خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اکانت باهم: حاج پلیسعلی

بایگانی

۱۰۰ مطلب با موضوع «تفکر روایی» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۵، ۱۲:۰۲ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

مساله طوری نیست که با ظهور حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداش درست بشه اتفاقا ممکنه بدترم بشه چرا اینکه در زمان پیامبر(ص) منافق بود شیطان بود در زمان علی (ع) خوارج اصلا بودن که اینا بیماری روحی است دیگه یعنی فقط کافیه یه نفر برای خدا قیام کنه زود هشدار میزنن اینا دستگاه ها زنان حساس میشن میگن هر کس برای خدا قیام کنه هفتاد گروه شیطان به مقابله ش وای میسن و میجنگن باهاش هفتادا یعنی خعلی! لذا روانپزشکا چی میگن؟ اونا که پشت اسلام نخوابیدن وقتی روحانیون جا خالی میکنن دیگه روانشناس که دلش نسوخته صورت مسئله رو پاک میکنه میگه خدا پرستی یه بیماری روانی است و مرض است!! خداوکیلی خوارج که این همه سجده میکرد و ضد امام علی علیه السلام بودن مرض نداشتن؟؟ بله شیاطین حظور دارن حمله میکنن چه پیغمبر باشه و امامان چه نباشه وقتی هم هستن وضع خرابتر و جنگ سختر و با علم هم نمیشه درستش کرد جنگه دیگه میریزنن رو سر مومن وسواسیش میکنن حمایت میشن شیاطین و هزار تا شک و شبهه میاندازن تو کار الان که وضع ایمان خرابه در کشور میگن بزار راخت باشیم تازه از دست این آخوندا راحت شدیما دوباره میگی برگرد اول انقلاب و دوران جنگ لذا ما میگیم کنترل شده برگردیم !! بله ما خودمم از تفریط بدم میاد که  سایت فیلتر کن زور بگن نمیدونم زندانی کنن بکشن اصلا اینا بده و بدتر هم هست ولی خوب بااین وجود هم که دین و خداپرستی مرض باشه نمیشه زندگی کرد و مومنان واقعی رو خودبه خود رند میکنه وضعیت. همشم بستگی داره به جمع و اجتماع شما که میگی خداپرستی کن اول ذهن بچه میره تو اتوبوس میشه چه کار کرد با وضع و قوانین خداپرستی یعنی چه کنیم؟؟ دوست دختر نداشته باشیم نگاه به زنان نکنیم بله یه سری قوانین فورا میسازن و مچ گیری و پرونده و اینا دیگه کار به هیچی هم ندارن! بله خوبه نگاه به دختر مردم نکنن مدرسه ای ها ولی نمیشه هم سرش رو مثل گاو باندازه پایین نگاه به هیچی نکنه! اون سر به گاو شدن مراخل عرفانی دارن پشتوانه میخواد وگرنه حدیثه خودش که موقع راه رفتن مخصوصا به ویژه مردان مثل گاو سرشو پایین باشه که بهترین نوع راهروی است و وقتی میگه بهترینشه شاید یعنی مشکلم هست نمیشه بازیگری کرد و باید خودسازی کرد اول!شاید چنین حدیث داشته باشیم یادم نیس لذا هرقانونی که روانپزشکاا میسازن و انتظار دارن از نوجوانانی شروع میشه و روی اونا بیشتر تاثیر داره که مدرسه میرن و انتظار از اوناست و دنیا و شهرم دست خودشونه! مراقب باید بود برای آیندگان دیگه وارد نمیشیم تو مدرسه که دارن چه بلایی بر سر اعتقاداتشونن میارن!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۵، ۰۲:۲۱ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

خخخخــخخ خنده دار نیستا ولی چنانچه گفتیم وقتی لای چرخ تولید و مردم چوب میزارن اینا دیگه چه برسه تولید اتوموبیل و ماشین لااقل برای بی بضاعت ها یه کار کنن که زمین مجانی بدن کشت وکار کنند طفلکا دوران قدیم رعایت میکردن حدیث رو که میفرماید هرکس زمینی رو آباد کنه زمین خشکی مثلا بعد زمین ماله خودشه خوب الان نه میتونه پیدا کنه نه میزارن آباد کنه مشکل آب هم هست پس این سه تا مشکل رو برای بی بضاعتا درست کنن آخه من میخوندم نوشته بود کشاورزی بهترین شغل در نزد خدا و شغل پیغمبرانه !!! من خودمم انقدر دوست دارم سبزی و هندونه و اینا بکارم و خوشم میاد انقدر که نگو حالا باغبانی سخته مسولیت میخواد ولی کشاورزی راحتره شاید باید پرسید باز!! ولی من این شغل رو برای روحیه و از سر تفریح و کنجکاوی و مرد شدن و سرحال اومدن و عشقش دوست دارم وگرنه هر بار چیزی کاشتم تو اون خونه ی قبلیمون خراب میشد اکثرا البته خاکش خوب نبود و خاک باغچه رو کلا عوض کرده بودیم بدتر شده بود فکر کنم خلاصه حالا که نمیزارن تولیدات داشته باشیم اگه میوه صادر کنیم و ارزان کنیم و سیفیجات رو خعلی هم خوبه سبزی هم گرانه به نظر من البته زحمتش خعلیه ولی در مقایسه با میوه گرانه سبزی قیمتش شاید و میوه هم در ایران به قول بابا بزرگم ارزانه و هم بابا بزرگم اون موقع چند سال پیش مسخره میکرد که قیمت خرما کیلویی 300 ولی تربزه(تربچه) 1000!!! خودش باغ داره بابا بزرگم ولی الان بهتر شده قیمت خرماهاش طفلک نمیتونه راه بره با پاش وروی قدم هاش وایسه با این حال همش میره باغ اونم با موتور خراب شده اش اگه ببنیشا میگی خدا داره میبرتش و میارتش!!!چند وقت پیش تو جهرم که بودم میگفت از دم اتاقکش تا برسه به دم در باغ که شاید 30 متری باشه کمتر میگفت پیاده اومدم نیم ساعت طول کشید!!! اصلا پاش انحراف داره از جوانی درد میکرده و یه بار هم از بالای درخت خرما افتاده بدتره شده یعنی اگه ایستادنشو نگاه ک مثل هشت میشه پاهاش از زانو از دو طرف بازه و خعلی درد میکشه و نمیشه هم عملش کرد خودش میگه وقتی میرم باغ برای پام هم خوبه!!!هرچی هم بهش میگیم بابا این باغ رو بفورشش راحت زندگی کن نمیخواد انقدر به خودت زحمت بدی بری آب بگیری برای باغ و کارگر اجاره کنی و اینا  آخرشم هیچی دستت رو نگیره !! میگه مادر بزرگت اجازه نمیده بفروشیمش!

ولی با این حال من خودم بازی هایی دنیای مجاز و کامپیوتری و اندرویدی که چیز میکاریم و کشت میکنن و مدیریت شهر یا مدیریت مزرعه و دام رو دوست دارم و اثر شاد و روحیه ی خوب میده  مخصوصا استراتژیکی اگه بچه هام جمع باشن رو سیستمم و شلوغ کاری کنن  میچسبه تا بیکار و ندونم چه کار کنم در حالتی که اگر انتظارات زیادی داشته باشن و اگه بخوان ببرنم وخارجم کنن از بالا از زندگی معمولی و سیستم کاریم و وبلاگنویسی این بازیای مدیریتی کامپیوتری میکنم فورا و خوب اشتباه هم زیاد دارم که انتظارات پایین میاد که بخوان بپرستنمون وقتی شلوغ میشن و جمع میشن رو سیستم کامپیوترم برای نظاره گری کارام و نمیدونم چکنم این بازیهای مدیریتی و استراتژیک دیگه!!البته باید حال و حوصله و ورحیه شو داشت و بچسبه و دیگران اذیت نشن و باید دل ها موافق باشن و خورده نگیرن مثلا برای انجام چنین بازیهای مدیریتی و سرکار گذاشتن یه عده حتی و اگرم اعصابم خورد و روحیه خراب بازی های ماشینی حتی تفنگی جنگی هم هست تا اعصاب چقدر بکشه حتی اعصاب شما و جمع که همرامند همیشه و تا چطور باشه وضع حتی خرابکاریم میکنم مثلا بازی جی تی ای ۲ میکنم و در شهر آشوب میکنمو یه مرتبه ماشین پلیس آتش میزنم و آدم میکشم یه مرتبه  و توضیحات سیاسی هم حین بازی میدم متناسب با حالم تا وضعیت سفید شه مثلا متناسب با بازی جی تی ای میگم پلیس داره جلوی مامور سیا و جاسوس رو میگیره در حین مامورین و پولم نمیدن به مامور اداره ا.ط بعد جلوشو هم میگرن پلیسا که مجبور میشه در باری GTA خلاف کنه  که خوب بدم هست و حقیقتم ممکنه داشته باشه این توضیحات ولی خیالیه و اعصابمون از جای دیگه خورده و بازی زیاده مثلا بازی ماشینی پلیسه بیشتر به من گیر میداد و اعصابمو خورد میکرد و من بوق میزدم چیز میز میگفتم که به جز خدا و فرشته ها ممکنه دیگرانم که از دور باهمن بخندن!ولی ممکنه مسئله جدی باشه ولی آروم میشیم!یا بازی وکاپ که پلیسیم و همینطور جاسوس لباس شخصی تروریست شدنو میکشیم اینم باحاله وقتی اعصاب نداریم بازی زیاده دیگه باید یافت و از کودکی خو گرف بعدا خاطره میشه!! البته این بازی های مدیریتی مزرعه خعلی  بهتر از بازی جنگیه  و اثر مفید داره حتی در اخلاق و یا بازی های دامداری البته اگه از سن نوجوانی گذشتیم و عالم کودکی دیگه لازم نیست حتما حتما بسازیم به بازی هایی و اگه این بد بود وضع پس بازی مخصوص کنیم نه بلکه اهداف و روحیه در جوانی عوض میشه!و دیگه باید دنبال آهنگ و فیلم و کتاب متناسب و خوب و دلچسب بیشتر بود که باید گشت وگرنه هست مخصوص خودما که انگار برای خودم ساختنش ویژه!!ولی بعضی کتب و فیلم و آهنگ و جزوات باید در عمقش رفت و ساخت باهاش تا درکش کنی مثلا قرآن و دعاها رو هرچی بخوانیم بیشتر مجذوبتر و بهتر میشیم و درک بالاتر که در نگاه اول ممکنه درک نشه حتی کتب درسی هم باید بریم یاد بگیریم و فشار بیاریم نه که جا بزنیم و نباید ترکشون کنیم چون بدلیل  سختی یا گیج کنندگی یا نمیفهمیمش اولش و باید کار کرد پس وگرنه بیگانگان سوار میشن روی سرمون علمه دیگه میفرماید برین در چین هم شده یادبگیرین یعنی فشاروتحمل کنیم این یه جنبشه و جنبه ی سیاسیشم که قبلا گفتیم چین رو!چندتا بازی هم تو وبلاگ دیگرم گذاشتم که خاطره دارم بیشتریش کم حجمه اینه آدرسش:

 WWW.resuminggame.blogfa.com 

ولی در کل هم بجز سیستم آبیاری هرچی سنتی تر کشاورزی بشه بهتره و مغزی تره که نگفتیم تکنولوژی هم دخالت کنه وگرنه بله کود شیمیایی و تصحیح نژاد بذر باعث تولید بیشتر میشه که ولی باز سلامتم مهمه!

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۵۶ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر
یه نکته هست که اصل مطلبش چند جمله بیشتر نمیشه حالا ببینیم میشه طولانیش کرد یا خیر چون ما دکتر تغزیه نیستیم و اون به حدیثی هست که میفرماند معده مرکز بیماری است بعد من فکر میکردم قبلانا که بیماری های جسمانی است حالا فهمیدم ما یه چیزی میخوریم بیماری روحی میگیریم دوما با خوردن میشه از بیماری پیشگیری کرد و یعنی برعکسشم هست که اگه مرکز بیماری معده است پس وقتی تغزیه خوب داشته باشیم بیماری نمیاد و زنده میمونیم یا حالمون بهتر میشه و سالم میشیم بذون ورزش حتی سالم میشیم یعنی شاید برای هربیماری غذایی دارویی خوردنی ای باشه که پیشگیری یا درمان کنه پس نکته این بود که علاوه بر بیماری رو خوب کردن یعنی بیماری جسمانی رو خوردن تحریک میکنه علاوه بر اون باعث میشه مشکلات روحی هم داشته باشیم حالا شاید اون زمان ها مردم کاری به روحیه نداشتن و همش میگفت حال خوب معنوی ولی الان مشکلات روانی داد میزنه که مثلا شما میری یه جا سخنرانی کنی یه لیوان آب بهت میدن نمیدونم توش چیه ولی یه بلایی سرت میاد لذا اصلا شیاطین توسط قرص و دوا و غذا افسار مارو میگیرن مثلا مست شدن نجسی و نحس اثر مخربی بر روح و جسم داره کلا و برعکسشم هست شما میشینی پیش بزرگواری یه چای میخوری این چایی شما رو بوجد میاره مخصوصا چای دم روضه ها و تو محرم که عزداری میکنن خعلی برکت و خوبه پس حتی موقع غذا خوردن صلوات بفرسی روی غذا و خوشمزگیش خعلی اثر داره حالا نکته همین بود که میخوام کار کنیم که آقا معده علاوه بر اینکه مرکز بیماری ظاهری است باطن رو هم خورد وخراب میکنه غذای بد و نجس خدایی نکرده و یه مرتبه میبینی نماز شب حال نداره حالا منم نمیخونما کلی میگم!و هم اینکه اگه ذکر بگه مادر خونه موقع آشپزی و درست کردن و ساختن غذا و  بده بچه هاش بخورن غذای معنوی رو خعلی اثرات شاد بخش و محبتی و خوب داره.البته نبایدم فراموش کرد تشکر از غذای خوشمزه ی مادرمون رو!اصلا یکی از دلیل های بسم الله گفتن قبل غذا خوردن و انجام کاری همینه که علاوه بر دخالت شیاطین در امور و هم خوراک شدنشون بلکه غذا هم خوشمزه و‌خوب میشه با بسم الله الرحمن الرحیم گفتن و باب طبعمون میشه ایشالا

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۴، ۰۷:۳۸ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یه مساله ای هست باید بیشتر فکر میکردم یا لااقل تحقیقی یا با حواس جمع و اینا اگه بخوایم ساده بگیم مساله رو اینکه آیت الله خامنه ای (ره) وقتی سخنرانی ایشان یا امام خمینی ره رو میشنویم آیا احترام ایشان و عزت و قدر دانستن و اینا آیاخود ایشان بالاتره یا حرفشون در نزد ما؟؟ یعنی کدومش مهمتره خودشون یا سخنانشون ؟وقتی فکرشو میکنم قاطی میکنم و چند دور میچرخم اصلا!!! و تحلیل که میکنم در افراد مختلف فرق داره مثلا من خودم حرفایی که اینجا مینویسم خعلی بالاتر از چیزی است که عمل میکنم یا هستم و خودم نیستم اصلا و فقط یک سیستم پیشرفته ساختن که ظاهرا تو خونه نشسته در خلوت و تایپ میکنه!!! ولی امام خمینی(ره) یا رهبر عزیرمون اونا که انسان کامل اند و خطایی ندارند خوب آدم گیر میکنه که سخنانشون بالاتر هست یا خودشون؟ بله من اولش میگم احترام خودشون بالاتره یعنی من باید قدر امام رو بدانم قدر رهبرمون رو بیشتر بدانم اولا احترام و حرمت مومن بیشتر از کعبه است یعنی نمیشه مقایسه کرد احترام رو با ارزش سخنان و نوشته ها دوما در سخنرانی بقدر فهم ما سخن میگن و همه ی اسرار رو نمیگن و هرچیزی که بلدند رو بلکه میسنجن که فهم طرف چقدره و قصد مخ زنی ندارن ولی دشمن رو در نظر دارند ولی ما مدام میخوام منفعت کسب کنیم و مخ بزنیم!!! و هی میخوایم بگیم ما بیشتر میفهمیم و استادیم و تا یه چیزی خورد به مغزمون مینویسیم براتون و شما هم میگویی به به طرف نابغست معلوم نیست کدوم شیطان القا کرده و بعدش هم دروغ درمیاد چرا اینکه حدیثه که برای دروغ گفتن همین بسه که هرچی بشنوی بگی!! بله  دیگه باید تفکر و عقل داشت و سنجید نه همینطوری گفت هرچند اگر فرشته هادارن میگن و القا میکنن شما دروغگو میشی اگر عقلتو بکار نبری و خودت فهمت زیاد نشه و صرفا نویسنده باشی پس ما اول باید موعظه گر خودمون باشیم دوم باید لااقل به حرفای خودمون عمل کنیم!!!خلاصه جدا نشیم بعد میگم نه امام خمینی که نمیشه شناختش بلکه باید آثارش رو نگاه کرد تا بفهمیم که چقدر بزرگه!! بعد دوباره قاطی میکنم یه چیزی هست اینجا مشکل از چیه پس؟؟ مشکل از عمل کردنه ؟ مشکل از ماست که نفهمیم اصلا و نه قدر سخنان رو میدانیم نه قدر خودشون رو؟؟ بله شاید همین مشکل باشه که عقل نداریم و به جای احترام و تبعیت دنبال هوای نفس خودمونیم! بعد میگیم اگه ما قدر خودشون رو ندانیم که قدر سخنانشون رو نمیدانیمب بعد میگم نه اگه ما حرفشون رو گوش ندیم هم قدرشو نمیدانیم یعنی هم باید به دقت حرفشونو گوش داد و عمل کرد و هم به همون اندازه به سلامتی ایشان و دعا و آبرو و حفظ ایشان همت گماشت یعنی اگر خودشون نباشند خدایی نکرده و یا اذیت بشوند دیگه ما اون سخنرانی و حراست و اون فرد بزرگی که جامعه را نجات میدهند هر بار از گزند دشمن با هوشیاری نخواهیم داشت البته این یک بعدش هست که تا خود ایشان سالم نگه نداریم در آینده یاری ایشان از ما کم میشه ولی بعد های دیگری هم هست که فقط ایشان سخنرانی که نمیکنند ایشان مدیریت هم میکنن مثلا ایشان دعا هم میکنن که کسی مثل ایشان دعاش نمگیره در حق ما ایشان هزاران پست مخفی دارن که ما اثر و نفوذ ایشان و بود و نبودشون رو درک نکرده ایم و خبر هم نداریم خوبه نفوذ ایشان رو بدون  تملق بچه ها باز کنن که چه ارزش و نعمت بزرگی داریم و نمیفهمیم و بله چشم و گوشمون بسته است ولی باز یه عده اکثرا خبر ندارن فقط اخبار اگه سخنرانی شون رو مختصرا بیان کنن همین فقط؟؟؟ اصلا بحث انگار یه تقابلی است بین تفکر و عشق یعنی تفکر از روی آثار و عشق به وجود عزیز پیغمبر و ائمه و امامان تا ایشان علیهم السلام  و نکته ی بعد اینه که عقل درست و حسابی نداریم که آثارشون رو درک کنیم و نه قلبی که عاشق بشیم یعنی  دل ها دست خداست کجای دنیا مردم جمع میشن اینطوری و عشق به بزرگانشون و ائمه اطهار دارن؟؟؟ دل ها دست خداست ولی ما خودمونم باید خدایی باشیم و احساس داشته باشیم یعنی انتظار نیست که گناه کنیم ولی امام زمانی باشیم ولی بعضی مواقع مومنان که گناه کنن پیش میاد عکس قضیه مخصوصا در جوانان بی عقل و جاهل! دوما برای عقل هم میشه مطالعه کرد و تجربه افزود علم زیاد کرد با مطالعه و ... تا روش های دیگر عقلی که مثلا بازی فکری کرد حالا دقیقا الان در ذهنم نیست برای زیاد شدن عقل دیگه باید چه ها کرد با وجود قرص روان پیما  ولی دوباره گناه هم بر عقل اثر سوء میزاره حتما پس تقابل ذهن با قلب یا عقل و عشق رو فراموش نکنیم که به قول آیت الله جوادی آملی (ره)جهاد اکبر همین نوعه!

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۲۹ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر
آقا ما به امید شما اومدیما!!! راسیتش داشتیم تو اتاقمون خلوت کرده بودیم چند تا دعا خواندم دلیلش میخوای بگم خلاصه رسیدم به یه جمله ی ساده ای در جوشن کبیر که شاید دو سه نکته شو فکر کردم و به امید شما که یاریم بدین میخوام بگمش و اما اون دلیله هم اینکه ما داشتیم نیرنگ و خدعه میکردیم که آقا اگه پام باز شد بیمارستان چی بگم که نکشن و خلاصه قتلگاه نشه؟  مثلا دلم درد بگیره یا نیاز به عمل جراحی؟؟ بابا اصلا فکرشم خوب نیست!!! خلاصه ترسیده بودم که تو اخبار هم خبرای خوشی از بیمارستان نمیدن امیشب میگفت مثل شیر الاغ و شیر اسب و اینا میدن بهشون و حتی طرف دیشب بود میگفت که سر عمل جراخی به هوشش آورده بودن موقعی که جمجمه ش رو دراورده بودن آقا ما هم ترسیده بودیم و به فکر توی بیمارستان بودم و خدا برای هیشکس نیاره که مریض بشه و همه رو حفظ کنه از تمام بیماری ها خلاصه آقا گفتم چقدر خرمااا!!! بشینم دعای عاقبت بخیری و سلامتی و عافیت در صحیفه ی سجادیه بخونم حالا در دنیا مریضی و بلا خعلی ارزش داره برای خدا و کلی ثواب و گناه رد و بدل میکنن به نفعمون و امامان ما هم از برزخ ما میترسن بعد مرگ یعنی تا قبل قیامت!! ولی من الان بلا برام پیش بیاد دیگه ایمانم ضعیف میشه و اصلا طاقت فکر کردنشو ندارم آدم ضعیف و ترسویم کلا مثل زنان و خعلی از بیمارستان میترسم اصلا بدم میاد پا بزارم و یه خورده هم به ایمان بستگی داره که هرکه مقربتر باشه جام بلا بیشتر بهش میدن حالا نکه بلا بیشتر سرش بیاد جام دادن دستش شاید وافعا بیاد! یعنی اطراف بلاها میچرخه با خداش! حالاهرچی که باشه اینکه در دعا نوشته بود که ((یا من یصور فی الارحام ما یشاء)) خوب آقا ما همش میگفتم زن و مرد باید درست سکس کنن و بر روی بچه تاثیر داره ولی خدا اولا میگه ما شمارا با عجله آفریدیم حالا هرچی هست مرد و زن بیشتر با هر روشی میخوان خودشون رو ارضا کنن و مثل فیلمای خارجی خدایی نکرده نیست که اونا جلوی دوربینن به هم ممکنه بهابدن و به فکر هم باشن ولی در خلوت آدما از گرگ بدتر میشن و برای همه هم پیش میاد! لذا به هرروشی ممکنه این منی بیاد بیرون و بچه آفریده بشه که من فکر میکردم روی آینده ی بچه نوع بیرون آمدن یا خودبیرونی تاثیر داره که حالا هنوزم نمیدونم و این فکرا به ذهن هرمجردی میرسه ولی بگذریم اینجا شما نگاه کنی میفرماید درون رحم مادر خدا آنچه بخواهد میسازد یعنی بعد از حاملگی زن اونوقته که خدا فرصت داده به ما که تازه حالا یا با غذا و علم یا با توسل و توکل بچه ای مثلا زیبا به دنیا بیاد! بله انگار خدا میگه ما برای خوبی ها و بدی ها چه ظاهر و باطن فرصت دادیم که شما در رحم مادر که هست روی بچه کار کنید پس وقتی بچه در رحم مادر هست باید بهش توجه خاص بشه به طوریه از خدا بخوایم که عوض بشه ختی ممکنه بچه حلال زاده نباشه ولی پاک بشه در رحم مادر طبق این فرموده که عرض شد!!ترجمه ش اینه که یه مرحله توجه و خواستن خدا برای شکل دهی ظاهری و باطنی یکی از مراحلش که خداصبر کرده و یا دنبال ما میگرده و توجه و انتظار داره به ما اون موقعی هست که بچه در رحم مادر است!!! والسلام!پس مهلت عوض یا بهتر شدن بچه در رحم مادر هست طبق این فرموده با توجه به خواست الهی!

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۴، ۰۵:۰۸ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

حدیثه که باهوشتر کسیه زیرکتر اونیه که بیشتر بیاد مرگ باشد!! من یه نکته ایش به عقلم نرسیده بود الان موقع گوش دادن به قرآن رسید و فکر میکردم باید همش به جایگاه اونور و بهشت و جهنم و بیشتر شناسی اونور فکر کرد در حد افراط و روح گیری حتی یا در حد همین پوسیده شدن ولی بلخره فرجام کار چیه و زندگی ابد هم به کنار ولی میگم چرا باهوشه چون مثلا کم رو با بیش قاطی نمیکنه اما بگذریم نکته ای هم داره که باهوش اونه که اصلا به یاد بزرگان باشه که مرده اند تا اینکه وقت بزاره روی امثال ما زنده ها و مخصوصا در نظر بگیر زن هم باشه و حسادت از فلان بازیگر دیگه و بخاد حالا به نحوی چه برسه فکر کنه تو بگو اذیت و اسیر اینا حتی اداره اطلاعاتم بکنه داره هزینه ی زیادی و اشتباه میکنه پس باید به یاد مردگان بود اونایی که از این دنیا رفته ان دستشون ای بسا بازتره برای رحمت برای هرچیز!!!ولی ما ظاهر رو میبینیم و نمیدونیم روزی میخایم بپیوندیم بهشون درکنارشون درکنار مردگان لذا حتی مومنی که دلمرده شده و گناه کرده رو هم فراموش نکردن بهتره تا مزاحم یک مومن در حال پیشرفت شد که خدایی است!!حالا اگه خیری هم میخای برسونی برای مردگانمون خرج کنیم یعنی به نیتشون و خیرات بفرستیم و باید زیاد به یادشون بود و قرآن براشون خواند و دوست شد مثلا کسی که باباش میمیره این سخته جدایی و ارتباط میدن اگه وابسته باشن ولی ما جوان ها نمیفهمیم و عقبیم و دنیا چشممون رو گرفته!ولی شما میتونی طنز بگیری ولی مرده ای دیدی که خودارضایی کنه??!! خخخ گناه کنه?? یعنی میگم اونا اشتباه هم نداره کارشون بدبختا!

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۴، ۰۳:۰۴ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

آقا روایته که خدا جهان رو برای ما خلق نموده و مارو برای خودش خلق کرده خوب حالا آیا ما اگه یه ماشین ببینیم ماله ماست???!! واس ماست؟؟!) حقی داریم یا نع?! خوب نداریم زندان داره!!! مگه ما دزدیم?!!یعنی میخام بگم اگه اینو هم خدا گفته و یا حلالش کرده چیزی رو باید غیر متعلقات رو اصلا فکر نکنیم این آدمه که از کنارم رد شد بخاطر منه اومده ماشینی رد شد بخاطر و مال من نیست و من حقی ندارم و مالک اصلی خود خداست!! با خدا باش و خدایی کن!!!بحث بشه خوبه و من تا همین حد!

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۰۵ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر
خوب ما رفتیم تو اتاق و خلوتمون کتاب احادیث بخونیم و به حدیث جالبی رسیدیم و حالا دو سه تا جمله ی خاص نکته نویسی کردم درمورد یکی از احادیث که گفتیم اگر نتیجه ها  و یا جملاتی به عنوان نکته یا فهم ساده ی خود درموردش صحبت کنیم و بنویسیم که از این حدیث چه فهمیده ایم!
حدیث این است:
و لا وحده اوحش من العجب:
و هیچ تنهایی ترسناکتر از خودبینی نیست.

خوب قبل از نکات یادآوری شود که عجب مانند تکبر است با این تفاوت که تکبر نسبت به کسی است ولی عجب درتنهایی خودمون رو بزرگ کنیم و برتر بدانیم می باشد!

نکته ی اول: کسی که خوبینی یا عجب دارد از همه ترسش در تنهایی و تنها شدن بیشتر است!
نکته ی دو:دلیل ترسناکترین چیز و ترسوترین عاملی که در وجود آدمی است درهنگام تنهایی که بترسد همان عجب و خودبینی خودش است!
نکته ی سه: شیاطین برای هراس و ترس انداختن که ترس سبب انحراف یا فراموشی خدا میشود از طریق عجب وارد شده در تنهایی کار خود را میکنند!(بحث اجتماعی)

نکته ی چهار: کسی که احساس تنهایی وحشتناک دارد  به دلیل عجبش است وگرنه تنهایی را احساس نمیکرد یا ترس را احساس نمیکرده! 
نکته پنج:اثز فهمیدن خودبینی و عجب این است که یارو وقتی تنها شد بیشترین ترس را دارد!

خوب فهم ما ار این حدیث همین چند نکته بود برای روانشناسی حدیث که در این روایت سه عامل است 1. تنهایی 2. ترسناکترین یا خطرناکترین 3. عجب یا خوبینی است که باید برای فهمش این سه عامل را در کنار هم جور و فکر کرد تا نتیجه را بفهمیم!مثلا در این حدیث وحشتناکترین درمورد عجب است درمورد تنهایی هم هست!


بسم الله الرحمن اارحیم

سه شنبه, ۱ دی ۱۳۹۴، ۰۴:۵۴ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

خوب سیر زنانه مون آپیدت شد و یه وضع جدید پیش اومد این زنانی که قوی اند و به ذهن ما میان و مومنن و مت مجرد اولش تکبر داشتن نسبت به ما و ما یا خواستمون بد بوده یا الهی و عاشقشون شدیم و دلمون میخاد کنارمون باشن و الان به ما ایمان آوردن و دوستمون دارن و دیگه تکبر ندارن این تکبر زنان از بهترین صفاتشونه ها که باید در هر زنی حتما باشه و چندتا صفته که برعکس مردان باید باشه چندین مرتبه این حدیث رو گفتم و دونکته هرچه مثلا تکبر بیشتر باشه زنه مقامش بالاتر و بهترین زنان الگو بیشترین تکبر دارن نسبت به نامحرم و الان وضع جامعه خرابه ممکنه تکبرشون رو خورد کنن یا طرف نشون نده و مجبورش کنن شیاطین و وضع خرابه خلاصه ولی اگر من رحمانی و الهی باشم میتونم مخ هر زنی رو حتی با گناه هم شده بزنم و هک کنم تا اینجاشو قبلا گفته بودیم حالا اینکه این دوستی ها عاقبت خوشی نداره و نهایتا بلخره من خودم به گناه میکشم مثلا میام بهشون فکر میکنم و اون هم دید اگه به خودش فکر کنم ممکنه منحرف شم مثل قبل لذا  چندتا دختر نشونم داد و گناه نکردم نکردم تا اینکه شیطان منو یاد یه صحنه ی زشت فیلمی که قبلا خوشم میومد و زنه متکبر هم بود انداخت پس عاقبت خوشی نداره برای من و هم اون زن که متواضع شده و دلخوشه به من و بهم فکر کرده و ماهم خوشمون اومده و مومن هم هست ولی امشب من دیدم باید از خدا خواست لذا بهش فکر کردم ولی گفتم خدایا به امید تو نه خلقت!!! مدام تکرار کردم ولی قبلا اگه ذکر میگفتم برای شهوت خود یا محبت اون بود ولی اینبار خدارو یاد کردم و ختم بخیر شد پس باید در همه ی کارها هم بگردیم بیینیم ذکرش چیه و کودومش بهتره و یاد خدا داشته باشیم اینطور که نمیشه ما همش غفلت از خدا و یادش نباشیم بعد تو نماز بخوایم یهویی به خدا برسیم بهترین ذکرها هم جواب نمیده و باید کلی نماز مستحب خواند مثلا لذا فارسی هم شده یاد خدا کنیم در همه حالت و خدا اول در نظر باشه وگرنه کاری که مثلا با بسم الله الرحمن الرحیم شروع نشه ناقص و ناتمام میمونه طبق روایت و باید برای خدا باشه من خودم اصلا خیلی کم با خدا حرف میزنم و از شیاطین و فتنه هاشون میترسیدم که اشتباهه باید حتما به نحوی یاد خدا کرد در همه حال اینطور که نمیشه فقط تو مسجد و نماز خدا خواه بشیم و حواسمون همه جا باشه بعد تو نمازم جایی نمیرسیم اگه حتی سنگین ترین ذکرا رم بگیم باید حواس و توجه از قبل به خدا باشه قبل نماز من خودم قبلانا اصلا به زنان فکر نمیکردم که بخوام شهوت درسته انحراف داشتم ولی خدایی و از فیلتر رد میشدم ولی دیدیم دیگه موقع زن گرفتن نمیشه از زن ها صرف نظر کرد و بیخیالشون بود و این زنارو هم خدا میفرسته که امتحان بشم و هم قوی وگرنه زنان دیگر و عادی مهرشون در دلم نمیشینه وقتی به ذهنم میان و برام مهم نیستن این دوتا هم اولش تکبر داشتن و خوشم اومد ولی الان خودمونی شدیم و در ذهنم میان و قوی اند و باز خودم اولش بهشون فکر نمیکنم ولی خودشون مومنانی قوی ترن که میتونن در ذهنم بیان و آروم میشم و خوشم میاد ولی نمیخوام به ارضا و بهتر بگم خودارضابی بکشه و همین آب قبل منی کفایت میکنه و آروم گرچه تا همین چند وقتا پیش اگه آب قبل منی هم میریخت میرفتم و وسواس داشتم حتما غسل کنم و بدم میومد و غفلت میدانستم سر همین قضیه بار دوم و سوم که زیاد حمام رفتم برای غسل فرستادنم تیمارستان اصلا بعد هم قرص برای کمبود شهوت نوشتن 

بسم الله الرحمن الرحیم

يكشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۴۱ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

حالم بد بود داشتم تو رختخواب با خدا حرف میزدم که رسیدم به یه روایت و نکته ای داشتم میگفتم ای خدا من گنهکارم و شهوت ران و گناه سرمیزنه ولی اینا پیوست میدن به من بیچاره قضا و قدر رو درصورتیکه همین گناه من هم جز همون عذاب های الهیه ولی شرش میافته کول گناهکاری من و داشتم میگفتم مراجع بزرگ اگه دقت کرده باشین میگن مثلا دیدن چیزای بد پیوسته نباشه و غرق نشن مثلا اونطور که یادمه آیت الله سیستانی رحمه الله میگفتن دیدن فیلم زشت مطلقا جائز نیست یعنی مطلق نباشه و کار هر روز و شبشون نباشه بلکه توبه کنه و پاکش کنه و امید نداشته باشه برای دفعه بعد حالا غفلتم سر زد بعد مدتی خدا میبخشه با دعا و خواست خدا رجوع بیشتره به خودش به هر بهانه ای حتی گناه و ایشان سایتش کنار وبلاگ هست فرموده اندپرسش: حرمت فیلمها و نمایشها و سریالهائی که در تلوزیون و سینما بنمایش در می آید چه معیاری دارد ؟

پاسخ: دیدن فیلمهای مبتذل و فیلمهایی که گمراه کننده و سوق دهنده به گناه و تبهکاری است مطلقا جائز نیست و در غیر آنها نگاه باشهوت یا با خوف وقوع در حرام جائز نیست و همچنین به احتیاط واجب نگاه زن به فیلم برهنه مرد بیش از مقدار معمول و نگاه کردن مرد به فیلم برهنه زن بیش از مقدار معمول نزد بی حجابان حتی اگر باشهوت نباشد جائز نیست ..

و یه نکته ای هست که این حکم آیت الله سیستانی رحمة الله از یک طرف یک فرمان سختگیرانه است و از یک طرف نیست چون ایشان نفرمودند حرام است و گفتن جائز نیست یعنی نباید اجازه بدن کسی کاملا و مطلق ان روز و شب بشبنه این فیلم های زشت رو ببینه یعنی مثلا روانشناس باید برخورد کنه اگه روز و شب داره غرق شده و ماموران هم جمع کرده دور خودشو حالا هی از فیلتر رد میشه پشت سرهم این اجازه نداره این کارو کنه و یه دستور اجتماعی و یه گوشزده ولی از طرفی حرام نیست یعنی اگه گناه شخصی باشه میبخشن و بین خودشو و خدا باید توبه کنه اگر سرزده ناگهانی شما اگه بری بهشت و ارتباط بدی با خوبان و بهشتیان اونا یعنی اطرافیان بهشتیان رو هم ممکنه با وضع و پوشش اسلامی نبینی البته بستگی داره به خودت و قرار و خدا و هدف و سن و مقدار سلوک و اینا البته در اسلام میگه یه نگاه به نامحرم عیب نداره ولی نمیخام بگم که مشکلی نداره ولی باید یه بار بیشتر نبینن یعنی فیلم سکسی رو ذخیره نکنن یه بار اگر شیطان رفت تو جلدش تمام دیگه ولی از طرف دیگرم اگر طرف هی از فیلتر رد بشه هم مشکلات به وجود میاره برای مراقبان و پلیسان تا جایی که زن ها دلشون میسپوزد و دستگاه ها جلب و جذب میشن به خاطر این که این کارش مثلا جن ها حساسسند موقع گناه و اکه گناه کنه زمینه ی نزدیک شدن شیطانی جنها فراهم میشه و یه مرتبه کل سیستم امنیتی و پست ها به خاطر سهل انکاری و کناه یک جوان جذب و منهل میشه که این خطره و باید باهاش برخورد بشه یعنی هم خود جوان مجرد مخصوصا از نور الهی و ایمان دورشده و هم فضای عشقولانه ی شیطانی و زنانه ایجاد کرده که نباید اجازه داد حمام عمومی که نیست و خود حضرت آقای حائری رحمة الله میگفتن به اندازه ای که هوا مصرف میکنی باید هوا تولید کنی و پس بدی یعنی هرچه قدر هواپرست شدی و شهوت راندی باید بیشتر کار کنی برای دنیا البته اگر دی اکسید کربنی که ما تولید میکنیم در تنفس مفید باشه میشه گفت منظور ایشان از هوا همون شهوت رانی و خوردن و پست و مقام دنیوی است و کلا دنیوی منظوره ایشان خلاصه آقا دلمون گرفته بود که هرکاری میکنم نمیتونم فضا رو آروم کنم و هرکس خواسته ای داره و تقصیر منم نیست و صحبت سر یک نفر خاص نیست وقتی جمع بشن یعنی سیستم خراب باشه افسردگی تزریق و اگر دعامون نکنن خودمون مشکل داریم چه برسه انتظارات دیگران که باید حل بشه و من نمیدونم توی خونه ی خودم چکار کنم فضا آروم بشه شعر میخونم بلند نمیشه صحبت میکنم نمیشم آروم و گناهکارم هستیم و رانده شده لذا نباید انتظار داشت و واقعا باید دعامون کنن به جای انتظارات یعنی من اگه دعام نکنن و منزوی بشم اگر با تبلت کار کنم اینا ناراحتن و انتظار دارن اگر تلوزیون نگاه کنم یه انتظار دیگه انگار کسانی که بختشون رو بسته ان و جادو شدن رفتار میشه دیگه امشب رفتم اشعار فضیلت حضرت علی ع رو سرچ کردم و بلند خواندم و کمی از حالت فتنه درومدم شخصا و داشتم با خدا حرف میزدم درمورد فتنه خلاصه و میگفتم اکه من پاکه پاک هم بشم این حسودان انتظارشون این نیست اگه من گناه هم نکنم اینا ایراد میگیرن و دست از دشمنی بر نمیدارن اگه من پاک هم بشم اینا خیرخواه من نیستن و فضا رو ضد من درست میکنن این یعنی فتنه ی آخر الزمانی علیه السلام یعنی آقا تو با همه ی خوبی هات برو بمیر!! بگذریم من برای این درددلا نیومدم میخواستم حدیث رو باز کنم برین حالشو ببرین حدیث میگه در فتنه ی آخر الزمان وضع طوری است که نگه داشتن ایمان مانند نگه داشتن آتش در دسته!! سه چیز رو الان کمی فکر کردم و فهمیدم اولا آیا میشه آتش رو نگه داشت؟!! در دست؟؟!! بله حدیث میگه در آخر الزمان شما باید جادوگری نگم بلکه باید شعبده بازی بلد باشی و تردستی تا ایمانت رو نگه داری یعنی باید رند باشی و تکنیک ها رو بلد باشی وگرنه مومن نمیمونی!! این به این معنا نیست که اگه رندی پس هبچکس نشناستت بلکه میتوانی شعبده باز مشهوری نباشی ولی مردم میفهمند که رندی و آتش رو درحالت عادی نمیشه در دست نگه داشت ولی شاید شنلسایی منافق برای ما سخته ولی رندان فرق فوکوله شاید حالا ممکنه بسیاری از مردن از تکنیک رندی یا تکنیک و برخورد شما برای نگه داشتن آتش مطلع نباشن ولی میدونن خودشون اینکاره نیستن و تکنیک ها هم زیاده که بشه آتش رو روی دست نگه داشت ولی عموما بازیگرا لباسشون آتیش میگیره که بیانگره تکنیک پایین و نرسیدن وخرالزمانه البته اینا بدلکارن نه بازیگر خعلی وختا لذا حتی غربیان از ایمان تو باخبرن چه رسد به شیاطین و جاسوسان و ماموران و مردم و شناسایی میشی حالا شاید بچه نفهمه که آتش رو با ترفند در دستش گرفته ولی بلخره من متوجه میشم مثلا بابام رنده مگر احمق باشم و بی بصیرت! دومیش اینه که کسی که میخواد آتش رو نگه داره مواظبه آتش خاموش نشه یعنی نگهداری میکنه از آتش در حالیکه داره با جون خودش بازی میکنه مراقب ایمانشه حالا اینم نکته ی جداست که وقتی میگیم مراقب ایمانشه و آتش رو نگه میداره شاید شما بگی باید جن هارو که از آتش هستن رو کنترل کنه و بیانگر اینه که دنیا در آخرالزمان بدست شیاطین یا جن ها می افته وکسی ایمان داره که کنترلشون کنه جنارو و مدیریت یعنی آتش خطرناک و سوزان رو رو دستش نگه داره و کنترل کنه خاموش نشه  سوم اینکه کسی که آتش رو نگه میداره در جمع و جلوی چشم همه است وکرنه بی قصد و غرض اینکارو نمیکنه مثلا رفته توی سیرک کار میکنه لذا برای نگهداری ایمان باید رفت توی دل مردم باید از خود فیلم گرفت باید خواننده شد اگه راهشه اگه راه درستیه باید بازیگری کرد و ایمان رو جلوی همه نشان داد در آخرالزمان تا اینگونه محکم بشه ایمان اگه بشینی و از اینترنت بی خبر باشی فایده نداره و خوب آتش بازی کار مردانه و مردانه ای هم هست و منظور منحرف شدن زن ها نیست که برن تو جمع برقصن مثلا خوب این هنر زنان رو ما ها لااقل نداریم!خلاصه اگر شما هم کمی فکر کنی به این روایت که در آخرالزمان نگه داشتن ایمان مانند نگه داشتن آتش در دسته نکات دیگرم می یابی!مثلا اگه کمی فکر کنیم این نگهداری آتش در دست نه خوبه نه بد یعنی مجبوریه یعنی به راهی کشاندنت فتنه گرا که فعلا لازمه آتش به دست بگیری یا خودت باید این راه رو بری آتش بدست بگیری یا کشانده شدی و مجبوری خوب آتش در دست بگیری که خطر داره به هر شکلی هم و هر ترفندی و اگر هم نگیری آتش رو بدست باز ایمان نداری یعنی ناچاریم!!!شاید اصلا معنای گناه عوض بشه یا رحم خدا در چنین اوقاتی چون خواست العی نیست که ما ضرر بکنیم بخاطر اینکه میخوایم نور الهی داشته باشیم و خداپرست باشیم که حالا بحث زیاده در مورد گناه البته این ناشیانه فکر کردن هست و در اسلام عموما گفته شده که گناه یعنی آزارت به کسی نرسه ولی اگه بخوایم ناشیانه فکر کنیم میگیم برو سیگار بکش از شر فتنه ها و زنان حالا یا فیلم بازی کن موقع سیگار کشیدن که مردم دور شن ازت و متنفر خوب همین سیگار آتیشه که بدست خودت گرفتی دیگه!البته حدیث میگه مانند گرفتن آتش هست شما روی کلمع مانند کار کن مثلا نگقته دقیقا وقتی شما میگی مانند مهران غفوریانم مثلا این به این معنا نیست که من همون مهرانم بلکه شباهت داریم مثلا هردومون بازیگریم یا هردومون شکممون گنده ست یعنی شبیه سیگاریا شو نه دقیقا بکش و دود لامصب رو نده توریه ات بلکه فیلم بازی کن مثلا!که خعلی خطرناکه و بسیار معتادکننده است روی جلد سیکارم هشدار داده پس بچه بازی نیست و باید برای ایمان رفت نه برای هوس حالا سیگار یه مثله کلا آتیش کلا جن کلا قلیان کلا مثال های دیگر و نکته آخر اینکه من امتحان کردم که تو خونه سیگار کشیدم مامانم حالت روحیش بهم خورد یعنی دود سیگار بر شیاطین و فضاشون و عذابشون اثر مثبت داره شاید از دود سیگار بدشون میاد و آدم رو لطیف و نرم میکنه بعضی اوقات و لطیف به قول دکتر دینانی یعنی جرم نداره من خودم قلیان که میکیشیدم کلی دوست ناخواسته جنی بودن حالا ولم کردن و بدشون اومده و کلا فضا رو عوض میکنه دود! شایدتم بدتر شده خودم نفهمیدم و شایتم یه نوع مسولیت داره برای جنا که شرش میافته کولشون که ما سیگار روشن کرده ایم ولی اثر روشون میسازه و جمعشون رو خراب میکنه و فرشته ها هم دلشون میسوزه که ما داریم اینکارو میکنیم مخصوصا اولاش که معتاد میخایم بشیم به قلیون چون فرشتگان و خدا دلشون نمیخاد تو این وضع ببیننمون البته قلیون اثر معتادکننده ی کمتری هم داره و هم اسپند دود کردن مثلا توصیه شده و زنان هم میدونن چقدر فایده داره و بعضیا میگن دور میکنه شیاطین رو و در هر دانه اسپند فرشته ای موکل هست ولی سیگار بدتره اگه دودش رفت تو دهن جنبه ی ذاتی میگیره مثل خروج منی که شیره ی جانه و خطرناک و روی روحیه تاثیر داره حتما 

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۳۵ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

آقا ما یه بحث غیر تخصصی شروع کرذیم حالا میبینیم این چیزایی که به ذهن میخوره ادامه ی هموناست تقریبا و همینطور از خودمون بافتیم و بافتیم تا ببینیم دستگیرمون نکنن یه وخت؟؟ اوفتادیم تو دام ها آقا ادامه ش اینکه تشکیل خانواده برای نظام خعلی ارزش داره گرچه سود اقتصادی ممکنه نداشته باشه البته مردی که زن بگیره باید کار بکنه منظور برنامه هایی است که باید برای اینکه یارو طلاق بگیره اگر سیستم شیاطانی باشه باید خرج بشه و کارای فرهنگی هم خعلی بودجه اش اومده پایین تا جایی که میگن اقا شما دیگه نلوزیون رو بچسب تا همین حد داشته باش که داره خرج میشه و تلوزیون هم دانشگاه عظیمی است صدا و سیما بله داشتیم میگفتیم که زن بگیرن مومنین و اینا خعلی ارزش داره و خعلی فساد و جرم کم میشه خعلی انجرافات کم میشه و ازدواج هم سخت شده متعصفانه و به جای موقت اگه بشه فراهم بشه فضا و امنیت که حالا آخوندان که به کنار ما هم اکه ازدواح کنیم ممکنه حمایت زن ها برگرده البته اگر خاله زنک بازی ها رو بزاریم کنار و حسادت زنانه میبینیم که زن وفایش مخصوصا زن مومن بیشتر از مردان هست که یه مرتیه میره بیرون برمیگیره مرده یا میخوابه و بیدار میشه میبینی ایمان نداره! خوب ازدواج برای همینه استقامت پای دین بمونن و پیامبر (ع) هم میفرمایند که من از دنیا سه تا چیز رو دوست دارم یکی ایش همین زن هاست و یه دلیلش همین وفا است یعنی اگر دشمن حمایت زن ها رو قطع کنه از مراجع و بزرگان میبینی راحت کشور افتاد دست دشمن چرا چون زن ظاهر رو نگه میداره و مردم هم عقلشون تو چشمشونه و جوگیر میشن یهو این ظاهر رو اگه نگه دارن خوب ما بزرگان داریم اینا کشور رو میکشانند به سمت نور و خدا و سعادت و نجات میدن ولی اگر چهره ی بزرگان رو خراب کنن اگه من مثلا زنگ بزنم نامه بنویسم و سوال خودم رو از مراجع بپرسم ولی یه افراد دیگه جواب بدن یا نزارن مراجع صحبت کنن و سانسور کنن و سوال و پرسش نداشته باشن خوب قدرت کاسته میشه که داره رخ میده و چیزی که مهم بود و هست و میخوایم صحبت بشه این نیت هست ما الان به نیت میگیم هدف که آقا هدف از ازدواج چیه بعد میبنی توی دلش هدفش جنسی است خوب این از نظر عقلانی یه چیز کاملا درستی است که به خاطر مسائل جنسی طرف مجنون بشه و حالا بخواد زن بگیره مثلا خوب چرا عقلانی است؟ چون این هدف عقل رو خود به خود زیر پای میزاره مسائل جنسی پس وقتی عقل کار نکنه ما میگیم عقلانی است که به خاطر مسائل جنسی بخواد ازدواج کنه ولی عقلانی تر اینه که بگه مثلا من زن میگیرم که بچه دار بشم! وگرنه هدفم ارضا شدن نیست خوب اینم خودش گرفتاری داره یعنی میخوام بگم که اگه ما توفیق توبه نداریم مثلا به خاطر نیتمون میگه آقا من از شهوتم یقین دارم تا حتی چند ساعت دیگه زنده نمونه ایمانم بعد برم آیا در نماز بگم الهی العفو وقتی هم میگم انگار دارم خدا رو مسخره میکنم خوب این یارو میدونه فردا شهوتش گل میکنه و میباخه خوب حالا چه کنیم؟؟ ببین اینجا هدف مهمه اینجا تو باید زرنگ باشی تو باید آخر کار رو ببینی یعنی بگی آقا من تا چند ساعت دیگه اصلا نمیدونم زنده ام یا نه!! باید مرگ رو ببری پیش خدا بگی ای خدا من اگه مردم تو قبر منو عذاب میدی یا نه؟؟ خوب معلومه اگه گناه داشته باشیم!!! خوب پس منو ببخش اگر مرگ رو ببینی طبق احادیث کسی زرنگتر هست که به فکر مرگ باشه حالا اگه شما پزشکی خونده ای باید آخرش بروی تو قبر اگر کارگری باید بروی تو قبر اگر پلیسی هر چی باشی ختم به مرگ و قبر میشه لذا وقتی شما هم بروی و با در نظر گرفتن نیت قبر و مرگ پیش خدا الهی العفو بگی زرنگی کرده ای و خدا هم میپذیره به نحوی که مسخره اش نکرده ای که دروغ نمیگی ولی اگه تو فکر گناه باشی و بگی العفو خوب داری خدا رو مسخره میکینیم! لذا طرف زن میگیره و وقتی ارضا شد بعد یه ماه رابطه شون سرد میشه میگه عجب غلطی کردم زن گرفتما چون نیتش بالا نبوده بعد اگه بچه هم بیارن که زندگی گرم بشه میبینه بچه دشمنش شده و حالا خرج داره و گرفتارش کرده لذا باید نیت بالا بگیریم همیشه و نیت بالا نشان دهنده ی عقل هم هست یعنی اگه عقل نداشته باشیم خوب فرشته ها ولمون میکنن و یاری نمیدن میگن طرف نوفهمه ما چه گنیم؟؟؟ 

بسم الله الرجمن الرحیم

چهارشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۵۷ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

خوب یه موشکلی که اغلب مومنان دارن ترسه حالا نه همش ترس فردی بلکه ترس اجتماعی مثل فتنه یعنی مثلا من اگر دوربین دست بگیرم و خودم همینطوری سخرانی کنم براتون مثل قبلانا خوب نمیکنم میترسم لذا مثلا پلیس ها ریسک نمیکنن تا یه خلافی ببینن فورا ظاهر ماجرا رو برسی میکنن مثلا یه عده ریختن خیابون دارن شعار اینا نه به شعارش کار دارن نه به عوامل دیگه فورا عصبانی میشن و قضاوت و یه مرتبه یه عده که معلوم نیست خلافکارن یا پلیس چاقو میزنه به یکی در این اجتماعات حالا این مسائل کار ندارم یعنی میخوام بگم مومنان به خاظر ترس از آبرو ترس از فتنه ترس از خعلی عوامل که حالا شاید شخصی یعنی فردی نباشه خعلی کارها رو نمیکنن مثلا نمیاد تو آپارات سخنرانی بزاره لذا کارا عقب میمونه و پیشرفت نمیکنیم حالا شاید شما بگی ما بازیگر به دنیا اومدیم و یه عمره تو خونه داره فیلم بازی میکنه یه عمره مثلا خبرنگاری و جاسوسی تو خونشه ولی ما ار کودکی سخنران به دنیا نیومدیم یه عواملی رو باید یاد گرفت در تکنیک سخنرانی مثلا یه خورده هم باید همت داشت ترس رو کنار گذاشت یه خورده ای هم فتنه میکنن لذا ما ساکتیم به جای سخنرانی و فیلم گرفتن فعلا مینویسیم تا فتنه ها خاموش باشه و دیگه حسادت نکنن نمیدونم رقابت بد نیافته چه میدونم حساس نشن به خاطر فیلم گرفتن از خود و صحبت خوب یه خورده ای هم ناتوانم لذا اون انتظار الهی که بزرگان انتظار دارن من مثلا من جلوی دوربین وایسم خریت کنم این انتظار رخ نمیده و منم ترسو هستم خودم و نور و دعای الهی به وجود نمیاد ولی اگر مثلا آموزش ببینم و مشورت کنن بامن و پول بگیرم یعنی دستگاهی مثل بسیج سپاه تلوزیون باشه خوب در اون صورت مطمئن تر و آرامش قلی دارم و ترسم کم هست خوب حالا حدیث می فرماید امام علی (ع) که بزرگترین گناه ترس است! خوب این نکته اش اینه که ترسیدن یا نترسیدن؟؟ یعنی این ترس مثبت بگیریم یا منفی یا بهتر بگم ترس از خدا و نترسیدن از بندگان یعنی نگفته امامون ترسیدن است بلکه گفته ترس است یعنی شما اگر از خدا هم نترسی داری بزرگترین گناه رو مرتکب میشی و اگه از فلان چیز بترسی هم بزرگترین گناه رو مرتکبی بله ترس از خدا خعلی مهمه کسانی که نمیترسن مثل من از خدا حالا ترس میتونه خاشعیت نباشه مثلا من میترسم و تماز میخونم ولی هرکاری هم ازم سر میزنه حالا! خوب هرکس هم بگه نمازت رو نخون حتی اگر فردی که در دید من بزرگ باشه حرفش رو فبول نمیکنم و نماز رو میخوانم! چون میترسم خوب این ترس خعلی مهم نیست باید ترس هایی باشه که خدا از جلوی روت کنار نره باید بنالی باید بترسی واقعا و گناه نکنی باید بترسی واقعا و این ترس یه ترس شخصی هست ولی در ترس اجتماعی گفتم دیگه من خعلی کارها نمیکنم چون پلیس ریسک نمیکنه و چون فتنه میشه چون خانواده ام رو ضد من میکنن چون شرایط اجتماعی قضیه رو که میبینم میگم بله عقل من میگه اشتباه هستت اینکار یه حدیث دیگری هم داشتم نگاه میکردم اینه حدیث که:((اذا هبت امرا فقع فیه، فان شده توقیه اعظم مما تخاف منه.)) که متعصفانه معلومه بد ترجمه شده که میگه اگه میترسی از چیزی خوذت را در آن بیفکن زیرا گاهی ترسیدن از چیزی بزرگتر از ترسیدن از آن است. خوب ببتیذ ر عربی نوشه ((هبت)) و من لغت عربی رو بلد نیستم و تخصص هم نداریم ولی معلومه هبت یعنی از بزرگی چیزی میترسی مثلا خدا بزرگه شما میترسی خوب برو باهاش صحبت کن گریه کن آروم شو مثلا از بزرگی دریا میترسی از هیبت دریا میترسی خوب خودت رو بانداز در دریا نه اینکه حالا از گناه کردن میترسی برو خیانت کن یا گناه کن این به این معنا نیست میگه از بزرگی طرف ترسیدن و بزرگ بودن یه ارزشه مثلا شما میری مسجد یه شخصیت نورانی و بزرگ مثلا یه آخوند میاد کتارت تو صف جماعت شما ممکنه اصلا نمازت رو برای این شخص و به یاد این شخص حالا مثلا حتی بترسی و براش صلوات بفرسی منکه اینطوریم خوب حالا برو باهاش صحبت کن دست بده برو کنارش این باعث میشه دیگه نمازت رو برای خدا بخونی نه به یاد یه نفر دیگه یعنی آقا اگر شما از بترسی دیگه دین نداری و میشی بنده ی ذیگران اگه بترسی دینت عوض میشه البته ما خعلی قبلا گفتیم که نرس مثلا باید در زن ها باشه و متعصفانه پسران مارو مرد نمیدونن و نمیگنن و ترسو به بار میارن اینا رو ما قبلا گفته ایم طبق حدیث که برای زن خعلی مهم و خوبه که بترسه یعنی زنی الگو باید باشه که ترسو باشه اصلا چون اگه بترسه خیانت نمیکند! مثلا 

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ۰۱:۰۰ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

باز ما هوایی شدیم و نماز خواندیم به یاد بزرگان و گفتیم یه کم بحث بشه در این سیر نماز ظهر و عصرمون و چند تا نکته ای که میخام بگم ممکنه قبلا گفته باشم مثل این که کشیدن چهره ی امام خمینی ره مثلا یا دیگر مراجع بدون الگو یعنی عکس در کنارتون نباشه کار بسیار دشواری است که نیاز به شناخت روحی داره اصلا کشیدن چهره خودش مهارت میخاد ولی بدون الگو و عکس یعنی ذهنی کشیدن معنویت هم میخاد لذا هرچه شما قوی تر دل بدی مثلا به آیت الله جوادی آملی رضوان الله علیه که من امروز توفیقش رو داشتم این چهره ی ایشان که چهره ی معصومین و بزرگان شبیه ترین چیز به خداست یعنی چهره شون رو درنماز یاد کنی الان دیگه قربش رو درنظر داشته و هرچه این چهره واضح تر باشه این قرب نزدیکتره و یه مرتبه ممکنه شما درد دل کنی با ایشان و بشنوی که دلشون خونه که یه پیام ها و صحبت هایی رو دارن نسبت میدن به دروغ به آیت الله جوادی آملی ره و دل ایشان خونه الان بله آقا آدم گریه ش میگیره اگه همینطور صلوات بفرستیم در سجده و در نظر بگیریم مراجع رو و بخواهیم نزدیک بشویم تا جایی که بدون اجازه ی اونا آب هم نخوریم خدا توسط چهره ی مراجع باهات صحبت خواهد کرد اگه دل بدی بهشون و خدا یه عالمه فرشته داره و حتی خود مرجع تقلیدت میفهمه ولی اینطور نیست که حالا چون من ارتباط گرفتم پس مشغول شده و دیگه به فکر شما نیست نه خدا کلی فرشته داره ولی قبلا هم گفتیم با شیاطین ارتباط بدی اینا مشغول میشن لذا جمع کردن و تمرکز شیاطین رو بهم ریختن مهارت و رندی میخاد و اینا مثلا روی من متمرکز شن دیگه کاری به شما ندارن ولی عالم خدابی اینطور نیست لذا میگن صبر کنید حالت روانی برگرده گرچه خدا شیاطین زیادی هم دارد مثل فرشتگان ولی گفتم مشغول بشن شیاطین دست ور میدارن از سر دیگران و یه مهارتی میخاد که بازیشون بدیم مشغولشون کنیم پی نخد سیاه ها لذا یه نکته ای هم امروز برنامه ی آفتاب شرقی قبل اذان میگفت که متخصص میفرمودن که زیارت امام رضا طبق حدیث به اندازه ی زیارت کردن هزارباره ی مکه است که قبول بشه حجمون!! و حتی اگر عارفانه باشه هزار هزار یعنی آقا اون موقع که زیارت نامه حضرت رضا ع ساخته نشده بوده و یا قبل از حضرت مردم محروم بودن که لذا میشه فهمید که باید در نماز به یاد امامان و زیارتشون کرد و هیچ عیب نداره زیارت و مثلا میگیم ایاک نعبد و ایاک نستعین خوب ما که شناختی عارفانه از خدا نداریم لذا ذر نظر میگیریم امامون رو و میگیم حرفتو گوش میدهیم و تمرین میکنیم پیرو مراجع بشیم و اگر خدا مامور فرستاد و چهره ی امام و مراجع اومد اینبار حرفشون رو گوش البته کارای سخت اولش دستور نمیدن و رعایتموت میکنه خدا لذا زیارت امامان در نماز چیز طبیعیه چرا؟ چون نماز معراج مومن هست یعنی شما در معراج پیامبر میدونی که پیامبر رفت آسمون های بالا رو دید حتی جهنم رو دید با فرشتگان خدا صحبت کرد البته یه بخشی هم با فقط خدا صحبت میکنه تازه همونجا هم مشاهده میکنه خدا داره با زبان امام علی علیه السلام جواب میده پیامبر رو لذا نماز حدیثه معراج مومنه لذا مومنان پیش امامشون باشن به نفعشونه و بهترین جاست خلاصه ما تو سجده کردیم ولی سجده ی بعدی از یادم می پرید این مرجع بزرگ و یه نوع نسیان و غفلت داشتم که باید تمرین کرد که تمرکز در نماز صورت بگیره و ما مطلقا بدون اجازه ی مرجعمون از راه دور آب هم نخوریم بله نزدیک ببینیم مراجع رو که آب میشیم ولی خدا همه جا هست و ناظره و دیگه خدا بحث نمیکنه که من همه جا هستم بلکع میگه من همه چیزو میبینم بله ما حظور خدارو گم کردیم خدا همه چیزو میشنوه ولی ما نفهمیم لذا شرم داریم جلوی مراجع ولی جلوی خدا نه ممکنه و غافلیم و گناه خفیه زیاد داریم لذا خود خدا هم میگه چنان شرم کن از من که وقتی یه نفر که مومن و خدایی است در اقوامت مثلا آخونده جلوش شرم داری حالا این حدیث رو دقیق یادم نیست همینطوری گفتم که تمرین کنیم در نماز 

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۶:۱۵ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

اولا این چیزایی که میگم رو یا نادیده بگیرید لطفا و هم گیر ندین که غرض وار گفته باشم بلکه زوج های مومن میدونن اینارو حیا میکنن بگن و ما هم فکرمون تسخیر میشه میگیم پس گیر ندین!!!

داستان اینه که امروز صبح چند دقیقه تلوزیون میدیدم شاید زن هم نبود و نشان نمیداد و بایددیشب که بازیگره همون خانم دهقان در خندوانه برنامه داشت به ذهنم میخورد ولی نخورد یا بعداز اخبار ساعت ده و نیم شبکه ی دو یه زنی کارشناسی رو آوردن باز فقط فهمیدم در ظاهر خوبه زن و جلو نرفتم ولی امروزصبح قویتر بود یعنی میخام بگم جوگیر شدم که اینارو میگم و درسته تنهام ولی حتما فکر خودم نیست و تصرف از بالاست حالا گنده ش نکنیم داستان اینه که ما تلوزیون میدیدیم گفتم به خودم زن باید ظاهرشو درست کنه و در ظاهرات باشه بعد برسی کنم خوبه که روایات چی میگن بله به نظر میرسه مثل اینکه زن ظاهرشو جمع کنه و بپوشانه مثل حجاب و آرایش و باید هم در حجاب و آرایش به ظاهر برسه و مثل اینکه بخواد الکی کلاس بزاره و باید هم الکی بزاره و مثل اینکه بخواد فیلم بازی کنه و باید هم بازی کنه جلوی مردم لذا دو نکته است یک دختر و زن فرق دارن و زن شوهر داره و دو اینکه ما در اسلام زن که حساس هست بعضی صفاتش جلوی خدا و شوهر باید کاملا متضاد با آنچه جلوی مردم باید باشه باید باشه!!! پس زنان باید ظاهرشون درست کنن و فیلم بازی کنن حالا طبق سه روایت بررسی کنیم

یک شرم: حدیث داریم شرم زنان ده برابر مردان است ،و زنان نیاز شدیدتری از مردان دارن در مبحث جنسی ولی در جامعه زنان کمتراز مردان فاسد میشن و ظاهرا نشون نمیدن به مردان این شدت نیازشون رو ولی درسته تعداد مفسداشون در جامعه ما کمتره ولی  اگر زن فاسد شد دیگه فاسده هااااا و خیلی بدتراز مردان خطرناکتره پس زنان فسادشون پنهانی تره و در ظاهر همشون خوب و با حجابن در جامعه ی ما

دو تکبر ترس و بخل: قبلا این صفات رو حدیث رو گفتیم که زنان خوبه این صفات رو داشته باشن ولی در مردان برعکسه و هر زنی که این صفات رو داشت خانمتره و در مردان هم برعکسش آقاتره و مردتر و زن ممکنه شجاع باشه ولی باید خودش رو بترس بزنه و فیلم بازی کنه و ظاهرش رو حفظ کنه ولی پیش خدا و شوهرش ممکنه متواضع باشه و خعلی خوبه ولی در بین مردم و جلوی بچه ها باید متکبرانه رفتار کنه و فیلم بازی کنه و طبق این حدیث که مثلا می فرماید که اگر زن ترسو باشد بیگانه رو به حریم خودش راه نمیدهد یعنی ترسو نیستا و میفرماید اگر باشد یعنی باش دیگه ای زن!! یعنی فیلمتو بازی کن جلوی اینا دیگه!!!

سه ظاهرزیبا: حدیث میگه بهترین زنان آن است که رویش خوبتر و مهرش کمتراست. این حدیث هم که نشون میده ظاهر رو دیگه دقیقا که ظاهرش خوبرو باشه

پس زن باید درظواهر گیر کنه و زنان رند و پیچیده نیستن در مقابل مردان و زنی که نشه شخصیتش رو شناخت و مرموز باشه و سرازکارش درنیارن ماموران و همه این زن موذی ای هست!!! خخخخ خلاصه وقتی مثلا کارشناس بشه زن بیاد توی تلوزیون میشه اسرار رند بودن رو کشف کرد از روی زن ها و هرچه اسرار رو بیشتر ما جوان ها بفهمیم ازروی حرفاشون و رفتارشون این زن ها بهترند و لذا زن هارو مسخره میکنن وقتی توی تلوزیون بیان کارشناس شن چرا ؟ چون می دونن ظاهرا اینطورین و در باطن ممکنه خیلی نیاز جنسی شدیدی داشته باشه ولی محکم چادرش رو گرفته لذا زنان اسرار رو خوب لو میدن و معلم های خوبی اند و برای اینکه ما رند بشیم خیلی مناسبن اگر دنبالشون کنیم مثلا در تلوزیون ولی مردان یا خیلی پیچیده است شخصیتشون یا خیلی ساده ولی بزرگی میگفت عقل زن ها روی هم اگه جمع بشن بیشتر از عقل مردان هست اگر عقل مردان رو جمع کنن کنار هم ولی در فرد برعکسه!!! قریب به این مضامین عارفی میگفت اگه اشتباه نکرده باشم 

 و اینکه دیگه یه حدیثی هم که کتاب حدیث روبروم گذاشتم ببینم درسته که زنان باید ظاهرشون رو درست کنن و بپوشونن و درظاهرات باشن و وارد عمق نشن و باطن و فیلم بازی کنن دیگه دنبال حدیث که بودم یه حدیث جالب پیدا کردم که می فرماید:

زنان را بی لباس بگذارید تا در خانه بمانند،

این حدیث از پیامبر اکرم هست صلوات الله علیه

یک لباس نخریم: اگر لباس برای زنان نخریم بیرون کمتر میرن درست؟؟ یعنی در خانه ماندن زن ارزشه در اسلام و توجه بشه

دو آبرشون رو بریزیم: اگر زنی حتی اگر مخفیانه که خودش نفهمه عکس لختیش رو پخش کنن مثلا در اتاق پرو یا جاسوسان این زن دیگه کمتر بیرون خواهد رفت خودبه خود و فرشته ها فضای امن براش نمیسازن !!! حتی اگر عکسش فوتوشاپ باشه وضع همینه که هست

سه جنسی: شما اگر پیراهن زنت رو بکشی پایین هنرمندانه و به سبک خاص خودش مثلا در نوع کشیدن و سرعت و محبت البته من تا حالا اینکارا نکردما  واگه لختش کنی این زنت بیشتر در خانه ی دلت میمونه و لذت جنسی و محبت بین شما و زنت بیشتر میشه و ارتباط جنسی قوی تر و توجه بشه که مرد باید یه کاری انجام بدهد به سمت زن تا این حالات و ارزش ها پیدا بشه در زن مثلا هرچه بیشتر لخت کنه زنش رو ارتباط بهم بیشتر بدن روابطشون قوی تره میشه 

 چهارفرهنگی:زنان برعکس مردان اگر ماهپاره ببینن زنان لختی رو این تاثیر مثبت روشون میزاره یا مثلا اکه تلوزیون فیلم سینمایی بزاره که زنان حجاب و روسری درست نداشته باشن تاثیر خوب روی زنا میزاره و دلشون نمیخاد دیکه به خارج برن و در خانه میمانند ولی در مردان برعکسه قضیه

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۴۰ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

امشب تلوزیون میگفت که ما به یه تکنولوژی پیچیده ی نفتی دست پیدا کرده ایم قریب به این مضامین و داشتم فکر میکردم که ما که نمیریم گارگروه بیاریم که این این چیزارو کشف کنه بلکه مهندسی معکوس میکنیم یا بلخره تحت لایسنسی خاص کار میکنیم یا مطالعه میکنیم و بعدش هم افتخار هم میکینم یعنی افتخار هم داره که بعضی امور رو چند کشور ندارند تکنولوزیش رو حتی الان ما نمیتونیم یه هواپیما و هلکوپتره استاندارد بسازیم و صنعتمون انقدر پیچیده و پیشرفته و استاندارد نشده بعد یاد این حدیث افتادم که می فرمایند رسول خدا (ص) که اگه علم در ثریا هم باشه مردانی از سرزمین فارس بهش دست میابند!! البته ما هم استان فارسیما و سرزمین باحالی است اگرچه کم توجه میشه ولی اینو میخوام بگم که نمی دونم که تا چه حد به این روایت رسیده ایم ولی بلخره هر زمان یعنی در هر زمان این حدیث صدق میکنه حالا من میخوام دو جنبه اش رو از این حدیث باز کنم ولی شاید هم در آینده واقعا پیشرفته تر شدیم البته یک جنبه ی این حدیث رو زیرکانه به دلم خورد موقع تایپ کردن ولی روش تاکید نکردم و فضا هم ضدم میشد اگر میکردم و زندانه گذشتم و چیز بدی به ذهنم خورد و اون جنبه ی اوله ماجرا است درمورد این جدیث که آقا ثریا اسم زنه یعنی ما تا توی همه ی زن ها هم ایرانی ها نقوذ پیدا میکنن و صنعت جاسوسی و نفوذ و اینا در زنان پیشرفته میشه در پزشکی یعنی علم بدی هم هستا ولی دیگه ایرانی ها نفوذ پیدا میکنن در ثریا خانم و همه چیزش رو دردست میگیرن و زنان رو با علم پزشکی تسخیر خواهند کرد ایرانی ها!! دومین جنبه هم همینه که دیگه کشف شدنی نیست مثل ثزیا خانم که بشه توسط جن و پزشکی و تسلط بر بدن اینطوری نیست همین چیزی است که گفتم که آقا ما برنامه ی انیمیشن رو نمیسازیم بلکه توسط انیمیشن کارتون میسازیم یعنی آقا علم ماهواره مثلا اگه تا ثریا هم بره ایرانی ها میرن اون ماهواره رو ازش کپی میگیرن و اون راه رسیدن به کره یا سیاره ی ثریا رو یاد میگیرن مثلا از اروپایی ها!!! یعنی علم تا هرچه قدر پیشرفت کنه ما میانبر میزنیم و یاد خواهیم گرفت حتی اگر رسید به ثریا ولی خودمون کشف نمیکنیم بلگه کپی البته الان مصداقش اینه ولی شاید در آینده هم واقعا سدبم منبا اکتشاف ولی ما میانبر میزنیم همش و ضد علم و ضدفوتبال و اصلا کلا ضدیم با علم و تکنولوژی و پیشرفت ها به سمتی که همش میانبر میزنیم یعنی مثلا یه بازی کامپیوتری که 100 نفر بشینن و باا جزئیات بسازن نه وقت میزاریم نه بودچه نه میتونیم بلگه با یه گروه متخصصه چند نفره میانبر میزنیم و خغلی توی دنیا گیر نمیدیم و بشینیم جزییات رو بررسی بلکه تضمینی کار میکنیم خلاصه همین دیگه جنبه ی دوم این روایت این شد که  ایرانی ها کپی میکنن و به علم میرسن یعنی اگر اروپا رفت به ثریا ایرانی ها اگه علمش باشه تا اونجا هم میرسند و یاد میگرن نه اینکه خودشون علم جدیدی رو کشف کنن ولی در پزشکی کشف میکننا حالا شاید در آینده جنبه ی حدیث تغییر کنه و ایرانی ها از تنبلی بیرون بیان و شاید اروپا و آمریکا و چین هم از تکنولوژی خسته بشن و فاسد بشن معلوم نیست شاید شکست اقتصادی بخورن و دوباره ایرانی ها بیان بالا

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۴۰ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

یه مساله ی مهم اینه که آدمی باشیم که امید بهمون باشه ولی الان مارو تخریب میکنن قبلا فحش میدادن حالا ذلیل و مسخره و کوچک البته خودمونم مهمه که چقدر کارمون ارزش داره و چقدر بزرگیم ولی الان سیاسی شده و امیدوار نیستن مثلا امام زمان الان مستضعفان کل عالم چشم امید دارن و منتظران آمدنش رو انتظاران میکشند یه بحث دیگه عاشق شدنه مثلا بعد از هزار سال برای امام حسین (ع) گریه می کنیم و افراد عاشق نمیتونن یه لحظه بدون یاد امام حسین (ع) زندگی کنن یه بحث دیگه شناخته که ما شناخت نداریم از امام حسین و امام عصر رو ظاهر وباطن نمیشناسیم بعد امیدی نداریم و ضایع می کنیم خودمون رو و منتظر نیستیم پس شد شناخت و عشق و قدرشناس بودن این سه عامل که امید داشته باشیم به حق بله قدرشناسی هم مهمه که ما قدر خورشید رو نمیدونیم مثلا ولی اگه خورشید نورش قطع بشه و بشه زندگی کرد شاید اصلا خورشید رو هم بچه هایی که تازه به دنیا میان از یاد میبرند لذا اینو میگم که روایته که طوری زندگی کنید که وقتی مردید و از دنیا رفتید مردم براتون گریه کنند حالا یا مظلومه یا امید داشتن و قدرش رو میدانستند و شناخت داشتند و عاشقش بودند یا هم نشناختنش و ضایعش کردند طرف رو یا هم خودش فی الواقع آدم مهمی نبوده که مردم براش گریه نمیکنن پس دل ها باید با ما باشه و بخوان مارو اگه وبلاگ مینویسیم و باید عاشقمون باشن اگه کارمون درسته نه تخریب کنن و سیاسی بازی درآرن لذا باید در فشار هم بود تا خدا مخبت اینارو در دل ما قرار بده وگرنه کارای ما پوچه پوچه و راه به جایی نمیبریم مثلا امام خمینی که از دنیا رفت اصلا مردم زیر دست و پا برای خاکسپاری ایشان مردند و له شدند ولی الان جوان های ما عین خیالشون نیست و این فضا نیست آیا امام خمینی در این زمان تعریفش عوض شده؟؟نه فضا نیست فضا آلوده است سیاست آلوده است مردم دینشون ضعیف شده عاشق نیستند پس یه معنی اینکه وقتی مردی گریه کنن یعنی وقتی از بین رفت مردم عذا بگیرند مثلا اگه آب نبود و از بین بره و تمام بشه مردم از تشنگی میمیرند و قدر آب رو میدونن و نمیشه ازش گذشت لذا شهوت هم همینه شما طوری با زنت باید ارتباط بدی که زنه بعد از اتمام کار ناراخت بشه نه اینکه بگه اوفیش راخت شدم بلخره ارضا شد البته اذیت زن خوب و شیرین میتونه باشه تا حدی طبق روایات ولی دلزدگی و ناراختی و عذاب و شکنجه بده ولی مثلا اگه سیگار تمام شد مردم تاراخت نمیشن که چرا سیگار من تمام شده میگن به درک همون بهتر که نکشه ولی ممکنه من عادتم داشته باشم ولی بلخره نیاز جمعی نیست و شخصیه و کم پیدا میشه طرف خودش رو به جای شما بزاره بگه آخه ی شهوت نداره این یارو نه نمیگه و منم وقتی زن نداشتم گناه کردم دل فرشته ها میسوزه !! و شاید زن ها محبتشون جلب بشه و خدا بخاد بله دکتره درمانمون نکرد امروز و گفت که منم همین بیماری رو دارم و به قول بابام الکی که بدن آدم رو عمل نمیکنن و نمیزارن بشکافن دکترا اینا تازه من مجردم هستم ولی اگر گناهی کردم فردا به پای ایناست چون من که زن بهم نمیدن با این وضع  روان و بی میلی و تخریب و یه طوری میشه اگه خدابخاد  زن ها بدون اختیار دلشون برام میسوزه و من اخطارشم از همینجا میدم امروزم دوجا رفتم دکتر خداروشکر گفتن مهم نیست و انگار نه انگار که ما واریکوسل یا وازیکتومی هستم بلخره تشخیص دکتره!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۴۷ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

بله ما درمورد رندی صحبت میکنیم باید ریزه کاریاشم توضیح بدهیم پس اول یه ریزه کاری درمورد چند پست قبل که نوشته بودم مثلا جنی یا روحی یا فرشته ای میگه نرو مثلا پیتزا فروشی  ما گفتیم که بستگی داره در دل خودم که پیام صادق باشه من به خودم میگم نرو یا نیا بله بستگی داره به این چیزا اصلا هدف چیه؟؟ بعضی مواقع مصلحت خدا اینه که شما بری تو کوچه و خیابان این یه ریزه کاری یه ریزه کاری دیگه اینه که پیام چقدر قوی باشه پیام فرستنده اش کیه یا لحنش چه طوره تصویریه یا صوتی بلند و با ناکیده و اخطاره و اینا خوب از ریزه کاری قبل اما ریزه کاری الان اینه که حالا من نمیدونم جنن یا روح!! من بنده شونم یا دوستشون یا تحت کنترلشون و اینا محافظت و کمک میدن ولی یه موقعی هم هست که میبینم یه دختر لوس کم سن تر از من با لحن شیطانی و مسخره حرف دل منو شنفته و داره اذیتم میکنه من به این واکنش نشون میدم که چرا اصلا باید حرف دله من به دست نا اهل بیافته و بهش میگم شیطان ولی یه موقعی استاد داریم ما حالا زن یا مرد اگه مرد حرف دل منو بدونه همینکه وقت گذاشته روی من ناچیز خعلی هم ارزش داره و کار امنیتی یا عرفانی یا دوستیه منم زیاد فکر نمیکنم که بخوام درگیری داشته باشم و غم و عصه هام هم دارو میخورم حالا روی یه بی عقل اگه یه مرد کارکنه خوشالم هستیم اگه خودم بفهمم یا یه کاری کنه که بفهمم ولی نه شیاطان باشه ها اکثرا اینا شیاطین رو دور میکنن دستگاه امنیتی و یه طوری به ما مثلا در وبلاگ نویسی کمک میکنن که من فکر میکنم خودمم تنها نشستم پشت لب تاب و تبلت دارم تنهایی کار میکنم این ظریف کاریاشه یا مثلا بعضی زن ها هستن که حسودند ولی بعضی زنها 24 ساعته میدونن که فکر من چیه و حتی اگر بخوام استخاره بگیرم مثلا بگم شعر بابا طاهر شماره ی چند بخونم خالا؟؟ خوب این زنه اصلا عمرش رو مانند یک مادر گذاشته روی من و من رو داره فی الواقع تحمل میکنه و انگار ارتباطش هم به غیب وصله مثلا من این اشعار حافظ بود که یعنی مثلا مست کرده بودم این رو صفحه اش به دلم خورد انگار مثلا یه زنی یه شماره ی صفحه داد از غیب و من باز کردم و خواندم از روش و کلیپ ساختم و شاید بار اولم هم بود که این شعر رو میدیدم اصلا و دیگه یا نگشته بودم یا نگشتم هم بعدش که شعر حاصی از حافظ رو باز کنم و کارم هم موفقیانه و گرفت فی الواقع خوب اینا مایه پیشرفت ماند ولی اگه یه دختر لوس که شیطانی میخواد مسلط بشه برمن من واکنش نشون میدم و جنبه شو ندارم و بهش میگم شیطان اصلا بعضی از دانشمندان ما میگن اون زن و شوهری که خرفای دل هم رو بدون صحبت میفهمند و از طیق فکر و تله پاتی رابطه دارن باعث اختلاف و جدایی بینشون میشه نه اینکه واقعا تفاهم داشته باشند این رو یه جایی شنیدم و دقیق یادم نیست! و اسلام هم میگه زن سیاه بچه آور بگیر یعنی یکی که درکت نکنه و همیشه آقا باشی و جذاب باشی و زن بیسواد مثلا که توقعش کمه البته معنای دیگر هم داره خعلی معنا داره این روایت که از جنبه ی دیگرشم من حودم صحبت کرده ام قبلانا!البته اسلام میگه اول زن زیبا بگیر ولی بین زن زیبای نازا و زن زشت میگه زن سیاه زشت بهتره تا زنی که تمایل به بچه نداره و لوسه ننره!

بسم الله الذی لا اله الا هو

شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۴، ۱۲:۳۵ ق.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

خوب رسیدم به خونه بعد از سریال پایتخت و سیر قلیونی و تا اینکه بیان دنبالم داشت برنامه ی این شب ها شفکه ی یک میزاشت که یه آخوند خوب و بسیار نورانی آورده بودند که حرفهای بسیار خوبی میزد و نتونستم همشو ببینم و گوش بدهم بعد وسط حرفاشون میان برنامه یک کفاش رو نشون میداد که تولید ملی میکردش بعد یاد پس از مرگ افتادیم و گفتیم که انا لله و انا الیه راجعون یعنی ما باید خودمون رو بسازیم و تاچار به سمت خدا پس از مرگ خواهیم شتافت و پس از مرگ شکلمون مثل این کفش میشه که داشتیم میساختمش و درستش میکردیم و چک  بهش میزدیم تا درست بشود لذا پس از مرگ اگه ساخته شده بودیم که شدیم وگرنه با چکش و عذاب یا رحمت خدا تغییر میکنیم حالا نه همش عذاب مثلا آب کوثر مارو زیبا خواهد کرد و دیگه دست خودمون نیست قشنگی و خوشکلی دیگه هیچی دستمون نیست و میسازندمون پس از مرگ اگر الان رشد نکنیم دردنیا اونجا این خبرا نیست دیگه و اختیار خاصی نداریم اختیار الهی  و تحت کنترل خدا و فرشتگانه و آژادیما لذا دعا کردن عین آژادی است که ما از این اسلجه ی دعا استفاده نمیبریم بعد اومدن دنبالم و سلام نکردند و سوالی پرسدیدند که نیمه سوال بود حالا یادم نیست دقیقا و روایت داریم که کسی که بهتون رسید و سلام نکرد ولی سوال پرسید ازتون بعد جواب سوالش رو ندهید!! یعنی اصلا سوالش شیطانی است !!!و ندادم بله این روایت نشون میده که وقتی شیاطین فتنه میکنند باید ساکت شد ما که در خانه مثلا خانواده ی مثلا پنج نفره  نداریم که بله یه ایلی از شیاطین داریم زندگی میکنیم با هم و اینا فتنه درست میکنن و باید هنگام دعوا ساکت شد وقتی دو نفر از راه دور به هم میرسند دو ایل به هم رسیده است و هر لحظه ممکنه دعوا رخ بده لذا شیاطین به جای که سلام کنند و فتنه رو خاموش خعلی مودبانه اذیت میکنند و نشانه است اینه که دو نفر که بهم رسیدند بهم سلام نمیکنند و اوونی که میاد از قبل ذهنش و سوآلطن درست کرده اند و فضا رو خراب کرده اند و این دعوا نمیکنه به جاش سوال میپرسه به جای محبت و ادب و دوستی سوال میپرسه و  به جای سلام سوال میپرسه و جنگ و فتنه ی مودبانه داره وگرنه مثلا خواهر من خودشم دوست نداره که با من درگیر شه فضا اینطوره و سلام نمیکنه اینا نشانه است سلام نکردن وقتی بهم میرسند و هم آموزش میبینیم که ساکت بشیم در این فتنه هاا وگرنه تا طلاق ندن مارو که ولمون نمیکنند!!!و  روایت دیگه میگه کسی که از راه میرسه باید اول سلام کنه 

پرستش مرد

سه شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۵۰ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ﴿۹۷﴾

این آیه رو دیشب تو خونه ی دیگرمون وقتی قلیانم تموم شد بعد از فیلم از شبکه ی یک برنامه ی (این شب ها) اتفاقی از زبان آیت الله طباطبائی شنیدیم شایدم وقتی اومدن دنبالم رسیدم خونه شنیدیم احتماالا و فکرم خرابه دیگه آقا یه چیز دیگری رفت به سمتش اینکه میگه که جه مرد و چه زن اعمال صالح انجام بدهند ولی میگه (هو مومن) یعنی مرده باید مومن باشه یعنی ما درمورد زن مومن چیزه یعنی والا ما دختر مومن دیدیم که خوشکله ولی زنی هرچه قدر زن مردم خوشکل باشه سکس به نظر میاد اگه بخوای نگاش کنی و اعمالش و گفتارش لذا زن های مومن باید نتیجه ی کارشون رو روی مردشون یعنی شوهر یا پسرشون جستجو کرد وگرنه زن که مومن بشه ممکنه افسرده بشه و باید شوهر داریش خوب باشه و باید بره تو بغل مردش و اونو درست کنه و روی اون کار کنه  و برای رضایتش نیاز و خواسته اش و تمایلاتش رو برآورده کنه و شاید پیامبر از روی همچین آیه هایی است که می فرماید خدای دوم زن شوهرش هست یا می فرماید اگر قرار بود که کسی رو بپرستند هیهات میگفتم زن ها شوهرشون رو بپرستند لذا در قرآن هم اومده و حدیث ها جعلی نیستند!!بله اگر مرده درست شد که شده اگر نشد فایده نداره اون دنیا هم دستتون رو نمیگیره و مومن باید بشه

داستان راستان

سه شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۸:۱۶ ب.ظ | پلیسعلی | ۰ نظر

خوب امروز فضا طوری شد نمی دونم دقیقا چه طور بود احوالم که زد به سرم که برم به همون گفته ی خودم که گفتم داستان امامان رو بخونیم عمل کنم و رفتم کتاب داستان راستان که کودکی هم داشتمش و بعضی مواقع میخوندم رو از اینترنت گرفتم و مجذوبش شدم و داستان هاش رو شروع کردم به خواندن و داستان دومیش بود که گفتم بد نیست نکاتشو بنویسم اول لینک دانلود رو بدم اون که نوشته برای کامپیوتر پی دی اق هستا من همنو دانلود کردم از سایت یه دونه:

کتب داستان راستان

نویسنده: شهید استاد مرتضی مطهری

زبان: فارسی

For pc

Download Jeld 1

Download Jeld 2

for mobile

Download Jelde 1,2

خوب ممکنه شما کتابشو هم داشته باشید من نمیدوتستم قبل انقلاب حول و حوش فکر کنم 1336 شمسی نگارش شده توسط دکتر شهید مطهری خلاصه ما داستان دومش رو خلاصه برای شما بگم تا بعد نکته هایی که به ذهنم خورده و حال داشتم و نوشتمش رو براتون باز گو بنمایم پس خلاصه داستانش اینه:

مردی که کمک خواست

یه روز یکی ازصحابه ی رسول خدا (ص) فقر و تنگدستی بهش فشار میاره و تصمیم میگره با مشورت زنش به پیش پیامبر (ص) بره و وقتی به پیامبر میرسه کلامی از رسول الله به گوشش میخوره که فرمود:(( هرکس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می کنیم ولی اگر کسی بی نیازی بورزد و دست حاجت به سوی کسی دراز نکند خداوند او را بی نیاز می گرداند!!!)) خلاصه طرف این جمله رو میشنوه و منصرف میشه که از پیامبر (ص) چیزی بخواد و میره خونه و دوباره برای بار دوم وقتی دید فشار بر روش زیاد شده پیش پیامبر میره و همین جمله رو ایشان می فرمایند و برای بار سوم هم همینطور میشه خلاصه دیگه بار سوم که شنید تصمیم میگره هرکاری بلده بکنه و یه تبر عاریه میگره و میره جنگلی جایی هیزم جمع میکنه و میفروشه و کم کم تبر میخره و حیوان و خلاصه پولدار میشه و پیامبر رو روزی میبینه و پیامبر تبسمی میکنند و عرض میکنن بهش که نگفتم که ((هرکس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می کنیم ولی اگر کسی بی نیازی بورزد خداوند او را بی نیاز می کند؟؟؟!!))

خوب قبل از اینکه نکاتی که روی کاغد توشتم رو بگویم دو نکته میگم اولا باید فضای رسانه ها طوری بشه که علما بتونن مردم رو جدب کنن با نوشته ها و وطوری که دلزده نشوند و زده و خسته نشوند در منابرو رسانه ها و خبرها نکات لطیف مثل نکانی که آیت الله قرائتی در تلوزیون و کتاب هاشون میگن با حتی ایجاد فضای شوخی عرض کنند که این فضا هم خشکه هم اعتماد نیست و هم مسائل دیگری است که باید احیا بشه دومین مسئله حدیثه که علم خودتون رو بنویسید یعنی شما و من چیزی که یاد گرفتیم و یا رسیدیم بهش رو مینویسیم تا یادمون بمونه اینکار باعث میشه که موقع نوشتن هم یاری بشیم یعنی ما اونقدر حالیمون نبود و علم نداشتیم ت اینک وقتی روی کاغذ یا موقع تایپ روی وب قرار میگره عقلمون رشد  میکنه و شما ممکنه بگی شیاطین حمله میکنن ولی وقتی پیامبر میگوید که علمتون رو یاد داشت کنید یعنی ریسکش اینه که بیشتر میشه علممون و بالاتر میرویم و حتما کمک میشیم عقلانی و انک اندوخته ی علممون بیشتر خواهد شد!!

اما حالا نکات رو میگم که نوشتم درمورد این داستان:

اولا کمک کردن خداوند و رسول الله(ص) یکی است پس سیستم و اطرافیان میتونیم بگیم خراب بوده که نمیشده پیامبر کمک کنه به این فرد و مثلا شغلی بهش بده و یا مقدر بوده که این داستان به گوش ما برسه و ما که مستفیم به پیمبر دسترسی نداریم بفهمیم چه باید کرد و حتی صرف گفتن این جمله که بی نیازی بجو شما از غیر خدا که این فرد میشنوه همین جمله دعایی است در حق این مرد که شما برو ما کارت رو درست میکنیم!! و علاوه بر اون مرد یه امتی رو هم راهنمایی کرد پیامبر (ص) دوما اگر فقیری کنیم هیچ وقت بی نیاز نخواهیم شد سوما اگر ما نیازی داشته باشیم و داد بزنیم و گنده ش کنیم که همه بفهمند ممکنه حتی به نیازمون هم نرسییم و بدتر کرده ایم کار خودمون رو چهارما بی نیازی ورزیدن و همچنین بی نیاز کردن خدا به معنای تنبلی و تلاش نکردن و دنبال رزق و روزی و کار نرفتن نیست یعنی شما نمیتونی بگی من زن نمیگرم ای خدا تو خدا یه حوری بفرست تا شهوتم رو ارضا کنه!!! نه خداوند راهشو میاندازه جاوی پات اگر بی نیازی بورزی و ازخدا بخوایم پنجما وعده داده دیگه حدا که آقا شما بی نیازی بجویی از غیر خدا وعده داده که خدا نیازتو رفع میکنه یعنی ممکنه شما گرسنه نباشی و غذا هم نداری ولی توهم زدی و یا نمیبینی که مشکلی نداری بعد میگی خوب من پولم ندارم که پس مشکل پول نیست مشکل نیازه که توهم نداشته باشیم وگرنه نیاز جستن از غیر خدا خودش خواری است! ششم هم که داشت یادم میرفت اینکه بی نیاز کردن خداوند و مسلمانان از فقر توسط ایجاد و بهبود شغل و اشتغال است نه دادن یارانه!!