George Just
Regional Sales Manager at Talari Networks
- United States
- Telecommunications
ببینید هنوز جا داره ما از نماز مغرب برمیگردیم و ایشالا چند تا فیلمم تو این خونه باید برم اون یکی خونه اصلیمون پیش خانواده بزارم براتون اینجا وای فای ندارم و احوال ماندن وگرنه باید کاری کرد در این خونه خالی!!! آقا ما یه ذکری گفتیم و یه جوان تو راه مشهد که فقط یکبار با کاروان رفتیم یواش گفت که استادم بهم گفته کهبا این ذکر همه کار میشه کرد!!! آقا ما هم امتحان کردیم ولی خعلی تو حالش نیستیم ولی در نماز امشب گفتم و ذکر معروفیه لاحول و لاقوة الا بالله که بعضیا هم با العلی العظیم میگن لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم!!! خوب اون موقع نوجوان بودم برای دفع شهوت میگفتم بعدها برای زیاد شدنش چون قرص ولی همیشه با کینه و قصد قدرت و اینا وزور در صورتیکه شاید تو قرآن هم باشه و حق میدیم امام زمان عج سو استفاده شما بگو استفاده ولی منم اونکارمو نتونستم به هدف برسونم ولی جا داره این ذکر یعنی امام حسین علیه السلام ذکر قرآنی رو برای کشتن دشمنان به کار نبرد اکرچه در کربلا گفتن این ذکر را!!! یعنی هدف چیز دیگر است یا شناخت یا خدا!¡! پس هنوز جا هست برای خدایی شدن و آدم شدن خود و شناخت رب العالمین شما حالا فکر کنی به معنیش یعنی قدرت سلاح و شمشیر دشمنان باید خدایی یا از کار بیافته اصلا!دیگه شما درمورد ذکر((( لااله الا الله))) چی میگویی؟؟؟سوختن امام حسین ع یعنی همین که آقا و حتی یارانش هم میتونستن حتما که دل سخترین عذابها گفت ولی کجا گفت کجا بود چه شد؟؟ نه که نگفتا! حالا ما اینجا در این خونه خالی مهمون بودیما که اینطری شد!
ببینید هنوز جا داره ما از نماز مغرب برمیگردیم و ایشالا چند تا فیلمم تو این خونه باید برم اون یکی خونه اصلیمون پیش خانواده بزارم براتون اینجا وای فای ندارم و احوال ماندن وگرنه باید کاری کرد در این خونه خالی!!! آقا ما یه ذکری گفتیم و یه جوان تو راه مشهد که فقط یکبار با کاروان رفتیم یواش گفت که استادم بهم گفته کهبا این ذکر همه کار میشه کرد!!! آقا ما هم امتحان کردیم ولی خعلی تو حالش نیستیم ولی در نماز امشب گفتم و ذکر معروفیه لاحول و لاقوة الا بالله که بعضیا هم با العلی العظیم میگن لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم!!! خوب اون موقع نوجوان بودم برای دفع شهوت میگفتم بعدها برای زیاد شدنش چون قرص ولی همیشه با کینه و قصد قدرت و اینا وزور در صورتیکه شاید تو قرآن هم باشه و حق میدیم امام زمان عج سو استفاده شما بگو استفاده ولی منم اونکارمو نتونستم به هدف برسونم ولی جا داره این ذکر یعنی امام حسین علیه السلام ذکر قرآنی رو برای کشتن دشمنان به کار نبرد اکرچه در کربلا گفتن این ذکر را!!! یعنی هدف چیز دیگر است یا شناخت یا خدا!¡! پس هنوز جا هست.
ببین من درمورد بابای کثافتم صحبت کردم و همش به زندگی خانوادگیمون ربط نداره من وبلاگ نویس بودم هیچگاه پلیس جرات نداشت به من نزدیک بشه تا دیدن دارن میشن یا اوضاع به هم ریخته است بعد بابای کثافت من که سه بار زنگ زده منو ببرن تیمارستان اصلا بزار واقعیتشو بگم که همین الانم نمیدونم شغلش چیه فقط میدونم کارمند مخابراته ولی هرموقع پرسیدم ازش چونکه جلوی فامیل ضایع نشه و لو نره و سوتی نشه هیچی نمیگه که داره دقیقا چکار میکنه خلاصه نه تنها عامل پسرفت و بدبختی من و مامانم و بچه هاست بلکه امروز بعد نماز تو دستشویی حس کردیم که بازجوی زنان هم هست یا بوده!!! البته همه ی بدبختی های بابام هم تقصیر کارای خودمه ککه وبلاگ دارم و اون بدبخت خودشو سد راه من کرده تا جایی که لقمه ی حرام تا جایی که هر بدبختی که داشتن که سر من خالی کنن سر ایشون خالی کردن خوب منم بهش حق میدم که جرا زنده ام اصلا با وجود این غول عوضی ولی اگر راستش رو بخوای خودش دوست داشت و داره که رئیس باشه که زور بگه و بپرستنش و زن بازه و نمیدونم چند تا زنم داره خودش پیش مامانم به من خسودی میکنه اگه ننه م بهم محبت کنه زورش میاد اگه به فقیری کمک کنم زورش میاد و همه رو هم گول زد یعنی همه فکر کردن که استاد من بابامه و همه کاره اونه درصورتیکه اینطور نبود میگفتن که اگه این بچه این حرفا بزنه دیگه باباش کیه و طرفداری از اون کردن و منو هم راهی تیمارستان اصلا وبلاگ منو سال 88 فیلتر کردن که کار خودش بود چون زورش اومد!!! خعلی ظالم کرده ولی پیش من خعلی اولش مهربونه و نگاه میکنه ببینه من محافظت میشم یا نه اگه مثلا فرشته ها پیشم باشن و وبلااگ بنویسم نمینونه با هم حتی حرف بزنه ولی اگر راه بازه باشه باهام درگیر میشه و میاد رو مخم راه میره!!! ریاکاره خلاصه!!!بله تقصیر کارای من بود که رفته پلیس شده از زنانی که رو مخ من بودن بازچویی کرده و استاد بازجویی و سوال و رو مخ رفتن و عصبانی کردنه حالا دیگه بنده ی خدا اونموقع من نور داشتم و کمکش میکردم از درون ولی الان دیگه اونطور نیست وضع و من شناخته شده ام چون سیتستم رو بست روی فالمیل و فامیل ما هم جاسوسی و هرکاری بکنن و اینا و اگه مثلا من حرفی منطقی هم بزنم فقط حرف بابام رو گوش و طرفداری کنن ولی الان جدیدا حس میکنم یه زنانی همش میگن آخه ی آخه ی بدبختا دلشون رحم اومده یعنی رنگ عوض کردن کار نداریم تا جایی که بیچاره ننم رو فرستاد بیمارستان و هممون رو روانی کرد خوب منم غیرتم اجازه ی وبلاگ نویسی داد و تقصیر منم نیست اینا آشغالن یه مشا پشت آشغال که جز زور گفتچیزی بلد نیستن و از خودشون و قدرت و جایگاهشون میترسن امام زمانم کاری نمیتونسته بکنه!خلاصه چندین سال پیش قبل تیمارستان دوره ی دبیرستانم دیدن نمیتونن کنترل کنن اوضاع رو بعد بابام رو بازجو کردن که کسانی که روی مخ منن از جمله زنان رو بارجویی کنه خود بابام چون وضع خودم بد بود مجبور شدن بابامو داخل کنن تو ولی اوضاع اونم معصوم نبود و الان سد کارای منه چه گناه چه وجدان چه هرجایی خرابکاریه اینا اومدن درسش کنن نتونستن چون خدارو نداشتن و دکتر بود و زور و منم تیمارستان البته اون موقع بازجویی زنان اون موقع مشکل کشور زنان بودن که دوست ندارم باز بپرستن مارو!
خوب درمود درد صحبت کردیم که درد خدا است و هشدار میده و کلیپشم در کلیپدونم هست فارق از یه نظر از استادان و پورفساران برای این نظریه!! ولی درد پوست با درد استخوان فرق داره اینو میخواستم بگم که درد پوست شما سینگنال بدنت رو میدن ربات یا اصلا کاری میکنن که بافت یا پوستت درد بگیره و ناخودآگاه دستت باز بشه و شما داری رانندگی میکنی و تصادف میکنی لذا سوره ی ناس همینه قبل از اینکه از شر شیاطین راحت شیم باید از دست ناس راحت بود چون اسم سوره ناس هست کلا خدا میدونه دارن چه کارمیکنن اینا! یه نکته ی دیگر اینه که درد شناس باشیم حالا نمیگم درد روحی که درد روح رو روانشناسم نمیتونه درمان کنه و فورا قرص میدن که اشتباه است باید روی رفتار بیشتر کار کرد ولی درمورد در ظاهر و درد جسم که بیشتر زنان وسواس دارن و میتونه اگر درد زده به استخوان باید درد شناس بود بعضی دردها واکنش سخت داره و فحش بعضی درد ها باید اصلا باهاش بازی کرد مثلا جابه جا شد و حالتت رو عوض کرد باید با درد بازی کنی خعلی اوقات پس و به درد هم باید واکنش داد اما واکنشی ثابت شده و واقعی و راز هم هست من الان رازم اینه که هیچکس جز خدا نمیداند پس وقتی درد استخوان بگیری عمرا روانشناس و شیاطین بتونه بفهمه اونا فوقش بر پوست آسیب بزنن اگه به استخوان بخواد آسیب بزنه اولا سخته دوما جادوگر باید نزدیک باشه از راه دور نمیشه اینطوری چشم زد مگر اینکه قوی باشه و روحانی و از طرف دین و عارف باشه و اینکاره که دلیل نمیشه روی هرکسی پیاده کنند ولی وقتی استخوان هم درد گرفت باز باید دردت رو بدون وسواس بشناسی اگر شیطان زده باید بدونی چه باید کرد طبق تجربیاتت بعضی مواقع باید فکر کرد و پرسید که چی شده که اینطوریه بعضی مواقع باید جابه جا شد بستگی داره به وضع هرچی هستت اینکه من خودم قرار داد دارم که سمت راست بدنم برای عالم بالا و چپم اگر خود به خود این خود به خود مهمه نه که ریشه به درون بزنه بعد حالا بخوای فکر کنی بلکه دیگه کار گشته سمت چپ شهاب حسینی؟ اینه که مال خودشه و تو اگه مثلا پای چپت خود به خود یه دردی گرفت میتونی خداروشکر کنی که مرگم رو برسان علنا اینکارو میتونی بکنی تا همه بفهمند اینجا علنا باید نشان داد چون ما مورد توجه این و در دید و صحنه ایم که این هشدار داده ولی بعضی مواقع خطره بعضی مواقع دارن توهین میکنن بستگی داره قلب سمت راسته شهاب یا نه اگر سمت راستت درد گرفت توهین دینی است! و باید واکنشت اندازه ی غیرت یا چیز دیگگه باشه ولی اگه سینه درد گرفت و فشاری بر قلب اومد قلب سمت چپه و دروغ میگه مهم نی یا درمورد عاشقانه و بازم مهم نیست عشق مجازی شاید در شرایطی یعنی نمیخواد پی گیر باشی دخترا اینا زورشون اومده مثلا!! حالا شما میتونی از اون وضعت کوتاه بیای و مثلا میگن اگر کف پات بخواره دارن فحشت میدن یه عده! ولی درد چیز خوبی است برای سرکار گذاشتن مثلا آروم ران پات بخواره چی شده؟ روانشناس قاطی میکنه اگر الکی ران پات رو بخوارونی چون خواروندن در مورد پوسته و میشه شناسایی کرد که یه حالتی در شما ایجاد شده که داری میخوارونی پاتو یعنی روانشناس میدونه حالتو ولی درد مفصل رو نمیفهمند چون اولا گذرا هست دوما درد خود خداست پس یه نوع غفلت هست که هشدارشو میدن با درد زودگذر نه اینکه یک درس باشه و بخوای هدایت کنی امت رو با خودت و دردات! مگر اینکه درد روح رو بدانی و بتونی انواع دواهای روحی رو بدانی مثل مراجع تقلید که میدونن مشکل روح کجاست مثل روانشناسان که درس خوندن و بیماری رو میدونن!
آقا ما اومدیم بریم اون یکی خونه که دیدیم ای ووی ای پولمونااا نیست یعنی کیف پولوم تو چلوارم نیست جه کنم به هرکی شد تهمت زدیم پیدا نشد دیشب هم ننه م کارتوم داد گفت برو عابر بانک 200 تومن پول بگیر چون هر روز 20 هزار تومن پول گیرم میاد از حساب ننه م خلاصه ما هم رفتیم پول بگیریم تا اینکه کارت و رمز و مقدار و همه چیزو دادیم به دستگگوو بعد یه یارو عقبم وایساده بوده گفت کارتت وردار که مثلا خرابه دستگاه آقا ما هم حواسمون نبود ورداشتیم وقتی رفتم تو ماشین به خودم گفتم آیا وقتی کارت رو برداریم پول میده دستگاه؟؟ دیگه شک کردم با مرده درگیر شدم و اینا البته مودبانه تقصیر خودش بود چون اولش بهش گفتم اون یکی دستگاه خرابه؟؟ همش میگفت بله بله بله دوباره گفتم مگه اونیکی خرابه گفت مشکل داره بعدشم دخالت کرد و گفت کارتتو بردار منم زود ورداشتم رفتم. خلاصه دیشب بلخره نفهمیدیم پول کم شد یا نه ولی پولدار شدم از یه عابر بانک دیگه بعد حالا اومدم برم اون خوونه ی دیگه مون میبینم که کیف پولم نیس! خلاصه آقا ما هم که میدونی زود عصبانی میشیم و زود رنج به همه تهمت زدیم و بعدشم بلند بلند که خرف زدم به مامانم میگفتم اگه گذاشته بودی با یه جن دوست بشما الان بهم میگفت کجاست!!! خلاصه آقا نتونستیم بریم و داشتیم گیر میدادیم مثلا میگفتم که ما داستان هم بنویسیم یه عده هستن اصلا شغلشون اینه اصلااکینه دارن که فتنه کنند! میفمی که چه میگیم ما اینجا میشینیم مینویسیم بزرگش میکنن تمیدونم مشکوک میشن حالا قبلا زور هم داشتن یعنی قبلا خعلی وضع قضایی خفن بود! اینا داستان س قدرته داستان سر شهرته لذا الان که میبینی کاریم ندارن خعلی چون قرص روان میخورم چون اداری نیست قضیه میفهمی؟ خدارو شکر مامانم الان کیفمو پیدا کرد خوب قضیه متنفیه ما بریم ایشالا خونه ی دیگرمون خنده نداره!!عه وی ی
الان دوتا مصداق بیشتر در ذهن ندارم ولی این یه اصله عرفانی است که برای وصل شدن به بالا باید از عشق مجاز یا زن گذشت یعنی مراحل اولیه خر شدن یا آسان گرفتن است یا خودمونی شدن و راحت گرفتن اینکه چیزی از عالم بالا و عرفان نسیبمون بشه یعنی نوعی تمرین است خودش که باید با عشق به زن به خدا رسید ولی برای رسیدن به خدا باید اون عشق مجاز رو که تو را آشنا به مراحل سخت یا آسان عرفانی شده بود و بدون آن مجاز نمیشد بدان رسید رو تکفیر کنی مثلا باید عاشق زن بود گرچه عشق هوس است و بعد ارضایی دوری است و این خلاف این نیست که بی ادب و بی اخلاق نسبت به زنمون باشیم ولی موقع نماز خواندن باید به خدا بگی با حال و زبان بی زبانی که ای خدا من تو را بیشتر از آن جنونی که به خاطرش در بغل زنم مثلا رفتم دوست دارم حالا که بیشتر از زنت خدارو صادقانه دوست داری وارد مرحله ای جدید عرفانی شده ای اصلا!!! که اگر عشق مجاز نبود ممکن بود این حال خدایی کسب نمیشد گرچه لاید مجاز رو رد کرپ حتی در عالم واقعیت هم عقل میگه من به خاطر شهوت مثلا بوسیدم زنم رو و تحریک شهوت گفتم دوستت دارم حالا ممکنه شما عشقت بهتر باشه از عرف جامعه یعنی قدر زنتو بهتر از دیگران بدانی ولی این مثل اینه که شما در کامپیوتر عکس جزایر هاوایی رو ببینی و هوس کنی بری و حالا رفته ای دیگه از نزدیک دیدی بله یه چیز دیگه ایه حالشو میبریم ولی اون عکس تو را آشنا و تحریک کرد که بری واقعیت رو ببینی!ولی جزایر هاوایی که مثل عرفان نیست یعنی وقتی به جزایر رسیدی ناخودآگاه عکسه بی ارزش شده و فراموشش خواهی کرد!!!ولی برای عرفان سخته دل کندن از تعلقات دنیا
آقا یه پست شخصی بزنیم به قول شاعین درد شخصی اجتماعی شد یا برای حیثت خودمون داریم میجنگیم و اینا یعنی اولا ما کاری خعلی به کسی نداریم و خودمونی هستیم تو خود دوما جوانا باید راه رو بشناسن از ما عبرت بگیرن که از خودمون میگیم بعد شاید بعد جمعی میگیره خلاصه من خودم اعتراف کنم از این فیلم ها مثلا که تلوژ نشون میداد یا سریالها اولا بعد جمعی اینه که به دستگاه قضایی لااقل میخوره نه اینکه بدشون نیاد پلیسا وقتی فیلمی میسازن در تلوزیون سیما بلکه منظور اینه که اگه دستور اطلاعاتی دارن مثلا اطلاعاتیا بین خودشون که حتی ما خبر نداریم اگر مثلا قراره پلیسا با کسانی برخورد کنن این ضوابط فرهنگ سازی میشه در فیلم حالا ما دستگاه قضا رو گفتیم هزاران خطر هست هزاران ایده ی جدید و سبک زندگی رو میگم دیگه که حتما در فیلم های صدا و سیما اولا نشون داده شده که آقا شرایط اینه مثلا چه طور با پلیس برخورد کنی ما که جرات نداریم در فیلم ها صحبتی از رییس جمهور کنیم ولی مثلا عالم دکتران رو نشون میده یا عالم همه چیز دیگر رو که شرایط الان چیه و درآینده حتی از این به بعد قراره اینطوری باشه پس اولا ما از کودکی یاد گرفتیم چه طور بسازیم یا شایدتم خیالاتی هم شدیم که مامورا مهربونن ولی خطرهارو گفتن حالا داشت زمان قبل انقلاب رو نشون میداد فیلم و ساواک رو ولی شرایط بدتر امروز بود که الان گذشته و به وضع الان کار ندارم یعنی از ایام کودکی ما خودمون فیلمساز به بار اومدیم و وبلاگ داریم لذا فیلمها علاوه بر شخص بنده کلا روی همه تاثیر داره و چون دستگاه دولتی و قضایی مثلا عوض میکنه این فیلم یا دستوراتشون هست همه ی مردم فکر میکنن زندگی خودشون فیلم شده منم از کودکی تا الان دیدم به سریالا و فیلما اینه که زندگی خودمو توش میبینم مثل شما شاید نکته ی دوم اینکه یک اهدافی این فیلما دارن یعنی نقطه ی اوج و آرمانی رو نشون میدن و جامعه ی سالم رو گاها که آقا فلان شرایط خوبه یعنی تو فیلم ها بلخره هدف دارن که اغلب خوبی ها پیروز میشن و قهرمانان نمیمیرن و اینا که حالا نکته ی شخصی همینه که همین باعث شد من بدبخت خیالاتی بشم مثلا دیدم در فیلم سبنمایی ای قدیمی که بازیگره تو مسابقه قهرمان شد و اومد شهرشون و مردم شهرش بلندش کردن و اینا تا مثلا چیز شد مشکلات پیش اومد خوب من عقلم گفت و فهمید که آقا اگه من قهرمان بشم ضعیف و خوار میشم ولی از طرفی دلم گفت تو باید قهرمان بشی یعنی خیال من از قهرمانی اینه که مردم جمع بشن و روی دوش ببرن و من پادشاه شم این یعنی اصلا به اینا کار ندارم میگم بلخره خیال پرستیده شدن در من ایجاد شده و قبلا هم به این شرایط نزدبکتر بودم و میخاسته رخ بده یعنی این فیلما مصداقش رخ میده نه که نمیده ولی فیلمه دیگه یعنی در فیلم شما افراط کردی زیادی پسندیدی و پرستیدیش حالا ما هم به هدف دنیویمون و انتظار فیلم و نویسنده شاید رسیده باشیم ولی بی توجهی شده و الان اصلا میترسیم دستگیر هم بشیم از تو خیابونم رد شیم شاید ترس داریم!! یعنی من از کودکی شرایطم طوری بوده که باید به قهرمان داستان برسم و اغلب رسیدم و لااقل حال و احوالشو داشتم ولی به حالت مثلا رسیدن به بعضی چیزا مثل زن نبوده و عقده کردم الان حتی تو فیلما که زن بگیرن شرایط زندگی خوب نیست و ایده آل لذا الان از زن عقده ندارم و از قهرمان شدنم ندارم بلکه چند سال پیش رفته توی ذهنم که مردم منو مثلا میپرستن و حتی ترسیدم هم و پناه بردم بخدا ولی چون اون شرایط پیش نیومده هنوز هم ترس دارم هم نمیدونم وضعم و سطحم چیه و هم خیالاتی شدم که اون شرایط پرستش باید ایجاد بشه از طرفی گذشته م ثابت کرده تا ما خدایی شدیم منحرفمون کردن و حمله و فتنه شد یا خودم گناه کردم و ضعیف بودم لذا موندیم تو گل شکایت نکنید و از گذشته تجربه کردم هرچه قدر نفهمم کی هستم بهتره و گوشمو ببندم به کسانی که میخان بزرگ جلوه بدن منو وگرنه با سر میخورم زمین یه عمر بود که زنان دوستم داشتن و منو با استغفرالله استغفرالله کی بگم? جابجا گرفتن حالا درس عبرتیه که بزرگم نکنن و خوارم هم!!و شرایط اونموقع هم برای طهور حضرت بهتر بود الان ایمان پرکشیده از دلها رفته و تلوزیون مخ میزنه مجالس دین و حتی تجمع شهدا کم شده !!!من خودم شرایط سختیه روانی و شیطانی و افسردگی و اسارت داشنم الان بحمدالله بزرگان هوامو دارن کنترلم میکنن حالا پست شخصی است که میگم اینارو وگرنه شرایط روحی من خوبه ولی شرایط دینی جامعه هست که پایین اومده.
آقا از بالا میگن باید آگاهی داد من درمورد خودم اینکه حس میکنم اصلا تلوزیون و اخبار و اینترنت و اینا مثلا خانوادگی و قوم و خویشی باشه! یعنی مثلا اقوام ما اومدن رو مخ من و خانواده ام جاسوسی کنن دیگه مثلا اگه گارگر باشی برنامه ی تلوزیون مثلا در روستا و شهر متفاوت باشه خوب به منم حق بدین من این همه نوشتم قریدم یعنی رقصیدم چه میدونم عکس و اینا میبینم هیچی انگار واقعا مخلصانه برای خدا بوده یا دفع و دفن شده حالا ما خودمونم تا حدی نمیخایم مشهور باشیم چون الگوی مشهوریت تو شیراز ندارم اینجا سیستم فرق داره میدونی ما خانواده داریم از جونمون میترسیم حالا شایدتم همه شدن سایلنت و نامحسوس بی صادق! شایدتم سنم نمیکشه شایدتم باید خواهرام ازدباج کنن تا بشه آب خنک خورد ببین زحماتای من هدر میره بله زیاد شده مطالبم به اخبار بخوره مثلا دویستا خبرنگار خوب چندتا گزارش میخاد از این دویستا چیز بشه لذا تقسیم میشه حالا من کار به ردیابی چشم که اصلا امام علی ع درموردشون حرف زده که این انس شیطانی حالا دقیقا عبارتش یادم نیست اینا از طریق چشمشون شیاطین میبینن از طریق گوششون میشنوند!(! از طریق زبانشون حرف میزنن بله برین بهخونید نهج البلاغه الان اگر اینا مسلط نشن بر چشم من و شما و بچه تون درجاهایی ممکنه که تمرکز شیاطینه و جاسوسانشون اصلا جانت بخطر میافته باید بنده شون باشی باید اخبار مختو بزنه اینجا جنگ نرم و نامحسوس طوری است که میبرنت خودتم نیستی تو باغ حالا نمیگم صدام به بالا نمیرسه بلکه برنامه های تلوزیون زیاده میفمی? خعلی سرمایه گذاری کردن که شورش نشه که مخ بزنن که عوضت کنن طوری که بخان که اصلا خرت کنن که چه آدم بزرگ و برجسته و اگربازیگری چه مشهوری تگر کارمندی چه کارمند خوبی اگر فوتبالیستی همه دوستت دارن همش تمرکز تلوزیونیه البته برعکسشم هست اگه بخان سکته ت بدن و با پیام بازرگانی مثلا حرصت بدن و همه کار میکنن نمیفهمی ولی با دیدن تله ویژ عوض شدی اصلا هدف یاد خدا بود که غافل شدی دل دادی به صورت یارو لاقل نکاه به چهره ش نمیکردی اینا دزدن!!! توجه به حرفش نمیکردی مثلا که نور پرید خعلی اوقات دیدن افراد غربی راحتره تا اینایی که رو مخن و میان و با اهداف حالا کار به سیستم داریم نه تله ویژ بلکه تلوزیون دستگاه مهمی است که سرمایه کاشتن و حبس کردن مارو با یه عده البته حس میکنم بعضی برنامه هاش فقط ثابت نباشه هروقتم چک کردم از اینترنت نتونستم ثابت کنم که فرق داره با تلوزیون و اینترنت باهم ولی به هرحال وضع جاسوسی معلومه که مثلا اقوام رو یه گروه تشکیل دادن دیگه من از جامعه ی مثلا سیستانی و حتی شاید از گروه همسایه دارم گروه جاسوسی فرهنگی میگم فرق داره من الان داد بزنم صدام به گوش رهبر نمیرسه ولی راهی هم ندارم!! میدونی چی میگم میگم امام زمان هم انقدر زور نداره که سیستم اطلاعاتی رو هک کنه بره بالا وای سه بگه منم بیاین! ولی قبلا اینطور نبود هرکی صداش مثلا بهتر بود شناسایی میشد و خواننده هرکس استعداد بازیگری داشت از کودکی شناسایی و به هدف رسیده یا بعدا که بزرگتر شد میشناختنش که این بازیکن بدرد استقلال میخوره الان مافیای اطلاعاتی برای پزشکان و زیرمجموعه هاش فرق داره با معندسان و زیرمجموعه ش یعنی افسار مردم رو گرفتن دست و خاموششون کردن یعنی لختم بشی آبروت حفظه! مگر اینکه از ابزار جدید غرب مثل برنامه های جدید تلگرام و ماهواره و خارج بدی کع اینام مسدود میشه و عادی!یعنی اخبار فردا نوشته شده از قبل بیشترش!!!ببنید هدف این نیست که یه چی بگیم بلکه میگم مثلا تا دهه ی هفتاد یه روستایی هم میتونست اگه زرنگ بود یا حتی شرایط دیگه وارد قدرت شه ولی الان از قبل برای آینده تضمینه که این گروه بچه در رشته ی فلان باید کنار هم در فلان دانشگاه باشن و اگه تعیین نباشه از قبل کل سیستم اطلاعاتی میریزه بهم ممکنه و نظارت سخت میشه و دستگاه تو دستگاه میشه من میگم حبس مردم خعلی هم خوب نیست من میگم توی شهر طبسم میشه استادیوم زد اگر پولداری هست! من میگم سیستم قبل و دهه ی هفتاد مومنان قوی تر بودن زور داشتن ولی خرابکاری زیاد بود من میگم نباید فدای ترسیدن شد و ریسک نکرد و زنانه زندگی کرد و مثل زنان نباید فورا احساساتی شد و حالا کار نداریم به زن بیشتر نظامیه