خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اکانت باهم: حاج پلیسعلی

بایگانی

۱۴۷۸ مطلب با موضوع «تفکرات شخصی» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۵۹ ب.ظ | پلیسعلی | ۱ نظر

خوب ما درمورد دیدن چشم و نوع دیگر باید دید فیلم گرفتیم و صحبت کردیم الان یه تکنیک رو میگیم خلاص آقا ما معمولا وقتی فکر میکنیم به یه نقطه ای متمرکز میشیم همین جا است که شیطان ها کارشون رو آغاز میکنن و وسوسه میکنن یعنی در نماز اگر بزرگان دین رو دیده باشید که امام جماعت هستند بعضی هاشون روبرو رو نگاه میکنن و به مهر نگاه نمیکنن اینا قوی اند البته خوبه به مهر نگاه کرد ولی تکنیک هست دیگه شما نگاه کنید امام علی(ع) می فرمایند که من به هرچیز نگاه کردم خدارو قبل و بعدش و همراهش دیدم پس یه تکنیکی رو هم داره اماممون میگه که شما اگر راست میگی موقع تفکر که میخوای حرفی بزنی یا به خدا وصل بشی یا ذکری یا نمازی میخونی اگر راست میگی به یه چیز دیگری نگاه کن اونوقت به خدا وصل شو خوب ما متمرکز میشیم به نوشته یا نقطه ای بعد عادت هم داریم چون داریم تفکر میکنیم بعد شیاطین میریزن رو فکر ما لذا اگر چشمت رو به نقطه ای دیگر ببری اصلا ممکنه اتصال  به خدا هم تغییر کنه ما اگر قوی هستیم باید موقع قلیون که الان میکشیدم به هر جا نگاه کنم باید وصل میشدم به خدا و دکر میگفتم ولی وقتی چشمم رو به گوشه ای دیگر بردم مشاهده شد که اصلا دلم ریخت بهم اصلا حالم عوض شد اصلا اتصالم تغییر کرد بله دیده چشم مهمه هم در الهیات مهمه هم در وسواسیت شیطانی پس مراقب باشیم خدا هم در قرآن میقرماید از خطوات شیطان پیروی نکنید نمیگه خطوات شیطان رو بشکنید کاری کنید که نیاد بلکه  امکان پذیر نیست شما بلخره تحت خطوات شیطانی قرار میگیری دیگه خودت مختاری چگونه عمل کنی نه که مختاری که نشنوی بعضیا بله تا شنیدن در دلشون وسوسه شدن انجام میدن هرچه که باشه بلخره ما تفکراتمون از صحبت ها معلومه شیطان میدونه من در این حالت چگونه با حتی کار  خوبی میتونم از خدا دور بشم لذا القا میکنه پس مراقب باشیم!مخصوصا توصیه شده به بالا نگاه کنید گاهی چون شیاطین وقتی چشم به بالا نگاه میکنه سیستمشون میریزه بهم و بهشون سخت میگذره!! روایتش رو هم یادم نمیاد دقیقا ولی میفرمایند که شیطان از همه ی جهات بر انس مخصوصا مومن همه ی جهات رو میبنده که از خدا دور بشه و حبس بشه یعنی از پشت سر از زیر از روبرو از سمت چپ و راست و همه ی جهات فقط اگر مومن رو به سمت آسمان و بالا کنه راه براش هست و این راه رو شیطان نمیتونه ببندد!!

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۰۳ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

آقا ما محل قلیون کشیدنمون رو از حیاطی به حیاط دیگر عوض کردیم و حیات و جان دوباره و اشک بهمون دادند!!!و حالاست که متوجه میشم که باید همه با هم بالا بیاییم!!! یعنی سر عقل اومدم اینجا در دنیای استکبار بحث جاسوسی نیست بلکه اگر جمع نباشیم استکبار مارو له میکنه و اگر حال خوب و عاشقیت و آدمسازی ای هست یک جریان هست یک انقلاب جمعی است نه یک سیروسلوک فردی که من به خدا وصلم یا وصل شدم بلکه باید همدیگرو دعا کنیم با هم بسوزیم بیاییم بالا و اگر من و شما در دوربین مومنان نباشیم و کنترل نشویم کما اینکه طغیانگر و آشوبگر هم میشیم اصلا یا له میشیم یا راه به جایی نمیبریم من نمیگم بریم به قدرت های جاسوسی نظامی سر خم کنیم عضو بشیم بلکه توی خونه ی خودمون هم باید بزاریم که مومنان بر اساس حکم خدا نظارت داشته باشند جاسوسی جایی بده که آبرو میره جایی بده که شیطانی باشه جایی بده که خوارمون کنند نه اونجایی که یه حرکت هست شما نگاه کنید دیگه مثل قبل نیست اجتماعی شده شما اگر بخوای بچه دار هم بشی باید با گروه بچه سازها باشی یعنی مثلا اگر یه آدم مجرد باشی خونه بهت نمیدن بهت هرجایی که خواستی باید یک گروه خاص باشیم و البته کاستی هایی هم داره میخوایم بگیم باید به جمع و قوم و خویش مخصوصا و هم مومنانی که گروه گذاشتن وصل باشیم قبلا اینطوری نبوده ولی الان برای صنعت نمیشه یه نفر یک شرکت و یا یک صنعت بسازه حتما نیاز به چندین و چند متخصص داره که چندین نفر هم باید توی کارخونه یا شرکت و هرجایی کار کنند پس اهمیت داره جمعی شدن کار حتی پروفسورها هم باید با هم ارتباط داشته باشند نه حتما ارتباط ظاهری بلکه ذل ها باید با هم باشه باید یه پروفسور که در تلوزیون میاد باید معرفی بشه مخاطب داشته باشه پیشرفت کنه تامین بشه خودش تنها نمیتونه بره تو خونه نماز بخونه بگه من پروفسورم باید یه جمغی نکه حتما مریدش باشند بلکه باید یک دکتر جزء گروه دکترا باشه یک کارگر باید در طبقه ی هم شان ظاهری باطنی خودش باشه و هرکس باید در جمع خودش بمونه دیگه قدیم گذشت نیاز به همدلی هست دیگه تخصصی شده کارها ما اینا رو نمیفهمیم بعد میگیم دارن جاسوسی میکنن نمیفهمیم دلزده میشیم افسرده میشیم اینجا بحث دکتر و پروفسور و کارگر نیست بحث بحث مومنان هست که باید با هم بیان بالا! یعنی گفتیم دوره زمونه طوری شده که فرد نمیتونه گوشه گیر بشه فورا گرگ ها میریزن رو سرش شیاطین حمله میکنن بعد له میشه از بین میره نیاز به یک حرکت جمعی است و امام زمان (عج) هم یک آدم معصوم بی گناه نمی دونم پاکی که همش نماز بخونه و حتی امام شناس باشه لازم نداره شاید دلش میخواد که ما گروه بشیم قوی بشیم و با هم بیاییم بالا نه یک نفر خاص که یار مخلص امام زمانی باشه خوب اینطوری که فرشته ها که معصومند ولی کاری نمیشه کرد برای امام زمان(عچ) ما باید جمعی اصلاح بشیم باید فرهنگ جمعی بالا بره باید با هم باشیم درکنار هم و اصلاح سازی هم و همش هم همدیگرو دعا کنیم ما اگر خودمون رو دعا کنیم رحمت قطع میشه یه نکته هم ما گفتیم که قرآن بیشتر بخونیم راستیش من یه مدتیه اصلا نخواندم قرآن رو و وقتی هم خوندم یک آیه و اون آیه رو فیلم گرفتم و سراغ این کتاب الهی یعنی مخصوص خدا نرفتم که چند نکته رو بگیم اولا مثلا در مصر سنی ها زیادن و قاری های خوبی دارن که اگر چه ممکنه معرفت نداشته باشن و در دل قوی نباشند نسبت به قاریان ما یا قاریان گمنام ما ولی صدای خوبی دارن و واقعا قرآنی هستند بیشتر از ما و ما مثلا یک بچه ی 20 ساله رو مجال نداریم که بشینه داد بزنه و زیبا قرآن بخونه و مردم جمع بشن و فضا راستش خرابه ولی در مصر که سنی هستند فضاشون خوبه برای اینکارا ولی قرآن صرف کافی نیست بلکه باید امامت هم قبول داشت که موفق بود ما برعکسیم ما امامیت داریم ولی قرآن کم میخونیم پس شیعه و سنی هرکدام خلل هایی دارند و عیب وایراد یعنی همونطور که ما شیعه ی امامی جلو میریم و پیامبر(ص) فرموده من دو چیز گرانبها براتون میزارم یک قرآن دو اهل بیت پس ما عیب داریم و قرآن کم میخونیم اونا هم زیادتر از ما میخونن و قدرت اجتماعی دارن خوب باید یه خورده هم عربی و معنا رو کار کنیم و ترجمه رو بدونیم یه خورده هم باید بیشتر فضای اجتماعی باشه برای اینکارا من خودم توی مسجد ها که قرآن میخونن بعضی موقه ها یه پیرمرد هایی با صدای بد میخونن اقدر آرامش داره چون مومنند دیگه اصلا میگم کاش مثل اونا میخوندم و بهم میچسبه چون معرفت دارن خوب باید فضا بدیم که کسانیکه واقعا مومن و امام شناسند کما اینکه صداشون بده گمنام نمونند و صدای قاری معروف به سبک مصری همش پخش نشه باید بزاریم فضا رو درست کنیم که اونایی که مخفی صداشون به گوش ما نمیرسه کما اینکه صداشون خوب نیست ولی معرفت و ایمان دارن اون ها فضا بدیم که برامون قرآن بخونن و باید تمرینی هم کرده باشند قبلش دومین نکته اینه که من هرگاه قرآن نخواندم و از قرآن خواندن دور شدم یه گناهی پیش میاد که بعدا متوجه میشم و ریشه یابی که میکنم میبینم حالم که بد بوده و سرم که به سنگ خورده که بیدار شدم محض اینه که از قرآن خواندن فاصله گرفته بودم وگرنه تمام مشکلات معنویم و روحیم حل میشد!!! بله قرآن شفاست نباید دور بشیم وگرنه گمراه میشیم!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۱۶ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یه مشکلی که همه دارن و منم دارم در شرک به خدا تمرکز فکری است یعنی ما نماز میخونیم ولی خدایی نیستیم برای عرفا که همش خدا رو میبینن و مثل ما برای امور دنیا و رسیدن به زن و بت و لذت های نابجا برای خدا شریک قرار نمیدن خدا رو حس میکنن چه در نماز بلکه همیشه ولی ما میگیم لا اله الا الله خوب اینجا شما و من نمیتونیم حس یه عارف رو بگیریم یعنی یه  حس کاملا الهی و درونی است که ممکنه هم تزریق بشه کرد ولی ما میگیم لا اله الا الله در صورتیکه حتی فکرمون به امور دنیا است چه برسه الهی باشه یعنی مثلا در نماز یا موقع ذکر بلخره کسی که خدایی است هیچ فکر غیر الهی نداره دوما حسش درونی است یعنی خدا رو حس میکنه این احساس و دیدار خدا در هرکس تفاوت داره باید مراحل طی بشه ما که بچه نیستیم که هرچی دیگران بگن بگیم بلکه باید درونمون و فکرمون رو درست کنیم بلکه با تمرین هم نمیشه یعنی باید خدایی بود گناه حتی نقش داره شرک به خدا نقش داره شما و من نمیتونیم یه برداشت داشته باشیم از خدا بلکه اصلا خدایی نیستیم یعنی نمیشه کپی کرد حس یه عارف رو بلکه ذکر یکی است حرف توی نماز یکی است که ما میگیم ولی هرکس یه پله ایستاده خیلی مزرعه ی وسیعی است که میشه نماز معراج مومن یعنی هرگوشه ای میشه خودمون بریم دست خودمون هست که فکرمون کجاست که بریم و هم دست خودمون نیست که باید خدا ببره و خدا رو ببنیم لذا جنگه هرکس شیطانی داره شما نمیتونی از دست شیاطین به سادگی پناه ببری و فکرت رو کنترل کنی گرچه در نماز خواندن اولین کلمه بعد از الله اکبر میشه اعوذ بالله من الشیطان الرجیم گفت که اگر واقعا پتاه ببریم شیاطین دور میشن!!!ما هرچند تمرین بخوایم بکنیم خیلی تمرین خوبی اگر باشه به هیچی فکر نمیکنیم ولی الان میریم به سمتی به جایی تا مدت ها فکرمون مشغول به دنیا است و خودمون هم نمیدونیم یعنی برده اند مارو و خبر نداریم گفتیم اگر تمرین هم بخوایم بکنیم اینه که به هیچی فکر نکنیم و وقتی خدایی نباشیم چه!!! لذا پیامبر (ص) فرمود من شیطان خودم رو مسلمان کردم یعنی ما الان در خدمت شیاطین هستیم در دنیا مگر اینکه ذکر بگیم و نماز بخونیم که همونجا هم فکرمون صدتا جای دیگری میبرند اینا و وصل نیستیم حتی اگر در مسجد هم بریم درونمون رو باید الهی میکرده ایم باید قبلش کار میکردیم الهی میبودیم تا برسیم به خدا وگرنه میگن سلمان (ره) از طریق ذکر لا اله الا الله سلمان شده حالا چرا ما نمیشیم هرچی ذکر بگیم خوب دیگه اینجا معلومه که ما وصل نیستیم ما فکرمون رو هم بتونیم الهی کنیم خیلی کار بزرگی کرده ایم و من میشینم قلیون میکشم ذکر میگم ولی خدا خواسته است که موقعی که حواسم نیست یا فکرم جای دیگری میره همش سرفه میکنم و گلوم میخواره بعد متوجه که میشم میبینم یاد خدا نیستم و به ذکر که میگم وصل نیستم و به چیز دیگری فکر میکنم همش ولی ذکرم چیز دیگست!!! اینطوری فهمیدم که باید این مطلب رو گوش زد کنم وگرنه اونقدر برده اند منو که خودمم نمیدونستم سرفه که کردم که فهمیدم!!! پس باید بشینیم و قرآن بخونیم خیلی بیشتر!!

بسم الله الرحمن الرحیم

يكشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۵۸ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

دیشب راستش قسمت 6 از سریال همسایه هارو دانلود کردم ببینم بعد یه جاییش بود که داش مهران گل داشت با موبایلش مخ میزد توی تختخوابش و با سه نفر صحبت و مشتری  و میخواست خلاف کنه بعد یهو قلبش گرفت سکته کرد بعد مرد بعد صحنه ی مرگش رو نشون میداد که خیلی ترسناک بود حالا چند نکته میخام بگم اولا من خودمم افراط که میکردم در فکر جنسی تو رختخواب هم قلبم درد میگرفت میخواست وایسه ولی بی اهمیت بودم دوما بعد اینکه آقا مرگ یادش خعلی توصیه شده ما همش دنبال دنیا هستیم ولی اگه بعد مرگ به دادمون نرسن چی ما آدم گندی هستیم خودمونم خبر نداریم ولی امروز صبح که قلیون کشیدم نوحه گداشتم گریه م گرفت چون داشتم به مرگم قبلش فکر میکردم غفلت هام از بین رفتش واقعا کی میخواد به دادمون برسد!! خوب آدم بیدار میشه دیگه درصورتیکه بارهای قبل گریه م نمیگرفت غفلت زده شده بودم کلا یاد مرگ خعلی اهمیت داره شما هرجایی رو میخوای فکر کن به زمانی که روح جدا میشه سخته دیگه به جایی که نئشه ت رو ببینی به جایی که در قبر بزارن بشورن نکیر منکر به جایی که تنهات بزارن اینا همش سخته دیگه البته اگر حضرت اباالفضل (ع) بیاد که جز خوشی نیست به هرجا فکر کنی دردناکه به جایی که پوسیده میشه بدن به جایی که از یاد ها میریم به جایی که باید جواب بدیم به جایی که هرچند خوبیم حسرت میخوریم واقعا مثل بازی نیست سخته دردناکه فشار قبر به جایی که مالت از دست رفته و بدرد نمیخوره و به جایی که باید جواب بدی هرچند توی دنیا جوابگوی هیچکس نبوده ای به جایی که مادر و پدر و همسر و فرزندت هم میزارنت میرن به جایی که فقط اعمال خوب خودمون هست که همنشین و سرمایه مون هست اینا طبیعی برای همه هست ولی روز حساب چی اونجاهایی که گیر میافتیم مو رو از ماست میکشند شوخی ندارن حسرت بخوریم اینا دردناکه دیگه  این چیزارو همه میدونیم وای به حالمون اگر شهدا به دادمون نرسند ما که از خودمون چیزی نداریم همش غفلت زده شدیم لذا توجه کنیم به مرگ واقعا پامون گیره غفلت زده نباشیم در خلوت و اینا ما مسول کار خودمون هستیم در پشیگاه خدا چه جواب هایی که باید بدیم حتی مهم نیست برامون الان دنیا است دیگه خلاف کردیم اصلا برامون اهمیت هم نداره در صورتیکه فکر میکنیم کارمون درسته داشتیم اصلاح هم میکردیم اونجاست که معلوم میشه دل شکستن چقدر بده بله حالا وضع بدتر از اینا هست که بخوایم توضیح بدیم اگه حسابرسی کنیم معلومه ولی غفلت زده هستیم لذا در همین مراحل اولیه ی غفلت هم یه قول قراری بزاریم که بهتر بشیم کار نداشته باشیم که محکوم نشدیم در دنیا اینجا بی قانونی زیاده حتی حقمون هم میخورن ولی باز طلبکار خدا که نیستیم ما هرکاری هم بکنیم باز کم گذاشتیم در مقابل خدا اینجا ما جنایتکارانی هستیم که محاکمه ی الهی نشدیم لذا بیدار بشیم من نوحه که گذاشتم چند تا اشک ریختم و سبک شدم و به یاد حضرت اباالفضل علیه السلام افتادم فورا همون اولش و تازه فهمیدم که چقدر آرام بخش هست مراسم عزاداری امام حسین(ع) که برای مردگان برقرار میشه و نجات بخشه!!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۲۶ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۰۷ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یه پست شخصی هم بدیم بیرون که پشت سرمون برامون داستان به خورد کسی ندن البته از این فتنه های داستان ساز هدفدار غرضکی کم شده این روزا ولی بازم باید بگیم دیگه هیچی امروز ما بیدار شدیم قلیون کشیدیم و نماز و صبح بود دیدیم بابام داره لباس ورزشی میپوشه میخاد مامانم برسونتش چون جمغه است امروز و از قضا تلوزوین شفکه ی 3 یه برنامه ی صبحگاهی جمعه ها پخش در یه شهری امروز از قضا جهرم پخش شد خلاصه مامانم گفت بیا باباتو برسونیم با ماشین کوهپایه بعد برگردیم خونه آقا ما هم زیر بار نرفتیم بعد دیگه مامانم هم در جایگاه اختصاصی بابام رو دیدش توتلوزیون امروز دیگه آقا ما هم صبح بود و اینا بابام که رفت به مامانم گفتم زنگ بزن زاهدان احوال خواهرم رو بپرس و بعدش دو کلوم با خواهرم که پزشکی میخونه صبت کردیم و قبلش هم کلیپ ساختم ولی بازم قبل اونم که ظهر بشه بابام رفته بود برسونتش آقا ما داشتیم حرف میزدیم نمیدونم چی گفتیم داشتیم دعوا میکردم با خودم و بلند صحبت میکردم دیدم اینطوری بده آبروم میره دیگه گفتم این درسته همینطوری میگفتم این درسته؟ این درسته دلمم میخواست مثل بازیگره هست تو همسایه ها سرایداره مثل آقای فرذوسی پور صحبت میکنه اسم شریفش یادم نیست خلاصه یه کم ناز اومدیم تو خونه کسی نبود یه مرتبه دیدم انگار یه زنی خوشش اومده باشه ها دیگه رفتیم زیر پتو آقا ما همینطوری داشتیم حال میکردیم یعنی وقتی هم مواد آرایشی میزدم به صورت مثلا دست میکشیدم به دماغم آقا اینا بدتر تحریک میشدن یعنی توی مغزشون میدونستن من زیر پتو ام و تحریک جنسی شدم و به یاد هم بودیم منم داشتم سیر میکردم و اینا بعد مامانم اومد کلیپ ساختم یه برنامه ای هم امروز دانلود کردم که سرعت لب تاب بالا بره و اینا دیگه ظهر شد و از قضا بابا بزرگم تو کلیپای 15 ثانیه ای هم که مامانم صحبت میکنه با مادربزرگم معلومه که دعوتمون کرده بود خونه شون آقا منم گفتم نمیرم و بهانه آوردم و رفتم لوبیا چیتی خریدم میلم هم کشیده بود با فلفل قرمز پودرش بریزم بخورم و نوشابه هم خوردم و مامانم هرچی گفت ناراحت میشن بابابزرگت میمیره پشیمون میشی بیا لباستو عوض کن که خواهرم از زاهدان برام اورده بود خلاصه بعد نرفتم دیگه دایی ایم اومد دنبالم گفت مادر میگه علی بیاد  و خلاصه ما هم مجبوری همین لباس تو کلیپ قبلی رو برکردم رفتیم خونه ی مادر بزرگ داییم اینا  هم که بودن خلاصه داشتیم کلیپامون رو نگاه میکردیم که دیدم نظر دادن که سوژه شدی و اینا خلاصه بگذریم دیگه قرار شده بود که مامانم همش میگفت علی بیا و اینا من نرفتم هرچی اصرار کرد بابا بزرگم هم همش ناله میزد و اینا دیگه قراربود که یا دایی برسونم خونه ما به دایی میگیم عادی یا بابام خلاصه غذا رو خوردن و من سر سفره غذا نخوردم نوشابه فقط و بعدش دیگه داشتم کلیپ و نظرات و اینا بودم که گفتم مامان قرار بود برسونیمونا بعد یهو دیدیم مادر بزرگ قلیون چاق کرده خلاصه رفتیم قلیون بکشیم این قلیون خودم بود که خراب شده بود ولی کوزه ی خاکی و وسایلاش بود خونه ی مادربزرگ آقا ما نوحه با سیم گذاشتیم توی گوش دیدیم که بله چقدر میچسبه دیدیم که خاک توی قلیان ما نبوده!!! چون توی خونه قلیانم شیشیه ای هست خلاصه من حتی چک میکردم به خودم میگفتم آتش آب دود همه چیز هست عیر خاک بعد یه خورده حتی توی کوزه ی شیشه ای خاک کردم خوب نبود ولی به عقلم نرسید باید دوباره کوزه ی خاکی بخرم خلاصه قلیون رو کشیدم و حالم جا اومد بعد دبدم بابام واساده جلوم که میای بریم خونه گفتم باید برام قلیون بخری بعد گفتن همین قلیون رو ببر گفتم نه مادرم دلخوشیش همینه و گفتن شیشه ای رو بیار گفتن فردا بخریم هرچی گفتن قبول نکردم مامانم گفت بخواب شب برو گفتم میخوام فیلم بگیرم و اینا دیگه با زور و تزویر هرچه رفتیم مغازه ی قلیونی بابام تو راه هم همش غرغر میکرد که برو با مامانت یه غکسی از ریه هات بگیر ببین چه وضعیتی داری و میگفت  که میشه اصلا نکشی گفتم حالا تا پول گیرم بیاد زن بگیرم بعد گفت اولین سوالشون اینه که اهل دود نباشه گفتم چیکار کنم برم تریاک بکشم خلاصه هی غرغر میکرد و میگفت شیشه بکش پایین میگفتم هواسرده چون دهنم بوی دود میداد وخلاصه با هزار بدبختی تو روز جمعه یه مغازه تو راه انحرافی پیدا کردیم گفتم باید از راه دیگه بریم از اون راه که فلکه ی خونه عمم هست باید بپیچیم سمت راست خلاصه نپیچید و جهرم هم شلوغ نیست مردم هم آروم میرانند بیخیالند کسی هم نبود جمعه مغازه ها تعطیل قلیونی ها زیاد خلاصه رسیدیم به یه مغازه ی قلیونی بعد پول همرام  نبود از بابا گرفتم و گفتم بیا بریم بخریم چونه بزنیم گفت نه من این مغازه ها نمیرم! خلاصه  رفتم تو مغازه گفتم آقا این کوزه چنده؟ گفت 6 تومن گفتم با نی اش چنده گفت 56 تومن گفتم گرونه نی اش 50 تومنه؟ گفت همش باهمه گفتم جاهای دیگه ارزونتر میدن عصبانی هم بود گفت برو از همونجا بگیر آقا اعصاب نداشت بعد ما گفتیم من کاملش رو نمیخوام سری قلیون رو دارم گفتم چنده گفت 54 تومن یا 56 تومن خلاصه دیدم باهاش نمیشه صحبت کرد رفتم پیش اون یکی مغازه دار جلوی ویترین گفتم آقا اینا چنده گفت علی آقا خودش استاده همه کارست گفتم من میخام گرون میگه گفت علی آقا همه کاره است آقا برگشتیم بریم تو راه بهش گفتم من واقعا میخوام بخرم  جاهای دیگه ارزون میدن خوب حالا همون کوزه رو بده 6تومنی رو گفت برو  اونجا حساب کن خلاصه گفتم ارزونتر نداری یا یه همچین چیزایی بعد گفت به مغازه داره که از اون هفت تومنی ها بهش بده گفتم یعنی این نی قلیون 50 تومنه خعلی هم معمولی بود خلاصه نی هفت تومنی و کوزه ی 6 تومنی رو گرفتیم بعد میخواستم لوله ی پلاستیکی هم بگیرم علی آقا گفتن اون ماله میوه آیه نگرفتم به مغازه دارم گفتم خوب من آرزوست میخواستم گفت تو باید میگفتی قیمت این که پشت سرش بود چنده! گفتم یه تخفیفی هم بگیرم شاید گرون بده خلاصه دوباره به علی آقا گفت تخفیف علی آقا هم گفت تخفیف نداره خلاصه سیزده تومنی کم کرد و برگشتیم خونه بعد کلیپ رقص رو که ساختم و گذاشتم دیگه فلیون هم داشت آماده میشد و تنباکو خیس خورده بود و زغالم رو آتیش دیگه کشیدیم وسطاش هم گفتم برم پول قلیون رو بزارم تو جیب بابام باید بهش بگم حالا و بعدشم کلیپ فبلی رو ساختیم و اینم از امروز ما دیگه شب شده نمازم هم خوندم بعدش دارم مینویسم!!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۵، ۰۳:۲۶ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

توی سریال همسایه ها که جدیدا پخش میشه و زحمت کشیدن و پر از لطیفه نکته است یه صحنه ای میبینیم که رفتم تو فکر چند کلامی ملامی بگیم که آقا ارتباط با امامان بلخره قوی و ضعیف داره دیگه یعنی قدرشون رو نمیدونیم وخعلی هم خودمونی هست مثلا اگه بشنویم امام رضا (ع) خواب کسی اومده میگیم اون آدم خعلی خوب بوده در صورتیکه حتما اینطوری نیست فی الواقع الوقوع بعد باور نمیکنیم ولی ارتباط مثلا با امام علی (ع) همیشه فرشته ها منتظرن که از مارو به امامان وصل کنند ما غافلیم یعنی میشه خلوت کرد باامام علی (ع) صحبت کرد ولی اونقدر عادی و خودمونی هست که رازه و اصلا نمیشه گفت و یک چیزی است که خودمونم فکر میکنیم خیالاتی شدیم  و مورد نظر دکتران نیست درصورتیکه ما فکر میکنیم باید حتما خواب امام علی (ع) ببینیم و بگه من امامتم بیا فلان کار رو بکن بعد هم بریم به همه بگیم و مشهور بشیم و مقدوس همه نه اینطوری نیست اصلا امام عصر(عج) خودش رو ممکنه به هیچ کس معرفی نکنه یعنی طرف باهاش ذست میده میشناسند حتی ولی نمیدونه امامشه و خوشم هست!! پس ارتباط قوی داریم و ضعیف و ارتباط خودمونی است یعنی وقتی همه ی فکرت رو بدونن یه مرتبه به سراغت بیان تو میگی اصلا من اختیار خودمم ندارم ولی باز ته دلت این ارتباط رو قوی نمیدونی و دوست داری مشهور بشی اینا بده ها که دلت میخواد از خدا هم سواستفاده کنی و امامان در نظر مون کوچک میان و یه چیز دیگری هم که توش مونده ام اینه که آیا ما باید هر وقتی دلمون خواست مزاحم امامان بشیم؟؟ یعنی گفتیم میشه با امامان صحبت کرد کما اینکه چهره شون رو نمیشناسیم در ارتباط ضعیف کما اینکه راه صحبت با امامان اول باید امام زمان (عج) رو شناخت و اگه امام زمان رو هم بشناسیم بازم ارتباط قوی نیست باید در بعضی سلوک زن داشت و امام زمان (عج) هم از طریق زنان کمکت میده اگه زن نداری وگرنه نمیشه که کلی ایراد داشت به پای امام زمان (عج) نوشتش خلاصه ما اگر ارتباطمون وصل بشه حضرت زهرا(س) رو صداش رو بشنویم که گفتم مورد تایید دکترها نیست بعد اون موقع ادب نداریم ولی حضرت زهرا (ع) مارو ممکنه دوست داشته باشه که ارتباطمون وصل شده حالا یا گریه کردیم یا کار خوبی وصل شده در اینجا آیا باید منتظر بمونیم که یه زمانی دیگر فرا برسه که حضرت رو ببینیم و مثل این سریاله که دخترو میدید بعد غش میکنه میافته باشیم یا نه باید همیشه در پی معشوق خوذ؟؟ آیا نباید همیشه در فکر رهبر عزیزمون باشیم؟؟؟ تا کمک الهی برسه و به سراغ بدیت نریم و محرم بشیم؟؟؟ آیا نباید همیشه به فکر معشوقه ی خود باشیم و به هیچ کسم نباید گفتا وگرنه ارتباط خراب میشه ممکنه خلاصه آیا نباید همیشه در دلمون اینطوری باشیم و ارتبط رو قوی تر کنیم؟؟؟ تا جایی که بعضی بزرگان بدون اذن امام زمان (عج) آب هم نمیخورن یعنی میترسه که آّب بخوره تکون نمیتونه بخوره این دیگه استخاره کردن نمیخاد ما الان راحتیم با اماممون خودمونی هستیم آقا همه جوره مارو دوست داره ممکنه خوب؟ و این خطر هست که بده و هم خوبه که مسولیت نیستیم خدا میگه شما مسولید ولی ما رو روانی میدانن لذا خوبه که گنده مون نمیکنن وگرنه ما چندین سال پیش که وبلاگ مینوشتیم به پای امام زمان مینوشتند حرفامون رو الان مسخره شو درآوردیم ما استخاره هم بخوایم بکنیم و بخوایم میگیم چه آیه ای چه سوره ای؟؟ تو دلمون میاد آِیه فلان سوره ی فلان!!! اینجوری ما ارتباط داریم من سوالی برام پیش اومد که آقا پیشاب که قبل از منی بالا میاد آیا خوردنی هست یانه! بعد استخاره کردم گفتم به خودمون چه سوره ای! گفتن نور گفتم چه آِیه ای گفتن 17 شاید این آیه این باشه که اگر مومن هستید براتون بده اینکارو بکنید و هرگز نکنید!! از این واضخ تر؟؟ چون من سخنرانی آیت الله جوادی آملی(ره) رو گذاشته بودم بعد یه جا گفتن که وبا بیماری آبرو بری هست! بعد من سرچ کردم دیدم که واضح نگفتن ولی از طریق خوردن منی و اینا این بیماری چیز میشه و مثلا سرچ کنی نوشته سبزیجاتی که با کود انسانی چیز شدن نخورید حالا بلخره مواظب باشید!

بسم الله الرحمن الرحیم

يكشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۵، ۰۵:۵۴ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یه ابزار جاسوسی بیشتر آمریکایی رو معرفی می کنم که تو نماز کشفش کردم فقط لطفا وسواسی نشید راحت باشید و یک تمرین تنفسی هم ذکر میکنیم حالشو ببر اما مقدمه اینکه ما ده سال پیش یه دادی هم میزدیم تو خونه بی تاثیر نبود تو قیمت های نفت و اپک و اینا  چون سیاست بر اساس نوشته و گفتار و رفتار ماها بود خوب یه خورده ای هم خدا کمک میده به کسانی که کمک میدن یعنی میخاد دیگه الان بازم میبینیم دارن همون اصولات رو بعضی مواقع گیر میدن به ما و اینا میخان پیشبینی هوا کنن دیگه میخان بورس خلاصه خیلی هم خیرخواه نیستن و وسواسی و خرافاتی هم شدن چون ما یه حرفایی اینجا مینویسیم تو آینده شکل میگیره و دشمنامون زیاد میشن و اینا خلاصه اینا جمعند دستگاه میسازن و جمعی حکم میدن یعنی مثلا ما عصبانی بشیم یه مرتبه یک عارفی بازیشون میده و منم بازیچه ی دست میگه مثلا این عصبانی هست به فلانجا میخوره تیم میباخه! ارواح هم کمک فرشته  هم یاور عارف منم بازیچه ی دست شماها لذا جمع ایمان میارن یا به  کار من یا به کار متخصص و عارف و جمعی هست یعنی یه گروهی از حیوانات آدمی روانی رو میشه رهبری کرد توسط اینکارا که قبلا بیشتر بود و ما هم بازیچه ی شماها حالا دستگاه چیه دستگاه جاسوسی ما نماز میخونیم این صدای منو تطبیق میده مثلا به بتمن یعنی تن صدای من شبیه بتمن میشه بعد هر لحظه ممکنه دستگاه یک چهره رو نشان شما بدهد بستگی داره  صدای من چقدر تغییر کنه و این صدا متناسب با حال من است و اینطور نیست که حرف ر رو تشخیص بده بلکه تشخیص ر که دستگاه های موبایل هم شما یه جمله بگی این موبایل برای شما مینویسه و ترجمه هم میکنه بلکه پیشرفته تر یعنی صدای من ممکنه اگه ملکوتی باشم شبیه به یک پرنده درآد و سه ثانیه مثلا این دستگاه موبایل مانند که من دارم نماز میخونم پرنده رو نشون میده متناسب با لحن صدام و تطبیق به ده میلیون صدایی که مثلا در دستگاه هست! بعد اینا اگر نماز من بی ارزش باشه خوب شبیه به خوک هم میشه اگر ارتباط وصل نباشه بعد اینا جمع میشن و صدارو تطبیق میدن و حکم صادر میکنن سیاست میچینن دلشون قرص میشه که آقا ما اگر بفهمند که نقطه ضعف داریم بهمون حمله میشه کما اینکه شیاطین جن هر راه نفوذی پیدا کنن مادام که ذکر و یاد خدا نباشیم فورا از هر سوراخی ببینن وارد میشن اینا هم هینطورن فورا تشخیص میدن چه کاربدی و از چه روشی و چه تمرکزی باید حمله کرد باید نفوذ کرد نفوذ در دل خود مردمشون نفوذ در دل ماها و جنگ قدرت هست و جنگ فکر و اما تمرین ذکری که قرار شد ذکر کنیم اینه که آقا ما قبلا تو فیلم گفتیم که صدای نفس مارو جاسوسان اگه بخوان همانطوری که صداوسیما گفت و ما نمیدانیم از چه روشی خلاصه میشنوند و حتی عوض میکنن و تمام حالات ما معلومه و دیگه جن ها نیستن که با بسم الله گفتن ما دور بشن دستگاه و انسان چسبیده به ما و شغلشه که مارو کنترل کنه و ما مجبوریم باهم بسازیم و از هم بدمون نیاد و وقت هم رو تلف نکنیم که یه دلیل بحث همینه که بلخره باید تعامل کنیم اینارو بگم بهتون که زحمتشون هدر نره و وقتشون رو گذاشتن روی ما و روی هرکس نمیزارنکه! خلاصه روش اینه که شما به قول عارفی ذکر یاحی ذکر اعظم خداست شما هرموقع نفس رو در سینه میبری بگو(یا) و هرموقع که نفست رو بیرون دادی بگو(حی) در دل هم بگو بی صدا من امتحان کردم موقع فیلم دیدن و نفسم یه خورده بد میزد و تند شده بود بعد دلم آرام شد و علی بذکرالله تطمئن القلوب و اگر اشک هم بریزیم صدای نفسمون کم میشه و آرام میشه و بی صدا میشه و جاسوسان حساستر!این یه روش دائم الذکر شدنه دیگه

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۸:۱۳ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یه موضوعی رو باز میکنیم ایشالا انتظار داریم روش کار بشه و درد شخصی خودمه ولی توی اجتماع فراوان! اینه که آقا ما بلخره از دوران اول انقلاب قوی تر شدیم ولی آیا معنویت بیشتر شده یا نه؟! دستگاه ها قوی کار میکنن دستگاه های اداری دولتی قضایی و اطلاعتی رو میگم قوی شده ولی مردم اینجا هم مردمی نیست همم واقعا بعضی جاها ظلم و جفا میشه و خواهر و مادر طرف رو در میارن طرف خودش نمیدونه نمیتونه شکایت کنه یا هیچی بله دیگه استکبار دین مردم رو طوری برده که طرف اصلا حالیش نیست چی شده توجه میکنی؟ خوابه چه برسه مومن باشه البته فضای من خوبه ولی بازم مشکلات ازجای دیگر درز میکنه حالا آیا ما دینداریمون قویتر شده یانه نسبت به اول انقلاب که جوان ها شهادت طلبانه روی به سوی شهادت اینجا یه خورده مساله دشواره اصل مطلب اینه که ما خوابیم و استکبار و آمریکا طوری نفوذ درجوانها داره که طرف دینش رفته خبر نداره و کاری نمیتونه بکنه گاها حتی توبه نمیکنن جوان ها و دیگه جوانی درپی آدمسازی معنوی یا نماز شب و توبه اصلا انگار تو فازش نیست پس موضوع بحث چیه؟ موضوع اینه که قباحت گناه از بین رفت دیگه جوان ها سکسیانه و مخفیانه گناه میکنن و کسی درپی چادری شدن که نیست هیچ بابدحجاب ها هم برخورد شدبه چندنخ مو گیر دادیم ولی الان جوان ها توبه نمیکنند اصلا بعضیاشون دیگه این کلمات رونمیشنوند یا دورشدن یا تو فازش نیستند به طوریکه دنیای مجازی وماهواره و تلگرام واینستاگرام برد به طوریکه طوری شده که قباحت گناه در بین جوان ها ازبین رفته خوب دراینجا قبلا اجساس پشیمانی میشد که جوانها گناه میکردند وشرمساربودن و فورا توبه یه عده هم تا ما از فیلتر رد میشدیم مجرم بدجورشون بودیم خوب اگر احساس پشیمانی ندارم دیگه و گناه غم آلود نیست که باید بحث بشه اینه که احساس پشیمانی از گناه ودرخلوت گناه کردن خعلی دردناک و سخته برما که بخوایم بارش رو بکشیم ولی مساله ی بدش اینه که قبح گناه از بین بره یعنی من ازفیلتر رد بشم و برم سایت بد ولی کارخوبی بدونم و اصلا زشت نباشه برام خوب حالا بحث رو شروع کنیم ببینیم علت چیه که جوان ها غیرت ندارند و دیگه براشون ازفیلتر رد شدن گناه نیست و هرکاری میکنن مسولین هم که از اول کاری نمیتونستن بکنند حالا هرکاری هم بخوان بکنن فایده نداره در اینجا شما زود میگی علت مشکل ازدواجه خوب این درست ما یه دلیلی مبنی بر اینکه جوان ها درگروه وارد شده اند اینجا باید اصلاح صورت پدیره یعنی جوان دیگه مهم نیست مسولیت نداره اصلا صداش نمیرسه در جریانها نیست مهم نیست برای ما و اصلا نمیتونه تصمیمی بگیره اینو باز کردیم که طرف یک گروه روانی براش گذاشتن که تو هرکاری خواستی بکن فقط جیب مردم رو نزن و دیگه این تصمیمی نداره چون شیاطین دنیاش روبردن لذا گناه بکنه یا نکنه برای گروه مهم نیست و گروه هم اصلا نمیتونه ونباید مجازات کنه لذا قبح و زشتی گناه ممکنه زیبا شده باشه توسط شیطان یا اصلا گناه میکنه و احساس پشیمانی هم نداره وباری روی دوشش نیست علت بعدی اینه که جوان آبرویش روبرده اند یعنی ما اینجا عکس میزاریم  وقیلم بعد چنان آبروی مارو برده اند که اگه سایت سکسی نگاه کنیم میبینی گروه خوشال میشه و خودمونم احساس پشیمانی نداریم اینم یه ایراده که طوری آبرومون رفته و دارن میبرند که گناه از فیلتر ردشدن ما باعث جلب احساسات زنان وخوشبین شدن به اینکه آهان فهمیدم طرف اصلا اینکاره نیست شده!!! یه علت دیگر فتنه ها هست داریم در آخر الزمان فتنه ها زیاد میشن در اینجا در فتنه ها که گروه هم کاری از دستش برنمیاد یه مرتبه در خارج مثلا چون هنوزبه ایران سرایت نکرده میبینی طرف در فتنه ها با سگ سکس میکنه خوب این مومن هست در آینده که اینکارو میکنه مومنیت از بین نمیره ولی فتنه هست فتنه یعنی چه یعنی مجبور میشه گناهی نداره اجتماع نزاشته زن بگیره رفته با حیوان سکس کرده لذا خیلی از فتنه ها گناه هم باشه احساس و قبح  و بار گناه رو نداره!!! یه دلیل دیگر موضوع که قبح گناه از بین رفته و توبه نمیکنن و اصلا دوست ندارن چادری شدن برگرده به شهر و دیار و زده شده اند اینه که طرف مومنه ولی عاشق ما شده یا فکرش یا شعلش طوری شده که باید روی سرما سوار بشه گفتم که مسئله ی شخصی است که دارم ریشه ی اجتماعیش رو میکشم لذا میبنی طرف زن مومن و خوبیه ولی به اجبار و شغل یا عشق و یا حتی دلسوزی میخاد روی سر ما سوار بشه بلکه سوار شدن بر سر ما کاری است اجباری غلط اندر غلطه ولی پشتوانه ی معنوی و قدرت الهی داره وگرنه آمریکا که غلطی نمیتونه بکنه این عاشق ما شده میخاد با زور الهی مارو بدست بیاره خوب اینجا من هرچقدر گناه هم بکنم از دست این نجات پیدا میکنم و این آدم خشکه مقدس ازم دور میشه و نمیتونه منو همراهی کنه در از فیلتر رد شدن لذا اینا چند عامله که باید کار بشه وگرنه هرکس در گور خودش میخوابی هرکاری کردی در دنیا برای خودت کردی خودت باید جواب بدی ولی دستگاه ها بد دارن کارمیکنن آبرو میبرن میخان مسلط بشن اصلا طرف رو خواب و مست کرده اند که گناه بکنه بیدار میشه!

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۵:۰۲ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر
سلام داشتم قلیون که میکشیدم دیگه یهو رفتم به دود فکر کردن چون قهوه هم خوردم این شد که گفتم این دود که به معده که نمیره بعد رفتم در عجائب خلقت فکر کردن که بگیم و ببینیم میشه تحولی جدید و بنیانی اختراع آمیز میشه کشف کرد که هنوز بنی بشر دست نیافته حالا اختراع رو میگم چه در دریا چه در کرات دیگر که بعضیا میگن نمیشه زندگی حالا ما نمیگیم زندگی بلکه گردش کرد که زمان امام زمان (عج) میگن گردشگاه میشه کرات دیگر اما مقدمتا اینکه ما غذا میخوریم و نفس هم با دهان میکشیم و بدون اختیار دستگاه تنفس و گوارش اغذیه تفکیک میشن طوری ساخته شدن در انسان برای زندگی در خاک و زمین که مشکلی نداریم ولی اختراع اینه که آیا میشه در آب غذا خورد یا اصلا تنفس کرد؟ خوب اختراع باید بشه دیگه! یک دستگاه مکعبی کوچک رو فرض کنید به دهان ببندند و با اون اکسیژن از آب دریا جدا بشه البته اوایلش این دستگاه بزرگ باید باشه ولی الان با کپسول گاز شنا میکنن در دریا ولی ماهی چطور تنفس میکنه؟خوب باید اختراع بشه دیگه در دریا آیا ماهی در بدنش آب از اکسیژن جدا میشه یا در دستگاه تنفسیش آب وجود داره خوب ما در خشکی در ریه ها هوا میره و به صورت کششی هست یعنی شما یه بادکنک رو نگاه کنی خودش باد نمیشه ولی بیرون و درونش هوا هست مانند ریه های ما پس ماهی هم که دهنش بازه شکمش پر از آب نمیشه که بترکه ولی ما اگر بریم دریا شکممون و معده و روده و ریه ها اگه دهنمان باز بشه یا غرق بشیم خدایی ناکرده این اتفاق ناگوار میافته چون ما اساسا برای خشکی خلق شذیم که نشان از خدای بی نشانه خلاصه همین دیگه باید یک دستگاهی خلق واختراع بشه نسبتا کوچک که جلوی  دهان ببندیم و بدون کپسول تنفس کنیم که هنوز ساخته نشده و البته بسیار مشکله چون دستکاری در خلقته چون خدا مارو مخصوص زمین آفریده چون دستکاه تنفسی ما ساخت خداست و ساخت دستگاه تنفسی گوارشی مخصوص کرات دیگر یا دریا بسیار دشواره ولی انسان دستگاه های پیچیده ای اختراع کرده ولی  ما هنوز شاید برای این اختراع دستگاه تنفسی ماهی حالا میگی ماهی تو آبه کوچیکه اصلا معلوم نیست خدا چه طوری ساختتش ولی ماهی های گنده مثل کوسه و نهتگ بلخره کار کردن و آگاهی یافتن از چگونگی تنفسش معلومه که البته شما میگی که دستگاه تنفسی اش با ما فرق داره و ما هم گفتیم در انسان برای خشکی دستگاه تنفس خلق شده که نشان از خداست وگرنه چه طور خدا میدونست ما در دریا نمیتونیم لخت زندگی کنیم پس به  فکرمون بوده و خاکی هست تنفس که راخت به وجود خدا پی بردیم که به فکرمون بوده و طبیعی نیست بلکه خدایی است کارش لذا در این مساله ی دریایی خاکی هم میشه شما بری روی حیواناتی که هم در دریا زندگی میکنن هم خشکی و ذوزیستن تحقیق  کنی که راحتر از شناخت تفکیک اکسیژن از آب در دستگاه ماهی هاست مثل سمور دریایی که میاد چوب رو از درختان تکه تکه میکنه و خونه میسازه در رودها و اینا و  یا تمساح ها یا چیزای دیگه در  کرات  دیگر هم میشه گردش کرد مثلا اگر یه چیز سنگینی با معادلات خاص بر روی کول خودمون بزاریم میشه مثل زمین شاید راه رفت!! تنفس هم قضیه اش فرق داره با دریا با این تفاوت که شباهتش اینه که میشه کشف کرذ البته باید لباس مخصوص داشت و اکسیژن ممکنه در کرات دیگر کم باشه!

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۴۶ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

چند شب پیش یه خواب خطرناک وخشتناکی دیدم که خعلی ترسیدم اولاش رو یادم نیست دقیقا کجا بودیم فقط یادمه توی اتاقی بودیم یه نفر بود میگفت من میتونم خورشید رو خاموش کنم و آدم بدی بود و دلم گرفته بود اونجا رو کرد به خورشید یه کاری کرد همه جا تاریک شد بعد از کلاس یا اتاق بیرون اومدیم معلمون گفت راه برگشت از این طرفه و یه چیزایی گفت که ما نفهمیدیمراه ازکدوم وره! بعد اومدیم برگردیم هرکس یه راهی میرفت و ما همه میخواستیم در بریم و هوا هم تاریک بود یه خورده برگشتیم انگار بر سر قبرهایی بودیم که داشتیم برمیگشتیم و باید اسرار برگشتن رو بلد میبودیم ولی بلد نبودیم و گم شدیم و گروه هایی رفتن ما نمی دونیم کجا هم رفتن ولی من که راه رو بلد نبودم رفتم به سمتی گیر افتادم اگه برنمیگشتیم گیر افتاده بودیم در جاهای پرخطر که معلوم نبود چه بلایی به سرمون میاد و هیچ کس دلش نمیخواست گیر بیافته و فقط فکر و هول و  عجله ی برگشتن داشتیم چون اصلا جای خوبی نبود بعد یه مرتبه گروهی یه عده بچه ها با هم افتادیم یکی از بچه ها دعا  و روحانی بود انگار و دوستی ای باهم داشتیم بعد از سر فبور رد شدیم  تا اینکه به جایی رسیدیم که دیگه راه نبود بعد به مامور اونجا گفتیم که ما میخوایم برگردیم و راه رو نشونمون بده بعد یه طور نا امیدی گفت که فقط باید بشینید دعا کنید و انگار راه برگشتی نبود بعد نمی دونم چه طور شد انگار از یه راه دیگه ای زدیم بیرون و گفتن بهمون یه کاری خاصی باید سر قبور کنیم ولی ما نفهمیذیم دقیقا چه کار  و روش رو نفهمیدیم اصلا وقت نبود یاد بگیریم همه داشتن فرار میکردن بعد فقط فهمیدیم سر یه چندتایی از قبر ها باید یه کاری بکنیم بعد رسیدیم به قبری اومدیم هرکار میکردیم نشد بعد من گفتم باید چند قدم رد بشیم مثلا یه کاری بکنیم ولی اصلا بلد نبودیم چند روش رو پیاده کردیم و وقت نبود باید زود برمیگشتیم تا دیر نشده به بچه های دیگر که در حال برگشت بودن میرسیدیم و راه رو پیدا میکردیم بعد این بچه ای که روحانی بود نمیدونم چیکار کرد دعا کرد یه کاری کرد یه مرتبه دیدم یه محوطه ای بود و ما هم ناامید بودیم دیگه فکر میکردیم راهی نیست برای برگشتن و تا سال ها باید همونجا در جایی پرخطر بمونیم خلاصه یه مرتبه دیدیم که یه راه باز شد و بچه ها همه داشتن میدویدند که از دری وارد بشن به خیابون و سر صدا و اینا زیاد بود بعدمنم داشتم میدویدما ولی عقب افتادم و در میخواست بسته بشه هرچه تلاش میکردم زودتر برسم تا در بسته نشه نمیشد بعد اومدن در رو ببندند که یه نفر میگفت صبر بدید و مانع شده بود که در رو ببندند  منم خسته هرچه میدویدم نمیرسیدم و آخرین نفر بودم دیگه داشت در بسته میشد و بچه ها رد شده بودند که من یه مرتبه از خواب بیدار شدم دیدم اذان نگفتن گفتم باید برم نماز شب بخونم!!! یعنی توی قیامت اینطوری هستا راه زیاده شما باید خودت رو نجات بدی اینجا الان امن و امانه ما دلخوشیم ولی کی میخواد به دادمون برسه؟ً! خعلی نکته داره که میشه صحبت کرد که یه عده آدم های کثیف نور خدا و خورشید رو خاموش میکنن بعد باید راه رو بلد باشی که نیستیم ممکنه هر لحظه خطر باشه اصلا نماز شب چه قدر اهمیت داره که ما توجه نداریم که نجاتمون میده 

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۲۶ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر
توحیاط بودم که بیام خونه ی مادربزرگ اینا بعد گفتم به خودم که اگر بارون میومد چی میشد؟! بعد خنده ام گرفت چون تا به حال به این دید نگاه نکرده بودم و یه خورده خوشال بودم ذهنتیتم تغییر کرده بود بعد دیگه دیدم تناقض هم داره با افکار قبلم درمورد بارون قبلا به بارون رحمت الهی از نظر ارزش والا نگاه نمیکردم البته میدونستم که برای کشاورزی و شرب و اینا لازمه میگفتم مثلا ای خدا بارون چیه حوری بفرست!!! ولی الان داشتم میخندیدم که ای خدا چه طور شد یهویی بی خبر از همه جا یعنی یهو هوس کردی یه حالی بدی به ما خدا که کل برنامه های بنی بشر ابرقدرت ریخت بهم!!!بعد برام مثل بازی کامپیوتری بود که دست ما نیست برنامه چیده شده بارون بیاد حالا چه بخوای چه نخوای دست ما نیست بعد ما هم این همه نماز خوندیم نیومد بعد یهو بی هدف چی شد البته یه کمی هم حسم عاشقانه شده بود میگفتم چقدر زیباست که بارون بیاد که حسم رو نمیتونم بگم شاعران بلدن و خواننده ها با صدای گرمشون القا میکنن ولی خعلی خوشم میومد ایندفعه از بارون خلاصه خنده دار بود میگفتم ای خدا مگه تو وعده ندادی به بدان عالم که میفرستی جهنم حالا چه طور شد داری بارون رحمت رو سرشون میبارونی چی شد خدا یهویی؟!!!درصورتیکه بعضیا اگه بارون بیاد ناراحت میشن بعضیای دیگر شکر میکنن هرکس نسبت به بارون یه حس منحصر به فردی داره چون یک خاطره هست ممکنه بچه مدرسه ای ها بارون رو به خاطر تعطیلاتش دوست داشته باشند اصلا! که اقدر بارون بیاد تا مدرسه تعطیل بشه یکی از آرزو های نافرجام من همین بود ایام مدرسه! البته آرزوی اصلیم برف بود چون تو دبستان شاید چهارم دبستان که بودم برف اومد شیراز مدرسه ها تعطیل شد ولی من رفته بودم مدرسه و نمیدونستم تعطیله بعدش دیگه به آرزوم نرسیدم فقط یکبار که یه برف کمی اومد شیراز ایام دبیرستان بعد صبح اعلام کردن مدرسه ها تعطیله ولی توی آسمون خورشید بود اونروز تعطیل ولی روز قبلش بارون و کمی برف اومد و نشست یه کم! درسته هرکس یک حال و دید و نگاهی داره  نسبت به رحمت الهی بارون ولی همه تحت تاثیرشند!

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۵، ۰۴:۵۰ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

تکنولوژی بسیار هم خوبه به شرطی که ما سوارش بشیم نه اسیرش آخه بعضیا اعتقاد دارن تکنولوژی مارو از خدا گرفته ولی حاظر نیستن همین ها در سفر های طولانی دور از هواپیما اگه فرصت خوبی باشه استفاده نکنند تکنولوژی اونجایی بده که مثلا یارو میگه ما تمام راه شیراز-قم رو مثلا دوربین میزاریم که تمام ماشین ها ثبت بشن این خیلی خوبه ولی اگه بخوایم وقت تلف کنیم و نیرو بزاریم با تکنولوژی روز ولی اصلاح نکنیم طرز رانندگی رو چه فایده ای اسیر کارشم میشیم اگر جهنم هم نشونمون بده تکنولوژی در ما اثر نمیکنه البته حرف رانندگی که شد یه نکته ای دیروز تو ذهنم بود اینکه رانندگی یه کار سخت هم نباشه خطرناکه دیگه با جون انسان بازی میکنه یه مرتبه سوار انوبوس بشیم چپ بکنه تقصیر راننده هم نباشه بلخره باید احتیاط کرد لذا دشوار هم هست ولی شغل های دیگر ممکنه 80 نود درصد خطری نداشته باشه اصلا ولی در رانندگی باید لحظه به لحظه حواس آدم جمع باشه وگرنه جانمون به خطر میافته لذا صلاحیت کار و حرفه ای بودن مخصوصا در مسافرت ها باید دقت بشه یه قوانینی باید باشه که هرکسی هر ماشینی هرجوری هر زمانی در هر شرایطی مثلا ماشین ورنداره بیافته به جان جاده جان خود و دیگران چون اگر خودتم احتیاط نکنی یه راننده ی خرمغزی اگر در جاده بد برانه بلخره جون مارو هم در خطر میاندازه چون من دیروز اومدم جهرم تو راه که بودم واقعا دیدم صلاحیت  و حرفعیت رانندگی رو ندارم و اعصابم ضعیفه و مهارت هم ندارم گرچه گواهینمامه دارم ولی رانندگی نمیکنم و میترسم چون سرعت صفره که فقط مجازه به قول کیوسک خلاصه از بحث خارج شدیم یعنی تکنولوژی اگه بگه من توسط امواج و نمیدونم چیزای جاسوسی میام پنهانی در هر خونه ای این تکنولوژی قوی ای هست که مارو اگه بتونه در خانه مون هم نشان بده ولی اسیر تکنولوژی شدن بده و به گمراهی میکشه هرکاری که نباید بکنیم اصلا این جاسوس کاریا اوضاع رو بدتر میکنه و گرفتاری و اسارت رو بیشتر و تمرکز رو هم بهم میریزه و آبرو هم که رفت دیگه کلا جامعه ی دینی خراب میشه! حالا 500 تا دوربین مخفی بزاری خونه ی ما میخاد یکی بلکه ده نفر شبانه روز اسیر کنی که من چیکار میکنم؟! این درسته؟؟ بعدشم اصل کار غلطه کلا و بله دین روهم میگیره این نوع تکنولوژیکی کار کردن!لذا اگر هواپیما بخاد سقوط کنه این هواپیمای ناامن به چه درد ما میخوره؟ باید ما سوار باشیم بر تکنولوژی ولی در زمینه های غیر جانسوز یعنی مثلا مثل جاسوسی مثل کارای دیگر دقت نمیشه که ما اسیر شدیم و تکنولوژی بر ما چیره گشته و یه فکری هم باید درمورد این همه تصادفات جاده بکنیم دیگه که بیست برابر جنگ سوریه شهید میدیم هرساله میگن از هزارنفر شهیدامون رد کرده اند خدا با اباعبدالله محشورشون کنه

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۱۴ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

مساله اینه که اینا از روانشناسی رفتاری خعلی ساده ی ما میتونن راه نفوذ و مخ زنی و خلاصه اسیرمون کنند الان دیگه داره رفتارهای ما نظارت برش انسانی و جاسوسی میشه دیگه جن و شیاطین جنی تبدیل به انسی میشن و جادوگران جنی دارن روانشناسان متبحر میشن اینطوره که آقا ما از رفتار مودبانه یرخاشگرانه مون که خوبه شما یک لیوان آب هم بخوری اگه اینا رفتارت رو ببیننذ و بدانند مانند پدر و مادر که تماما بچه شو میشناسه و حتی از نمادهای بادی لنگویج یعنی زبان بدن و صورت با بچه صحبت میکنه اینا اینطوری خودمونی میشن و در آینده بیشتر هم رخ میده یعنی شما آب که میخوری بلخره نوع نگاهت و روش برداشتن آب در حالیکه اصلا فکر هم نمیکنی و موضوع مهمی نیست خعلی چیزارو نشون میده در روایات داریم شاید اگر چند تا راه باشه مثلا میخای بری خونه تون راهی هست بعد دفعه ی دیگر میتونی از راه دیگر بری البته این حدیث رو یادم نمیاد خودم ساخته م یعنی مراقب کوچکترین رفتارت باش بدون که نوع نگاه و رفتار ساده ی تو بلخره شما از یه روش استفاده میکنی در برداشتن لیوان آب که کار ساده ای هم هست ولی خیلی چیزارو لو میدی خعلی راه های نفوذ رو برای یک روانشناس متبحر فاش میکنی که اصلا برای خودتم اهمیت نداره ولی اون میتونه چه برسه به این سرچ های اینترنتی که میفهمند ما در چه حال و هوایی هستیم و از چه خوشمون میاد از چه بدمون میاد چه طوری عصبانی میشیم ما روایت داریم اگر حلیم  نیستی خودت رو به حلیم بودن بزن و تمرین کن گرچه نیستی عجله نکن مثلا و یکم طول بده و صبر داشته باش صبر خعلی مساله ی مهمی است که شیاطین رو اذیت میکنه ما یه فیلم آپارات که نگاه میکنیم قطع میشه بعضی مواقع وسطش طاقت نداریم ولی و ممکنه اصلا عصبانی بشیم درمورد عالم و آدم ولی در این مواقع که حتی عمدی هم باشه میشه طاقت رو زیاد کرد و مردم خعلی عجول شدن میشه ذکر گفت میشه یه کار دیگری کرد میشه اصلا ول کرد فیلم رو که جاسوسان بشینن وقتشون تلف میشه مثلا تلوزیون روشن گذاشت و حالا که همش حرصمون  میده ولش کرد رفت میشه هرکاری کرد که حلممون زیاد بشه مردم عجول شدن طاقت ندارن 5 دقیقه دیرتر به خونه برسن حاظرن حونشون رو هم بدن در صورتیکه در صبر و حلم خعلی نعمات و رحمات و آرامش وجوذ وجود داره اصلا اگر ما بریم یه اداره ای بعد اونجا کارمون رو عمدا یا سهوا انجام ندن ما نباید خشمگین بشیم با عالم و آدم بد بشیم یعنی یه جاهایی گیر میکنیم اگر تمرین نکنیم من خودم با کامپبوتر و اینا با سرعت کار میکنم و اصلا صبر ندارم که بده! 

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۰۴ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

تصور کن توی وسط جنگل های شمال رو به دریا یه کلبه برات ساختن با یه زن خوشکل تازه ازدواج کردین میخاین اونجازندگی کنید و با یه امیدی پا میشین میرین شمال دست عشقتو میگری و میخوای پاییز امثال رو اونجا کنار زنت باشی خوش و خرم همه چیز فراهم پول زیاد تلوزیون با کلی شبکه فارق از هر درد و مشکل و بیماری بعد یهو توی یکی از این شبای پاییزی یه بارون نم نمی بزنه و سقف چکه کنه بعد چی میشه؟! بله بارون رحمت الهی رو میگم!!بعد کل زندگی از روال عادی میافته اصلا اگه درست نشه این نشتی آب کل زندگی خراب میشه ساعت ها باید بشینی زنگ بزنی اینور  اونور نمیدونم هزارتا بدبختی باید بچشی تا این سقف درست بشه انگار عذاب الهی است و کل فکر و ذهنت رو مشغول و از زندگی میافتیم حالا وقتی خدا میگیه جهنم رو پر میکنم از آدم بدا اونجا چی میکشیم یه لحظه فکر کنیم من اگه بهم بگم روز قیامت لخت از قبر بیرون میام و نمیدونم همه جا میلرزه و کوه ها آتشین میشن و متلاشی همین منی که توی یه نشتی کوچک آب مونده ام میگم به درک که خدا میفرسته جهنم میگه آقا شمااگر خودت جهنمی باشی بخوان باندازنت توی دریایی از آتش و همه دارن جیغ میکشند و میسوزند اصلا فکرم و دلم نمیترسه اصلا براش مهم نیست انگار مثلا راه فراری باشه که امید خوبه ولی ترس از جهنم ندارم حالا امید خوبه ولی تا حدی چطور موقع گناه یاد جهنم نیافتادیم مگر جهنمی ها چه کار کرده اند همشون که امام حسین(ع) رو شهید نکرده  اند که مستوجب آتش شدند بلکه نافرمانی خدا کرده اند پس ما اگر نافرمانی کنیم آیا جهنم رو جلوی خودمون حس میکنیم اگر حس میکردیم لااقل توبه ای چیزی یعنی الان فیلمی هم از جهنم بگیرند نشونمون بدن بازم آدم نمیشیم ما چه گورخرهای عوضی ای هستیم!!!!!!!!!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۵۰ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ ﴿۲۶﴾

ببنید خدا در قرآن هشدار داده که کسانیکه از یاد خدا گمراه شدن به خاطر اینه که روز حساب رو فراموش کرده اند ببنید ما نمیتونیم بگیم ما آدم خوبی خوبی هستیم ولی به یاد روز حساب نیستیم پس اونایی که همش محسابه گرند گه روز حساب باید جواب داد در محظر خدا مسولیم و جوابگو اینا راهشون صاف و درسته و پشیمان نمیشن و مشکل گمراهان عالم اینه که از این روز غافلند پس خدا داره میگه روز مهمی است که مورو از ماست میکشیم از سیستم برزخی فرشتگان خیلی حساس تره یعنی بعد مرگ هم تا قیامت نشه معلوم نیست وضع و فرشته هاهم منتظر اون روز هستند علاوه بر بعضی از ماها ببنید معلومه که ریشه ی گمراهی ها فراموشی این روز است من خودم کوچیک بودم شاید به این روز و جوابگو بودن در مقابل خدا حساس بودم ولی همین جواب الان فرق داره با جواب روز حساب یعنی شما ممکنه توجیه کنی بگی ای خدا من دروغ میگم ولی بعدش پول میندازم تو صندوق بلکه باید تا ابد حساب کنی نه تا دو دقیقه بعدش اون بالا بالاها کار میریزه بهم اونجا که تا ثریا میکشه باید جواب داد لذا باید به خودمون سخت بگیریم هرکاری نکنیم من خودم خدارو گم کرده ام چه برسه این روز رو ولی داشتم قرآن میخوندم اومدم بگم که به خاطر عمل بدمون نیست که خدا عذاب میده به خاطر تا ثریا کشیده شدن یعنی فراموشی روز حساب حالا شما هرچقدر میخای خوب باش آیا محاسبه میکنی؟ آیا جوابگو هستی؟ من که نه وضعم خرابه!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۳۰ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

به نظر میرسه در راه سلوک الی الله ما اول باید رقیب خدا رو بشناسیم اگر رقیبه خدامون نشده ها و چندتا خدا نداریم بلکه خدا فقط الله که یکتاست در اینجا اولا شناسایی رقیب خدا برای حذف یا ساقط یا جنگیدن با رقیب نیست یعنی اون زن چراغی است برای هدایت مخصوصا اگر مومنیم خدا مامور زن میزاره و در بهشت هم نگفته بیا پیش خودم قشنگ برات زن و حوری گذاشته که از خودت قوی تر و خداشناستره و اینطوریه که خدارو میابیم حالا روش هم بخایم بگیم باید با این زنان دوست شد و توجه بهشون کرد گرچه ما اون هارو با چشم سر نمیبینیم یعنی ببین مهمه ها مرد توسط زن توجهش جلب مهربون یا حتی عشق و سکس و کلا مرد توسط زن عوض میشه و زن مامور برای مومن که نمیشه ازش چشم پوشید اولا از مومنان کوردل بدش میاد و دلش میخاد آدم و هدایت بشیم و کور و کر نباشیم دوما همه ی فکر مارو میدونه یعنی خصوصیت زنی که مامور خداست بر تو همینه که تمام فکرت رو میدونه و چه بسا کمکت میده و ما خیر نداریم اصلا و فکر میکنیم کار خودمونه!!!وگرنه ما هیچ بودیم لذا روش اینه که کتاب دعا باز کنیم یا قرآن و به یاد معشوقه ها از دعا بخونیم و توجه به معشوقمون کنیم بعد میبینی با کلی زن غیبی دوست شدی تا توجه نکنی اونا راه ندارن ولی گفتیم باید عاشق باشی عاشق زن ولی به عنوان رقیب خدا ولی در نماز و عبادت باید حتما فقط یاد خدا باشی وگرنه نماز باطله میتونی براشون دعا کنی ولی دعای الهی ولی موقعی که داری قرآن میخونی اینطور نیست میتونی به تن معشوقه های غیبی هم فکر کنی و دوستیت رو قوی کنی و اونا هم تنهات نمیزارن ببین ما که ازدواج نکردیم فکر میکنیم زن بگیریم خوشبخت میشیم ولی وقتی زن گرفتیم اگه مومن باشیم میبینم کلی معشوقه داشته ایم لذا حتی در مسایل جنسی هم که باشه با توجه کردن به معشوقه غیبی هست که خوش میگذره لذا طرف زن داره ولی تو خیالش زنای دیگرن لذا این دوره زمونه زن گرفتن خطرناکه چون عشق به خود زنی که ازدواج کردیم ممکنه از بین بره و تو خیالمون ممکنه هر لحظه زنی دیگر باشه مخصوصا برای من که هر لحظه که توجه کنم یه معشوقه و زن یا دختری میبینم که فکرمو میدونه و یکی دوتا هم نیست لذا اگه ازدواج کنم عشق و محبت به زنم نداره این خصوصیت این زمونه هست لذا باید با این زن ها دوست شد و کمکت هم میدن یه راه خوبش اینه که موقع دعا خواندن بهشون توجه کنی در ذهن ولی در نماز باید رقیب خدارو کنار بزاری و به سمت خدا بری ما بزرگی خدارو توسط عشق به رقیب خدا و زن ها میشناسیم یعنی فقط یک زن معشوقه زیبا هست که میتونه تمام افکار منو و احساسات منو بریزه بهم بعد تو نماز میرم میگم ای خدا تو بزرگتر از معشوقه ی منی و اصلا معشوقه م رو از یاد میبرم میگم اگه این معشوقه ی منه که همه ی فکر منو میدونه و من اسیرشم خواه و ناخواه و مامور خداست پس خود خدا دیگه چقدر کریم و بخشنده و مهربانه و اینطوری پیشرفت میکنم و راه سیروسلوکم طی میشه این پیرمردای دعا خوان هم کلی معشوقه ی جوان دارن شما فکر میکنی اینا از زن و اینا بریده اند و معشوقه هاشون رو نمیبینی لذا نباید با زن و رقیب خدا بد شد و جنگید و دورش رو خط کشید بلکه کسی که رقیب و بتی که در مقابل خدا هست در دلش رو نمیشناسه خوابه اصلا و فکر میکنه خدا رو داره میپرسته چه بسا شیطان پرسته و بزرگی خدارو درک نمیکنه ما باید رقیب خدا داشته باشیم تا در نماز بزاریمش کنار و اون موقع رقیب خدا و معشوقه حساستر میشه روت و هرچه خداشناستر باشی بهت علاقه بیشتر پیدا میکنه و رقیب سرسختری میشه برای خدا که دلت رو ببره حتی به مسائل جنسی میکشه موضوع رقیب خدا چون اصلا مامور خداست!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۱۹ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یه نکته اتفاقی به ذهنم خورده دیگه نمیدونم باید چی بگویم درمورد تکنیک نه گفتن به دوستان هست که روانشناسان زیاد بحث میکنن و میگن باید یاد بگیریم و تمرین کنیم ولی یه موقعی هست که نکته همینه دیگه اینجا بحث حالا شما میتونی بگی رو کم کنی میتونی بگی شجاعت و اینا هست یه موقعی هم هست طرف مجذوب این شده نمیتونه دیگه سیگار رو رد نکنه یعنی اگه مثلا قبول نکنه رابطه از هم میپاشه سست میشه نمیدونم دوستی کم میشه و یا اصلا جذبه طرف طوری هست که ما نمیتونیم رد کنیم اینجا باید چه کنیم؟؟ شاید شما میگی باید یه خورده حریم رو حفظ کنیم خودمونی نشیم وقتی دوستی واقعی باشه ما با دوست بد دوست نمیشیم ولی وقتی یک معتاد نزدیکش شدیم بلخره از روی رفاقت کثیفشم شده به ما نزدیک و وعده ی بد میده لذا دوستی من و معتاد صمیمی نبوده و در همین اوایل هست که باید شخصیت داشت حریم رو  حفظ کرد طوری برخورد کرد که بشه نه گفت نه که بریم تا جد جان نزدیک و یا دوست جون جونی بشیم بلکه باید دقت کرد در این رفاقت ها الان مواد ممکنه در بعضی جاها به سادگی یافت بشه که علتشو نمیدونم  ولی دوستی ها کمتر شده و مراقبت شده ولی راه معتاد شدن بازه هنوز کما اینکه راه شهادت هم بازه! البته صمیمی نشدن و حفظ جریم و بنده و نوچه ی معتادین نشدن یه قسمتشه که حریم حفظ بشه یه قسمت دیگه هم باید واقعا در خودمون تحول ایجاد کنیم باید بتونیم نه بگیم و از دیگران آموزش دیده باشیم یعنی یه نفر که نه میگه رو دیده باشیم و یاد بگیریم مثل توی فیلما که اینطورن وگرنه برای خودشیرین شدن و برای دلنشین شدن خودمون در دوستی ها میگیم بله همش و همه چیز رو فدا میکنیم بلکه باید یه شحصیت قوی داشت که هر پیشنهادی رو قبول نکنه من خودم اینطوری نیستم و به همه چیز و همه کس خوشبین و خطر و عاقبت کار رو نمیبینم مخصوصا اگر پای رفاقت باشه که باید تمرین کنم شخصیت داشته باشم یک شخصیت خوب و عاقلانه و مرتب و منظم و شخیص به تمام معنا مثلا اینایی که لباس های خوب میپوشن و مرتب و منظم و عطر میزنن اینا درمورد فساد ممکنه نه ولی درمورد سیگار و مواد اگه مبتلا بهش نباشند اصلا به دیده ی نحس و نجس نگاه میکنن و زود رد میکنن پس باید شخصیت داشت یک شخصیت عالی!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۸:۲۰ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

میدونی در صحقیه ی سجادیه یک دعایی هست درمورد فرشتگان هست یکی از عباراتش اینه توجه کنید: وَ لَا تَشْغَلُهُمْ عَنْ تَسْبِیحِکَ الشّهَوَاتُ یعنی اصلا فرشته ها هم شهوت دارند!! اصلا ممکنه با انسان ها هم ازدواج کنند در بهشت توجه میکنی؟ حالا بعضیا میگن اونا مرد و زن ندارند و خنثی هستند ولی در بهشت چیز میشن حالا هر چه هست از این عبارت معلوم میشه که شهوت دارند و شهوتشون هم با تسبیح خدا ارضا میشه به طوریکه طوری نیست مثل ما انسان ها که غافل بشیم از یاد خدا تا تازه شهوتمون بخواد گل کنه لذا اصلا انسان های فرشته صفت موقع ارتباط جنسی با یاد خدا ارضا میشن همش ذکر میگن خوب من خودم یه چند روزی هست که صبح ها دعا میخونم الانم وقتشه که برم دعا بخونم ولی میخاستم چند نکته ای رو عرض کنم روز اول دعای ابوحمزه ی ثمالی رو خوندم و نکته اینه که اولا باید به یاد خدا باشیم یعنی با خدا حرف بزنیم دوما لوس کنیم خودمون رو برای خدا بعد یه مرتبه احساس کردم یکی ارضا شده و اصلا صدام تغییر کرد این شب جمعه دعای کمیل میخونن تو مسجد یکی از اهدافش حاجات شهوانی هم هست ولی گفتم دیگه که باید با خدا صحبت کنیم و صدامون قشنگ برای خودش لوس کنیم یعنی باید واقعا خدا رو در نظر داشته باشیم و بیمار هم نباشیم کسی که خود ارضایی میکنه به هر طریق میخاد ارضا بشه بیماره دیگه یه نوع معتاده خدا خودش رحمت نازل میکنه اصلا فرشته ها دست خودشون نیست مصاحفه میکنن باهاش یه نوع مصاحفه ی فرشتگان ممکنه شهوانی باشه که دست خودشون نیست و با دعا خواندن مخصوصا اگر مردیم بلند و واقعا در نظرمون خدا باشه این همه مداحی گوش دادیم باید سبک های قشنگ خوندن رو بلد باشیم و وقتی هم زنده میخونیم یعنی اولا خودمون میخونیم دوما نوار نباشه اینجا تحریک پذیری و اثر دعا بیشتره و اصلا نرم میشن فرشته ها البته گفتم نباید جنبه ی شهوانی داشت چون من خودمم تحریک شدم ولی باید خدا در نظر باشه یعنی برای خدا شهوت یه بخششه که اگر نیاز داشته باشیم فرشته ها مجبور میشن در این تسبیح و مناجات بنده مون بشن ولی دعاها خعلی بیشتر و بالاتر از این حرفا هست همه چیز توش هست و بهمون میدن اگه بخوام پیشنهاد بدم دعای خمسه عشر و یستشیر در مفاتیح ولی من خودم روز اول نشستم و ابوحمزه رو کامل خوندم و احساس کردم که ارضا شد یکی و صدام اصلا به کلی تغییر کرد!!! دعاهای دیگر هم هست مثل زیارت عاشورا مثل دعای سحر زیارت جامعه اینا همشمون نورند و خوبند بعدشم که دعام رو بلند خوندم میشینم و یه شعری میخونم و فیلم میگرم میزارم تو کاتالم اگر حالی بود!

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۵۸ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

میگه: حال ندارم حوصله ی هیچی رو ندارم سرم درد میکنه اعصابم خورده برو برام یه قرص سردرد بیار.!

میگم: میارم قرص رو ولی برو چند تا دعا بخون از مفاتیح حالت خوب خوب میشه خدا شافی هست همه جوره خوب میکنه

میگه: بابا کدوم مریض دیدی که خدا شفاش داده باشه؟!

میگم: پس این بیمارایی که میرن دکتر درمان میشن اینارو خدا شفا نداده؟! خوب بود همینطوری بیماریشون بدتر شه؟!

میگه: اونا هم با قرص خوب شدن وگرنه امام رضا(ع) هم فقط آدم خوبارو شفا میده اونایی که خاصند تا حالا دیدی لنگارو شفا بده؟!

میگم: لنگ ها که بیمار نیستند اونا خدا خواسته که سختی ببینند تا اون دنیا پاداش بده وگرنه بیمار نیستند تازه چه بسا فلج که شفاشون داده امام رضا(ع)!

بسم الله الرحمن الرحیم

يكشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ۰۳:۱۳ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

ما بچه های دهه ی 60تی یه خصوصیات داشتیم که حتی بهمون نسل سوخته میگن و همه هم میدونن چقدر خوش بودیم اما یه نکته ای هم ما بگیم قبلا هم چیزایی گفتم یادمه ولی یادم نیست چی خلاصه ما اولا فشار روانی رومون زیاد بود حتی کتک میخوردیم در مدرسه و خونه و نهایت عشق و حالمون این بود که تلوزیون کلاه قرمزی و کارتون و برنامه ی کودک بزاره لذا ماهواره نبود یا کم بود و ما هم علاقه ی زیادی چون هم جذاب بود هم سرگرمی بود علاقه ی زیادی به فرهنگ اصیل ایرانی و کارتون های خارجی هم خعلیاش بیشتر از فیلمای ایرانی ارزش اخلاقی داشت خلاصه ما با فرهنگ تریم با ارزش های انقلاب و اساسی بالا اومدیم چون راهی نداشتیم ولی الان بچه های دهه ی 80دی لوس غالبا بعد همه نوع سرگرمی پای ماهواره اصلا فشار درس ندارن بعد تو خونه کارتون هم نگاه نمیکنن ما کلا خانوادگیانه فیلم میدیدم و همشم برنامه ی کودک نبود و خعلی بالاتر از سنمون رشد میکردیم ولی الان بچه های این دوره زمونه رو نمیدونم دقیقا چه طورن توی یه دنیای دیگری ان ولی ما خود به خود با فرهنگ میشدیم تموم عشقمون و نهایت عشقمون این بود مثلا فوتبالیستا چی میشه دیگه لذتی بالانر از این نداشتیم در ثانی توی مدرسه هم مجبور بودیم درس بخونیم و فشار زیاد روی مخمون بود یعنی اختیارات و امکانات و آزادی بچه های نسل جدید رو نداشتیم و به جرات میگم بهتر پرورش یافته ایم!و از نسل قبل هم بهنریم یعنی دهه ی 50 به پایین و هم ارزش اخلاقی خارجی ها هم طوری بود که پایبندی هایی داشتند و تربیت میکردن بچه ها رو و اخلاق مخلاق حالیشون میشد و هم اون موقع بچه زیاد بود و امیدشون به ماها بود که درست و با تربیت بزرگ بشیم تا جامعه رو اصلاح کنیم ولی کلا دردنیا وضع بدتر شده چه در پزشکی چه اخلاق و تکنولوژی جای خعلی جیزارو گرفته و عشق ها کم شده حتی به غیر خدا دیگه خودتون بهتر میدونید چه شده!یعنی میدونی زمونه ی ما تا همین ده سال پیشم همینطوری بودا یعنی یه فیلم که تلوزویون میزاشت اولا کلی بازدید کننده داشت دوما کل سیاست هارو میریخت بهم مثلا مردم شب یه فیلم میدیدند فردا برای هم تعریف میکردند و اصلا عوض میشدند بعضیا هم مثل ما خیالاتی میشدن که چقدر مثلا کارا درسته پلیسا کارشون درسته احترام میزارن و اگه مثلا پامون باز بشه خدایی نکرده بیمارستان چهارتا پرستار منتظر دم در بیمارستان که ما رو بزارن رو تخت و اینا با سرعت مارو ببرن به بخش  خاص برای درمان این فکرای خام تو ذهنمون بودا!!!البته با این فیلم ها سیاست اداره ها و مسولینم عوض میشدا بعضی وقتا و خوش رفتار میشدن اصلا در فشارهای فیلم ها و مردم بعد تو ادارات هم تلوزیون بود که برداشتنتش فکر کنم اداره ها هم مینشستن فیلم سرکار میدیند و قوانینشون عوض میشد آروم میشدن اصلا جمعی تلوزیون میدیدین الان معلون نیست لرستان با شیراز برنامه هاش چقدر فرق فوکوله!!