یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

ای که به دور کعبه و منکر حیدری / کعبه ولادتگه اوست دور حیدر مگرد

بایگانی

۸۵ مطلب با موضوع «داستان بیمارستان کشیده شدن» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۱۴ ق.ظ | علی | ۰ نظر

خوب ما یه فضایی داریم که مراجع مثلا کلا مظلوم هستند ولی قبلانا ما خودبه خود به خاطر مشکل گناهامون در فضاهای مظلومان بودیم لذا برای قلیان و فضاش دلم میخواد مظلومان در اینجا باشن تا راحت گریه کنیم و به خاطر اشک و ظلمشون که بهشون شده گریه کنیم و راحت شیم حالا تو قرآن نمیگه این عده رو مظلوم میگه مستضعفان و خوب مستضعف ظلم بهشون شده دیگه!!! حالا حتی زن نداره و گنهکاره خوب خیلی هم خوب بیاد بین نوحه هامون گریه کنه لذا قبلانا خود به خود زنانی که طلاق گرفته بودن و ظلم شوهری داشتن میومدن و اصلا فضای و رتبه و مقاممون همین بود خانوادتا و همسایتا جندین سال پیش و منو دوست داشتن و منم نمیدونستم چی شده و مینوشتم و نوجه هم پنهانی گوش میدادم و حالی میبردم و خوب سواستفاده هم میکردم از احساساتشون و باز گناه ولی خوش بودیم که اشک داریم لذا مظلومان رو دوست دارم فضاشون که جمعشون کنیم با هم گریه کنیم حالا شهدا که کلا مظلومن که شهید شده اند و حقشون بیشتر از ایناست و یاوریمون میکنن بدون اینکه بدانیم کی ان اصلا و خودشون رو هم نشان نمیدن و ادعایی ندارن ولی خود به خود گریه میکنیم لذا فضای شیطنت خعلی فضای بدیست باید بشینیم برای امام حسین (ع) همه گریه کنیم حتی اگر مشکلی نداریم مظلوم باید در فضامون باشه و درد کشیده و مستضعف که درد دارن حالا درد دین درد بچه ی شهیدش درد مثلا دیگه جامعه و همه چیز که میبینی اصلا بی قرارند و خوابشونم نمیبره اصلا میبینی مریضه بیماره درد داره خوب  اینا ارزش داره برامون موقع قلیون نه یکی که راحته ولی من خودم بیشتر موقع قلیان و نوحه حض میکنم ولی رفتم بیرون از فضاش میبینی یه آدم ناشی بی تجربه ی دیگری هستم و یه کارای دیگه میکنم و ممکنه اذیتم بکنم حتی نه که بچه ی خوبی باشم!!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۶:۳۱ ق.ظ | علی | ۰ نظر

درس عبرت گرفتن مساله ای بس بزرگه ولی روش هاشو فکر کردم یه روش دوروش اومد به ذهنم اونم ضعیف حالا بنویسیم بد نیست خدایا یاری بده اینکه آقا ما رفتیم تو کانال آپارات ببینیم که نظری فحشی چیزی نباشه بعد چک کردیم دیدیم که یه نفر تو قفس شیره و شیره بهش ظاهرا حمله و شیر رو کشته بودن نوشته بود و نجات دادن این جوان رو اگر زنده باشه ولی جرات نکردم فیلم رو ببینم یعنی خوشمم نمیاد خوب اینجا ما میفهمیم درس عبرت اول اینه که خعلی وقتا درمورد دیونه و بی عقل و زورزیاد و حیوانات خطرناک و اینا ریسک نکنیم اگر خطر داره اگه چاقو تو دسشه کیفمون رو تحویل بدیم اگه تفنگ دسشه تسلیم باشیم و خعلی زرنگی نمیخاد مگر اینکه واقعا پلیسی یا آموزش دیده یا شیر بی دندونی یا چیزی شبیه اینا تا خدا پشتمون نیست یقین نداریم مثلا جوگیر نشیم من خودم بخاطر فیلم ها ی تلوزیون یه بار جوگیر شدم و سفره رو کشیدم غذا ریخت بعد مادرم که عصبانی کم میشه بعد کلی عصبانی شد و منم پشیمون خوب میخاستم مثل فیلما عمل کنم بعد دیگه داستان بالا گرفت تیمارستانم رفتیم و جوگیر شده بودیم خلاصه روش بعدی درس گرفتن از قضایا اینه که بگی آقا خدایا شیری که در کمین منه میخاد منو بخوره کدوم شخصه بعد میگن آره مثلا پسر عمته که درکمینته مراقب باش نزدیکش نشی خودمونی اینم یه روش درس عبرته البته باید موضوع برات جالب یا ترسناک یا مهم باشه که فکرتو درگیر کنه درحالت عادی درس عبرت گرفتن سخته خلاصه روش های درس عبرت گرفتن الهی عقلانی نه وسواسی مهمه که بلد نیستیم!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۱۵ ب.ظ | علی | ۰ نظر
آقا درمورد زنان نوشتیم که شما میبینی میگن ازدواج کنید بچه بیارید حتی میگه زایمان طبیعی یعنی انقدر زایمان سزارین خرابکاری کرذن که میگن حالا طبیعی بزا بعدشم من دایی ایم که تو شهر خودشون بچه انشو خورده مرده هرچی شده نمیدونم اومد شیراز بچه ش بدنیا بیاد بعد هم درست بخیه نکردن زنش بستری شد یعنی میگم یه همچی سیستمی هست که دیگه بچه بیشتر نمیزان اصلا سیستم انگار طوریش کرده اند که هیچکه نباید بچه به دنیا بیاره کسی که آورد میگن مگه آب خونه شون از تصفیه ی فاضلاب نبود؟؟!! مگه نونشون قرص نون نداشت؟؟!!و... چرا اینکه ما چوانان مجرد خبر هم نداریم متعصفانه چی شده من خودم اونروز براتون عکس علما گذاشتم بعد اینجا زنان حساسند و میدونن من مدافع حقشونم بعد یه طوری داشتن نگاه میکردن به این علمای بزرگ و مشهور که آیا چه بر سر زنشون اومده حالا چه برسر اقوام ما وخانواده مون اومده که اینطوری نگاه میکردند خدا میدونه من خبر ندارم ولییه مرتبه آهن داع میکنن میمالن به پستان و اونجای زن مومنه حتی زن متکبر یا یک سوزن هایی حس میکردم وجود داره که اگر کنار چیز زن بزارن باید عمل جراحی بشه و بیرون نمیاد وو اگه بیرونش خواستن بیارن بدتر میشه باید حتما بره دکتر عمل جراحی بشه و درد بکشه اینا گفتیم بگیم خبر داشته باشیم چی شده دیگه این زن بچه میتونه بیاره و آرامش داره یعنی زایمان طبیعی طوری پاره ش کردن که دیگه هیچی دیگه دستشویی هم بره تا آخر عمر درد میکشه ببینید خنده نداره شده که میگم حالا زن تکبر داره بدتر میکنن اگه پا نده! بعد زنانی که فاحشه اند چی میشه خدا میدونه در ایران چه کارشون میکنن یعنی بچه ها؟؟؟ هیچ جا هم نمیپیچه  و صداشم در نمیاد پ ما  همیطور اومدیم ضد ولایت جمهوریه ی مغتیه الاکبر الله نوشتیم و هیچی نشد باید سر تعظیم فرود بیاریم بر قدره الله وگرنه منم شهوت ندارم منی اصلا شکل قبلی نیست هر که عزیز من یه مشکلی داره دیگه یا سرش درد میکنه یکی دییگه پاش یکی قلبش یکی کلیه اش!!!بعد دیگه ختی فرضا این زن خوب شد دیگه شوهرش با دیدن این علامت  و زخم و درد دیگه آرامش دارن  بشینن بچه بزایند شما بکشیش قبلا سقط جنین مد بود الان نمیدونم! یعدش میگی چه روانی هستی و تیمارستانی و قرص و دعوا بابا بیخیال فراموشی !بعد به هیچ کحا هم در ضمن نمیتونیم شاید شکایت کنه چون علاوه بر آبرو وضع بدتر میشه و لاغیر لذا پزشکی قاتونی گهه؟؟ باید برای چنین افرادی پلیسی که دکترقضایی است بزارن وگرنه خود دکترام میترسن جفت میکنند!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۵، ۰۵:۲۰ ب.ظ | علی | ۰ نظر

خوب اولا اینکه گروه ما از چند سال پیش خعلی قوی تر کار میکنه و من روی کاغذ این مطالب نمیتونم بنویسم و ارائه بدم که یعنی 24 ساعته مراقب دارم و هم روی مخم کار میکنن فرشتگان یعنی ولو ولون نیستم این از اینکه بگم که چرت نمینویسم گرچه آزادم و تنهایی ظاهرا ولی قبلا اصلا میجنگیدن با من یعنی شهوت هم داشتما بعدش قاطی میکردم خعلی هم کوبنده مینوشتم ولی الان کنار اومدن باهام دستگاه و کمکم هم میدن ولی قبلا دیگه راهی نبود دوران مدرسگی و از دستم شاکی بودنن اصلا نشستم سال 88 که فتنه بود از قبلش تا بعدش مینوشتم و خوبم مینوشتما ولی فیلتر شد وبلاگم و همه چیزم بر باد فنا رفت یعنی اینطوری هم بوده ولی محبت و آرامش همرام بود که باهام بد نباشن یعنی اشتباه فراوان کردم هم در عمل و وبلاگ ولی باز با منافقان و نمیذونم اینا چیز نشدم یعنی واقعا یه عده ی کثیری دشمن شخصی داشتن با من یعنی منتظر بودن پدرم رو دربیارن از همین نظامی ها مخصوصا و پلیسا دیگه راهی نمونده بودا که یه مرتبه صفحه عوض شد تحریم و جنگ  و اینا شد که البته ما هم تیمارستانیمون کردن کلا اعتبار نداریم!

منم کلا از کودکی که خدایی بودم گفتم و عهد کردم با خدا که خدایا من تاآخر پات میمونم و باهاتم ولی فقط درد نکشم و مریض نشم و خعلی میترسیدم الانم عقل ندارم یه بیمار روانی ام که باید قرص بخورم و ادامه ی قرص خوردن تا حالا نشان اینه یعنی خوب نشدم کلا و شاید بدترم شده باشه!!و به بابام هم گقتم تو خودت دختراتو به یه روانی میدی میگفت ب شوخی آخه برات میخوام زن بگیرم گفتم آره یه روانی بدتر از خودم بهم قالب میگنن اگرم تازه ولی...!!!جالب بود خودش ترسیده بود گفت نه وجدی گرفت وقتی اصرار کردم روش!چ کنیم باید بسوزیم و بسازیم دیگه!

و قبلا هم گفتم دوست دارم یه بمبی بزارن آتش بگیریم بریم مستقیم پودر بشیم بریم  آسمون جسما و روحی تا بارون بیاد!!! که بهترین  و بدتری نوع مرگه و درد خاصی هم نمیکشیم!!!دیگه کسی هم سر خاک و قبرمون نمیخواد بیاد که شرمنده ش بشیم و اون الکیه نمادیه خخـخ! یعنی اصلا یه دوره ای انقدر براشون گوگولی و مریض و وگوری بودم که اذیت و آزار میدیم بهشون میچسبید و خوشال میشد مخصوصا حسودان!جدیدا هم به بابام گفتم اگه خواری من موجب میشه جاسوسات و حسودان خوشال بشن ادامه بده به خوار کردن ما و ذلت ما تو خونه!! تا شاد شن!!!که  اینطوری برای خودمم بهتره!!!!

خوب اونروز داشتیم قلیون میکشیدیم که مادربزرگم از یه مرد بدی حرف زد و گفت به آیت الله خمینی ره وخامنه ای ره هم فحش میداده و اینا که من اصلا یادم نمیاد کی بوده و داستانش چیه و چکار کرده تا گفت فحش میداده گفتم اگه این افراد بزرگ دینمون مثلا حالا گفتم مثلا آِیت الله خمینی ره اگه نبود و همچنین آیت الله خامنه ای ره اصلا دنیا به اینجا نمیکشید داعون میشد پایان میافت ببینید اون ها بحش عظیمی از امید حضرت قائم(عج) هستد متنهی ما خودمون خودمونو فتنه میکنیم وگرنه جهان هم اصلاح میشد ما جنگ داخلی داریم با خودمون درگیریم منافق داریم خلاصه همین دیگه گفتم که اگه ایشان نبودند دنیا تا اینجا ادامه نداشت حالا ببنید حضرت چقدر دوستشون دارد! لذا خدا  هم بهشت رو فردی قرار داده نه جمعی حالا درسته میشه جمع شد ولی هرکس برای خودش بهشتی در رتبه ای داره حالا شاید جهنم یه دونه باشه و عمق داشته باشه اینطور که معلومه و گفتن و یه جهنم باشه که جهنمیان توش بلولند ولی بهشت رتبه داره ولی جهنم عمق داره لذا خدا دنیا رو که محل پستی است که زنده ایم توش رو برای اینکه بفرسته مارو جهنم خلق نکرده داره میگه ای بشر شما نتونستید درست و حسابی جمع بشین پای اسلام ناب شما خوددرگیری دارید شما جمعی که دست خدا با جمع هست و خدا رحمتش به جمع هست نتونستید کشور خودتون رو بسازید آباد کنید وگرنه بله هرکس میره بهشت و جهنم مخصوص خودش اینطور نیست که من به خاطر گناه شما شکنجه و عذاب ببنیم فردای قیامت مگر اینکه در گناهتون شریک شم!لذا بار گناه کسی رو نمیشه به دوش کشید ولی تو بهشت همه چی هست الان شاید شهدا پیش امام حسین جمع باشن دارن به ما میخندن مثلا اگر مهم باشیم و چیز خوبی لذا کباب پزی خدا واز نکرده و دنیا رو نزاشته که روز به روز خرابتر بشه و نشانه های ظاهری و امامانی و هدایتگرانی گذاشته شما هرچه قدر بد بشی و فاسد همونقدر بیشتر راه نجات و آدم خوب هست که چنگ بزنی آدم بشی به ریسمان الهی منتهی باید بیدار بود و هشیار مثلا!دنیا رو پس همینطوری که برو تا آخر خراب کن تا پدرتو بعدا در بیاریم نیست این آزمایش عادلانه ای نیست اگر بدی وجود داره معلومه همون قدر بیشتر خوبی هست که عدل خداست یعنی مثلا گربه نشانه ی الهی است کجاش بده؟؟؟ خوب هدایت شو باهاش سیب مثلا چیز بدی نیست میوه و نعمت الهی است میخوره نو سر نیوتن ولی ارزش خود سیب که بخوریم بیشتر از ضربه ی مغزی نیوتن هست کلا یعنی بفرما فکر کن آدم شو ولی باز کوریم و باز هدایتگر میخوایم نمیتونیم خودمون  همینطوری بزنه به سرمون فشار بیارم که قرآن تفسیر کنیم بله ترجمه کردن قرآن خودش یه نوع یاد خداست که خعلی مفیده ولی تفسیرش کار خود اماماست!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۰۹ ب.ظ | علی | ۰ نظر

لذا ما قبلا هم گفتیم نبایدسیاست از روی نیت و ذات امثال تعیین بشه و روانشناس الهی اشتباه است که بیاد تمام اسرار مارو فاش کنه به همه باید پیش خودش بزاره اگه اسراره و باید بسنجه که ما ضرر نبینیم و آبرومون پیش خلائق نریزه چون در سطریم الان و تو دید دشمنیم لذا چه باید کرد ما آقا تو آخرش رفتیم دیگه فرستادن تیمارستان یعنی کم نمیاریم تو مخ زنی شما فقط یه کم باید مخزنی پیشرفته مارو تعیین کنی تا پول برسه کارا چور بشه و مقدمات ظهور حضرتش برسه وگرنه ما گروهمون کم نمیاره تا اخرش رفتیم الان موقه راحتی و سرپایینی و امنیتمونه وگرنه از تو دهان شیر درآوردن مگر که جنگ و فتنه ی جدید درست بشه که بعید میدونم و چنگ داخلی و کودتا موضوعش متنفی است لذا کسی رنده که صدای خوانندگان رو بتونه دربیاره مثل حسن ریوندی که شومنی قهاره این آذم خعلی آدم بزرگی است اگر واقعا خودش این همه صدارو تقلید کرده!! ولی بزرگتر از اون کسی که فضا رو تغییر بده نه فقط با صداش کار کنه یعنی بشه صداش صدای آیت الله بهجت ره طوری که واقعا معرفتشم باشه نه که حالا فقط صرفا یک تقلید بلکه نورش هم بده و فرشتگان رو هم که جای آقای بهجت ره خالی است و دلشون تنگ شده رو چپیز کنه لذا ما کارمون بهجت شدن نیست بلکه باید یه خورده مخ بزنیم که زنان رو پا بیاستن آمریکا هم   پولاشو زودتر از همینجا میگم واریز کنه لذا اگه بخوای سیاست تعیین کنی که کی بارون میاد از زندگی ما این یعنی فتنه و خراب کردن  و کوچک کردن کار ما لذا باید ما مخ بزنیم شیاطین رو بازی بدیم پول واریز کنن نه که بخوایم رهبری کنیم هرکس وظیفه ای داره لذا شما نباید ذاتا با ما روبرو شی و کارشناس نیست و مخ خوانی و این بچه بازی ها بزاری بلکه پولدارهارو بفرس بالای سر ما تا مخشو بزنیم همین قدر مینونم بگم وگرنه اصلا آرزو اصلا آبروشم ندارم دیگه خدمت آیت الله فاطمی نیا ره برسم یه بار خواستم نشد خدا خواست بسه لذا تو این احوالات دیگه نیستم و دعای ایشون و خیرشون اینطوری بیشتر به ما میرسه لذا پولدارها فراموش نشن بیان سرکار تا ما مخشون رو بزنیم و دیگه ذات و اسرار مارو لو ندید در همین حد بهتون گفتم و هشدار دادم که میخوام مخ بزنم فقط حالا رحمت نازل بشه یا نه و دعاگومون باشیم وگرنه ما در حدش نیستیم با بزرگان روبرو بشیم چه بسا داریم با ابروشون بازی میکردیم لذا هشدار دادیم چون سیستم بد کار میکنه و اونایی هم  که در صدرن همیشه حمله بهشون میشه که بحث جداگانه میخواد مثلا رئیس صدا وسیما طفلک جون و آبروش رو گذاشته کف دست واقعا هم زحمت میکشه نباید تخریب بشه یا بالای سر ما بزارن یچه بازی که نیست شغل مهمشون و وقتگیری سرما نباید بزارن بشه و بکنن بچه بازی !!!ما هم کلا ممکنه یه لحظه وصل بشیم به بالا نه همش متصلیم که با خدا وزیاد غفلت داریم اذیت میشن وهمراهی نمیشه روسا کنن 24 ساعته و باید تحملمون کنن ومجبورن که اذیت میشن و ما نمیخوایم بشن و با آبروشون بازی میشه ها و میکنن یه عده و خودمون خواسته نخواسته و خوار میشن پیش ما!!!لذا وظیفه ی رسالتشون بالانره روئسا و وقتشون تلف نباشه و آبروشون نباید بره و خوار نباید بشن با کارامون!! و ما فعلا مثل نوشابه پپسی در لخظه خوشیم و وصلیم نه همیشه و شیاطین میخوان همش تسلط کنن و ما ضعیفیم الان در مقابل نیرنگ و برنامه های  دشمن و نفوذشون  و امثال ما  و ما هیچی نمیفهمیم الان و برنامه های دشمن  و رندی دوستان رو آشنا نیستیم هنوز امثال ما وتو فضاشون نیستیم و غافلیم  و خرابشون میکنیم همه رو وخودمونو هم خراب میکنیم چون زیاد در محظر خدا نیستیم  هنوز و نور خدایی ندمیده اند در پیکرمون بزرگان دین و عاشق نیستیم ولی ادعای عشق حسینی داریم که اصلا اینطور نیستکه خدایی و امام حسینی باشیم!و اشک و آه و درد دین نداریم هنوز  و غافلیم امثال ما که میایم درستش کنیم بدتر میشه بس که جاهلیم ونادان امثال ما جوانان که رند هم نیستیم که بخوایم مثل بزرگان دین  در خفا همش دینی و خدایی باشیم و در محظر خدا همش باشیم و درد دین داشته باشیم ولی  حالا اینکه پیش مردم بخوایم اقتصادیش کنیم قضیه رو  رندانه لذا قضیه رو خرابترشم میکنیم اصلا وضع رو از بس جاهلیم!و نمیتونیم مخ زنی الهی کنیم در اقتصاد  جلوی مردم و خوب مشکلم داریم نه که اقتصاد مشکلی نداره وضع خرابه کلا لذا در اینجا اغلب بالایی ها و صدرنشین ها مظلومند و مظلوم میشن و تخریب ولی تو آمریکا برعکسه انتظار از صدرنشین داریم!اگه قرار رحمت هم نازل بشه رحمت برای مخ زنی است اینجا پس!! ایشالا اونایی که روانشناس الهی اند دور شن و هم اونایی که مخشون رو میخوایم بزنیم نفهمن چی نوشتم اینم پست شخصی که میخواستی!وقتی میگم مخ زنی میکنم نمیخوام زنا کنما میگم عزیز من در ظاهر دین کار میکنم نه در باطن نه عرفانی وگرنه ما چه از بزرگان میدونیم؟چه برسه درس عرفان! بلکه ظاهرم زیبا بشه راحتم و خوشم میاد زنان بیان دعام کنن رو مخم چون ازدواج نکردم لذا گیر ندید برم تو باطن و عرفان نظری بسه!!لذا همین پایینترایی ها قدرمونم رو بیشتر میدونن وبیشتر دوستمون دارن !و وفا لااقل دارند!!!و پولدارهام برای پول دادن بیان پس وگرنه همون مسنضعفین اگه شغلشونه خوبند!لذا مثلا کارشناس الهی از صدای ما همه چیزو میفهمه نباید اجازه بدیم سوار بشه!و هر راهی دید شیطانی نفوذ کنه!!! بلکه باید مجبورش کنی برای تنبیه هشم که شده از صبح تا شب مارو دعاکنه وگرنه تا حالا همش خرابکاری بوده!لذا کو عارف دیگه در این شرایط عرفا هم گوشه گیر شدن و بودن همیشه ولی خیرشون رسیده باز و  هوامونو داشته اند!البته ما هم باید رند باشیم کاری نکنیم که بازیگر شه بلکه باید هدفمند بدونیم داریم چه میکنیم و دشمن شناس باشیم قبل از دوست شناس در این وضعیت که دشمن چی داره چه میکنه وهدفش چیه نه کور و کر بعد حالا اگه خواستیم یه مانوری هم میدیم که من در این زمینه خبره نیسم بس که خوشبینم و نمیزارن و بس که جمع میشن ذات رو میخونن و افکارمو لو میدن و پولم تازه میگرن ما هم روزبه روز بی پولتر شدیم و بدبخت تر و ضعیفتر به خاطر چی؟؟ چون دو کلوم وبلاگ زدیم!!!وگرنه اینطور که نمیشه الان حتی مخ بچه ی 2 ساله هم زدن سوارش کردن با خواری ما برسرمون!!!اعتبار نداریم! لذا کدوم الهی ای آبروی یه بدبخت روراحت میریزه؟؟ اینا کارشناس الهی هم نیستن شیطانی اند بیشتر جن اند با شیاطین کار میکنن حالا کاشکه فقط رو سکس مردم کار میکردن روی ارتباط باخدا کار میکنن ماهم میگیم کارشناس الهی روانشناس الهی بدترین دشمن خدا!وگرنه بخدا داشتم موقع قلیون که این مطلب به ذهن رسید به مادربزرگمم میگفتم این شاهین نچفی الکی مشهور شده دلش برای ایران تنگیده اینطوری خونده که اقدر طرفدار داشته من خودم هدفم اینه که رو دست دشمن بزنم ولی میدونی که خوانندگی وضعش خرابه باید پولدار باشیم وگرنه من خودم عقیده ی شخصیم اینه که بیتر ازشاهین میخونم اونم طفلک شعرش قشنگه وگرنه مرده شور ترکیب پدرسگشوببرن باباشم اسمش میگن تقی بوده هرچی!البته ما قبول داریم الان جنگ فکر سختر و متمرکزیم و متمرکز لذا ممکنه هم دست خودشون باشن شیطان تزریق کنه یا بزرگان به نفعشون که بیان رو مخ لو بدن فکرمون پس یه نوع جنگه و رقابته مخ خوانی ولی خدا باز میگه مکر میکنید؟ من مکارترینم!!!جن ها چه کارشون به ما باید دورشون کرد خدا مهمترینه!!!!! البته باید پاینبد بود به قوانین ولی چه قانونی است مخ خوانی و آبروریزی و فساد و تزویر و خوار کردن وصادق نبودن و جنگ بی مورد! پس قانون شیطانی است بلکه اگر خودمون گناه کردیم و شیطانی شدیم خدا خودش مامور شیطان میفرسته طبق آیه قرآن میفرسه دیگه لازم به زحمت شما نیست!وتجمع بیمورد بعضیا!لذا چن هارو نشون نمیدن پدرسگای شیطانی چه میکنن یعنی اگر لو بره که شیاطین در سیستم دارن چه میکنن دیگه هیچوقت صحبت نمیکنیم!!!

پس الکی نیست که زندگی جن ها مرموزه اینجا جنگه شمارو امتخان میکنن و همه رو که مثلا به بابات بگو پدرسگ حالا کاری ندارم که مجبور بشی یا دست خودت نباشه امتحانه دیگه وسوسه ت میکنه بعد کلی رواشناس ریخته که در این امتحان خروجی حرف شما چیه وفشار میاره بعدش ومیشینه روانشناسی میکنه قرص روان میده میفرستنمون تیمارستان !لذا که چرا شما رو نمیشه پیشبینی کرد مطلب بعدت رو لذا ما اینجا کله گنده هارو جمع کردیم و حمایت میکنن ولی خوب راه هم میدن به کارشناس الهی که فتنه نکنه و بازی بخوره یعنی ریشه رو هنوز نمیتونیم بزنیم امتحان میکنن خروجیت رو کارشناسی میکنن که اگه پدرسگ نگفتی چی گفتی پس پس یه داده بهت میدن خروجی رو کنترل کرده!!محض همینه که مرموزه عالم جن که درحالت عادی نمیفهمیم چی گفتیم اصلا!ول بزرگان دین رندند و بازیشون میدن اول فکر میکنن بعد حرف میزنن وگرنه ناسنجیده حرف بزنی شاید بازیچه ی دست دیگرون و از ما بهترون بشیم! 

یه موضوعی هم هست که در جاهای مختلف دنیا دیگه از حالت پیچیذگی و کلاس مقام و پول در دنیا خارج شدن که اثر فیلمای ماست یعنی دیگه خعلی خارجیا بزرگش نمیکنن که یه نفر مرد با کت و شلوار و عینک دودی و موهای مرتب و شخص سیاسی بلند رتبه دیگه اینا ارزششون کم شده در فیلماشون و ضعیف شدن و شاید دیگه رو به فیلم خانوادگی ختی برده باشن البته یه فیلم سریالی بود که هژیرها توش بازی میکردن اینو از اون موقع ما رسیده بودیم حدود 15 سال پیش که اولش هژیر ها با کلاس و مامور جاسوسی بودن ولی تو خونه و فیلم خوار و ذلیل و خودمونی خعلی فیلم قشنگی بود  کلمه  ی هژیر رو سرچ کنی میاد حالا اسم فیلمه یادم نیست ما اونموقع رد کردیم این فضارو حالا اینا تازه دارن به خودشون میان خارجی ها!وگرنه بله دیگه این سیاستمداران و جاسوسان رو با تیپ باکلاس و مرتب و کت و شلوار وموهای باحال و بلند قد و با عینک دودی و اخمو و مقتدر همراه تجهیزات پیشرفته نشان نمیدن چون از چشمشون افتاده و دیگه اعتماد نیست بهشون و دارن در فیلمشون ساده گری میکنن و نظر مردمشون هم بده ولی ما حالا تو ایران پارسال بلخره مامور اطلاعاتی رو نشان دادن مستقیم که بچه کوچیکا هم تیز شدن و فهمیدن اینبار! و پروژه هاشون رو در سریالی ولی خوب اون سریال هم چنگی به دل نزد ما خعلی کارامون مخفی است و خدایی و تکبر و تشخص شخصی نداریم در ایراندر فیلمها  لذا خودنمایی نمیکنیم در فیلم ها که پلیس مجهزه یا مامور جاسوسی دقیقا چه کار میکنن و با چه لباسی اند و لو نمیره اینچیزا ولی قوی کار میکنیم ولی بنسبا آمریکا که همش جاسوس نشان میداد که قوی است به نسبت تعداد فیلم های جاسوسی انقدرهم قوی نیست و میشه بینشون نفوذ کرد شاید ولی ما فیلم جاسوسیمون کمه ولی رتبه ی خوبی داریم در منطقه و جهان که نمیتونن کودتا کنن چون با خدا طرفن!

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۵، ۰۳:۱۱ ق.ظ | علی | ۰ نظر

خوب جدیدا چند تا سیر دارم یه مدته قلیون با نوحه میزنم سیر نماز هم دائمه که نماز میخونم بعد دیگه سیر کلیپام هم دائمه و سیر ها و تمرین های دیگری هم جدیدا دارم میزنم به رگ مثلا بلند کتاب میخونم و هم تو رختخواب به زنم فکر میکنم زنان زیادی میان که توضیح دادیم!!! اینکه آقا ماتو خیال خودمون پیش معشوقا بودیم که نه اینکه عارف شده باشم و زن شناس ولی دیدم واقعیاتش به ارضا نمیکشه لذا تصمیم گرفتم به یکی از معشوقه های جدیدم که چه میدونم کی بود به زل زده بودیم به هم   وداشتم در خیال به چشماش نگاه میکرد که اون زن چادریه تصرف کرد و جاشو گرفت که استادمه لذا همین هم مسئله بود و بیشتر تحریک میشدم و خوشبختانه انقدر شهوتم قوی نیست  که بخوام گناه آلود بشم ولی به هر حال فهمیدم که زن اولا درسته که دیرتر ارضا میشه دوما بله بیشتر از مردان که میخوان زود ارضا بشن زن مومن نیاز به محبت داره بیشتر از سکس البته شاید حدیث باشه که معطل نکنین زنان رو ولی زن مومن دوست داره محبت ببینه و یکی از راه هاش همینه که بشینن زل بزنن به هم و به صورت هم نگاه کنن و چشمای هم زن و مرد اینطوری بیشتر تحریک میشه و من قبل از اینکه بار سوم برم تیمارستان رفته بودم یه یک هفته ای خونه ی خالیمون و هک شده بودم بدجور سگ توروحم بود از بس جلوی مانیتور نوشتم و تحریک کننده بودم با لب تاپ جدیدم دیگه هک شده بودیم و روانی تا اینکه بردن منو تیمارستان و تجربه نداشتم که چه باید کرد خلاصه اون موقع یه چیزی که بهم گفتن این بود تو خلوت بهم القا شد که به نقطه ی حساس زن نگاه نکن یعنی عیب نداره زنی در تصور داشته باشی به پستانش نگاه کنی ولی به نقطه ی حساس زن کنجکاو نشو و نگاه نکن!!! خلاصه ما امشب هرکاری میکردیم ذکر میگفتیم ( یا احد  یا صمد) یا ذکرای دیگر چون توجه  هم به نقطه ی حساسشون بود که ارضا بشم و تجریک بشم در ذهن به جایی نرسیدیم و حتی بعضیاشون که خودشون راهنمایی میکرد یا میکشاندن و تحریک میکرد و نشون میداد ولی اونایی که قوی تر بودن پاکتر بودن دلشون میخواست به یاد هم باشیم خوب منم تجربه ندارم و خول بازی زیاد درمیارم اگه به یاد هم باشیم همیشه و تمرکز داشته باشیم به هم که قرص هام نمیزارن اشتباهم کمتر و تجربه بیشتر و یاریم میدن در زندگی معمولی لذا برای اینکه بیاد زنی کمکت بکنه زن مومنی باید با هم خلوت داشه باشین که گفتیم این زنان شرایطشون رو که شوهر ندارن و یا شغلشونه یا چیز دیگری لذا وقتی به چشمش نگاه میکردم میدیدم که تحریک شد و منو هم تحریک کرد و  خواسته ی شهوانیم بیشتر رسید!

لذا فیلمای نیمه برهنه ممکنه خوب باشه مخصوصا در یوتیوب البته فارسی سرچ کردم گوگل نبودش البته نباید به گناه بیافتیم و سنشو باید گذرانده باشه فیلم نیمه برهنه یا topless انگلیسی سرچ کردم در یوتیوب دوربین مخفی های مزخرفی داشت ولی آدم خنده ش میگرف فقط توروخدا مراقب باشین اگه جنبه ندارین نرین منم امشب به مخم زد که این مطلب رو نوشتم وگرنه ماهواره م نداریم!!!جوونیم دیگه جوانپسندم!در همین حد نیمه عریان راهمون دادن بمونیم پسا!فتنه نکنیم پس!و نماز خوندن هم فراموش نشه من خودم بیداری حس تقرب و ذهنی زیاد داشتم با ابالفضل العباس ع ولی تو خواب یه بار دیدم دوران مدرسه که پیش ایشان بودم و یه زنی که سینه هاش و پستانش معلوم بود سینی میوه ای رو آورد جلوم تعارف کنه که دیگه از خواب پریدم و محتلم شدم و رفتم حمام غسل و کفن!! اصن وقت نشد با حضرت همکلام شم یعنی اقدر ضایع شدم که رام ندادن و خعلی برام افت داشت!!چون ادعام میشد همش البته اون موقع یه عکسی از ایشان داشتم و مدام زل میزدم گریه میکردم برای گناهام البته اون موقه وضعم خراب بود و همه کار میکردم زیاد از فیلتر رد میشدم هر روز دیگه روزی یه بار تقریبا کارم بودش!و چیزی ذخیره نمیکردم عکس و فیلم چون هرروز توبه و نوحه و زاری و البته باز گناه ولی الان لامصب  احتلام برام رخ نمیده که!

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۵، ۰۹:۴۸ ق.ظ | علی | ۰ نظر

یه مساله ای رو میخواستم بازکنم تو راه اتاق بابام از کنارم رد شد اتفاقی دیدیم بکنیمش دوتا مسئله تا طولانی تر بشه بحث اینکه ما که آرامش نداریم مدام بابام رو مخمه یعنی اگه نباشه و کنترلم نکنه ها شیاطین اذیتش میکنن یا احساس آرامشش رو میگیرن لذا ما کنار خدا بیاییم یه جمعی چیز میشه و بهم میخوره وضع حالا داریم دوتا ذکر میگیما مخفیانه میگه نه فقط سر موقع نماز! خوب بحث اول اینه که ما تو ماشین نشستیم یا تلوزیون میبینیم که یهو احساس آرامش نداریم همراه کمی درد آخه گفتم اینا قانون دارن اذیت میکنن روانشناسن اصلا قضاوت هم میکنن که طرف داره به زن مردم نگاه میکنه و الان مثلا حال جنسی داره الان فلانه و مدام پشت سرما حالت میسازن و میخوان مسلط بشن و من اقدر بدم میاد که برنامه باشه پشت سرم برای آینده ام یعنی یه تقشه ای از قبل اگه بکشن که عکس العمل حالا دوربین مخفی یا برنامه ای و بخوان قضاوت کنن یا دام باندازن یا سواستفاده یا آبروزیزی بدم میاد انقدر و پناه میبرم همشم عملی نیست ذهنی که داری با کامپیوتری یا چت میکنی اینا برنامه داشتن برای اسارتت هم هست خلاصه احساس درد کردی موقع تلوزیون داره اخبار میگه و بخش اخبارشم اسمش سرنخ هست یعنی میخوان ببینن شما به دختر مردم چه طوری نگاه میکنی و بشینن قضاوت کنن و هزارتا برنامه و غلط کاری لذا درد اینجا حس میشه و درمورد درد صحبت کردیم که درد کمی هست و به عنوان هشداره نه به عنوان هدایت و حالت مارو عوض میکنه ممکنه حالا درمورد همین میخوام صحبت کنم و اینا برای خودشون قانون ساختن که مارو اسیر کنن و درد هم از خداست و عالم خدا و خود درد خدا هست که قبلا توضیح دادیم لذا میخوام بگم واکنش شما در ماشی یا موقع تلوزیون چیه؟؟ البته قبلا گفتیم درد تا درد داریم ممکنه پهلو درد بگیره یه معنای قراردادی داره ممکنه سینه ممکنه سمت چپ بدن سمت راست بدن پای باشه یا جای دیگر معا متفاوته ولی عکس العمل چیه خوب ما قبلا گفتیم که با درد باید بازی کرد اینا هم قضاوت میکنن یعنی شیاطین و روانی های روان کنترل کن خعلی پیچیده ان و جدی و دارن با دستگاه های قوی مثلا کمی لبت خم بشه میگه داره میخنده و قضاوت میکنه اصلا دستگاه نرم افزاری و سخت افزاری و همه چیز ریخته رو سر ما چون چهار کلمه وبلاگ داریم خلاصه گفتیم با درد بازی کن یعنی آقا درد رو حس کردی به این معنا نیست که حتما باید به دختر مردم تو تلوزیون نگاه نکنی بلکه باید بازی کنی یعنی اینا متخصند که کنترلت کنن و میدونن وقتی میخوای شبکه رو عوض کنی چه حالتی داری و چه موقع مثلا تلوزویون رو خاموش میکنی همه ی افکار و حالاتت رو علم روان وشیطان میدونه لذا بازی کن اگر دردت اومد یه کار جدید که درد رو زیادتر نکنه بکن تا برن سرکار مثلا دختر مردم رو ببین ولی به روش جدید مثلا دست بکن تو دماغت خوب این قاطی میکنه درقضاوت یا مثاا ببین اگر دردت اومد برنامه رو ولی عکس العملت رو تغییر بده مثلا حرف بزن اصلا حرف زدن اگه به جا باشه همه ی نقشه هارو بهم میریزه خوب از این که عقب نشینی نکنیم و با درد بازی کنیم مگر اینکه پشت صحنه رو بدانیم که باید دقیقا چه کرد مثلا شما اگر شیطانت رو پیدا کنی در ذهن میدونی باید چه کرد که ناراحت بشه یعنی این شیطان 24 ساعته رومخته ولی تو همش دنبال خدایی این بده باید شیطانت رو هم مد نظرت باشه چون شیطان هم قوی است و رفتار و کردارت رو میدونه لذا باید بهش فکر کنی و عکس العمل متضاد نشون بدی خوب بحث دومم ربط داره به این موضوع از جنبه ی دیگر یعنی شما میخوای اینبار هدایت بشی ولی اینو سواستفاده نکن بهت میگم ولی من خودم مثلا موقع عکس گرفتن اینکارو کردم نه موقع مثلا عادی و همیشه و بازی کنیم و فشار بیاریم به عالم بالا البته تمربن خوبه تا موفعی که ضایع و بچه باری نششه والبته باید حال هم داشت حالا موضوع اینه شیاطین هم حساس میشن ولی کاری نمیتونن بکنن موضوع دوم که میخواستیم بگیم این بود که آقا ما ممکنه چهره ی امام زمان رو ندبده باشیم که الان بخوایم از راه دورهدایتمون کنه یا ممکنه سیم وصل نباشه من خودم تا حالا خواب حضرت علی (ع) رو ندیدم شاید هم دیده باشم ولی هیچی نفهمیدم و اصلا تو باغ نبودم لذا شما و من میتونیم از ذکر کمک بگیریم یعنی در ذهن قبلا هم گفتم بیار (یا علی) این یا علی رو که چشمات هم بازه اگر تکرار کنی و توجه ت الهی باشه ممکنه تبدیل به انیمیشن بشه یعنی تو دهت نوشته ای یا علی بعد مشکلی هم داری این خود نوشته تحرک پیدا میکنه در ذهت اگر توجه ت الهی باشه و حال داشته باشی و میگه اینکارو بکن ولی صدا نداره با توجه به تصویر ذهنی میشه فهمید این البته کار فرشته هاست و نمیشه بگیم خود حضرت علی(ع) اینو خواسته لذا نمیشه جدی گرفت این هدایت رو ولی همینکه یاد ذکر خدا هستیم جنبه ی هدایت داره من موقع عکس سلفی از خودم امتحان کردم و در ذهنم یا علی بود با خط خواص با درشتی و ریزی دستخط و دیدم متناسب با نوشته و کجی اون صورتم رو تغییر یا متناسب با نوع نوشته و دستخط خودم رو چهره ام رو وفق میدادم به کلمه ی یا علی خوب اینا باید یه کمی هم حال داشت و با تمرین نمیشه باید یه خورده مدد فرشته ها باشه و سواستفاده نکرد و خرافاتی نشد و فشار نیاورد و انتظار بالا نداشت مثلا بعد از نماز ممکنه آسانتر باشه اینکار ولی به هر حال قانون نیست و بچه بازی نیست که بخواد تمرین کنی و ناراحت بشی اگر مشکلی بود این یه سیروسلوک و کشفی است که ممکته زیادم جدی نگرفت کارهای مهمتر زیاده آدم مثلا گناه نکنه خعلی مهم تره و بستگی داره هدفت چی باشه مثلا برای اهداف ریز اینکارارو نکنیم موقع شک و گرفتاری بهتره و خعلی نمیخواد غرق اینکارا بشی ارتباط قلبی با امام علی (ع) بهتره تا این کارا و توسل و دعا خواندن قرآن خواندن بهتره تا وقت صرف این کارا شه! باید در سر جای خودش مصرف بشه پس نه سواستفاده و انتظار بالا کار مهمتر زیاده 

ببین توجه کن همین درد کمی هم که هشداره بده تو این اوضاع و وضعیت خرابه دیگه!!!پس سلامتی تن و روح ممکنه برای ما مهمتر باشه که سالم باشیم و درد نکشیم پیش خدا!!! لذا اینا جاسوسان آمریکایی ضربه میزنن به ما که دیه ی آسیب روان با این همه عکسای سلفی ایم که بیانگره خعلی چیزاست کامله دیه ی ش کامله ولی کو حق؟!و حتی جاسوسان خودی که وارد دستگاه نمیشن و راهشون میدن و قراداد و توافق میکنن با آمریکا که آبرومون بریزه تا رابطه ی سیاسی اقتصادی حتی دینیشم میکنن با آمریکا راشون میدن جاسوسان خیانتکار اجنبی غربی صیونیستی آمریکایی بیان ضد ما تو زندگی ما که چی بشه ؟؟!! تا توافق صورت بگیره که چی بشه هیچی بکشید حالا ماهم بعدش قضاوتو روانکاوی و توطئه ی غلط و یکجانبه مارو میفرستین تیمارستان ماوا میدین نه بزار بگم و اختلاف توی خانواده و جداکردن مومنان و بجاش فرستادن منافق برامون و خشکاندن بنیان خانواده با اینکارا و هزار بدبختی دیگه تا چی بشه؟! که اقتصاد شکوفا بشه مثلا با همکاری امریکا؟؟!.ولی حالا ما  که انتظار داریم از خودمون ولی چه؟!!!باور کن اوروز تو خونه ی عموم اینا شفکه ی نسیم میگفت یکی روی تلوزیون با پیچگوشتی نقاشی کشیدم رو صفحه ی تلوزیون و منم بعدش همینکارو کردم دعوام شد!!!وگرنه ماکه شوخی با احدالناسی نداریم که میرینن رومون اگه قانون بزاره پدرشونم درمیاریم!بله داداش شما فکر میکنی ما بازیگریمو پول میگیریمو کارا خعلی درسته بابا جنگه دیه!

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۳:۵۰ ق.ظ | علی | ۰ نظر
آقا باز ما اومدیم اینجا چیز کنیم دیدیم دارن اذیتمون میکنن و نمیزارن انترنت کار کنه البته دیگه تو فکر که رفتم که این پست رو بنویسم و قصد کردم درست شدااا ولی جنگه دیگه ومنم نه باید عصبانی بشم و نه انتظار هست بی تفاوت لذا هر مرضی که باشه روی ما اول پیاده میکنن این نامردا و اعصابشون از جای دیگه خورده میریزن رو ما لذا جنگه و منم از موقعی که تیمارستانی شدم نباید داد بزنم و عصبانی بشم و میبینی که نظامی ها یعنی کسانی که اهل نظام باشن نه پلیسا و رزمنده ها خغلی خوشبین هستم و چیز تندی ضدشون نمیگم ولی چون بالا اومدیم انتظار دارن فاش کنیم و بجنگیم و عداوت نشون بدیم لذا گیر سه پیج میدن وحال گیری میکنن از ما و ماهم اعصابمون ضعیفه امشب نمیدونم به موارد اخلاقی جنسی روانی اقتصادی همه چیزشون گیر دادم و مجبور شدم به جای اینکه برم لنزور و راه جدید امتحان کنم دیدم اینتزنت خرابه و به جای اینکه راه جدید یعنی عکسامو ببینم و سوره ی قل هو الله بخونم یغنی قصد اینکارو داشتم که اینترنت خراب شد و هم چیزه یعنی حصوله ی تماشای عکسای خودمو دیگه ندارم زیاد و اینبار گفتم سوره ی توحید بخوانم برای عکسام هرعکس که خراب شد نت!!! البته قبلش توی تبلت هم خراب شد ولی تبلت شارژش تموم شد و یه خورده برای هرعکسم حداقل یه سوره ی توحید میخواندم از تو لنزور دیگه خراب شد وشارژم نداشت دیگه برای یه سرچ و ادامه ی سوره ی توحید خواندن برای عکسام در لنزور اومدم با لب تاب بالابیام و آهنگی هم بر خلاف تبلت اینبار در لب تابم گذاشتم خلاصه سرتو در نیارم نشد که بشه و به همه گیر دادم آخرش فهمیدم از شیراز خرابه و میخوان که برگردم شاید خلاصه ما هم اینجا دشمن چیزمون گل کرد یعنی داره آزار داره میرسونه دیگه بعنی من نمیدونم حق الله بالاتره یا حق الناس از چه منظر عذاب یا پاداش از نظر رحمت یا عضب حالا بگذریم خدا اگه به خاطر گناه هم جهنمی یمون نکنه بلخره مردم آزار جهنمی میشه ولی به هر حال اینکه پیش میاد دیگه ممکن آنتن باندازی بفهمی که گروهی دارن اذیتت میکنن ولی اولا من خودم شخصا به کسی فکر کنم مثلا به دشمن نمیدونم چه طوره که رحمت نازل میشه و خوشش میاد مخصوصاشاید جنسی هم خوشش بیاد اگه حتی دعا کنم لذا ما خودمون دیگه بعد ازهزارتا بدبختی توجه کردم کار از کجا خرابه که اینطوری شده حالا بگذریم ولی منم خودم کسی رو ندارم غریبم اینجا نه وکیلی نه زوری ته پولی اینا هم خرابکاری میکنن روی ما و خوششون هم اومده از اینکارشون تا هم تو جنگ پیروزبشن همم ماچیزبنویسیم و آموزش کاربدیم لذا ولمون کردن هیچکس هم چیزی نمیگه بلخره زور دارن دیگه نه بابا به خارجیها کار ندارم اینا خوششون میاد ومن که یه قرون پوول نگرفتم که بگم حالاا اعصابم روخورد ککردن و شاهین نجفی گذاشتم و به خاطر مردم آزاریشون بشینم و فحش بدم و اعصاب خرابمو با شاعین تموم کنم نه پول به ما ندادن  و اعصابموخورد کردن یعنی مردم آزاری لذا من گفتم بد درمورد کسی فکر نمیکنم ولی اگه بخوام موکل های دیوانه ام اگه مثلا درمورد زنی مردی فکر جنسی کنم یا مردرو بخوام چیز کنم دیونه زیاد داریم که بخواد اذیت کنه لذا بعد از مدت ها پناه بردم به اذکار جلاله ی خدا و باید اینو باز کرد برای دشمنتون بخونید البته باید دشمن شناس باشی باید جام جم داشته باشی که با بصیررت بدونی فرق رائفی پور رو با مثلا دشمن یهودی اینجا اذیت کردن ما هم میگیم! اسامی جلاله ی خدا برای عداوت هست در  قرآن کریم و قبلا هم گفتیم یعنی سد راه من کردی حالا بچش ما ذکر رو میگیم و دشمن رو در نظر و با خیال یا یاد یا تصرف یا هرچیزی میتونیم اذیتش کنیم و دیوانه ها هم همه با مان از دیوانه های زنده تا جن و روح اگه قوی باشیم اینطوریه شما نمیزارن و نمیخوان وگرنه مداح های کشور خعلی عزت دارن که بخوان کسی رو از راه دور چیز کنن لذا اسامی جلاله اینه که قبلا هم گفتم شما باید دشمنت رو بشناسی خطش رو بگیری وبا این اسمای الهی مثلا بگی یا علی همینطور بگو یا علی و دشمنت رو و شیاطنت رو در نظر بگیر این عذاب میبینه و دور میشه حتی با خیالت هم میتونی دست بکنی تو گوشش حالا هر بلایی دلت خواست و حقشه!من خودم خعلی وقته اینکارو نکردم لذا چون جنگ بود گفتم بگم براتون وگرنه من نه مدرک دارم نه میدونم و یقین دارم دارن چه خیانت هایی پشت سرم میکنن و یه دیوانه ی روانی هم حق معامله چه زن گرفتن چه خونه خریدن وماشین واینارو طبق رساله ی مراجع نداره اصلا ولمون کردن وگرنه قبلا اینا جفت میکردن از کنارمون رد شن حالا خوار شدیم که بیمار روانی هستیم!
اسماء جلالی
این اسماء کلاً بیست و دو اسم هستند.اسماء جلالی برای بغض و عداوت وجدائی افکندن میان دو نفر و مقهور ساختن دشمنان و خراب کردن خانه دشمن و روزی او به کار می روند.
اسماء جلالی یاعزیز ۹۴ یا جبار ۲۰۶ یامتکبر ۶۶۲ یا قهار ۳۰۶ یا قابض ۹۰۳ یاعلی ۱۱۰ یاجلیل ۷۳ یا قوی ۱۱۶ یا متین ۵۰۰ یا مبدئ ۵۶ یا معید ۱۲۴ یامیت ۴۹۰ یا قادر ۳۰۵ یامقتدر ۷۴۴ یامنتقم ۶۳۰ یاذوالجلال ۸۰۱ یامقسط ۲۰۹ یامانع ۱۶۱ یاوارث ۷۰۷ یامالک الملک ۲۱۲ یا مذل ۷۷۰ یا؟ 
الغرض بعضیا استاد جنسی اند حالا ماما روبماند حس میکنم بعضیا فقط ذکرشون و دعاشون و خواستشون اینه که هک کنن جنس مخالف رو از راه دور!! اینا نه دوست دارن نه دشمن میشناسن فقط روی نقطه ی حساس طرف تمرکز دارن و شاید ذکرالهی یا دعایی یا جادوگری هم میگن و اختلاف درستت میکنن نه این مد نظر نیست یعنی نباید باشه ما حق نداریم خغلی وقتا درمورد کسی فکر و خواسته ی جنسی داشته باشیم و گناهه مگر در شرایط خاص مثلا محرمن یا موارد دیگه پس چرا براش صلوات نمیفرستی و چهره شو یاد نمیکنی پس ممکنه قصد خیر نداشته باشیم و شهواتی باشیم یعنی ما کلا دیدن نمیشه از شهوتمون بزنن زمین تا وبلاگ ندیم بیرون وجو  همه خراب بود ضدما چون زن بودن گفتن باید بختشو مثلا ببندیم با دعا و اون موقع ده پونزده سال پیش مد بود اینکارا و جلوشون رو نگرفته بودن لذا دیدن نمیشه چون هر مردی که شهوتا بسته بشه داغون و مریض میشه حالا زنهارو نمیدونم لذا دیدن نمیشه فرستادن مارو تیمارستان و قرص شهوت خراب کن یه هفت هشت سالی دادن داغونمون کردن که اینطوری شده!

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۴، ۰۷:۲۹ ق.ظ | علی | ۰ نظر
اقا ما هی میایم پست شخصی ندیم نمیشه تبلتمون ویروسی شده نمیدونم چشه باید بزنم تو سرش تا کار کنه بعد میگم نکنه انتقامشو ازم بگیرن و یکی فردا بزنتم یا اصلا صدای ضربه رو ضبط کنن و پخش کنن کاری که جاسوسان امریکایی میکنن به قول آقای فاطمی نیا ره که دیشب گوش میدادم اینکه زنبور عسل باید خودش بره به حال خودش روی گل ها چنانچه قرآن فرموده که شفا باشه نه اینکه شیره و شکر بدن بهش این به عنوان مربا هست پس صدای مارو ضبط نکنین بی اجازه که فایده و اثر نداره بزار خودمون فیلم میگیریم! دوما تبلت خراب شد وو یاد بدبختی  هام افتادم چک کردم دیدم حالش برای این خرابه که چرا مثلا شاید زودتر ما حمله نکردیم برای فتوح جهان اولا ما مذاکره میکردیم وتحریم بودیم یعنی بزرگان ما تسلیم شدن چون اقتصاد خراب بود شر کولشون میافتاد لذا ساکت شدن و مظلوم بعد کار دست امثال ما افتید که ما هم تا تونستیم بچه بازی کردیم و مخشونو زدیم یعنی سیاست بحث هسته ای و تحریمی بیشتر بچه بازی شده بود! خوب دلیل دوم که من مذاکره کردم و قوی نبودم قرص هاست من ۸ سال قرص اشتباه بهم دادن به گفته ی دکتر که گفت اشتباه دادن قرصتو حالا یا منظورش ممکنه قرص دیگری باشه ولی اون مضرره رو حذف کردن عدد هشت هم بتازگی خبر داریم مقدسه خخخ آقا ما هی نوشتیم نوشتیم هیچکس یا نشنید یا نیومد چک کنه و وکیل بشه انگار از آمریکا قرص دادن به پای ما! لذا زجرش هم ما کشیدیم هم امریکای بدبخت و حالا که عوض شده روحیه ی منم با قرص ها تغییر کرده و این طبیعیه که در نوشته ها اثر داره ولی سهل انگاری از من نیست و من مقصر نیستم که تبلتم رو خراب میکنید و ویروسی جرا اینکه شما اصلا پیش دکتر من نرفتید و منو منزوی کردید حالا صدا و سیما شده یار من این فایده نداره دیگه دیگه مخ من داعونه داعونه من تا موقعی که قرص بخورم تحت تعقیبم بدتر از زندانی ها  یعنی زندانی ای اگر مرخص شد به بهانه ی دزدی دیگه به اون صورت گارش ندارن درسته پرونده ش سیاه شده ولی ولش میکنن بره پیش زنش حالشو ببره ولی ما  تو اردوگاه خانه ای اسیرمون کردن دکترا بعد هم بزنم تو سر تبلتم میگن این دیوانه اس  باید زنجیر بهش وصل کنن بفرستن تیمارستان یعنی رقیق حال مااینطوریه البته نمیخواستم بگم ولی گفتیم دیگه امیدوارم دیگه تبلتم رنگی رنگی نشه و خراب نشه و منو مجبور نکنن بزنم تو سرش البته من با محبت با دکترم صحبت کردم دیدم نشد!نمیزارن که ما حرف بزنیم که!!!در همین حد بابا بی میل!

بسم الله الرحمن الرحیم

يكشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۴، ۰۴:۰۸ ب.ظ | علی | ۰ نظر

الان داشتم برنامه ی شبکه چهار رو میدیم استاد دینانی و استاد مجری یک حرفایی میزدن دریا دریا، منم باید برای دکترا بگم حالمو تا خوب بشم مسائل متغصفانه زیاد بوود و استاد استاده روحه دیگه و منم اولا گناه کرده ام و فراموش کاریم دوما فشاری که روم ایجاد شده که ترسیدم و به مرگ فکر کردم خوب دیگه چی بود؟ بزاربینم از برنامه نکته هاشو میشه درآورد مقدمتا اینکه مثلا شیطان ها که بهشون بله گفتم و ردشون نکردم و ضعیف بودم و امتحان بود برای مرحله ی بعد بعد دیگه شهوات که ما فکر کردیم باید همش جسممون خوب بشه نه بلکه روح هم تقاضا داره و به گناه افتادیم و چون آدم بارزی هستیم عالم ریخت بهم با گناه ما! خوب من تو خونه راستش نکته ی دوم رو باز کنم که آقا تمرکز و فشار بزرگان بیشتر شد و خوب هم بود برام یعنی استاد میگفتن که اگه یه آدمی رو 100 سال مثلا در خانه نگه دارن خوب این به کجا میرسه؟ مقاوم میشه؟؟ نه بلکه باید روی امثال ما کار و توجه بشه منم که همش تو خونه ام حالا مجاز و تلوزیون و اینترنت یاری میده ولی تلوزیون از بیرون و درون حمله میکنه و ما هم اگر استاد قوی نظارت کنه رویمون نه که شیاطین میبنینم که به فکر شهادت میافتم و ضعف دارم و یه نکته ای بسیار مهم که میخوام صحبت کنم اینه که من جلوی تلوزیون از بس فضا سنگین شد اینو محض تجربه میگم یا مثلا توی اتاقم خوب انتظار داشتن از من بزرگان که یاری بدم و بیام بالا ولی من گناه کردم و الان داغونم و حال معنویم بد و درسته به آرامش نسبی رسیدم ولی کروکورو فراموش کار شدم ولی اون موقع که گناه هم نکرده بودیم آقا فشار به جان رسیده بود دیگه که این خوبه و باید حتما برسه ولی احوالم چه طور بوده این دو سه هفته که باید بگم اولا اینکه تا ما اومدیم رشد کنیم و مورد توجه بزرگان قرار گرفتیم یازن ها توجه کردن و اومدیم بیام بالا و خدایی بشیم بابام زنگ زد تیمارستان که منو ببرن که این خعلی بده و دیگه تو تیمارستانم مشکلی ندارم چون تمرکز نیست و توجه و امتحان بزرگان ولی اسیر شدم وباید قرص بخورم پس امتحان بزرگان رحمته برای تجربه و باید رنج و سختی کشید تا مرد شد نه اسارت نامردی دوما خودم ضعیفم آقا یعنی جلوی تلوزیون همش به خودم و احوال خودم و خودیت و مبتلی به خودم هستم نه به تلوزیون یعنی برنامه ی تلوزیون رو هم میبینم دارم خودمو میبینم این درمورد برنامه هاییه که دوست دارم وگرنه کلا برنامه هارو که این چند روزه میبینم خودمو میگیرم مثل پیام بازرگانی که میگه خودش رو نمیگیره و اینا خوب اولا من فکر کردم جنگه و باید فیلم بازی کرد و همش در خودشناسی نبوداااا بلکه خود بینی بود و این خطرناکه و این عجب هست!!! این ضعف من که در مقابل بزرگان سر خم کردم و الان با فرمایشات استاد تجربه شد و فهمیدم که عظمت بزرگان منو رسوا کرد و شناخته شدم که چقدر ضعیفم و آدم قوی ای نیستم! حالا یه موقعی آدم خودشناسی میکنه بلکه داره فکر میکنه به موضوعی و داخل خودشه حالا خودشناسی بحث جداست که به عقل من نمیرسه دقیقا چیست ولی خودبینی جداست از خودشتاسی خود بینی یعنی خود بزرگ کردن و توجه به خود به صورتیکه مخ شمارو داشتم جلوی تلوزیون میزدم و خودمو گرفته بودم خوب این از عظمت بزرگان هست و ضعف من در مقابل شما ولی من فکر کردم شیاطین دارن حمله میکنن بهم نگو بزرگان داشتن امتحانم میکردن و من نفهمیدم و شکست خورد چون تجربه نداشتم و ذکر خدا هم نگفتم و فیلم بازی کردمو اوضاع هم خراب بود و روی آنتن بودم و دیگه مسخره بازی درآوردم که به گناه کشیده شد و الان آرومم ولی الا بذکر الله تطمئن القلوب باید پتاه به خدا ببریم این اوقات باید قران خواند موقعی که روی آنتنیم و به خدا فکر کرد نه که مثل من بریم شهوت بیافریتیم و دیگه خدایی نباشیم و عالم  رو بهم بریزیم و شکست بخوریم خوب دنیا محل امتحان و زیاد کردن بچه و اینا است طبق قرآن یعنی هی جنگه هی باید شکست خورد و ییروز شد امیدوارم اگه بزرگان باز هم دعام کردن و بهم فکر کردن شاید الان هم هستن و من کر شده ام و کور!!! دفعه ی دیگه سعی میکنم اول قرآن رو بخونم تا خودمو نگیرم و انقدر ادا و اطفار چلوی دوربین تلوزیون و دوربین شما درنیاورم و اذیتام و روان بازیم کمتر بشه.

ولی دو مساله درجوار بزرگان اذیت کننده ست یک شیاطین دارن از تلوزیون ماره میبینن دوم شیاطین دارن از طریق چشم ما نقاط تمرکز رو کنترل و میبینن که ما چی میبینیم و خوب انتظار دارن در جوار بزرگان یعنی سیاست تعیین میشه از طریق رفتار گفتار کردار و بینایی هم کمتر دروق میگه چشم لذا روانی میشیم که زیاد نباید دل داد به برنامه های شیطانی و فیلم خوبه ولی نه هر فیلمی لذا این حالات عصبی موقعیه که تمرکز روی ماست و جمعند و قانون و قضاوت دارن و ما محکومیم لذا باید بفکر خدا بود و پیش خودمون باشیم بیشتر و نمیزارن با خیال راحت تلوزیون ببینیم حالا اگر تلوزیون خودش دوربین داره ممکنه بشه بزرگان رو تحمل کرد ولی کنترل بینایی چشم ما که چشم ما دوربین شده آزار دهنده ست و باید حتما خدایی بود برای دفعش و ذکر گفت گاهی هم ناچاریم یعنی به ننه ی خودمونم نمیشه نگاه کرد گاهی!! من خودم این روزا جلوی تلوزیون اصلا نماز یومیه میخونم و راحترم و قشنگترم میخونم ارادی و غیرارادی!

ببین اینا نکاتیه که شیاطین مسلط میشن و باید تربیت شد و آموزش دید و فراموش نکرد تکنیکارو مثلا یقینا نفر اول کنکور مثل ما تلوزیون نمیبینه و مثلا زل نمیزنه یا فکرش فرق داره و تمرکز حالا من تاحالا مقایسه نکردم ولی این شیاطین همش میخان مخ بزنن و روی مخند و تسلط میخان کنند و مارو اسیر و روانشناسان مقایسه ی منو نفر اول کنکور رو و اشتباه من از استفاده از تلوزیون که حتما روی مخ و نحوه ی درس خواندن و کلا زندگی تاثیر داشته رو میدونن و میتونن کمک کنن البته باید میریتاریستی باشه این روانشناس!من و شما خعلی وقتا اگر رادیو گوش بدیم یا صدای تلوزیون رو گوش بدیم تاثیر پذیری بیشتری داریم حالا ممکنه تاثیر بدی هم باشه نه همش خوب!!!ممکنه آلوده باشه

یه نکته ی مهمی هم استاد فرمودن که ما اسیر تکنولوژی هستیم نه تکنولوژی اسیر ما باشه!!! مثلا اگر برق یه روز تو تهران بره اصلا کلا فلج میشیم وگفتن  خدا نکنه بره!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۴، ۰۷:۴۸ ق.ظ | علی | ۰ نظر
دکتر روان پزشک که میدونی میبنی شما اینا همشون دلسوزن مثلا من یادمه یه بار رفتم مطب هنوز روی زبونم نیومده بود بگم ببخشید آقای دکتر که دکتره گفت خواهش میکنم منم دست خودم نبود گفتم ببخشیدا البته من زیاد میگم ننه م هم بام بود یعنی اجباری! یعنی میگم اصلا دکترا عصبانی بشن از دستت هیچ ربطی به بیماری و نوع قرص روانت نخواهد داشت فقط شما پاتو بزار تیمارستان من خودم میدیدم که دوستای تیمارستانیم چندین قرص با رنگ های مختلف حالا من که یه قرص بیشتر بهم نمیدادن بدبختا این قرصه هم برای که چیز نشه یه قرص ضد چیز میدادن و اولشم دکتره نصفش میککرد ولی بعدا دکترا دیدن که ما دوباره اومدیم و سه باره و دیگه قطعش نکردن قراره جشن مون رو قطع روان رو یعنی قرصشو موقع دم قبر باهم برگزار کنیم! حالا جدای از شوخی علائمی هست برای بیماران که اینا که با ما دکترا که با ما دکترا که با ما حرف نمیزدن لذا دوربین بالای کلمون بود توی تیمارستان و عجب حالی میکردیم با بچه ها ولی هرچه بود اینو میگم که یه سری رفتارها هست بیماری نیست بلکه درسته مثلا علامت خاصی داره وسواسی ولی مثلا من که دیونه نمیشدم و سالم بودم بیشتر یه سری رفتارها هست که آموزشی است مثلا شما یه مرتبه پا میشی میری دستشویی حالا اگه نوع پاشدن فرق داشته باشه دلیل تمیشه که مثلا شما بیش فعال باشی یا اگه سرعت داشته باشی البته من به این کارا کار ندارم میگم اینا دلسوزند نه حاکم میتونه به دکتر روان گیر بده اگر راحت بگن باید به کلت سیم برق وصل شه اینا خودشون متخصص اینکاره اند نه شما میتونی گیر بدی و از شما بگدره شما که نمیدونی من چمه فقط دستور میدی ما میتویسیم اینجا!!!و نه کس دیگری مثل قاضی ها این دکترا وجدانی کار میکنن بین خودشون و خدا وگرته به کله ی منم دکتره نوشت که  برق وصل کنن چون اولش قرصام رو نمیخوردم بعد پرستار اومد گفت بگین که ما راضی نیستیم یعنی خانواده ام خدا خیرش بده پرستارم پرستار جدید!!!دیگه الان روان پزشکا دروغ سنج دارن و بله دروغ سنج چیز مطمئنی است از نظر شما دیگه وقتی اعصابت خورده رو میفهمن با دستگاه مثل همین برنامه ی دید در شب اینا خعلی قوی ان دیگه عقل که کار نمیکنه دستگاه دوربین دستگاه جاسوسی دستگاه پزشکی و اینا خودشون راختن شما فقط کافیه پات به بیمارستان باز شه تا فیلم سینمایی شروع شه !

بسم الله الرحمن الرحیم

يكشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۴، ۰۳:۳۰ ق.ظ | علی | ۰ نظر

آقا ما داشتیم کانال اوپاراتمون رو نصو شویی چکی میکردیمه که یه هویی دیدیمتم که یه پیسغومی اومده یه اون کنارکو وازش که کردیم دیدیم راستش یه کلیپ دیگه حذف شده بنام چی؟؟ حسین حسین حسین بعد که بلند بلند فکر کردیم تو اتاقم رو تختخوابم به جای باریک کشید اینکه میخان ببینن واکنش من چیه وگرنه این کلیپ که سالمتر از خعلی از کلیپای دیگمم بله ببینیم که یارو چی میگه بیشتر از این عقلم نمیرسه ولی به ایناش کار ندارم بلکه ما یه چند روزه بلند بلند خطرناک فکر میکنیم و حرفامونو میزنیم بر زبان فکرو چون فشار زیادتر شده ولی اگه به پولش برسیم مثلا خوبه خلاصه گفتیم اینا دیدن هفت هشت سال پیش به قبل زنان هوای مارو دورادور دارن و اصلا عاشق شدن خوب حالا منبع فکری عشق زن یعنی مبداش این بود که ما سرچ کردیم و وبلاگی پیدا کردیم که مطلب کنار وبلاگ رو از کنار وبلاگش کپی کنیم بعد گفتم  که اینا ارزش حرفای وبلاگم رو به اندازه ی بزرگترا که نمیفهمن فکر میکنن چرت و پرته و منظور رو هم هیچ ولی جوانترا حالا که ما بلند بلند حرف نزنیم افکارمون رو اینا که  فکر میکنن ما مثلا اسکول و دنبال چیز میز و قدرتیم مثلا و وقتی هم بلند حرف زدیم میفهمن ما عاقلیم!!! لذا گفتم اینان هشت سال پیش زورشون میومد که زنان عاشقم هستن و هوامو دورادور دارن برای همین یک دلیل بود که دشمنی و حسادت کنند! فرستادن تیمارستان تا دیگه ننویسم یعنی شاید هم نفرستادن ولی دیگه حمایتم نکردن که ! خلاصه ولی الان همون روانپزشک الان که یه روانی هستم و به روانی زن نمیدن الان یه حرف حقی میزنه همون که منو فرستاد تیمارستان و از قدرت انداخت میگه که شما برو زن بگیر راحت میشی آخه طفلک دیده ما زن نداریم حالا اومدیم شونصدتا کلیپ ساختیم بیشتر و اینم که بدتر شد کاش همون زنان بودن اینطوری میگه دکتره که وضع که بدتر شد!! و فکرشو که میکنم میبینم که بله اصلا کلیپای زنان چیز رو که دیدم  حالا باعث شد برم دنبال کلیپ حسین حسین بگردم تا دوباره آپلود کنم یه لحظه دیدم چقدر دیونه ام اگه آدم زن خوبی داشته باشه و پولدار نمیخاد حتی کار کنه نمیخاد حتی بره دنبال قدرت من که کارم رو خریت دیدم و گفتم راست میگه اگه زن داشتم شاید یه کلیپم نمیساختم ولی در کل شرایطش نیست ولی حق میدم به زن پرستان که به کلیپام گیر جدی بدن چون من اون کلیپای خارجی زنان رو که دیدم الان جز دیوانگی چیزی اسمش نمیزارم با این حال زنانه م درمورد کلیپام اصلا انگار هیچ اند کلیپای من در برابر اونا من خوذم اگه جایی برم ماهواره نگاه کنم خوشم میاد میگم چقدر جوانپسنده چقدر من فکرم عقبه از جوان های دیگر چقدر من رقصیدم و فکر میکردم شاخم ولی بیخبر از اونا بودم بله الان اصلا اگه قراره رسیدن به زن باشه تمام کلیپا و زحمت مردان میشه فدای جسم و تن لطیف زن و ارضا شدن اگه هدف باشه وقتی انسان فکرش زنانه باشه جهان رو و عالم رو لیلی ببینه نمیگم غلط دیده بلکه بلخره یک زن خوبتر از ما هست که بیارزه زحمت های ما ختم بخیر ایشان بشود اینه وضع دنیا! ولی اگه دید خدایی باشه شیاطین حمله میکنن و فتنه هست و حسادت و ماهم نورانی ممکنه خطرناک بشه و دشمنی کنن!تا جایی که سطح کار ما پایینتر از سطح کار افکار زنانه ی اینا شه یعنی اینکه فکرش زنانه است بهتر بفهمه ایمجاشو اشتباه کردم در کلیپم مثلا ولی من که ممکنه دیدم خدایی بوده انقدر فشار درون و بیرون زیاد که متوجه عیوبم اصلا نشده باشم البته اگر در دو دید عیب ها یکسان باشن و فنی و علمی باشه و مورد قبول خاصه!

بسم الله الرحمن اارحیم

سه شنبه, ۱ دی ۱۳۹۴، ۰۴:۵۴ ق.ظ | علی | ۰ نظر

خوب سیر زنانه مون آپیدت شد و یه وضع جدید پیش اومد این زنانی که قوی اند و به ذهن ما میان و مومنن و مت مجرد اولش تکبر داشتن نسبت به ما و ما یا خواستمون بد بوده یا الهی و عاشقشون شدیم و دلمون میخاد کنارمون باشن و الان به ما ایمان آوردن و دوستمون دارن و دیگه تکبر ندارن این تکبر زنان از بهترین صفاتشونه ها که باید در هر زنی حتما باشه و چندتا صفته که برعکس مردان باید باشه چندین مرتبه این حدیث رو گفتم و دونکته هرچه مثلا تکبر بیشتر باشه زنه مقامش بالاتر و بهترین زنان الگو بیشترین تکبر دارن نسبت به نامحرم و الان وضع جامعه خرابه ممکنه تکبرشون رو خورد کنن یا طرف نشون نده و مجبورش کنن شیاطین و وضع خرابه خلاصه ولی اگر من رحمانی و الهی باشم میتونم مخ هر زنی رو حتی با گناه هم شده بزنم و هک کنم تا اینجاشو قبلا گفته بودیم حالا اینکه این دوستی ها عاقبت خوشی نداره و نهایتا بلخره من خودم به گناه میکشم مثلا میام بهشون فکر میکنم و اون هم دید اگه به خودش فکر کنم ممکنه منحرف شم مثل قبل لذا  چندتا دختر نشونم داد و گناه نکردم نکردم تا اینکه شیطان منو یاد یه صحنه ی زشت فیلمی که قبلا خوشم میومد و زنه متکبر هم بود انداخت پس عاقبت خوشی نداره برای من و هم اون زن که متواضع شده و دلخوشه به من و بهم فکر کرده و ماهم خوشمون اومده و مومن هم هست ولی امشب من دیدم باید از خدا خواست لذا بهش فکر کردم ولی گفتم خدایا به امید تو نه خلقت!!! مدام تکرار کردم ولی قبلا اگه ذکر میگفتم برای شهوت خود یا محبت اون بود ولی اینبار خدارو یاد کردم و ختم بخیر شد پس باید در همه ی کارها هم بگردیم بیینیم ذکرش چیه و کودومش بهتره و یاد خدا داشته باشیم اینطور که نمیشه ما همش غفلت از خدا و یادش نباشیم بعد تو نماز بخوایم یهویی به خدا برسیم بهترین ذکرها هم جواب نمیده و باید کلی نماز مستحب خواند مثلا لذا فارسی هم شده یاد خدا کنیم در همه حالت و خدا اول در نظر باشه وگرنه کاری که مثلا با بسم الله الرحمن الرحیم شروع نشه ناقص و ناتمام میمونه طبق روایت و باید برای خدا باشه من خودم اصلا خیلی کم با خدا حرف میزنم و از شیاطین و فتنه هاشون میترسیدم که اشتباهه باید حتما به نحوی یاد خدا کرد در همه حال اینطور که نمیشه فقط تو مسجد و نماز خدا خواه بشیم و حواسمون همه جا باشه بعد تو نمازم جایی نمیرسیم اگه حتی سنگین ترین ذکرا رم بگیم باید حواس و توجه از قبل به خدا باشه قبل نماز من خودم قبلانا اصلا به زنان فکر نمیکردم که بخوام شهوت درسته انحراف داشتم ولی خدایی و از فیلتر رد میشدم ولی دیدیم دیگه موقع زن گرفتن نمیشه از زن ها صرف نظر کرد و بیخیالشون بود و این زنارو هم خدا میفرسته که امتحان بشم و هم قوی وگرنه زنان دیگر و عادی مهرشون در دلم نمیشینه وقتی به ذهنم میان و برام مهم نیستن این دوتا هم اولش تکبر داشتن و خوشم اومد ولی الان خودمونی شدیم و در ذهنم میان و قوی اند و باز خودم اولش بهشون فکر نمیکنم ولی خودشون مومنانی قوی ترن که میتونن در ذهنم بیان و آروم میشم و خوشم میاد ولی نمیخوام به ارضا و بهتر بگم خودارضابی بکشه و همین آب قبل منی کفایت میکنه و آروم گرچه تا همین چند وقتا پیش اگه آب قبل منی هم میریخت میرفتم و وسواس داشتم حتما غسل کنم و بدم میومد و غفلت میدانستم سر همین قضیه بار دوم و سوم که زیاد حمام رفتم برای غسل فرستادنم تیمارستان اصلا بعد هم قرص برای کمبود شهوت نوشتن 

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۴، ۰۸:۱۳ ب.ظ | علی | ۰ نظر

آقا وقتی ما میایم میگیم اینا همشون زن منن شما میخندی ممکنه و مسخره کنی ولی واقعیته یعنی وضع اینجوری شده به یه روانی اولا زن نمیدن دوما ما بلخره یه حداقل بهشتی باید داشته باشیم و اینا یا افراط میکنن و میپرستن و میکشن هرکی بخواد نزدیک ما بشه یا هم تفریط پدر مارو در میارن از اسارت خانگی که دادمون درآد بنویسیم براتون اینجا فعلا بیخیالیه الان یعنی من چند روزه دیگه قرص روان نخوردم گفتم سرم درد میگیره کتاب نمیتونم بخونم مثلا و تمرکز ندارم یا نمیفهمم چی گفته و حافظه ام هم از بین داره میره بعد مامانم دیروز رفته پاشده رفته بیمارستان پیش دکتره چدیدی که زنه که این قرص نیمخوره اینم گفته دکتره که قرصش اشتباه بوده قرص جدید داده دکتره زنه دگتره جدید خوب آقا ما 8 سال ریدن روی شهوتمون به جای که زن برامون بگیرن و بدن فرستادن تیمارستان 8ساله که قرص اشتباهم میدن که شهوت بی شهوت شایدتم دیگه بچه هم براتون نزام یعنی نتونم  خوب دیگه منم گقتم قرص نمیخورم این همه توضیح دادیم و نوشتیم نه وکیلی نه چیزی نه کسی اومد یه قرون پول بده برای این قر و رقص و نوشته ها و عکسا ذلیلمونم کردن و دشمنمون هم هستن و حسودم هستن که دکترا چرا علم و معرفت و تشخیصشون قد یه بچه ی نادونی مثل من نیست و نمیتونن مثل من بنویسن و در دل جای بگیرن ونبوغشون نمیکشه تازه دشمنی هم میکنن و اون نظامی ها هم ترس از پست و مقامشون که دیگه قصد جونمون رو کرده بودن ما رقصیدیم شیاطین هم که قتنه ی همیشگی ما هم تنها در خانه با یه مشت مومن که قدرتم ندارن تحملمونم میکنن زن و بچه هاشون هم با وجود ما در امن و امان نیستن یعنی اینا مثلا هوادارای ما که ذلیلترم شدن با کارای ما ما هم گفتیم جوون پسند بشه و رقصی کردیم تحریمم شدیم و حالا دیگه بعد از 8 سال میگن آقا قرصی که برای شهوت و اعصاب خورد کردنت دادیم اشتباه بوده بیا این قرص جدید رو بخور آقا قرص روان که اشتباه باشه یعنی جون آدم مجانی یعنی هرچی به شما گفتم باید با اصلش فرق داشته باشه و هزار تا جنایت دیگه که هیشکسم صداشم در نخواهد اومد اصلا حالا برای چی قرص دادن که بماند که مایه کبریت انداختیم روی باباجاتمون اینا هم که عقده داشتن که ما وبلاگ خوب مینویسیم و دشمن ما بودن نه تنها نجاتمون ندادن اومدن گفتن تو باید قرص جنایتکارا و قاتل ها رو بخوری چون میخواسته ای بابات رو آتش بزنی خوب حالا 8 سالم خوردیم تا آخر عمرم باید بخوریم و آسیب روانی زدن به کسی هم دیه اش کامله که این قرصارو نوشته اند حالا ما چه جلب توجه کرده باشیم و بابا هم ترسانده بودن که باید این بره تیمارستان یعنی قرص رو از پیش دکترا داده بودن برای شهوت و ما هم اون موقع نمیرقصیدیم و بدجور زده بودیمشون زمین چون شهوتم داشتیم دیگه تند و با قدرت و صلابت مینوشتیم تا بهونه دستشون افتاد در 18 سالگی حالا با این وضع  شما زن من میشی هستی گناهه نیست؟؟ دیگه خالا گناهشم پای من نمینویسن واقعاتا ما هرچی گناهم کنیم میره تو حساب اینا آدم هم بکشیم حقه زنا کنیم هرچی کنیم حقه وقتی جلوی جنایت رو نگیرن تو خداباشی حق نمیدی به من؟؟ خوب این لااقل حداقل موجودی و حق من اینه که این زنا همشون زن منن و حالا اگه حال داشته باشم یه حالی بهشون میدم از دور ولی دیگه خوشمم نمیاد و میلم هم نمیکشه دیگه فقط اگه یه وقت افسردگی بگیریم شاید شاید آقا بله آقا وضع خرابه یعنی خرابش کردن.

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۲۹ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۴۸ ق.ظ | علی | ۰ نظر

خوب ما چند پست قبل گفتیم شاید از حسودیشون نیست ولی اومدیمو بود حالا وضع پیش اومده که میگم در سوره ی ناس چند تا چیزه که باید پناه برد بخدا یکیش فی العقد زنانه یکیش حسادت در حسادت اگه دست خالی باشی یعنی اثر نداره مثلا خوشکلی شما خوب این داره حسادت میکنه نور داری چیز با ارزشی داری حب اهل بیت داری خوب دست خالی نمیشه جلوی این حسودا ایستاد یعنی بچه های فتا و پلیس هم نمیتونه برات کاری کنه مگه اینکه یاری خداوندی بشی یا پلیس کاری کنه که حسادتشون گل نکنه ولی اومدیم شما مثل ما ایراد از کار پلیس گرفتی و پلیسه خودش حسودتر شد خوب حالا شما در جمع شیاطین جنی در جمع اینا که باشی وضع خعلی فرق داره اگر فرشته ها و نور ایمان نداشته باشی ناقصت میکنن یعنی مثل من میشی که بار اول همه بام بدشن و کاری کردن که من با بابام اختلاف داشته باشم حالا تو اگر باباتو نکشدی اینا فرصت بهت میدن این شیاطین و حسودان اگر دیدن نماز میخونی و تسلط برای کشتن نیست حالا که نا امید شدن میفرستنت تیمارستان غافل از اینکه این باعث میشه اگه خدا بخواد بالاتر بپری ولی تیمارستان و قرصاش از زندان میتونه بدتر باشه لذا حسادتو داریم میبینیم که هنرمندان و بازیکران و فوتبالیستا بجای اینکه دعاشون کنن حسادت داریم خوب اینا مدام در جنگن و یه آدم جا افتاده هم میتونه حسادت داشته باشه و خودشم متوجه این عیب ضرر و عاقبتش رو ندونه خوب ما امروز خوشبختانه در ذهنمون مهمان هنرمند و بازیگر و فوتبالیست داشتیم و بعد از مدت ها آل یس و جوشن کبیر خوندم براشون چون رو مخم بودن و نام نمیبرم چون اگه بگویم ممکنه دیگه به فکرم نباشن و جدا شن از من تنها لذا جوشن کبیر اسم خداست شما قبلا گفتم ازرویش بخوان و به یاد افراد باش این دعای خوبیه اینکار و داره حسادت میشه متعصفانه به اینا و چون مشهورند آدم های قوی تر از ما هستن چون مدام در جنگند و حسودان ولشون نمیکنن لذا خوب منم نمیگم آدم خوبیم دعاشون کردم بلکه خدا بزرگه و عاشق اینه که شما برای دیگران دعا کنی اصلا خلاصه یه مساله ی تکنیکی اینه که لحن دعا چیه بهترین لحن خواندن دعا شاید هنگام گریه است که صدات بغز آلود و بیرون نمیاد اما مداحان داد میزنن و حالشون خرابه و از صدای خودشون خوششون میاد اینکه بلند بخونی و با ریتم خاص هیچ عیبی نداره و تکنیکه شما حق داری از خودت مثلا دفاع کنی یا خودتو لوس کنی ولی دعا ارزشش بالاست و شما اگر بدانی امام زمان گوش میده باید مودبانه باآقا صحبت کنی که جانشین خداست لذا من خودم ادب نداشتم و جولان میداد صدام و دعام و افراد مختلف مشهور رو هم یاد میکردم و سرکشانه دعا میخوندم تا دیگه آخراش متوجه شدن بهتره آرام بخونم و مودبانه مثل زن ها که دعا میخونن باید در مقابل مردترین مردان تواضع داشت و نرم بود و دیگه اینبار فهمیدم صدای کلفت و بی ادبانه خعلی هم خوب نیست بعضی وقتا ولی بعضی مواقع هم اعصابمون خرده دیگه دلگیریم نمیدونم فشار رومونه و لحنمون یه کم خشنه ولی دعای جوشن کبیر طولانی تره لذا انواع سبک هارو میشه امتحان کرد مثلا من میدم یکی خنده ش گرفته یکی میگه این برای منه و توجه ش به منه یکی دیگه مسخره زیرکانه میکنه و میگه صداش برای رسانه ای شدن خوبه یکی هم تو بغل شوهرش رفته هنگام دعا خوندن ما لذا شیاطین حسادت کردن و بلخره جمع حسادتی رخ داده پس از دعا و شیاطین حمله گر شدن چرا چون من به جای رفاقت و حبس کردن و منزویم کرده اند و کسی هم نظر نمیده و من افسرده ام کردن و بی توجه شدن حالا من دارم با یه سوزی خدا رو صدا میرنم خوب زورشون میاد میگه تو باید منو بخوای ولی میبینه من افسرده و پریشان که نیستم دارم از بابت توجه بزرکان و از یاد من بودن دارم دعا هم میخونم و دعاشونم میکنم و با خدا دوستذشده بودم خوب زورش میگیره شیاطین که من تنها نیستم و خدارو دارم و توطئه ی بیشتر میکنه 

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۴، ۰۲:۴۰ ب.ظ | علی | ۰ نظر

یه مساله ای که چندین سال پیش ما باهاش روبرو بودیم و سرکوب و مفروظ شد نورانیت داشتن پسرها مخصوصا و دخترا بود که زن ها رو جذب میکردن دور خودشون توسط نور الهی ای که یا خودشون دزدیده بودن و دعا شده بود یا بلخره شیاطین در عالم و دنیا داشتن در خارج که این نورانیت ها رو مثلا در روسیه یک پسرهای خوش هیکل با موهای خاص بالازده که بس که نور الهی تابیده بود زن ها جذب و گول میخوردن  و این نور حروم شد چون درست بین خلائق تقسیم نشده بود  الانم اگر مخصوصا جن ها جمع بشن جن های زن و یا زنان تحت تاثیر نورانیت و جذابیت و زیبایی پسری قرار بگیرن فورا میفرستنش تیمارستان چنان که بار آخر منم مست شده بودم و هم صدام و هم قیافم تا اینکه هنوز نرسیده به تیمارستان نورم پرید لذا در عالم دست به دست هم دادن نیروهای امنیتی که دل زن ها نره چون در خارج که برای پول و گول زدن زنان اگه نورانیت الهی جذب بشه  و یه مرتبه یه ملت رو درگیر و حذبه ی پسر دور خودش این زن هارو جمع میکنه و خطرناکه ولی حدس میزنم جون نور از عالم ارواج و روخانیت صادر میشه خدس میزنم بزارن کنترل شده این پسرها در آینده جذبیت و نورانیت بگیرن و بگردن در شهر و زیبا شن البته گفتم که کنترل شده وگرنه چندین سال پیش پسرودخترها عاشق و یک اعجوبه های زیبایی یه مرتبه پیدا میشد دل همه رو میبرد و کنترل شده نبود حتی در کفار ولی الان نورانیت رو جلوش گرفتن و  جرمه الان زیبایی و نورانیت الهی داشتن در دنیا و میفرستن تیمارستان و قرص و دوا میدن که از این جذابیت در آن و این نورانیت چون  مملکت رو یه پسر مشغول خودش ممکنه بکنه و نورانیتشم گفتم الهی است اگر در ایران جلویش رو بگیرن این نورانیت از خارج سر در میاره و هر نژادی هم فرق داره مثل اسب ها یه مرتبه این در موهاش مثلا خاصه این آقا پسر و به یه مرحله ای رسیده که موهاش بالا جمع میشه و میشه زد بالا و یا پیچ داره  و یعنی باید یه یه نورانیت و خوبی ای رسیدن که اینطوری زیبا میشن یعنی اخلاقشون هم زن پسند هست و خوبی ای باید داشته باشن که زیبایی هاشون زیبا بشه مثلا یه کوذک که هنوز کار خوبی نکرده از زمان کودکی با معصومیتی که داره نمیتونه این  مراحل رو رد کنه لذا چندین سال پیش دیگه ماموران جلوش رو گرفتن و جرمه زیبایی ای که نورانیت داشته باشه!!!و مخصوصا این جن های زن که اسمشون پری است شر رخ میدادن و زیبا میکردن و حتی الهی و فرشته ها هم توی این زقابتا از دست قتنه های شیاطین درگیر میشدن لذا دعوا شد و بساطش جمع شد و الان مشاهده میکنید نور الهی در چهره ها و جذابیت پسرا کم شده چون کنترل شده نبوده و الان زن ها کنترل شده در ایران بر پسران ناظرند چه در درس چه کارای دیگه و پسرها نمیتونن قیام کنند و شدن بره

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۴، ۰۶:۲۵ ب.ظ | علی | ۰ نظر

خوب تو خونه خالی جنذ تا عکس گرفتم از خودم و تا آماده و کم حجم بشه یه مطلبی رو بازگو کنیم که آقا ما این اداها و اعتماد به سقف اینا که تا قبل از قرص و تیمارستان و اینا که نداشتیم یعنی یه آدم آرومی بودم  که یک سال حتی به عنوان با اخلاق ترین فرد درمدرسه که مدیر عزیز و بزرگمون جدید شد در دبیرستان و استاد معنوی حتی بود و خعلی بزرگ بود خلاصه مشورت کرد با جند تا دانش آموز اونا هم منو انتخاب کردن و هنوز آیت الکرسی رو که هدیه دادن تو خونه مونه و مدیرمون هم خعلی ادیب شد از وبلاگ داری من  و منم دیگه سال آخری تصمیم گرفتم برم غیر حضوری بخونم و فشار زیاد بود و مدیرمون گفت بیا صحبت کنیم و زنگ زد و فکر نمیکرد من قبول کنم چون خعلی خجالتی و ترسو بودم ولی من دیگه شیر شده بودم و حتی اونجا تو مدرسه یه نفر  رو فرستاده بودن مامور کنار مدیرمون میگفت تو دلت میخواد بری دانشگاه شریف؟؟!! منم گفتم میخوام خودم درس بخونم و یه دانشگاه خوب اخزش دانشکاه آزاد شهرمون قبول شدم و ذرس خون و زرنگ نبودم و تمرکز نداشتم و وبلاگ میزدم همش و گفتم شما ؟؟ چون داشتم با مدیرمون بحث میکردم و مدیرمون میگفت که این روشت که مثل سنی هاست!!! خلاصه حالا کار نداریم من جلوی مانیتور حتی حق نداشتم صورتم رو بخوارونم چون موج زن ها پشت مانیتور آماده که من میخوام چی بگم و وبلاگ بنویسم و حتی حالا صورتم رو میخواروندم ولی تا سال ها کار خاص و فکری نمیکردم و همین طور مثل مترسک شده بودم و حنی بعدش که رفتم غیرحظوری بخونم تصمیم گرفتیم بریم کلاس کنکور وقتی ثیب نام کردیم دیگه پیش دانشگاهی هم راه انداختن و استاد های بزرگ که اینجا بدبختیمون شروع شد از تهران میومدن و پروازی و دانش آموزا همه بزرگتر و جنگی شده بود و مثلا معلم شیمی که خعلی قوی بود یا دینی کلی در حقم استادی کردن اینا که نمیشه بازش کرد اینجا که چقدر بزرگوار بودن و قوی و خلاصه جملات وبلاگ منو میگفت یهو جلوی بچه ها مثلا من  نوشته بودم که ((به جای اینکه دستمون رو بگیرند یکی هم میزنن تو سرمون ))بعد ها گفتم شاید این چیزی که نوشتم رو اصلا کاره همین خودش بوده که به دلم انداخته و بچه ها پرسیدن شما روی چه کسی کار کرده اید میگفت روی ستار زارع!! ولی من که میدونم چه بزرگواری بود و چهره اش جوان بودا ولی خعلی نورانی و آدم میگه خضر نباشه خوبه!! یا معلم دینیه اگر عیسی نبوده باشه خعلی خوب میشه چون من قدرشون رو ندونستم! بعدشم که امام زمانی شدیم و وضع شیراز هم به هم ریحت دیگه اصلا کلا فضا خراب بودا و داغون خلاصه اینو میگم که آقا این اداها رو نداشتیم و در همین موسسه یکی میگفت بلخزه یکه کاری کردی یعنی داشتن کنترل میککردن وقتی 18 سالم بود که من دارم چکار میکنم و یه موسسه و کلاس خصوصی درسی ساختن ولی الان ما بازیگرم شدیم براتون لذا اینجا ما یه تکونی دادیم به خودمون اینا میگفتن بلخره یه کاری کرد این!! یعنی تحت شدید بود و زن ها پشت سر این موسسه ی ما و با آمدن این استادان حساس ترم شده بود و همش جنگ بود که زن ها آرام بشوند و مشکل نداشته باشن خلاصه وضع خراب بودا بعدها که دیونه شدم توی خونه خالی برای بار سوم که رفتم تیمارستان میومدن این استادان روی مخم و لحن صدامو عوض میکردن و فشار روانی یه چیزایی القا شد از راه دور انقدر قوی بودنا!!! یعنی میخوام بگم الان اینطوری شدم و خعلی خجالتی بودم و منم تو فکر بودم چه طور این کثافتکاریام درست بشه در آینده ونظر اینا به ما برگرده که خراب کرده بودن ضد ما پشت سرمون وخسادت های قوی و چشم زننده.دیگه با آمدن این استادان در 18 سالگی امام زمانی شدم و به دلم خوردن و گفت که بگم به معلم شیمی که ساعت شما هم خراب میشه؟؟ و ساعت من خرابه!!! خلاصه آقا ما هم گفتیم و استاده تسبیح رو در آورد جلوی همه و گفت که من این ساعت رو یه عزیزی بهم هدیه داده و یه بارم ازش پرسیدم توبه توی شیمی یعنی انفجار؟؟ بعد از چند هفته شیراز بمب گذاشتن!!!  جهرم بودم و حالم خوب نبود و جهرم هم قرصی میدادن که همش بخوابم و اونجا هم حمله بود تا اینکه فهمیدم که مدیرمون زنگ زده بود خونمون که حال من خوبه یا نه؟؟ گفتن چه طور مگه بعد گفته بود که بمب گزاشتن توی حسینه ی سید الشهداء و و گفتن که من جهرمم دیگه وقتی حبرش رسید میترسیدم که شرش کول من باشه و تعجب کردم از اینکار مدیرمون که زنگ زده خونمون و نگرانم بوده!! یه بارم با مدیر دبیرستان رفتیم مشهد و من کچل کرده بودم ویچه ها هم مثل من بعضی هاشون کچل کردن خلاصه تو حرم قرار شد یه ساعت خاص جمع بشیم با مینی بوسی چیزی بریم هتل آقا ما دیدیم یه سخنرانی از آقای یزدی است ساعت رو نگاه کردم دیدم ده دقیقه گذشته توی حرم بودما خلاصه نرفتم سر قرار و کلی بیچاره مدیرمون ناراحت شده بود و دوستام میگفتن این رفته پیش دوست دخترشو خلاصه توی فرودگاه برای برگشتن هم دیدم دی وی دی محمود کریمی که خریده بودم نیست بعد برگشتم از سالن فرودگاه بیرون اومدم رفتم توی مینی بوس بگردم دیدم یه کیف کوچک روی زمینه و بعدش فهمیدم که این کیف متعلق به دختر مدیرمونه جون اونا آخر مینی بوس بودن و برگشتم دست خالی و پیش مدیرمون رفتم و قضیه ی محمود کریمی رو گفتم و گفتم این کیف رو پیدا کرده ام یعنی اگر من جای مدیر بودم حاظر بودم گم بشه ولی دست یکی مثل من نیافته خلاصه به بچه ها هم نگفتم چی شده و توی هواپیما که سوار شدیم دیدم کارت پرواز من بدبخت شماره نداره و من نشسته بودم کنار دوستام توی هواپیما که دیگه مدیرمون اومد گفت عیب نداره بری جلو شما؟ منم بلند شدم رفتم اول هواپیما نشستم چون فکر کنم شک کرده بودن بهم که خارج شدم از سالن فرودگاه!!وقتی هم میخواستم غیرحظوری بخونم و قرار شد با مدیرم صحبت کنم میگفت دوستام خواب دیدن که امام حسین داره حرم رو جارو میکنه  و میگه مهمان داریم!!! بعدش بمب گزاشتن ولی گمونم خودش خواب دیده بود چون خعلی بزرگوار بود و استاد بزرگی بودش و الگوی نامحسوس من 

یا مثلا توی این موسسه بچه ها و خوده معلم شیمی میگفت این استاده دینی بالاتره و میگفتن سوال کنکور حتی طرح کرده چند سال پیش و استاد دینی یه مرتبه صداشو تغییر میداد و شبیه به مستربین بود و تو هر جوی متناسب با اون جو آینده ی ما نوع خاص لحن صدا و قیافه داشت و میگفت دیگه مبخوام تو دانشگاه درس ندم!! و فامیلیس ستینه بود دلم براش تنگ شده و بدون نوشته ها درس دینی میداد و حتی از افرادی مثل صادق هدایت حرف میزد و نکات خاص و ریز درس دینی رو میگفت که به ذهن هیچکس خطور نمیکرد و خعلی من راهنمایی شدم و از یه عده شیعه که توسط شخصی به نام علی شیعه شدن در چین صحبت کرد یه صحبت هایی میکرد که در آینده بهش رسیدم و معلم شیمی هم همینطور میومد سرکلاس و می نوشت اولش روی تخته همیشه به یادش بعد مثلا من گناه میکردم از فیلتر رد میشدم و عذاب وجدان و وبلاگ مینوشتم و جو ضد من و روحانیون عصبانی از من و منم گیر میدادم به مشکلات مملکت که تقصیر ایناست و هبچ وقتم آدم نشدم گناهمو ترک کنم خلاصه یه شب که همینکارو کردم استاد شیمی اومد گفت اگه فلانجوره تقصیر منه و دستش رو گذاشت روی سینه و همش به آرامی میگفت تقصیر منه و یا سوال درسی که میپرسیدم میگفت سوال المپیاده و خعلی منو دوست داشت دیگه منم قدرشو ندونستم و در روح من موند یا مثلا معلم دینی میگفت دربعضی مناطق تهران مثل صداوسیما اصلا نمیزارن رد بشیم از خیابونش!!! یعنی نفوذ نداریم 

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۳۶ ب.ظ | علی | ۰ نظر

خوب قبلا درمورد گوش گفتیم که مخصوصا کسانی که به یاد خدان مردم میرن روی ذهنشون مخصوصا جادوگران و شیاطین و ذهنش رو منجرف از یاد خدا می کنند یا با اینکار طرف رو بنده ی خودشون میکنن و با صحبت های بیجا حتی نورش رو میدزدن و آیه میگه ( ویل لکل همزه لمزه) لذا یه روش دادیم که آقا دو تا سیم بزار تو گوش و تو عالم خودت و خدا باش تا با حرفاشون نبرنت و یا روش دادیم طوری غرق بشیم در یاد خدا و ذکر گویی که هیچی جز خدا نشنویم و تمرکز کنیم بر روی ذکر که جز خدا نبینیم که این روش تمرین میخواد و سخته و جهادیه و روایت هم داریم که حرف هرکی رو گوش بدی بنده ش شده ای انگار لذا اینا با زور میان از طریق قلب روی مخ  و قلب ما و تا سکته مون ندن و به اهداف شیطانیشون نرسند هم دست بردار نیستند لذا روش جدید که امتحان کردم روی جادوگری که نزدیک بهم شد همون جادوگره که گفته بودم قبلا این بود که هرچی میگفت رو در دلم تکرار میکردم مثلا با موبایل حرف میزد و من هرچی بر زبانش اومد رو تکرار کردم لذا به جای که دلم رو بسپارم به خدا سپردم به اینا و فرشته ها ممکنه ناراحت بشن و امتحان کردم و فهمیدم که داشت وسوسه ام میکرد ولی با اینکاری کردم فهمیدم که داره روم کار انجام میده مثلا میخواست جلوی حرف بابام وایسم در همین مدت اندکی که با هم بودیم! اثرات دیگری هم داره من قبلا روی احبار شنیدن اینکارو کردم که هرچی گوینده میگفت رو در دلم تکرار کردم و حس میکردم روی اخبار گو اثر داشت و هم خودم احبار رو با دقت بالاتری فهمیدم وگرنه تا نور برای همون کار نباشه و اونقدری که باید بفهمم چیزای دیگری که گوش میدم و میبینم رو نمیفهمم مثلا چشمم دوست نداره که تمام صحفه های نت و عکس هارو ببینه ممکنه از عکس زشت خیره بشم و یه نگاه حلاله و من درحالیکه یک نگاه میکنم خیره بشم البته حرف توبه شو زدیم ولی گفتم که وقتی صفحان نوشته رو میبینم همشو حال نمیکنم اگه کنجکاو نباشم رو همشو ببینم و چشمم به سمتش نمیره انگار باید نور خاصی داشته باشه مثلا تبلیغات رو اصلا چشمم نمیخونه و چیزای اضافی مگر اینکه خودم بخوام یه روش سریع خوانی همینه دیگه که با نور کار میکنه و قبلا هم گفته بودم و امروز و دیروزم سراغ چند تا زن رفتم با اکثر زنا حال نمیکنم و باید خودشون بخان و رو مخ باشن و نورانی و آشنا بهشون فکر کنم و فعلا هنوز صحبت نمیکنم و براشون ذکر میگم ونوازششون میکنم اونام خوششون میاد و دعام میکنن ولی به حمام و گناه و غسل و کفن کار نمیکشه ولی صحبت باهاشون نمیکنم اگه ذکرش هم خواستین که از راه دور برین رو مخ طرف این ذککر لاحول و لا قوه الابالله و با این دکر عرفا میگن همه کار میشه کرد ولی برای دعا کردن طرف صلوات بهترین دعاست مخصوصا در نماز و درنماز نباید روی مخ کسی رفتاو توی سفرم گه بودم در مورد رن استادم بد میخواستم فکر کنم چون رو مخم بود بعد گفتم چه ذکر بگم گفت یا حی یا قیوم خلاصه این زنها شهر همشون زن منن و اگه نوازش ذهنی تجسمی کنم خوششون میاد جداب میشن و اگه پیشرفت کنم میتونم خوش هیکل و آرایششون کنم از راه دور ولی مثل قبل نیست که فرستادنم تیمارستان چون یادمه وبلاگ داشم و مانیتور دوربینش باز و یه مرتبه دیدم کلا روی آنتنم و زدم رفتم خونه ی خالی اونوری و مشکل روی آنتن بودن و تحمل نکردن چشم هارو داشتم تا اینکه فرستادنم تیمارستان و دیگه فهمیدم نمیتونم با حضرت اباالفضل بمونم در کنارش و 24 ساعته بهش فکر کنم و دیگه نیازی هم نیست باید خعلی حساس و مهم باشه که 24 ساعته بحوای پیش حضرت خودتو عرضه کنی و بمونی پیشش که الان از بس وضع  خوبه میرم پیش زنا و دیگه مهم نیستم و حساس و امنیتی نیست خدا رو شکر!!!لذا نکته این بود که اباالفضلی که باشی جهادی هستی و به زن ها فکر نمیکنی و زن ها اگه حتی ببیننت خوش هیکل و زیبا میشن از راه دور چه برسه که تو خودت خواسته ات هم باشه یعنی بدون ذکر منبع رجمت الهی میشی و شیاطین اول میان سراعت که نور بگیرن لذا ما رفتیم روی آنتن و همه حس میکردم دارن نگام میکنن خلاصه منم همش به حضرت اباالفضل معتقد بودم و کسی نداشتم لذا بعدا فهمیدم بهتره فاصله از ایشان داشت چون روانی میشیم چون نمیزارن این شیاطین و میفرستن تیمارستان برای آخرین بار همین طور شد دیگه من دیوانه م کردن و خضر و عیسی از دور راهنمایی و عالم ارواخ رو مخم یعنی هر کاری میتوانستم بکنم لذا خیانت کردم چون در دلم زن بود و دستم رو ماشه لذا اگر نوازش میکنن دیگه گناه نباید کرد وخواست جوان نفسانی است وگرنه هرچی میخواستم بهم داده بودن و مست مست شده بودم الان دیگه میدانم باید از نظر فشار روانی بدتر از اون موقع که تیمارستان فرستادنم باید بشم وگرنه پیشرفتی نداشتم و درجا زده ام لذا مرد باید باشیم ما

بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۴، ۰۷:۰۴ ب.ظ | علی | ۰ نظر
خوب بلخره رسیدیم جهرم ما و دارم از وای فای دایی ایم بی اجازه چیز میکنم حالا بهش میگم الان توی مغازه است و میخواستم با تبلتم از توی اتوبوس بگم یه چیزایی ولی خط نداد بله ما یه چیزایی رو از دست دادیم که خوب بود و ارزش مثل چادر حالا بازش میکنم قضیه رو جلوتر اومدن روی مخم منم گفتم خلاصه آقا ما ت اتوبوس هم چشم رو هم گذاشتیم و اومدن روی مخمون یه دختری اومد لخت کرده بود و یه بازیگر زن حدود 50 خلاصه منم تو اتوبوس دیگه شما اسمش رو بزار رندی ما فکر سانفرانسیسکویی کردیم و ذکرمون رو گفتیم و اما باید الان چیزایی رو باز کنیم که ما تخت رو تخت خوابیده مرده میدادیم خوب قضیه و قضیه ی کلا ما نمیشه خعلی بازش کرد و باید حتما بچه ها بازش کنن توی گروپ من وبلاگ داشتم و از طرفی از فیلتر رد میشدم و سنم هم نوجوان بود و یا نمیدانستم که از طریق مانیتور از این گنده ها که دوربینش معلوم نیست دارن مارو از شیشه ی مانیتور میبینن یا هم واقعا غرق در جنگ بودم و فعلا برام مهم نبود و یه چیزایی برام ارزش بود لذا راحت گناه میکردم جلوی جاسوسان و زنان و مخصوصا خارجی ها جاسوسی زیاد بود و از طریق تلوزیون ها و مانیتورها بدون اجازه ی پلیس ایران چیز میکردن یعنی جاسوسی و وضع خراب بود همش هک میکردن کامپیوترها رو و جاسوسی و خعلی ویروسی و جنگی بود فضا تا اینکه پلیس الان بین المللی شده و خارج از سیاست با هم دست و ارتباط و رد و بدل دارن یعنی الان پلیس آمریکا شاکی از من بشه برام قرص ریسپریدون مینویسه باید بخورم یا برم تیمارستان! خلاصه یک کار ارزشی که ما میکردیم گروهمون و الان دیگه نمیشه این بود که محبت زنان رو با ذکر و دعا و خواست الهی میگرفتیم یعنی همه زنان روی سرشون سوار بودیم و حسادتشون رو عوض میکردیم البته اون موقع زنان در قسمت جاسوسی قوی بودن و خاله زنک بازی و حسادت هاشون فراوان یعنی یه زن مثلا پلیس میتونست هر غلطی بکنه و زور داشت! لذا من خودم تا حالا ندیدم که فیلمی رو از من جاسوسی کرده باشن و اینا هم رو نمیکنن چون دستشون رو میشه و باید غرامت بدن و شکایت میکنیم ما لذا مثلا خود جن ها اون موقع جلسه داشتن در اتاق من منم لخت میشدم لذا دیونه ام کرده اند و پیش رمال خوب هم که رفتیم گفتن که به خاطر اینه که لخت شده و دعا برام نوشت خلاصه آقا یک کار ارزشی که الان مدفون شد و سرکوب شد که جاسوسان امام زمان میکردن  همین تخت روی تخت خوابیده مرده میدادیم بود یعنی من بدبخت رو نورانی میکردن میفرستادن به جنگ زنان که چشم بزنن و چیزخور بشن و منم شدم بتشون و اون موقع هم نورانی و نوجوان و گناهکار خلاصه آقا این کار رو متخصصان و جاسوسان خبره میککردن یعنی شما با ذکر میتونی من رو آرایش کنی از راه دور میتونی زبان من رو ببندی میتونی شیطان من رو دور کنی میتونی منو بکشی میتونی حتی ایمان من رو اگه قوی باشی زیاد کنی همه کار میشه کرد و اونایی که قوی ترند بادعا همه کار میکنن و مسیح و خضر و ولی عصر همینکه بخوان چیزی رو میشه و کار خدایی میکنن و مادر صحنه باشیم مثلا و آدم تکراری ای  نباشیم و بشه از ما کار کشید و اقرراد رو مدیریت کرد آخه نگاه کنید مثلا خضر نبی چه کنه بیچاره بره مثلا توی خیابون لاغرکی بشینه سر راه من هی بزنه بر سر خودش و غصه بخوره که چرا من بدم و گناهکار؟ اینکه نمیشه! دیگه مثل قدیم نیست باید گروه های بزرگ جامعه رو اداره کنن دیگه باید منو راهنمایی کنه  تا من سیاست دنیا رو بریزم به هم اینطوریه قضیه لذا مثلا آهنگ میسازند اینا فیلم میسازن کارهای بزرگ میکنن و قوی 
یه چیز دیگه هم که داشت یادم میرفت بحث موکلین بود که آقا این دفعه که فکر کردم و ذکر گفتم میدیدم موکلین ومامورین امام زمانی دارن به حسابشون میرسن به حساب زنان و محض همین بود که فهمیدم که من پشت کامپیوتر داغونم که گناه میکردم و اتفاقا زیبا میشدم و اینا میدیدن از گناه یا مظلومیت من نبود بلکه عنایت خاص امامون بوده که زن ها محبتشون جلب میشد وگرنه منو میکشتن با این حرفای تندم و جو ضد من بوده همیشه منتهی خدا بزرگه و یاری داد و عزیزم کرد با اینکه پلیس و جاسوسان دیگر با من بد بودن ولی محبت الهی شیاطین رو هم جلب میکنه لذا من دیدم مامورین امام زمانی با ذکر گفتن من به جان این ها افتادن مثلا من که میخواستم دست این زن رو بوس کنم و ذکر میگفتم و تجسم میکردم یه مامور و موکل اینکارو میکرد نه من!!! و من میدیدم که اینکار میکنن ولی این مامورین یا حالا بخاطر اشتباه من اینکارو میکنن یا اگه لطف الهی است که داره شامل زنان میشه ولی اینا در عمل پیش زنشون ممکنه خعلی شنگول باشن ولی پیش زن نامحرم خعلی از نزدیک منظورمه با حیا اند و خعلی شرم دارن و میترسن ولی در خلوت رندند یعنی من دیدم که میگما حس میکنم اینا اصلا از زنان میترسن که از کنار زن نامحرم رد بشن و اصلا نگاه نمیکنن ولی قوی اندا لذا من همیشه با کارام چهره شون رو خراب کردم وگرنه راضی نمیشدن منو بفرستن تیمارستان بلکه خودم افراط کردم و چهره شون رو خراب و اتمام حجت شد بازم رد شدم و الهی خراب کردم دیگه دکتر ها هم که از خداشونه مریض بگیرند اونم مریض خوشکل! یه موکلانی هم بودن چند سال پیش که ذهنا جنسی شده بود از نوشته هام و برداشت منفی و سکسی میکردن آقا یه مرتبه من به مقدسات در ذهن جنسی فکر میکردم همین سنی ها هم شده که به حضرت زهرا (س) توهین میکنند و ایشان رو هرزه مینامند نعوذ بالله لذا فکرم که خراب میشد به خاطر حرفای اینا یه موکل میومد و میخندید و من عصبانی میشدم که چرا این الان اومد در ذهنم و میخنده لذا الان همینو هم دیدم که داره روی زنان کار میکنه همین مامور و موکل البته شیاطین هم تجاوز میکنن به بدکاران ولی نه مومنان لذا اشتباه نباید گرفت و اینا محبت بین زن و مرد ایجاد نمیکنن و اختلاف درست میکنن برعکس!البته شیاطین کارشون اختلاف درست کردنه و حاظر نیستن مومنان رو ببینند و هرجا نوره جمع میشن و خرابش میکنن و ما هم محکوم!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه, ۲۴ مهر ۱۳۹۴، ۰۷:۳۹ ب.ظ | علی | ۰ نظر

پس ما یه چیزایی در پست های قبل گقتیم و کامل نبود و روزی این محرم ما برای جوانانه که بگن در عزاداری ها و شما هم بگو اینارو منتهی بحث محرم بحثه توبه است بحث اینه که تصمیم بگیریم توبه کنیم و یار حضرت و امام حسین ع بشویم لذا شهوت دوباره من امروز تو رختخواب نفسانی ممکن بود امروزم گناه کنم لذا الان توی خونه ی خالی ام و قلیان گذاشتم و نوحه و هنوز امسال توفیق نشده که برم و مجلس ابا عبدالله شرکت کنم هنوز دعوتم نکردن لذا گناه و غفلت همه دارن و منتهی تو از امامت جدا نشو و مهمتر از گناه بدت و بدتر از شهوترانی برای جوانان مجرد اینه که توبه نکنن و یار امام حسین نباشن نفسانی یعنی شما بخوای شهوت برانی تقصیر شیاطین نیست گناهش و خدا بخواد تکه تکه ات میکنه و روز جزا هم گیر میده اگر توبه نکردی و اینطور نیست که ما مومنان گناه کردیم و هیچ نشد محبتم هم جمع و جذب شد با شهوت اینو ما کفتیم که روز جزا نیومده و همه کس خواهند مرد و خدا جهان تازه برای بهشتیان و فرشتگان و همه میسازه که هنوز ما ساخته نشده بعد ما برداشتمون و جهانبینیمون یقینا غلطه وگرنه علم غیب داشتیم و هیچگاه گناه نمیکردیم حالا اون زن داره باید اونجای زنش رو آتش بزنه و ثواب داره اگر برای بچه باشه و نیازش چون زن داره ولی ما مجردیم و خدا سهل میگیره لذا طرف اومده برای عقد یعنی پشت زنش که بهش نداده کشته زنش رو و اینم نفرینش کرد حالا داره میسوزه لذا گفتیم بچه بیار نه برخلاف میل زن نیازش رو بر طرف نکنه شوهرش بله زن داره شهوترانی کنه و جهاد کرده ولی ما مجردان گناه و گناه رو ممکنه سهل بگیره خدا اگر شیاطین و زنلن موقه فیلتر رد شدن جاسوسان نفهمند ولی میفهمند و گنا ه جمعی رخ میده یعنی طرف مشکل جنسی داشت تا نوجوان رد نشده و نوجوان نور الهی داره و مومنه لذا اینم تحریک شد از دیدن گناه و باید صفحات و رد شدن ما از فیلتر محبت الهی نازل میشد و میل جنسی اش زیاد لذا ما هم بی نور و گناه شخصی ما جمعی شد و حوادثی چون زلزله ی بم رخ میده ها!!! لذا گفتیم تصمیم نفسانی بگیره جوان مجرد و گناه نکنه شهوترانی نکنه یا با غفلتش توبه کنه وگرنه یار امام حسین شدن فعلا اینطوریه و خون دادن و شهادت درس بسته و این جهاد اکبره ماست لذا من خودم شیاطینو زنان بیان رو مخم مشکل دارم و امروز با بی گناهی شهوانی نورانیتم کم شد لذا شما هم باید بدانی که اولا اون دنیا ممکنه تکه تکه ات کنن اینجا ممکنه محبت کنن با گناهت اگه مومنی اگر کافری با کار خوب بهت خیر میرسه ولی در اون دنیا جات خرابه و هم اینو بدون که شیاطین نورت رو میکیرن لذا باید حتما ذکر بگی و احوالت دست خدا باشه نه اینکه پناه نبری و بخوای با نفست جلوی این همه شیطان بیایستی یعنی خودت بتید زیبایی و نورانیتت رو با یاد خدا حفظ و ریکاوری کنی و به خدا پناه ببری وگرنه زشت میشی حتی اگر شهوت زیاد بود و اینطوری اونطوری شدی دست نزن که شارژ شی و بزن شارژ شی خندوانه نیست اینجای کار ما لذا اگر شهوت زیاد بود و کمی هم اومد ولی گناه نکردی اومد اون موقع خدا بهت نگاه میکنه پس منصرف شو از گناه و این حالت خدا توجه داره که اومد ولی خون نریختی لذا نمیگوییم بشین فیلم بد بد نگاه کن تا بیادولی دست نزن این شیاطین قوی ترن و بهانه نده و گناه چشم هم جدی بگیر و مثل ما حیوان مشو و اگر شدی برگرد توبه کن!لذا تصمیم برتوبه هست و شیاطین غافلت میکنن و به سراغت میان اینو به خودم گفتم و جوانام مجرد چون روز حساب نیامده و ممکنه هزاران سال برای یه غفلت بدون توبه نگرمون دارن اگه امامان شفاعت نکنند  وگرنه حساب من بدتر از قاتلانه و یقینا من از قاتلان بدترم و اگه محبت و لطف آقا نبود از این همه گناه روانم برنمیگشته لذا این حرفا توبه ی جمعی منه یه دعایی کنید قبول شه ببخشنمون مخصوصا الان که قرص و دارویم عوض شده و شهوتم بیشتر شده یه یک ماهی هست و میبینید قیافه و صدام تغییر کرده پس دعام کنید مثله قبل منحرف نباشم چون هشت ساله این قرص لعنتی به نام ریسپریدون مصرف دارم و جنسیتم خرابه اینم اصرار کردم پاشدم نصف شب قرصم رو نخوردم و بابام گفت پس بیا بریم تیمارستان و بعد لطف خدا شاملم شد و دکتره جدیده زنه میگفت آره بر شهوت خعلی اثر داره و یه قرص دیگه داد دعام کنید خراب نکنم و خدا مثل آدم سالم بهم نگاه کنه و کلی اصرار کردم که عوض شد و نتیجه ی آزمایش بردم و یک آزمایشم گفتن واریکوسل دارم سونوگرافی و یه آزمایش دیگه گفت عفونت دارم یکی دوروز بعدش خوب خدارو شکر اصلا فکر میکردم پنهانی وازیکتومی شدم خدا همه رو شفا بده و عقل کامل و سالم عطا فرماید به ما و همه ی شما و دوستداران اهل البیت علیهم السلام و حتم داشتم اگه دعای گرفتاری و گشایش گره ها رو که یک صفحه ش رو حفط کردم و ساختم کلیپشو بعد مشکلم رفع شه و از قبل پشیمون نیستم و چرا اینطوری شد فقط بگم خدا میدونه چه خطری از بیخ گوشم رد کردیم پس خدا روشکر از این بلا که به عنوان یه روانی ردمون کردن از هشت سال پیش دوره ی احمدی نژاد وخدارو شکر که  پذیرفته شدیم ادامه دادیم وبلاگ نویسی رو و از خیرمون گذشتن!!!باور کنید فقط خود آقا امام زمان به دادم می رسید و رسید و میرسه و خواهد رسید و اینا هم روی امام زمان حسااااااس! یعنی از یه طرف دشمن امام زمان بودن از یه طرف یه گروه دیگه منو کرده بودن قاتلش حالا من باید چی میگفتم باید چی کار میکردم منم رو مخ و آنتن فقط خدا بگذره مثله الان نبود آمریکوییا بخونن برامون ما برقصیم وضع کلا بهم ریخته الان حالا ما برامون خوب شد الله اکبر!

پس جمعبندی این که توبه کنیم حتما و بهترین و آسانترین راه اینه که خدا گریه ت باندازه بر حسین و محبت در دلت قرار بگیره محبت امام حسین ولی اگه گناه کردی باز تعجب نکن دیوانه و شکسته شوی چون شمر در قلبش اندکی محبت امام حسین رو نداشت و اینکارو کرد و رحمی نداشت ولی تو محبت داری و خدا از خون امام حسین و امام زمان نمیگذرد به هیچ وجه و یاران امام حسین بهترین اصحاب و وفادارترینشونن و هرکسی رو راه نمیدن و خدا بگذره فقط از ما و امامان شفاعتمون کنن فقط!و نکته ی آخرم اینکه اگه بخای گناه کبیره جوانی بکنه انتظار نیست خدا جلوشو بگیره و مختاره ولی باید خودش پناه ببره به خدا و تصمیم بگیره دیگه نکنه بعد توبه از غفلت آزاد میشه و برای گناه قلبش میترسه ولی خدا باز جلوشو نگرفته که نتونه فقط میترسه مومن لذا راحت نیست این یعنی حیا که در من ضعیف گشته و باید توبه ای کنم که از خدا و فرشتگان شرم پیدا کنم نه اینکه گناه رو کوچک بدانم پس انسان اجازه داره در دنیا مختاره نافرمانی حق کنه همونطور که آذم ع مختار بود

حالا که به اینجا رسیدیم دو مکاشفه میگم از دو استاد در دوزمان مختلف که برام رخ داد یکیش الان رخ داد که استاد مرد رو دیدم در ذهن که آلتش رو زیرش رو گرفت و بهش دستور داد که بریز و به راحتی ریخته شد و دومیشم استاد زنی در ذهنم بود که زنی رو نشونم داد چند روز پیش که داشت از شهوت میلرزید به خودش ولی گناه نکرد و من خجل شدم بله اگر ارضا نشویم افسرده میشویم ولی تو بگو برو بمیر ولی گناه نکنه! و بعضی اساتید میگن مرد مجرد باید در خواب ارضا بشه دیگه کو مرد عمل کو مجتهد متقی اینا درسه که بزرگ شویم پیش چشم امام زمان و اینگونه نیست که از بی شهوتی و گناه نکردن بمیریم بلکه حتی در همین دنیا مقام و رتبه میگیریم پیش خدا اگر گناه نکنیم یادمه کوچیک بودم دوست بابام در باغی رفته بودیم گفت جک بلدی و براش گفتم و بعد گفت میخوای جک زشت بگم منم گفتم بگو بعد برد منو جای خلوت و شلوارش رو جلوی چشمام بعد از اینکه حرفایی میزد که نمیفهمیدم و تجربه نداشتم پایین کشید و کار زشتی رو یادم داد و میگفت مثلا نوجوانان خارجی فلانه و بزرگه و اینا منم یاد گرفتم درحالیکه به سن بلوغ نرسیده بودم هنوز و انقدر عذاب وجدان در دسشویی داشتم از این خودارضایی ولی هیچ وقت نشد برگردم و ترک کنم تا قرص رسید کار و تیمارستان که عوض شدم و مدتش طولانی شد وگرنه هنوز باید کنترل کرد و اینطوز نیست که نفس سرکشم رو قربانی کرده باشم!