یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله صلی الله علیه و آله و سلم

یا قاضی الحاجات

ای که به دور کعبه و منکر حیدری / کعبه ولادتگه اوست دور حیدر مگرد

بایگانی

۵۳۹ مطلب با موضوع «تفکرات شخصی» ثبت شده است

9iuy

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۱۵ ق.ظ | علی | ۰ نظر

حالا یه چی میگم یه دوستی دارم به یه جمله ی خودش میخنده میشناسمش نمی دونم کیه یا برعکس حالا جملشو میگم نبایتم انقدر صادق باشم روال کاره...

جمله ش یادوم رفت ولش کن تا چه شود...

خلاصه آقا شما نگاه بکن چه میکنیم ما با خودمان میخوایم همه حکومت باند بازی تفرقه دگرگونی ثابت نیست اینور اونور هرکی یه چی پیدا کرده داره کار میکنه روش سوار باشه روی سرش چپاول کنه اموال قیمتی و غارتی است در کارش. بابا ول کن بابا بینیم بابا...و تمرکز نیست بله ایراد از منه باز...

حالا بهتر میگم چون تابلو هس میگم شما رهبر فقید امت اسلامی را نظر داشته باش همین دیگه ببین مردم حاکم پذیر یا طلب چه میکنند روانشناسه میگه ما میخوایم برسیم یا رسیدم به حالش بابا هیچکه حال ایشان را درک نمیکنه جز ولی امر مسلمین چرا میخواین درکش کنید درست درکش کن احترام رو نگه دار بگو انتقاد پذیر باش چرا میخوای بگی من میتونم به ایشان برسم نمیرسی دیگه بابا حال ایشان مناسب حال ما ما نمی فهیم چرا به خودت میگیری پس چرا میخوای حکومت عدل برقرار کنی نیتتم خیر باشه نکن اینکارو خود من یه احوالاتی داشتم حالا ندارم خودمم خودمو درک نمی کنم پس چه برسه امام زمان رو...حالا امام زمان (عج) می گویند هر روز و شب بر امام حسین(ع) و ائمه اشک می نهانه آیا ایشان درک میکننش به قول دادش...نه خود ما رو میگویم نه بالاتر ما...

njk

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۱۳ ق.ظ | علی | ۰ نظر

هر چیزی یک اسم رمزی بری خودشان دارند و ما هم بی خبر باشیم و یا نیست مثلا شما من میگم جگر یاد چه چیزی می افتید خوب کوچیک بودم بگذریم از یه نوع غذایی که توجه نداشتم بدین یاد این یارو کی بود؟ حضرت حمزه سلام الله علیها که جگرشو هند جگر خوار بلعید لعنه الله علیهم خوب ببینید جلو افکار پلید رو هم نه میشه گرفت الانم به یه چی دیگه فکر می کنم هر چیزی رمز پس باید قرآن رو حفظ؟ تا حدودی رمز گذاری میکنه دیگه اینم که یه کاریش وگرنه توی این دور زمونه و کلا دنیا چه میشود کرد با این همه دود و اغیار...شیطان وجود داره بابا دوستمون میشه میاد نزدیک پیشت میشینه از درب رفاقت نه که دشمنی کنه که چرا سحر و جادو تا قرار داد نبستیم با هم میریم گولش میزنیم البته من خبر دارم که فرشته ها هم نباشه ارواحی هستند که به جای شیاطین روح صید می کنند و کار میکنن و آموزشت میدن اگه شیطون نتونست بیاد اونا هستن آزمایش می کنیم 123 بیبین...

gggf

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۱۱ ق.ظ | علی | ۰ نظر

خوبه که یه کمی بیشتر از این بر روی تجسم در افکار کار نماییم خوب استاد لازمه و هم نمیشه اینطوری وارد شد ولی اگه پیگیر باشیم خودمون هم میتونیم یک کارای بری خودمان بکنیم خوب شما چطور؟ شما در خلوت اصن چیزایی رو تجسم می کنید یا نه خوبه هر که متناسب خودش بعضی ها خوب بعضی هم زشت ولی مو که نه جدیدا شیطان بت پرستی میکنه روی فکرم ولی منم زود خارج میکنم (ویشششش) اینطری خوب من کسی نیستم که بخوام در این زمنیه (تجسم) صاحب نظری کنم یا استادی داشته باشم چون یه رفتم به یکی که عقلش میرسید همینو گفتم رمال بود حالا که اینجا رسیدیم اولش پیش یکی دیگه شون بردنم برای اولین بار گفت 10 تا جن زن داری و ازاین حرفا بعد پیش همین رفتم گفت بهم شیاد بوده و دعایی وردی چیزی هم خواستم داد نمیدونم چش کردم بعد بهش گفتم حس میکنم دوستام تجسماتی دارند و انگار کارتون می بینند توی فکرشون و از این حرفا گفت اونا آموزششو دیدند خوب منم آموزشو ندیدم حالا که اینطوری شد بگم که من با این چیزا اصن یه زمانی جنگ که نه از خودم دور میکردم آخه معلوم نیست چقدر حقیقته تجسم یه بار بارم برای روانم فرستادنم جایی همونجا که گفتم یه بارش بعد یکی بود با ذهنش دوستش رو صدا می کرد خلاصه معلوم نیست خودمم راستش همینطوری دوستانی دارم اصن یکی رو میشناسم و فکر میکنم فکرمو داره هم زمان میفهمه پس چقدر خلم که چیز بدی رو تصور یا فکر کنم البته ترسی نیست ولی خلاصه کوچیک که بودم برای فوتبال بازی حالا بزار اینو هم بگم که اگه خودم بخوام چیزی رو تصور کنم چی میشه؟ دعوا میشه یعنی؟ نمی دونم والا اسیریم دیگه به شیطون هم کار دارم اما چه بگم اگه خوب باشی تصورات خوب هم میکنی البته تصاویر زشت اومده نمی دونم والا خلاصه اینکه چی چی داشتم میگفتم با خودم آره فوتبال بازی خوب قبلش میشنستم یعنی مینشستم فکر میکردم که فلان تکنیک رو داشته باشم خوب عالم فرشته ها و ارواح و جن هم تکنیک هایی دارند برای گفتار که تجسمی هم هست مثلا این..

qwt

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۰۱ ق.ظ | علی | ۰ نظر

یه چیزی میگم حالا خودستایی می کنم ولی میترسم مثل اون بحث سر تغییر و قر یاروه بچه مد نظر یکی از دوستام مو گریه ش بگیره آخه حاله دیگه یعنی زبان حال

ای خدا حالا که همه حقه ها و کلکام و لحون و دسیسه هایم جهت کسب معرفت و صدالبته محبت الهیت لو رفته و مورد شناسایی قرار گرفته چرا؟ چه میدونم خدا خودشون فکر میخوان برای شما نباشه؟؟؟و  فکر می کنن دارم ریاکارانه میخونم برایشون اینطوری فکر می کنند بله و به جاش مو رو  لعن میکنند در حالیکه خدا در قلوب مومنین است ولی اینان با نفس توهین میفرستند...حالا خوباشون که مسلطند اینطوریند ها بدا که انشالله درکار ما پیداشون نشه انشاالله تعالی پس با صدای بغض و این لحن با تو سخن می گویم و با تو سخن میگویم پس یا در دل می شکنم در خود و اگر شد اشک می ریزم تا کسی صدایم را نشنود!!!!!!!!!!!!!!!!

یا لبم هایم را می بندم و اسم رمز را همینگونه تکرار می کنم با خود بلند بلند به گونه ای که فقط صدایی باشد در پیش و کسی ظاهرا نفهمد در ناله چه میگویم برایت تا درها را بگشایی اسم رمز؟ یا حسین!!! اما خدایا چه کنم؟ این بار مگوی که بهانه رسیدن به این احوالات خدایی نکرده گناه باشد نه دنبال شر می گردن خوب شر می تراشند...بگم؟ بگم؟ در همه حال یا بترسم  از دیگران و نه صوتی نه قرآنی نه غمی و غصه یا تند حرکت کنم یا با فکر...

dte

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۵۹ ق.ظ | علی | ۰ نظر

بله طبق قرارداد می پردازیم به خارج شدن از خود البته طبق پستی غیر تخصصی اول صحبت مینماییمیه در مورد خودبینی و خودپرستی.

آهاااااااااااااااااای شاعرا که اوایل شعرهای پرمعنا و زیبا می سرودین آیا دچار خودبینی و خودپرستی نشدید؟ آیا شیطان افسار شما را نگرفت و به زمین زد یا نزد؟

آهااااااااااااااااااااااای نفس کش (ببخشید این که جاش این جا نبود) آهااااااای بازگیرا که خوب بازی می کردین آیا دچار خودبینی نشدید بعد از اینکه مشهور شدید آیا خودبینی شما را به زندگی خود وانداشت تا جز خود خدایی را بندگانی دیگری را نبینید آیا این خودبینی بود که شما را مشهور کرد؟نه نبود شما عاشق بودید که اینگونه به این کجا رسیدید.................

آهاااای خواننده ها آیا نقش شما ها مثل این ها تکراری شد به خاطر خودبینی یا خداوکیلی مردم چشم دیدن پیشرفت شما را نداشتند و شما را به سمت خود جذب نمودند.

آیا ما باید دنبال افراد جدیدی و چهره های نو باشیم یا به انتظار آدم شدن این ها آیا ما هم از پیشرفت اینان خوشحال می شویم یا چشم دیدنشان را نداریم به کوری چشمانمان ...............

در این صورت تا این ها اگر پس از اوج دچار خودبینی شدند و هنرشان فرونشست و تکراری شد تا این شد تا کجا؟ یعنی تا آدم نشوند مردم هم که چشمانشان به آن هاست تغییری نخواهند پذیرفت و از اونور چهره ی جدید هم اگر بود پشت سر این ها برای کمبود نقصانشان است!!!!!!!!!!!

ddt

سه شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۰۵ ق.ظ | علی | ۰ نظر

خدایا حالا که منو ول نمودی به حال خویش خودتم میدونی من حال خوشی ندارم و زورم میگیره و چشم ندارم ببینم یکی رو بیشتر از من دوست داری خودت که میدونی حال مارو چون یه زمانی مقرب درگاهت بودم نه اینکه چشم بزنم و چشم بد داشته باشم نه حسودیم میشه برای همین اصن فکرشم به ذهنوم نمیره که چقدر یکی رو دوست داری چه برسه به چشم بد نه وقتی به حال خودوم باشم چه جای این خدایا خودت میدونی یا منو بیشترتر از همه دوست داشته باش یا  لااقل گناهامو ببخش!!!

FDS

دوشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۳، ۱۰:۲۱ ق.ظ | علی | ۰ نظر

ای مردم مرا اسیر نکنیدیه که من متعلق به شهرهای شما نیستیم شما با ما بسازیدیه با الله بسازید تا ماها با شمایه من متعلق به کوهمیه و بیابانمیه و صحرایمیه و بر خواهم گشتیه روزی بدانجا این دو سه روز را بگذاریدیه تا بگذرد بر ماها من عاشق اینمیه که از ببعی هایه شیر بدوشمیم چوپانی نمایمیم سوار بر الاق ها شومیم و بگردمیم در زمین پاک خدا تا اسیر شهر بازی شومیه و اینگونه اوقاتم تلخ شودیه؟ نمی دانمیم همینیه این کار را نکنیدیه زشت استیه همین..

Zx

دوشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۳، ۱۰:۲۰ ق.ظ | علی | ۰ نظر

خدایا چرا به دادم نمیرسیه من که روز به روز بدبخت تر می شومیه و هر ساعت عصیانگر تریه خدایا چه کنمیه تنها و بی کسیمیه و هیچ کس جز تو ندارمیه و امید به پروردگاریت دارمیه چه کنمیه تا به کی اشکال و ایراد و دوری خویش را به دوش دیگران باندازمیه چرا مرا قبول نداری به درگهت و مرا نمیخریه و نمیبریه و هیچ نتوانم کرد.

خدایا بخند؟ خوب بخندیه اما من چه بکنمیه؟ کجا رومیه؟از چه کس خواهش کنمیه؟جز درگهتیه مگر قرار نبودیه که روز به روز پیشرفت بکنمیه و به تو نزدیکتر شومیه نمی دانمیم که شیطان در را بسته اگر نبسته من چه می کنمیم چرا به تو و درگهت نمیرسیم چرا روز به روز دورتر میشویم این که نشد راهیه چه بکنمیه کجا رومیه از که خواهش بکنیمه. امید به درگه تو دارمیه و روبرو با مردمی هستمیه که بویی از تو نبردندیه تا راه را از چاه تشخیص دهنده اهههم ..

و مجبور هستیم که اینگونه با تو صحبت کنمیم چون با نادانان هم طرفیم کجا رومیه چرا در رحمتت را نمیگشایه؟ چرا مرا نمیبریه؟ من چه کنمیه؟ همین

می گویمیه بگذار بگذرد زمان من به تو نزدیکتر خواهم شدیه اما نمیشود آخر شکست میخوریم از نفس خویش خدایا حق را چگونه ببینم درصورتیکه میدانیم که ضایعش خواهم نمود آه تو چه دوری از منیه و من با این راهی که در پیش و پس گرفته اندیم باید تو را به فراموشی سپاریم حالا نه خیلی در نماز تو را یاد میکنمیه چه کنمیه امید به تو دارمیه که در را هرچند کوچک باز بگذاریه و من داخل شوم در حالیکه فقط تو هستیه همین و من در را بگشایم برای بندگانت تا تو را ببیندیه و احساس کنندیه مگر می شودیه که حق را تضییع کنندیه و تو را ببینندیه معحزه هم بکنمیه در این حالیه فایده ای نخواهد گذاشتیه پس چه بکنمیه؟ من خود را نجات دهمیه؟ این که نا جوانمردی است توبه کنم و بگدارم و برومیه؟ توبه ی من که دست اینها بودیه پس چه بکنمیه چرا این همه پیچ در پیچ شدیه؟ شاید مردم میخواهند خوار شدنم را ببینندیه و حال کنندیه چه میدانمیه اما خبر ندارندیه که من خوار و ذلیل درگاه تو گشته امیه و از عرش به فرش افتادیم و ذلیل و خوار شدمیه چه ذلتی بالاتر ازاین هستیه خودم را به نادانی و نفهمی زده امیه و بی خیالی و هیچ نمی گویمیه و عادت کرده امیه به احوالات بدیه و هیچ نمیگوییم حالا فهمیدیه ابله؟ آها ما کجا و قرب الی الله کجا باشدیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

AQQ

دوشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۳، ۱۰:۱۷ ق.ظ | علی | ۰ نظر

میدونی به چی داشتمیه فکر می کردمیه؟ خندم گرفته بودیه.

به این که بعضیا نه خیلی ها تصمیم دست خودشون نیستیه و حالا از یه جایی دستور میگیرندیه مثلا جادوگرا و هیچ تصمیمی نمیگریندیه مگه اینکه از اون جا تامین بشوندیه و گرفتیدیه و صادر شدندیه و حاصل شوندیه و برسندیه تا عمل هم بشوندیه حالا حسابشو بکنیه که مثلا یه زن و مرد ازدواج کرده باشندیه حالا این لذاتشو دعوا هاشون تصمیم هاشون از کجا میادیه؟ از امثال ما هه ه ها ها.همین..

saS

دوشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۳، ۱۰:۱۲ ق.ظ | علی | ۰ نظر

سلام حالت چطوریه ؟؟خوبیه؟ شکر خدا کن اگه نماز میخونیه و نمازت رو سبک نشماریه مگه نمیدونی که کسایی که نمازشون رو سبک میشمارند چه عقوبتی بزرگی در پیش خواهند داشتیه سبک شماریه نماز که همش درست نخوندن و مسخره بازی نیست حالا میگویمه خودت باید بفهمیه اما اگه بخوایمه زودتر بگم یعنی اینکه نمازت رو باید بزرگتر و مهمتر و واجب تر از هر چیز دیگه ای بدونیه چه در وقتشیه چه در عبادتشیه البته چیزای دیگه هم هستیه که توضیح میدمیه خودت بفهمشیه.

جوان شکر خدا بکنیه که نماز میخونیه گرچه کار بزرگی نمیکنیه ولی خیلی ها هم نمیخونندیه ولی سبک نشماریه چه بسا وارد بهشتت کردندیه برای همین کاری که چیزی نمیشماریشیه و رفتی بعد پشیمون شدیه که کاشکی بهتر در نظر داشتمیه خدا رو پس با توجه بخوان جوان نمازتو (همین)..

خوب توجه که میدونیم اولین اصل در نمازتیه خوب چه بکنیمه که با توجه بشیه خوب نمیشیه.مشکل اینجاست که میخوی یهویه این کارو بکنیه پیشنهاد میکنمیه که اول برو بشین یه جایی آماده بشویه بگو ای خدا میخوام بیام به درگاهت تا چند دقیقه ی دیگیه و پاشو بستیه برو جلوی آیینه وایسا موهات رو شونه بزنیه بعد مهر یا جانمازتو پهن بکنیه بعد دوباره برگرد مسواک بزنیه بعد برو کنار مهرت دوباره برگردیه هنوز آماده نیستیه جوان برگشتیه؟ حالا برو مرتب عطر بزنیه. خوب چرا اینکارا؟؟؟ مگه نمیخواستی اولین اصل یعنی توجه داشته باشیه مگه نمیخواستی نزدیک تر بشیه پس باید مخت کار کنیه این ها هم هستیه پس باید بدونیه که کار بزرگی میخوای بکنیه بزرگترین کارها همینطور بی مقدمه بری سر نمازتیه؟ این که نشد البته سعی کن تا اونجا که میتونیه با جماعت بخوانیه اما اگه نشدیه هم عیب نداره یه روش میگویمیه همیشه نمازت با جماعت باشیه؟؟ نگم؟ بعدا میگویمه ببینم حواست جمعیه یا نه!! خلاصه اینکه سعی کن با بهترین صدات ذکر خدا رو بگی میدونم ریا نمیشیه اما سعی که میشه کرد با بهترین روش ها و ادا ها جلوی خدا ایستادیه ما فرض میکنیمیه که شما ریا نمیکندیه فقط میخواییه که نمازت رو بهتر بخونیه وگرنه کار نداریمیه به کسی که ریا کاره اون مشکل خودشه مریضه کار نداریمه مردم که مجبورمون که نکردن نماز بخونیمیه که براشون بخوایم بخونیم و در نظر داشته باشیمیه خلاصه با بهترین صداها نماز بخونیه موهات هم شونه شدیه قشنگ شدیه حالا یعنی با توجه تر نیستیه تا اینکه زورکی همینطوری وایسیه برای نماز خوندنتیه؟ بله بله بله

اگر هم اقامه و اذان بگوییه قبل نماز دو تا صف از فرشته ها پشت سرت باهات نماز میخونندیه!!!!

vhjh

يكشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۴۲ ق.ظ | علی | ۰ نظر

می خواهیم در مورد سه مطلب جداگانه در یک پست تبلیغ کنیم آی تبلیغ آی ایها الناس به گوش سه مطلب در یک پست بشتابید بشتابید تموم شدا

اولیش هم اینکه مو دیشب نخوابیدوم هم کوچیکنا عقل ندارن امروز هم نذاشتن بخوابوم تو کوچه مان آخه مگه دنبال چه دختری هستید  اینجا؟ یا ننه و بابا تون نمیزارن برین جاهای شلوغ؟که نمذاشتین مو بخوابوم هم تق توق تق توق موهم داشتوم یک خوابایی بری خودوم میدیدوم هم حالمون گرفته شد خواب چرتا میدیدوم خواب خرید تفنگو خواب حرم حالا حسابش کن یک طرقه ی کپسولی هم بیاد وسطش هم چی میشه هم به همین راحتی اولیش تموم شد

دومیش اینکه آقا ما باید چه قدر به روز باشیم؟؟ خوب اگه شما هم الان که گفتوم به روز باشید رفت هم ذهنت به نمی دونم مادی های زندگی یک توضیحی بدوم پس مادیات به نظروم تا حدودی که اسراف نشه ها خوبه که آدم ترقی هم داشته باشه توی زندگیش مثلا اگه حالازیادی پولداری و وسایل جدید میخری بری خونه 5 سال دیگه همین وسایل جدید میشه وسایل عرف بری خانواده های متوسط پس بدم نیست آدم ترقی کنه بالاخره بهش میرسن اما اینو مو نمیگوم هم منظوروم به روز بودن در مورد آگاهی هاست چقدر باید آگاهیمون به روز باشه مثلا مو قهوه ی تلخ میبینوم نه بوام نه موام ه ه ه ه  قهوه ی تلخ نگاه نمی کنن. مو یه زمانی که حرفه ای بودوم تو وبلاگ نویسی و از این حرفا برای که مخاطبای جوان داشته باشوم(خودمم نمی دونستوم چی کار میکنوما) آگاهی های به روز میدادوم یا یک حرفای میزدوم جوان پسند خوب بوده حالا حرفی نیست اما اینکه تبعات هم دنبال مو بود و معتقد هم بودن به مو چه جور هم تبعات جایی رسید که خودشو با مو آپدیت می نمود تا از جوان ها عقب نمونه یه وقت و پای با پای جلو بیاد مو اصلا هدف چیزی نبود از این مورد دوم میخواستوم بگوم نمیخواد همه آپدیت باشن در آگاهی همه ی اخبار رو دنبال کنند (اخبار رو دنبال کننا ) اما اگه قرآن بخونن حدیث بخونن نیازی به اینجور آپدیتا نیست مو جوونوم نیازه اینطوری باشوم البته جون بودما

سوم اینکه یک سایتی میگوم اینو تا خودوم ندیده بودوم باوروم نمیرفت هم تا دیدومشم از بس این شیطانی نبود گول خوردوم البته ما میروم این سایتوهما اما حالا ببین چه طوره.درمورد خودوم بود اما مو اینو به خارجیا نسبت میدوم نه صرفا به خودوم چرا؟؟ چون اولا نمیدونوم این سایت کار ایرانی هاست دوما نمیخوام ایرانی ها رو خراب کنوم.

حالا چشه این سایت؟؟ اولا مو کاری به ماهواره نداروم چه خبره اونایی هم که نگاه میکنن مستهجناتشو مریض اند خودشان یا یک کمبودی به هر حال دارند حالا چه طوری این سایت کار میکنه میره نگاه میکنه که بله جوان هایی که سرشون به تنشون می ارزه چی آهنگایی رو دوست دارن (حالا وضع آهنگ خرابه ها شما یه آهنگ بزار رو نت دوسوته فیلتر میشه اگه کسی دان کنه) خلاصه مو مثلا علامه (حالا فول آلبومه یک خواننده نیستا)رو دوست داروم سروم هم به تنوم می ارزه خوب اینا میام مو رو نگاه میکنن بعد این آهنگ رو میزارن رو نت مو هم میگوم پیش خودوم عجب سایتی فول آلبومش هم هست به به چه چه تازه چند  تا خواننده ی دیگه هم از کسای دیگه که سرشون به تنشون میارزه و خدا سرشونو نبره می بینیم و می پسندیم و می شنویم تو این سایته بعد میبینن مثلا مو که سروم به تنوم می ارزه چه فیلمی رو دوست داروم بله قهوی تلخ خوب اینو هم هنوز چند ساعت نگذشته که اومده باشه توی بازار میزارن تو نت خوب موهم میگوم به به چه کاری تازه براشون دعا هم میکنوم خوب تا اینجاش گفتی خوبه که ها؟ مو با سیاوش قمیشی بد نیستوما گوشم هم میدوم ولی اونی که داشت آهنگ علامه رو گوش میکرد یا اون آهنگ هایی که همه سرشون به تنشون می ارزید حالا سیاوش قمیشی رو میبینه که ژست امام زمان (عج) رو گرفته و میگه رو اینم یه کلیکی بکنیم و دانلود کنیم گفتوم ما با امام زمان؟ نه چه حرفیه با سیاوش قمیشی بد نیستوم ولی اگه به عنوان یه نفر که جای امام زمان بگیره بدوم و بپرستنش به اون عنوان حالا ما اصلا کاری به این حرفا نداروم اونی که قهوه ی تلخ رو دان می کنه بعدش زیرش نگاه میکنه میگه اه مو چقدر عقبوم بروم قلب یخی رو هم دانلود کنوم اصلا میدونستی انم مثل قهوه ی تلخه؟؟ و میاد به بازار؟ نه خبر نداشتوم خوب حالا بروم زیرش بله عکس یکی که شمشیر تو دستشه خارجی با زیر نویس(فیلم اسپارتاکوس) به به چیه.همین دیگه حالا مو کاری نداروم تو این فیلم همه کار میکنن شما هم ماهواره داری برات عادیه کار داروم به اون بچه ای که همه جور فسق و فساد و زشتی و عادات بد و لختی و پختی هم جنس گرایی زن و مرد و هر کار دیگه ی + جنگ میبینه گناه میکنه بعدش پیش خدا نفرین میکنه میگه من نمیدونستم اقدر بدن یه لعنتی هم به کل سایت میکنه دیگه حالا کاری نداروم دوباره میاد تو سایت یا نه با این نفرینش بعد از گناه و دیگه از قهوه ی تلخی هم که براش اومده بود حالامورد لعن خدا قرار میگیره و بازیگراش غمیگین میشن  حالابچه هه هم  زن هم نداره ماهواره هم نداره و ...

مو هم نوشته هام همینطوری بود حالا نمیگوم خیلی خوب نوشتوم نه ولی داشتوم در مورد خدا میگفتوم و گل و بلبلی میخوندوم ولی بعدش میدیدوم که مورد لعن قرار میگروم چون نوشته هامو در این سمت میبردند و جاهای خراب و فساد انگیز میخوندنش و مو هم مورد لعنت بودوم و بوی بد گرفتوم ولی با این وجود باید ادامه میدادوم(وضع مو بدتر بود) چرا چون اگه نمیدادوم اینا به هدفشون میرسیدند و بلدوزری که به پا خواسته بود در مقابل ظلم خاموش میشد بعدشم میان میگن شما که مجبورت نکرده بودند راستم میگن البته حالا اینطوری نیستا حالا خیلی ها به راه اومدند خیلی ها گمراهند بله مو هم خیالت راحت باشه نه بری تو می نشتوم نه می نویسم راحت بری یکی دیگست.مو به لطف خدا راهمو عوض می کردوم و رسواشون میکردوم توی این مواقع!!!باید آدم قوی باشه در چنین مواقعی..

سایتش هم اینه 
این آدرسی هیچوقت فیلترینگ نیست!حالا فیلمرو نبینا اینا روزی حلال نیستند!! mybiseda.com

البته میگوم وقتی نظارتی نباشه و هر کی به هرکی این مسائل هم پیش میاد و ناخواسته یا خواسته شیطانی میشیم.

jjj

يكشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۳۸ ق.ظ | علی | ۰ نظر

اول بزار بگوم که مو اصلا هیچ آهنگی رو گوش نمیکردوم تا همین چند سال پیش همی یه سال پیش تا بخواد سروم به تنوم بارزه ه ه ه ه مگه اتفاقی البته دوس داشتوم گوشم می کردوم ولی خیلی کم مثلا نکشن دلمو رو اون موقعی که اومده بود دوس داشتوم هم جونوم بودوم با جونیش ولی چه گوش میدادوم؟ محمود کریمی!!! تا اینکه امسال که هم داروم از خدا دور نمیشوم هم راه افتادوم ه ه

خلاصه حرفی توش نبود همی طو گفتوم تا بدونی اونی که اینکارارو می کرد هم چطو بود و احوالات غمگینی داش نه مثل همه بود اینو هم هدفوم شد که بگوم هم الان شد ه ه ه

خلاصه اینکه شما طاقت داری کسی حرف شیطون رو بهت بزنه و تو هم مثلا خوب باشی شیطان هم با تو نباشه هم طاقت داری گوش بدی؟؟ مو که اصلا طاقت یه مسخرگی نداروم چه برسه یکی فحشوم بدن و متناسب با شرایطوم حرف می زنوم آدم خیلی باید قوی باشه که جو شیطانی علیه ش هم حرف بزنن این هم ادامه بده اگه مو بودوم شو و روز میگرفتوم تو خانه میخوابیدوم و تنبل و چاق میشدوم یا فرار می کردوم میرفتوم هر کی از راه برسه حرف شیطون رو تو گوشت تکرار کنه و دیگه بدتر علیه خودت باشه شما یه لحظه هم نمیتونی تصورش کنی چه میشه و میترسی و پناه می بری دنیا علیه ته اینطوری خوب مو هم مجبور شدوم یه خورده خودمو تو دل تبعات باندازوم که یه کم هوامو داشته باشه مو کاری به کار تبعات نداروم گرچه زیرکانه حرف میزنوم و همه چیزایی رو در نظر داروم یا ناخواسته نداروم یا داروم اما حسابشو بوکون چه خواهد شد................

ffa

يكشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۳۷ ق.ظ | علی | ۰ نظر

مو دلموم نمیخواد که نه خودوم دل به دختری ببندوم ه ه نه دختری به مو دل هم  منو تو این موقعتا یه وقت قرار ندینا گفته بروم گفته بروم گفته باشوم تازه مو مریضوم بله بله دیگه بدتر اگه یه دختری عاشق یه مریض بشه که بدتره نیست !!

وای بر حال مردی که توسط زنش درک بشه وای دیگه همه چی تکراری نه؟ نمیشه؟ میشه ها این نظر منه نه منظوروم به زن و مرد غریبه که نسبتی به هم نداشته باشن خوب اگه زن میلش بر این باشه که کاری بری مرد بکنه چه؟ جی کار یک کاری که مرده دوست بره یعنی چه مثلا یک جمله ی بگه بر دل مرد نمیگوم که مرده خوشش بیاد بعد بگه بیا بریم خانه مون از این حرفا ذهنت نره اونجا اون بری اولین بار رخ نخواهد داد بالاخره روبروی مرد و زن بوده و زنه مرده رو درک کرده همین بسه بری گناه حالا مو نمیدونوم توی سیستم نظام ما این اتفاق باید بافته وقتی دنیا دس زناست یا نه اینو نمی دونوم مو اصلا چی کار به ای حرفا داروم مو چی کار به جاسوسی داروم تو خانه ی مردم چه بشه و نشه مو به خودوم کار داشتوم اصلا ه ه ه هم اولشم گفتوم دلوم نمیخواد کسی حرکات موس مویه تعقیب کنه مخصوصا زن باشه تو این موقعیتا من قرار ندین من عاشق میشما بعد یهو بلد نیستم احساسمو بگم یا عمل کنم بدتر میشه..

fggfg

يكشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۳۵ ق.ظ | علی | ۰ نظر

ما داریم به چه سمتی میریم؟؟من گرچه بعضی موقعا آگاهانه گناه میکنوم اما اگه از یه مثلا رندی بشنوم که در فلان موقع فلان جا شیطون گولوم زده خوب عکس العمل نشون میدوم و شیومو عوض میکنوم یعنی ا حدی بری خودوم حق پذیروم ولی بعضی نه خیلی ها اینطوری نیستن اگه یکی که میدونه ها بهشون از خیرخواهی بگه اینجای زندگیت شیطان گولت زد میگه به مو چه به این

آدم چه باید گفت؟مو دوست داروم اگه یه نفر کارشناس بدونه یه ذکری بم بگه استقبال هم میکنوم یکی از سر خیرخواهی وارد بشه و چیزی بم بگه قبول هم ممکنه بکنوم اگه بدنوم حق همی حق معلوم نیست تو این زمونه قرآن حق میگویه اگه یکی مثلا پیدا بشه بگه این کارو بکن و فلان کارو کن توبه ات پذیرفته است روی چشم میزاروم می پذیروم قبول میکنوم شما چی به اینا اعتقاد دارین؟

gss

يكشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۳۴ ق.ظ | علی | ۰ نظر

مویوم........

هم موضوع خاصی رو نمیخوام باز کنوما

ببین یک بوهایی داره میاد اگه کسی میخواد وقتشو با مو تلف کنه کنه اما مو رو یک نگاهی بانداز مو تا اینجاش تو این وبلاگ که میبینی ظاهرا افکار خودمه دیدوم و و بیشتر خودمه ظاهرا و نخواستوم دیگه مثل قبل بشه خودت که میدانی البته مو هدفوم این نبود که کسی رو باندازوم توی تور اقدر هم بدبین نیستوم ولی وقتی خودشون دلشون میخواد میان تا وقتشونه با مو تلف کنن مو چیکار کنوم؟ مو هم سخته در مورد ایشان صحبت کنوم و هم توی روی دربایستی گیر میکنوم مثل همیشه ی قبلا که همینطور مهره میچیدندو عوض می کردن و مو هم باید با این ها کار می کردوم حالا اگه یه حرفی در مورد خودوم می زدوم فکر می کردن در مورد اوناست ه ه ه ه و وضع خرابتر از این حرفا بود و خودوم خرابتر حالا که فکرش میکنوم میگوم چه آدم پست و شروری بودوم که کار به کار ایشان داشتوم خلاصه بدبینی هم داره تو این وضع شما مثلا یکی رو در نظر بگیر داره استراق سمع میکنه خوب این بدبین نشه خوبه مو ایناره که میگوم در مورد زنا نیستا اونا وضعشون با مو فرق داره و با الان مو نه کاری هم به تابوته خودم داروم داروم در مورد یکی دیگه می گوم که اگه همینطری بخواد وقتشه با مو تلف کنه و منتظر مو باشه راهنمایش کنوم خدا نیاره زمانی که مو بخوم کسی رو راهنمایی کنوم گمراه میشه ها عقل داره خودش اصلا؟ کاری به دوستوم ندارما اینو گفتوما چرا اینطری دوستوم مو رو نگاه میکنه مو اصلا کاری به شما نداروم نرو جون من تو فکر گمراه میشی ها ای خدا مو اصلا قول دادوم زندگی کسی رو نپاشوم و نریزوم وسط اگه ندادوم هم همین الان میدوم ولی چرا اینطوری نگاه میکنه مو کاری به ت نداروم والله چرا اقدر بدبینین به مو مو اصلا چه کنوم الان احساس خطرش کردوم که مهره بچینن و بیان تو زندگی مو وگرنه قبلش خو نداشتوم مو اصلا چی کار کنوم حالا هم میخوام بروم مسافرت چند روزی نیستوم .خدایا خودوم او ایشان خدا بالا پایین کی؟ای خدا

اینو هم بگوم مو بدسابقه وم همه هم میدونن (جان من نرو تو فکر) هر کی بخواد بیاد تو کار مو فضولی کنه مو هم دست بسه نمیشینوم دسته خودومم نیستا از جایی فرمان میگیروم تازه حالا که نگاه میکنوم کلی از فرمانات رو بی محلی میکردوم چون فکر میکردوم کسی که اومه تو فکروم شیطانه و فکرمو قبل از نوشتن میخوانه درصورتیکه چنین تکنولوژی سریع الحسابی شیاطین ندارن که بخوان عکس العمل بدن کو شیطون اصلا خلاصه مو نمیخوام شر باشوم شروم نکنین با هم تا میکنیم درست تغییر رویکرد اقدرا ندین!!!مو رو حالی به حولی نکنین خلاصه....

safaf

شنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۲۰ ق.ظ | علی | ۱ نظر

مسلمون کسی است که در مقابل حق تسلیمه بعضیا متاسفانه اینطوری فکر میکنن که هر کی در مقابل خدا تسلیم شد یه آدم تو سری خور ذلیل بیچاره بی نوااست که رغبت دست خودش نیست و اختیار خودش رو نمیتونه داشته باشه از سر نداری و بیچارگی رفته خودشو گفتم ذلیل کرده تسلیم خدا شده در صورتیکه اینطوری نیست ما نمی دونیم که کی رفته چه طوری تسلیم خدا شده ولی میدونیم که تسلیمی خدا اگر در هر جانبی باشه و کلی و اصلی باشه چه بسا شاید سبب تبعیت دیگر موجودات ازو شد! دیگه نیاز به جن و روح هست؟نه و تسلیم شدن درمقابل خدا عین عزته ما میخوایم مثل آیت الله عظمی فلانی بشیم که فلان کارها و کرامات رو داشت دلمون میخواد رغبت داریم ولی حاظر نیستیم در اولین قدم مطیع خداوند باشیم پس راهی که میریم نفسانی است میره میره تا کجا میره؟

grrg

شنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۱۲ ق.ظ | علی | ۱ نظر

یه روزی فکر می کردم آخرین خواستم پفکه ولی نبود........

یه روزی فکر می کردم آخرین خواستم آدامس عسلیه ولی نبود.....
یه روزی فکر می کردم آخرین خواستم پوله ولی نبود.....
یه روزی فکر می کردم آخرین خواستم دختر ایده آل و مناسب خودمه ولی اینم نبود.....
یه روزی فکر می کردم آخرین خواستم زیبا شدنمه اما این هم نبود و نشد هم آخر....
یه روزی فکر می کردم آخرین خواستم خداست ولی نشد حتی بعد از توبه 
یه روزی فکر می کردم آخرین خواستم رسیدن به محبت امام حسینه اما نتونستم برسم بعد گناهام
یه روزم میرسه که فکر کنم آخرین خواستم زنه ولی میدونم اینم نیست
برام همه چیز ارزششو از دست داده پول مقام آرزو رتبه بیخیال همه چیز میذارمشونو میرم بعد

sfds

شنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۱۱ ق.ظ | علی | ۰ نظر

من از اینکه صدای بلندم در فضا پخش شود خاطرات بد دارم
من از اینکه قاه قاه بخندم خاطرات تلخ دارم
من از اینکه به هر کوچه و خیابان بروم خاطرات تلخ دارم گرچه آزادم
من از اینکه بر پدر و مادرم بوسه زنم خاطرات تلخی دارم
من از اینکه در خانه خود دعوایی هر چند طبیعی کنم خاطرات بد دارم
من از اینکه به سراغ گناه روم و هر جا پا نهم خاطرات بدی دارم
من از اینکه هر چه خودم تنها بخواهم بنویسم گاهی خاطرات تلخ دارم
من از اینکه با خود صحبت کنم خاطرات تلخ دارم
من از اینکه با خود درد دل و فکر کنم نزد خدا و بسنجم در تنهایی و خلوتم خاطرات تلخ دارم
من از اینکه قرص و دوایم را نخورم خاطرات تلخ دارم
من از اینکه سیگار بدست گیرم خاطرات بد دارم
من از اینکه بروم به سوی خدا و همه را فراموش کنم خاطرات تلخ دارم
من از اینکه طبق قوانینی که مردم برایم ساخته اند عمل نکنم دلهره و خاطرات تلخ دارم
و ....
تو چه؟
تو بگو چرا!!!!!!!!!

afga

شنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۰۸ ق.ظ | علی | ۰ نظر

داشتم به خودم میگفتم این گروهک های فاسد صهیونیستی که هر از گاهی کشف میشن خوب این چه حالتیه که با این همه درجه یک بودن سازمان های ما خوب کارشونو میکنن بعدا کشف میشن بعدا کشف شدن این ها که آسونتره تا مشکلی شناسایی اون ها قبل ار اقدام هاشون و عملیات تروریستی شون بعد گفتم خودت علی آقا تا حالا نشده نفست غلبه کنه و گناه کنی؟ بله فراوونم خوب چی شد؟ سوالی است سخت بعدا استدلال هایی برای خودم داشتم که اینطور شد و اونطور شد اما چه فایده نفس پلید کارشو کرده بود اینا هم همینطوره حالا بری از جن ها ارواح هم بپرسی فلان گروه تروریستی میخواد کاری کنه یا بگی سیستم ما امام زمانیه سربازان گمراه امام زمان نمیزارن ببخشید گمنام نمیزارن خلاصه با گناه کردن های ما همه ی سیستم عوض خواهد شد و نفس غلبه میکنه و قوی ترین سیستم ها رو هم داشته باشی به زانو در میان به همین راحتی استدلال کردما..