خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اکانت باهم: حاج پلیسعلی

بایگانی

۱۴۷۸ مطلب با موضوع «تفکرات شخصی» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۰۵ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

دیشب والا ما شب قدری فیلم فروشنده رو دانلود کردیم از سایت دوستیها دیروزهم فیلم گشت دو خلاصه دلمون باز شد و زبون باز شدم زبون بیرون آوردم و بیشتر توخونه صحبت میکردم با مامان بابام و دلم شاد شد و روحم دراز مثلا خلاصه بعد ما رفتیم بعد از نماز صبح و سحری اینکه اینترنت خراب شده بود الانم با فیلتر شکن اومدم خلاصه رفتم تو فکر از یه حدیثی از حضرت علی(ع) که هرکس همتش خوردن باشه قیمتش به اندازه ی چیزی است که از شکمش بیرون میاد بعد من خودم وقتی دستشویی میرم اگه گلاب به روتون اگه چسبناک باشه یا حالا خلاصه دوست دارم مدفوعم خشک باشه تا راحت بیرون بیاد و شسته بشه و داشتم به حدیث قکر میکردم گفتم میشه جنبه ی پزشکی رو در نظر گرفت و به عکس به حدیث نگاه کرد؟؟ دیدم نمیشه چون قیمت مدفوع انسان هیچه و همه فراری مثلا میخواستم بگم میشه مثلا اونایی که درد کلیه دارن رو در نظر گرفت و بلخره خروجی هاشون با ارزش هست مدفوع و ادرارشون خوب حالا ارزش رو در خوردن هرچی قکر کردم که به خوردن ربطش بذم چیزی به ذهنم نخورد بعد دیدم که نمیشه حدیث رو تفسیر کنم گفتم برم کتاب حدیث از نرم افزار سایت GHBOOK دانلود کنم بعد دیدم که کتاب امام خمینی شرح 40 حدیث که علما سنتی دارن که 40 حدیث رو شرح میکنن خلاصه گفتم چرا من فکر کنم به حدیث برم از این کتاب ارزشمند بهره ها ببرم و خیلی کتاب خوبی بود و 44 صقحه ایش رو هم خوندم از رو موبایل و حذ کردم و خدایی خیلی کتاب خدایی بود و من از آقای فاطمی نیا ره توی سخنرانی شنیدیم که میگفتن که هنوز دم نکشیده که بگم که انسان های شیطانی بعد مرگ چی میشه ولی در این کتاب از صورت های ملکوتی که تو عالم برزخ که میگفت امام خمینی ره که به صورت انسان صورت ملکوتی ممکنه نباشه و از عذاب خدا صحبت میکرد درمورد نفس غضب شهوت به صورت امروزی و به زبان عام خیلی کتاب خوبیه از دست ندین 40 حدیث امام خمینی(ره) خلاصه تموم که شد دلم باز شد  یه عکس از خودم در ویسگون گذاشتم و نوشتم برام دعا کنید که من 3 بار تیمارستانی شدم و اینا بعد اومدم بخوابم که دیدم حالم خوب نیست دلم گرفته گقتم همینطوری خوابیدنی از روی گوشی دعای جوشن کبیر بخونم و تا 20 فرازش رو خوندم و نکته ای به ذهنم خورد که یکی از علما هم در ذهنم دیدم که فعال شد وقتی این نکته رو فهمیدم و معلوم میشه دارن روی ما کار میکنن یا وقتی به امام زمان ع فکر میکردم حس میکردم دکترهای روان دارن کنترلم میکنن  و روم متمرکزن بله استاد ها هم متمرکز زیاد میشن که 24 ساعته بهم فکر میکنن و تمام حالاتم رو  میدونن و بلخره ما وبلاگ مینویسم و شمارو درگیر میکنیم شما هم حق میدیم تمرکز کنین روی ما تا بحران نشه و هرچی ولی این حالم رو بد میکنه اخلاقم عوض میشه تسخیر میشم و ازکنترل خارج باید دعام کنن تمرکز روی ما واقعا افتخاره چون من خودم اصلا حال و خوصله ی تمرکز روی عشقام هم ندارم و حتما باید حال بده ولی حالا هرچی هست نکته رو میخواستم بگم مقدمه تمام بگیم بریم آقا ببینید ما خط بهمون ممکنه امام زمان بده ولی اختبارا هم خودمون باید اما م زمانی باشیم یعنی خط امام زمان یا جانشینانش رو بگیریم یعنی مثلا جوشن کبیر که میخونی باید هم به دعا فکر کنی هم به خدا و امام زمان (ع) به اینکه دعا چی میگه بعد ربطش بدی به امام زمان عج یعنی خط امام زمان رو باید بگیری که خیلی اوقات نمیشه یعنی دست ما نیست شاید من چند جمله توانستم هم به امامم فکر کنم هم به معنای جوشن کبیر به این صورت که ربطش بدم به امامم یعنی معرفتی هستا شما وقتی میخوای معرفت کسب کنی نسبت به امامت تمام اون صفت های خدا که میشه در انسان باشه امام زمان عج به طور اکمل داره لذا باید معرفت کسب کنی بعضی ها میگن تا ما امام زمان رونبینیم نمیتونیم خطش رو بگیریم و این همه صفت رو ربطش بدیم به آقا خوب اشتباه میکنن باید یک انسی درد دلی اشکی چیزی باشه دیگه باید امام زمان رو پیدا کنی ذر قلب خدا در قلب ماست خدا با چشم دیده نمیشه و ارتباط دلی قوی  تر از چشمی است باید دوست شد حتی اگر نمیشناسیم مثلا مقام معظم رهبری که خودشون هم ولی و جانشین خدان و میشه این صفات رو به ایشان هم ربط داد خوب امام زمانی هستند چیزی بر خلاف میل ونظر امام زمان نمیگن خلاصه هرچی هست هم به خدا هم به جانشین خدا که همون صفات خدا رو داره هم به اینکه چی میخوانیم  در جوشن کبیر باید فکر کرد یعنی مثلا وقتی میگیم یا غفار الذنوب باید امام زمان رو در نظر بگیری یا ولی خدا رو که اون هم گناهان مارو میبخشه وباید باهاش دوست شی و خدایی در نظرت باشه ولی خدارو وگرنه معرفت کسب نمیکنی باید صفات خدارو در ولی خدا ببینی تا خدایی بشی و قدرشون رو بدونی وگرنه معرفت کسب نمیکنیم!! و این در مسجد مثلا نمیشه باید خودمون خلوت کنیم و قبلانا هم یادمه انقدر جوگیر شده بودم که درمورد جوشن کبیر میگفتم از روی متن بخونیم و مردم رو در نظر بگیریم به نوعی دعاشون کنیم خوب نور و حال داشتم برای دعا کردن نمیشه ایراد گرفتش!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۲۵ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر
قبلنا یادمه وبلاگم اقدر معروفیت و اعتبار داشت که منبع سوالات و جواب دانشجویان و دانش آموزان بود تبلیغات بازرگانی شایدم تو حوزه ولی الان دارن شخصیتم رو ترور میکنن میگم چه طوری صبر کن آقا عقلشونم اندازه ی نخود فقط به خاطر حسادت از ما و لذا اون دنیا این طراحان سوالات 4گزینه ای رو ریششون رو میکشن سوال 4 گزینه ای میپرسن که عمر بهتر بود یا ابوبکر؟؟ حالا بیا جواب بده!!! بله سوال سخت پرسیدن مخصوصا با منابع بالا و حجم اطلاعات سوالات مخصوصا دینی اینا براشون راحته دکان ما رو تخته کنن دیگه قبلانا ما جواب سوالاتشون رو مینوشتیم تو وبلاگ نه اینکه واقعا جواب بنویسیم بلکه جوابش میکردن و کلی مشتری داشتیم کلی دانشجو همدل با ما بود اقدر اعتبار داشتیم الان چیکار میکنن یه سوال طرح میکنن بعد نیمه ی خرداد بوده مثلا از امام خمینی یک جمله اش رو در جواب تست مثلا گزینه ی دال میزارن اصلا ربطی به امام خمینی هم شاید نداشته باشه طرف به عشق امام خمینی و مناسبت نیمه ی خرداد گزینه ی دال رو پر میکنه بعد جوابش غلط میشه بعد کلا از امام خمینی بدش میاد و هرچی امتحان و منابع هست اینطوری ترور میکنن مارو ها مراقب باشید بعد ما مورد نفرین  و لعنت یه سری دانش آموز و دانشجو میشیم که وبلاگمون رو خوانده است جملات مارو که غلط یا صحیح باشه از وبلاگ ورمیدارن در گزینه ی جواب غلط میزارن توجه بشه جواب صحیح دیگه ما نیستیما دیگه کسی خیرخواه ما نیست مامورد لعن و نفرینیم!!چون ما بروز صحبت میکنیم درگیری زیاد داریم مارو بازی میدن منتهی قبلا مشکل داشتن جواب صحیحه بودیم الان حسادت دارن توجه داشته باشید!!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۲۶ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

خدایا شکرت!!! یادمه چند روز پیشم بازم غیراتفاقی برنامه ی ماه عسل رو نگاه کردم که درمورد زندگی خوب و عاشقانه ی پیرمرد و پیرزنی بود که ارتباط ماهواره ای از قدیم داشتن و به ماه نگاه میکردن و نامه مینوشتن از دور اونجام میخواستم بنویسم که بعضی چیزا هست که با اخلاق خوب درست میشه یعنی هزارتا ذکر هم بگیم فایده نداره باید اخلاق خودمون رو با خانواده و اطرافیان درست و خوب کنیم تا شر فتنه گرا و شیاطین از بین بره ولی اگر هزارتا ذکر هم بگیم حالمون خوب نمیشه خلاصه امشب هم ماه عسل رو دیدم درمورد یه مردی بود که در فقر زندگی کرده بود و هفت تا بچه بودن پشت سر همی میدونی؟ ما فکر میکنیم که بدبخترین آدم ها هستیم از فقر و درد و بیچارگی دیگران خبر نداریم و یه شب گرسنه نخوابیدیم درد نکشیدیم بعد ناشکر هستیم من این برنامه ی امشب رو که دیدم ارتباطم با خدا درست شد امید و توکلم درست شد امیدوارم که موقتی نباشه از صد تا فیلم بهتر بود در فیلم ها ممکنه بازیگر درد کشیده نباشه و پولدارم باشه داره نقش بازی میکنه ولی واقعیت رو دیدم و امیدم به زندگی زیاد شد آدم با امید زنده است دیگه نه محض اینکه سرانجام این مرد بزرگ پولدار شد و موفق شد که اینم نکته داره که خدا بلحره دست آدمارو میگیره بلکه به خاطر اینکه چه بسا آدم هایی که چه سختی ها کشیدن و الان ما ناشکریم در حالیکه زندگی خوبی داریم و فکر میکنیم از همه بدبختریم و خدا بهمون توجه نداره در صورتیکه یکی از دردهای اون هارو نداشتیم یعنی خدا بخواد بهشت خوبی بده به کسی ما الان فهمیدیم جز اون ها نیستیم وباید شاکر باشیم و الکی خودمون رو بزرگ کردیم بله همه مشکل دارن ولی مشکلات این مرد رو که دیدم امید در دلم زنده شد که من که کسی نیستم اتفاقی نیافته دارم زندگی خوب خودم رو میکنم ولی ناشکرم هستم طرف از تو اشغال ها باقیمونده های میوه جمع میکرده نمیدونم هر بدبختی ای رو کشیده بود دست فروشی گاوداری میوه فروشی کشاورزی نگهبانی همه کار کرده من تو خونه دارم میخورم و میخوابم تازه با هزار مشکلات و فقز خوب خدا که همش خدای ما  نیست که حالا مشکلی هم داشته باشیم خدا نظر به همه ی بندگانش داره ماییم که سخت گرفتیم ما که مورد آزمایش سخت و دردناک خدا نبوده ایم و رنجی نداشتیم و کسی نیستیم  باید این برنامه هارو ببینیم و گوش بدیم تا دلمون زنده بشه امیدوار بشیم حق طلب باشیم از صدتا فیلم بهتره اثرش در ما!!

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۰۹ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

آهان تازه فهمیدم چقدر من نفهم بودما که فکر میکردم روزی عیش و زن مومن و حوریان کم شده پس لطف خدا بهم کم شده و نظر خدا بهم برگشته اینجاست که فرق عارفی که در بهشت از حوریان هم فاصله گرفته و نماز میخونه با ما مشخص میشه!! گرفتی چی شد؟!! هیچی بابا این ماه یعنی ماه مبارک رمضان مگه این همه نگفتن که ماه خداست؟؟ یعنی از حتی زن هم باید فاصله گرفت و مثلا قرآن خواند و  در روز موقع روزه داری که حتما باید فاصله گرفت ولی کلا رزق و روزی زن ها کم باید بشه تا جایی که ماه مخصوص خداست ما نفهمیدیم از اینکه ماه خدا هست یعنی چه!! یعنی دوری از عیش و دنیا دیگه یعنی بشین ذکر بگو قرآن بخوان اخلاص داشته باش و ارتباطت رو مخصوص و خدایی کن نه اینکه انتظار داشته باش محبت زنان که افسردگی میاره اگه دور شیم زیادتر بشوند!! این ماه خود به خود از ما میخواد که خدایی باشیم مطلقا مانند همون عارف حالمون میشه که در بهشت از حوریان فاصله گرفته و نماز میخونه خدا خود به خود اون حال رو به ما میده ولی حال اون عارف متقی اختیاری است در بهشت ولی ما لطف خدا شاملمون میشه در دنیا در این ماه  ما اینو نفهمیدیم که حل شد حتی بزرگان دین شعر هم نمیخوندن در این ماه و همش قرآن و ذکری  چیزی لذا توجه بشه که ایراد نگیریم از این وضع و ماه شعبان هم ماه رسول الله صلوات الله علیه بود اون ماه هم همینطوری بود تقریبا برای ما و ما فکر میکردیم خدا قهرش اومده که زنان رو به طرف ما نمیفرسته که مستمون کنه عجب نفهمی بودیما!!

البته یه روایتی هم هست که شیاطین در ماه مبارک رمضان در غل و زنجیر هستند که قبلا اثبات کردیم روایت ضعیفی باید باشه و مهمترین راه اثبات این بود که در صحیفه ی سجادیه آقا از خدا میخواد اگه اشتباه نکنم که شیاطین رو در این ماه از ما دور کنه و پناه میبرن به خدا از شر شیطان که  عبارتش رو یادم نیست میشه نگاه کرد ولی هرچه هست این زنان حوری و مومن هم ممکنه منظور باشه هرچیزی که رقیب خدا باشه و جای خدا رو پر کنه در مراتب بالای عرفانی میتونه اله و شیطان باشه یه نکته ی دیگر اینکه ماه ماهه لا اله الا الله هستش که معناش رو ما نمیفهمیم یعنی چه ولی نیست اله ی جز خدا؟؟؟ یعنی این همه بت و زن خوشکل مشکل اله نیستن؟ فقط خدا اله هست پس چرا دل ما به اینا خوشه؟؟! و بت مان اینا؟؟؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۲۲ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

خوب آقا ما پست قبل در مورد زنای ذهنیمون و توبه کردن صحبت کردیم میمونه چند نکته یه نکته حافظ ناموس مردم بودنه یه نکته وسواسی شدن زنان هست یه نکته دیگه بی اختیاری ماست در تحریک شدن یه نکته فاسد شدن ما و زنان بدکار هست حالا تا اونجا که بتونیم باز میکنیم اینکه اولا ما گفتیم همه آزمایش میشن و مبتلی به هست مرض زنای ذهنی طبق حدیثی که گفتیم ثابت کردیم که بلخره پنهانی هم که شده دچارش میشیم و آزمایش الهی است که حافظ ناموس مردم باشیم یه نکته ی دیگر بعضی مواقع زنان بهمون میچسبن و وسواسی میشن یعنی ما بدون اختیار تحریک جنسی میشیم یعنی من منظورم همین موقه هاست وگرنه بختم که بسته نشده مورد عتایت زنان قرار گرفته ایم زنان مومن یعنی اینا یا نوشته های مارو خوندن یا فیلم یا به هر طریقه ای وسواسیت به ما پیدا کردن مثلا یه بار یادمه فیلم گرفتم نماز خوندم نماز مستحبی بعد تحریک جنسی شدم زیاد پیش اومده تحریک بشم واگر هم نشم میگم بختم بسته شده یعنی خودم به اختیار فکر و زنای جنسی ذهنی نکرده ام بلکه از اونطرف خواهان دارم که نمیدونم باید چکار کرد حلاله حرامه که این روزا این حالت کم شده و حالم خرابه به درک!!! یعنی به چیز بدی هم فکر نمیکنیم ولی تحریک میشیم انگار مورد توجه زنان یا فرشتگان و حوریان از سمت خدا شده ایم و رحمت خاص الهی است که این حالت مخصوص مومنان هست و همیشگی نیست!! یه حالتی که این روزا دچارشم در بخت بسته شده همین زنای ذهنی است که مثلا پستانی رو در نظر میگرم در ذهن بعد میرسم به زنی و بهش فکر میکنم بعد اینم دچار وسواسیت میشم آخه زن بدکار و فاسد گرفته تا چیزای دیگر زیاده و فکرما جنسی میشه همش و دیگه هم لذت نداره همین تصاویر جنسی که به ذهنم خطور کرده  و درموردشون فکر میکنم دیگه بهم نمیچسبه و خوشمم نمیاد فقط اسیر یه سری زن هواپرست شده ام که بیشتر به گناه و خودارضایی میکشه و حالم رو بدتر میکنه که این حالت رو میگم نباید داشت!!در اینجا داریم الخبیثات للخبیثین یعنی اگر از راه حرام هم بخوایم برسیم جا هست و میشه راه هست که چرا پاک نباشیم؟؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۲۸ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

میدونم اینجا جای توبه نامه نیست ولی ته دلم مونده بگم دیگه میخام تو خلوت فکر جنسی نداشته باشم زنای ذهنی من بچه ی خوبی بودم دو سه ساله مبتلا شدم به زنای ذهنی یادمه یه زن اومد تو ذهنم و پشت میکرد بهم و خودش رو نشونم میداد و اندامش رو منم جذب شدم شاید گناه کردم بعدا گفتم نباید خودارضایی کرد و باید فقط لذت برد اینا همش گمراهی بود الان من همه ی دوستام رو از دست دادم اشک ندارم حال معنوی خراب نفرین شدم خواب پریشان و مدرسه ناامید شدم خودم رو باختم فقط به خاطر اینکه در ذهنم فکر بد کردم درمورد زنان تازه ترویجشم دادم فیلم گرفتم از خودم که برای توازن جنسی!! من یادمه درسته از فیلتر رد میشدم نوجوانی مخصوصا ولی همیشه توبه میکردم حتی در نوجوانی یه حدیث از پیامبر(ص) همیشه در ذهنم بود که کسی که فکر نکنه در ذهنش که زنا کنه با زنی در روز قیامت خدا باهاش صحبت میکنه!!! من همیشه پاک بودم تا اینکه در ذهنم زنی منو برد و عاشق خودش کرد و قوی هم بود منم فکر میکردم کارش درسته و باعث میشه من به هر دختری محل نزارم الان ختی اون زنه هم منو ول کرده از راه دور و تنها شدم و بختم بسته شده البته من دیگه مرض دارم ولی میدونم آدمای زیادی هستن که این مرض زنای ذهنی رو دارن چون این حدیثی که گفتم نشان دهنده ی اینه که مردایی که زن میگرن هم دچار زنای جنسی هستند چون حتما مبتلی به ش زیاده که حدیث می فرماید در روز قیامت باهاش خذا صحبت میکنه مستقیم یعنی باید کار شاخی کرده باشه یعنی همه ی افراد دچار زنای ذهنی میشن من همیشه این حدیث یادم بود و قکز جنسی نمیکردم تا اینکه سانتی متر سانتی متر گول شیطان رو خوردم و حالا خبری از شهدا و امام حسین(ع) نیست در قلبم ولی میدونم اگه توبه کنما مانند اینه که گناهی نکرده ام لذا میخوام توبه کنم تا خدا باهام صحبت کنه روز قیامت هم وضع روحیم خراب شده همش توجیه میکردم برای خودم نگو این همه دوست که پیدا کرده بودم به خاطر این بود که گناه جنسی نداشتم و قرص میخوردم و میل نداشتنم خودمم که به طرفشون نمیرفتم ولی دو سه  ساله از موقعی که اومدم جهرم و چند ماه قبلش گول خوردم گول شیطان و جهنمی شده ام و حالم ریخته بهم میخوام توبه کنم من فقط دلخشیم همین فکرای خرابه و برای خودم توجیه میکردم کار غلطم رو و حتی به زنان به عنوان جنس جنسی نگاه کردم از بس لذت مرض انگیزیه فکر کردم دیگه به زن هم نیاز ندارم و بت هم که همیشه بودم برای خودم دیگه بدتر شد باید توبه کنم گفتم بگم که کسی بشنوه چند بار هم  توبه کردم باز برگشتم چون تنها دلخوشیمه ولی اینبار جدی جدی دارم میرم جهنما!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

يكشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۴۱ ق.ظ | پلیسعلی | ۱ نظر

نمیتونم خودم رو درمان کنم!!! چیرو درمان کنم؟ حالا میگم ولی شاید محض اینه که مشهور شدم یا محض اینه که مامور دارم و دعام میکنن یا نفرین یا محض اینه که بت شدم و پشت سرم دارن فضای شیطانی ای میچینن حالا حالم اینطوری شده یا محض اینه که خودم حال خودم رو میگم یا گناه زیاد شده یا یکی عاشقم شده همش کار شیطان نیست شیطان ضعیفه درسته قدرت داره ولی تسلط خاصی نداره حالا بیماریم اینه که حال خودم رو نمیتونم خوب کنم و بجا بیارم یعنی نمیتونم بر غم ها و امید و حسرت و حالات خودم تسلط پیدا کنم یعنی مثلا یادمه چند وقت پیش میگفتم که دارم سریال قطار ابدی میبینم ولی الان این روزا حالم بهم میخوره از سریال های نوستالژیکی حالا شایدم بعد شخصی نداره و اجتماعی باید درست بشه مثلا در اجتماع یه گروهی دارن کار میکنن روی موضوغی و برنامه شون سخت و جدید یا قدیمیه یا اصلا میبنی حال من باید بروز باشه یعنی یه عده روی حال امروز من کار میکنن خوب عوامل زیادی در شادی و غم امروز و بروز و بروز هم یعنی زحمت کشیدی کار کردی وقت گذاشتی روی عبادت یا خدا یا روی من بعد حالا درو میکنی وقتی من این مطالب رو مینویسم عده ای حال خودشون رو با ما میسنجن دیگه اگه اعصاب نداشته باشم از نوشته هام معلومه و دل ها دست من نیست دل دست امام زمانه [(عج) مثلا موضوع داعش همه رو افسرده میکنه دیگه نایی نمیمونه برای ما که بروز وبلاگ مینویسیم لذا شایدم تقصیر خودم نباشه که حالم دست خودم نیست یا حالم رو نمیتونم خوب کنم باید دعام کنن هرچی هست مثلا این روزا از زن ها بدم میاد به خودم میگم قرص که نخوردم گناه خاصی هم نداشتم جادو هم که نشدم چیزی نخوردم تقصیر شیطان هم نیست پس چرا من بختم بسته شده؟!! شاید پشت سرم دارن خرابم میکنن پیش مومنان؟!!! شاید متنقر شدن یه عده از من شاید پول میدن به یه عده که نفرینم کنن شاید هم یه دختری عاشقم شده بختم رو بستن که از زنان خوشم نیاد ولی موضوع اینه که هرموقه اینطوری میشد صبر میکردم خوب میشد بعد از یکی دو روز ولی الان متاسفانه طبق شعر امیر تتلو شده که آسوده بخواب که دوروبرت پت و پهن و گرگ و عنکبوته و آلوده نباش و همش درست درمیاد خلاصه عجیب برام اینه که نمیتونم خودم رو جمع و جور کنم و خوب کنم هرچی ذکر میگیم دعا میخونیم البته نه زیاد خلاصه یه بختک سنگینی افتاده توی زندگی ما که درست بشو هم نیست باید همش آسوده بخوابیم حالا شاید جمعی همه مون همینطوری شدیم یه عده بچه مومن مثلا ولی چرا نمیتونم خودم رو خوب کنم چرا درست نمیشه وضع؟ قبلا انقدر علاقه داشتم که یه فیلم نوستالژیکی نگاه کنم اصلا روحم شاد میشد الان فکرشو هم میکنم حالم بهم میخوره قبلا میتونستم خودم رو کنترل کنم و بر غم ها فائق بیام بلخره یه نوعی از فیلم خوب بود الان خوصله  اصلا ندارم و نمینونم ادامه بدم این چه حالتیه قبلا هرکاری میخواستم راحت میکردم فقط وقت نداشتم الان همش میخوابم این چه حالتیه یعنی داغنونما داغون!!یعنی افسرده شدم توی دنیا هم که میدونی اگر غرق در زن بشی نابود میشی اگر فاصله هم بگیری افسرده میشی الان اصلا هیچ حس خوبی ندارم و شاد نیستم و قبلا با یه امیدی مینوشتم الان همون امید هم ندارم خاموش شدم!!

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۰۱ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

موضوع بسیار مهمه امیدوارم مخلصانه بگم و نخوام مخ بزنم یا بازی کنم با دل ها و یا طمعی چیزی بلخره موضوع بازی با خدا بسیار مهمه الان دیگه اگر تا ده سال پیش بازیگر داشتیم خوب خیلی هاشون رند بودن و میدونستن دارن فیلم بازی میکنن و مومن بودن و خدارو بازی نمیگرفتن ولی الان همه ماشالا دوربین دارن و راخت میتونن بازی کنند اینجا بازی و بازیگری بد نیست بازی با خدا بده متاسفانه دچار مرض بازی با خدا شده ام  چنانچه اگر گناه بکنم شاید بیدار بشم ولی وقتی بازی با خدا کنم و خدارو مسخره بگیرم میبینم که حتی از گناه بدتره و این روزا دچار افسردگی و غم زیاد شده ام درصورتیکه فکر میکنم کار بد و گناهی نکرده ام و یه روز ممکنه خوشحال باشم یه روز مورد لعن فرشتگان خدا و افسرده که به خاطر بازی گرفتن و اخلاص نداشتن هست شما مقابل دوربین بلخره حساب کار دستته کار بد نمیکنی میخای مخ بزنی ولی در مقابل خدا چی؟!! این همه من فیلم گرفتم به جای که خوشحال باشم میبینم ناامید شده ام و بیماری و افسردگی دچار شدم میگم چه غلطی کرده ام؟؟ میبینم در مقابل خدا بازی دارم میکنم و خدارو بازیچه قرار داده ام من نمیخوام نصیحت کنم و درمانش هم فقط اخلاص هست و بس! یعنی شما در مقابل خدا نمیتونی بازی کنی و مخش رو بزنی مگر اینکه بچه باشی بچه عقل نداره هرچی بخواد خدا بهش میده و میتونه توجه خدارو بدست بیاره و خدا رو گول بزنه وخدا هم قبول میکنه ولی ما بازیگر خدا نیستیم ما خدا گفته امتحانتون میکنم شما دچار مریضی بشی میتونی بازیگر باشی؟ نه درد داری اگر خدارو بازی بگیریم و اخلاص نداشته باشیم مرض میاد به سراغمون شکستمون میده دنیا محل بازی است ولی ما باید بازی نکنیم باید مخلص باشیم من توجه میکنم میبینم وقتی نماز میخونم هم دارم بازی میکنم یا برای غیر خدا میخونم یا دارم الکی نماز میخونم و یاد خدا نیستم که مثل قبلا که بوده ام!! وقتی ما ذکرخدا میگیم چی رو در نظر داریم؟؟ آیا میشه چیزی جز خدا در نظر گرفت؟؟ تفکرهم که میکنیم اختیاری است ولی یاد همون یاد خداست و بس اینجا دیگه نمیشه بازی کرد اگه اخلاص نداشته باشیم یعنی بازیگری داریم میکنیم و بازیگری و بازی با خدا درد و مرض این دوره زمونه ی ما شده الان بدجور فیلم خوبه که ثبت میکنه ولی درد بدی است مثلا ذکر لا حول و لا قوه الا بالله ما اولا فکر میکنیم راه رفته و آخر عرفانیم داریم این ذکر رو میگیم بعد میگیم که فکر کنیم به ذکر و خدا فکر میکنیم که موج های خروشان دریا رو دست خداست درصورتیکه باید قطره ای که از شیر آب میریزه رو فکر کنیم فکر کرده ایم که اقدر قوی هستیم که موج دریا رو با ذکر لاحول و لا قوه الا بالله آروم میکنیم درصورتیکه جلوی یک قطره از آب شیر لوله رو هم نمیتونیم بگیریم و اونم توسط خدا داره میریزه لذا بدانیم که هیچی نیستیم و نیروی کشش زمین که قطره رو حتما پایین نمیکشه بلکه نیروی قوانین الهی و خود خدا داره میکشه پایین لذا ما هیچی نیستیم و انقدر بزرگ نکنیم خودمون رو به نظر من 90% مردان ما در ایران فکر میکنن مقدسن بعضی ها فکر میکنن جنسی مقدس اند و دوای درد زنان اند و همه ی زنان دوست دارن باهاشون سکس کنن چقدر ما کثیفیم و از خودمون خبر نداریم چه گندی هستیم خلاصه از بازیگری خارج نشم اینکه اگر با خدا بازی کنیم مثلا ریا کارانه نماز بخونیم توجه و اخلاص با  خدا نداشته باشیم میتونه از گناهان زیادی بدتر باشه وضع و متناسب با رتبه مون سرمون به سنگ بخوره یا چوبش بخوریم که بازی با خدا کرده ایم لذا درد میاد سراعمون غم میاد تا بیدار بشیم ما وقتی افسرده بشیم و بیمار بشیم دیگه به اون صورت قبل نمیتونیم بازی کنیم با خدا دیگه نمیتونیم خدا رو بازیچه ی دستمون قرار بدیم لذا بیماری های روحی و اعصابی زیاد شده که یه دلیلش همینه که خدارو بازیچه قرار داده  ایم درصورتیکه که فکرم میکنیم با این همه کلیپ که ساخته ایم داریم شادی مردم رو زیاد و از غم و غصه نجات میدیم درصورتیکه بازیگری شده ایم که از خدا غافل گشته ایم و چوبشم میخوریم امیدوارم به کسانی که مثل من فیلم میگیرن نصیحتم بگیره و بیدار بشن و حال خودم هم خوب بشه و راه منو نرن و دعام کنن وگرنه من همینطوری به صورت انبوه فیلم ساختم از خودم و حواسم نبود به خدا خوب مخ زنی کردم نمیدونم فخرفروشی کردم نمیدونم ناز کردم درصورتیکه با خدا نمیشه بازی کردم حرف قشنگی زدم ولی قشنگتر ارتباط غیبی و آشکار با خداست باید نمازم رو قشنگتر قیام میکردم و حالا دارم چوبش رو میخورم افسرده میشم بدون اینکه گناه خاصی بکنم!!

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۰۷ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یه مساله ای دیشب و امروز صبح درگیرش شدم و خدا از دو طریق مساله رو انداخت توی ذهنم که باید روش کار کنم و بحث جالبیه گوش بدید و اون اینه که تلقین به خود یا تلقین به دیگران در ذکر اگر برای دیگران نماز بخونیم که نماز باطله من میگم آیا میشه در نماز تلقینی ذکر بگیم و برای زنده شدن خود و خدایی که درون دل ماست؟ یعنی ما مرده ایم فرسوده شدیم دلمون زنگ زده داغونیم بی نوریم بعد تلقینی اذکار نماز رو بگوییم آخه من اولا دیشب میخواستم بخوابم یه نفر اومد توی ذهنم گفتم شاید مرده و روح باشه بعد به صورت تلقینی براش سوره ی حمد خوندم همینطوری و برام جالب بود که از روش تلقین استفاده کردم یعنی شما برای مرده میتونی فاتحه بخونی حالا اگر بری واضح در نظرش بگیری و تلقین بهش بکنی که خدا مهربانترین مهربان ها هست یعنی همین سوره ی حمد رو تلقین بهش بکنی وقتی تلقین میکنی تلقین به کی میکنن؟کسی که مرده یا کسی که خوابه یا کسی که غافل هست یعنی میکنی توی مخش که اینطوره فلانجوره خوب برای مرده میشه قرآن خواند حالا که میشه آیا میشه تلقین بهش کرد یعنی یه طوری خدا رو تزریق کرد با آیات در وجودش؟؟!! خوب این یه مساله دوم من داشتم کلیپی رو نگاه میکردم بعد تو آپارات یه مرتبه دستم اتفاقی خورد به قسمت پخش زنده ی تلوزیون بعد رفتم شبکه ی پنج ببینم نزدیکای اذان بود بعد دیدم آیت الله راشدی یزدی حفظه الله دارن توی حرم نماز میخونن و امام جماعت بودن بعد ایشان اصلا من تعجبم برد که از همین روش تلقین احساس کردم استفاده میکنن یعنی خدای درونش رو میخواست زنده کنه از لحن نماز خواندنشون معلوم بود و درست هم هست من اول فکر کردم اینطوری که شمرده شمرده و تلقینی نماز میخونن برای یه نفر خاص هست که میخواد دلش رو زنده کنه مثلا برای بیمار میشه تلقینی آرومش کرد یا یک جنزده رو میشه قرآن خواند وقتی میگم تلقینی یعنی میخواد بره توی دلش و مثل بچه ها هست که قرآن براشون میخونیم که تکرار کنند اونطوری خلاصه گفتم نه داداش اینکه میشه نماز برای دیگران توجه که کردم دیدم برای خدایی که درون قلبشون هست میخواستن نماز بخونن یعنی یاد خدا رو توی اون جمعیت زیاد میخواستن در دلشون زنده کنن لذا تلقین به خودشون میکردن اصلا ما داریم در سوره ی توحید میگیم در نماز قل هوالله احد یعنی بگو خوب به کی بگو اول به خودت بگو اول خودت رو زنده کن حالا اگر شد میخوام  نماز ایشان رو هم بزارم تو کلیپ ها میگردم اگه پیدا کردم براتون میزارم من از همین روش برای نماز شب و صبح استفاده کردم خعلی آروم شدم درسته غفلت از دلم بیرون نیومد کامل ولی لااقل وسواسی نبودم که نماز بد شده!! یعنی لحنم رو تلقینی کردم که خودم زنده بشم یعنی به خودم تلقین کردم اذکار نماز رو تا زنده بشه دلم بعد جواب گرفتم وقتی کوچک بودم هم دوران نوجوانی همچین نمازایی میخوندم ولی الان هی احساس میکنم شیاطین و جاسوسان دارن گوش میدن و نمازم رو برای زنده شدن خودم نمیتونم بخونم لحنم نمیکشه و حس میکردم باید یواش ذکر بگم و دلم رو قوی کنم ولی در حالت لحن تلقین به خود راحت نماز خوندم و خدا روزی داد تا بفهمم البته مسئله پیچیده است مسئله ی تلقین باید بیشتر روش کارکنم!!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۳۰ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

درسته تعداد شبکه های تلوزیون زیاد شده و مردم هدفمند تلوزیون نیگاه و تعداد مخاطبان هر شبکه کاهش ولی لااقل شبکه های اصلی یک و دو و سه باید اولا از پراکنده گویی و جویی دور بشن و برسن به داد ملت دوما باید دلسوزباشن و خودشون رو جز مردم بدبخت و ضعیف بدونن نه جزء اشراف سوما حالت آماده باش داشته باشن یعنی یه موقعی بود که آبروی این پنج شبکه بود و مجریاش همه بیدار هشیار مردم هم جمع پای تلوزیون دیگه از بهترین افراد مهمان تلوزیون و خانه های ما میشدن اگر قرار بود کسی دعوت کنن تلوزیون بهترین خواننده بازیگر کارشناس خوب مخاطب هم داشت الان مردم ریختن تو فضای مجازی اینترنتنی هرکس کانال و مراجع خاص و کانال های خاص افراد خاص رو پوشش میده و تلوزیون جوابگو نیست و عقب افتاده یعنی فرضا شما از محسن چاوشی خوشت میاد از طریق نشستن پای تلوزیون میدونی به جایی نمیرسی میری در کانال ها و مراجع اینترنتی خاص البته ایشون مصاحبه ی خاصی من ندیدم بلکه فرضی گفتم خلاصه تلوزیون هم فقط آبروداری میکنه و درگیر نمیشه چهارما همینه باید درگیر بشه نه اینکه همش بخاد اوضاع رو آرام جلوه بده باید مثل اخبار آماده باش باشن باید برنامه ی زنده جذاب بزارن به طور جوان پسند و مخاطبان رو‌نرانند البته من تلوزیون کم نگاه میکنم ولی اگر دل ها جمع باشه خود به خود منم جذب میشم لذا میبینم نیست فرا نمیخوانندم! و نشستن دارن هدفمند مخاطبان رو کنترل میکنن محض همین منم نمیخام جز هدفاشون باشم و اون الاف هایی که مجبورن خوراک سرگرمی بهش بدن لذا تلوزیون کم میبینم هدف باید عمومی و اصلی باشه نه مخ زنی من و خصوصی!اگر بخوایم تنهایی پوشش بدیم افراد رو و یا برای یه کارگر برنامه خاص تو‌خونه ش پخش بشه برای یه دکتر یه برنامه خاص دیگر جامعه به جایی نمیرسه و تفکیک و اتحاد و همبستگی نابود میشه!! پنجم هم اینکه به نظر میرسه مسولان صداوسیما دیگه اهمیتی براشون نداره که خیلی از برنامه هاشون چند تا بازدیدکننده داره و در پی جذب افراد نیست سیاستشون در حال رد کردن اوقاته چه شصت هزارطرفدار داره چه دویست هزارتا فرق نداره براشون و اهمیت نمیدن!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۱۹ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

راستش این روزا خعلی افسرده ام کردن حال ندارم و کسل و همش خواب و همش خواب و توی خوابم ولم نمیکنن شیاطین و خواب های پریشان یعنی هنوز خوابمم نبرده ها میفهمم که دارن میبرن منو به یه عالم هایی که افسرده م کنن و هنوز خوابم نبرده صداهایی میشنوم تا اینکه تصمیم گرفتم نماز مستحبی بخونم توی دلم در رختخواب جواب داد ولی همش ذکر رو توی بیداری هم گم میکردم کافیه چشمام رو ببندم کر و کور میشم بعد گفتم تو رختخواب سوره قل هوالله بخونم بازم هی گیر میکرد و دلم جواب نمیداد و خط رو گم میکرد شاید چند دقیقه باید فشار میاوردم که در حال چشمان بسته فقط یه آیه رو بگم تا اینکه تصمیم گرفتم ذکر لاحول و لا قوة الا بالله بگم تو رختخواب تا خوابم ببره و بلخره جواب گرفتم ببین باید پیرمرد اینکار بشی وگرنه غمت میدن شیاطین باید مبارز بطلبی باید خوشت بیاد که شیاطین بیان پیشت و تو توی خوابم ذکر خدا بگی از شرشون باید خبره بشی و باید توی خوابم ذکر بگیم وگرنه بعد مرگ نمیتونیم جلوی نکیر و منکر جواب پس بدیم و زبانمون بسته میمونه بله سخته درخواب ذکر گفت ولی باید تمرین کرد خواب خودش یعنی غفلت ولی روایت داریم مومن با یه چشم باز میخوابه لذا نمیگم حتما توی خواب نماز و ذکر بگیم لااقل اقدر ذکر بگیم تا خوابمون ببره کم کم بعدا توی خوابم میگیم بعدم که بیدار شدم حوصله ندارم فقط میتونم یعنی حال دارم فقط  کارتون سیمپسون نگاه کنم و سریال قطار ابدی بعد دوباره خواب نامردا بدجور بختم رو بستن و منم رو خودم نمیارم هیچی نمیگم یا قلیون میکشم این فیلما هم نگاه میکنم که دوباره چشمام خسته بشه خوابم ببره هر روز یه قسمتشونو میبینم و دوباره خواب!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۵:۵۰ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یکی از عوامل رایج حالا بهتره بگیم گمراهی ما که این روزا من دچارشم و انتظارات الهی اینه که درست بشه وگرنه درجا خواهم زد و خدا ازم ایراد گرفته که دیگه بزرگ شدی یارو باید حلش کرد خلاصه یکی از علل های رایج گمراهی که در سطح های مختلف مختلفه ساده نگری به قضایا هست یعنی میخوایم ساده حلش کنیم اینطوری که نمیشه حالا اگر عالم هستیم چرا ساده از قضیه ی غدیرخم رد میشیم اگر مسلمانیم چرا ساده از داستان های پیامبر (ص) رد میشیم و ده تا داستان هم یادمون نیست خوب این چه مسلمانی ای هست؟؟ چرا انقدر قضایا رو ساده در نظر میگیریم و کنار میاییم و حل میکنیم الان اینطوری خدا به من گیر داده که دارم عرض میکنم که چرا ساده گرفتم خدا در قرآن میفرماید آیا تفکر نمیکنید؟؟!! یه علتش همینه که یعنی ساده میگذرید از این قضایا؟!!! بله در مسائل سنی هم همینه سنی ها میگن حضرت علی(ع) مرد خوبی بود و مثل عثمان و عمر و ابوبکر میدونن قضیه اش که اینا همشون خوب بودن برای خودشون و همسطح اینطوری که نمیشه عزیز من انقدر ساده نگیریم گمراهی یه امت در دست ماست فردا باید جواب بدیم اگر کوتاه بیاییم مارو در زمره ی سنی ها محشور میکنن مسئله ی غدیر خم مسئله ی ساده ای نیست که اصلا بی توجهی بهش از هزارتا غفلت و گناه بدتره لذا باید کار کرد باید انتشار داد ذهن ها رو بیدار کرد نباید ساده گذشت یه موقع هست ما ساده برای خودمون حل کردیم یه موقع هست ساده گرفتیم و روشنگری نمیکنیم اینا همش عوامل گمراهی آشکار هست!!! ما ده تا داستان از پیامبر(ص) و امامان دیگر یادمون نیست کجا مسلمونیم چی رو ساده گرفتیم دین خدارو؟؟ خوب اون دنیا بهشت هم بریم در زمره ی ابلهان و دیوانگان میبرندمون نه در زمره ی علما و بزرگان دین!! باید کار کنیم روی خودمون وگرنه ظلمانی میشیم یه همچین انتظاری خدا از من داره که ساده ننگرم راحت نیست مسئله لااقل فکر کنم لااقل تحقیق کنم لااقل انتشار کنم مسائل مختلف دین از جمله امامت رو!

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۵۴ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر
ببین از من نپرس چیکار میکنن من خودمم قربانی اعمال شیطانیشونم و حال خودم رو میبینم من میبنم که کلی عکس و فیلم گذاشتم به جای اینکه دعام کنن که البته یه عده میکنن داره حالم افتضاح میشه و خواب بد میبینم یا همش خوابم و حال ندارم و کسل شده ام و نمیدونم چه کنم و همش خواب پریشان و شیطانی و بدون خوشی و شادی اینا همش میتونه سحر و جادو باشه ولی اگر دقت کنم نیست خودمم دقیقا نمیدونم ولی یه چیزایی میفهمم بلخره این همه عکس و فیلم در دنیا اثر داره اگر بخوام واقعیت رو بیشتر باز کنم اینه که اولا هرکس آبرویی داره پیش خدا که از این سواستفاده میکنن برای میل نفسانی شهوانی جنسی و همه چیز آبروی مارو میزارن به خرج که بیشتر لذت ببرن دارم درمورد چی بحث میکنم درمورد استفاده شدن و هرز رفتن و به اصطلاح دستمالی شدن ما به صورتیکه خودمون اصلا کاره ای نیستیم ببینید اگر قضیه رو بیشتر باز کنم اینه که ما هرکدوممون موکل هایی داریم فرشته هایی داریم آبرویی داریم اینا به طور غیر مستقیم از راه دور به ما وصل میشن نه اینکه همش شهوترانی میکنن از دیدن عکس ما بلکه بیشتر بازش کنم اینکه شما وقتی از یه بچه یه سوال میپرسی این بچه خدایی داره در ذهنش به جز خدای واجد احد بلکه خداش میتونه پدر و مادرش باشه با توجه به دید مادرش جواب مبده تمام دنیای درونش مادرش هست البته در سنین مختلف واکنش های مختلف داره لذا مثلا در جهان سیاست و اقتصاد و رفت و آمد هواپیما و هواشناسی یه سری افراد مرجع وجود داره که متناسب با اون ها سیاست چیده میشه یه مرتبه ما داشتیم من وقتی کوچیک بودم گریه که میکردم کلی وضع خودم و همه جا تغییر میکرد حتی گناه که میکردم از فیلتر رد میشدم به همین منوال که یه بلایی به سرم آوردن الان منی ندارم حتی در دنیای فحش که مذهبی ها هم باید فحش بدن البته هدفدار چون ازشون به عنوان غیر مستقیم سوار میشن و جادو میشن مثل ما ما حتی دعاهم میخونیم فایده نداره طوری به ما وصل میشن و آبروی مارو پیش خدا برده اند شما عکس من رو وردار کنارش مطلب خنده دار فحش یا هرچیزی بنویس این که میخونتش ناخودآگاه و ناخداگاه ربطش میده به من این میشه غیبت من و من ترور شخصیتی میشم چرا غیبت بده چون طرف نمیتونه از خودش دفاع کنه و اصلا نمیدونه چه بلایی سرش اومده و ترور شده و هم اصلاح هم نمیشه دیگه رفته توی ذهن یارو چیز بده که ممکنه واقعی نباشه وقتی واقعی یاشه میشه غیبت ولی اگر دروغ باشه میشه تهمت و غیبت خلاصه ما دست پر میریم اون دنیا ایشالا از این همه دروغ و غیبت وفحش و آبرو بری و تهمت که پشت سرمون 24 ساعته دارن میسازن و من یه وبلاگ دارم در مقابلشون!! خلاصه حال ما بده با دنیا بد افتادیم یه مرتبه هواپیما از سر جاش تکون نمیخوره چون یه نفر مرجع اعصابش خورده اینو شیاطین جن هم میدوننا میترسن از آبروی مومن لذا شما تا فحش ندی و تکنیک فحش هم بلد باش مثلا مثل این نون خشکی ها فحش بده که فلان میکنم خوب اینا پدر آدم رو درمیارن از آبروی انسان به طور غیر مستقیم برای شرط بندی ها بازی های قمار برای تصمیم گیری های اقتصادی و همه جا حتی موقع سکس استفاده میکنن دیگه آبرویی برای ما نمیمونه توجه میکنی؟؟ اسم مارو همه جا میبرن تو جمع و پیش زنشون و شرم نمیکنن عکس مارو همه کارسرش در میارن و شرم نمیکنن خوب ما هم آبرو پیش خدا نداریم یا میره آبرومون و شیطانی میشیم و این وضع پیش میاد  که هیچ روانشناسی درسش رو نخوانده که باید  چکار کنه بلکه میگن شما روانی هستی قرص بخور!!! نمیدونن اصلا وضع  بدتره جنگ هست در میان اگه فحش ندیدی هدفدار و غیر هدفدار دردل آبرو که هیچ بنیادت هم نابود میکنن اینا و اینا هرچی شد از آبروی من وتو که مشهوریم استفاده میکنن و راحت از ما خرج میکنن در کارهاشون به طور مستقیم بر زبان میارن یا اونایی که قوی ترن پنهانی برای اهدافشون از ما استفاده میکنن شما هر سوالی که جواب میدی به یه نفر وصلی و فکرت یه جای خاص بلندی هست شما متناسب با پدر و مادرت رفتار میکنی و اگه پدر و مادرت فحش بدن و بدکار بشن شما هم ممکنه چون قهرمانت اونا هستن اونطوری بشی چون الگوت هستن لذا هرکس به کسی وصل میشه ما هم همینطوره یه عده غیر مستقیم به ما وصل میشن ما خودمون هم دلمون میخواد به امامان وصل بشیم ولی اونا نمیتونن به امامان وصل بشن چون عقوبات داره اگر کمی آبروی امامان بره شب پیش زنش نمیتونه بخوابه اگر خدایی نکرده ناسزا بدن به ائمه اطهار عقوبات سخب داره ولی ما اونطوری نیستیم ما گنهکاریم و راحت بهمون وصل میشن و چون عکس و فیلم و نوشته های زیاد داریم لذا خرجمون میکنن اینجا مصرف گرایی هست باید خرج بشیم مصرف بشیم بدون هیچ دلسوزی ای اینطوریه که حالمون بد میشه اینطوریه که مورد لعن فرشته ها قرار میگیریم آبرومون میریزه بهمون بدبین میشن دشمن میشیم اینا هیچ حالمون هم بد میشه و افسرده میشیم!!

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۷:۰۳ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

الان صبحه که مینویسم و تایپ مینمایم و دیشب تا صبح بیدار بودم بعد دیگه اومدم رو رختخواب تا بخوابم که چشمم به بلبلای خرمایم افتاد که یکی ایشون داشت خرما میخورد بعد به خودم گفتم آیا برای بلبل خرمایی سخته که بره بالای درخت خرما بخوره؟!!! بعد گفتم نه خدا هیچ سختی براش نگذاشته راحت چندتا بال میزنه میره بالای درخت و رزق و روزیشو خدا میده و اینطور نیست که فقط بعضی بلبل های خرما بتونن خرما بخورن یا میوه های دیگر که آسونترم هست در باغ ها و درسته بشر زندگیشون رو نابود کرده ولی خدا راحت رزق و روزی بهشون میده بعد گفتم انسان هم همینطور درسته به خرما رسیدن و میوه و غذا و اینا زحمت میخواد پول میخواد یا باغدار زحمت میکشه ولی سخت و ناممکن نیست یعنی خدا روزی همه رو میده لذا سخت نیست بلکه زحمت میخواد لذا در بهشت و جهنم هم همینطوره اینطور نیست که باید ساعات طولانی نماز بخونیم که خدا بفرستتمون بهشت بلکه خدا اینو نخواسته یا از صبح تا شب گریه کنیم که خدا گناهامون رو ببخشه البته گریه خوبه و بفکر بودن ولی حد داره همه چیز و زندگی جریان داره چیزی نباید مشغولمون کنه مثلا خدا نخواسته که ما برای سیر شدن شکم از صبح تا شب کار کنیم بلکه کار میکنیم ولی همش برای شکم نیست لذا خیلی ها هستن که حاظر نیستن زحمت بکشند بعد میگن کار نیست و تقصیر دولته بلکه باید عرق ریخت زحمت کشید!!

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۵۶ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

مرام حسینی آقا ما برای اینکه جامعه به اهداف واقعی الهی برسد باید مرام حسینی رو زنده کنیم پس لذا باید جامعه یک سنخیتی با فضای عاشورایی محرمی داشته باشه مثلا امنیت در ایران بالا رفته و قبلانا در گذشته و مخصوصا قبل از انقلاب به قبل دین خیلی در خطر بود اصلا جان مومنان بی ارزش و ستم و کشتار و شکنجه و زندانی کردن ها زیاد بود و وقتی روضه اباعبدالله رو میخوندن مردم میرفتن به فضا و سنخیت عاشورایی محرمی و غیرتی میشدن و مرام حسینی عاشورایی پیدا میکردن الان داره در جامعه مرام حسینی نابود میشه مرام حسینی یه بخشیش در فضای همون ایام حسین (ع) هست که بعضی مرام ها دیگه از بین رفت همون موقع و مگر اینکه بعدا مردم کمی سنخیت و فضای حسینی بگیرن که زینبی و اباالفضلی بشن و گفتم باید یکم فضاشون مثل امام حسین علیه السلام باشه و ربطی به ما داشته باشه تا مرام حسینی بگیریم مثلا غیرت ابالفضلی الان نیست به اون شکل مثلا وفای ابالفضلی نیست و ما هیچ سنخیتی هم نداریم اگر فضامون کمی سنخیت پیدا کنه و ربط داشته باشه مثلا جانمون در خطر باشه بعدا که روضه امام حسین گوش میدیم راحتر وصل میشیم و یک اتحاد قوی میخواد بین مومنان تا دوباره مرام ابالفضلی رو حضرت تزریق کنه اینطور نیست که فردی باشه باید جمع بکشه خودش رو بالا الان ما در فضای محرم امام حسین علیه السلام اون دوران نیستیم الان ظلم اون دوران نیست فشارهایی که بر حضرت بود اون نا امنی ها و ترس مردم و ظلم ها یا با اون شکل نیست یا تغییر کرده مثلا حضرت اباالفضل رو در نظر بگیرید که رفته آب بیاره و پرچم و مشک در دستانش و چنان از تیرها زخم خورد هزاران نفر تیرانداز که پرچم پاره پاره شد و یزید هم تعجبش برد یزید لعنه الله که پرچم دارش کی بوده ؟!! اینه مرام حسینی که ما حتی حس و شبیه ش هم نمیشیم در صورتیکه اگر فضا رو حس کنیم یک فضای غربت و مظلومیته که تمام وجودمون رو میگیره ولی چون سنخیت نداره به الان ما ما حس نمیکنیم مثلا فیلم روز واقعه یک فیلم قوی و حتی با آهنگ و فضای غریبانه است که الان هم نمیشه ساختش چنین فیلی رو چون فضا تغییر کرده مثلا فیلم مختار در فضای جدید امروزی ساخته شد و عیبی هم نداره چون امام حسین و یارانش همیشه زنده هستند درسته اگر ما فضای ظلمت و مظلومیت اون موقع امام حسین علیه السلام رودرک کینم یعنی مرام حسینی رو درک کنیم اشک سرازیر میشه از چشممون و آدم میشیم ولی بازم امام حسین علیه السلام الان زنده هستند و شما و من اگر درفضای ظلم امام حسین علیه السلام نیستیم که سنخیتی پیدا کنیم و حضرت مارو عوض کنه بازم میشه از طریق معرفت و دعا ها طی طریق کنیم یعنی مثلا سخنرانی های قوی میتونه در ما اثر کنه که درمورد امامان و کلامشون باشه و کلامشون و معرفتشون هم تا ابد زنده و نو هست مثلا اگر با دقت ذوب بشیم در سخنرانی های ٱیت الله جوادی حفظه الله و با جان دل گوش کنیم حضرت امام حسین و امامان دیگر بهمون توجه خاص میکنن و راه بسته نشده راه مرام حسینی!!!مثلا شما فیلم های قبل انقلاب رو نگاه کنید گرچه ممکنه فضای بی بند و باری داشته باشه ولی غیرت و داش مشتی بودن و اینا هم پیدا میشه به کلان در فیلم ها چون مردم اون موقع مرام حسینی داشتند نه اینکه فیلم قوی باشه بلکه جامعه این شکلی بود الان مرام حسینی بیشتر علمی و‌ معرفتی شده و ظلم ها و دزدی و ناامنی و تجاوز کمتر شده یا تغییر شکل داده یا مخفیانه سر میبرن بطوریکه خودشم نمیفهمه از کجا خورده مثلا ماهواره ها فضای آلوده مجازی دین و ایمان جوانان رو طوری میبره که ایمان و معرفتی نمیمونه نمیفهمه خط شیطانی هست لذا سنخیت هم اگر نداشتیم میشه فضا رو پیدا و آشنایی و معرفت پیدا کرد یک مداح خوب میتونه مارو ببره کربلا از راه دور و هم کربلای اون زمان مثلا دیگه یک نقاشی تمثالی از واقعه عاشورا گاهی اثرش از صدتا نوحه بیشتره لذا اگر سنخیث و مشابهت با یاران امام حسین علیه السلام هم نداریم میتونیم با فضای حضرت آشنا و کسب معرفت کنیم من خودم ماموران قوی الهی از موکلان و حتی ماموران انقلابیم حس میکنم پیشم نیستن و یاریم نمیدن و در فضام نیستن و بیشتر شیطنت شده در فضام لذا اصلا حال نمیکنم و حالمم بده قبلا نوحه میزاشتم با قلیون کلی فضا معنوی میشد ولی دوستانم نیستن لذا تصمیم گرفتم دیگه فعلا اگه شده تا مدتی کلیپ نزارم تو آپارات چون حال نمیکنم با این مامورا چون سنخیت و آشنایی با هم نداریم و درک نمیکنیم همدیگرو!!

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۰۷ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یکی از جنبه های اعجازی قرآن اینه که مثلا داستان هایی که به ما ربط داره رو باید بخوانیم وگرنه داغونمون میکنن مثلا ما که همش فیلم میگیریم و تا حدی بین زنان مشهور شده ایم اینا مارو میبندن و سحر و جادو میکنن و از عشق و حال و زن و شهوت میبندن باید بریم سراغ سوره های قرآن و با معرفت بخونیم مخصوصا کسانیکه مشهورن بین زن ها باید بشینیم با معرفت سوره ی طه رو بخونیم وگرنه جادوگران میبندن مارو و حالمون بد میشه میدونید که سوره ی طه درون این سوره درمورد سحر و جادو صحبت شده گفتم راه حلی داده باشم وگرنه قبض میشیم و داستان حضرت موسی علیه السلام هست که مقابل فرعون و جادوگران ایستاد لذا خدا بخواد نجاتمون میده من به دلم خورد سوره ای که با ط شروع میشه رو بخونم گشتم در قرآن و سوره ی طه رو بین اسامی پیدا کردم و بختم باز شد و دلم شاد و حتی زنانیکه جادوم کردن هم در خیالم اومدن و نجات پیدا کردم که جادوم کرده اند و دوباره حالم خوب شد اینا الکی نیست آیات قرآن با اینکه اولش برام مسخره میومد که موسی علیه السلام بخواد در این سوره جلوی حکومتی طاغوتی بیاسته و وقتی ترجمه و هم آیات رو میخوندم و تناسب به الان و هم زمان خود حضرت موسی میدادم مضحک بود که انگار خیالاتی شده که خدا بهش میگه برو پیش فرعون که طغیان کرده ولی کلی آرامش بود و طاغوتیان کم نیستن در زمان ما بله فرعون زمان ما زن هست نه مرد و حتی رقیبان امام زمان عج زننانند که در حجابند و ادعاشون میشه که دنیا فاسده الان وضع تغییر کرده بله ولی همونه داستانش!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۴۱ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

آقا ما داشتیم تفریحی به بهانه قلیون نوحه گوش میدادیم گفتیم لا اله الا الله رو هم بگیم و تجسم هم بکنیم از همون روش حروف لا اله الا الله رو بعد یهو یاد همون کتابی که از رادیو فرهنگ یه بار تعریفشو شنیدم افتادم کتاب اعترافات غلامان که براتون هم گذاشتم دانلود کنید بعد لا اله الا الله که میگفتم یه لحظه یاد یه فصلی از کتاب و یه داستانیش افتادم که امام رضا علیه السلام فرمودند که لا اله الا الله شاید اینطور گفته باشن که لا اله الا الله قلعه ی محافظ هست گفتنش در پناه خدا ولی یکی از شروطش من هستم بعد ما ذهنمون رفت در یه لحظه به سمت امام رضا علیه السلام بعد در دلم خطور کرد که آیا امام رضا علیه السلام همسرشون رو شاید نبرده باشن به ایران و خراسان!!! خوب همین یه نکته ای داره که من از توانم خارجه ایشالا کمکم کنن درست بگیم ولی از عهده ی کامل قضیه برنمیام و تسلیمم همین اول گفتم بگم! بعد شک کردم بعد گفتم زمان شهادت امام رضا علیه السلام پسر ایشان یعنی امام جواد علیه السلام از فکر کنم مدینه به بالین حضرت به طور غیبی میان و ایشان پسر خردسالی بوده اند لذا شاید امام جواد علیه السلام پیش مادرشون بوده اند یعنی همسر امام رضا علیه السلام به ایران نیومدن بعد بازم شک داشتم سرچ کردم همسر امام رضا(ع) و نوشته بود در منبعی آمده که ایشان به ایران نیامده اند و زیاد هم بحث نشده بعد سرچ کردم همسران امام رضا (ع) چون گفتم و مقصودم از فکر همین بود که در ایران همسری گرفته باشند بعد دیدم بعضیا میگن یک همسر داشته اند امام رضا (ع) بعضیا میگن دو همسر و دختر مامون بوده که به خانه ی امام رضا (ع) هم نیامده و به قصد سیاسی مامون دخترش رو به ازدواج امام رضا(ع) درآورده بعضیا هم میگن سه زن که مادرابراهیم نام داشته که شک دارن شاید منظور همون همسر اولی باشه خلاصه میخایم بگیم امام رضا (ع) به وعده ی خلافت به ایران آمد ولی چرا همسرش رو‌نیاورد؟!!! یکیش اینه که خبر داشت از دستگاه شیطانی مامون و نقشه هاش دوم اینکه زن اول امام رضا(ع) نوشته بود از بهترین زنان بوده و امام رضا (ع) نمیخواسته همسرش به سرنوشت غربت و بد خودش در ایران دچار بشه و هم اینکه زن گرفتن در ایران و با اوضاع وضع شهر ایران بهتر هست تا یک زن پاکی رو فرزندش امام معصوم خواهد شد رو اسیر هوس های مامون کنه اینم سیاسی میشه قضیه اش ولی هر طوری هست اولا این غربت امام رضا (ع) رو بیشتر معلوم میکنه که همسری در ایران و محرم رازی نداشته دوما امام حسین (ع) مجبور شد همسرش رو به کربلا بیاره چون بیرونش کردن از شهر خودشون و در خطر بود درصورتیکه امام رضا (ع) اینطوری نبود و به بهانه ی خلافت اومده بود و همسرش امان داشت که خارج از حیطه ی پرورشی تربیت امام جواد (ع) لااقل در کنار مادرش بمونه امام جواد (ع) و اینم غربت امام رضا (ع) هست بازم که مجبوری به ایران آواره شد درصورتیکه اگر من باب طبعش بود همسر و فرزندش رو می آورد و بازم غربت دیگر اینکه از فرزندش که امام بعد هست دور بود که خعلی سنگینه و سوم هم یادم رفت چی بود؟!!سوم هم اینکه آقا به قصد خلافت یا ولی عهدی امام رضا رو آوردن که خوار و ضعیفش کنن و زهر همین بود که آمد به ایران درصورتیکه اگر جای خوبی بود و هدف امام رضا (ع) حتما همسرش رو‌همراهش می آورد غربت سوم همینه که به قصد پادشاهی اینطور کردند با امام رضا(ع)!!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۴۵ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

چرا ما وقتی یاد خدا باشیم فقط آدمیم و کارمون درسته؟!!! چرا وقتی بزرگان در فضامون باشن و مورد عنایتشون باشیم درست تصمیم میگیریم و انگار یه حیوانی هستیم که بدون یاد خدا شیاطین و نفس گنهکارمون مارو از درگه الهی خارج کرده و از آدمیت یعنی انقدر حساسیم و مورد حمله ی شیاطین و یا غفلت از خداییم؟؟لااقل اگر مثل من هستید اینطوری که میگم و خواهم گفت رو خودمون و یاد خدا کار کنیم و تمرین کنیم و بیشتر یاد خدا باشیم و بدانیم از کجا داریم میخوریم و کج میریم!! مساله ی معدن رو میگم که هر کس طوری فکر میکنه و به مساله نگاه میکنه اول بزار ماجرای خودم رو بگویم تا مساله باز بشه بعد بریم سراغ معدن آقا ما چند وقت پیش داشتیم درمورد تجسم اذکار که ذکرها رو یعنی نوشته های ذکر رو تجسم کنیم در ذهن و در دل بدون ریا بگیم مثل قرآن و اذان که طرف اذان میگه در تلوزیون و نوشته های ذکر اذان هم ما میبینیم بعد ما هم در ذهنمون نوشته های اذکار رو بیاریم که اثر داره داشتیم درمورد همین موضوعات بودم و تازه یا مدتی بود که حتی توی وبلاگ هم توضیحاتی چند هفته پیش دادم بعد تلوزویون روشن کردم اخبار 20:30 نگاه کنم اخبار یکی از خبرهاش این بود که یه نفر در سیل اخیر در شمال کشور حالا آذربایجان بود جایی کشته شده!!! و قبل از که اخبار پخش بشه خلاصه ش رو نشون میداد و یک دوچرخه سوار رو نشون داد که آب میبرتش و فیلم کشته شدن رو نشون داد بعد اخبار به صورت مفصل تر شروع شد آقا ما هم اولش برام تفاوتی نداشت که این خبر رو شنیدم بعد که اخبار شروع شد منم شروع کردم از همین روش ذکر لا اله الا الله رو گفتن و گفتم و تجسم میکردم نوشته ی لا اله الا الله رو خلاصه ی مطلب اخبار بعد از اینکه مشروحش رو گفت شروع شد و رسید به دوباره همین بچه که سوار دوچرخه بود و فیلمش رو گرفته بودن ولی اینبار گریه م گرفت همینطور که ذکر میگفتم چون اولش ذکر نمیگفتم در مشروح خبرها همینکه دیدمش دلم سوخت و آروم شدم که ببین دارم گریه م میکنم  تعجبم برد که اولش که اینطوری نبودم من حالا برای بچه هه دارم گریه میکنم؟!! بله در حاثه ی معدن اخیر هم همینطوره عده ای بی تفاوت هستند میگن به ما چه عده ای غربی پسندند میگن میخواستن چیز نشه اینا محکومن و بنده ی ما ان مرگشونم به درک و عده ای دیگر میگن ما قدرت داریم حالا چه طور زبان مردم و قوم و خویش و خانواده هاشون رو ببندیم باید الکی هم شده سیاه بپوشیم و همدردی کنیم که اینا مسولند بیشتر و عده ای دیگر میگن ما هم مسولیم باید برای جلب نظر مردم خودمون رو نشون بدیم و عده ای دیگر تاسف میخورن و به خودشون میگن اگر من جای این معدن کارها بودم یا بابام و دوستم بود بعد چی میشد؟!! و تاسف میخورن عده ای دیگر تاسف میخورن و میگن که حالا قضا و قدر بوده و اینا هم مثل بقیه ی افراد بازم دلیل میارن و دلیل خدایی میگن حالا خدا خواسته قسمت بوده انشا الله اون دنیا ولی باید نواقص امر حل بشه و مجرمان به جزای اعمال بدشون برسند و اینا هم دغدغه دارن ولی نه اشکی نه چیزی مثل بقیه ی افراد دلیل میارن در این جادثه ها و میگن خدا اون دنیا بهشون بده و خعلی دلسوز باشن میخوان مجازات کنن و به خانوادهه هاشون رسیدگی بشه و سر ختم هم میرن ولی عده ای دیگر یاد خدا هستن اینا دلیل برای خودشون نمیتراشن شاید و چیزی نمیگن فقط اشک میریزن و بعد از اشک آروم میشن و خدارو به یاد میارن که انا لله و انا الیه راجعون و کاری هم از دستشون بر نمیاد ولی تاسف و حزن دارن البته اشک داریم تا اشک آدمی که اشک میریزه از تمام وجود و اشک نشانه ی اخلاص هست که یادم رفت پست قبلی بگم بله اشک همینه دیگه تمام وجود و نیت آدم رو تغییر میده با زور که نمیشه اشک ریخت و باعث میشه آدم به کلی تغییر کنه و اگه کاری از دستش برمیاد میکنه و مصمم و قوی میشه!!!بعضی چیزا گفتنی نیست یه بیتی یادم هست که شاید دو بیت باشه ولی یه بیتش یادمه که شیخ جعفر مجتهدی میگفتن با این بیت گریه میکرده و تاثیر زیادی روش داشته (یادم ز وفای اشجع الناس آید/وز چشم ترم سوته ی الماس آید/گرآید به گیتی حسین دگری/هیهات برادری چو عباس آید) البته دو بیت شد وقتی داشتم مینوشتم یادم اومد! خلاصخ با یاد وقای حضرت اباالفضل (ع) گریه میکنه خوب خعلی معنی توش هست ولی گفتنی نیست که آب رو در دست بگیره و بریزه رو زمین بعضی ها میگن کجاش گریه داره؟؟ خوب نمیفهمیم ما معنای وفا رو از آدمیت بیرون اومدیم حیوان شدیم دلسنگ شدیم بالاترین وجه انسانیت که فرشته ها موندن توش رو ما حس نمیکنیم و بی تفاوت خود من رد میشه حالا بعضی ها گریه کرده اند و زبان حال میگن نگاه کنید از ضربه های شمشیری و نیزه که به حضرت وارد شد شاید بیشتر گریه میکرده شایدتم یقینا ولی ما درک نمکنیم و گفتنی هم نیست!!!که چطور حضرت اباالفضل(ع) یاد امام حسین(ع) و بچه هاشون بود که آبی که هیچ منعی نداشت و با تشنگی زیاد بر زمین ریخت با یاد تشنگی و لبان حضرت امام حسین(ع) حالا ما گناه میکنیم میگیم حسین حسین!!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۵:۵۸ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر
خوب ما گفتیم که رادیو گوش بدیم و اینا بعد رفتیم رادیو معارف و اینا باز نمیشدن از طریق اینترنت و کلی و گشتیم و اینا تا رسیدیم به همون برنامه ی اولی اندرویدی که لیوآی آر آی بی هست و رادیو تلوزیون پخش میکنه روی گوشی دیگه خلاصه شانسکی رادیو فرهنگ رو باز کرد و کلی بهره بردیم یعنی کچل شدم از بس گشتم توی اینترنت دنبال برنامه ی رادیویی که یا قطع میشد وسطش که مشکل از اینترنت نبود چون هم وای فای مشکل نداشت هم من شارژ ایرانسل هم خریدم بعد خلاصه نمیشد کارمون تا همین برنامه ی livririb حداقل رادیوفرهنگ رو باز کرد تبلیغم میکردن زنگ بزنید شبانه روزی به 162 و اینا میخواستم زنگ بزنم مشکل رو بگم ولی دیگه این رادیوفرهنگ باز شد و حتی دنبال رادیوی بدون اینترنت هم گشتم حالا بگذریم خیلی خوشم اومد از رادیو فرهنگ اولش که باز کردم آقای حداد عادل شعر مولانا رو تفسیر میکرد و خعلی جالب بود بعد یه نفر دیگه بازم شعر رو چیز میکرد و دیگه رفتم قلیون آماده کردم و کشیدم و صحبت میکردن خعلی برنامه هاش جالب بود فقط دو نکته اول اینکه من بلخره گریه م گرفت از شعر ها و گریه ای که پای روضه نمیکردم یه زنی یه شعری خواند و توضیح میداد اشکم تو خلوت جاری شد شعر درمورد خدا بود شاید یادم نیست و حال کردم و دیگه یه چیزای ارزشمندی هم یاد گرفتم قبلا مدرسه میرفتم معلم ادبیات مگر یه صحبت هایی میکرد که آگاهیمون بالا بره و حالا فهمیدم چه گوهر خوبی داشته ام که میشد استفاده کرد نکته ی بعد اینکه اذان گفتن وسط قلیون و رفتم نمازشب و صبح رو خواندم و برگشتم دوباره قلیون کشیدم یه خورده هم زیاد کشیدم سرم درد میکنه قبلش که نوحه و ذکر میگفتم دیگه زود پامیشدم و دلم نمیخواست زیاد قلیون بکشم ولی الان دوتاسیم تو گوشم بود داشتم رادیو گوش میدادم و اینطوری شد نکته ی دوم اینکه ما نماز خواندیم و اینا دیگه رادیوفرهنگ رفت تو قسمت اذان یه خورده ای هم یه مداحی از انتظار و امام زمان عج خواند که داشت قلیونم خراب میشد چون من اصلا حال خودم رو که دیدما اصلا از نوحه و اینا زده شده ام چون بسیاری از ماها برای شهوت دار شدن نوحه گوش میدیم قبلا برای گناه و حال خوش گوش میدادم الان نیتم خراب شده متاسفانه یعنی امام زمانی من بوده ام قبلا ولی دیگه با نوحه حال نمیکنم چون نیتم خیر نیست و مردم هم شاید برای شهوت دار شدن اومدن نوحه گوش میدن این میتونه خوب باشه ولی بازی با اهل البیت عصمت هست بلخره خیلی ها هم دوست دارند بچه دار بشن ولی من تا گریه ام نگیره مشکلام حل نمیشه از طرفی یه سری برنامه های خوبی هست که داره هدر میره و رحمت خاص خدا کم میشه لذا حتی اگر مشکل شهوت هم داشته باشیم باید با اشک خوبش کنیم و از طرفی درمورد امام زمان میخواند ولی وقتی خودم رو دیدم که یه زمانی امام زمانی ومخلص بوده ام و حالا نیستم و انتظارات تغییر کرده مثلا رادیویی شده اینکه شما و من اگر امام زمان عج رو هم بشناسیم بازم از این مداحی ها بدمون میاد که توش اخلاص نیست و اشک یعنی اینطور نیست که امام زمان عج رو ببینیم و دیگه کارمون اشک واینا باشه بلکه خعلی ها میشناسن امام زمان رو و دشمنش شده اند اصلا حالا خدایا مارو دشمن اهل البیت نگردان اینطور نیست پس چون مداح تو رادیو فرهتگ بعد از اذون یه خورده ای مداحی میکرد میگفت من که امام زمان روندیدم یا همچین چیزی میگفت لذا تا جایی که حال واشک هست باید مداحی گوش داد مخلصانه و در آخر هم یادتون نره رادیو فرهنگ رو گوش بدیم دیگه من جانم به گلوم رسیده بود که خدا در رادیو رو بر من باز کرد یعنی از خودمم بدم میومد با این کلیپای مسخره م و دیگه نمیدونستم باید چه کرد!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۲۸ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

امشب داشتم یه خورده تلوزیون فیلم میدیدم حالم دگرگون شد و دلم باز شد که یه قلیونی بزنیم به رگ این روزا قلیون بهم نمیچسبه و امروز رفتم سایت فیلیمو یه انیمیشن دیدم کلا حالم خوب شد و افسردگی رفع و دلم باز شد من از فیلمایی که درد داشته باشه خوشم میاد یه دلیلش همدردی هست یه دلیلش اینه که مردم مشکلاتشون بیشتر از ماهاست و آرومم میکنه این قضیه هاشون و اون انیمشن اسمش این بود(زندگی من به عنوان یک کدو ) شاید هفته ی پیش بود که انیمیشن پرندگان خشمگین رو هم دیدم اونم قشنگ بود و حالم رو عوض و خوب کرد خلاصه امشب داشتم فیلمی میدیدم دلم باز شد گفتم قلیون بکشم ولی گفتم به خودم رادیو گوش کنم موقع قلیون چون بدیش اینه که هرچی ذکر میگم و نوحه میزارم دیگه بهم نمیچسبه قلیون و وسواسی شده ام و همش فکرای الکی میکنم که مهم نیست و دلم میگیره همش لذا گوشیم رو برداشتم رفتم تو حیاط و رادیو گذاشتم اولش رادیو ایران گوش دادم دیدم  سخنرانی رهبر عظیم شان هست که درمورد قرآن امروز صبح سخنرانی کردن بعدشم دعای کمیل گذاشت چون شب جمعه است و خعلی چسبید بعد فهمیدم گمشده ای که فرج حاصل میکنه برام و حالم رو خوب میکنه همین معارفه بعدش رفتم رادیو معارف گوش دادم سخنرانی امام خمینی(ره) بودش و بعدشم سخنرانی آیت الله جوادی خفظه الله گذاشت که دیگه قلیونم تموم شده بود الغرض نکته اینه که مثلا دعای کمیل که از رادیو پخش میشه بلخره دل ها جمع هست از مسجد ممکنه قوی تر باشه چون یه عده ی زیادی از یک دعاخون که حتما خوبتر ازخیلی هاست که در رادیو پخش شده صداش داریم گوش میدیم لذا خدا توجه به جمع داره و حالمون بهترتز میشه و چون جمعی داریم گوش میدیم و یه عده تو خیابونن سوار ماشین یه عده تو خونه جاهای دیگر رادیو گوش میدن این خعلی فضای جمع در خدایی شدن ما اثر داره و به خاطر خوبی دیگران ما هم حالمون خوب میشه گفتم که بگم که رادیو  گوش بدیم اگر حالمون بده یه فضای جمعی دلی خوبی است که خدا نظر لطف به ما داره و حالمون رو خوب میکنه و فیلم هم نگاه  کنیم مخصوصا فیلمای که درد داره توش ومشکلی دارن یه عده درسته فیلمه ولی خیلی تاثیر خوبی داره و دل آدم باز و امیدوار به زندگی میشه وگرنه افسرده میشیم!!