفتیم نگرانن ولی این ترامپ میتونه باز کنه خدا رو چه دانی شاید پلیس ها که اون موقع نوجوانی زورشون زیاد بود مارو به انگلستان که همکاری عمیق داشت فروخت تو انگلستان که نمیگم پیشرفت بلخره اونجا جون ما مجانی است دیگه امتحان مرگ میگرن در بیهوشی باید جواب بدی یا اذیت میشی دیگه بعدشم میتونن حافظه پاک کنن روانشناسه دیگه با اصلا بکشندت و یه آدم دیگه ای مثل عقب مونده ها رو جات بزارن البته این عوض کردن کار عیسوی است ولی ما بلخره  در راه وبلاگ کلا خعلی الکی ظنی خیالی و حتی واقعی ما که معصوم نیستیم خلاصه محکوم شدیم توجه میکنی یا نه؟!  شایدتم واقعا نگرانمون نیستن اینا و چون فیلم نمیگیریم مهره ی سوخته شدیم بازم بخوان بفروشندمون؟؟!!! پس شما فکر کردی چی؟؟ حسادت نمیشه؟؟ اگر  صدای قشنگی صورت قشنگی؟؟ این بازیگرا که تو تلوزیون نشون میده خدا میدونه قبلا بهشون تجاوزم میشده!! خودشون خبر ندارن بلند میشی میبینی زمان تو دستت نیست حافظه هم پر یه نماز میخونی خدا یاریت میده با خدا که نمیشه بازی کرد اگر بزرگان دین و روان نبودن و خودمون خدایی معلوم نیست چی میشد ممکن بود غرق بشیم کلا حالا یه چند سالی بود که کار و کاسبیشون کساد شد ولی با اومدن ترامپ دوباره جون داره میگیره قضیه که میگیم و خدا میدونه چه دختران زیبایی رو قاچاق کردن محض حسادت فقط! خوب زور دارن دیگه!دیشب میگفت ترامپ لب به عرق و شراب نمیزنه به خاطر برادرش که توی این راه کشته شده وقتی میگن عرق نخور یعنی مست میشی دیوانه میشی میری در عالم شیاطین معلوم نیست چیکار میکنی خوب اینا هم بیهوش میکنن دیگه این بازجویی ها همش در بیداری نیست برای متهمان قاتل مثلا اینا بخوان بفهمند همه چیزو میفهمند دیگه!اصلا شما این فیلمای خارجی رو نگاه بکن طرف معلوم نیست بهوشش کردن دست خودش نیست دارن سکسم باهاش میکنن وقتی به هوش اومد خبر نداره میخان فقط واقعی باشه خوب زنه  هم زیباست دیگه!بیهوش شده نه که چشماش بسته است میبینه ولی فهم نداره! الان تو خارج شما نگاه کن اصلا حکم اعدام ندارند بعضی جاها چرا؟؟ چون بیهوشش میکنن میگردن دنبال اصل کار که چرا طرف رو کشتی؟؟ دنبال میکنن میبینن یه سیاستمداری گناه کرده میرن اون رو محکوم میکنن متاسفانه توی ایران هم داره همینطوری میشه دیگه! ما نمیونیم خودمون تصمیم بگیریم و هم ضعیفیم نماز نمیخونیم قربانی شیاطین میشیم چرا گناه که بکنیم امام زمان (عج) ناراحت و مریض میشه چون اختیارمون دست شیطان میشه حرفای شیطانی میزنیم کارای شیطانی ای میکنیم و راه کج. ای برادر تو همه اندیشه ای/مابقی را استخوان و ریشه ای. لذا تو خارج سیاستمدار مجرم میشه ولی نگاه میکنن میبینن طرف مست بوده که تجاوز کرده پس میگن مستی که دیگه دست خودته چند سال براش زندان میبافن ولی تو ایران نباید اینطوری باشه ما میگم خدا رو بپرست تو اختیار داشته باش تصمیم خودت بگیر نماز بخون گناه نکن و سیمت به خدا باید وصل باشه ولی تو خارج حیوانند بعضیاشون و اختیار ندارن کلا دست شیطانه لذا حرکات معنوی در جامعه شون شکل نمیگره چون مسجد ندارن چون نمیزارن خداپرستی کسی کنه لکن اصلا شاید جرم باشه عبادت هم و کشیش هاشون خودشون باشن ولی ظاهری همه چیز خوبه تو خارج همه حرفای قشنگ کارای بشر دوستانه حمایت از حیوانات ولی تو مسئله ی خدا و عبادت که میشه کافرند!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۵۶ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

میخواستم بخوابم... در ذهنم بود که اینبار زنان رو پرستش نمیکنم... دیصبح این تصمیم شد و بهره بردم... ولی زنی نیامد پیشم از عالم ارواح!!! دیروز صبح زو به پایین و چپ چپ زنه استاد نگاهم میکرد... چون روز قبلش بد درموردشون نوشته بودم که شرک هست و نمیدونم باید لا اله الا الله بگوییم و اون ها باید مارو بخوان نه ما!!!... معشوقه چپکی نگاهم میکرد و من به او دستور میدادم ...گفتم طبق وعده نباید بپرستمشون... منم قدرت جنسی ام ضعیفه و باید حتما توسط زنی تحریک بشوم...یادمه قبل از هجده سالگی اینطور نبودم و میل شدید جنسی داشتم... همش میگفتم اگر این سنم اینطوره وقتی که بزرگ شم چه؟!!... چون خوانده بودم اوج میل جنسی مرد در سی و سیوپنجه... همش وحشت داشتم... ولی گرچه خود را مریض میدیم وقتی میل جنسی فرو کشید راضی بودم ولی میگفتم خودم باید از پی خودم برآم و جلوی این نفس و شهوت قوی رو خودم باید بگیرم نه قرص مثلا یا جنی فرشته ای یا حتی بعدها فهمیدم نخی برای بستن شهوت!...لذا بعد از کاهش میل اصلا میخواستم خودکشی کنم... هیچ لذتی نداشتم... و حالا هم اگر زنی توجه بهم بکنه در ذهن ممکنه تحریک بشم...لذا امشب میخواستم بخوابم ولی گفتم باید نپرستمشون زنان رو و ازشون بخوام و دستور بدم همش!!! ولی زنی نبود لذا لج کردم و به یاد فیلم سکسی افتادم و در ذهنم مرور کردم... ناگهاه خاطرم برگشت با نگاری دختری از آسمان پایین آمدیم...دختره نقاشی مانند و مانند سفید برفی بود و کارتونی... شب بود مهتاب بود از آسمان پایین آمدم... بر  سر قبری وارد شدیم و درب قبر باز شد... فرشته ی مثلثی و مربعی  با آمدن ما از قبر خارج شدند... نمیدانم من بودم یا حوری مرد این زن که در قبر بودیم...خلاصه من هم میدیدم چه شده... زن با دیدن ما پیراهنش را به سر کشید نا نبینیمش و یا نشناسیمش!!!... تکان نمیخورد گرچه ناله و فریاد نمیزد ولی تیغ هایی را در آنجایش مشاهده کردیم... از آنجایش نخاله ها و تکه های سوزنی و آهنی بیرون می آمد... من که منتظر معشوقه های خودم بودم با دیدن این صحنه ها فکر میکردم باید به این زن حالی بدهم... صلوات هم میفرستادم...زنه میگفت نق نزن!!!... من هم نمیدانستم باید با خیالش حال کنم یا اصلا چه کنم؟!!... گفتم خوب است صلوات بفرستم برایش و تیغ هارا بیرون بکشم از اطراف پایش... نگار کارتونی سفید برقی کنارم بود و تمام حس و حالم را میدانست!!!... بعد منصرف شدم از این خیال گفتم اشتباه گرفته ام!!! بهتر است بخوابم... قبل ماجرا یک چند باری ذکری گفته بودم که بهترین معشوقه ی دوست داشتنی را خدا بدهد این ذکر که:یا خیر حبیب و محبوب صل علی محمد و آل محمد... گفتم بخوابم و فکر بد نکنم ولی به یاد زن بودم... زن در قبرش تکان نمیخورد و انگار بسته شده بود و تیغ هایی اطراف پایش فرو رفته بودند... من لذتی نمیبردم و کمی تلاش کردم تیغ هارا در بیاورم... نمیدانم چرا ناله نمیزد انگار عادت کرده بود به فرشته ی مثلث و مربعی که هر شب پیشش بیایند و بهش تجاوز کنند!!!... راستی وقتی فرشته ی مثلثی داشت میرفت میگفت فلان چیزم رو هم بده که یعنی میخوام برم و زنه هم اسباب کارش را بهش داد و چیزی نگفت... انگار عادت داشت!!!... بعد گفتم که من که از خیال خام منصرف شدم و صلوات فرستادم و سعی کردم در خیالم تیغ هایش را بیرون بکشم یه آن دیدم مرد بزرگی و جوانی از آسمان پایین آمد... نورانی و سبز رنگ بود ولی چهره اش نا معلوم.... اباالفضلی بود ولی جوانتر انگار نوجوان... فرشته ی حوری مانند این زن هم که مرد بود غصه میخورد و نمیدانم من بودم یا او که این چیزهارا میدید!!!... بعد آن مرد بزرگوار دست زد که تیغ هارا در بیاورد ولی هی دستش را میکشید عقب... انگار داغ بود... من هم میدیدم ولی وقتی در خیالم میکشیدم تیغ هارا داغ نبود... ولی از درون اونجای این زن مواد داغ تراوش میکرد که انگار نمود اعمال بدش بود... مرد بزرگوار یا نوجوان سبز اندام چراغی هم روشن کرد ولی هوا تاریک بود...تیغ ها را با زور از درونش جدا میکرد ... فکرکردم که این چه مکاشفه ای بود که داشتم!!!...گفتم یعنی فهمیدم به خاطر یاد کردن اون فیلم سکسی در ذهنم بوده و این زن هم حتما با نامحرمی ارتباط کرده که اینطوری شده!

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۰۴ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

اول بزا دو جمله ی عمیق فلسفی بسازیم اینکه ما همیشه اون خودی نیستیم که از خودمون میدونیم یعنی اون خودی نیستیم که شناختی از خودمون داریم و میشناسیم ، ببین ما در دو لحظه ممکنه دو اخساس نظریه و بینش داشته باشیم مثلا خوشالیم حالمون خوبه نسبت به چی بگم؟ نسبت به مثلا سیب دو نظریه ی مختلف ممکنه داشته باشیم وقتی گشنه هستیم یه نظریه وقتی میلمون کشیده دو نظریه البته نظریه با احساس و میل و گشنگی اینا نیست و ما سیب رو همینطوری گفتیم مثلا شما عکس یک بوستانی رو میبنی یک نظریه داری معلوم نیست چهار روز بعد هم همینطوری باشه یا خیر نظریه ات که حالا جمله ی فلسفیمون اینی که گفتیم نبود دقیقا ولی اینو میگیم که خودمون رو نشناختیم مثلا من که زیاد فیلم میگرفتم چون دیگه دلم میخاد بنویسم میگم میگرفتم و نمیگم میگریم دلم میخاد برم کنار و از عکس و فیلم خسته ام خلاصه فیلم که میگرم بعد خودمو که نگاه میکنم فیلم چی درومد میبینم چهره ام روانشناسی داره حواسم نبوده و اون چیزی که شناخنی که از خودم داشتم دیگران بیشتر از خودم دارن و میتونن عیوبم رو ببینند مثلا  حرکت چشمم تو فیلم اسراری رو لو میده دیگه که خودمم نمیفهمم و نشناختم که چطوریم! دیروز هم یه نکته به ذهنم خورد جدای از بحث اینکه روایتی رو تو فیلم گفنیم که اگه مثلا زیاد حرف بزنیم آبرومون میریزه یا مثلا مانند یخی که آب میشه خواهش ما و سوال یا سرچ کردن ما و اینا باعث میشه که قطره قطره این یخ و هیبت و وجهه و آبرو بریزه لذا  نکنه اینه که ما خودمون نمیریزیم بلکه دیگران خود به خود با اینکارای ما مثلا حرف زیادی زدن ما میفهمند نه اینکه خودمون آبروی خودمون رو برده ایم بلکه راهی باز شده که دیگران بتونن نفوذ کنن و وجهه ی ما رو مثلا با گفتار زیاد بشناسند و بفهمند که از چه طریق میشه کوچک بشویم!!! خلاصه جمله ی فلسفی اینه که ما خودمون رو اونطوری که دیگران میتونن بشناسن نچناختیم یعنی ما انسان ها یه قسمتی از حیوانیت داریم یه قسمتی از ملکوتیت و یه قسمتی از  شیطانیت در وجودمون رخنه و دعوا شده و اینا اگرغلبه کنند و همش جنگی هست در وجود ماو ما مانند اتومبیل یا کامپیوتریم که بر سر تسلط بر این سیستم ما دعواست خلاصه هرکی مثلا شهوت رانی کنه ممکنه اصلا نظریه ش و دنیاش و احوال و تفکرش نسبت به دین و خدا عوض بشه که طبیعی هم هست پس ما اونی نیستیم که فکر میکنیم هستیم ممکنه جنی باشیم بله من دستم رو اختبارشو دارم که فی البداعه دارم این حرفارو تایپ میکنم ولی دقیقا اونی نیستم که خودم حدس میزنم باشم یه  چیز دیگری هستم اینه که خودشناسی یعنی خداشناسی یعنی وقتی من نمیدونم حال و خیروخوبی و بدی و صلاح خودم رو نمیدونم چه برسه خودم رو شناخته باشم شناخت خودمون چیز و مسئله ی پیچیده ای است حالا ما مثال فیلم گرفتن از خودمون زدیم که تکنولوژی و مثلا آینه از بیرون و ظاهری میشه فهمید ولی اسراری هست که آقا من اینطوری شیطان گولم زده اینو ممکنه من ندونم ولی بعضیا واقعا حیوانند اگر بهش بگی که شیطان از این روش گولت زد میگه گور بابای شیطان اصلا براش مهم نیست قضیه ی به این مهمی که شیطان چطوری بردت و دورت کرد از خدا لذا خودشناسی یک مساله ی مهمی است که ممکنه دیگران مارو خعلی بیشتر از خودمون بچناسن و زن هم که میگریم برای همینه که عیب و اسرارمون رو بگه و این خودشناسی وظیفه ی دیگران نیست بلکه وقتی حدیثه که خودشناسی یعنی خدا شناسی یعنی برو بگرد و عیب و کاستی و همه چیز خودت رو خودت بدان چون وقتی دیگران بدانند اول وظیفه نیست دوم شیطنت میتونه باشه سوما ممکنه نشه اصلا بهت بگن ایرادت رو چهارم ممکنه خیرخواه نباشن پنجم خود شناسی وظیفه ی خودمون هست نه دیگران ما وقتی خودمون از خودمون چیزی کشف کنیم حسابرسی کردیم و حسابرسی و مراقبت یک اصل مهمه خوب دیگه زیادی حرف زدیم! لذا ما ممکنه یک جنی و شیطانی باشیم حتی گه داریم زندگی میکنیم ولی در وجود یک بشر و انسان چون انسان یک دستگاه هست حالا اگر کار خوب میکنیم اون شیطان داره موفق نمیشه و رسیدن دو انس بهم مانند رسیدن دو سپاه عظیم ارواح و شیاطین و فرشته است لذا در مهمانی ها کلا حالمون خوشه و صله ارحام خوبه لذا مثلا ارواح مرده بعضیاشون حبسند در وجود ما البته این تناسخ نیست بلکه خودمونی شدن لذا اینا حس میکنن زنده اند اصلا روایت داریم در نهج البلاغه که چندین بارم گفتیم که شیاطین توسط چشم ما میبینن توسط گوشمون میشنون توسط زبانمون حرف میزنن حالا من دارم میگم شاید اصلا ما مرده باشیم شاید اصلا حبس شده باشن در وجود ما و ما تسخیر شده باشیم ولی ندانیم که مرده ایم و ندانیم که اون انسانی که داره زندگی میکنه اون ما نیستیم بلکه اصلا گفتم که ما اولا یک سپاهی از شیاطین و فرشتگانیم که ممکنه نفهمیم دوما حیوانیت و ملکوتیت و شیطنت جنگی است درون ما سوما اصلا وقتی دو فرشته ی خدا مامورن که گناهان و ثواب های مارو بنویسن اینا دوست مان اگر خوب باشیم و اونا همیشه با مان و اگر خوب باشیم گمگمون میدن و دیگه معلوم نیست بر همگان که ما حرف زدیم یا اون فرشته گرچه اگر بد باشیم هم معلوم نیست ماییم یا اون جن شرور و شیطان بلکه گفتیم ما دستگاهی هستیم ما آدما که مدام داره رومون کار میشه ولی باز احساس تنهایی هم میکنیم! خلاصه حواسمون باشه که خودشناسی به قدر خداشناسی عظیم خطرناک کارساز و مهمه و ایناست یعنی خودشناسی تمامی نداره ممکنه من علم داشته باشم و بفهمم خعلی چیزارو ولی یه زن بیسواد بهتر بشناسه من و خودش رو حتی توجه میکنی؟ حالا نفس چیه؟ روح چیه اینا علمی است ناتمام و هم میتونیم بگیم که شناخت من درمورد خودم و خودشناسی من فرق میکنه با یه آدمی که رفتارش و حالش و چیزای دیگرش متفاوته ولی بچه ها رو همگان ساده میشناسن چون همه بچه بوده ایم ولی در سنین بالاتر نیاز به راهنمایی و مرافبت و محاسبه و  تصمیم و ایناست دیگه!

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ۰۵:۱۰ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

با سلام من 6روز با شهوت خودم جنگیدم اما باز به سراغم اومد،چی کار کنم؟

سلام دوست عزیز جنگجو بمان نه که پست بشو و تن به ذلت بده و از خدا بخواه کمکت کنه خدا رحمش زیاده ممکنه بدون زن هم اگه جنگجو بمونی یاریت بده ولی خوب باید قوی باشی و تا جایکه خدا دوستی برات بزاره غیبی ولی نباید خودارضایی کرد گرچه با هم دوستین و شهوتت تعدیل میش

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۵ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

سلام دکتر احمد فکور خعلی خعلی من از شما ممنوم که آن نامه را برای دکتران شیراز در هجده نونزده سالگیم نوشتید و یکباره چنین سرنوشت رویایی را برمن رقم زدید چنانچه اگر تیمارستانم نمیفرستادید مرا الان گوشه ی زندان باید خاک میخوردم و هیچکس نمیدانست که چه کار بزرگی کرده ام و میکنم و اصلا پرورش نمیافتم طبق مکتب ایرانی اسلامی که همه خواهانشند و من اصلا قصد فیلم گرفتن نداشتم وقتی دیدم که مرا باز هم به تیمارستان میبرند هروقت هوس کردند و فشار رویم آمد و سیستم خرابشان بهم خورد لذا گفتم باید شکایت و اعتراض آشکارانه ی خویش را بدین وسیله خدمت شما و تمامی بینندگان عزیز روا بدارم تا شاید بین این همه زن قوی کسی دلش برام بسوزد و اینقدر دست مرا نبندند و به تیمارستان بفرستند چون هر موقه کشور بهم میریخت مرا بستری میکردن و چشم امید مسولان بوده ام !!!خدا میداند فشار اجنه ارواح چقدر زیاد بود در قبل از تیمارستانم که شکرخدا با قلیان و نوحه ی اباعبدالله رفع شد!و شما مرا نجات دادید از چنگ طاغوت لذا خعلی خعلی متشکرم چون در شیراز هیچکس جرات نمیکرد نگاه چپ به من کند ولی دکتر فکور شما دکتری کردید و بدین وسیله جان خود را بخطر انداختید و من باز چند هفته پیش درس عبرت نگرفتم که با جان شما و جان شما را به خطر نندازم و پیش شما آمدم تا مگر قرصم را کاهش و اعصاب و روانم را برگردانید تا درس عبرتی برای دکترین دیگر شوید ولی شما تشخیص دادید که قرصی بر قرص دکتران شیراز اضافه و بدین جهت لطف خود را بیشتر کردید و گفتید که این قرص ها بدنم مثل آب بهشان عادت کرده لذا قرص جدیدی دادید لذا من صمیمانه از شما متشکرم که وقتتان را تلف کردم خدا حافظتان بای بای


بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۹ مهر ۱۳۹۵، ۰۷:۲۶ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر
سلام دوست عزیز... من اتفاقی کلیپاتو توی اپارات دیدم اولش مثه بقیه میگفتم ای بابا اینم دیوونس این چرتو پرتا چیه میذاره...ولی کم کم تموم کلیپاتو نگا کردم و دیدم نه خیلیم از ماها عاقلتری...این رفتارا این کاراتم حتما دلیلی داره... فقط یه سوال واسم پیش اومد این همه غم تو چهرت واسه چیه؟
 پاسخ توسط علی رضائیان در ۹ مهر ۹۵، ۰۷:۰۰
سلام چون من یه روانی ام سه بار هم بستریم کردن با زور!ممنون که دنبالم کردی یه کلیپ هم دیشب میخواستم بزارم درمورد خودم که مثلا یه جور میتونم تعریف کنم که قهرمان هستم یه جور دیگه ام اگه تعریف کنم یه آدم بد بد ولی نساختمش دیدم فضاش خوب نیست و نمیشه خوب بازش کرد و مردم هم حال حوصله ی چرت و پرتامو ندارن ولی خوب من از کودکی عادت دارم نقاط قدرت وتمرکز شیاطین باشم و از غرب و اینا و مامورای سخت دل رو جمع میکردم و با رحمت الهی با وبلاگام که مرکز توجه مخصوصا خبرگذاری ها بوده همیشه یه کاری میکردم که اشکشون در بیاد و شاقی ترین آدم ها رو دور خودم جمع میکردم و دلشون رو به رحم میاوردم و طرفدار خودم میکردم خدا هم رحمت و بچه و شهوت وهرچی میخواستن میداد و نویسندگی یه طوری هست که نورش بیشتر از گفتار میتونه بشه نوشتن وبلاگ و هرکس متناسب با خودش میسنجه و خدا هم رحمت میداد که زنده بمونم و کار کنم و بنویسم بیشتر خلاصه مرکز توجه شیاطین بوده ام همیشه و اینطوری شد که هم روانی شناخته شدم و هم بلخره خدا هم پاداش میده حالا اگه توضیح میدادم یه آدم مظلومی میشدم بهتر شد همینجا گفتم ممنون از لطف شما!!!میزارمش تو وبلاگ خلاصه طوری نمک گیر کردم ماموران رو که دوستم دارند!ولی بلخره ظلم هایی هم شده به ما ها ما یه گروه قوی بودیم همیشه و منم بازیگر و عروسکشون بودم و راضی ام با این همه ظلم و قرص هایی که شهوتم رو نابود کرده و زن نمیتونم بگیرم دیگه ولی بازم راضی ام که یه روانی باشم بلخره نوشتن طوری هست که انسش بیشتره و اگر خواننده برای خواندن وبلاگ بود دیگه فشار نمیوردم که حتما فیلم بگیرم ولی هیچ وقت فکر نمیکردم اولش یه روزی خدا روزی بده فیلم از خودم بگیرم و بزارم ولی خدا یاری داد و فکر نکنم صحبتام بد شده باشه و خوب گفتم ما یه عروسکی هستیم که بزرگان مارو کنترل میکنن و خعلی اختیار خاصی نداریم و بدی هاش از خودمونه فقط!حالا هم باشه ما روانی ولی میتونست اوضاعم خعلی بدتر از این باشه وقتی که همش درخطر بودم و میترسیدم و همه بدبین به ما و همه جمع شده باشن که خرابت کنن و آبروتو ببرن خوب حالا یه روانی باشم بهتر نیست تا یک مجرم؟؟؟ خوب دیگه باید ساخت ولی حق ما بیشتر ازینا بوده!

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۳۵ ب.ظ | پلیسعلی | ۲ نظر

تو ای بازیگر مبادا در هر نقشی از نقشهایت فرو روی و غرق شوی ما جدی جدی نقش بازی کردیم اینا شوخی شوخی بازی مارو جدی گرفتن واقعی دانستن حکم دادن قرص دادن تیمارستان الان بابا نمیتونم زن بگیرم شغل خوب پیدا کنم درس بخونم حتی کتاب هم نمیتونم بخونم چون جدی بازیگری کردم فقط در محدوده ی خانه تا چه رسد بیرونم نبودم!!!!

تو ای تماشاگر مبادا با دیدن فیلمی چیز بدی یاد بگیری و تحریک یا باور یا عبرت بد بگیری مثلا من از تو فیلم ها دیدم موقع شام سفره رو کشید بازیگره خونه رو بهم ریخت و هیچی نشد ولی من در نقش او تیمارستان کشیده ام!!!!

و البته تیمارستان بار اول اینگونه بوده بار دوم و سوم کار بدی و عصبانیتی و چیزی نبود جز فضای شیطانی! و قبل از این وبلاگ و وبلاگ قبل تیمارستان برای بار آخر بودم و از موقعی که عکس و فیلم گذاشتم طعم تلخ بدتر از زندان نکشیدم تا بحالا!! امیدوارم هیچکس هم نکشدش!!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۴:۱۰ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

طبق اعمال حسابرسی همیشه فرض کن روزی فرا رسد که حتی در محکمه ی غیر الهی حتی بلکه  باید از گفته ها و نوشته هایت دفاع کنی مگر اینکه مانند من روانی هستی و مگر اینکه قرصش را نوش جان فرمایی!!!ههههههههــــخه!!! ولی وای بر آن روزی که منتظر اعمال حسابرسی قیامت شویم که ماست را از مو بیرون میکشند بعد آن گاه چگونه ثابت خواهی کرد روانی بوده و هستی!و آن جا می پرسند چرا گناه کردی و دیوانه شدی ولی خداییش بعد دیوانگی حسابی هست؟ خداییش قرصه بود یا ما بعد خداییش حساب داری نه خدایی امیر تتلو رو آزاد میکنید یا نه؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۷:۱۹ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یه نکته ای برام واضح شد امروز صبح که توی  فیلم نمیشه گفت و هم رازه هم دردسر داره هم ممکنه غلط باشه آقا ما دیشب دوتا کلیپ ساختیم بعد اومدیم نماز صبج بخونیم یه بیست دقیقه ای بیشتر مونده بود تا اذان منم دراز کشیدم خسته م بود بعد همینطور هی از هوش میرفتم چون گفتم سه رکعت نماز شب هم بخونم ولی نشد تا اینکه هی میخواستم بیدار بشم دیگه نتونستم بعد دیگه داشتم خواب میدیدم یه جایی هستم بچه ها مثلا فوتبال بازی میکن منم رفتم قاطی یک جمعی شدم بعد یه مرتبه ی مردی اومد تزذیکم شد صورتش رو اورد نزدیک و من نمیدونستم مومنه یا آدم بدی هست و بجه ها هم فوتبال بازی میکرذن خلاصه سرش رو آورد کنار سرم یه حرفایی میزد بعد من توجه کردم چی میگه ولی نمیفهمیدم تا اینکه پیش خودم فکر کردم که داره میگه آره من کشتمش!!! یه کلیپی ما ساختیم توش میگم آره داداش من کشتمش خلاصه این یارو هی همینو میگفت میخندید قه قه بعد یه مرتبه صدای بابام رو شنیدم که میگفت علی جی میخوری برای صبحونه علی؟ علی؟ حالا هیچ وقت هم صدام نمیزدا حالا اومد بابام منم بیدار شدم ساعتو و برنامه ی باد صبا رو نگاه کردم 6:29 دقیقه نماز قضا میشد و دقیقا همون وقت بود که قضا میشه خلاصه رفتم سریع نمازم رو خواندم بعد حالا من دیگه فهمیدم این شیطان و جن بوده حالا قیافه ش مثل انسان ها بود یعنی همچین جنی رو من زیاد دیدم تو خیابون اگرم بخام قیافش رو بگم سری لاغر داشت مثل اینا هستند که زیاد سیگار میکشند صورتشون چسبیده به جمجمه ی سر و موی سر هم نداشتش !!!خلاصه حالا ما چی فهمیدیم!!!؟ فهمیدم که خلوت خعلی مهمه یعنی جن ها حتی قدرت دارن مخصوصا با زن های مومن ازدواج میکنن حالا برعکسشم هست کسانی که خود ارضایی نکنند جن های زن میان سراغشون حالا ما قرص میخوریم اینطوری هستیم لذا این جن ها میتونن ظاهر بشن برای ازدواج لذا بچه های این زن های مومن همیشه خوشکل میشن چون زنه خودارضایی نمیکنه و پاکیزه هست لذا ولی درسته خودارضایی نمیکنه و توی خلوت این جن ها و شیاطین بلخره میان سراغش حتی ممکنه رسما ازدواج کنند و به صورت عادی زندگی کنند و بچه دار هم میشن توجه میکنی خلوت چقدر مهمه یعنی شما خودارضایی هم نکنیم باز از اینکه شهوتناک بشیم خوشمون میاد و البته شیاطین یعنی جن ها هم از کسی که مقاومت نشون بده و گناه نکنه عاشقش میشن البته حدس میزنم که بشه جنی با انسی رسما ازدواج کنه اینو محض این گفتم که این جنه کاملا شبیه به انس بود ولی خوب میخواست کاری کنه که من نماز صبح نخوانم پس شیطان بوده!لذا زن ها خعلی بیشتر مورد تهاجم شیطانی قرار میگرند و هم چون خلوت کردن و راهشون دادن در خلوت جن مرد رو راحت تر موقع خواستگاری که این جن مرد با ننه بواش ظاهر شد گولشو میخورن لذا همشون پشیمان هم میشن زنان ولی درمورد مردان اینطوری نیست و باید خعلی مرد باشی که جن زن با اون تکبرش بیاد و خودمونی شی باید ارزشش رو داشت!

بسم الله الرحمن الرحیم

يكشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۲۲ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

دو تا کلیپون ره از تو آپارات امروز حذفیدن یکیش کلیپ حضرت مریم (س) که دوباره آپلود کردم یکی هم درمورد سکس تزریقی بود و میخاستیم درمورد کلیپ اولی صحبت کنیم کلیپ دومی هم حذف کردن یه دو سه روزی هست همش بوی گند گناه میاد اه همین الانم داره میاد باور کن البته من یه عمره زنان همرام بودن خعلی باهام پشت کامیپوتر حال میکردن لذا از بوی گناهشون خوشم میاد مثل یک مامور زباله که از بوی گند آشغال خوشش میاد وعادت کرده یه بویی مثل بوی گند ماهی فروشی ایه نمیدونم حسش کردی یا نه تا حالا بعد دیگه بازم چیزای دیگری هم گفتیم تو کلیپ که انگار حس میکنم با هر کلیکی که میکنم نشستن اعصاب سنجی کردن و متناسب با حیطه ی فکری و روانی ای که دارم با موس و کلیک هام و با نوشته هام یک دستگاه جنسی یا تراشه ای چیزی ساختن و زنان ارضا میشن متناسب با کارای لب تاپم خوب اینکارا چیه من بدبخت مدام میرینن رومون و نورما در راه کثیفی خرج میشه و باعث شد یه فحش آبداری به این آخوندان بدم در دلم چون اعصابمون خورد شده بود از این کارا و حذفیاتشون البته فقط در دل دادما بعدم که دیوانه شدن مارو میفرستن تیمارستان محکوممون هم میکنن یعنی بار دوم تیمارستان یادمه آقا ما کاری نکرده بودیم دلمون گرفته بود برای بار یعنی بار اول تو عمرم نشستم بشکن زدن البته همراه با آهنگ دیشددی درنگ دلی دلی دلیلی درنگ همون آهنگ عروسی هستا که بادا بادا مبارک بادا یا یه آهنگی شبیه به همین تو اتاق بودم زدم  آقا دیگه بعدش نمیدونم چی شد دیگه فرستادن الکی الکی تیمارستان البته قرصام کم شده بود و نمیخوردم ولی هنوزم نمیدونم دکترا چرا اینکار غلط و از این گوه خوریا و غلطکاریا کردن انگار ما بنده شونیم مثلا گیرم که عاشق شده باشم حق نداره کسی به خاطر عاشقی مگر اینکه طرف شکست عشقی خورده  و میخواد خودکشی کنه اگر اینطوری هم بودما دیگه تا یه سال بعدش فوقش قرصام رو قطع میکردن ولی اینا عقده دارند!تقریبا نه ساله قرص مصرف دارم!! البته قرصام خعلی کم شده بودا بعد نه که همش به خاطر اینکه مامانم پیداش میشد دلم براش بسوزه که قرص میاورد بلکه اتفاقا مزاحمم میشد و همیشه دکتر میگفت نصف ولی تموم نمیشد فکر کنم تکرار میکرد که نصف نصف نه که بگه نصفه مقدار قبلی!! دیگه بار سوم که رفتیم تیمارستان که آزارم به مورچه نرسیده بود وما خلوت کرده بودیم تو خونه خالی البته مست الهی بودم و فضا بسیار سنگین بود و تجربه و تحمل فضا رو نداشتم رفته بودم خونه ی دیگه مون و جذبه و نورانیت هم گرفته بودم خلاصه بار سوم رفتیم و دیگه قرص هامو کم نکردن و دوبرابرشم کرده اند و منم توی تیمارستان دیگه نورانیتم خوابیدا یعنی دیگه مثلا اون مامورای غیبی قوی دیگه نیومدن تیمارستان و طوریم نبود که بخوان رو سرم سوار بشن ولی تو خونه خالی صدام عوض میشد یاد گرفتم چه طوری فیلم بازی کنم انگار همه داشتن نگام میکردن و حالت شیدائی داشتم و زیادی رفته بودم نزدیک یعنی بهم نزدیک شده بودن و مورد توجه خاص خدا و نورانیتش بودم دیگه تاب نیاوردم لخت میشدم توی خونه خالی اوضاع بد بود ولی اوضاع من نبود اوضاع فضا بد بود اون موقه لب تاپ جدید که گرفتم و مورد دید همگان و جاسوسان شدم این طوری جذبه گرفته شد و وبلاگ هم داشتم و مسولیت وبلاگ نویسی الان آزادم مسولیت ندارم و هرچی بگم با زور و اینا قاطی نمیشه و ممکنه مهم هم نباشه یا مهم ندادنند ولی اون موقه مگه میشد حرف زد همش زور بود!

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۴۸ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

اینایی که عمل جراحی میکنن واجبه که مومن باشند اصلا دست خودش نیست مومن اینه که من خودم میخواستن بفرستنم تیمارستان هنوز یادمه بار اول بعد من خودم نمیومدم بعد دیدم ول کن نیستن یه آبولانس رفت دیگه کار به پلیس کشید ولی من قبلش یه کارد بزرگ تو آشپزخونه زیر پتویی چیزی قایم کردم رو تخت رفتم با لب تاپ کار کنم که یعنی حالم خوبه و این چاقوی بزرگ رو برداشته بودم که اگه با زور خاستن ببرندم بگم جلو نیاین وگرنه خودمو میکشم آقا پلیس اومد تو اتاق دیگه دست خودم نبود نمیتونستم کارد رو بردارم اصلا تا جایی که پلیسه اومد رو تختم گفت دوتا بودن اون یکی هم گفت علی آقا ما مخض خودت اومدیم و پلیس دیگر هم نشست کنارم گفت یا با زور میای یا این آمپول رو باید بزنی خلاصه نشست روی کار زیر پتو خلاصه منم دست خودم نبود که اینکاره نبودم حتی گفتم آقای پلیس شما روی کار نشستی!!! خلاصه خنده داره ولی میگم کسی که مومنه که نمیتونه اسلحه بر بی گناه بکشه دستش کار نمیکنه اینا خغلی شقی هستند که سر میبرند تو عراق و سوریه البته نه اینکه مومن باید دست به اسلجه نزنه بله زن میترسه و البته اگر خشم و غضب نداشتیم که نمیتونیم اصلا به دشمن الله حمله ور بشیم! و حضرت علی (ع) مهربانترین آدم و بشر و کیف بشر ایشان در جنگ به ذات طرف نگاه میکرد که بچه ای نسلی که خوب باشه و به دنیا خواهد آمد مثلا تو روزگار ما در وجودش هست این بعدا میکشتش یا زنده نگه ش میداشت اصلا این چیز اتفاق نیافتاده یعنی بجه ی این کافر در تقدیر الهی ثبت نشده پیش فرشتگان اگر قراره کشته بشه خوب اگر بمیره که فرشته ها شاید بدونن ولی دیگه نسلی وجود نداره که فرشته ها خبر داشته باشن یعنی اگر کافره بمیره خوب اینجا فرشتگان ممکنه بدانند ولی وقتی در آینده نسلی وجود نداره که بخواد باشه الان حقیقتا دیگه فرشته از کجا میدونه اون چیزی که امام علی (ع) میدانست!!!؟ چقدر دقیق است امام علی(ع) این معجزه ی بزرگی هم هست!! یعنی عالم تو دست امام علی (ع) هست و بوده و خواهد بود همه تحت نظریم و گواهی میده ایشان! راحت میتونه مارو عوض کنه میتونه کار کنه که هیچ فرشته ای کما اینکه قراره عذابمون بده  نده و خواستن از ما امامان را دوست بداریم برای رستگاری خودمون لذا طرف نطفتا و ذات خرابش اصلا نمیزاره حبی نمیمونه اینه که میگن با علی(ع) باش قدر علی زمانه یغنی رهبر عزیزمون رو بدان که ظاهری و باطنی شبیه به حضرت هستند بعد ما ول کردیم که ولایت فلانه این نیست اینکه نمیشه امام علی(ع) هم در زمان خودش دست بسته بود و اختیار الهیش رو گرفتند اصلا دستش رو بستند هم!

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۳۴ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

اگه میخایم که در برنامه ی خلوت روضه ها و نوحه های روزانه که خلوت میکنیم جایی موفق باشیم و امام حسینی بشیم باید یادی از قبور غریب مدینه کنیم اونجا البته شیعه نشین هست ولی سر این قبور مطهر دیگه خعلی کم سر میزنن بدون گنبدی چیزی و غریب جانسوزی است من خودم هیچ گاه اینکارارو نمیکردم و اصلا هیچ حسی نداشتم و تعجب میبرد مثل همین اعراب مدینه که میگن چیه که ایرانی ها میرن  بقیع و گریه میکنن خوب کنجکاو میشن و میگن حتما حاجت میگیرنامتحان میکنن  ختی مثل ما از راه دور بعد اینبار نمیدونم چی شد که یاد کردم بین روضه ها قبر امام حسن مجتبی (ع) رو و احساس کردم مثل عرفا میخواد قلبم آتیش بگیره ولی گرم نشد یعنی احساس تحول میکردم کاملا ظاهری ولی اشکی هم نداشتم و سینه م میخواست دچار تحول و درگونی ظاهری بشه انگار هنوز یه محبت کمی هست دلم میخواست آتیش بگیره چون چند بار احساس گرمی کرده بودم قبلا تو روضه های امام حسین یعنی همینطور هستا غرفای بزرگ سینه شون و قلبشون آتیش میگره و مداحان نفسشون شهدایی و گرم هست و در حالت طبیعی که نمیتونن  ولی به قول قرآن و تفسیرش که گذاشتیم قلوب کسانی که ضعف ایمان دارن دچار مشکل میشه حالا شاید هم ظاهری هم معنی بده خلاصه طاقت نیاوردم و گفتم بنویسم برای شما که شما هم امتحان کنید موقع روضه ها در خلوت که هنوز غزیبند اون ها! انگار اونجا که یاد میکنی یه عده از راه دور دارن میسوزند و گریه میکنند و جمعند و کبوتر ها نشان از دل های شیعیان هست وگرنه چرا دور گنبد نحس ابوبکر که کنار حضرت پیامبر(ص) هست کفتری نیست و جمع نمیشند کبوترها؟! لذا اصلا عرفا ظاهری هم قلبشون سیاه میشه از سوختن و دچار مشکل قلبی میشن به خاطر سوختنشون نه به خاطر مرض ولی خدا تگه هشون میداره که نمیرند یه وقتی و داغ میشن و هرلحظه از عشق میخوان جان و قالب تهی کنند که داستان هاشون هست!!لذا از راه دور قبور مطهر و مقدس بقیع رو یاد کنیم خعلی بهتر و تحویلمون میگیرن چون اولا خودشونم غریبند دوما ما اگه راه بدن بریم مدینه اونجا ممکنه گریه و اینا سخت باشه و برای این رفته ایم که توی ذهنمون باشه فضاش و بعدا بسوزیم!!