اولا ما همینکه چیزی رو بخونیم خط دلمون گرفته میشه که چه نوع روحی و شیطانی در وحودمونه یا وجود نویسنده نوشته هاش جقذر ارزش داره البته نور هم هست چیزای دیگرم که ارزش میده که چند تا آسمون بالا میره نوشته یا از کدوم آسمون رسیده اصلا اینجا شما میتونی ار روی متن نخوانی تا ناظر نفهمه و متخصص که از کجا اومده مثلا اونایی که یاری من میدن در نوشتن مطلب ممکنه بخشیش کسانی باشن که ناظرند و با چشم میبینن چی مینویسیم و وسوسه نمیکنن چون وسوسه کار شیطانه ممکنه اتقدر نزدیک بشن که بهم یاری بدن ولی من میذونم مثلا دخترعمومه و میشناسمش ولی وسوسه پنهانی مستت میکنه و میری در عالم هپروت لذا ناظره زنده نشسته پای بلاگ به گمونم داره تک تک کلمه های منو میبینه موقع تایپ کردن!! خوب بالاتر از وسوسه نیرویی است که بتونه خواسته ش رو با نگاه بگه یعنی حرف با من نمیزنه در دلم نمیاد رو مخم نمیاد ولی همینکه چشمش پای نوشتن زنده ی منه اون چیزی که میخواد درمیاد ولی ممکنه نزدیک هم بهم بشه یه مرتبه یک کلمه ای رو بگه دقیق این بگو و اینجاشو تصحیح کن و اینا خوب شهدا کارشون اینکاراست دیگه! لذا جنگ دوباره رخ میده که کاری نداریم یه موضوعی بود میخواستیم صحبت کرده باشیم اینکه اون موضوع اینه که داداش من ما مجردیم و خیال میکییم آخر لذت جنسی است ولی اگر دیوانگی هم باشه بعد چند دقیقه پشیمونی میاره ناراحت میشیم ارضا میشیم تموم میشه سرخورده میشیم در دنیا اینطوره بازم نمیفهمیم و چون نیاز داره بدن به زن و روح بدن هم همینطور بهانه ی رسیدن و محبت کردن بهم و کنار هم بودن برای تکامل میتونه سکس باشه گرچه خعلی هامون سردیم در این رابطه هم و جنگه دیگه خوب حالا من مستم میشینم براتون خوانندگی میکنم از روی کتاب میخونم شعر میخونم و همشو ضبط میکنم انقدر مثلا شوق دارم که داد میزنم و فیلم میگیرم اینا عالم مستی هست دیگه اصلا همین الان که دارم مینویسم مستم کردن روزی ای دارم دیگه خوشم بعضی وقتا اقدر مستم که میخوام جلوی دوربین داد بزنم در خالت طبیعی که اینطوری نیستم اصلا خجالتی ام ممکنه پیش شما خوبان هست که مست مییشم ولی در سکس اینطوری نیست دیوانگی و کشش و لذت و محبت چه فیلم سکسی چه خود سکس داره زیادم داره چون نیازه بدنه و روح و حالا نمیدادنم لذت بگیم جسمانی است؟؟ روحی که هست لذت جنسی ولی نمیذونم جسمی هم هست یا نه! لذا حالشو میبره و آخرش دست میزاره رو سرش که وااای عجب غلطی کردما این چه کاری بود البته همینجای زندگی هم قشنگه ولی زیادی بزرگش کردیم ولی بزرگه دیگه لذت جنسی وو نیاز جنسی جذابه و باید برطرف بشه و چیز خوبی است و بیماری هارو درمان میکنه افسردگی هارو و هیچکس دیوانه تر از کسی که سکس میکنه ممکنه نباشه و خودمونیم اینا هم مستن ممکنه حرفایی هم بزنن که دست خودمون نیست و عالمی داره دیگه موقع سکس ولی مستی اش فرق داره با مستی ای که من میننویسم من که مینویسم معرفت زیاد میشه نورانیت میاره و فرق داره ولی همینی هم که من مینویسم باز زیر نظر زنانی داره میرسه یعنی گفتیم دیگه خدا حوری رو گذاشته که مارو به سمت خودش بکش و راه مستقیمی است چه معرفتی چه جنسی چه چیزای دیگه کار زنانه و خودمونم نمیفهمیم محض همینه که 4 تا زن بیشتر در عالم مقرب تر نیستن چون عالم زنان حساستر زن بیشتر میفهمه و یاد میگیره و بهتر آموزش میده ولی نمیتونه قیام کنه لذا برای همینه که انقدر پیچیده است عالمشون که کسی به پای این 4 زن برتر هستی نمیرسه و نخواهد آمد ولی مردان هرچی دلشون میخواد در زمین زنان بازی کنند تمامی نداره اصلا مرد جلوی زن زانو میزنه دیگه یعنی مسئله ی جنسی پیش بیاد خدا و پیغمبر رو ول میکنه میچسبه به زن مردم دیگه دست خودش نیست اگه زن بیاد منحرفش کنه اگه خلوتی باشه فقط خدا میتونه نجاتش بده و اون موقع در خلوت جای خدا نیست که بخواد بگه خدا نجاتم بده خدایی وجود نداره شیطان هست و مرد اصلا انگیزه ش بیشتر هم هست برای سکس با زن مردم در خلوت مگر خود خدا نجاتش بده وقتی میگم انگیزه ش بیشتره نمیگم نیازش بیشتره بلکه حیاش کمتره یعنی دیده شده مردان بد زنان رو اسیر میکنن و دیده شده در خلوت شیطانی اگه پیش بیاد زنان بیشتر حیا دارن فرار میکنن و از آبرو و زیبایی هاشون میترسند!!!ولی زنان زودتر و بیشتر عاشق میشن و دل میدن و احساس اند و اگه عشق پیش بیاد بیشتر سر معشوق میمونن و وفا دارن ولی مردان بیشتر خیانتکارند! و معلومه چون مساله ی آبرو و پاکی زن و بچه ش پیش میاد و ضعیفه و آسیب پذیر زن و حساسه پس باید پاکتر باشه و آسیب پذیر تره و حرمتش باید بیشتر خعلی بیشتر از این ها نگه داشته بشه!!!
من یادمه ایام مدرسه و نوجوانی کسی تو گوشم چیزی نمیگفت که انجام بدم یعنی میگفتن ولی خودم نمیفهمیدم و فکر میکردم خودمم یعنی نامحسوس خوب این نامحسوسی ممکنه وسوسه ی شیطانی باشه ولی جنبه ی استادی و هدایت نداشتم و تنها بودم و کسی استادی نمیومد رو مخ یعنی سیاستشون بود که چون بچه بودم و از فیلتر رد میشدم همش و اینا کاری به کارم نداشتن و حکومتی هم نداشتیم و مهم نبودیم و چیز جالبی نداشتیم گرچه فضا رو حس میکردم سنگینه ولی فقط حسم این بود که دارن منو نگاه میکنن یه عده ی زیادی و جوگیر شده بودم و نورانی هم ولی کسی باهام صحبت نمیکرد لذا اگه مثلا یه عکس پلیس در بازی میدیدم اینطوری هدایت میشدم که هر وقت این عکس اومد هشداره چون عکس پلیس که در بازی فلان بیاد یعنی پلیس دنبالته الان دیگه اون جنبه ی هدایت خعلی کمرنگه که اینطوری هدایت بشم و یا در ذهنم یه جمله ای حفظ بشه اصلا یادم هم نمیمونه و قرص روان کارش تخلیه ی ذهن هم هست و برمیگرده به وسواسی شدن الان گوش دلم طوریه که ممکنه ردیابی کنم اگه شمارو دیده باشم ممکنه بشناسم که فلانی داره کمکم میکنه الان که مینویسم و اگه هم نشناسمتون اگه از نزدیک روبرو بشیم یه محبتی داریم با هم لذا سنم جوانه نه نوجوان و هم فتنه ها کم شده اینجا تو خونه و نظامی نیست و اسرار رو راحت براتون داریم میگیم و خطری نیست و کسی هم حساب از ما نمیبره یعنی مسولیت ندارم و پولی از نهادی نمیگیرم برای اینکارا لذا وظیفه ی شغلی هم ندارم ولی یه نکته داد میزنه اون اینه که در فضاهای شیطانی وسوسه خعلی بده یعنی اینا درسته جمعند ببینن و قضاوت میکنن ولی شما اگه بشینی بگی که حالا چه حرفی بزنم که خوب باشه همه خوششون بیاد و دقت کنی که انگار مسابقه هست و 4 میلیون دارن میبیننت و برنده داره و همه رو انداختن به جون هم و همش رخ و رخبینی انگار فیلم داره ضبط میشه تو خونه و اگه حرفی بزنی چیز میشه لذا در تمرکز اینا آدم وسواسی میشه اگه جلوی عارفی باشه همش نگرانه چی بگه و عارف ها هم مراقب دارن که چه اذیت نشن چه امتیت بابا بزرگم مثلا از راه دور چه دکتر روان که مارو خطرناک میدونه لذا ما چراغمون روشنه که حواست باشه چی میگی و حرفای دل خوش کن بزنیم و خودمون رو گنده کنیم در خالیکه کسی نیست لذا در اطراف بزرگان دین شیاطین نشسته ان فتنه کنن و ما راحت نیستیم مخصوصا اگه بخواد حرف بزنه چون عارفان چیز الهی میگن و استادان و یه مرتبه ممکنه منقلبمون کنن لذا شیاطین فورا وسوسه میکنن و در این فضا همش فتنه هست و ما چراغمون روشن و حوگیر میشیم و حرف بزرگ رو میخوایم با دقت گوش بدیم در خالیکه داریم وسوسه میشیم انگار امتحان میخوان بگیرین دستگاه ها و انگار روی سن و جایگاهی هستیم که همه دارن نگاه میکنن و خطرناکه و نمیدونیم چه باید کرد و همه حظور دارن ولی نه ظاهرا لذا گیر میکنیم نمیدونیم چه کنیم و زیادی خساس میشیم درحالیکه وسواسی شدیم لذا وسواسی شدن چیز طبیعی است در حظور جن ها و دستگاه ها کنار بزرگان و اساتید نه که بیماری باشه یعنی وقتی اینا جمع باشن حتما اثر میزاره نه که حالا بگی بله ما قوی هستیم نماز میخونیم پس خدا باهامه نه حتما جوگیر میشیم اگه اینا جمع باشن و بیخودی خساس!! ولی چون گفتیم قبلا چیز بود و مثلا حفظ میکردم جمله ای و خودش که اومد برزبانم مثلا میفهمیدم که مهمه و اینا مثلا عکس پلیس رو میفهمیدم که در بازی نشان اینه که پلیسا دارن دنبالت میکنن در بازی جی تی آ حالا اگر این عکس اتفاقی میافتاد در ذهنم مثلا میگفتم وضع حطریه اینطوری بودم در ایام مدرسه ولی الان فتنه هاکم شده تمرکز برام الهی شده استاد دارم که هوامو دارن باهام حنی حرف میزنن و خطرهام کم شده و پرونده های جنایی آتش گرفته و نکته ی دیگرم همین پرونده هاست دیگه متاسفانه که چیزی دکتر مینویسه کاملا غلطه ولی چون نوشته شده از قبل و زور داشته دیگه پرستار آمپول میزنه فلج میکنه شرش هم میافته گردنش ولی تقصیر پرستار نیست بله پرونده پشت سرمون نوشته شده در کامپیوتر اداره ی جاسوسی خوب شما روزنامه هم که میخونی اعتمادداری دیگه وگرنه هیچکه خبر کذب نمیخونه بله راحت دروغ میگن آبرو میریزن همه هم خوش خیال لذا تحلیلات غیبتی و توطئه ای و تهمتی داره بیرون میاد هرچی شنیدی مخصوص اگه به آبرو ربط داره نباید زد و شخصیت رو نباید خورد کرد در صورتیکه اصلا ساده لوحی مثل من حتی و همه ی اخبار رو هم دنبال کنی باز اشتباهه مثلا من فیروز کریمی که محروم شد رو رفتم تو بی بی سی دلیلش رو چک کردم و خوندم چون تو ایران دلیلش نا معلوم بود بعد چند دقیقه شانسکی فیلم توهینش رو شنیدم اصلا فضا به کلی عوض شد یه طور دیگه شده بود اونطور که تصور میکردم نبود درصورتیکه اخبار دقیق حرفاشو میزد و تو فیلم معلوم نبود دقیق ولی جو نوشته گرچه درست بود و توطئه هم شاید توش نبود ولی شنیدن کی بود مانند دیدن؟؟؟ مثلا فهمیدم که تکبر گرفته بودتش اگه یه زن بود خوب بود تکبر داشته باشه ولی مرد باید تواضع کنه!!! حالا از فجر سپاسی گل خورده بود خعلی هم خودش رو کنترل کرده بود نه مثل سگ هار باشه ولی تو نوشته ها حق نمیشه داد بهشون!!لذا خعلی اخبار توضیحی نیست گذشته از بد نوشتن خبر و ناآگاهی به طرز نوشته اصلا میبینی قضیه یه چیز دیگست حالا ختی اگر اخبار گو خبر رو بخونه بازم صدای خودش مهمه فیلم خودش بعد این همه بازم ما نمیتونیم قضاوت کنیم!چه برسه تلوزیون رادیو شوتصد تاا خبر بگه اصلا دازن سیاستشون رو تو مخ بچه ها میکنن نه خبر و واقعیت رو وگرنه یه خبر مهم وقت گذاشتن و نشان دادن واقعیتش خعلی خوبه ولی شایدم ما داریم بزرگش میکنیم و جنایی و قضایی خبر ساده ای رو منتهی در سیاست میگم پیچیده است و دروغ و قضاوت غلط زیاده در دین بدتر در سخنرانی ها که رسما خراب میکنن طرف رو اگه اخبارش درآد اگه تحلیلی باشه و قسمت اصلیش ممکنه اصلا حذف بشه!!!
ما وظیفه ی بدی داریم در مقابل مخصوصا مجری زنانی که اخبار میگن داریم اینا در مشکلات زناشویی حتی دچار خیال و خیال عدم ارضا کلا زنان دارن که منحرف هم ممکنه بشه سرش ولی زندگیشون میپاشه لذا صدا وسیما خوب کار کرده وگرنه باید هرلخظه بپاشن و زنان مجری دیگر هم حتی اگر بخوان ادامه بدن هنوز و هم زنانی که کار میکنن و در چشم مردان هستن وظیفه ی بدی داریم وگرنه گفتم زن سیر بشو نیست مخصوصا وسواسی بشه و چه برسه جوان هم باشن همینکه در دید چشم میان مشکلات زنانگی دارن چه برسه اخبار میگه جوان هست و هر روز و شب داره ادامه میده و وسواسی هم نشده خوب خوب کار کردن و نشان دادن زن قوی رو آورده اند ولی داریم عدم فضای امن براشون اجرا میکنیم که ممکنه حق هم باشه تا حدی ولی دیگه رقابت حس میکنم با این کارا نیست که هر زنی بیاد هر شب اخبار بگه و بدجور تخریب میشه و فضای امنشون وقتی رئیس صدا و سیما رو که بیشتر کار میکنه و زحمت بیشتر میکشه اینجور تخریب میکنن دیگه یه زن ساده ی بدبخت که اخبار میگه هیچی و مشاهده میشه بعضی هاشون هم جوانی رو طی کرده اند که بیشتر میان اینا همش سیاست جمهوری رو تعیین میکنه که نشان میده و بیانگر کل زنانی است که در یک اتاق یا سالن در کنار مردانند اینا مورد حمله قرار میگرن دیگه حتما هم قرار میگرن همینکه به فکر هم باشن شب خواب ندارن ممکنه و نمیتونه زن، و رن خودش رو حفظ کنه و قاطی میکنه و میخواد حالا مرد هرچقدر پاک باشه وظیفه ی بدی داره فقط گناه نکنه وگرنه عیب نداره همچین زنی با همچین ریختی تو دلش قارو وار کنه و بخواد اگه خدا اون دنیا بهش میده!!!لذا من خودم اصلا ممکنه زنانی رو در خیال ببینم که از نزدیک هم نمیشناسم فقط خدا کنه زن مومن پاکی رو از نزدیک نشناسم وگرنه وظیفه ی خوبی نیست! محض همینه که میگن زنان توخونه بمونن که برای خودشون و حفظ زیبایشون اگر قصد شوهرشون رو دارن و پاک و مومن اند خوبتر وگرنه من خودم اینو اگر بشنوم زنی مومن هست این مومن که بگی یاد فشار جنسی شون میافتم لذا باید بگی زیرکه باهوشه وگرنه وظیفه ی زن رو وظیفه ی اولش رو ما عرض کردیم که باید به شوهرش برسه ونیاز شوهرش! یه نکته ای هم در کتب درمورد احکام نوشته بود که زنانی که زنده برنامه اجرا میکنن مثلا زل نزنن به چهره شون!!!
لذا مخوصا زنانی که مجری ان باید یه فکری به حالشون بکنیم وگرنه خیلی فضا بدتر شده و حمایت نیست قبلا کسانی که همینکه مشهور باشه زنی خوب احترامی و شخصیتی و جایگاه بهتری داشت که هم تقصیر کارای ماست هم فحش های اینستاگرامی که همه رو تخریب میکنه بازیکن فوتبالیست حذف کرده که بین این همه تماشاگر همیشه فحش میخوره دیگه اینا دارن فضاشون رو تخریب میکنن و ما غافل شدیم که مخفیانه هم هست پیش چشم ما نیست بیشترش حالا زنان بازیگر دیگه بدتر که زندگیشون رو بپاشن به اینترنت!خوب کل جامعه تخریب میشه دیگه و میافته قدرت دست یاغی گران وقتی بازیگری بازیکنی با اینچنین فحش های رکیکی داره تخزیب میشه لذا کارا خراب شده و از دست ماموران هم درومده!لذا تخریب مشاهیر شده سنت وقتی حتی یک نوجوان یاد گرفته خودش میره راحت فحش میده و تخریب میکنه و آینده ی خودش رو آسون بدرک داره آینده ی فرهنگ مملکت رو خراب میکنه لذا یه فکری باید بکنن که سنت شده اونایی رو هم که بی حاشیه اند اسمی در کردن دارن خراب میکنن راحت در این سنتی که تخریب روال کار شده در جامعه!!
ملکوتی خوشی مراقبت زمان
آقا ما رفتیم اپارات نظراتمونو چک کنیم نبود مثل اغلبا ولی یه چی دیدیم که سوارخ شدیم و دیگه افکار پریشان و بزرگسازی و غرور ریخت یک کلیپی بود تو ایران که زنی و فرزند کوچکش از چرخ و فلک نعوذ بالله سقوط کردن و بیش از هزار نفر هم دیده بودنش حالا جدای از مقصر که تو خارج تو اتاقک اند و اینا فکرم عوض شد نسبت به عالم اولا ما فکر میکردیم ملکوتی هستیم و یک مرگ و شهادتی و حالا دیگه یار و یاور همیشگی امام عصر و دیگه وقتی هم مردیم زیر 500 نفر نباید تشیععمون کنن و حالا دشمن و اینا فراوون و اینا دیدیم نه آدم چقدر ضعیفه که حتی برای خوشی کردن هم اومده سوار شده ولی ترسیده هرچی چه مرگ بدی و تلخی و چقدر آسون خدا جونش رو گرفت و هیچی هم نشد عالم هم ادامه داره و ما باشیم و نباشیم اصلا!!! نکته ی بعدی مراقبت که آقا اگر شوهرش پیشش نشسته بود یا فرشته ها دلش رو قرص کرده بودن خودش رو پرتاب نمیکرد بدبخت بیچاره و به کشتن نمیداد بعضی موقه ها آدم میترسه ولی دلش قرصه که امنه و خدا حفظش میکنه مثلا زلزله میاد از سر تختش تکون نمیخوره و همه بیدار شدن دارن جیغ میکشن دخترا ولی اون سر تخنخواب حال میکنه که چه کیفی میده زلزله!!! یه نکته ی دیگر اینکه همزمان شدن مرگ مثلا توی یک اوقاتی خاص مثلا ساعت 13:45 بعد یه مرتبه 10 نفر دچار خادثه ی سکته ی مغزی میشن خوب حالا من نمیدونم استدلال و کارشناسیشون چیه مثلا به خاطر گناهه و تقصیر کیه و مثلا مومن گناه کرده بعد مرگ اینا چه ربط خاصی داره این همزمانی طبق دین درسته مثلا یک کافر 70 ساله زمان پیامبر(ص) میمیره و پیامبر (ص) فرمودند سنگی را 70 سال پیش از بالای جهنم رها کردند همین الان به ته جهنم رسید! حالا نمیدونم عدد 70 بود ولی ربطایی داره مرگ ها و زمان ها همینطور کسی که مثلا عید ها به دنیا بیاد یا عزاداری ها بمیره خوش یمن هست و افتخاریه کلا و حتی خدا هم رحمش میاد یا خوشش البته قوانین کارشناسی که یهو سی نفر در شهر مختلف چرا همزمان مردند یا دچار حادثه شدن یا خادثه ای یکسان اینارو من نمیدونم و کارشناسش نیستم ولی دچار بازی هاشون شدم که میگم که ربطش میدن به وبلاگمون و فضای بچه هارو خراب میکنن!!!که بیشتر وسواسی شدن و بیشتر شیطانی شده و گریبانگیر کفاره و حساس نباید شد وگرنه نمیشه آبروی مومن رو ببرن تجسس کنن و همه کاری و خدا بخواد هیچی نشه مگر اینکه ظلم و گناه باشه که همه مون مقصریم در کشور که جای دیگه باید بحث بشه و موضوع مهم ولی فرعیه و مخفی و امنیتتیه لذا این نکته که کار ما نیست بحثش!!
خلاصه این صحنه رو که دیدیم حتی رفتارم هم عوض شد و یه طور دیگه عمل کردم تا فراموشش کنم و دوباره شیطان بیاد یعنی خعلی به خودم خوشبین بودم و خعلی بزرگ و مهم میدانستم وقتی دیدم به این راحتی برای خوشی کردن آدم جانشو میده چیز شدم!فکر کنم زیادی خوشال بودم و راضی از خودم و دچار غرور ولی حادثه ی تلخی بود که امکانش برای هرکسی هست!!! پس تماشای یک کلیپ ساده و بی هزینه ساخته شده ممکنه خعلی تاثیر بد و خوبی بزاره و آدم رو عوض کنه که اگه میرفت علم یادمیگرفت و کتاب میخوند مغرورم میشد ولی حالا دیگه!
یه انحراف غربزدگی هست که به ما هم تزریق شده وقتی داشتم برنامه ی کودک میدیم متوجه ش شدم یعنی میخوام بگم این طرز فکر و یقین غلط و باور پوچ و اشتباه در خودم ریشه داره و در وجودم نهفته و اون اینه که همش میگن انرژی نهفته ای و اسرار آمیزی و استعداد پنهانی ای در وجودتون هست بعد کشفش کنید خوب وقتی منی بریزه ارضا بشه چیزی نبوده این فقط درمورد جنسی بود که خدا میگه از یه چیز نجس ناچیز ساخته شدی حالا وایسادی جلوی من دشمن منه خدا هم شدی ؟!!مگه میشه؟!مگه داریم؟! و مارو دعوت میکنه روی به خودش یعنی خدا بیاریم نه خودپرست بشیم تا اگه خواست همه چیزو بده حالا نه همشم اینجا توی دنیا بلکه ذخیره میشه !!!حالا جای بحث زیاده چون خودمم حودمو بزرگ میدونستم که خعلی قابلیت و توانایی داریم لذا میشه کار کرد که استعداد ذاتی است یا تزریقی و دادنی و اکتسابی است یا نه؟! لذا ما غرور میگرتمون حتی میگن شما اگه خودتو قوی کنی میتونی پرواز کنی درصورتیکه اینا قابلیت ما نیست البته یه استعداد هایی هم بشر داره راه بره ولی نمیتونه پرواز کنه لذا خیالاتی و خوش خیالمون کردن روانشناسان که پولذار بشیم با توانایی های داخلی که اینا امل هست البته خدا میگه لیس للانسان الا ما سعی یعنی تلاش خیلی موثره ولی قدرت رو خدا میده یعنی هدف خدایی شدن و برگشت به سمت اوست ققط شناخته درون مهمه یعنی ما خودمون رو بشناسیم بعد خدارو شناختیم نه که خودمون رو بکنیم ارضا مثلا بعد به چایی رسیدیم یا خودمون رو بزرگ کنیم حالا لذا سعی مهمه و باید کار کرد تمرین کرد ولی در اهداف الهی وگرنه استکبار هم خوب فوتبال بازی میکنه!!! ولی چ کنیم باید هدف مشخص بشه و اولویت خدا لذا خدا هم به کسانی قدرت میده ولی اونا نمیتونن سواستفاده کنن ما مدعی هستیم که همش حرف میزنیم وگرنه اون که خدا بهش داده زبانشم بسته و اسرار رو نمیگه ولی ما چون یه نکته ای تزریق میشه و جالبه بخاطر جذابیتش هم که شده ممکنه بگیم!!!دیگه چه برسه اینکه داریم خودمونم گنده میکنیم!لذا تیم فوتبال موقعی درسته که مومن بشن بیشتر و هم سعی بیشتر وگرنه ما جلوی آرژانتین یک گل خوردیم البته ترسیده بودیم و بازیکنان نه تلاششون اون اندازه بود نه ایمانشون ولی یه مرتبه و خودشون رو از قبل باخته بودن تیممون وگرنه چهار تا حمله که میشد نمیشد؟؟! لذا فوتسال ما میره دوم میشه در جهان درسته یا نه دوم شد دیگه؟؟ اونا حواشیشون کمتر بود و توجه شیطانی روشون نبود و تلاش هم کرده بودن و واقعا بچه های پاکتری بودن و خدایی تر از فوتبال که همش توش فحش میدن تماشاگران اگر حتی خود بازیکنم صاف و درست باشه ولی حواشی و تماشاگر و سیستم غلط خراب کرده لذا جو بازیکنان مهمه در رسیدن به هدف و آرزو و هم بلقوه کردن استعدادهاشون !!!خعلی هم مهمه!
یه جوانی نوجوانی قصدش این بوده پنهانی شهوت رانی نکنه ولی نتونسته و مقاومت کرده حالا پیش اومده شکست خورده اصلا نمیخواسته اینطوری بشه حالا این نوجوان مثلا با یه جوان مست عیاش بیخیال که تجاوزم کرده یکیه؟؟ نه این نمازم خونده غسلم میکنه حتی به خاطر اینکه سر دین خدا است شایدم خدا بخشیدتش ولی شیاطین افسرده و وسواسی اش کرده اند به طوریکه همش احساس گناه داره و الان حتی افسرده است و نمیخواسته هم اینکارا کنه و توبه هم کرده این خعلی برای خدا ارزش داره وگرنه دین نگفته جلوی غریضه ی جنسی وای سا گفته حرام نکن گفته زن بگیر اگه نمیتونی کنترل کنی وگرنه مبارزه با غریضه ی جنسی مثلا مبارزه با قوانین الهی است و افسرذگی میاره خواری میاره نمیدونم آدم خودپرست میشه مریض میشه اگه ارضا نشه اگر بدجور و با حرام ارضا بشه که بدتر دیگه!!! لذا اینا سیروسلوکی است برای چوانان و محله آزمایشه خدا هر دردی آفریده بعد مارو همیطوری ول کرده؟؟ حتی اونا که زن ندارن هم ول نکرده و راه براشون گذاشته مثل ازدواج! دیگه ازدواج نهایت و سرآغاز کاره وگرنه اگه بمیره میگن جوان ناکام حالا همه نوع کامی و فسادی هم کرده ممکنه لذا چی شد؟؟ توبه پای بندی به خدا برگشت و مقاومت وگرنه یک نوجوان حرامه مثلا فکرش جنسی باشه یعنی کنترل نداره و باید درسشو بخونه مثلا حالا وقتی هم ازدواج کردن به خودشون فحش میدن که این چه کاری بود لذا هر سنی سلوکی داره دیگه چرا بعد ازدواج ناراضی هستی؟ حالا تازه باید بچه هم برامون بزایی لذا پس خراب کرده کارهاشو و کارهارو و بدساخته زندگیشو بازم جا داره توبه کنی دیر نیست!!!و اما اونایی که پیرن حالا اونا تازه فهمیدن ارتباط جنسیشون خراب بوده شاید و حالا تو پیری پیرمرده قدرت جنسیش قوی هم هست ولی دیگه نمیشه بچه بزایه و ازدواج کنه لذا به نظر من یه دلیلی که پیرها زیاد استراحت میکنن به خاطر ایمان و هم قضیه ی غریضه ایشونه که یا شیاطین تحریکش کردن یا بیشتر زنانی که مجذوبشون!!لذا هنوز میخان خوش باشن و ایمانشون بالاست دردشونم زیاد لذا بیشتر استراحت میکنن ولی خودارضایی دیگه نمیکنه!!
در این زمونه متاسفانه محترمانه و مودبانه هم که شده پدر خانواده باید زور بگه و زنو بچه هارو ذلیل کنه حالا که صحبت از پدر شد بز بگم اینه قضیه که قبلا پدرا بچه ها رو تنبیه و کتک میزدن ما هم بی نسیب نبوده ایم و این وظیفه شون بود الان وضع بدتر شده مشکل روانی پیش اومده لذا پدر باید بچه هاش رو روانی کنه خودش قبل از اینکه دیگران اینکارو کنن هرچه خانواده شلوقتر باشه وظیفه ی پدر سختره در این روانی کردن ها و انجام این وظیفه من خودم از کوچیکی کتک میخوردم و تو دعوا ها در نوجوانی که قوی شدم و کتک نمیخوردم دیگه بابام میگفت اگه تو جامعه اینطوری با کسی صحبت کنن یه تیپا اوردنگی چیزی میگفت یادم نیست خلاصه بهت میزنن جامعه لذا باید تمام اصول های شیطانی و فتنه هارو پیدا و پیاده کنه در خانواده چرا؟ چون صبر بچه زیاد شه دیگه نمیشه با محبت صرف و روی پر قوی بچه رو بزرگ کرد البته رندانه یعنی هر ظلمی که بابام بهم میکنه بعد میام بدیش رو بگم خدا طرفداریم نمیکنه و انگار نمیتونم ظلمش رو اثبات و حق خودمو بگیرم لذا داره رو اعصابم کار میکنه که فردا قیام نکنم یه وخت خخخخ بله باید ظاهرا شیطانی کار کرد مودبانه ولی باید باطنا هم خدایی کرد ولی مودبانه و محترمانه یعنی بچه ایم دیگه پدرمون رو درک نمیکنیم گاهی پدر مادرم رو طوری خوار میکنه که اعصابم خورد میشه ولی یکصدم این خواری رو نمیتونم تحمل کنم لذا مادرم فدا میشه مریض میشه که فردا من در این جامعه ی شیطانی طاقت داشته باشم پیش شما که ذلیل بشم و پدرم آینده رو میبینه و میدونه لذا تمام اعمال روانی رو پیاده میکنه محترمانه روی من و من فکر میکنم پدر بدیه درحالیکه جامعه خرابه و خراب میکنه نمیشه که گول یه دختری بخورم که ظاهرا محجبه است و یه عمر باهاش ازدواج کنم چون خوشکله لذا اختلاف خانوادگی در خانه ها چیز شایعی است جاسوسی بابه و زندگی ها اینطوره که گاهی چند خانواده باهم زندگی میکنن ولی خانواده ها جدا از همن اینا اتحاد دارن و پدر و مادر فثط میفهمن که دایی ایشم از دور نظارت دارن بر خانواده و میخان قوی باشن اینطوری شده لذا فتنه میباره دیگه عذاب های آینده همش روحیه و شما از شیاطین مخصوصا جن نمیتونی شکایت کنی چون مامور خدان کلا و اختلاف درست میکنن راحت لذا باید زندگی شیطانی رو نشون بچه داد که وضع اینه که گول محبت یه زن رو نخوره گول صفا و صدق ظاهری رو نخوره و از پدر و مادر دور شه لذا دستگاه ها سخت گرفتن ازدواج رو چون نگرانن کل سیستم بهم بریزه و سرمایه هل بپاشه در این فضای شیطنت آمیز که یه مرتبه برای نشان دادن فتنه و مشکلات اجتماعی و آینده ی بچه پدر نقش شیطان رو پیاده میکنه درحالیکه مومنه و نماز شبم میخونه حرف زیاده مثلا بابای من یه لحظه شیطانی میشه و نمیشه باهاش حرف زد اگه حرفم بزنی بدتر میشه وضع و یه کارایی و حرفایی میزنه که مقصرتر میشیم و دست خودش نیست و میگه مامانم دیونه بوده یعنی میگم یه ربطایی به عالم ارواح هم داره کاراش که سردرنمیارم هرلحظه یه نقشه ای داره و مادرم رو خوار میکنه من بهش میگم حاجی خانم پشت سرش چون تو دلش زنهای زیادی حکومت دارن البته اینم که میگن آزار زن شیرینه بخش زیادیش روانه وگرنه من جای مامان بودم یه لحظه هم تحملش نمیکردم چون میبینم که داره خوارش میکنه و کاری هم نمیتونم بکنم!یعنی میدونم کاراش محض رضای شیطانه و زنان تو شکمش ولی چ کنم؟؟؟ما هم تمرکز شیطانی در خانواده زیاد داریم که اینکارای منم دوچندان کرده البته بعضی مواقعم الهی میشه جنگه دیگه!!!لذا در تشکیل و حفظ خانواده بد جلو رفنیم نمیشه گفت حمایت نکردیم نه میشه گفت باید بکنیم وفضولی و تجسس!!!لذا بابام چک میکنه هر راه نفوذ شیطانی باشه نزدیکم میشه بیاد رو مخ و روانم نمیدونم اینکارش درسته؟؟ خوب فرشته هام مدد نمیدن دیگه همیشه اونم میاد رو مخم برعکسشم هست اگه الهی هم باشم خوشش میاد باهام حرف بزنه وگرنه محل سگم بهم نمیزاره درحالت عادی البته تقصیر کارای خودمم هست مثلا من دلم نمیخاد موقع وبلاگ نویسی و وسط نوشتن مطلب یهو کسی مزاحمم بشه و حالا که نورانیم سوال پیچ و جواب گوزم کنه آ حواسمو پرت!!! لذا اگه فضای سنگین نوشتن وبلاگ داشتم میبینم که تو خونه یواش با صدای پایین صحبت میکنه!!!
امشب رفتم سخنرانی آیت الله فاطمی نیا ره رو گوش کنم درمورد عرفان نظری هم صحبت کردن و همه سخنرانیشون عرشی و نورانیه کلا خلاصه گفتن که عرقان نظری یک فن است!!! منم دیدم اولا باید چک کنم عرفان نظری چیه چون در عرفان نظری ما قبلا بد بین بودیم که باید عمل کنیم و اینا و میگفتیم مثلا غربی ها میرن این کتب عرفان نظری مینویسن ولی از عرفان عملی هیچ نمیفهمن البته فهمیدن این کتاب هم گفتن که بعضیا میخونن و نمیتونن ادامه بدن کلا یا نمیکشن و اینا یا نمیفهمن و مشکله منم خودم دیدم دراین مباحث عرفان نظری دارم مینویسم حدودا گفتم به خودم چرا نرم داتلود کنم و علمم رو زیاد کنم لذا رفتم سرچ کردم دانلود کتاب عرفان نظری و کتابی در عارف بزرگ محی الدین عربی پیدا کردم که چون چیزی نفهمیدم ولش کردم یعنی در غرفان نظری حتی یه زنی هم میتونه نظر بده چون فنه و تکنیک البته منم گول تکنیکشو خوردم که یه فنی چیزی یاد بگیریم و جالب بود که چندین فن براتون نوشتم که بذون اونا نور خاموش میشه مثلا چه طوری در فضاهای مختلف باید قرآن خواند اینا جای بحثه خلاصه اون کتاب رو گذاشتم کنار و سرچ کردم بهترین کتب عرفان نظری که وبلاگی پیدا کردم که استاد الهی قمشه ای چه کتبی رو پیشنهاد داده و کتاب های زیاد که در سخنرانیشون توصیه کردن بود که لینک وبلاگ رو میزارم حالا ولی قبلش اینکه آقا ما یه کتابی بخوایم بخونیم بعد چیزی تو ذهنمون نمیمونه و هیچی نمیفهمیم حالا این چطوره که استاد قمشه ای این کتاب هارو خوانده تحلیل کرده و بعد یادش مونده ودر جنگ شیاطین سخنرانی میکنن؟؟ یه گنجی است در این فضاها بشه سخنرانی کرد یعنی من از خواندن قرآن و کتابها فهمم خعلی وقتا زیاد نمیشه و هم اگه چیزی تو ذهنم موند روخارج میکنن شیاطین چه برسه تحلیل میکنن استاد و در جنگ شیاطین سخنرانی و ادامه میدن در این فضای شیطانی پس باید قدر چنین استادانی رو دانست و اما لینک اون وبلاگ اینه:
http://khalil-khoshrou.blogsky.com/1387/12/04/post-12/
پ
پست شخصی است دیشب بابام لب تاپم رو ورداشت و از فیلتر رد شد برای فیس بوک یعنی خودم بهش دادم بعد گفت که علی دکمه پ کدومه منم گفتم کنار اینتر هست بعد الان که وبلاگ مینوشتم داشتم مینوشتم که دیدم پ کار نمیکنه و مینویسه / خلاصه اعصابم خورد بود که این چه فتنه ی است دیگه چه کنم با سر برم تو دیوار خوبه؟؟ تقصیر کیه؟ تقصیر بابامه مثلا یا نیروی زمینی یا نیروی هوایی اصلا؟؟ یا نیروی دریایی اصلا تقصیر ارتشه یا سپاه؟؟ نه تقصیر خودمه خخخخخخــ لذا الان با لب تاپ بابام اومدم بالا دیروز بابام رفت شیراز میخواد برگرده امروز براش دارم!!!یعنی میخواستم بنویسم پیدا پ کار نمیکرد منم اعصابم خورد شد اصلا نوشته هام و جو و چیزایی که میخاستم بگم عوض شد یه متن دیگه ای درومد!!!
خدا در قرآن میگه کسانی که خدارو فراموش کنن اون هارو خدا واگذار میکنه به خودشون یعنی مشغول میکنه تو عالم خودشون باشن حالا عالم خود و مشغولیت به خود چیه ما نمیدونیم دقیقا شاید ولی دیگه هدایت مثلانمیشه اگه خدارو فراموش کنیم ولی حالا مومن هرچی ببینه و تمرکزش باشه نورانی میشه لذا شیاطین به مومنین نزدیک میشن و آرامش میگیرن و اصلا نمیتونن جدا بشن مثلا عکسی رو بزارن تو تابلو خوب هم ممکنه به گناه بیافتن چون قشنگه و هم پیرمردا مثلا حواسشون میره به این عکس و انگار حتی دعاش کرده اند لذا عکس مومنان رو تماشا کردن حتی اگر ذکرنگیم هم اگر مومنی چشمش بخوره انگار داره دعاش میکنه پس حواسمون باشه با مومنان بازی نشه و تمرکزشون رو با زور نگیریم وگرنه اون حتی اگر بیان مردم آزاری کنن و بخوای فحششونم بدی چون نورانی است ذهنت و حواست پرته داری بهش نور میدی لذا پیش بزرگان بودن و حرم رفتن هرچقدرم بد باشیم بازنورانیمون میکنه مثلا من الان داشتم قلیون میکشیدم ولی خواسم پرت میشد به آدم هایی که خاص نیستند و مهم نیست و ربطی نداره و حسینی نبودم یا میخواستم صلوات برای بزرگان بفرسم ذهنم کنترل نبود و میرفت روی یکی دیگه پس کنترل ذهن مهمه که مومنان باید فکرشون و تمرکزشون به بالا باشه وگرنه خدایی نیستیم!!!کنترل ذهن هم بخش اعظمیش با تمرین حله و بخشیش میتونه کشش و محبت بزرگانه که توجه بهمون دارن و ما نمیفهیم خعلی وقتا و ردیابی نمیشیم ولی خوشیم و فکرمون الهی است و پوج نیست و از دور فکرمون رو به سمت خوبی ها یا حتی ممکنه به خودشون جلب کنن بزررگان!ولی بلخره بابای من مثلا رو مخه دیگه و زحمت برام کشیده نمیشه رد کرد ولی مومنانی که مخصوصا اشک دیده دارند نگاه به ما اگه بکنن هم وجودمون نورانی میشه آنانکه با نظر خاک را کیمیا کنند آیا شود گوشه ی چشمی به ما کنند؟!!! لذا اینا همش سرش جنگه که ما میگیم !