خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی ؛ خدایا امام مهدی!!!

اکانت باهم: حاج پلیسعلی

بایگانی

بسم الله الرحمن الرحیم

يكشنبه, ۴ آذر ۱۴۰۳، ۰۱:۳۶ ق.ظ | پلیسعلی | ۱ نظر

سلام الان داشتم به زنها و روابط زناشویی نگاه میکردم و کلی لذت بردم و داشتم به مساله روابط یه جور دیگه نگاه میکردم که چجور زنه روش فشاره و با ولع داره میخوره یا مرد داره موهاش رو میکشه و داره آه میکشه ولی از سر جاش تکون که نمیخوره بلکه بیشتر میخاد و میگفتم خدایا نگاه کن چه لذتی زنه میبره و بازم میخاد و حاظره جونش رو هم به عشقش بده و چیزایی و زیبایی هایی میبینی در روابط که حالا یا ما در زندگی عادی نمیبینیم یا زنه حالا شهوتی شده و خر شده و نیاز داره یا اصلا بخاطر پول شاید داره میده ولی به هر حال میخاد تازه اینا خارجی بودن که میدمشون و در ایران عاشقی ها قوی تره ولی خب فتنه ها و دشمنی ها هم بیشتره که اختلاف بینشون میندازن خلاصه من محو زنها شده بودم که اینا برای ما مردان لخت میشن و لباس قشنگ میپوشن و آرایش میکنن و همه کار میکنن برای چه هدفی آیا برای پوله یا نیازه یا محبته یا عشقه؟؟؟؟! ولی قبلا کمتر توجه میکردم که زنها دارن جونشون رو میدن و بیشتر خودم میخاستم حال بدم بهشون دیدم عشق زنها صدبرابر  ما مرداست و مارو لاقل در روابط بیشتر میخان و این خعلی زیباست و درسته من شهوت زیادی ندارم و عقده دارم ولی زنها رو که میدیدم که واقعا میخاد گفتم بله زنه داره فداکاری میکنه نه اون مردی که کارش فقط فشار دادن و فرو رفتنه!!

 

​​​​​

  • پلیسعلی

نظرات  (۱)

داستان جالب بود .خارج شهر و بستنی بابا مامان  و خانواده و ..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی